« خاتمی پیروز انتخابات | صفحه اول | سال نومبارک »

29 اسفند 87

نگاهي به اقتصاد ايران در سال 87

اقتصاد ايران در سال 1387 به رغم بهره مندي دولت از درآمد افسانه ای 70 ميليارد دلاري نفت ، بدليل عدم ثبات مديريتي ، ترديد و ابهام در سياستگذاري ها و ظهور آثار تاخيري سياستهاي اجرا شده توسط دولت نهم ، افزايش نرخ تورم و بيكاري را به صورت توامان (ركود تورمي) تجربه كرد و سال ناكام دیگری را در دولت نهم پشت سر نهاد.
عزل وزير امور اقتصادي و دارايي در ارديبهشت ماه و كناره گيري اجباري دومين رئيس بانك مركزي در دولت نهم در مهرماه (در كنار ديگر تغييرات كابينه) نوعي عدم ثبات مديريتي را در اين سال به نمايش گذاشت كه طبعا هيچگونه علامت مثبتي براي فعالان اقتصادي را در پي نداشت. سخناني كه اين دو مقام كابينه در هنگام توديع خود بيان داشتند هر چند با اين سئوال و ابهام مواجه بود كه چرا اينها را پيش از اين مطرح نكردند اما به طور قطع نقدي محكم و استوار بر نوع رویکرد ، سیاستهای اجرایی و عملكرد اقتصادي دولت نهم بود ، و اينكه رئيس دولت نهم كمترين بها را به نظرات كارشناسي ، حتي اگر عضو كابينه باشند ، نمي دهد و راه خود را مي رود.

فرازهایی از سخنان اقای داود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی در هنگام تودیع اش اینگونه بود :" نسبت به تجربه‌گذشته كشور و با آدم هايي كه تجارب خوبي داشتند نظر مثبتي وجود نداشت و حداقل اين بود كه با ابهام به آن نگريسته مي‌شد. اين در حالي بود كه هنوزم نقشه راه براي آينده مورد نظر نيز آماده نشده بود. بسياري از مفاهيم پذيرفته شده علم اقتصاد در دنياي امروز از قبيل تاثير نقدينگي بر تورم و يا چگونگي تقسيم كار مطلوب بين دولت و مردم زير سئوال بود. به برنامه‌چهارم به عنوان سندي لازم الاتباع نگاه نمي‌شد و اين در حالي بود كه هيچ تلاشي براي تغيير آن نيز نمي‌شد" ،" مسائل جنبي دست چندم كشور كه اصولا اهميت نداشتند در شرايطي، تبديل به مساله‌دست اول كشور مي‌شدند. مثل تعيين ساعت كار بانك‌ها كه ماه‌ها ما را به خود مشغول كرد."، " در مسائل جاري و اجرايي دستگاه‌هاي وابسته نيز ما همواره شاهد فعاليت گروه‌هاي فشار بوديم كه سعي مي‌كردند با اطلاع رساني غلط حركت امور را در جهت مورد نظر خود تغيير دهند."، "به قرار اطلاع در قسمت بازرسي رييس جمهور افرادي نفوذ كرده بودند كه جزو ناراضي‌هاي دستگاه‌ها بودند. عده‌اي هم بودند كه صلاحيت پذيرش شغل نداشتند. به طور مثال معاون اقتصادي بازرسي يك دامپزشك بود قاعدتا اشراف او به مسائل اقتصادي نمي‌تواند بالا باشد. اين افراد با دسترسي محدودي كه داشتند، به خود اجازه مي‌دادند در مسائل پيچيده گزارش تهيه كنند و با دسترسي آساني كه به مقام بالا داشتند، ذهنيت كارشناسي نشده خود را منتقل كنند. اينها مديران بالاي دستگاه‌هاي اجرايي، حتي وزرا را نيز كه منتخب مجلس و رييس جمهور بودند و از مجلس راي اعتماد گرفته بودند، به راحتي زير سوال مي‌بردند و در موارد بسياري باعث شكل گيري مديريت دو گانه يا موازي در دستگاه. البته تهيه اين نوع گزارش‌ها فقط مختص بازرسي رييس جمهور نبود و از اشخاص درون دستگاه‌ها هم استفاده مي‌شد. " ، " در طرح مربوط به انحلال سازمان برنامه هم ديده بودم كه اين اقدام حساب شده نبود و جز ايجاد سرخوردگي و ياس براي كاركنان اين سازمان عظيم اثر ديگري نداشت. از ويژگي‌هاي ديگر اين دوره‌ هيجاني اين بود كه هر كس به خود اجازه مي‌داد در مسائل كلان اقتصادي كشور دخالت كند. نمي دانم چه فايده‌اي از اين كار مي‌بردند. "،" در طول اين دوره هر قدر من و بانك مركزي تلاش كرديم اين دوست صميمي و دوست داشتني‌مان جناب آقاي دكتر جهرمي را كه اخيرا از حوزه سياسي وارد فعاليت‌هاي اقتصادي شده، متقاعد كنيم كه چاپ اسكناس براي ايجاد اشتغال مفيد نيست، اما موفق نشديم. حتي اگر هم بانك‌ها منابع مختصري را براي طرح‌هاي مورد نظر اختصاص مي دهند، بايد ديد طرح‌هاي زودبازده جديد مهمتر هستند يا تامين سرمايه در گردش طرح‌هاي تمام شده قبلي؟!آقاي دكتر جهرمي بارها در دولت مي‌گفت: نسبت نقدينگي به توليد ناخالص داخلي در كشور ما پايين است! عده‌اي هم مي گفتند نبايد از افزايش رشد نقدينگي نگران بود، چرا كه ما تلاش مي كنيم آن را به سمت توليد ببريم! تا وقتي چنين ديدگاه‌هايي در كشور غلبه داشته باشد، نبايستي سوال كرد چرا در كشور تورم بالاست؟ مگر در همين دولت، تجربه كاهش تورم به 12.1 درصد به ثبت نرسيده است؟! دلايل توفيق دولت در آن سال چي بود؟!به نظرم مي‌رسد اگر مي‌خواهيم در اقتصاد موفق باشيم بايد با قاعده اين علم آشنا باشيم و به اصول آن پاي بند. بعضي‌ها فكر مي‌كنند نابساماني‌هاي اقتصادي ما به ويژه در تورم و بخش مسكن ناشي از فعاليت‌هاي بدخواهانه عليه دولت است. من اذعان مي‌كنم، تجربه‌اي در ارتباط با مبارزه با مافيا ندارم! بايد كارشناسان خبره اطلاعاتي و امنيتي را وارد اين كار كرد. ولي به نظرم مي‌رسد حتي براي خنثي كردن فعاليت مافيايي البته اگر وجود خارجي داشته باشد! حتما كنترل رشد نقدينگي نيز مفيد است. "،" آيا مي‌شود انتظار داشت كه براي انجام تكاليف بودجه‌نزديك به 60 ميليارد دلار دلار نفتي از سوي بانك مركزي تبديل به ريال شود، ولي نقدينگي بالا نرود؟! هر كس بلد است بفرمايد انجام دهد. يا اگر نقدينگي بالا رفت، كاري كنيم كه تورم بالا نرود؟!هر كس مي‌تواند بفرمايد انجام دهد.تورم نتيجه محتوم اين سياست است، و نمي‌شود از واقعيت فرار كرد. "،" در سال گذشته در همين دوران بود كه شوراي عالي پول و اعتبار تشكيل جلسه داد. اكثريت اعضاي شورا از جمله من و دكتر شيباني با كاهش نرخ سود بانكي مخالفت بوديم. فضاي غالب جلسه اين بود كه چون تورم سال 1385 بالا رفته، بايد سود بانكي نيز متناسب با آن افزايش يابد. اما چون محدوديت‌هاي سياسي دولت قابل درك بود، لذا شورا به رييس جمهور پيشنهاد كرد در سال 1386 هيچ كاهشي متوجه نرخ سود بانكي نشود. عليرغم اين همكاري شورا، جناب آقاي رييس جمهور اين پيشنهاد را قبول نكردند و تلويحا گفته شد اگر براي بار دوم هم نظر دولت رعايت نشود باز هم نظر شورا تاييد نمي‌شود و لذا وقتي مجددا اين موضوع در شورا بحث شد اكثريت اعضاي جلسه با درك خوب از شرايط زمان به آن راي مثبت دادند و لذا تنش خوابيد!... روشن است اگر ما مي‌توانستيم رشد نقدينگي را به 15 درصد محدود كنيم و برنامه‌هاي اقتصادي خود را با اين فرض انجام مي‌داديم، ما نمي‌بايستي نگران تورم بالا باشيم ولي الان كه رشد نقدينگي 40-35 درصد است حتما بايد در مورد كاهش نرخ سود بانكي نگران بود. نتيجه كاهش سود بانكي فقط رانت‌ها نيست بلكه اختلال در بازار كالا و ايجاد تورم بيشتر از مساله‌رانت هم مهمتر است. "
و فراز هایی از سخنان اقای مظاهری دومین رئیس بانک مرکزی دولت نهم در مراسم تودیع اش :" مدیریت امور اقتصادی بر مبنای علم اقتصاد و بهره‌‏گیری از ابزارهای اقتصادی و بهره‌‏گیری از دانش بشری و دستاوردهای مدیریتی و علمی قابل اجراست.
"،" قبول كردن اصول و مبانی علمی و قبول كردن رابطه پارامترهای اقتصادی، تورم و نقدینگی، سود بانكی و تورم، الزام اولیه است. به خود جرات نباید داد كه این روابط را نفی كرد. از كسانی كه با جسارت و جزمیت به خود جرات می‌‏دهند روابط علی و منطقی بین این پدیده‌‏ها را نفی كنند، باید برحذر بود. باید علم اقتصاد را شناخت و از آن سواری گرفت و الا این اقتصاد است كه سواری خواهد گرفت."،" این موضوع باید روشن شود كه با تزریق تورم و تامین پول پرقدرت و چاپ پول نمی‌‏توان اشتغال ایجاد كرد و به توسعه اقتصادی رسید. ایجاد اشتغال از طریق تزریق پول یك سراب است. باید به دنبال آب رفت نه دنبال سراب. سراب وعده می‌‏دهد، دعوت می‌‏كند و تشنه را خوشحال می‌‏كند. به همین دلیل چاپ اسكناس تولید ثروت نكرده و مردم را پولدار نمی‌‏كند. اگر این طور بود مردم زیمبابوه ثروتمندترین مردم روی زمین بودند، چراكه اسكناس‌‏های 10 میلیارد دلاری را برای خرید نان می‌‏دهند. همچنین پول، موتور اقتصاد نیست. چاپ پول موتور تورم است. نباید از مسكن‌‏هایی كه درد را به سرطان تبدیل می‌‏كند، استفاده كرد."،" تزریق تورم و دمیدن در تنور داغ تورم را مردم می‌‏فهمند و می‌‏دانند كه این كار، كاری است كه ریشه در سیاست‌های اقتصادی دارد. آدرس دادن‌‏های اشتباه نظر مردم را عوض نمی‌‏كند و مردم را به اشتباه نمی‌‏اندازد. همه مردم می‌‏دانند كه دولت می‌‏تواند كاری كند كه تورم كاهش یابد. مردم تجربه اتخاذ تدابیر مناسب و كاهش تورم و آرامش و طمانینه ناشی از كاهش تورم را فراموش نمی‌‏كنند. مردم می‌‏فهمند هر دولتی كه سیاست توسعه با ابزارهای تورمی را دنبال می‌‏كند، حتما دو الزام را پیگیری می‌‏كند: اول جبران قدرت خرید مردم در قبال تورم تزریقی برای حفظ معیشت آنها و دوم حمایت از تولید داخل و صادرات در قبال تفاوت تورم داخلی و خارجی."،" از افراط و تفریط باید پرهیز كرد. زمانی تورم 11 درصد و سود بانكی 24 و 26 درصد و روی این موضوع اصرار بود. یك زمان دیگر تورم بیش از 20 درصد داریم و می‌‏خواهیم سود بانكی را به 12 درصد برسانیم."،" باید تفاوت بین برنامه‌‏ریزی دولت و تصمیم مردم وجود داشته باشد و بین این دو تبعیض قائل شد."،" سیاست‌های پولی باید در بانك‌مركزی تبیین و تنظیم شود. یك نهاد تخصصی باید برای این وظیفه سنگین طراحی و مستقر شود. لازم است این نهاد با شخص رئیس‌جمهور و از طریق ایشان با دولت تعامل داشته باشد. بانك‌مركزی نباید جزئی از دولت یا تابع دولت باشد. بانك‌مركزی باید ناظر مقتدر بازارهای مالی باشد. نظارت بانك‌مركزی بر عملكرد نهادها و موسسات پولی و مالی نباید تحت تاثیر هیچ ملاحظه‌‏ای قرار گیرد. بانك‌مركزی باید در تصمیمات و اقدامات خود از مجموعه دولت مستقل و به شخص رئیس‌جمهور متصل باشد و با اقتدار بالا عمل كند. رهبری مدیریت اقتصادی كشور لوازم و ساز و كارهایی دارد. مسائل كلان اقتصادی باید در اتاق‌‏های فكر و فضاهای كارشناسی تعیین شود و نه در پای تریبون‌‏ها، نمی‌‏توانیم در كشور به اقتصاددانان و عالمان اقتصادی و كارشناسان خبره توجه لازم را نكنیم و آنان را جدی نگیریم، اما توسعه اقتصادی داشته باشیم. با شناختی كه از مطالعه توسعه دركشورهای دیگر داشته‌‏ام، مسائل اقتصادی در ساختارهای پیش‌‏بینی شده در حاكمیت و مجاری منطقی و قانونی مربوطه حل و فصل می‌‏شود. بنده هم همواره به این مسئله پایبند بودم و در این مدت هم تلاش كردم در قالب همین ساختارها مسائل را حل كنم. اگرچه به دلیل غیر فعال بودن برخی از این ساختارها نظیر شورای پول و اعتبار با محدودیت‌‏هایی مواجه بوده‌‏ام."
در سال 1387 بر دامنه ترديد و ابهام در سياستگذاريهاي دولت نهم افزوده شد . اين دولت كه پس از روي كار آمدن همراهي و همگامي خود را با سياست تثبيت قيمت حامل هاي انرژي مصوب مجلس هفتم نشان داده بود اما در ميانه راه ناچار از تغيير اين سياست به سهميه بندي و افزايش قيمت بنزين از 80 به 100 تومان شده بود بناگاه در اوايل سال 87 بحث هدفمند كردن يارانه حامل هاي انرژي و پرداخت يارانه نقدي به خانوار ها را مطرح نمود كه محتواي آن آزادسازي قيمت حامل هاي انرژي بود . در واقع از سال 1384 تا 1387 دولت نهم طيفي از سياست تثبيت تا آزادسازي قيمت حامل هاي انرژي را اجرا و پي گرفت. البته طي اين مسير را در مورد دیگر سیاست های دولت نهم و بطور نمونه بارز در رابطه با نرخ سود تسهيلات بانكي می توان مشاهده كرد. كاهش دستوري نرخ سود بانكي به 14 و 12 درصد و کمتر از نرخ تورم در سالهاي 85 و 86 آنچنان بلايي را بر سر منابع بانك هاي دولتي آورد كه در سال 1387 دولت اگر چه نه با اعلام رسمي بلكه به شيوه عملي و با اعلام بانك مركزي نرخ سود بانكي را تا سقف 19 درصد آزاد كرد و براي اولين بار پس از انقلاب شاهد انتشار اوراق مشاركت با نرخ 18 درصد در اين سال بوديم. روشن است كه اينگونه تغييرات سياستي 180 درجه ای جز اينكه بر دامنه و فضاي ابهام ها و ترديد ها براي فعالان اقتصادي بيفزايد حاصلي بهمراه نداشته است.
آثار تاخيري سياست انبساط پولي و مالي دولت در سال 84 و 85 ، که با دامن زدن بر رشد نقدينگي در این دو سال به تدريج از اوايل سال 86 و با سرعت گيري نرخ تورم ظاهر شد و نرخ تورم را در پايان اين سال به حدود 21 درصد افزايش يافت، در سال 87 نيز اين روند صعودي ادامه يافت و نرخ تورم را به 26 درصد رساند. نرخ تورمي كه مقام اول در منطقه و شش کشور با تورم بالا را در دنیا را نصیب ایران کرده است . در مورد بيكاري نيز به تقريب همين روند طي شده و حاصل كار اينكه اقتصاد ايران در ماه هاي پاياني سال 87 در شرايط "ركود تورمي" گرفتار آمده است. و این در حالی است که پیامد های رخداد بحران مالی و اقتصادی جهانی از میانه سال 87 به تدریج متوجه ایران شده و بر دامنگستر شدن این شرایط افزوده است . کاهش قیمت هر بشکه نفت به یک سوم نسبت به ماه های ابتدای سال 87 بطور مستقیم درآمد دولت را متاثر و بشدت تحت فشار قرار داده است بگونه ای که دولت نهم در تهیه و تنظیم لایحه بودجه سال 88 ناچار از پناه بردن به افزایش قیمت حامل های انرژی و گنجاندن بخشی از درآمد حاصله در بودجه شد . کاهش قیمت برخی دیگر از کالا ها در بازار جهانی نیز بطور غیر مستقیم اقتصاد ایران را متاثر ساخت که انعکاس آنرا بخوبی می توان در روند نزولی شاخص بورس و کاهش سی درصد ارزش بازار در شش ماهه دوم سال 87 مشاهده کرد .
یکی دیگر از مسائلی که در سال 87 در کانون توجه مباحث اقتصادی و اجتماعی کشور قرار داشت "طرح تحول اقتصادي"بود كه از سوي رئيس دولت نهم به صورت پرداخت يارانه نقدي و به گونه اي تبليغاتي در ماههاي ابتدايي این سال 87 ارائه شد . محتوای این طرح در برگیرنده هفت موضوع یا محور برای انجام برخی اصلاحات در ساختار اداری و اجرایی دولت بود در نهایت به بحث هدفمند کردن یارانه ها معطوف و بالاخره در ماههاي پایانی سال لايحه اين طرح به مجلس ارائه شد كه هنور اندر خم كوچه تصويب مانده است . با اين حال محاسبه بخشی از منابع درآمدی ناشي از افزايش قيمت حامل هاي انرژي در لايحه بودجه سال 88 مباحث داغ و حادي را در عرصه عمومی و بطور خاص مجلس هشتم بهنگام بررسی و رسیدگی به لایحه بودجه سال 88 بهمراه داشته ، كه این خود نشانه اي از داغ و حاد بودن شرايط اقتصادي كشور در روزهاي پاياني سال 87 است. و جالب اینکه به رغم انتظار دولت مجلس همسو به این آزاد سازی یکباره قیمت حامل های انرژی رای نداد و عملا بحث هدفمند کردن یارانه ها و پرداخت یارانه نقدی به خانوارهای مدنظر دولت در سال آتی را منتفی کرد بگونه ای که می توان سال 87 را سال ظهور و افول بزرگترین مانور اقتصادی دولت نهم در سال پایانی مسئولیتش بنام " طرح تحول اقتصادی " لقب داد .
"نگاهي به اقتصاد ايران در سال 87" نشان می دهد كه به رغم هزينه هاي بالاي دولت و صرف 70 ميليارد دلار در بودجه ، عملکرد اقتصادی کشور هيچگونه بهبودی را در شاخص هاي كلان در پی نداشته است ، و سال چهارم اجراي قانون برنامه چهارم توسعه نيز همچون سه سال قبل با ناكامي در تحقق اهداف كمي اين برنامه به پيش رفته است. بعلاوه اینکه در اين سال ظهور بحران مالي و اقتصادي جهاني و پيامدهاي آن بر حجم و دامنه مسائل و مشكلات اقتصادی ايران افزود است . كاهش قيمت نفت به حدود يك سوم در ماههاي پاياني سال 87 نسبت به ماههاي اول اين سال و نبود افق روشنی برای افزایش قیمت نفت بدلیل تداوم رکود اقتصاد جهانی در سال 88 و شرایط رکود تورمی در داخل چشم انداز تیره و بسيار سخت و دشواري را براي اقتصاد ايران در سال آتي به نمايش مي گذارد، و اين در حالي است كه انتخابات رياست جمهوري سال آتي نيز در راه است. از این منظر می توان انتخابات ریاست جمهوری و تغییر دولت را فرصتی برای تغییر شرایط اقتصاد ایران و گذار از این وضعیت در سال 88 به شمار آورد و امیدوار بود که شهروندان ایرانی با بهره مندی از این فرصت راه تازه ای را بروی اقتصاد ایران بگشایند .



   نظرات

:

اي اقاي مزروعي عزيز!
دهن ما رو تو اين سال نويي باز ميكني ها!
اخه برادراصلا اين وضعيتي كه برامون بوجود اومد با كارهاي اين دولت اصلا استدلال علمي وعددو رقم نياز داره؟باور كنين من خودم زماني كه نفت رو اينها 140 دلار ميفروختن بيكار بودم وهنوزهم هستم ولي زمان دولت دوم خاتمي نميدونم نفت چقدر بود سر كار بودم اون هم تو دوتا پروژه عمراني وقني اينا اومدن اول سال 86 بيكار شدم!
حالا خدا به داد اونايي برسه كه وضعشون بدتر از من بود وهست!
اين دولت فقط به لطف حضور رقيب قدرتمندش در دور دوم انتخابات راي اورد ولا غير! كه اگر غير از اين بود مردم همان دور اول مظلوم نمايي هاي اينها رو باور ميكردن!
اوصولا چون مردم مظلوم دوست هستن موقع راي دادن اين دفعه بخاطر اينكه رقيب قدرتمند تر به نظر مردم اومد بهشون راي دادن وگرنه اينها حتي موقع تبليغات انتخاباتي هم يه حرفو درس درمون به خودشون زحمت ندادن بزنن چه رسد به اينكه واسه راي گرفتن برنامه هم ارائه بدن بدون برنامه پيروز شدن همينه ديگه!

 

soran :

سلام: هركس الفبا اقتصاد بداند.ميداندكه سران قدرت تنهادر فكردزد وارتشاءو باند بازي هستند.اقاي مزروعي شما هم ازمردم دور هستي.

مزروعي : باسلام ، من با نظر شما موافق نيستم و اتفاقا فكر مي كنم اكثريت غالب حكومتگران ما قصد و نيتشان خدمت است اما اتخاذ سياست هاي اشتباه و غيرعلمي و فردي منجر به نتايجي مي شود كه اكثرا مثل شما فكر كنند . درضمن خيلي خوشحال خواهم شد كه دلايل اثبات اين مدعايتان را كه من از مردم دور هستم عرضه داريد وگرنه در باره هر فردي مي شود اين مدعا را مطرح كرد .

 

قاصدک :

علی مزروعی بازم مثل همیشه چرند بافه خوبیه
سال نویی بهترم شده!

مزروعي : باسلام ، دعا مي كنم در سال نوخداوند همه ما را از چرند بافي مصون و محفوظ دارد .

 

امیر :

جناب مزروعی عزیز می خواهم ازشما ابتدا یک توضیح بدهم وبعد از شماسوال بکنم امیدوارم مارا که چیزی نمیفهمیم از اقتصاد توجیه کنید.این توضیح من است:حملات برخی اقتصاددانان به دولت نهم زیادشده است.اگرچه بسیاری ازانتقادات خوب است وبایدازانهااتفاقا"استقبال کرد اما دریک مورد من بانظر انان مخالفم. من خودم رااقتصاددان نمیدانم وشایدهیچ چیزی ازاقتصادندانم ،ولی در موردی که به دولت نهم درمورد پائین امدن نرخ سود بانکی حمله می شود وگفته می شود که دولت برخلاف رابطه بین تورم ونرخ سودبانکی اقدام به کاهش نرخ سودبانکهانمود به مردم پاسخ دهند چرا درزمان دولت قبلی (اگر انزمان هم همین رابطه برقراربود)وقتی نرخ تورم به قول انهابه 15%رسید هیچ اقدامی برای کاهش نرخ سودبانکی نکردند ؟چرادرتمامانسالها که میانگین نرخ تورم دولت خاتمی درکل 8سال راحدود14%اعلام کردند ،نرخ سودبانکهای دولتی 24درصدبه بالابود ونرخ سودموسسات مثل قارچ روئیده شده به بالای 36درصددرواقعیت امرمی رسید.چرا؟.اگر کارشناس هستید ،پس بازبان کارشناسی صحبت کنید واگربه دنبال عیب جوئی هستید که ان تکلیفش جداست.اتفاقادولت احمدی نژاد (به رغم تمام ضعفها )که همه ما برخی ازانهاراقبول داریم دراین زمینه سیاست واقام دستی گرفت ومتاسفانه برخی ها به جای نگاه صرف کارشناسی دارند به دنبال مچ گیریها برای شب انتخابات می روند که این برای یک کارشناس اقتصادی یک نقطه ضعف ونشانه بی تقوائی است.اقدام به کاهش نرخ سود بانک هم ازنظراقتصادی درست بود وهم مورد تائیدوخواست مردم نیزبود .ودراین زمینه سیاست اقای احمدی نژادکاملا"درست جا واصولی وطابق قانون ودکترین اقتصادی موردقبول همه اقتصاددانان است.من از اقتصاددانانمان می پرسم چرادرتمام جهان وحتی کشورهای حوزه خلیج نرخ بهره از3%بالتر نمیرود ودرایران به نرخهای خیالی نیز میرسد براستی چرا؟.چرا بانکهائی که قراراست درایران کارکنند می خواهند نرخ بهره خودراحداکثر7%تعیین کنند.متاسفانه برای کوبیدن این دولت ازتمام ابزارهای کارشناسی وغیرکارشناسی استفاده می شود ودراین میان انچه برای این کارشناسان!!مهم نیست مصلحت مردم است .ایا کسی به ماپاسخی می دهد؟

مزروعي : باسلام ، دوست عزيز! در زمان آقاي خاتمي بتدريج كه از نرخ تورم كاسته شد از نرخ بهره نيز كاسته شد و در سال 83 نرخ بهره بانك هاي دولتي 15 درصد بود و شما با رجوع به گزارشات بانك مركزي اينرا مي توانيد ببنيد .در اينكه نرخ بهره بانكي ارتباط تنگاتنكي با نرخ تورم دارد شك نكنيد چراكه اگر نرخ بهره بانكي كمتر از نرخ تورم باشد اين به معناي جريمه پس انداز كنندگان و از جييب آنان به وام گيرندگان دادن اسن و آنوقت هيچ آدم عاقلي پولش را در بانك نخواهد گذاشتتا جريمه شود و اين همان بلايي است كه سياست كاهش نرخ سود بانكي بر سر بانك هاي دولتي آورده و حالا اين بانكها منابعي براي وام دادن ندارند! درمورد بانكهاي خصوصي البته بايد قواعد بازار حاكم
باشد وگرنه آنها هم به بليه بانك هاي دولتي مبتلا مي شوند . اگر در كشورهاي ديگر نرخ بهره بانكي پائين اسن چون نرخ تورم آنها هم پائين است و ايندو با هم مي خواند . نكته آخر اينكه اگر در شرايط نرخ تورم 15 الي 25 درصدي در ايران بانكي خارجي حاضر شد در ايران با نرخ بهره 7 درصدي كار كند آنوقت حق با شماست اما بندهبعيد مي دانم در دنياي كنوني چنين بانكي پيدا شود و بنابراين اينها كه گفته مي شود ارزشي ندارد و من اقتصادداني را نمي شناسم كه با كاهش نرخ سود بانكي در شرايط تورمي موافق باشدو اتفاقا اين غير اقتصاددانان و رانت خواران وام بانكي هستند كه با اينكار موافقند .

 

مجید :

اخه مزروعی عزیز
مگر چشمهایتان را بسته اید و حجم این همه کار عمرانی را نمیبینید من به عنوان یک مهندس عمران که الان مشغول به کار در یک پروجه عمرانی هستم و در دو دوره قبل بیکار بوده ام میتوانم ببینم که حجم بسیار بسیار کار عمرانی دارد در این کشور انجام میشود و انشا الله با ادامه کار این رئیس جمهور مردمی جهش بزرگی خواهیم کرد

 

رها :

جناب مزروعی :محتسب مستی دیدی وگریبانش گرفت. گفت مستی زان سبب افتان وخیزان میروی .... دراین شهر کسی هوشیار نیست....

 

ناصر افشار :

جناب مزروعي عزيز
باسلام
اوضاع را چنان تفسير ميفرماييد که تو گويي قبل از اين همه چيز بر وفق مراد بود يا اينکه شاخصها دسته کم نشاني از نقصان نداشتند.
و از شهريور 84 به قبل تورم ملايم يا تحت کنترل، رکود مهربان ، سو مديريت کمياب ، رانت ناياب ، مبارزه بي امان با رانت خواري برقرار وامها همه با بهره هاي مناسب در خدمت کار و کار آفارين و...
برادر عزيز چنين سياه نمايي توهين به شعور مخاطبين نــــيست؟
آقاي مزروعي عزيز
شما را ارجاع ميدهم به کتبي که در دوران اصلاحات و يا کمي قبل و بعداز آن دوران که در تحليل اوضاع اقتصادي آن زمانها نگاشته شده بود:
1- اقتصاد ايران در دوران تعديل ساختاري - فرشاد مومني
2- اقتصاد سياسي توسعه - فريبرز رييس دانا
3- کالبدشناسي يک برنامه توسعه- فرشاد مومني
4- برنامه ريزي در ايران - تاس اچ لئود نشر ني
5- توسعه اقتصادي در جهان سوم- ترجمه غلامعلي فرجادي.
( اين دو تاي آخر در ناکارآمدي سازمان برنامه و بودجه چه در ايران و چه در جهان سوم بحثهاي خوبي ارايه از همه اينها بگذريم. بنده علاقه و ارادت ويژه اي به شخص آقاي خاتمي دارم. ولي دولت ايشان از سهميه بندي بنزين طفره رفت.
خود ايشان يکي از آرزوها و عدم توفيقشان را هدف مند کردن يارانه ها عنوان کردند. ماليات بر ارزش افزوده و نظام پرداخت هماهنگ نزديک به يک دهه معطل مانده بود.
آقاي مزروعي سخن بسيار است و شما اربابان جرايد صاحبان سخن. آخر اين چه تحليلي است که آنچه از فضل و علم تجربه و درايت و برنامه در اردوگاه شماست و جناح مقابل بکلي فاقد حتا ابتدائيترين آنها. اگر پول نفت همه اين ناکارآمدي ها را سرپوش گذاشته پس بفرماييد که قبل از اين دولت از چه سرپوشي استفاده ميشده. اگر جملگي کارهاي جناح شما منطبق با علم اقتصاد و برنامه هاي دقيق بود پس تورم دو رقمي و طرح ضربتي ! ايجاد اشتغال با برپايي معاونت اشتغال ! در هر وزارتحانه چه بود و چه نتيجه اي در بر داشت.
آنهمه پروژه هاي نيمه کاره محصول برنامه هاي دقيق کدام دولتها بوده. انواع حقوق و مزاياي مستمر و منقطع و وامها با عناوين مختلف به کارمندان ريز و درشت دولتي داده شد و سفرها خارجي تفريحي و ماموريتي انجام شد. خانه بزرگتر شد يا افزون شد ويلاها ساخته شد. و...
چطور شده که آن پرداختها رفاهي و توسعه اي ولي اين پرداختها گدا پروري است؟ جسارتا آنها گردن کلفت پروري نبود؟
با وامها و تخصيصهاي خاص در قالب تئوريهاي رشد و رخنه به پايين چقدر سهم عامه شده که حالا نـــشده؟

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز! مثل اينكه شما بتازگي خواننده مطالب وبلاگ بنده شده ايد وگرنه اينگونه نظر نمي داديد چون بارها به امثال اين نظرات پاسخ گفته ام و هرگز مدعي نشده ام كه در گذشته اوضاع خوب و بر وفق مراد بوده است بلكه در مقام مقايسه عملكرد اقتصادي دولت احمدي ن‍‍‍‍‍ژاد در مقايسه با دولت هاي قبلي فاجعه بار بوده است واين در حالي اتفاق افتاده است كه درآمد اين دولت از نفت در چهار سال بالغ بر 270 ميليارد دلار بوده است و اينرا مقايسه كنيد با درآمد 156 ميليارد دلاري دولت خاتمي در هشت سال!در زمان دولت خاتمي دهها طرح بزرگ ملي به بهره برداري رسيد حال اگر شما توانستيد شروع يك طرح بزرگ ملي را در دولت احمدي نژاد آدرس دهيد آنوقت حق با شماست !در مورد بقيه امورات نيز اوضاع همينگونه است و از اقتصادداناني كه نام برديد و عمدتا منتقد سياست هاي اقتصادي دوران هاشمي و نه خاتمي هستند همگي در اينكه سياست هاي اقتصادي دولت احمدي نژاد اقتصاد ايران را درب و داغان كرده است توافق دارند و اگر نظر اينان براي شما صائب است حتما بايد اينجا هم صائب باشد و توصيه مي كنم سه نامه اي را كه جمعي از اقتصاددانان دانشگاهي در سه سال گذشته خطاب به احمدي نژاد نوشتند بخوانيد تا دريابيد كه اوضاع از نظر اينان كه ديگر سياسي و جناحي نيستند و برچسب سياه نمايي هم بدانها نمي چسبد جگونه است ؟

 

amir hosein :

با سلام

1.اولا متاسفم براي ان دوست عزيزي كه حجم كار عمراني كه قطعا اشتغال زاست (ودر همين جمله بايد اثرخودش رو نشون بده حالا با بقيه مولفه ها كار نداريم ) رو نسبت به دوره اقاي خاتمي بالا دانسته كه من خود يكي از بيكارشدگان همان خوابيدن كارهاي عمراني هستم الان در خدمتتان! ومتاسفم كه شما نتونستين با مقايسه بودجه عمراني دولت خاتمي واحمدي نژاد به سئوال اين دوست عزيز جواب بدين اقاي مزروعي عزيز! در ضمن مشكلات حادي كه در بخش مسكن در سالهاي گذشته پيش اومد را ناديده ميگيريم واينكه در 2سال اول اين دولت سيمان چجور كم اومده بود اما پروژه هاي عمراني حتي كاهش تعداد استارت داشت را ناديده ميگيريم!

وحتي ناديده ميگيريم كه يكي از شعارهاي اين دولت عدم استارت زدن طرحهاي عمراني بزرگ بوده ومخالفت خاصشان را با سد وشبكه سازي ناديده ميگيريم!اقاي مهندس عمران! حالا بگذريم از درامد افسانه اي نفت!
2.مهمتر از اينها اينه كه اقاي مزروعي شما ها كه اينقدر به اقتصاد باز ورقابتي وحمايتي اعتقاد دارين چرا در زمان خاتمي صندوق ذخيره پر ميشد ولي بيكاري تو مملكت موج ميزد وشما هم يك دولت كاملا مردمي بودين چرا؟
3. چرا از بخشهاي محروم جامعه غافل موندين چرا؟
4.چرا از مدلهاي اقتصادي صرفا كپي شده استفاده ميكردين ؟ چرا سعي در تطابق اون با واقعيت جامعه ما نكردين؟
5.چرا ما اين حجم قاچاق رو داريم؟
6. چرا مردم ما تاوان حمايت از صنعت داخلي كه هيچگاه با اين شرايط به سر منزل مطلوب نخواهد رسيد رو ميدن ؟تا كي اخه؟
7.در جواب يك كاربر ميفرمايين همه قصد خير دارن وهميشه راه را اشتباه ميرن اخه يه بچه هم اگه بود تا حالا بزرگ شده بود پس معلوم اين قصد خيره يه جاهاييش ميلنگه!؟
8. اقاي مزروعي تا جريان رابطه ما با امريكا درست نشه هيچي درست نميشه!

اقتصاد باز همه چيز بسته!عجب!
زمين فوتبال هم بود نميشد؟

پس بهتر نيست دست از اين اقتصاد بازوكارشناسي من در اوردي بردارين تا قصد خيرتون اثبات بشه؟؟

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز! من در اين وبلاك بارها پاسخ اينگونه سئوالات شما را داده ام و متاسفانه وقت و حوصله تكرار آنها را ندارم . شما اگر به واقع دنبال پاسخ براي اين سئوالات هستيد زحمت بكشيد و به خواندن مطالب قبلي من بپردازيد . اما اينكه در پايان نظرتان و بي ارتباط با مطالب قبلي آورده ايد :"اقاي مزروعي تا جريان رابطه ما با امريكا درست نشه هيچي درست نميشه! "من با نظر شما مخالف هستم چراكه امر توسعه و پيشترفت كشورها را امري درون زا و برخاسته از عزم و اراده و خواست و كار ملي مي دانم و بهترين دليلش اينكه ما در دوراني بهترين روابط را با آمريكا داشتيم ولي چه حاصلي از اين روابط نصيب كشور شد ؟ بله روابط خوب و بدون تنش با ديگر كشور مي تواند هزينه اداره اقتصاد كشور را پائين آورد و كمك كار امر توسعه باشد اما اينكه تصور شود روابط با آمريكا حلال مشكلات ما خواهد بود تصورباطلي است .در ضمن نم نمي دانم سطح سواد و رشته تحصيلي شما چيست ولي براي اينكه پاسخ اين سئوالات را دريابيد فقط كافي است به گزارشات بانك مركزي رجوع كنيد تا دريابيد دولت احمدي نژاد چه بلايي سر اقتصاد كشور درآورده است كه اولين وزيراموراقتصادي و دارايي و دومين رئيس كل بانك مركزي اش در مراسم توديع اين چنين عملكرد دولتي را كه خود در آن مسئول بوده اند به نقد كشيده اند .

 

reza :

سلام عليكم
آخه قشنگ، تو مملكت ... كه هر ننه قمري رييس و مدير ميشه، تو انتظار چي داري؟ وقتي سبزي فروش 100 ميليون وام زودبازده ميگيره و چهار تا فوق ليسانس كه مي خوان يه شركت بزنند، نمي تونند 1 ميليون بگيرن، تو از چي حرف ميزني؟
كار از ريشه خرابه عزيزم

 

علي :

سلام
مطالب اين مقاله جالب بود ولي جالب تر اينكه بسياري از خوانندگان از درك اين مسائل بديهي عاجزند و شايد هم مقصر نباشند.
من يك نكته به نظرم رسيد كه عرض ميكنم .
با وجود اينكه مشي اقتصادي آقاي خاتمي بسيار علمي تر و اصولي تر از احمدي نژاد بود و مسير درست تري را ميپيمود ولي اقتصاد ما كلا دچار چند بيماري بنيادي است كه اجازه شكوفايي سريع و بايسته را از آن ميگيرد. يكي اينكه اقتصاد ما دولتي است و وابسته به نفت در حاليكه اگر اقتصاد ما آزاد بود و بنگاههاي عمده اقتصادي خصوصي بود هرگز شخصي چون احمدي نژاد اينقدر قدرت مانور اقتصادي و حتي سياسي پيدا نميكرد و در صورت عدم وجود نفت و درآمد بادآورده آن در اين سه سال اخير مسلما با مديريت ايشان تاحالا دولت سقوط كرده بود.
نكته ديگر اينكه با توجه به ضعف نهاد هاي مدني و دموكراسي در ايران در اقتصاد ايران فساد و رانت خواري و بي كفايتي و دخالت نظاميان و ارگانهاي نامربوط امنيتي به فراواني وجود دارد و باعث تضعيف آن ميگردد.
در نهايت بنده نوع ساختار غير دموكراتيك و محفلي حكومت در ايران را مقصر اصلي در ضعفهاي عمده اقتصاد ميدانم و تا ساختار بنيادي اصلاح نشود اين ضعفها وجود دارد.

 

ناصر افشار :

جناب آقاي مزروعي
باسلام و احترام
بنا ندارم که به اطاله کلام بپردازم ولي گاهي گريزي از آفت قال نيست.
1- اتفاقا آقاي فرشاد مومني در کتاب اخيرشان ضمن عرض و حفظ ارادت به آقاي خاتمي به صراحت ادامه روند سياستهاي اقتصادي دولت سازندگي را در دولت اصلاحات مورد انتقاد جدي قرار ميدهند. و ايضا آقاي فريبرز ريس دانا
2- علاوه بر اين، سالهاست که در اين ديار طرحهايي با عنوان بزرگترينها، مجهزترينها ، جديدترينهاو...ترينها اجرا شده که البته طولانيترينها و پرخرجترينها (صرف نظر از حيف و ميل ترينها) در نوع خود بوده اند.و به همين علت سالهاست که از توزيع آنها در سطح کشور صحبت ميشود. مثالهايي عيني ، : آيا ساخت ورزشگاه 60 يا 80 هزار نفري در طول 10 يا 15 سال طرحهايي بزرگ هستند؟
و ساخت چندين ورزشگاه 10 يا 15 هزار نفري و صدها سالن ورزشي طي سه يا چهار سال طرحهايي کوچک ؟

3- مقايسه کرديد درآمد نفتي زمان جناب آقاي خاتمي را با جناب آقاي احمدي نژاد. لذا حضرتعالي را ارجاع ميدهم به در کتاب " اقتصاد ايران"آقاي دکتر ابراهيم رزاقي، ايشان يک پروسه زماني 21 ساله را با صرف 440 ميليار دلار بررسي کرده اند. (قبل و بعد از انقلاب) ايشان سوال قابل تاملي مطرح ميکنند اينکه : " آيا بعداز اين مدت و صرف اين مبلغ هنگفت، با هر مرام و مسلکي نبايد به اين تئوريها و کارکرد نظام برنامه ريزي و اجرايي شک کنيم. ؟ "
آقاي مزروعي عزيز، بنده تا آخرين روز تصدي آقاي خاتمي به ايشان پايبند بودم و هنوز هم هستم از دوستان و همکاران به همين علت زحمتي کشيدم که مپرس، اکنون نيز همان رنج و زحمت را بخاطر طرفداري که نه بلکه ناسزا نگفتن به آقاي احمدي نژاد به دوش ميکشم. نه آن موقع و نه حالا حتا به حق مسلم خودم هم نرسيدم تا چه رسد به رانت و زير آبي ناقابل.
خاتمي را دوست داشتم و دوست ميدارم چون آنقدر قانون قانون کرد تا کورسويي از قانون در ابصار و اذهان رسوخ کرد، حيا نمود نامنصفانه مزبزبيش خواندند . احمدي نژاد را تحسين ميکنم چون شجاعانه از مبارزه با فاسد گفت و ناجوانمردانه به سخره اش گرفتند.
آقاي مزروعي شما خود واقفيد که در اين فضاي سياسي اجتماعي برداشتن قدمي چه صعب و جانفرساست. خلاصه آنکه براي من خاتمي امير کبير (نماد درايت البته نه به آن شجاعت) و احمدي نژاد مصدق ( نماد مبارزه ولي نه به آن احتياط) است.

مزروعي : باسلام ، دوست عزيز! فبلا نيز به شما يادآوري كردم مطالب بنده را بخوانيد چون براين نظرم كه برداشت آقاي فرشاد مومني از سياست ها و نتايج اجرايي دوره خاتمي نادرست است و آقاي رئيس دانا هم كل سايت ها ي اقتصادي دهه هاي اخير را در ايران مردود مي داند و هيچ نگاه مثبتي به جمهوري اسلامي ندارد .اما گدشته از اينها اگر شما در همين يك مورد كه مدعا كرده ايد آقاي احمدي ن‍‍ژاد شجاعت مبارزه با فساد داشته است مصاديق روشن عرضه كنيد بنده آنگاه مي توانم مدعاي شما را باور كنم چراكه بر پايه گزارشات جهاني ( سازمان شفافيت بين المللي) و داخلي(ديوان محاسبات ، سازمان بازرسي كل كشور و مركز پژوهش هاي مجلس) ميزان فساد در دوره دولت نهم بشدت افزايش داشته است و بنده متجيرم كه شما براساس كدام مصاديق و داده هايي چنين مدعايي را مطرح كرده ايد؟ لابد تكيه به شعارها و حرف هاي ايشان داريد كه اين نمي تواند ملاك باشد البته ايشان درهنگام تبليغات انتخاباتي گفت حاضر است جانش را در راه مبارزه با مافياي نفت و اقتصادي بگذارد اما شما نشان دهيد كه يك مورد از اين مافياي نفتي و اقتصادي را ؟ و خوب جان ايشان هم سالم مانده است ؟ ئر موردتعداد و زمان اجراي طرح هاي عمراني حرف و حديث زياد است اما در مورد ورزشگاهها اتفاقا اين احمدي نژاد بود كه ساخت هزار ورزشگاه در كشور را در دستوركار سفرهاي استاني خود قرار داد و منابع كمياب كشور را خرج طرح هايي كرد كه قرار بود ديگر دولت آنها را انجام ندهد و به عهده بخش خصوصي بگذارد ضمن اينكه ساخت اينها توسط دولت هيچ بر ظرفيت توليدي كشور نمي افزايد! نكته آخر اينكه از قديم گفته اند در يك دل دو دلبر جاي نمي گيرد و من نمي دانم در دل شما چگونه دو نفري جاي گرفته اند كه هيچ شباهتي بهم ندارند؟

 

محمد حسن :

با سلام
جناب آقاي مزروعي عزيز مطالب ارائه شده شما حاصل علمي كليه دانشمندان اقتصاد لا اقل در دو قرن گذشته است كه هر كدام پس از گذراندن بحرانها و ركودهاي اقتصادي در طول تاريخ با مطالعه علمي به هر كدام از اين اصول اقتصادي رسيده اند وقتي آقاي رييس جمهور در ابتداي كار خود اين علم را ابزاري براي دست ثروتمندان براي هر چه بيشتر كردن ثروت خود ميداند پر واضح است كه كارنامه اقتصادي ايشان هم چيزي جز اين نيست در همان ابتداي كار با بيان اين مطلب ايشان ، بنده كه ليسانس مديريت هستم و تا حدودي با اين علم آشنا هستم به روشني ميدانستم شرايط به اين جا خواهد كشيد ولي افسوس و صد افسوس كه خيليها امثال ما ميدانستيم كه كشور دچار تبعات سوء اقتصادي خواهد شد ولي هيچ گوش شنوايي كه نظرات دلسوزانه و وطن پرستانه مردم را بشنود وجود ندارد و يكسره راه نا صواب خود را دنبال ميكند .

 

ناصر افشار :

باسلام و احترام
از آخر شروع ميكنم اما به همه پاسخهاي جنابعالي نميپردازم
گويا از نظر حضرتعالي رويكرد سياسي يا نگرش فكري اشخاص بايد صبغه معنوي عرفاني داشته باشد و به همين علت از دل و دلبر و يك دل و دو دلبر ياد كرده‌. متعجب شده ايد. هر چند كه بنده از پايبندي - دوست داشتن و تحسين كردن گفتم نه دل و دلدادگي. خوب بخاطر دارم كه آقاي علوي تبار طي يك سخنراني در كانون توحيد از رييس وقت دوران سازندگي كه در انتخابات مجلس زمان دولت اصلاحات سي ام شده بودند به ريشخند " آقا سي " ياد كردند و كم نبود حملات جرايد همفكر شما به سياستهاي ايشان و حتاخود ايشان و همين آلان هم اصرار داريد كه خرجتان را از آقاي هاشمي جدا كنيد. فقط بفرماييد كه آيا رويكرد شما ( جبهه محترم مشاركت)تاكتيكي بود- دلبرانه -اختلاف محور يا منافع محور. امثال بنده منافعي نداشتم و ندارم اما حق دارم كه شيشه كبود اصولگرايي يا اصلاحگرايي را به چشم نزم. اما جناب مزروعي عزيز اين كجاي انصاف است انتقاد آقاي دكتر مومني ( اين تقريبا هميشه منتقد) تا آنجا درست است كه به جناح رقيب مربوط است ولي همين كه به ساحل شما رسيد نادرست !!!. هم وقت شما عزيز است هم من خيلي بيكار نيستم. ذكر مصاديق معطل مانده از اين و آن فراوان ميتواندباشد. ولي نه بنده كه بسيار ي را ميشناسم كه از اجراي طرح 1377 سالن ورزشي كه از سال 1337 آغاز شد مصدايق اجرايي زيادي سراغ نداشته باشند. علي ايحال همه اينها باعث نميشود كه از شما و جناح رقيب روي بگردانم و چيزيي نياموزم.

مزروعي : باسلام ،متاسفانه داده هاي شما غلط است و بالطبع نتيجه گيري هاي شما!1- اگر شما يك موضع گيري از بنده عليه آقاي هاشمي پيداكرديد حق با شماست هرچند من با برخي سياست هاي ايشان در دوران رياست جمهوري اش موافق نبودم . 2- اگر شما يك موضعگيري از جبهه مشاركت عليه آقاي هاشمي پيدا كرديد بازحق با شماست! بدليل اينكه جبهه مشاركت در سال 77 و در زمان دولت خاتمي تشكيل شدو اصولا كاري به دولت هاشمي نداشت .البته يكي دونفر از اعضاي مشاركت به صفت شخصي مواضعي عليه آقاي هاشمي داشتند (به همانگونه كه عليه خاتمي داشتند و دارند!) كه بارها براينكه موضع شخصي شان است تاكيد داشتند و جبهه مشاركت يك حزب آهنين به سبك احزاب كمونيستي نيست كه اعضايش را از اعلام نظرهاي شخصي شان منع كند .3 - آقاي علوي تبار ( وبرخي افراد منتقد هاشمي) از دوستان اصلاح طلب ما هستند اما عضو جبهه مشاركت نيستند و ايضا مطبوعات اصلاح طلب هريك مشي خاص خودشان را داشتند و اصولا اصلاح طلبان يك طيف وسيع فكري و سياسي را تشكيل داده و مي دهند و بنده و مشاركت نمي توانيم پاسخگوي عمل اين طيف باشيم بلكه پاسخگوي عمل خود هستيم . 4 - بنده طرفدار صبغه معنوي و عرفاني در سياست نيستم و فقط از آن ضرب المثل استفاده كردم تا بگويم نمي شود انسان در آن واحد به دوگرايش فكري و سياسي متضاد و آأم هايي كه ايندو را نمايندگي مي كنند باور و علاقه داشته باشد و الان هم متوجه اين ادعاي شما نمي شود مگر آنكه از سرعلم و تحليل نباشد .قطعا رويكرد اصلاح طلبي با اصولگرايي(به مفهومي كه در جامعه ما مصطلح شده و نمايندگانش خاتمي و احمدي نژاد هستند)به هم نمي خوانند به هر عينكي كه به چشم بزنيدولو اينكه منافعي نداشته باشيد.5 - در مورد آقاي مومني بنده كجا نظر داده ام كه انتقادات ايشان در مورد دولت هاي ديگردرست يا نادرست استكه شما بمن نسبت داده ايد ؟ شمابه انتقادات ايشان به دولت خاتمي استناد كرده بوديد و منهم آنرا نادرست دانسته بودم و هيچ اشاره اي در مورد ديگران نداشتم .6 - اگر شما توانستيد در اسناد و مدارك دولتي و حتي غيردولتي و رسانه ها ردپايي از اجراي طرح 1377 ورزشگاه ورزشي كه از سال 1337 آغاز شده و من به رغم مطالعه همه سوابق برنامه اي براي اولين بار است كه اين موضوع را مي بينم در دولت خاتمي بيابيد( و اصلا ارتباط اين موضوع را با بحث متوجه نمي شوم )جق باشماست اما طرح ساخت هزار ورزشگاه( بدون هرگونه ارتباطي با اينكه شما مدعي شده ايد) در دولت احمدي نژاد مطرح و اجرايي شد و قبلا بر نادرست بودن اين موضوع توضيخ داده ام .7- دوست عزيز! شما شروع كننده اين بحث بوديد و من به احترام شما پاسخ دادم بنابراين اينكه متعرض اين شده ايد كه بيكار نيستيدنوعي فرار از بحثي است كه خودتان شروع كرديد و من از شما دليل خواستم كه نمي توانيد اينكه از عدم ارائه دليل استنكاف كنيد . در مورد بنده هم مي دانيد كه اجباري به راه اندازي وبلاك و صرف هزينه نداشتم و مي توانستم مثل خيلي ها در اين كشور كه فقط در پي منافع خود و...بوده و حاضر به هيچ ارتباط و پاسخگويي به احدالناسي نيستند باشم و الحمدلله به اطلف دولت كريمه و مهرورز بازنشسته شده و اجازه كار در بخش خصوصي هم بمن نمي دهند وقت براي اينكار دارم و فكر مي كنم از وقت عزيزم در اين وبلاك و براي ارتباط با كساني كه نمي شناسمشان استفاده كنم بنابراين نگران وقت من نباشيد.و آخر اينكه نمي دانم شما چه سن و سال و تخصص و تجربه اي داريد اما توصيه من به شما اين است كه براي هراظهار نظر و بحثي ابتدا بايد داده هاي آنرا بطور همه جانبه فراهم كنيد و آنگاه وارد ميدان بحث شويد كاري كه غالب ما ايرانيان عادت بدان نداريم . موفق و مويد باشيد .

 

amir :

با سلام
فكري بخاطرم رسيد در عملكرد نيكو وغير قابل نقد دولت نهم!
وان اينكه:ريس دولت نهم در نطق پاياني اولين جلسه دولت در سال جديد اونجور كه سيما نشون داد:ميگفت كار نداشته باشيد كه دولت ده بار هست يايكماه دولت شهيد رجايي يكماه بود وخدمت كرد.
من البته فكر مينكم اين دولت 5ماه ديگر حداقل هست. واز زمان دولت شهيد رجايي تصويري در ذهنم ندارم وقطعا خدمت كرده كه اينقدر معروف شده است.
اما ميخواستم اينو بگم كه ايا يك دولت وقتي خودش 3سال ونيم عملكرد حاضروناظر دارد ايا باز براي نيكو جلوه دادن خود بايد با متشابه جلوه دادن خود با دولتي ديگر در چند سال پيش استفاده كند
ايا بنظر اين دور از واقعيت نيست كه ما اينهمه كاركرد داشته باشيم وباز براي نماياندن خود...
بنظرم دولت نهم اگر بخواد در تبليغات انتخاباتي باز از اسم دولت شهيد رجايي استفاده كنه وقتي خودش عمري داشته اصلا نميتونه منصفانه باشه!

 
 

no faxing payday loans :

Thanks so much for this great article;this is the words that keeps me going through the day. I have been searching around for this site after asked to visit them from a buddy and was thrilled when I found it after searching for awhile. Being a demanding blogger, I’m dazzled to see others taking initivative and contributing to the community. I just wanted to comment to show my appreciation for your work as it’s very energizing, and many bloggers do not get credit they deserve. I am sure I’ll visit again and will send some of my friends.
مزروعی : باسلام . ممنون از حسن ظن و محبت شما

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007