« تشکيل انجمن دولتي روزنامه نگاري , موازي سازي غيرقانوني است | صفحه اول | خاتمی پیروز انتخابات »

27 اسفند 87

مصاحبه با شبکه خبر دانشجو

اشاره: رجبعلي مزروعي، عضو دفتر سیاسی جبهه مشاركت و رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، متولد سال 1336 اصفهان، داراي مدرك ليسانس فيزيك از دانشگاه اصفهان و فوق ليسانس اقتصاد از دانشگاه شهيد بهشتي است.

وي سوابق اجرايي و مديريتي همچون نمايندگي مردم اصفهان در مجلس ششم، كارمند وزارت نفت، رايزن فرهنگي ايران در نيجريه، وابسته فرهنگي در کراچی پاكستان، مديركل مركز مطالعات و تحقيقات وزارت ارشاد و مشاور اقتصادي رئيس جمهور در دوران وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رياست جمهوري سيد محمد خاتمي و مدير برنامه ريزي سد كرخه را در كارنامه خود دارد.

متن زیر مشروح گفت و گوی خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» با آقاي مزروعي مي باشد که هفته گذشته در دفتر انجمن صنفی روزنامه نگاران انجام شد.


آقاي مزروعي جبهه مشاركت چگونه شكل گرفت؟

تشكيل حزب مشاركت به قبل از سال 1376بر مي گردد؛ زماني كه دوستان ما در جناح چپ - كه بعداً اصلاح طلب نام گرفت - در فضاي بعد از سال 1368 بتدريج كنار زده شده بودند و در انتخابات مجلس چهارم نيز بخشي رد صلاحيت و بخشي هم راي نياوردند.

در سال 1375 مجموعه دوستان به اين نتيجه رسيدند كه به دنبال يك تشكل باشند و اين موجب شد در انتخابات سال 1376 آقاي خاتمي مطرح شود و مجموع دوستان نيز بيشتر در ستاد انتخاباتي خاتمي فعال شدند.

تصور اين بود كه آقاي خاتمي يك راي پنج تا شش ميليوني مي آورد و مي توانيم در سايه آن راي، يك تشكل و جريان سياسي را سازمان دهيم، اما خوب برخلاف انتظار، آقاي خاتمي يك راي بيش از 20 ميليون آورد و دولت را در دست گرفت.

بعد از اينكه اين دولت تشكيل شد آن مجموعه دوستان باز به اين نتيجه رسيدند كه هدف قبلي را عملي كنند و براي همين منظور تمام سال 76 و بخشي از سال 77 دوستان ما كه بعدها به عنوان موسسين حزب مشاركت شناخته شدند، اين تشكل را تاسيس، و اساسنامه و مرامنامه را تدوين كردند و آذرماه سال 1377 پس از طي مراحل قانوني، حزب مشاركت اعلام موجوديت كرد.

عده اي حزب مشاركت را يك حزب دولت ساخته مي دانند. نظر شما چيست؟

اين يك برداشت است؛ اصلاً فكر تشكيل چنين تشكل سياسي قبل از سال 1376 زاده شد و مراحلي را هم طي كرد، ولي با انتخابات ریاست جمهوری سال 76 همزمان شد.

با این حال اگر دولت ساخته بود طبعاً در اين دوره اي كه دولت و مجلس در دست اصلاح طلبان نيست بايد حزب از فعاليت مي افتاد، ولي فكر مي كنم اين سه چهار سال نشان داد كه فعالیت جبهه مشاركت خيلي ارتباطي با دولت نداشته و يك تشكل كاملاً مستقل بوده است؛ البته طبعاً در دوره آقاي خاتمي همسويي فكري با ايشان داشتيم و به عنوان حامي و يار دولت بوديم و الان هم منتقد دولت هستيم و نقش خود را ايفا مي كنيم.

با توجه به اينكه در مجلس ششم حضور داشتيد، در مجموع عملكرد اين مجلس را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

قبل از اينكه وارد مجلس ششم شويم، حزب مشاركت براي انتخابات برنامه اي ارائه داد، گفتيم كه اگر وارد مجلس شويم اين برنامه را تبديل به قانون كنيم. در پايان مجلس، بخشي از آن وعده ها تبديل به قانون شد و نتيجه داد. بخش ديگري هم به دليل اختلاف نظري كه بين مجلس ششم و شوراي نگهبان وجود داشت به نتيجه اي نرسيد ولي پس از ارزيابي کار انجام شده در مجلس با برنامه، خوشبختانه نزديك به 95 درصد آنچه كه وعده داده بوديم به نتيجه رسيد به ویژه در بخش هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، عملكرد موفق بود اما در بخش سياسي كمترين موفقيت را داشتيم به دليل اينكه طرح ها و لوايحي كه به گونه اي با مسائل سياسي ارتباط داشت از صافي شوراي نگهبان رد نشده بود.

كارشناسان اقتصادي، مجلس ششم را فاقد برنامه اقتصادي مي دانستند، نظر شما چيست؟

اتفاقاً برعكس اين قضيه صادق است، در زمينه مسائل اقتصادي فكر مي كنيم در بين مجالس بعد از انقلاب، مجلس ششم يكي از موفق ترين مجالس بوده، چون چند قانون كليدي را تصويب كرد كه مجالس قبلي و بعدي انجام ندادند، يكي اصلاحات قانون ماليات ها بود. اين قانون با نگرش حمايت از توليد و روان سازي چرخ اقتصادي كشور انجام شد كه اجزاي زيادي دارد، مهمترين آن اين است كه نرخ موثر مالياتي براي بنگاه هاي اقتصادي را از حدود 65 درصد به 25 درصد كاهش داد و عملاً اين امكان را برای بنگاه هاي اقتصادي بوجود آورد كه از اين كاهش مالياتي براي سرمايه گذاري و توسعه بنگاه استفاده كنند كه اثرات خود را پس از اجراي قانون در سال 1380 به اين طرف نشان داد. دومين قانون طرح جلب و حمايت از سرمايه گذاري خارجي بود كه بعد از انقلاب توجهي به آن نشده بود اما در مجلس ششم طرح آن تهيه و تصويب و از سال 1381 اجرايي شد. اگر به آمار و ارقام رجوع شود تا سال 1384 كه دولت خاتمي بر سر كار بود روند ورود سرمايه گذاري خارجي به كشور مثبت و رو به افزايش بود اما متاسفانه از سال 1384 به اين طرف دوباره روند منفي شده است. قانون مهم دیگر، قانون برنامه چهارم توسعه است كه در مجلس ششم بررسی و تصويب شد و فكر مي كنم هنوز بهترين قانون براي اداره كشور است. اصلاحات ديگري هم مانند يكسان سازي نرخ ارز كه يك اصلاح ساختاري در اقتصاد كشور بود در قانون بودجه سال 1381 تصويب و اجرا شد. تقريباً در مجلس ششم نزديك به 145 قانون تصویب شد كه به مسائل اقتصادي ارتباط داشت و اگر تعداد مصوبه ها را ملاک ارزیابی بگيريم، كه به نظر من نمي تواند ملاك ارزيابي دقیق باشد، مجلس ششم نسبت به دو مجلس هفتم و هشتم خيلي فعال تر بوده است.

آقاي كروبي معتقدند كه عده اي در مجلس تندرويي كردند و تحصن برگزار شده باعث شكست اين مجلس شد با اين نظر موافقيد؟

وقتي بحث تندروي مطرح مي شود دوستاني كه مي گويند تندرويي بوده است باید مصادیق و جزئيات آن را بگوئيد. تحصن عكس العمل بود نسبت به عمل ديگري، اكثريت دوستان مجلس ششم ما رد صلاحيت شدند بدون اينكه شوراي نگهبان دليل آنرا ارائه كند اتفاقاً آقايان خاتمي و كروبي در ابتدا نسبت به اين مسئله معترض بوده و همراهي كردند. دوستاني كه مي گويند تندروي كرديم نمي گويند بايد چه كار مي كرديم؟

آقاي مزروعي در آستانه برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري هستيم اجازه دهيد وارد فضاي انتخابات شويم آرايش انتخاباتي اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات آينده رياست جمهوري را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

فكر مي كنم آرايش كنوني اصلاح طلبان براي انتخابات آينده بسيار خوب است و اتفاقاً حضور سه نامزد در وضعيتي كه با آن روبرو هستيم به نفع جريان اصلاح طلبي است و نشان مي دهد برخلاف تصوري كه جريان رقيب ما دارد كه يكي از آنها گفته بود اصلاحات مرده است و حضرت مسيح هم نمي تواند آنرا زنده كند، اتفاقاً اصلاح طلبان بسيار زنده هستند و ظرفيت خوبي دارند. ولي تبعاً مطلوب اين است كه با يك نامزد وارد انتخابات شويم و من فكر مي كنم اين امر اتفاق مي افتد.

آقاي كروبي گفتند؛ والله كنار نمي روم، يعني قسم به خداوند خورده اند آيا با وجود اين باز فكر مي كنيد كه ايشان به نفع كسي كنار رود؟

در عالم سياست هيچ چيز را تمام شده ندانيد، شرايط، مقتضيات و واقعيات هستند كه در نهايت تصميم گيري را مشخص مي كنند به نظر من اين شرایط انتخاباتي خيلي مانع با آن هدفي كه ما دنبال مي كنيم نيست.

با وجود حمايت هاي برخي چهره هاي مطرح اصلاحات از آقاي كروبي به نظر نمي رسد در نهايت اصلاح طلبان بر روي وي اجماع كنند؟

هدف ما پيروزي در انتخابات است و در ايام پيش رو هر نامزدي كه بتواند اين پيروزي را براي اصلاح طلبان ممكن كند روي همان اجماع مي شود و فكر مي كنم بقيه اصلاح طلبان هم مي پذيرند.

كانديداي اصلي حزب مشاركت براي انتخابات آينده کيست؟

كانديداي اصلي ما به عنوان جبهه مشاركت آقاي خاتمي بوده است ولي بايد جلو برويم و با توجه به شرايط و واقعيات و اين كه چه نامزدي مي تواند اهداف ما را تحقق بخشد در مورد آن تصميم خواهيم گرفت.

نظر حزب مشارکت درباره شخصي غير از آقاي خاتمي چیست؟

براي ما مهم پيروزي در انتخابات است يعني هدف براي ما مهم است. از نظر ما هر نامزدي كه ما را به هدف برساند مورد حمايت خواهد بود.

حضور آقاي ميرحسين موسوي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ عده اي معتقدند كه ايشان نه اصلاح طلب است و نه اصولگرا؟

آقاي مير حسين از سال هاي اول انقلاب هميشه در جناح چپ و اصلاح طلب بوده و الان هم فكر مي كنم در اين جناح تعريف مي شود براي اينكه مجموع حاميان ايشان در جناح اصلاح طلب هستند و در جناح رقيب ما، حمايتي از ايشان نشده است و ايشان هم خود را در درون جريان اصلاح طلبي تعريف مي كنند.

سوابق نشان مي دهد كه آقاي موسوي بيشتر به اقتصاد دولتي اعتقاد دارند نظر شما چيست؟

در اظهارات اخير كه ايشان داشته اند اين گونه نيست. آقاي موسوي اگر روزگاري به دليل شرايط، كه بخشي برآمده از انقلاب و بخشی بر آمده از جنگ، مجبور بودند اقتصاد را به صورت دولتي مديريت كنند ا لان چنين شرايطي وجود ندارد. اتفاقا عملكرد سال هاي اخير نشان مي دهد كه جناح اصولگرا بيشتر با خصوصي سازي مخالف بوده است. در مجلس ششم ما هر مصوبه اي كه راجع به خصوصي سازي داشتيم، شوراي نگهبان رد مي كرد، در مجلس هفتم نيز مواد مربوط به خصوصي سازي در قانون برنامه چهارم توسط اصولگرایان حذف شد. شما اگر اصلاحات سال 1383 قانون برنامه چهارم در مجلس هفتم اصولگرا را مطالعه كنيد مي بينيد این اصلاحات، حذف موادي مربوط به خصوصي سازي است. آقاي احمدي نژاد هم كه روي كارآمد ابتدا اين نگرش را داشت يعني از تثبيت قيمت ها كه در مجلس هفتم اتفاق افتاد، حمایت کرد. در كشور نزديك به 27 سال طول كشيد كه جناح چپ و راست به اين نتيجه رسيدند كه وضعيت قبلي قابل تداوم نيست و اصل 44 را تفسير كردند، كه به نظر من اصل 44 را تغيير دادند، و رسيدند به اين كه در كشور، بايستي اقتصاد از آن وضعيتي كه 80 درصد اقتصاد به طور مستقيم يا غيرمستقيم در دست دولت است خارج شود، بنابراين این بحث آقاي موسوي نيست ايشان هم مي گويد يكي از ظرفيت هاي جديدي كه براي كشور ايجاد شده است همان تفسیراصل 44 و سياست هاي مربوط به آن است و بايد اين اصل را درست اجرا كرد.

آقاي خاتمي در 16 آذرماه سال 83 در جمع دانشجويان دانشگاه تهران اعلام كردند كه در جبهه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد، به نظر شما روي سخن آقاي خاتمي با چه كساني بود؟

اينها را بايد به صورت مصداقي خود آقاي خاتمي جواب دهند من نمي دانم منظور ايشان چيست.

برخي از اصلاح طلبان در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي موضوع عبور از وي را مطرح كردند به نظر شما چرا اين بحث مطرح شد؟

عده اي اين بحث را مطرح كردند ما هم موافق آن نبوديم به هر حال وقتي در جامعه فضا آزاد باشد افراد مختلفي مي توانند ديدگاه هاي خود را مطرح كنند اينها را بايد از كساني كه اين بحث را مطرح كردند سئوال كرد.

آقاي مزروعي با توجه به تخصص شما در بحث اقتصاد شايد بد نباشد كه گريزي هم به مباحث اقتصادي بزنيم، به نظر شما چرا آقاي خاتمي طرح هدفمند كردن يارانه ها را اجرايي نكردند؟

يكي اينكه مقامات عالي كشور با آن موافق نبودند براي اينكه در دو مرحله در دولت آقاي خاتمي طرح تهيه شد و تا مراحل عالي رفت ولي جلوي آن گرفته شد. اما الان موافقت مي شود و دوم اينكه الان با همه اين موافقت ها مي بنيم كه با چه مشكلاتي برخورد كرده است. به نظر من آنچه را كه دولت کنونی مطرح و تبليغ كرده است اجرا نخواهد شد براي اينكه آن شكل قابل اجرا نيست كه شما قيمت ها را دفعي افزايش دهيد و بعد بخواهيد پول نقدي به مردم بدهيد، به خصوص الان كه قيمت نفت هم كاهش يافته است. شايد دو سال یا يك سال پيش اين قابل اجرا بود ولي الان نمي توان آنرا اجرا كرد. در دولت آقاي خاتمي برنامه اي ارائه شد كه در مواد قانون برنامه چهارم هم بود اگر اين دولت آن را ادامه مي داد به اين مشكل بر نمي خورد و آن افزايش تدريجي قيمت حامل هاي انرژي متناسب با نرخ تورم بود و جامعه هم اين را پذيرفته بود، يكي از بزرگترين اشتباهات مجلس هفتم همين بود كه قيمت حامل هاي انرژي را تثبيت كردند و گفتند اين عيدي به مردم است، اين سياست اشتباه بود و متاسفانه دولت نهم هم كه روي كارآمد اين تثبيت را ادامه داد و براي سه سال قيمت ها تثبيت شد تا اینکه در سال 1386 مشخص شد كه اين نمي تواند ادامه پيدا كند، آنجا بود كه بحث سهميه بندي بنزين مطرح شد و قيمت بنزين از 80 تومان به 100 تومان رسيد، اگر آن شيب تدريجي ادامه مي يافت و قيمت تدريجي سال 83 تثبيت نمي شد اين 80 تومان در امسال كه 87 است نزديك به 200 تومان مي شد و اصلاً احتياجي به اين بحث ها نبود و در مورد برق، آب، گازوئيل هم اگر يك شيب تدريجي اصلاح قيمت صورت مي گرفت حالا مي شد اين شيب را تند و كند كرد اما يكي از مواد قانون برنامه چهارم، كه اتفاقاً در دولت آقاي احمدي نژاد ناديده گرفته شده است، همين ماده 3 مربوط به اصلاح قيمت حامل هاي انرژي است كه حالا مي خواهد در بدترين شرايط ممكن انجام شود.

شما با هدفمند كردن يارانه موافق هستيد؟

من با آنچه كه در قانون برنامه چهارم نوشته شده موافقم چون اين يك بسته سياسي است يعني تنها قيمت حامل هاي انرژي نيست چون بايستي همزمان با اين كار، سيستم حمل و نقل عمومي در كشور بهبود يابد به گونه اي كه اقشار و طبقات كم درآمد جامعه بتوانند به طور سهل الوصولي به خدمات حمل و نقل دسترسي داشته باشند و نظام تامين اجتماعي هم به طوري سازماندهي شود كه همه شهروندان زير پوشش نظام تامين اجتماعي قرار گيرند يعني بخشي از اين درآمد حاصل از افزايش قيمت ها صرف تامين اجتماعي شود و البته بخشي از جامعه كه زير خط فقر هستند بايستي مورد حمايت دولت قرار گيرند با تعاريف خاص يعني به اين شكل كه مي خواهد عمل شود موافق نيستم.

اقاي مزروعي الان 100 سال است كه از صنعت نفت برخورداريم اما همچنان بنزين وارد مي كنيم در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي چه اقداماتي براي حل اين مساله انجام شد؟

حل اين مشكل كه چرا ما نتوانسته ايم نفت خام را به فرآورده تبديل كنيم و بفروشيم در دوره آقاي هاشمي شروع شد اما در دولت آقاي خاتمي اگر كارنامه آن را نگاه كنيم بيشترين سرمايه گذاري براي تبديل نفت خام به فرآورده هاي نفتي در ايران انجام شده است. تمام طرح هاي پتروشيمي كه در بندرماهشهر و امام خميني (ره) است كه نفت خام و گاز را تبديل به فرآورده مي كند در دوره آقاي خاتمي انجام شده است و الان اگر شما مي بينيد كه صادرات غيرنفتي در دوره آقاي احمدي نژاد رشد نشان مي دهد اگر وارد جزئيات آن شويم بخش عمده اي از اين رقم حاصل صادرات غیرنفتي همين كارخانه هايي است كه در دوره آقاي خاتمي ساخته شده است كه در اواخر دوره خاتمي و يا دوره احمدي نژاد به بهره برداري رسيده است. مسئله تولید و مصرف بنزين بحث پرمناقشه اي است. در بحث واردات بنزين، بايد اقتصادي فكر كنيم كه آيا ساختن يك پالايشگاه در داخل براي ما اقتصادي است يا اينكه بنزين را از خارج وارد كنيم؟ در مجلس ششم بارها اين بحث انجام شد. آن موقع با قيمت هايي كه وجود داشت و محاسباتي كه انجام شد به اين نتيجه رسيديم كه اقتصادي نيست براي كشور پالايشگاه بسازيم اما در مجلس هفتم تصميم گرفته شد كه 5 تا 7 پالايشگاه در كشور ساخته شود اما باید بدانیم هر پالايشگاه با ظرفيت 400 الي 500 هزار ليتري در روز توليد بنزين، احتياج به حداقل 3 ميليارد دلار سرمايه گذاري دارد و تا وقتي كه به توليد برسد اگر همه مسائل حل باشد يعني تحريم نباشيم، تكنولوژي آماده باشد و قرار دارد ببنديم حداقل سه سال ساخت آن طول مي كشد، حال سئوال اين است اگر بخواهيم 5 پالايشگاه بسازيم، احتياج به حداقل 15 ميليارد دلار سرمايه دارد، اين مبلغ از كجا مي خواهد تامين شود؟ آيا بازدهي آن متناسب با سرمايه گذاري است؟ به اضافه اينكه نمي شود كشور را تعطيل كرد كه آن چند پالايشگاه ساخته شود بالاخره مصرف روزانه بايد تامين شود.

يعني شما معتقد هستنيد كه ما بايد همچنان بنزين وارد كنيم؟

من اين بحث را ندارم. بستگي به قيمت و شرايط روز بايد ديد كه اين به لحاظ اقتصادي چقدر توجيه دارد؟ و بر چه پايه اي مي توانيم ارزيابي كنيم كه اگر توليد را داخل انجام دهيم يا وارد كنيم بهتر است؟ چون صرف اينكه ما وارد كننده يا توليد كننده هستيم معنا نمي دهد.

به نظر نمي رسد اگر ما همچنان وارد كننده بنزين باشيم اين نوعي وابستگي است؟

بينيد بحث وابستگي و استقلال در دنياي امروز از مواردي است كه مي تواند رهزن انديشه باشد. دنيا محل داد و ستد است و الان بحث جهاني شدن مطرح است، يعني تمام كشورها به هم پيوسته و وابسته شده اند، هر كشوري بايد از واقعيت موجود يك شناخت درست داشته باشد و براساس منافع ملي كشور با ديگران تنظيم روابط كند و جز اين معني ندارد، اين يك واقعيت است كه دنيا به نفت ما و ما به كالاي دنيا نياز داريم اين را كسي نمي تواند ناديده بگيرد.

آقاي مزروعي الان مدتي است كه موضوع آغاز روابط ايران و آمريكا مطرح شده است نظر شما در اين زمينه چيست؟

در مجلس ششم اين را مطرح كرديم و به نقطه اي رسيديم كه بايد با آمريكا به تدريج اين ديوار بي اعتمادي را كه بالا رفته است برداريم و همچنان كه با روسيه و انگليس رابطه داريم با آمريكا نيز مذاكره كنيم. در حال حاضر ادامه اين وضع را به نفع كشور نمي بينيم و بايد امكاني فراهم شود كه با در نظر گرفتن همه شرايط و مقتضيات و مهمتر از همه منافع ملي، اين بحث را بتوان پيش برد و مديريت كرد و اميدوار بود كه با كاهش اين روابط خصمانه ديرين، يك فضاي جديد را به روي كشور باز شود.

به عقيده كارشناسان سياسي، امريكا الان خيلي مشتاق است كه با ايران رابطه داشته باشد، نظر شما چيست؟

از نظر من در شرایط کنونی، ايران بيشتر مشتاق است. بعد از انقلاب هيچ رئيس جمهوري جرات نكرده است به رئيس جمهور آمريكا نامه بنويسيد و پيام تبريك بفرستد ولي آقاي احمدي نژاد نامه تبريك فرستاد و اين در بعد از انقلاب سابقه نداشته است. البته اين اشكال ندارد ولي به نظر من اتفاقاً امريكا در شرايط فعلي مشتاق مذاکره نيست و اين ضعف قضيه است، الان فضا خوب نيست ولي در مجموع هر اقدامي كه براي حل مشكلات ما با آمريكا صورت گيرد را به نفع كشور مي دانيم.

در زمان آقاي خاتمي اقدامي براي برقراري رابطه با آمريكا صورت گرفت؟

در زمان خاتمي، آمريكا مشتاق رابطه با ايران بود. در زمان رياست جمهوري ايشان، مادلين آلبرايت در سخنراني خود بواسطه دخالت آمريكا در كودتاي 28 مرداد از ايران عذرخواهي كرد و فضا به سمتي پيش می رفت كه اين مشكل حل شود اما آن موقع مخالفت هايي در داخل بود و عملاً جلوي آقاي خاتمي را گرفت و اين ناقص ماند و بعداً هم با روي كارامدن جرج بوش و واقعه 11 سپتامبر كه امريكا ايران را به عنوان سه كشور در محور شرارت معرفي كرد اين بحث تعطيل و فضايي ديگري ايجاد شد.

آقاي مزروعي در قضيه مادلين آلبرايت كساني كه اصل سخنان وي را شنيده يا خوانده بودند، گفتند كه بحثي از عذرخواهي در آن نبوده است؟

اين بستگي به برداشت و تلقي افراد دارد و اصلاً راجع به مسائل سياسي و اجتماعي آنچه كه بسياري از داوري ها و جهت گيري ها را معلوم مي كند به گرايشات آدم ها بر مي گردد به همين خاطر در اين گونه مسائل با طيفي از برداشت ها و تنوع فكري روبرو هستيد، بنابراين اين يك نظر است اما قابل فهم است كه اگر روابط ايران و آمريكا به سمت بهبود برود اين يك دفعه شروع نمي شود، با يك حرفي از آن طرف و با سخني از اين طرف شروع مي شود و موضوع سخن آلبرايت يك نقطه شروع بود و به اين معني نيست كه همه مسائل ما در قالب يك عذرخواهي حل می شد. اينها نقطه شروع هايي است مانند الان كه اوباما مي گويد ما مي خواهيم با ايران تعامل و مذاكره كنيم و بستگي به جوابي كه ايران مي دهد جلو مي رود و در آن زمان از اين نقطه شروع درست استفاده نشد حالا به هر تعبيري كه می خواهد باشد.

تقريباً سه ماه پيش مجله نيوزويك طي يادداشتي به نقل از دنيس راس، پرده از نامه اي برداشت كه در آن صادق خرازي از آمريكا درخواست مذاكره كرده بود، نظر شما چيست؟

اين ها جزء كارهاي خبرگزاري فارس است، آقاي خرازي زنده است و اين را تكذيب كرد.

اما آقاي مزروعي اصل نوشته موجود است و شواهد صحت اين نامه را تاييد مي كند؟

از مواردي كه منتشر شده و مطالعه كرده ام آقاي خرازي تكذيب كردند و اين براي من حجت است و چنين نوشته اي را نديده و اطلاعي ندارم./انتهاي پيام/

گفت و گو: ميثم ميرزايي تبار



   نظرات

:

با سلام اقاي مزوعي ميفرمايين يكي از چالشهاي پيش روي وهميشگي وهزينه اور براي ما موضوع رابطه با امريكا وجهان است ايا اينها را چه كساني بوجود اوردند ؟
ميفرمايين موسوي از چپها بوده ونيز شما وحالا اصلاح طلب شده ايد حالا ما كه سن مان قد نميدهد ولي بفرمايين كه ايا چه كساني با ايجاد معضل براي دولت موقت انرا وادار به استعفا كردند؟
ايا دولت موقت محافظه كار بود واصلاحطلب نبود؟
بفرمايين شما به اصطلاح چپها با وارد كردن هزينه به مردم حالا چي شده نقطه زدين برگشتين سر خط وحالا داعيه مذاكره با امريكا ميدين؟
اره اقا شما از اول اصلاحطلب بودين وهستين به هر شكل و صورت حق با شما اصلاحطلبان هست ومردم قدر عواقب ونتايج كارهاي شما اصلاحگرايان واقعي رو نميدانند؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! در تحلیل مسائل تاریخی حتما باید به شرایط زمانی و مکانی موضوع تحلیل توجه داشت وگرنه به نتیجه گیری درست منتهی نمی شود .فقط جهت اطلاع شما عرض می شود که آن سیاست هایی که شما به چپ ها نسبت داده اید مورد تایید اکثریت قاطع مردم در آنزمان بود و اجازه بدهید که رای و نظر مردم در هرزمان و از جمله امروز ملاک و معیار در مورد همه افراد و گروه ها از جمله اصلاح طلبان می باشد و نمی دانم که چرا شما نگران این موضوع هستید ؟

 

صمد مهدي پور :

خبرانصراف خاتمي عزيزبه دلائلي ناراحتمان كرد چون درانتخابات نهم هيچ انگيزه اي براي شركت نداشته و نداشتيم.دراين دوره بعد از زمزمزمه كانديداتوري آقاي خاتمي دلگرم شدم هرچند كه در اين خصوص حرفهايي براي گفتن داشتم كه آقاي خاتمي بايد ريشه اي و بنيادي بامسائل برخورد كند و دقيقا مثل گذشته نباشد وكارهاي بنيادي و بديع بايد انجام دهد ازطرفي هم به دلائلي عنوان كردم حيف آقاي خاتمي كه درانتخابات كانديد شود ولي وقتي آن بزرگوارخودش بگويد اگرآبرو و ارزش و عزتي هم دارم از اين مردم است و خرج خودشان مي كنم ديگرحرفي براي گفتن نگذاشت و بنده به سهم خود بعنوان يك شهروند و بعنوان يك فررزند شهيد كه زجرها و سختي هاي زيادي تاكنون متحمل شده ام خواهان عزت و سربلندي كشور و مردم كشورم و پيشرفت و تكامل مادي و معنوي درتمام ابعاد آن هستم ومخصوصا تحقق حق وعدالت درتمامي وجوه كه متاسفانه تاكنون خيلي شاهد بي عدالتي وحق كشي بوده ام ،بنابراين دلگرم شدم و به ديگر دوستان ونزديكان هم توصيه مي كردم كه ما باشركت درانتخابات و راي به نامزد رياست جمهوري به نوعي براي حق وحقوق و سرنوشت خود ارزش قائل شويم و شركت كنيم اما حالا با انصراف آقاي خاتمي دچاردلسردي و بي رغبتي شدم و قطعا مطمئن باشيد عده زيادي ازمردم هم چنين مي شوند.
بعداز اين درد ودل اين رابگويم كه سن و سال سياسي بنده اقتضاء نمي كند كه بخواهم دوران نخست وزيري آقاي موسوي را ارزيابي كنم اما همواره دربين مردم صحبت شده كه اقاي موسوي درآن دوران جنگ وضع كشوررا خوب سامان دهي كرده بود ودرواقع كارنامه درخشاني دراذهان به جاي گذاشته است من وامثال بنده نمي دانيم آن گونه شنيده ايم
سوال من ازشما اين است آيا موفقيت اقاي موسوي صرفا بدليل مديريت خوب ايشان بوده يا ماهيت ان دوران چنين اقتضاء كرد كه ايشان كارنامه خوبي ازخود بجاي گذارد البته شك ندارم كه توانائي هاي مديريتي وشخصيتي افراد تاثيرمهمي درموفقيت يك مسئول مي گذارد اما ماهيت آن دوران خيلي مهم است ان موقع روحيه شهادت طلبي و ايثار در مردم بسيار بالا بود و مردم ازجان و مال و همه چيز خود بخاطركشورو همه انچه مي پنداشتند ارزش است مي گذشتند وظاهرا دركشور اينگونه دچارمسائل سياسي وسليقه ها وتضارب افكار وعقايد قرار نداشتيم وظاهرا بين مردم و سران حكومت يك وحدت وهمبستگي و همدلي محكمي وجود داشت.اما متاسفانه گذشت زمان ومسائلي ديگرروز به روز يك شكاف عميق بين مردم و سران حكومت ايجاد كرده وحكومتي ها مردم را فراموش كردند وانها رابه خودي وغيرخودي تقسيم كردند ظاهرا يادشان رفت كه انقلاب وجنگ راهمين مردم به ثمررساندند واداره كردند وحالا.....افكاروعقايد ومطالبات مردم فرق كرده است شعورمردم وآگاهي هاي مردم وتوقعات مردم فرق كرده مردم به شدت خواهان دموكراسي وجمهموري به معناي واقعي هستند وخواهان آزادي هاي طبيعي براي رشد و تعالي خودمي باشند ديگرنمي توان مردم و نسل امروز را با حرفهاي تكراري وصرفا اعتقادي ونصيحت گونه قانع كرد وشايد بتوانم بگويم ديگرنمي توان مردم رافريب داد و وعده سرخرمن داد
چشمها را بايد شست طور ديگر بايد ديد
به نظر من در اين شرايط فقط شخص آقاي خاتمي مي توانست باعث دلگرمي عده زيادي ازمردم شود و حضور مردم را درهمه صحنه ها فعال كند.با انصراف آقاي خاتمي انتخابات غيرقابل پيش بيني مي شود وعده زيادي بي خيال انتخابات و هرآن چه مي خواهد پيش بيايد مي شوند مگراينكه مسائلي ديگر اتفاق بيفتد.عده اي ديگرهم مي گويند بهتر است همان آقاي احمدي نژاد بيايد تا مملكت و وضع بدتراز اين شود ومملكت سر وته شود
درصورت امكان بنده را راهنمائي نماييد

باتشكر- بي صبرانه منتظرم
صمد مهدي پور27/12/1387

مزروعی : باسلام ، صمد عزیز قطعا شرایط ان موقع با امروز تفاوت فراوان داشت اما مدیریت آقای موسوی در بهره گیری از آن شرایط و اداره کشور در شرایط جنگی و درنهایت حفظ کشور و نظام نقشی تعیین کننده داشته است و در مورد امروز نیز توجه به نظرات و دیدگاههای ایشان می تواند شناخت بهتری به شما و همنسلان شما بدهد و به هرحال نباید انتخابات را رها کرد .


 

:

اشاره: رجبعلي مزروعي، عضو دفتر سیاسی جبهه مشاركت و رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران، متولد سال 1336 اصفهان، داراي مدرك ليسانس فيزيك از دانشگاه اصفهان و فوق ليسانس اقتصاد از دانشگاه شهيد بهشتي است.

وي سوابق اجرايي و مديريتي همچون نمايندگي مردم اصفهان در مجلس ششم، كارمند وزارت نفت، رايزن فرهنگي ايران در نيجريه، وابسته فرهنگي در کراچی پاكستان، مديركل مركز مطالعات و تحقيقات وزارت ارشاد و مشاور اقتصادي رئيس جمهور در دوران وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رياست جمهوري سيد محمد خاتمي و مدير برنامه ريزي سد كرخه را در كارنامه خود دارد(بخشي از همين مطالب بالا)
با سلام
1.ليسانس فيزيك وفوق ليسانس اقتصاد ومشاور اقتصادي ريس جمهور؟!!! چه بگويم براي ان جمهور واين قحطي كارشناس اقتصادي؟
2.وابسته فرهنگي ورايزن وديپلمات ومشاور وزارت ارشاد خوب مشكلي نيست همه همسويند وقبول وبه شما هم مي ايد
اما وصد اما مدير برنامه ريزي سد كرخه؟!!!!....!!!
سد چيست سد كيست برنامه ريزي سد چيست زمانبدي ومسايل مالي واجرايي سد چه ارتباطي با فرهنگ وديپلماسي وفيزيك وحتي اقتصاد دارد اقا شما اصلا چه سنخيتي با يك پروژه عمراني داشتيد كه حتي مدير برنامه ريزي يك سد عظيم شده ايد مگر قحطي مهندس وكارشناس متخصص ومجرب وكار ازموده واشنا به مديريت پروژه بود...
البته من تعجبي نميكنم چون در چند پروژه عمراني از جمله يك سد بودم وازاين چيزها زياد ديدم وتعدادي از ناظران مقيم ما ديپلم علوم انساني بودند در هر پروژه اي وخوب ياقي بماند...

بله اقاي مزروعي شما اگر ذره اي سنخيت ميان كارهايتان يافتيد مرا هم بي بهره نگذاريد از كسب فيض نفت كجا وفيزيك كجا رايزن فرهنگي كجا وفيزيك كجا وهمه اينها كجا ومدير برنامه سد كجا همرديفان شما معلم فيزيك شدند شايد
قحط الرجال بود وهست كه بعد از سي سال اين دولت ما شد!!!ومانده ايم در ان همگي
البته اينها ريشه در سوالي دارد كه من در اولين كامنت در همين لينك از شما پرسيدم وانگونه جواب فرموديد
باقي بماند بعد انتخابات با شما ميگويم تا تضارب افكار وارا شود چون الان خيلي گرفتارم

مزروعی : باسلام ، فرق شما با من در همین است که شما بدون نام و نشان می توانید هر حرف و ادعایی را مطرح کنید و کسی هم یقه شما را نمی گیرد ! اما اگر شما واقعا بدلیل پاسخ هستید باید اینرا بدانید که ممکن است بخشی از سوابق تحصیلی بنده در اینجا بیامده باشد و دیگر اینکه هریک از این مشاغل به دوره زمانی خاصی مربوط است . بنده چون فارغ التحصیل رشته فیریک بودم طبق ضوابط در سال 61 پس از سربازی به استخدام وزارت نفت درآمدم ( همچون تعداد دیگری از همدوره ای هایم در دانشگاه اصفهان که هنوز در این وزارت اشتغال بکار دارند) و برای کار عازم پالایشگاه اصفهان شدم اما چون در دوره دانشجویی و پس از آن به تحصیلات دینی و کارهای فرهنگی هم اشتغال داشتم و محیط کاری نفت را نمی پسندیدم به رغم درآمد خوب این وزارت خانه در سال 63 پس از امتحانات لازم و گزینش به وزارت ارشاد رفتم و افتخار همکاری با آقای خاتمی را یافتم و به عنوان رایزن فرهنگی به کار مشغول شدم ( و البته دیپلمات به مفهوم مصطلح نبودم ) و تا وقتی آقای خاتمی وزیز بود بنده به کار در وزارت ارشاد ادامه دادم اما در سال 70 بدلیل احساس نیاز خودم تصمیم گرفتم که دو باره درس بخوانم و این بار دوباره در کنکور شرکت کردم و در رشته برنامه ریزی سیستم های اقتصادی دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم ( باز اگر شما می کنید که رانتی و...بوده بنده تمام مدارک غیررانتی بودن آنرا دارم که حاضرم در اختیار شما یا هرکس بگذارم !) و مشغول به تحصیل شدم و البته همزمان در روزنامه سلام در بخش سیاسی و اقتصادی قلم می زدم . در سال 75 که فوق لیسانس در این رشته گرفتم در سد کرخه به عنوان مدیر برنامه ریزی و کنترل پروژه که طبق ضوابط سازمانی مرتبط با رشته تحصیلی من بود مشغول بکار شدم ودراواخر سال 77 نیز به عنوان مشاور اقتصادی آقای خاتمی حکم گرفتم و درانتخابات مجلس ششم هم از طف مردم شریف اصفهان انتخاب شدم که در مجلس هم عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات بودم . بنابراین این ایراد شما را چندان وارد نمی دانم ضمن اینکه پرونده کاری من در هرکجایی که کار کرده ام موجود است و ای کاش می شد پرونده همه را در معرض افکارعمومی قرار داد و ارزیابی کردضمن اینکه همین امروز بنده حاضرم در این زمینه هایی که کار کرده ام امتحان بدهم و خلاصه آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟ و خدا را شکر می کنم که تا امروز نان تخصص و دانش و زحمتکشی خود را خورده ام و منت هیچکس را نبرده ام وقطعا از ابتدای انقلاب اگر بدنیال کار غیر دولتی ( که شما اینهمه به آن گیر داده اید ) رفته بودم قطعا وضع دنیایم بهتر از این بود البته وضع آخرتم را نمی دانم؟ و البته هیچ ضرورتی هم نداشت من این توضیحات را بدهم چراکه فکر نمی کنم امثال شما که از دریچه بدبینی و ایراد گیری به امثال بنده می نگرید به اینگونه توضیحات تغییری در نگاهنان حاصل شود اما حداقل خواستم روشن شود اینگونه در هم بافتن همه چیز و داوری کردن و حکم صادر کردن و تعمیم دادن و...نارواست هرچند شیوه رایج غالب ما ایرانیان است !

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007