« مصاحبه با شبکه خبر دانشجو | صفحه اول | نگاهي به اقتصاد ايران در سال 87 »

27 اسفند 87

خاتمی پیروز انتخابات

جامعه سیاسی ایران در ماه های اخیر تجربه گرانبهایی را پشت سرگذاشت . از بحث آمدن یا نیامدن خاتمی تا آعلام نامزدی ایشان برای انتخابات و سرانجام بیانیه انصراف در روز 26 اسفند زمان چندانی طی نشد اما مواضع و دیدگاههای بسیاری از افراد و گروه ها شفاف و روشن شد که شاید اگر اینگونه عمل نمی شد هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد و طبعا این یک تجربه سیاسی خوب برای افرادی است که می خواهند سیاست ورزی اصلاح طلبانه بکنند .

مطالعات و تجربه سیاسی برمن اثبات کرده است که در کشورهای جهان سوم ، که کشور ما نیز از زمره آنان محسوب می شود ، کمتر افراد سیاسی را می توان یافت که سرسالم از این عرصه بگور ببرند و در ایران معاصر برای اثبات این وضعیت مصادیق بسیار می توان عرضه کرد . اینکه در این رخداد مستمر چه نهاد یا فردی مقصر است جای بحث فراوان دارد اما اجمالا می توان به شکل گیری دور باطلی در ایران اشاره کرد که یک سر آن ( والبته سر اصلی و موثر) حکومت و حکومتگران و سر دیگر مخالفان و دگراندیشان و...بوده اند که در ایجاد استبداد و خشونت نقش داشته اند . اگر حکومتگران برای رسیدن به هدف ، که همان حفظ قدرت و حکومت با هر قیمت و بهایی بوده است ، استفاده از هر وسیله ای را مجاز می دانسته اند ، گروه های مبارز و مخالف و دگر اندیش هم کم و بیش در دام یک چنین قاعده ای گرفتار بوده اند و شاهد این مدعا هم بررسی شکل گیری گروه ها و سازمان های مبارز گذشته است .
راه رهایی ایران از دام استبداد و خشونت به هر نام و شکل و شیوه ای و دستیابی به آزادی و عدالت و مردمسالاری و...و در یک کلام حاکمیت قانون گذر از این قاعده وحشتناک هدف ، وسیله را توجیه می کند ، است و این امکان ندارد مگر اینکه سیاستمداران ما در هر رده ای به اصول اخلاقی چه در هدف و چه در روش پایبند و ملتزم شوند و به نظرم تحقق این امر در سایه تمسک به آموزه های دینی بسیار محتمل و ممکن است و تصور بنده در دورانی که برای پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه می کردم جزاین نبود .
بدون اینکه بخواهم به راه های پیموده در سال های پس از انقلاب در انطباق با آموزه های دینی و به ویژه آموزه های اخلاقی اشاره و آنرا ارزیابی کنم خلاصه می گویم که متاسفانه هرچه ما از صدر انقلاب دور شده ایم به همان میزان نیز از پایبندی ما به آموزه های دینی و اخلاقی در اداره حکومت کاسته شده است و این آسیب و فاجعه ای بزرگ است که اگر برای ترمیم و جبران آن چاره ای نشود بر پایه آن حدیث که جز از اسلام اسمی باقی نمی ماند همان می شود که پس از رحلت رسول خدا بتدریج در جامعه اسلامی رخ داد .
حرکت اصلاحات که در سایه انتخاب آقای خاتمی در دوم خرداد 76 به ریاست جمهوری شکل گرفت تلاشی برای بازسازی اداره حکومت در انطباق با آموزه های دینی و اخلاقی و شعارهای انقلاب اسلامی بود و البته در این مسیر مخالفت ها و کارشکنی ها و بحران آفرینی ها اتفاق افتاد و سنگ های فتنه که از هر سو می بارید اما جالب اینکه در همین دوران سخت و دشوار خاتمی بدلیل کارهایی که شیوه رایج همه حکومتگران ایران بود و انجام نداد مورد شماتت و سرزنش والبته بزبان مدرن انتقاد برخی قرار گرفت که خود را اصلاح طلب تر از او می دانستند و شعار عبور از خاتمی و بعد تحریم انتخابات را ساز کردند و شد آنچه شد و سرانجام از طی این مسیر حاکمیت یکدست اقتدارگرایان درآمد و دوستان عبور کننده هم به خارج رفتند و...
تجربه حاکمیت یکدست اقتدارگرایان برای جامعه ما تجربه ای سخت گرانبها و پرهزینه بود و براحتی می توان دریافت که اکثریت جامعه خواستار بازگشت به اصلاحات و تغییر وضع موجود است و تراوشات این موج خاتمی را متقاعد ساخت که پا به میدان انتخابات بگذارد با این جمله که یا من یا آقای مهندس موسوی ، و در همین مدت اندک با سفر به استانهای فارس ، کهکیلویه و بویر احمد و بوشهر نشان داد که اقبال عمومی بسوی اوست اما همین رخداد باضافه آمدن اقای موسوی باعث شد که خاتمی در اندیشه فرو رود و از یکسو به انتظارات و توقعات و امکانات در دسترس و...و از سوی دیگر تعهد اخلاقی به پیشبرد اصلاحات و پیروزی در انتخابات و اینکه حاضر برای اینکار هر هزینه ای بپردازد باعث شد که تصمیم به انصراف بگیرد و راه را برای اجماع بین اصلاح طلبان روی یک نامزد باز نماید . به نظر من از هرمنظری به موضوع نگاه کنیم « خاتمی پیروزی انتخابات » است چراکه نشان داد او برای رسیدن به قدرت (هدف) استفاده از هر وسیله ای را (حتی اگر گفتن یک جمله باشد ) مجاز نمی داند و میزان صداقت و اخلاقی بودن خود و اینکه حاضر است هر هزینه ای را در این راه بپردازد . من با همه وجودم براین باورم که خاتمی نیاز جامعه دیروز و امروز ماست و تنها افرادی با ویژگی های شخصیتی او می توانند راهبر ما در پیمودن راه دشوار آزادی و... در این سرزمین باشند اما سوگمندانه باید بگویم که ساختار قدرت از یکطرف و یاران نایار از طرف دیگر باعث شدند که ایشان خود را ازصحنه انتخابات کنار کشد و...و به نظرم از امروز کار بر دو نامزد باقی مانده اصلاح طلب و همچنین اصلاح طلبان بسیار سخت و دشوار خواهد شد و نه تنها صحنه انتخابات که وضعیت درونی اصلاح طلبان و دونامزد به محک آزمون نهاده می شود و اینکه اینان بواقع چقدر حاضرند در ایم مسیر هزینه بدهند؟ به نظر می آید عمل آقای خاتمی نشان دادکه او بیش از پیش لیاقت و شایستگی رهبری جنبش اصلاح طلبی مردم ایران را دارد و بر اصلاح طلبان است که اورا رها نسازند و سازی ساز کنند تا اورا به صحنه باز گردانند و در این میان دو نامزد باقی مانده اصلاح طلب بیش از همه مسئولیت دارند و فردای انتخابات باید پاسخگوی عمل خود باشند .



   نظرات

امید :

با سلام
و عرض پیشاپیش بهترین امیدها و آرزوهای نوروزی
به نظر من نیز در این مورد آقای خاتمی موفق از امتحان بیرون آمدند چون
اولا:
ایشان اینبار لااقل به قول خود احترام گذاشتند
دوما :
وقتی دیدند که وجود ایشان ثمری برای اصلاح امور ندارد و باعث سردرگمی مردم در این راه میشود سریع جاده ی رفته را دور زدند تا خود را به جاده ی اصلی که همان جاده ی مردم است بیاندازند.

مزروعي : باسلام ، من با نظر شما موافقت ندارم اما جهت داوري كاربران انتشار دادم .

 

شرفی :

با سلام.اکنون یک عمل واقعا دمکراتیک را در سیاست ایران شاهد هستیم.یک سیاستمدار محبوب از نفع فردی میگذرد برای نفع جمعی.خاتمی با این عمل، ضعف فرهنگ سیاسی کار گروهی را در ایران یک تنه جبران کرد.دیگر گزاره ایرانیان فقط به فکر نفع فردی هستند، اکنون باطل شد.خاتمی خود را کنار کشید، علی رغم اینکه محبوب بود.خاتمی ایثار سیاسی کرد، یعنی حق خود را به دیگری داد.مزروعی عزیز خاتمی به ما درس کار گروهی داد.ما سیاستمدارانی داریم که محبوب نیستند ولی قدرت را محکم چسبیده اند.مزروعی عزیز من تا ساعتها به فرهنگ سیاسی خودمان فکر خواهم کرد.مزروعی عزیز، خاتمی محبوب هست و با این عمل نادر در فرهنگ سیاسی ایران،خاتمی به خاتمیسم مبدل میشود.من این را قول میدهم و این قول را با درونی ترین احساسم مینویسم.مزوعی عزیز،خاتمی پیروز و جاودانه شد.اگر ماکیاولی زنده بود با این عمل،در اندیشه هایش تجدید نظر میکرد.اکنون هدف وسیله راتوجیه نمیکند.سیاست همیشه اخلاقی،این بود مهم ترین درس سیاست در ایران امروز، باآموزگاری خاتمی.متشکرم.

 

یاران باران :

درود
سالنامه پایگاه خبری یاران باران در حال انتشار است
منتظر یادداشت ویژه شما با توجه به شرایط ویژه کنونی هستیم
http://www.yaranebaran.com/news.aspx?ID=6631

مزروعي : باسلام ،از همين يادداشت مي توانيد استفاده كنيد .

 

مرتضي :

خاتمي مردي با شفافيت اينه رفت و دوباره در لفافه سخن گفتن ها اغاز شد. اميدوارم ميرحسين تا انتخابات ديدگاههاي خود را در خصوص اصلاح و اصول بيان كند. بايد بگويد كه چه مي خواهد بكند. بهر حال اميدوارم كه دگر بار ماست و دوغ و پنير و نمك كوپني نگردد. من زمان سخت دوران ايشان جوانكي 14-15 ساله بودم و اكنون 37-38 ساله. عمر ما در ارزوي ايراني سربلند و با عزت طي شد. الان به ميان سالي رسيده ايم ولي نه اثري از ازادي يافت مي شود و نه رفاه. ترو خدا اين اصول را رها كنيد و مردم را در يابيد كه فقر با شمشير اخته تهديدشان مي كند. سردمداران محترم! شما مي توانيد در تاريخ ايران جاودانه شوديد اگر مردم(همه مردم) را مد نظر قرار دهيد. ما هنوز چشمانمان به اسمان است تا او چه بخواهد.

 

ع ر :

كاش خاتمي كنار نمي كشيدآيا به راستي اين توافق يك زد وبند سياسي به سفارش برخي نيست شايد از اخلاق خاتمي سوء استفاده كرده اند كاش در اين باره خاتمي اهل تساهل نبود

مزروعی : باسلام ، متاسفانه سیاست در ایران همیشه یک نیمه پنهان دارد که پس از گذشت سالها آفتابی می شود و از نظرمن کناررفتن خاتمی که البته برپایه تحلیل و تشخیص خود ایشان از مجموعه شرایط و اطلاعات بود تا حدودی به نیمه پنهان ماجرا مربوط می شود و ربطی به زد و بند سیاسی ندارد و از جهتی پایبندی تام و تمام آقای خاتمی به موارین اخلاقی را نشان می دهد و من هیچ سوء استفاده ای در این ماجرا نمی بینم.

 

تشاني فر :

با سلام
به نظر بنده آقاي خاتمي تحت تاثير اطلاعات غلط اطرافيان پاي به ميدان انتخابات گذاشت و پس از چند سفر استاني خود به وضوح ميزان محبوبيتش را سنجيد و با تصميم عاقلانه اي از صحنه انتخابات كنار رفت .

مزروعی : باسلام ،ظاهرا شما هیچ قدرت تشخیص و شناختی برای آقای خاتمی قائل نیستید که یک چنین نظری دارید؟ و البته این گزاره را در مورد همه افراد در هرسطحی از مقامات می توان گفت بدون هر مدرک و مستندی ! اما سئوال اینجاست که چرا آقای خاتمی برای انصراف به حرف و نظر هیچیک از اطرافیانش ( که بیشتر از افراد قبلی بودند )برای ماندن گوش نکرد و این قدرت تشخیص و شناخت را داشت ؟ دوست عزیز! ممکن است اطرافیان شما هم در مورد میزان محبوبیت و استقبالی که از آقای خاتمی در سفربه سه استان شد به شما اطلاعات غلط داده باشند و به نظر من یکی از دلائلی که باعث شد حساسیت شدید از طرف برخی مقامات و محافل نسبت به نامزدی آقای خاتمی ایجاد شود و...همین استقبال پرشوری و غیرقابل انتظاری بود که از ایشان شد وشد آنچه شد .

 

سلمان محمدي :

با سلام خدمت شما و خاتمي بزرگوار
اميدوارم قضايا فقط آنطور كه شما مي گوييد باشد و با اين فرض بايد بگويم كه خاتمي قهرمان است و كاش ديگر مدعيان سياسي و سردمداران نيز اگر نميتوانند خود به اين نتيجه رسيده باشند از ايشان و آقاي منتظري ياد بگيرند كه زرق و برق اين دنيا اينقدر ارزش ندارد كه بخاطر آن اخلاق و صداقت و مردم و همه چيز را فراموش كنيم و حالا كه پشت سر خود نگاه مي كنيم مردمي را ببينيم كه بعد از گذشت سي سال از پيروزي انقلابي كه با خون دل حاضر بودند از آن پشتيباني كنند و آبياري اش كردند ثمري جز تبعيض و نابرابري و فساد و فقر نداشته است زيرا كه مسئوليت به اهلش سپرده نشده است و آنكه بر خر مراد سوار است حاضر نيست پياده شود .
اين خوشبينانه ترين ديد است ولي آقاي مزروعي ما فكر مي كنيم شايد مثل گذشته در لايه هاي بالايي خبرهاي ديگري بوده است كه ايشان مجبور به اين تصميم شده اند .به هر حال تاكنون تجربيات ما اجازه خوشبيني زياد به ما نمي دهد گرچه خاتمي عزيز را براي صداقتش دوست دارم و اين قسمت از فرض اول كاملا درست است كه ايشان را كسي ميدانم كه دل به زخارف دنيوي نبسته است

 

فقيرواصلاحصلب! :

سلام اقاي مزروعي
پيشاپيش عيد باستاني مردم نجيب! امامحروم ايران زمين !(ايران سرشار از نعمتهاي خداداي ومردم بي بهره انرا) به شما تبريك ميگويم.
واميدوارم خداوند دوباره اتش اميد را در بهار اين سال در قلبهايمان روشن كند واز انرژي ان طرحي نو در اواخر بهار در اندازيم!
من راه كار خاصي ندارم وخواسته خاصي هم ندارم جز خوشبختي اين مردم!

تنها راهكاري كه به شما وهمه دوستداران ملت از جمله اقايان موسوي وكروبي وگروههاپيشنهاد ميكنم بيانيه جامع ومتين وهوشيارانه سيد بزرگوارو دانشمندم جناب خاتمي است!
اميدوارم همه كساني كه مورد خطاب قرار گرفتد انرا بدقت تمام مطالعه كنند!
واز اقاي موسوي هم بخاطر جوابشان به اين بيانيه سپاسگزارم واميدوارم ايشان بدانند بدون بدست اوردن رايهاي عظيمي كه پشت سر خاتمي عزيز هست نميتوان موفق شد! واز ايشان واز همه شما ميخواهم كه كمال دقت را بدور از هر منافع جناحي وحزبي وحتي شخصي بفرماييد!
شما مطمين باشيدانديشه خاتمي حداقل بيست ميلييون راي پشتوانه دارد واين پشتوانه عظيمي هست وبايد بدرستي در جهت منافع ملت انرامديريت نمودو از ان بهره گرفت!

 

امید :

با سپاس از شما که ضمن مخالفت با نظر اینجانب نظر مرا برای قرار گرفتن در کنار دیگر نظرات منتشر کردید
اصلاح طلبی یعنی همین کار همانطوریکه اصلاح طلبی یعنی همان کناره گیری اقای خاتمی تا سنت های به اشتباه گذاشته ، از جمله سیاست بنداز و در رو که هر کس بخود حق میداد هر شعاری را بدهد ولی در موقع عمل زیرش بزند را اصلاح کرد
آقای خاتمی کار اصلاحی خویش را کردند نوبت شه شد بجنبان ریش را( اشاره به شعر مولوی: ما سه تن کردیم کار خویش را / نوبت شه شد بجنبان ریش را) نوبت شماست که اندیشه های اصلاحی واقعی ، همان خاموشی گزیدن در موقع زمستان وووو و اصلاح اموریکه هر کس خود را مدیون قول و قرارهای خود بداند در جامعه جاری و ساری کنید
این کار مهمترین مرحله اصلاحات است ، ساخت زیر سازهای از دست رفته ی بی اعتمادی گذشته
در راه اصلاح طلبی واقعی موفق و موید باشید

 

علي :

خاتمي مرد بزرگواري است كه سالها از زمان جامعه خود جلوتر است و با هيچ يك از سياستمداران و سياستبازان(در مسند) فعلي كشور قابل قياس نيست.
من اصلاح طلبم ولي اگر ميرحسين مواضع و برنامه هاي خود را شفاف نكند اينجانب بر عليه او تبليغ خواهم كرد .
به نظر شما منطقا بهتر نبود خاتمي صبر ميكرد تا انتخابات نزديكتر شده وفيلترها را رد كرده و بعد در صورت عدم توافق اصلاح طلبان بر يك كانديداانصراف ميداد.
در آن صورت وزن سياسي هريك از نامزدها مشخص شده و اوضاع شفاف تر مي شد؟

مزروعي : باسلام ، ما اگر خاتمي را قبول داريم بايد دريبيم كه او قردت تحليل و تشخيص اش درست است . در مورد آقاي موسوي هم عجله نكنيد و قطعا ايشان در روزهاي آتي مواضع و ديدگاهايش را شفاف اعلام كرد آنگاه شما هم مي توانيد تصميم بگيريد ضمن اينكه نيازي هم نيست كه بر عليع ايشان موضع بگيريد .

 

مجید آراسته :

با اشاره به وقايع پايان مجلس ششم و تحصن برخي نمايندگان، گفته و پرسیده بودید: اتفاقاً آقايان خاتمي و كروبي در ابتدا نسبت به ردصلاحیت برخی نمایندگان معترض بوده و تحصن را همراهي كردند، اما دوستاني كه مي گويند تندروي كرديم بگويند بايد چه كار مي كرديم؟
جواب:
حتما میدانید که تند روی نتیجه ی کند روی قبلی
و کند روی ، نتیجه تند روی قبلیست؟
و هر دو به یک اندازه خطرناک و تخریب کننده
اگر مجلس ششم - واقعا ریگی به کفش نداشت - می بایست در اولین قدم روی اصول و مرز قانون اساسی حرکت میکرد و دچار کند روی و وادادن در موقع انتخاب رئیس مجلس و بعد عقب نشینی در موقع پذیرفتن حکم حکومتی و و و نمیشد. اگر مجلس ششم از همان ابتدا اعتدال را و ادای عهد و پیمان را ... و احساس داشتن وکالت مردم را - مثل همین کناره گیری اقای خاتمی - پیش گرفته بود ، نه دچار کند روی اولیه شده بود و نه در آخر مجبور میشد که خود را برای پوشاندن آن ضعف دچار تند روی کند.

مجلس ششم بخاطر آن نیمه ی پنهان پیش مردم چوپان دروغگو کرده بود ... به همین خاطر وقتی نمایندگان تحصن کردند هیچکس به حمایت از آنها بر نخاست. آیا از خود سؤال کرده اید چرا؟
بهتر نیست در این زمان لااقل ریشه ی کارهای تند روانه و بی نتیجه ی خود را در آن نیمه های پنهان گذشته جستجو کنید؟و از خود بپرسید که چرا مردم وقتی نمایندگان به اعتراض تحصن کردند مردم اینگونه قضاوت کردند که اینان ( نمایندگان دیر تحصن کرده قبلا واداده ) برای موقعیت رای آوردن مجدد خودشان جوش میزنند و نه برای درد مردم
آیا بهتر نبود آنان در همان اول که متوجه شدند اراده ای خارج از مجلس بر مجلس حکومت میکند خود را همچون آقای خاتمی به میان مردم پرتاب میکردند تا ببینند مردم چگونه نسبت به آنها قضاوت و چگونه آنها را در میان خود جای خواهند داد؟

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز!هرچند در مورد گذشته اگر معني ندارد و نظرهاي شما از نوع همين اگرهاست و البته از بيرون گود!اما از نظر دوستاني كه تحصن ما را تند روي مي دانند ايننظرهاي شما براندازي است .مثل اينكه شما در ايران زندگي نمي كنيد وگرنه اينگونه نظر نمي داديد . دوست عزيز! ما نه از سوي اقتدارگرايانكه جاي خود دارند بلكه از سوي دوستان هم جبهه اي مان متهم به تندروي شديم حال شما چگونه انتظار داريد كه آنها در ابتداي مجلس با ما همراه شده و نظر شما را عملي سازند؟

 

حی :

خاتمی اشتباه کرد وشما هم در به اشتباه انداختن او مقصریدگر چه مانند قبل با غرور بی جایتان باز هم توجیه می کنید یک بار تصمیم خود را برای حفظ نظام یک بار ایثار برای حفظ اصلاحات یکبار برای ... معلوم نیست پس مردم چکاره اند این اصلاحات و نظام چیزی سوای مردم است یا نه چرا نمی گذارید مردم خودشان تصمیم بگیرند خدایا یعنی می شود ما زنده باشیم وببینیم شما یکبار اعتراف کنید که اشتباه کرده اید

مزروعي : با سلام ، بنده منظور شما را درنيافتم خواهش مي كنم بگونه اي نظر دهيد تا بشوددرافت منظور شما چيست وگرنه مفيد فائده نخواهد بود .

 

ُسلام :

آقای مزروعی با تمام احترامی که برای شما قائل هستم اما احساسی نوشته اید آخه برادر عزیز جناب مهندس موسوی چه قرابتی با دوم خردا دارد آیا همنشینی ایشان در دولت دهه اول با خاتمی دلیل آمدن این یکی و رفتن اون یکی شده
اخه با کبری و ضغری چیدن و مصلحت هار را به پای حقیقت قربانی کردن تا به کی تا کی باید مردم نامحرم باشند و ما مصالح مردم را نبینیم و مصلحت خودر ا بر آن ترجیح دهیم آقای خاتمی موقعی که نظر منفی میر حسین را شنید که تا اردیبهشت ماه نظرش را می گوید آمد و با قدرت اعلام کرد که میاید و در آن شک هم ندارد.
ولی بعد از سی و شش روز همه چی پنبه میشود . مگر نواز شریف سیاستمدار نیست مگر کی و کی در گوشه و کنار نیستند که پی همه چیز را به تن خود می مالند و اخلاق را هم از دست نمی دهند ولی از حق و حقوق مردم و رسیدن به آن ذر ه ای هم کم نمی آورند پس جواب این همه شور و نشاط در شیراز و بوشهر و یاسوج را که باید بدهد آیا میشود دیگر در این سیاست بی پدر و مادر به کسی اعتماد کرد. ختم کلام اینکه آقای خاتمی حلال کرد و در میدان حاضر نشد و متاسفانه نتیجه را سه بر صفر به نفع دغلکاران و به ضرر مردم در تاریخ ثبت کردند . و خواهشمندم که دنبال فلسفه بافی اخلاق ....
غیر و غیر نروید اصل مطلب را بنویسید.

مزروعي: باسلام ، بنده از اصل مطلب كه شما ادعاكرده ايد هيچ اطلاعي ندارم كه بنويسم و آنچه را نوشته ام بدان باور دارم و اگر شما واقعا به آقاي خاتمي باور داريد بايد به تصميمات او احترام بگذاريدو البته باز مي توانيد تلاش خود را براي بازگشت او بكنيد. در مورد آقاي موسوي و اصلاح طلب بودن ايشان نيز نامه آقاي خاتمي را بخوانيد كه بهتر از من و شما ايشان را مي شناسد .

 

یک جنوبی :

با سلام خدمت آقای مزروعی واقعا ما در این مدت یک ماه که از اعلام نامزدی خاتمی میگذشت بدترین اهانت ها رو چه به ایشون و چه به دوران اصلاحات و حتی به مجلس ششم رو شاهد بودیم و به طور کل زیر سوال بردن نظام و حتی صدا و سیما هم به شدت مخالفت خودش رو به خاتمی به حد زیادی نشون داد در این وضعیت که حساسیت روی آقای خاتمی زیاد شده بود حتی با رای بیست میلیونی هم آقای خاتمی رو نمیگذاشن کار کنه و میرحسین از سوی ایشون جایگزین شد البته آقای مزروعی من 24 سال دارم و دوران میرحسین رو به یاد ندارم ولی با گشتن توی وبلاگ ها سعی میکنم مواضع ایشون رو بهتر بشناسم و امیدوارم شما هم از ایشون بیشتر بنویسید تا بدونیم آیا ایشون واقعا به آزادی بیان اعتقادی داره و یا فقط در حد حرفه.

مزروعی : باسلام ، دیدگاه آقای موسوی در باره آزادی همسازی کاملی با مواضع اصلاح طلبان دارد و البته شما در روزهای آینده با مواضع و دیدگاههای ایشان بیشتر آشنا خواهید شد .

 

آبكار :

بنام خدا
يادونام خاتمي بعنوان يك سياستمدارصادق وبااخلاق هميشه درتاريخ ايران ودرخاطرنسلهاي بعدازمازنده وجاويدخواهدماند براي سلامتي اودعامي كنم

 

مجید آراسته :

با سلامهای نوروزی
اولا این انقلاب طبیعت و عید سعید باستانی یعنی نوروز بر شما مبارک
در این ایام خوش بهاری میخواهم جواب شما را کمی زیر نور خورشید آگاه کننده و روینده قرار دهم
قستمهای خود را در دو پرانتز قرار میدهم تا با مطالب شما جدا شود
در جواب اینجانب مرقوم فرموده اید:
مزروعي : باسلام ،دوست عزيز!هرچند در مورد گذشته اگر معني ندارد(( چرا معنی ندارد؟ یعنی هر چه اتفاق افتاده درست بوده که اتفاق افتاده؟ یعنی اگر فردا پسر شما حنیف رفت ناپاک شد بخود نمی گویید اگر اینکار را کرده بودم پسرم ناپاک نمیشد؟ و ....)) و نظرهاي شما از نوع همين اگرهاست (( این اگرها یعنی که اینگونه بوده ، آنجا که نوشته میشود اگر مجلس ششم ریگی به کفش نداشت ، منظور اینست که ریگی به کفش داشته ، لطفا یکبار دیگر کامنت را بدون عینک بخوانید )) و البته از بيرون گود! (( این نیز اتهامی دیگر ، آیا کسی که .... چه فایده بگذار اینگونه بگویم چطور آقای موسوی بعد از بیست سال خارج از گود بودن از طرف آقای خاتمی نامزد اصلح معرفی میشود و شما هیچ حرفی در این مورد نمیزنید ولی در مورد من که نه سابقه و نه .... راستی معیار شما از بیرون گود و داخل گود چیست؟ آیا آنها که بیرون از گودند حق اظهار نظر ندارند؟ واقعا که آقای مزروعی !!))اما از نظر دوستاني كه تحصن ما را تند روي مي دانند ايننظرهاي شما براندازي است .(( دوستان شما هم مثل شما اشتباه می کنند !! حتما از نظر دوستان شما کناره گیری آقای خاتمی هم براندازیست؟!!)) مثل اينكه شما در ايران زندگي نمي كنيد(( چه فرقی میکند؟ بالاخره ایرانی که هستم؟ به فارسی که نظر میدهم؟ برای آینده مملکتم نگران که هستم که مطالب شما را میخوانم و نظر میدهم؟ .... واقعا که آقای مزروعی !!)) وگرنه اينگونه نظر نمي داديد .(( اگر بفرض شما من داخل بودم چه نظری میدادم؟ هر چه شما می گفتید دربست قبول میکردم؟ چرا اینگونه فکر میکنید؟)) دوست عزيز! ما نه از سوي اقتدارگرايان كه جاي خود دارند بلكه از سوي دوستان هم جبهه اي مان متهم به تندروي شديم (( آن دوستان شما دشمن شما بوده اند و نفوذی اقتدارگرایان بین شما اول ای جان دفع شر موش کن/ وانگهان در جمع اصلاح طلبان واقعی در آ )) حال شما چگونه انتظار داريد كه آنها در ابتداي مجلس با ما همراه شده و نظر شما را عملي سازند؟((لازم به همراهی نبود . شما نماینده مردم بودید و نه نماینده آن دشمنان دوست نما . شما در روز قیامت نمی توانید در جواب و سؤالات بگویید بروید و از دوستان من بپرسید که من چرا تن به ظلم دادم . مگر آقای خاتمی همین کار را نکردند و شما ایشان را برنده انتخابات ننامیدید؟ وقتی شما زیر بار گفتن الف نمی رفتید مجبور نبودید بگویید ب و بعد پ و بعدا ت و تا آخر ه . معلوم است که در موقع نگفتن ی به شما بگویند تند روی نکن چون شما سی و یک حرف را گفته اید انتظار این است که ی را هم بگویید و خلاص . بازهم تاکید میکنم که نتیجه غیر قابل فرار کند روی تند رویست و بر عکس))

مزروعی : باسلام و تبریک سال نو ، دوست عزیز! ظاهرا اشتباه از من بود که فکر کردم شما قبلا خواننده مطالب وبلاگ من بوده اید چراکه من قبلا در مورد اینکه طرح اگر در باره حوادث و رخدادهای تاریخی معنا ندارد توضیح داده ام .خلاصه آنکه ظرف تاریخ مثل آزمایشگاه برای علوم طبیعی نیست تا بشود سناریوهای مختلفی را درآن آزمون کرد و هر سناریویی که درست بود و جواب داد برگزید و انجام داد . در تاریخ رخداد ها همانگونه که اتفاق افتاده اند باید دریافت و تحلیل شوند و اینکه ما بگوئیم اگر اینکار را می کردید یا آنکار را دیگر معنا ندارد چون آنچه اتفاق افتاده است دیگر به هیچوجه با طرح این اگرها قابل تغییر و آزمون نیست اما از دریافت و تحلیل رخدادهای تاریخی می توان درس و عبرت گرفت و گذشته را چراغ راه آینده ساخت.در مورد همین مثالی که زده اید من اگر از تجربیات گذشته برای اینکه پسرم ناپاک نشود استفاده کردم می توانم جلوی ناپاک شدن اورا بگیرم ولی اگر اینکار را نکردم (توجه دارید که این اگرها معطوف به حال وآینده است!) و او ناپاک شد دیگر طرح اگر معنا ندارد چون این رخداده است و تمام شده است! پس طرح اگرها در مورد حوادث و رخدادهای گذشته هیچ معنایی ندارد اما همه ما عادت داریم در برابر حوادث و رخدادها بطور عوامانه و خالی از دقت علمی و تحلیلی به طرح اما و اگر ها بپردازیم !بله از تاریخ می توان درس و عبرت گرفت برای آینده اما در همین جا هم باید توجه ودقت داشت که برداشت هریک از ما نسبت به دریاف و تحلیل رخدادهای تاریخی برپایه میزان دانش و تجربه و حضور در متن رخدادها متفاوت است واز اینرو کمتر می توان به یک برداشت مشترک و اجماعی در تحلیل رخدادهای تاریخی رسید و درستی یا نادرستی حادثه ای را با متر مشترک رقم زد بنابراین هیچکس نمی تواند برداشت خود را مطلق و درست و برداشت دیگران را نادرست بداندبلکه باید در یک فضای عمومی اجازه داد تا همه برداشت ها مطرح و باعث درس آموزی شود . در مورد داخل گودبودن هم از همین منظر بود چراکه بر پایه ضرب المثل معروف کسی که وسط گود عمل سیاسی نباشد براحتی می تواند به آنانی که در وسط گود هستند بگوید لنگش کن!
در حالیکه اگر شما برای یک کنش سیاسی از سوی جمعی بنیادی مثل عقل جمعی را بپذیرید باید به لوازم و مقتضیات یک چنین بنیادی پایبند باشید و تصمیمات و عمل آنها را بپذیرید(و البته این بدان معنا نیست که عقل جمعی خطا نمی کند بلکه خطایش از عقل قردی بسیار کمتر است !)عمل سیاسی ما(منظورم دوستان اصلاح طلب است ) در مجلس ششم هم برپایه یک چنین بنیادی بود اما در جمع نمایندگان اصلاح طلب حدود 200 نفر بدست آوردن یک اکثریت 146 نفر که برای هر اقدام موثر مجلسی لازم بود دشوار بود و خیلی کارها تندروی محسوب و با آن موافقت نمی شد و بنده هم به آسانی می توانم دیگرانی را که با جمع همراه نمی شدند دشمن بنامم! و اینرو برخلاف شما فکر نمی کنم که ریگی به کفش مجلس ششم،که کاربرد اینگونه خالی از دقت است چون حدود یک سوم نمایندگان این مجلس غیراصلاح طلب بودند ،و بواقع نمایندگان اصلاح طلب بود
بلکه اینها اختلاف نظر و رای داشتند و به همین دلیل با انجام برخی امور مانند تحصن و استعفاء در اوایل و اواسط دوره مجلس مخالف بودند اما در ماههای عمر مجلس حوادث بگونه ای رقم خورد که اکثریتی از اینان با تحصن موافقت و به همین دلیل انجام شد . دوست عزیز! درعالم سیاست انجام هر کاری بستگی به ظرفیت و امکانات و شرایط محیطی و محاطی موجود دارد و اینگون نیست که اگر کنشگریا گنشگران تصمیم به انجام کاری گرفتند ممکن شود . بطور مثال آقای احمدی نژاد می خواست نفت را به سرسفره های مردم ببرد و کل ارکان حاکمیت هم با او همراه بودند و از قضای روزگار در آمد نفت به بالاترین رقم رسید اما آیا او توانست به این هدف دست یابد؟ یا بوش خواست ریشه تروریسم و القاعده و بن لادن را بکند و با همین بهانه به افغانستان و عراق حمله کرد اما آیا توانست؟و دیدید که چه بر سر بوش و حزبش آمد ؟ چرااینگونه می شود برای اینکه در عالم سیاست دهها عامل و فاکتور و گنشگر خارج از اراده و مدیریت گنشگراصلی وجود دارند و عمل می کنند و مسئله هم همین جاست که اگر فردی خود داخل گود نباشد نمی تواندمشکلات و مسائل آن گنشگر را دریابد و هی می گوید لنگش کن! البته این به معنای آن نیست که بیرون گودی ها به عنوان شهروند حق اظهار نظر ندارند اما طبعا هر اطهار نظری وزن و جایگاه خودش را داردو اینکه من آوردم شما ظاهرا در ایران زندگی نمی کنید اشاره به یک چنین موضوعی بود چرا که اگر شما برشرایط محیطی و محاطی گود سیاست ایران وارد بودید به این راحتی نظر نمی دادید .در مورد آقای موسوی نیز ایشان داخل گود بوده اند واتفاقا سکوت ایشان در سالهای پس از 68 بسیار معنا دار بوده است و هراز گاهی هم که اظهار نظری می کردند بسیار بازتاب داشت و حالاهم که به میدان آمده اند با تکیه بر همان سکوت است . در مورد آقای خاتمی هم باید بگویم عمل ایشان قابل مقایسه با عملی که از نمایندگان انتظار داشته اید نیست چون عمل نمایندگان اگر بصورت فردی انجام می شد تاثیری نداشت اما عمل آقای خاتمی در مقام نامزدی ریاست جمهوری معنا دار است مگر اینکه شما یه عمل فردی نمایندگان بصورت انتحاری باور داشته باشید! کلام آخر اینکه نمی دانم شما چقدر به کارجمعی آنهم از نوع سیاسی اش پرداخته اید تا بتوانید دریابید که کار سیاسی در جامعه با مختصات و ویژگی های ایران چه مسائل و مشکلاتی دارد اما توصیه می کنم تا تجربه کارجمعی نکردید خیلی دنبال ریگ در کفش دیگران نگردیدو بآسانی هم دیگران را تقسیم به دوست و دشمن نکنید و براحتی هم در مورد درستی یا نادرستی کار دیگران داوری نکنید چراکه مشکل غالب ما ایرانیان همین است که بجای اینکه خودمان را جای دیگران بگذاریم و آنگاه سعی در فهم کار و عمل آنها کنیم به خود حق می دهیم که هرگونه می خواهیم در باره دیگران نظردهیم و داوری کنیم . من بپاس احترام به شما این پاسخ مفصل را دادم اما امیدوارم که عذر مرا برای اینگونه پاسخ ندادن در آینده بپذیرید .

 

دوست منصف :

سلام سال نو پیشاپیش مبارک
من هنوزهم سردرگم هستم نمیدانم از چه زاویه ای به موضوع انصراف خاتمی نگاه کنم واقعا مقوله سیاست ما هم مانند سایر عرصه های اجتماعی اقتصادی و...منحصر به فرد یا بهتز بگویم مضحک است دوره قبل هر چه اطرافیان میر حسین اصرار کردند او حاضر نشد نامزد شود وحتی شرط داشتن تلویزیون اختصاصی را که امری غیر ممکن بود مطرح کرد اما این دوره با وجودی که خاتمی رسما اعلام کرد که می اید کنار نکشید از خیر تلویزیون هم گذشت مزروعی عزیز بوی تبانی با جناح مقابل به مشام می رسد شاید هم خاتمی دوست نداره به این زودی با بی نظیر بوتو ملاقات داشته باشه بلاخره کیهان که با کسی شوخی نداره

مزروعی : یاسلام و تبریک سال نو ، قبلا در این باره نوضیح دادم که این چنین نیست و متاسفانه چون ما عادت نداریم حوادث و رخداد ها را بصورت طبیعی و انسانی دریافت و تحلیل کنیم به نظریه یا توهم توطئه پناه می بریم و در پس هر حادثه ای به دنبال پشت پرده اش می گردیم در حالیلکه باید به حوادث و رخدادها همانگونه که اتفاق افتاده اند نگاه کرد و از این نظر برای ن هم آمدن آقای موسوی قابل درک و فهم است در این شرایط و هم انصراف آقای خاتمی .

 

سلام بر اصلاحات! :

با سلام وتبريك سال نو به همگي دوستان وارزوي سالي سرشار از اميدو زندگي براي همه ما ايرانيان! همه وهمه!

ما هم راضي نبوديم خاتمي عزيز كه نماد اصلاحات وخيزش عظيم دوم خرداد است را در برابردشواريهاي اين انتخابات ببينيم !
اما چه ميكرديم؟ بهر حال ميان رنج مردم وزحمت خاتمي مجبور به انتخاب يكي بوديم! كسي مظلوم تر از خاتمي نبود !كسي صادقتر از او نبود براي مردم وقطعا او ميتوانست نقطه تمركز تمام مردم ستمديده ومظلوم دوست ايران باشد ! چه ميكرديم كه او تنها ميتوانست باعث حضور همگان به حكم وظيفه وياري شود!او ميتوانست اميدها را زنده كند! اگر باور نداريد رقيب كه اينرا باور داشت كه ان تئوري پردازيهاي خشن كه ديگر نشان از اخرين راه حلهايشان براي خلاصي از حضور همگام مردم وخاتمي بود!

ببينيد كه چقدر باور داشتند كه تنها راه خلاصي از اين حضور پيروزي افرين مردم را با خاتمي اين جور چيزها ميديدند كه اگر نه پس چرا ميگفتند؟
اي كاش ميتوانستيم از اين اعتماد وهمدلي مردم با خاتمي واحساس وظيفه متقابل انان براي پيشرفت وطنمان استفاده ميكرديم!

 

رضا فتوحی :

آری خاتمی اخلاقی است اما خروجش از انتخابات به دلیل حضور موسوی نبود تنها بهانه ی خوبی بود!
سفر شیراز عامل مهمتری بود

 

سجاد :

درودبرآقای مزروعی عزیز
توروخداراجع به آقای موسوی نه خودتونوگول بزنیدنه مردمو
ایشان اصلاح طلب نیست وفقط برای رای نیاوردن خاتمی اومده
امیدوارم آقای موسوی اشتباه بزرگ تاریخی مرتکب نشه
موفق باشید.

مزروعي : باسلام ، بنده نمي دانم شما چه تعريفي از اصلاح طلب بودن داريد اما از نظر من ايشان اصلاح طلب است و اينگونه نيست كه شما تصور كرده ايد و اميدوارم در روزهاي آتي با توجه به مواضع و ديدگاههاي ايشان بدون پيش داوري و منصفانه بتوانيد به داوري بپردازيد .

 

نیوشا :

آقای موسوی کم شبیه اصولگرایان است ! او یک اصلاح طلب نیست ! فراموش نکنیم که آقای موسوی 20 سال است که در عالم سیاست نیست ! آقای موسوی کاش به نقاشی کشیدنتان ادامه می دادید !

مزروعي : باسلام ، اگر شما واقعا اصلاح طلب باشيد و از اين منظر به عرصه سياست ايران نگاه كنيد اين جق هرفردي است كه زماني سكوت كند و زماني به ميدان آيد و در مورد آقاي موسوي اهل سياست بخوبي در مي يابند كه سكوت بيست ساله و حال آمدن به ميدانش معنا دار است و اتفاقا آقاي موسوي نشان داده كه نه تنها نقاشي چيره دست بلكه سياستمداري زمان شناس و كارآزموده است و اينرا شما مي توانيد در روزهاي آينده مشاهده كنيد .

 

سجاد :

به نظر من آقای موسوی 2 راه برای اثبات اصلاح طلب بودن خودشون داشتند ... 1-اومدن به صحنه انتخابات در دوره ی قبلی ... و 2-نیومدن به رقابت خاتمی در این دوره...
که متاسفانه هیچ کدومو انجام ندادن ..

مزروعي : باسلام ، دو راهي كه شما آورده ايد در واقع راه نيست! و اصلا شما نمي توانيد براي اصلاح طلب بودن فردي به اينها متوسل بشويد . اصلاح طلبي نوعي فكر و انديشه و روش است و بايد عملكرد هر فرد را با اينها محك زد و نتيجه گرفت .

 

نیوشا :

چراشما میخواهیدبه مردم بقبولانیداتفاقی نیفتاده!خاتمی کجا موسوی کجا؟مطمئن باشیدموسوی یک چهارم خاتمی هم رای نمیاره.که دراینصورت مردم موسوی رانخواهندبخشید.آقای مزروعی شماهم اونونمی بخشید.

مزروعي : باسلام ،من در كجا آوردم كه اتفاقي نيافتاده است؟ اما حالا كه آقاي خاتمي انصراف داده و رفته است اتفاقي كه افتادنش را بايد باور و تحليل كرد . اگر غرض از شركت در انتخابات تغيير اوضاع بوده است بايد در پي نامزد جديدي بود كه اين خواسته را برآورده كند و آنهم به نظر من موسوي است و من مانند شما نمي توانم اينگونه نظر دهم كه چقدر راي مي آورد چرا كه ميزان راي آوري ايشان به فعاليت من و شما هم بستگي دارد .در مورد بخشيدن يا نبخشيدن هم در عالم سياست معنا ندارد چراكه كه با اينگونه واژاه ها فقط مي توان خود را تسكين داد وگرنه آنچه در عالم سياست تاثيرگذار و سرنوشت ساز عمل ما درانطباق با مقتضيات و حوادث واقعه است ولاغير!

 

مهسا :

ه کجا چنین شتابان......خود می برید .خود می دوزید وخود به تن ما عریانی های در طلب رخت عافیت می کنید ...خاتمی رفت ؟ ..به همین سادگی ؟.این است مرام یار طلبی ویار دوستی ؟.....در کجای عالم سراغ داریم این همه بی تفاوتی ..این همه باری به هر جهت ...که چه ؟ که هی برایمان تصمیم بگیرند که چه صلاح است وچه نیست ..مگر تا چندی پیش تا پای جان با خاتمی پیمان نبسته بودیم که فقط یا او یا هیچ کس ..چرا انتخابات ما فقط جنبه سلبی گرفته ..این چه سرنوشتی است که برای خود رقم زده ایم ..ایجاب گویا مفهوم خود را به کل از دست داده ..تا کی مصلحت ..تا کی وحشت از بلا ..تا کی گزینش بین بد وبدتر ؟آیا خوب وخوبتر نداریم ؟مگر ما حامیان خاتمی از او واز نظام چه می خواهیم ؟(هرچند ما هیچ وقت به واقع ندانستیم که چه می خواهیم .یا نگذاشتند که بگوییم چه می خواهیم )حالا ..لا اقل کثیری شاید به این نتیجه رسیده باشند که چه می خواهند .چرا گمراهشان می کنید ؟چرا با حقنه وبا توجیه که لا اقل برای بسیاری خنده دار است .می خواهید مردم را به سمتی سوق بدهید که هیچ اعتقادی به آن ندارند ...اگر کسی نخواهد به نامزدی که هیچ باوری به او ندارد رای بدهد ..نامش را چه می گذارید ؟پشت کردن به باور های خاتمی ؟ آیا خاتمی را کسی می دانید که کسی را وادار به پذیزش چیزی که به آن اعتقاد ندارد کند ؟ نه منش خاتمی وادار کردن نیست .او به ما آموخت که حق انتخاب از اصولی ترین حقوق انسانی است ..پس لطفن از کیسه خاتمی خرج نکنید و از قول او برای دیگران تبلیغ نفر مایید که چون او از موسوی حمایت کرده وبه نفع او کنار رفته پس ما هم از او تبعیت می کنیم ..نه ....خود را گول نزنیم ...برای یک بار هم که شده از حق قانونی خود که :نص صزیح قانونی هم هست استفاده کنیم .. هیچ کس مجبور نیست غذایی را که دوست ندار د بخورد هر چند آغشته به عسل باشد ..اگر قرار است به خاتمی رای بدهیم تا فرصت باقیست او را مجاب به باز گشت کنیم اگر نشد ......کمی گرسنگی بد نیست ...تا آشپز به خود آید وغذای دل خواهمان را بپزد ..

مزروعي : باسلام ، دوست عزيز! من هم مانند شما فكر مي كنم و نمي دانم چرا اينها را خطاب به بنده نوشته ايد اما اگر شما واقعا به آقاي خاتمي باور داريد بايد به تشخيص . تصميم او احترام بگذاريد و بدانيد كه او با تكيه بر داده هايي تصميم گرفته است كه من و شما به آنها دسترسي نداريم و اينكه او توصيه به انتخاب فرد ديگري مي كند حتما برپايه همين داده هاست چراكه اگر هدف ما در انتخابات ايجادتغيير و بهبود در اداره كشور است اينرا با فرد اصلاح طلب ديگري كه كمتر بر روي او حساسيت هست مي توان بدست آورد .

 

شاهین :

من پيرو اصلاحاتم نه پيرو اصلاح طلبان . يعني هركس كه بيرق اصلاحات را بر دوش بگيرد چشم و گوش بسته به دنبال او نمي روم و به او راي نمي دهم . من خاتمي را شناخته ام و افتخار دوبار راي دادن به او را در شناسنامه ام ماندگار كرده ام . مي گويند او به نفع مهندس موسوي كناره گيري كرده است !
من او را نمي شناسم يعني در زمان نخست وزيري او نمي دانستم دنيا دست كيست و تا جايي كه اطلاع دارم در آن زمان فقط يك حزب در ايران بوده (البته به عنوان حزب) و آن هم محافظه كاران . يعني مهندس موسوي نخست وزير محافظه كاران بوده و به ياد دارم چهار سال پيش به او التماس كردند كه به صحنه انتخابات بيايد اما امتناع كرد يعني آن زمان در خود توان رقابت با دكتر احمدي نژاد را در خود نمي ديد . امروز و بعد از اعلام حضور خاتمي او نيز نامزدي خود را اعلام كرد و سيد اصلاحات به خاطر عدم پراكندگي آرا به نفع او كنار رفت .
حالا شما بگوييد : بايد به مهندس موسوي راي داد ؟آيا او واقعا اصلاح طلب است ؟

مزروعي: باسلام ،اگر شما طرفدار اصلاحات هستيد بنابراين بايد با صبر و تامل مواضع و ديدگاههاي آقاي موسوي را شنيده و در انطباق با انديشه اصلاحات بررسي و آنگاه به نتيجه برسيد. پس از انقلاب تنها يك حزب نبود اما حزب جمهوري اسلامي ايران حربي فراگير بود كه از همه نيروهاي انقلاب اعم از چپ و راست در آن حضور داشتند (مثل تشكل جامعه روحانيت مبارز) كه بدليل همين اختلافات دورني در سال 65 تعطيل شد و اتفاقا محافظه كاران با آقاي موسوي و دولتش موافقت نداشتند و به همين دليل در ميانه راه افراد محافظه كار از كابينه ايشان كنار رفتند .اينكه چرا ايشان در سال 84 نيامد و حالا آمده است به تحليل و برداشت ايشان از شرايط برمي گردد و اين از حقوق ايشان است و ينظرم نمي شود برايشان از اين نظر خرده گرفت .از نظرمن ايشان در طيف اصلاح طلبان قرار دارد و راي به ايشان را تاييد مي كنم .

 

جهان :

اخاتمي را پرچمدار اصلاحات مي دانيم ولاغير.كسي كه در دوران رياست جمهوري خاتمي خود را مانند جوانان ،جوان احساس مي كرده و.......چه شده كه براي بيرون كردن او از صحنه شده پيشقدم شده؟
دست مريزاد كاري كه جناح مقابل با اجماع تمام نيروها قادر به انجام آن نبود موسوي او در چشم برهم زدني انجام داد! ..........
ما بسيار از ايمان و صداقت و...... موسوي حتي از زبان خاتمي شنيده ايم ولي چيزي نديديم!
بايد به طور فراگير از موسوي بخواهيم كه كنار برودتا خاتمي به صحنه باز گردد اگر مي خواهد نامش ماندگار شود به صداقت و راستي مانند 20سال گذشته وگرنه هم در انتخابات شكست مي خورد هم نامش ماندگارمي شود اما اين بار به.........
راي ما فقط خاتمي
اين را هم به آقاي عطريانفر بگوئيد آقا كمي سنجيده صجبت كنيد شما هم مثل دولت ا زكدام مردم و كدام آرا صحبت ميكنيد كه به طرف موسوي هدايت ميشود زهي خيال باطل قبل از اظهار نظرتان به ميان مردم بيائيد
آري اگر قبل از اعلام كانديداتوري خاتمي چنين اتفاقي افتاده بود و موسوي مطرح شده بود اوضاع فرق مي كرد ولي امروز مردم در باره ي موسوي به عنوان فردي كه لياقت جانشيني كسي راكه به زور تزور از ميدان بيرون كرده ندارد حرف مي زنند
چرا به شعور مردم توهين مي كنيد پس فرق شما بادولت چيست ؟ راي ما فقط خاتمي

مزروعي : باسلام ،دوست عزيزباور كنيد بنده هم همان خواسته شما را دارم اما فكر مي كنم نشدني است و بنابراين بايد با شرايط جديد كنار آمد و راه را ادامه داد همانگونه كه خاتمي مي خواهد بنابراين نبايد انرژي و توانمان را صرف كاري كنيم كه نتيجه دارد بلكه بايد صرف كاري كنيم كه نتيجه دهد . به نظرم شما نگاهي بدبينانه به آمدن آقاي موسوي داريد درحاليكه اين يك رخداد عادي بوده است و بايد از آن يك فرصت ساخت و نگذاشت اقتدارگرايان از شرايط حادث بهره گرفته و چهار سال ديگر اداره كشور را بدست گيرند و برسرمان آن آورند كه در اين چهار سال گذشته تجربه كرديم . درعالم سياست بايد با واقعيات پيش رفت و خيال پردازي ها را كنار گذاشت.

 

گلاله :

سلام
من قبل از اینکه آقای خاتمی اعلام کاندیداتوری کنند خیلی به آقای موسوی علاقه داشتم و قصد داشتم اگه آقای خاتمی کاندیدا نشد به موسوی رای بدم ولی با این اتفاقاتی که افتاد می بینم که آدمی که رسم شراکت رو بجا نیاورد ارزش رای دادن نداره .
در پایان از آقای خاتمی خواهش می کنم اندکی دیگر به علاقه مندان خودشان فکر کنند .

مزروعي : باسلام ، هرچند در عالم سياست نقش علائق و عواطف را نبايد ناديده گرفت اما اصل بايد بر عقلانيت باشد و عقلانيت حكم مي كند كه ما در شرايط كنوني به فردي راي دهيم كه بتواند حداقل خواسته هاي ما را برآورد و اوضاع فلاكت بار كنوني را تغيير دهد در حاليكه كناركشيدن ما از انتخابات به هردليلي فقط راه را براي حاكميت مجدد اقتدارگرايان برقوه مجريه هموار خواهد كرد. همه ما به آقاي خاتمي علاقمنديم و هم تلاششمان را براي آمدن و ماندن ايشان كرديم اما دست تقدير يا تدبير يا ...باعث انصراف ايشان شده است حال بايد با اين شرايط كنار آمد و به نظر من كنار رفتن اشان دلايلي بيش از آمدن موسوي دارد و نبايد اينرا به آن نسبت داد و تحليل آنچناني كرد .

 

ناهید :

با سلام
نظرشمادرباره آقای عبداله نوری چیست؟ایشان می توانندشورونشاط رابه جامعه برگردانند.یک نظر سنجی بکنید بین آقای نوری وموسوی.آقای مزورعی! با موسوی اصلاح طلبان شکست می خورند.به خدااینوازسردلسوزی میگم.روی موسوی سرمایه گذاری نکنید.باسپاس

مزروعي : باسلام ، نظر بنده نسبت به آقاي نوري بسيار مثبت است اما فكر مي كنم وقتي آقاي خاتمي با درنظرگرفتن همه جوانب موضوع از نامزدي انصراف مي دهد ديگر جاي چنداني براي طرح آقاي نوري نمي ماند ! در مورد راي آوردن يا نياوردن آقاي موسوي نيز من نمي توانم الان نطر دهم اما قطعا براي راي آوردن ايشان راه دشواري در پيش است و بايد كمك كرد كه اصلاح طلبان شكست نخورند والبته من در عالم سياست شكست و پيروزي را دو روي سكه مي دانم و خيلي نگران آن نيستم .

 

بادرودي :

بادرود گرچه تمام تحليلها حاكي از اين بودكه بدون شك برنده واقعي انتخابات آتي خاتمي است ولي به نظر بنده وي با اعلام انصرافش به نوعي ترس خود را نشان داد . من از شما كه با وي در ارتباطتيد خواهش مي كنم از او بخواهيد تا مجدد وارد عرصه انتخابات شود واين مير حسين رااز خواب غفلت بيدار كنيد من يقين دارم ميرحسين با هماهنگي دولت حاكم به ميدان آمده شكي ندارم كه وي پيروز انتخابات نيست وبا اين عمل تنها مانع از راهيابي اصلاح طلبان به كاخ رئيس جمهوري مي شود .به اين بنده خدا بگوئيد نسل دوم وسوم انقلاب از شما هيچ شناختي ندارند تورو خدا از اين غفلت پرهيز كن ومردانه دست خاتمي را گرفته واورا به ميدان بياور وبا منش خود خضوع وجوانمردي خاتمي كه بخاطر حضور شما درعرصه حاضر شد را پاسخ بده تا محبوبيتت حفظ شود

مزروعی :باسلام،با این حکمی که شما در باره آقای خاتمی صادر کرده اید آمدن ایشان چه فائده ای دارد ؟ به نظرم بهتراست در مورد افراد آنهم از نوع آقایان خاتمی و موسوی به این آسانی و سادگی داوری نکنید و بدانید که دنیای سیاست و قدرت بسیار پیچیده تر از این حرف هاست و به همین دلیل نباید به هرکاری سوء ظن داشت و در مورد آقای موسوی باید کمک کرد که ایشان بتواند خود را به نسل جدید بشناساند و در رقابت انتخاباتی پیروز شود .

 

باران :

مگه نمیگن مشت نمونه خرواره!شما همین نظرات توای وبلاگو نگاه کنین معلوم میشه موسوی هیچ شانسی نداره لطفا رونظرخودتون اینگونه پافشاری نکنین.با این راهی که شمادرپیش گرفتین سکه فقط یک رو داره اونم شکسته!!!

مزروعي : باسلام ،اول اينكه نظرات وبلاكي به هيچوجه نمي تواند نشاندهنده نظر مردم باشد . دوم اينكه در شرايط كنوني پيشنهاد شما چيست؟ طبعا تا وقتي پيشنهاد شما معلوم نباشد بنده برهمان نظر قبلي خودم يعني راي دادن به آقاي موسوي در انتخابات پافشاري خواهم كرد .

 

باران :

بااین وضعیت فقط بایدازانتخابات کناره گرفت چون شماانتخابی ندارید میگوئیدموسوی باوجودیک گزینه عملا انتخابی نمیشه کرد

مزروعي :باسلام ،من منظور شما را از وجود يك گزينه در انتخابات در نيافتم چرا كه در همه كشورها اين نامزدهاي متعلق به جناح هاي سياسي رقيب هستند كه با هم مبارزه انتخاباتي مي كنند و نه اينكه در درون يك جبهه چند نامزد باشندتا حق انتخاب معنا بدهد با اين احوال در جبهه اصلاحات هنوز دو نامزد مانده اند و به نظر من راه حل شما بيشترين كمك به جبهه اقتدارگراست تا به آساني بتواند پيروز انتخابات شود و هيچ سود ديگري ندارد .

 

:

با سلام
اين نظرات مردم رو خوندم حيفم اومد يه چيزي رو نگم:
اولا كه تو اين مملكت متاسفانه اكثر واخص بزرگان درجملات متوالي كاملا تناقض دارند چه رسد به مواضع متوالي! اينها رو تو اكثر سخنان اونها ميشه يراحتي پيدا كرد(البته اين دليلش اينه كه بعضي ميخوان صادق باشن ودروغ نگن وراست رو هم كه گفتنش سخته نگن!. وبعضي ديگه كه قربونشون برم اصرار دارند به يه شكلي حتما راست رو دروغ كنن تا موضع اونها حتما حق باشه! باري بهر جهت بگذريم)

اما اون چيزي كه من ميخواستم به دوستان بگم اين كه شما نميتونين اينطور فكر كنين كه موسوي حالا سر پيري به حرص قدرت اومده كه نميتونه اينطور باشه مخصوصا اون كه گوشه گرفته بود.
(البته من كاملا با تفكرات ايشون اشنا نيستم ولي بنظر خيلي واقعيتر مياد با اين وضعي كه بهر لحاظ(چه اجتماعي چه اقتصادي وچه ...) ما داريم اگر بتونه البته سياست خارجي عقلاني وعلمي در نظر داشته باشه).
بنابراين با توجه به اينكه ميگن موسوي ادم با مرامي بوده وهست پس تنها ميشه ورودش رو به حسب در خطر افتادن دوستانش وبه حسب ياري به اونها تصور كرد(خطري كه شايد دوستان هم از اون غافل بودند) وازمودن اين هم هزينه نداره بهتر از اينه كه ما بزاريم احمدي نژاد ريس جمهور بشه!!!
در هر حال ايدوستان خاتمي مهم نيست اصلاحات مهمه.

 

محمد :

نه خاتمي پيروز ميدان است نه موسوي.

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز! اگردلايلتان را براي ارائه چنين مدعايي بيان مي داشتيد تا من هم دريابم كه چزا شما به چنين گزاره اي باور داريد خوب بود .

 

باران :

شماواقعااین 2نفررونامزداصلاح طلبان مینامید؟!!اگه اینگونه است وای براصلاحات ووای براصلاح طلبان.کسی که20سال نقاشی کشیده اصلاح طلبه یابهترازما خودتون میدونید رئیستون تومجلس.رای دادن به هرقیمتی؟!آقای مزروعی اشتباه نکنید

مزروعي : باسلام ، دوست عزيز! ما بايد فرزندان دليل باشيم و متاسفانه خمچون قبل شما هيچ دليلي براصلاح طلب نبودن اينان اقامه نكرديد بلكه همينطوري ادعايي را مطرح كرده ايد كه من نمي توانم آنرا دريابم . دوست عزيز! يكي از اصول اصلاح طلبي اين است كه ما سعه صدر داشته و اگر افرادي ادعاي اصلاح طلبي كردند و كاري به ضد آن انجام ندادند بپذيريم و اگر ما غير ازاين وافراد را بگونه اي خودي و غيرخودي تقسيم كرديم آنوقت چه فرقي با اقتدارگرايان خواهيم داشت ؟

 

احسان :

آیانظرمردم برای شمامهمه؟یه نظرسنجی کنیدببینیدمردم چی میگن شماهم اونجورعمل کنین البته اگه مهمه واگه نگین مرغ یه پاداره چون میگین نظرات وبلاگی مهم نیست نظرسنجی که مهمه

مزروعي : باسلام ، قطعا نظر مردم براي امثال بنده مهم است و اينرا فقط از راه نظرسنجي علمي مي توان دريافت بنابراين هيچكس نمي تواند نظر خود را آنهم در فضاي مجازي به مردم نسبت دهد و منهم در پاسخ قبلي اينرا يادآور شدم. البته در مورد انتخابات و نظرسنجي بايد فضاي انتخاباتي شكل بگيرد تا بتوان واقعيت را دريافت اما بايد براين نكته هم متفطن بود كه مسابقه انتخابات در نهايت مثل مسابقه فوتبال مي باشد كه امكان برد و باخت دارد و يك سياستمدار بايد خود را براي هردوي اينها آماده كرده باشد .

 

باران :

آقای مزروعی دلیل میخواهید؟!درقضیه قانون مطبوعات ردصلاحیت نماینده ها تحصن این ازاین یکی.
دیگری سکوت.سکوت علامت رضاست.آقای موسوی باسکوتش تمامی اتفاقات 20ساله رو تائیدکرده.آقای مزروعی مردم مامی فهمند.اگه صحبتهای منوقبول نداریدتاانتخابات صبرکنیدتامعلوم شودمردم گزینه های شمارواصلاح طلب می نامند؟؟!!

مزروعي : باسلام ،ظاهرا شما بياد نداريد كه آقاي موسوي در ارتباط با توقيف مطبوعات در سال 79 مصاحبه كردند و اصطلاح " توقيف فله اي " را بكار بردند كه بسيار معنادار بود و صداكرد . در واقعه تحصن و رد صلاحيت ها هم ايشان بيانيه داد و اينكار را محكوم كرد كه در رسانه ها بازتاب داشت .دوست عزيز! سكوت يك آدم سياسي نمي تواند علامت رضا باشد ضمن اينكه آقاي موسوي در مواقع حساس اعلام نظر داشته است .ديگر اينكه راي دادن يا ندادن مردم در شرايط انتخاباتي ايران چگونه مي تواند ملاك اصلاح طلب بودن باشد؟ آيا آقاي معين كه در دور قبل راي نياورد اصلاح طلب نبود ؟شما با نوعي پيشداوري نسبت به آقاي موسوي نظر مي دهيد در حاليكه اگر در پي دستيابي به مواضع و ديدگاههاي ايشان در حال حاضرهستيدبايد بدون پيشداوري آنها را پيگيري و مورد بررسي قرار دهيد و با تكيه براين مواضع به اصلاح طلب بودن يا نبودن ايشان بپردازيد.

 

علی :

چراشمابه همین وضعیت قانعید؟چراهیچ تلاشی نمی کنید؟برای شماآقای موسوی تمام دنیاست؟چراچانه زنی نمی کنید؟روی آقای عبداله نوری سرمایه گذاری نمی کنید؟مگه آقای معین ردصلاحیت نشد؟دوباره تائیدش کردن.برای آقای نوری تلاش کنید.فقط نظاره گر نباشید.

مزروعي : باسلام ،بنده به اين وضعيت قانع نيستم اما ساست ورزي در ميدان واقعيت معنا مي دهد و وقتي آقاي خاتمي نمي تواند در انتخابات بماند تكليف آقاي نوري روشن است .اگر قرار به اصلاحات باشد يهتريم گزينه در شرايط فعلي آقاي موسوي است و البته تمام دنيا نيست!حداقل از رد صلاحيت و تاييد صلاحيت آقاي معين آموختيم كه اين جريان نبايد تكرار شود.

 

شاهرخ :

اگه آقای نوری تائیدبشوداستراتژی شما چیه؟بین موسوی ونوری کدوموانتخاب میکنید؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! در عالم سیاست راجع به واقعیت باید صحبت کرد نه عالم خیال و فرضیات ! بنابراین تا وقتی این اتفاق نیافتد من نمی توانم جوابی به شما بدهم و به همین دلیل تا وقتی آقای خاتمی بود حتی بعد از آمدن آقای موسوی ما هیچ صحبت و تصمیمی راجع به ایشان نداشتیم اما وقتی اقای خاتمی انصراف داد ما راجع به گزینه بعدی تصمیم گرفتیم .

 

:

با سلام جناب مزروعي
من فكر ميكنم در اين زمان اقاي نوري وارد شود بسيار مناسب است حداكثر بشود معين دور قبل وموسوي هم بشود هاشمي دور قبل كه هست البته!
ميشود با طرح اقاي نيلي به پيروزي نوري اميدوار بود در ضمن فكر نكنم رد صلاحيت بشه براي اينكه فكر ميكنن راي نمياره وباعث شكستن راي اينطرف
ميشه در حالي كه احتمال پيروزيش بالاست

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز ! این چگونه است که شما متوجه پيروزي آقای نوری می شوید اما آنانی که همه امکانات اطلاعاتی و...را دارند متوجه نمی شوند؟ من قکر می کنم که ما باید واقع نگر باشیم و با توجه به شرایط کنونی تمام تلاشمان را صرف برنده شدن آقای موسوی در انتجابات کنیم .

 

مجید :

با سلام و عرض ارادت ، جناب آقای مزروعی، دست کشیدن داوطلبانه از قدرت در کشور ما پدیده بسیار نادری است. زمانی برخی از تشنگان قدرت با بیان اینکه احساس تکلیف می کنند سر خود و بیش از آن بر سر دیگران شیره می مالیدند و خود از سر خمره عسل قدرت پا نمی شدند اما این شعار دیگر بی رنگ و حتی بدرنگ شده است. استعفای داوطلبانه(شاید هم اجباری ، به علت فشار افکار عمومی) هم به ندرت مشاهده شده است. از شما که از ابتدا در جریان انقلاب بوده اید می پرسم آیا مواردی دیگری همچون کناره گیری اخیر آقای خاتمی می شناسید؟ مواردی که برای رعایت اصول انسانی و آموزه های دینی از قدرت چشم پوشی کرده باشند؟اگر بلی ممنون می شوم به آن ها اشاره کنید. نظرتان در مورد کناره گیری آقای میرحسین موسوی در سال های اخیر چیست؟آیا از این جنس بوده است؟

مزروعی : باسلام ، من مورد دیگری را بیاد نمی آورم و در مورد آقای میر حسین موسوی هم خود ایشان توضیح داده اند چون احساس خطری برای کشور و انقلاب نمی دیده و ترجیح می داده است که کار بدست دیگران باشد کناره گرفته بودند و حالا چون احساس خطر از تداوم وضع موجود کرده اند به صحنه آمده اند و روش و منش ایشان در این سالها نشان داده است که در پی کسب قدرت بخاطر قدرت نبوده است .

 

حسین محمدقاسمی :

:آفتاب امد دلیل آفتاب"
همیشه در این روزهاست که تفاوتهانمایان میشود
او که تشنه ی قدرت باشد با او که آرمانی فراتر در سر دارد فرسنگها فاصله دارد,خاتمی ها میآیند تا بگویند ارزشها چیز دیگری ست اما کو گوش شنوا وجشم بینا
یکی تکیه برحکومت زده اورا شاه صفوی میخاندو دیگری دست از خوان قطع شده ساده لوح فرصت سوزش میداند
اما تاریخ دروغ نمیگویدبه ناچار فردارا به انتظار بیداری ذهنها و وجدان ها مینشینیم

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007