« اقتصاد در وضعيت قرمز | صفحه اول | نگاهي به لايحه بودجه سال 88 »

14 اسفند 87

چهارمین سالگرد وبلاگ

چهار سال از عمر این وبلاگ سپری شد و بقول عامه زمان مثل برق گذشت ! اینکه در این مدت چرا من وبلاگ نویس شدم بیشتر دست تقدیر بوده است تا تدبیر من ! اینگونه که بنده بدست شورای نگهبان از حضور در انتخابات مجلس هفتم محروم شدم و با تمام شدن عمر مجلس ششم آزاد شدم وفراغت بال یافتم اما برای جریان حاکم این کافی نبود و در تابستان سال 83 با سناریو سازی روزنامه معروف فرزندم حنیف را در رابطه با پرونده ای که موسوم به وبلاگ نویسان بود ، بازداشت و زندانی کردند . درآن دوره که اصلاح طلبان با انسداد رسانه ای مواجه شده بودند ، من عمدتا از طریق فضای مجازی موضوع این پرونده را پیگیری کردم که بسیار موثر بود و نتیجه داد . این امر باعث شد که بیش از پیش وارد عرصه مجازی شوم و البته این حنیف بود که با راه اندازی این وبلاگ مرا وارد این دنیا بصورت فعال کرد . در اوایل او کمک کارم بود اما در ادامه با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در میانه سال 84 فراغت بال کامل یافتم و خود کفا شدم .

همین جا بگویم هشت سال دوران اصلاحات و به ویژه چهار سال نمایندگی ام در مجلس ششم دوره بسیار سخت و پرتنشی برای من و خانواده ام بود و از زمان روی کار آمدن دولت نهم و در سایه مهرورزی این دولت و با بازنشستگی بنده و به تبع خانواده ام به آرامشی وصف نا شدنی نسبت به کل سال های 54 به اینطرف دست یافته ام و این خدمت دوستان را هرگز نمی توانم فراموش کنم اما در این مدت چه بر سرکشور آمده است خود حدیث مفصلی است که در قدر توان در این چهار سال بدان پرداخته ام و خوشحالم که وبلاگ نویسی این فرصت را به من داد تا نظرات و دیدگاههای خودم را به تناسب و مستمر راجع به حوادث واقعه در کشور عرضه دارم و با مرور آنچه در این چهار سال ارائه کرده ام وجدانم راحت است که وظیفه شهروندی ام را انجام و در رابطه با اداره امور کشور حساس بوده و تذکرها و هشدارها را داده ام . متاسفانه آن زمانی که به مجلس هفتم و دولت نهم نسبت به اتخاذ برخی سیاست های اقتصادی اشتباه همچون سیاست تثبیت قیمت حامل های انرژی ، نرخ دستوری سود بانکی ، انبساط نقدینگی از طریق بودجه و تزریق دلارهای نفتی ،...در همین وبلاگ هشدار دادم و نوشتم که آثار مخرب این سیاست ها با تاخیر ظاهر می شود گوش شنوایی یافت نشد و امروز براحتی می توان آثار مخرب اجرای این سیاست ها را در نرخ تورم بالا ( مقام چهارم دراین شاخص منفی در دنیا) ، نرخ بیکاری بالای حدود 12 درصد و وضعیت رکود تورمی حادث در کشور دید و البته در سایه بحران مالی و اقتصادی جهانی و کاهش قیمت نفت وضعیت در سال آتی با حاکمیت یکدست اصولگرایان بدتر هم خواهد شد و اینرا می شود اینروزها از درماندگی دولت و مجلس همسو در تنظیم و بودجه سال 88 مشاهده کرد . بدون تطویل کلام اصولگرایان در چاهی که خود با سیاست های اشتباه کنده اند افتاده و بعید است که بتوانند از این چاه سالم بدر آیند و البته چون خدا در جای حق نشسته است چوبش صدا ندارد!
در ابتدایی که این وبلاگ را راه اندازم اغلب افراد اصولگرا بودند که نظر می دادند و با من چالش می کردند و بنده هم آنها را در مورد وعده ها و شعارهای آبادگری و معیشتی اصولگرایان به ویژه احمدی نژاد به آینده حواله می دادم و اینکه زیاد در نقد و نفی اصلاح طلبان عجله نکنند البته برخی از اینها هم خیلی روی ارزشها و رابطه با آمریکا حساس بودند که آنها را به صبر دعوت می کردم و...با گذشت زمان و عملکرد حاکمیت یکدست کم کم از نظرات این دوستان محروم شدم حالا یا بدلیل این بود که در حاکمیت جایی برای خود پیداکرده بودند و دیگر فرصت خواندن و نظر دادن نداشتند یا نتایج حاصله از عملکرد حاکمیت آنها را ساکت کرده بود ! اما در میانه راه نظر دهندگان دیگری بسراغم آمدند ، آنانی که بطور کلی نسبت به انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن دلخوشی نداشتند و از من می خواستند که راجع به حوادث ریز و درشت پس از انقلاب توضیح دهم و مواضع خود را شفاف سازم و در این مسیر گاه کار به محاکمه و صدور حکم برای بنده می کشید ! و البته نقد اصلاحات و...هم نمک اینها بود ! اما در این میان من از همه نظرات استفاده کردم و روزبروز پحته تر شدم و اینکه در میان این افراط و تفریطی که در مورد نظام سیاسی ما وجود دارد باید راه میانه و اصلاح طلبانه را در پیش گرفت . با اینکه بر من عین روز روشن است که در ایران معاصر هیچ اصلاح طلبی سر سالم بگور نبرده است و از هر دو سوی اقتدارگرایان و براندازان مورد سرزنش و سرکوب و انواع و اقسام فشارها بوده است و ایندو همانند دو لبه قیچی نسبت به اصلاح طلبان عمل کرده اند امروز بیش از گذشته به این نتیجه رسیده ام که جامعه ما به سیاستمدارانی از نوع گاندی و ماندلا احتیاج دارد و من اینرا در چهره خاتمی می بینم و از اینروست که برای نامزدی و انتخاب ایشان در انتخابات آتی ریاست جمهوری تلاش کرده و می کنم و براین باورم که راه دشوار حاکمیت قانون و آزادی و مردمسالاری و...را باید با صبوری و بردباری و تحمل رنج های بسیار و آهسته و پیوسته پیمود و قدم به قدم پیش رفت و اینگونه امید به آینده بهتر برای ایران دارم و فکر می کنم این وبلاگ نشاندهنده نگاه امیدوارانه من به حال و آینده است ، نگاهی که اجازه انفعال و یاس و ناامیدی و...به من نمی دهد و در اینجا وظیفه خود می دانم از همه عزیزانی که در این سال به وبلاگ من سر زدند و نظر دادند تشکر و قدردانی نمایم . همه این عزیزان بدانند که من از نظرات آنها استفاده کرده و سود برده ام هرچند که با بسیاری از آنها سرموافقت نداشته ام یا پاسخ به عتاب داده ام و یا پاسخ من مطلوب نبوده است . من بخوبی می دانم که دنیای مجازی با دنیای حقیقی که در آن زندگی می کنیم از زمین تا آسمان است اما سعی کرده ام در این دنیای مجازی آنچه را فکر می کنم در دنیای حقیقی و در عرصه فکر و اندیشه و تبادل و تضارب آراء و افکار باید تحقق یابد پی گیرم و امید دارم که روزگاری دنیای مجازی و حقیقی ما یکی شود تا جامعه ما در سایه خرد جمعی بتواند راه های رشد و توسعه با سرعت بیشتر و هزینه کمتر طی نماید .




   نظرات

فرزاد :

مبارک است
انشالله در این راه ، یعنی تلاش برای روشن شدن و روشن کردن و تلاقی با دیگر تفکرات برای پالایش پیدا کردن و پالایش دادن موفق و موید باشید

 

امید :

با تشکر از شما
شاید در موقع نوشتن این نوشته ، چپ چپ گوشه ی چشمی نیز به اینجانب داشته اید که با نقد های تیز ، بی پروا و جسورانه ی خود اعتقادات امتحان داده و دیدگاه شما را به نقد کشیده و خواهم کشید( همانگونه که شما نیز با تمام شدت از دیدگاه خود دفاع کرده و مرا مورد عتاب قرار داده و اتهامات مختلف نثار من کرده اید و معروف نبودن مرا مرتب به رخ من کشیده اید
اشکال ندارد
چه کنیم که زاییدن همیشه با درد همراه بوده و راه اصلاح طلبی واقعی نیز این چنین است

همپای شما مطمئن هستم برای ورود بهتر و سالمتر و کم خطر تر به دنیای واقعی، بهتر است اول در دنیای مجازی تمرین های خود را با هم و روی هم بکنیم تا ضایعات ، بر خلاف آنچه در اوایل انقلاب رخ داد، کمتر شود
همان سیملیشن یا مشابه ساز یا مشابه سازی
کاری مثل همین راه اندازی الکی نیروگاه اتمی بوشهر که برای بستن دهان کنجکاوانه علت تاخیرها ، بدون گذاشتن سوخت انجام شد!!
ولی بر خلاف شما اعتقاد ندارم که برای تمرین لازم است هر کس شیوه ی خود گویی و خود خندی پیشه سازد و یک وب سایت راه اندازی کند
اعتقاد دارم بهتر است همه سعی کنند با هم در وب سایتهای دیگران به تعامل برسند و این میسر نیست مگر گفتگو کردن جدی و جسورانه با هم و مخصوصا گفتگو کردن با مخالف
و گرنه وقتی با همفکر گفتگو و به به و چه چه شود که چیزی بدست نمی آید و چیزی زاده نمیشود
و اما
نوشته اید: بر من عین روز روشن است که در ایران معاصر هیچ اصلاح طلبی سر سالم بگور نبرده است

با این نظر شما مخالفم چون فیلم تاریخی انقلاب را میدیدم که خبرنگار در پاریس از امام خمینی سؤال کرد: پس به این ترتیب هیچ راهی برای اصلاح رژیم شاهنشاهی و کنار آمدن با شاه نمی بینید؟
امام جواب دادند : نه . هیچ راهی وجود ندارد چون شاه فقط خودش تصمیم میگیرد و بقیه باید فقط نظر او را دنبال کنند
و دیدیم که آقای خمینی بعنوان یک اصلاح طلب واقعی رژیم استبدادی و رژیم فردی شاهنشاهی سر سالم به گور بردند
ولی باز این که شما می فرمایید: بر من عین روز روشن است که در ایران معاصر هیچ اصلاح طلبی سر سالم بگور نبرده است
درست است چون اصلاح طلب واقعی در امروز کسی است که با مرکز فساد به مبارزه برخواسته باشد
نه کسی که هم خر را میخواهد و هم خرما را
اصلاح طلب واقعی به اسم عیسی همان رسم موسی را انجام نمیدهد .یعنی اصلاح طلب واقعی چون توجه خود را به مرکز فساد دوخته ، اگر ملاحظه نکند و برگ و بر خود را مثل درختان با مواجه با زمستان نریزد و در خاک پنهان نشود سر به سلامت نمی تواند به گور ببرد مگر اینکه در ابتدا خود را از مرکز آتش جدا کند و به صف مردم خاموش ، نا شناس که به این احساس رسیده اند که نقشی در ساختن کشور خود ندارند بپیوندد تا کفه ی اعتراض به مرکز فساد پر زورتر شود و آن را برای اصلاح ظلبی واقعی بالاتر ببرد و بعد
اگر همه اصلاح طلبان واقعی اینچنین کردند حتما راهی برای اصلاح طلبی سالم سر به گور بر واقعی پیدا خواهد شد مثل همان کاری که امام خمینی در سال 57 انجام دادند با سیل مردم خاموش شده در نظام شاهنشاهی ....
البته میدانم که شما استبداد شاه را با استبداد فعلی فرق میگذارید ولی هنوز هم نمیدانم چرا؟
مگر چه فرقیست بین استبداد و استبداد؟
چه فرقی میکند که استبداد چگونه ساخته شد و چه نوع لباسی دارد؟
تنها دلیلی که من در این ارتباط پیدا کردم اینست که چون شما تا بحال به این یکی نزدیکتر بوده و هستید و از آن دیگری دورتر بوده اید این استبداد را با آن استبداد متفاوت تلقی میکنید و گرنه برای من که از فهت دولت آزاد بوده و هیچ تعلقی به هیچکدام نداشته و ندارم، هیچگونه اختلافی بین استبداد و استبداد نمی بینم
یعنی هنوز هم اعمال نظر فردی را در تمام مناسبات می بینم
البته تا راضی کردن شما و راضی کردن من راه درازیست ولی در اینجا
باز هم امیدوارم یک اصلاح طلب واقعی باشید و نخواهید خود را گول بزنید
و امیدوارم شما بر خلاف اصلاح طلبان هم خواهان خرما و هم خدا که معمولا هم سر به سلامت به گور نمی برند و از این زاویه تهدید کیهان را جدی می بینم ، از آن اصلاح طلبانی باشید که سر به سلامت به گور می برید
در خاتمه امیدوارم این مثل اصفهانی را شنیده باشید که میگوید:
اگر سفت نزنید سفت خواهید خورد

مزروعي : باسلام ، دوست عزيز! اگر اصل برگفتگوست آيا بايد اين گفتگوهاي براي ارتقاي فكري تكراري باشد يا نو؟ من با شما چه كنم كه بحث هاي تكراري را مطرح مي كنيد و ظاهرا حوصله نداريد مطالب قبلي مرا كه بارها تعريف و تبيين ام را از اصلاحات بيان داشته ام مطالعه كنيد؟ برپايه تعريفي كه من از اصلاحات دارم ( واخيرا طي جزوه اي از زبان آقاي خاتمي هم منتشر شده است ) امام خميني يك انقلابي بود اما اميركبير و مدرس و مصدق و خاتمي اصلاح طلبد! با تعريف شما مرزي بين انقلابي بودن و اصلاح طلب نمي ماند اما براي شفاف شدن من در دوره شاه يك انقلابي بودم چون هيچ راهي براي فعاليت سياسي باقي نمانده بود اما حالا يك اصلاح طلب اه چون هنوز راه براي فعاليت سياسي باز است و تقاوت استبداد زمان شاه با شرايط كنوني هم در همين است!متاسفانه نگاه شمابجاي اينكه متوجه ساختارها باشد معطوف به مسائل عيرموثر مثل لباس و...است ! دوست عزيزمگر پس از مشروطه مردم چه مي خواستند؟ و چه شد؟ آيا اينهم به لباس برمي گشت؟ نه به ساختارهاي حقيقي و حقوقيجامعه ما كه تلازم و تلائمي با مشروطيت جكومت و دموكراسي نداشت؟ راهي كه شما ترسيم مي كنيد راه انقلاب است و تكرار همان تجربه هاي به نتيجه نرسيده قبل، والبته از درونش نمي دانم عملي بر مي آيد يانه؟ راضي كردن من و شما هم اگر دردي را ازجامعه درمان نكند به هيچ نمي ارزد و بهتر است شما كه بجاي اين بحث خيلي شفاف و روشن نظر بدهيد كه با هرتحليلي از شرايط موجود چه راه برون رفت عملياتي داريد و چند نفر را مي توانيد با خود همراه كنيد وگرنه منهم از يك ضرب المثل استفاده مي كنم ( والبته ضرب المثل هيچ استفاده اي در عالم سياست و بحث هاي سياسي نداردچرا كه در اينجا ساختارها و واقعيت هستند كه تعيين كننده هستند) كه مي گويد لاف در غريبي و فرياد در بازارمسگرها! در ضمن خوشحال و ممنون خواهم شد كه مرا نسبت به اتهامي كه به شما زده ام ياد آور شويد تا مدعاي شما مستند باشد. درضمن من اگر به ناشناخته بودن شما اشاره داشتم نه به اين دليل كه شما معروف نيستيد بلكه به اين دليل كه وقتي فردي وبلاگي با شناسنامه شناخته شده دارد مسئوليت مطالب آنرا مي پذيرد وچون بايد پاسخگو باشد مسئولانه و بگونه اي مي نويسدكه اگر هزينه اي برآن مترتب بود با طيب خاطر بپردازد و قطعا نقد بي پرواو... وقتي ارزش دارد و اثرگذار است كه طرح كننده اش شناخته شده باشد و پاي حرفش بايستد و از آن دفاع كند و بتواند آنرا به يك جريان فكري در جامعه تبديل نمايد وگرنه از اين نقدهاي بي پروا و بدترش هر روز در كوچه و خيابان و تاكسي ها و...مطرح مي شود و مي بينيد كه هيچ عملي هم در عرصه سياست ندارد چون همه مطرح كنندگانش مي خواهند ناشناس بمانند و دست به هيچ عملي كه هزينه دار باشد نزنند!و خيالتان راحت باشد كه من در پي راضي كردن شما نيستم اما بدانيد اگر حرق حسابي در نظر شما يافتم قاپ مي زنم و از شما ممنون خواهم شد .

 

:

در جایی نوشته اید: متاسفانه غالب ما ایرانیان دنبال محاکمه این و آن می گردیم و به همین دلیل کمتر به مسئولیت خودمان در این باره فکر می کنیم و چقدر خوب بود که اول به محاکمه خود فکر می کردیم
آیا شما خود را محاکمه کرده اید؟
با وجود محاکمه هنوز هم به همان راه می روید که می رفته اید.

مزروعي : باسلام ،من بارها و بارها خودم را محاكمه كرده امو و به اشتباهات خود پي برده و خود را اصلاح كرده ام اما خوشبختانه دو جرم را در زندگي ام مرتكب نشده ام كه راهم را عوض كنم يكم به هيچكس ظلم نكرده و حق الناسي بر گردن ندارم دوم به حقوق و مال و...كسي هم دست اندازي و تجاوز نكرده ام. اگر كسي را يافتيد كه در اين باره مدعي من باشد بسم الله. در مورد بقيه نظرتان هم كه سانسور كردم چون بارها در اين وبلاگ همين نظرات و سئوالات مطرح شده و منهمنظو پاسخ داده ام و تكرار چندباره آنها را ملال آور و بيهوده مي دانم و شما هم اگر براستي دنبال نظر و پاسخ بنده هستيد مي توانيد به آن پاسخ ها مراجعه بفرمائيد .

 

فقير در تكاپوي جامعه مدني :

سلام اقاي مزروعي
اين قافيه تمامي ندارد ديگر كه ما حتما بر ديگران نامي بگذاريم كه هر كه با ما نيست بر ماست من همچون شما دو ساليست به لطف ركود اقتصاد جهاني بيكار گشته ام گشته ام! اما خوب در اين دوران ادامه تحصيل دادم واز اينكه چيزهايي از خلقت اموخته ام خوشحالم هر چند پس اندازم كه حاصل كارگري در دوران دولت اصلاحات بوده ته كشيده اما من حقوق بازنشستگي همچون شما نميگيرم و فعاليت اجتماعي هم ندارم و وبلاگ هم ندارم اما به نظر شما چرا اين كساني كه با شما به گفتگوي نتي ميپردازند اينكارو ميكنند اينها همه براي ان است كه با هم باشيم نه بر هم همه براي انست كه يكديگر را بفهميم تا خطاي محسباتيه دوران عدم تفاهم همديگر اتفاق نيافتد براستي يك سئوال ايا به نظر شما كه تفكيك نموديد بازديد كندگان وبلاگتان را من از كدامشان ميباشم ايا شما اصلاح طلبان نميخواهيد درست مردم را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد؟

مزروعي : با سلام و تشكر ،من كجاآورده ام هركه با ما نيست دشن ماست ؟ دوست عزيز! من هيچيك از نظر دهندگان را نمي شناسم ضمن اينكه غالب آنها هم اسم نمي نويسند يا اسم مستعار مي نويسند كه براي من فرقي نمي كند بناراين تقسيم بندي من هيچ نفع يا ضرري را متوجه آنها نمي كند كه شما نگران خودي و غيرخودي كردن آنها باشيد بلكه با توجه به نوع محتواي نظران آنها را دسته بندي كردم و فكر نمي كنم از اين دسته بندي بشود نتيجه اي اينگونه كه شما مطرح كرده ايد گرفت و در بحث هاي فكري و سياسي ما ناچار از تقسيم بندي هستيم . در مورد شما هم من نمي دانم در كدام دسته جاي مي گيريد چون در حافظه ام نظرات شما را ندارم .

 

فقيراصلاح طلب :

سلام مجدد اقاي مزروعي
قابل توجه شما و دوستان اصلاح طلبتان :مردم چرا راي سنگين در دو دور به خاتمي دادند و چرا هنوز او كرسي را تحويل نداده خلفش را كسي گماردند كه با او بسيار متفاوت بود و همان چيزي بود كه او نميخواست بشود اين چراها بسيار مهم است من حوصله نوشتن ندارم شما اگر بخواهيد راي مردم را متفاوت بدانيد من اين گمان را ندارم همه چيز عين روز روشن است مردم همان خواست را از خاتمي داشتند كه در واقع بخشي از انرا از خلف متفاوتش داشتند در هر حال سلفش را نپذيرفتند به نظرم اين خلف هم براي مردم قدري اصلاح طلب بود همانجور كه خاتمي برايشان به همان قدر محافظه كار بود بنظرم اينكه خاتمي بخواهد موسوي را در نهايت به عنوان مسئول تيم اقتصادي واجرائيش معرفي كند و به اين طريق بخواهد بگويد برنامه اقتصادي جامعي دارد كافي نيست بلكه خود بايد به صراحت و به طور جد مواضع اقتصادي بگيرد وبه وضوح بگويد كه اقتصاد و وضع معيشت و مبارزه با رانت خواري وبي قانونيهاي اقتصادي را به عنوان بن مايه هر توسعه اي براي اين جور جوامع از نظر دور نخواهد داشت او بايد بگويد اصلاحات را بقول اقاي معين ساختاري انجام خواهد داد در هر حال او بايد خود بيشترين مسئوليت را بپذيرد.

مزروعي : باسلام ،اگر منظورتات را از اصلاحات ساختاري مشخص كنيد و ريز بنويسيد آنگاه مي توانم به شما پاسخ دهم چرا كه اين وآ‍ه كلي و كشدار و نامتعين است .آقاي خاتمي تعريف خود از اصلاحات را در جزوه اي انتشار داده اند تا هركس دريابد منظور ايشان از اصلاحات چيست؟ واگر مي خواهد به ايشان راي دهد براين پايه راي دهد . در مورد راي در دوردوم به خاتمي و سال 84 را به احمدي ن‍اد شما اگر تحليل آماري كنيد مي بينيد كه با مدعاي شما جور در نمي آيد .

 

همان فقير اصلاح طلب تاثير بيشتري داره تا نام واقعي :

با سلام مجدد جناب مزروعي عزيز
البته شما چيزهاي بسياري فرموده ايد كه مرا متعجب كرد از جمله عملكرد اصلاح طلبانه مجلس ششم و اصلاح طلبانه بودن راي مردم در امريكا كه اصلا اصلاحات در انجا معني ندارد واگر دارد پس هر اتخاباتش اصلاحات است البته من معني اين واژه اصلاحات رو نمبدونم والان تازه اين برام سئوال شد كه چرا ما از اين واژه خوشمون اومد ولي نميمدونيم يا بهتر بگم نميدونم يعني چي؟ دوست من اونجا نرم افزار نهادينه شد فقط حالا شايد هك بشه يا سورسش باز بشه
اما از همه اينها گذشته ميفرماييد تحليل اماري دارين كه من درست نميگم راجع به راي 21 ميليوني و17 ميليوني حتما ميگين خدمتتون عرض كنم من خود يكي از اين 21منهاي 17هستم اره دوست من! من يكيشم به نمايندگي از خيليهاش مطمئنم شما تو اون 7 ميليون هستين البته هردو تو 21ميليون هستيم و تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمر
حال خواهي بخوان خواهي نخوان
شما بفكر تحليل اماري اين 4تا نباش بفكر رفتار اون 17تا باش به اون 7 تا هم زياد مغرور نشو اينو بدون اون 4تا خيلي زودتر از شما فهميدن چي شد شما يه روز بعد فهميدين! باز اگه حوصله كردم مفصل تر بهتون ميگم كه چي شد!
اما يه چيز ديگه اينكه ميفرمايين اصلاحات ساختاري رو واضح بگم خوب اگه قرار باشه من واضح بگم به شما تا متوجه بشين و به من جواب بدين چطور اون كانديداي محترم شما در انتخابات رياست جمهوري گذشته اين واژه نامتعين را به خورد مردم ميداد خيلي واضح بود حالا من ميگم براي شما نامتعين شده شما يا خيلي سياسين يا حافظه تاريخي كمي دارين !
ولي باشه باز اينو هم در فرصت مقتضي بهتون خواهم گفت و نا متعين بودنش رو متعارف عموم خواهم كرد
اما يه چيز ديگه اينقدر اين اصلاحات رو نگين كه ديگه داره بي معني ميشه
حالا ميخواد خاتمي اون رو تعريف كنه يا هر كس ديگه
اينو هم بهتون بگم نظر اقاي خاتمي در دور دوم انتخابات گذشته معلوم بود كيه!
همون نظر كه گفته بود مردم به كسي راي بدن كه توسعه رو ادامه بده و ....
وديديم يه روز بعد 7تا به حرفش گوش دادند !
همون كه گفتم شما ادمو دق ميدين چي بگم من!
اين نگراني هاي ما بي خود نيست!
با اين حال شما راست ميگين
اصلاتي كه شما تئورسينش باشين معلومه چيه عاقبتش بعد 4 سال
بعدا با هم بيشتر كلنجار ميريم!

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! منکه از این نظرات شما سر در نیاوردم. خواهشمندم خیلی با عجله و در و برهم ننویسید و فکر سن و سال بنده را بکنید! فقط اینرا دریافتم که یک نسبتی را به نامزد ما در انتخابات سال 84 یعنی آقای معین داده اید که ایشان اصلاحات ساختاری را مطرح کردند تقاضا مندم مستند این ادعا را هم ارائه فرمائید چراکه من تا جائیکه حافظه ام یاری می کندایشان چنین موضوعی را مطرح نکردند و فکر نه تنها در این مورد بلکه در همه موارد خوب است که طرح مدعا همرام با دلیل و شاهد باشد وگرنه هرادعایی را در مورد هرکسی می توان مطرح کرد .

 

امید :

با سلامی دوباره
تا جایی که فعلا توانستم مطالب روی سایت را مطالعه کردم . بسیاری از آنها تکراریست ولی چرا وقتی هر کس از شما سؤالی را میکند با اتهام تکراریست آن را یا سانسور میکنید و یا بی جواب رد میشود الله اعلم
تا جاییکه دیدم در جوابها همیشه به یک نحو به مخالفان خود جواب داده اید که در آینده آن را منظم میکنم و سعی میکنم آیینه شوم در مقابل شما تا اگر دوست داشتید خود را در ایینه ی خود ببینید
و اما
نمیدانم شما تا چه اندازه دوست دارید به عنوان یک اصلاح طلب باغبانی جامعه را انجام دهید و تا چه حد حاضرید خارها را در راه اصلاح تحمل کنید
ولی اگر واقعا با راه اندازی این وبلاک قصد اصلاح افکار جامعه را دارید و برای مد و از قافله عقب افتادن این وبلاک را راه نیانداخته اید دوست دارم یک کم این بنده حقیر را تحمل کنید و به سؤالات تلبار شده ی آن - آن قسمت که مربوط بخود شماست - با همین دقتی که مطرح میشود جواب دهید .
آنوقت مطمئن باشید همین کار ساده - اگر حتی برای من آبی نداشته باشد- برای دیگر خوانندگان نان خواهد داشت
در ابتدا رک گویی مرا نادیده بگیرید و به در پرده صحبت کردن ببخشید و اگر امکان دارد شما نیز رک جواب مرا بدهید که این برای محک خوردن و محک زدن دو طرف بهتر است
میدانم و متوجه ام که شده شما استاد طفره رفتن مخصوصا در جواب دادن هستید و بقول معروف تنی به تن منبری ها ساییده اید ولی من سعی میکنم از این به بعد با توجه به شناخت نسبی که از شما از طریق مجازی پیدا کرده ام شماره شماره سؤال کنم و از شما خواهش کنم اگر
البته اگر واقعا برای خود هدف اصلاحی را در جامعه در نظر دارید با همین شماره ها جواب مرقوم فرمایید.
از اول و تکراری سؤال میکنم چون آمدن شب و روز تکراریست و ما هر روز تکراری نماز می خوانیم و تسبیح خداوند می کنیم بنابراین برای من آنقدر که برای شما موضوعات تکراری آزار دهنده است آزار دهنده که نیست اتفاقا هدایت کننده هم هست
سعی میکنم از ابتدای سال 57 شروع کنم و تا روز انتخابات به آن روز برسم
1- آیا انقلاب سال 57 را قبول دارید؟
یک کلمه
برای روشن شدن شما جواب من به این سؤال بله است
البته میدانم که قبلا گفته اید قبول دارم و انقلاب برخاسته از نظر مردم بوده و .... ولی چون قصد داریم به کمک هم مشکلی را در روز انتخابات حل کنیم از ابتدا سؤال میکنم تا در آخر به تفاهم برسیم
اگر انقلاب سال 57 را قبول دارید نتیجه آنست که هنور هم می بایست این راه انقلاب را قبول داشته باشید؟ اینطور نیست؟
یک کلمه. یا بله یا نه , لطفا
چون بنظر میرسد نمیشود یک شق گوشت حلال باشد و شق دیگرش حرام
و اما سؤال دوم
2- نوشته اید آقای خمینی انقلابی بود و اصلاح طلب نبود.
بنظر من اقای خمینی اتفاقا اصلاح طلب بود و انقلابی نبود چون از سال 42 تا 57 از هیچ شیوه ی انقلابی دفاع نکردند ولی
ولی برای اینکه به کمک گفتگو به یک نتیجه مشخص برسیم حرف شما قبول
آیا شما هنوز هم طرفدار آقای خمینی سال 57 انقلابی هستید یا نه؟
اگر هستید
که لااقل در حرف و ادعا هستید پس چرا اینقدر در طی طریق کردن از راه انقلاب می ترسید ؟ و بر سر سفره انقلاب نشسته و راه حل انقلاب را محکوم میکنید؟ سیب سرخ برای دست چلاق فقط خوب است؟

فعلا بیشتر از این دو سؤال سؤال نمیکنم چون مطمئنم شما با شلوغ کردن و آسمان و ریسمان از جواب طفره می روید و راه بجایی برای اصلاح شدن نخواهیم یافت
تا کید میکنم برای جواب به این دو سؤال وقت زیادی لازم ندارد چون دو تا آری و یا دو تا نه جواب آنهاست من زحمت را به جان میخرم و در نهایت همه ی این جوابها را در یک آیننه جلوی شما خواهم گذاشت
با تشکر مجدد

مزروعی : باسلام ،دوست عزیز! بازهم شیوه اتهام زنی را اینگونه ادامه داده اید:" میدانم و متوجه ام که شده شما استاد طفره رفتن مخصوصا در جواب دادن هستید و بقول معروف تنی به تن منبری ها ساییده اید..." خوب دیگر چه جای پاسخ برای سئوالات شما می ماند ؟چون من هر پاسخی بدهم شما می توانید به طفره رفتن و...تحویل کنید از اینرو از پاسخ دادن به سئوالات عذر خواهی می کنم اما دونکته را توضیح دهم اول اینکه تکرار در بحث با آنچه از تکرار مثال زده اید یکی نیست چراکه در اینجا گفته اند در خانه اگر کس است یک حرف بس است !دوم اینکه بنده نقش باغبانی جامعه و...را به عهده ندارم بلکه براین باورم که می توانم نظارت و دیدگاههای خود را مطرح کنم و دیگران هم مطرح کنند تا در عرصه عمومی و از طریق بحث و تبادل و تضارب آراء راه صواب آنهم توسط خود افراد پیدا شود بنابراین این تصور که بنده می خواهم اصلاح افکار عمومی جامعه را انجام دهم نادرست است بلکه نتیجه تبعی کار من و هزاران نفر دیگر ازجمله شما می تواند این باشد و اصولا این نوع نگاه را آمرانه و نادرست می دانم .

 

احمد علي حسيني :

انتخابات و رقابتي نابرابر مثل سال 76 با حركات خود جوش نويد پيروزي ديگري است . براي ديدن عكس هاي اين حركت خود جوش آزادي خواهي در شيراز به www.hoseiny.com سر بزنيد .

 

فقير اصلاح طلب :

ميبينم كه سكوت پيشه فرموديدووبلاگتان به روز نميشود

مزروعی : باسلام ، اگر شما میزان و معیارتان برای اندازه گیری سکوت و بروز شدن وبلاگ را ارائه کنید ممنون خواهم شد و نمی دانم راجع به چه سکوت کرده ام ؟

 

فقير اصلاح طلب :

ما نميدونيم كدومشو قبول كنيم؟اون موقع كه وقتش بود اقاي موسوي ظرفيت جديد اصلاح طلبان تشريف نمي اوردند!
حالا كه اقاي خاتمي هستند ايشون هم تشريف اوردند
اقاي كروبي هم كه قربونش برم خوب حتما ايشون به عنوان
رئيس مجلس به اصطلاح اصلاحات حقي به گردن اصلاحات دارن وهم سهمي!
اقاي مزروعي هم كه بعنوان اصلاح طلب گاندي منش از ورود همه ظرفيتهاي اصلاحات استقبال ميكنند!
و بر اين اعتقاد هستند كه هدف وسيله را توجيه ميكند!
واز قرائت همه اين ظرفيتها از اصلاحات صحه ميگذارند !
ازقرار معلوم اصلاحات همان اشي است كه قبلا هم مزه اش را چشيده ايم و به گمان من اين اصلاحات معنايي جز به كرسي برگشتن بعضي از اين اصلاح طلبان ندارد حالا ميخواهد هر كدام از اين سه بزرگوار يا بزرگوار ديگري در صورت وجود باشد هدف معلوم وسيله توجيه!
برادر عزيز مزروعي!
اقاي خاتمي به عنوان اصلاح طلب سياسي عملكرد مشخص دارد نيازي به تبليغ و ارايه برنامه ندارد!
اگر موفق بود كه ادامه ميدهد اگر نبود كه بايد در عملكردش تجديد نظر كند!ودر برنامه هايش!
و در راهكار هايش!
اوست كه شعار اصلاح طلبي داد و اوست كه تجربه اصلاح طلبي دارد و اوست كه ضعفها و قدرتهاي خود را ميشناسد!
خوب اگر دقت كنيم و ببينيم كه او چه ضعفهايي در دور قبلي رياست جمهوري خود داشت !
يك پله جلوييم نياز به تجربه ظرفيت جديد نيست !
بنظرم طرح اصلاحات سياسي به اون شكل مستلزم اون موقع بود و حالا بايد اصلاحات اقتصادي و خدماتي بطور جدي به عنوان پايه و اساس اصلاحات و توسعه اجتماعي و سياسي بعد از ثباتي كه خاتمي بعد از دو دور رياست جمهوري بدست اورد مطرح و پيگيري شود
و راه ادامه داده شود
وگرنه ادعاي اصلاح طلبي كشك و قلابي و خود گويي و خود خندي مضحك است!
و جز خسته كردن مردم نتيجه اي ندارد
و اگر شما اينكارو ميكرديد دور قبل رقيبتان با همين شعار اصلاح طلبانه اقتصادي كه اون هم سرنوشت اصلاح طلبي اش مثل اصلاح طلبي سياسي شما شد حالا به دلايل قابل بحث در مورد هر دوتايتان!
متن محفوظ ولي جواب ميخوام

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! اینطور که بنده دریافتم شما اهل رای دادن نیستی و نمی دانم چرا اینهمه با من کلنجار می روی ؟ اما اگر اهل رای دادن هستی از میان همین ها به آنکه فکر می کنی به خواسته شما نزدیکتر است رای بده اینکه دیگر اینهمه داستان ندارد ! معنای ظرفیت هم چیزی جز این نیست که راه انتخاب را بروی شما گشاده دارند .

 

مجید آراسته :

باسلام ،
دو سؤال سخت از حضور شما داشتم
یکی اینکه نوشته اید: من بارها و بارها خودم را محاكمه كرده ام و و به اشتباهات خود پي برده و خود را اصلاح كرده ام
میخواستم اگر اشکال ندارد چند مورد از این اشتباهات که مربوط به فعالیتهای عمومی شما میشده برای درس آموزی ذکر فرمایید.
سؤال دوم
نوشته اید:
دو جرم را در زندگي ام مرتكب نشده ام كه راهم را عوض كنم يكم به هيچكس ظلم نكرده و حق الناسي بر گردن ندارم دوم به حقوق و مال و...كسي هم دست اندازي و تجاوز نكرده ام.
حالا اگر کسی شما را بخاطر تلف کردن حداقل هشت سال از وقت گرانبهای مردم متهم کند که به او ظلم کرده و حق زندگی خارج از ظلم را از او گرفته اید چه جواب به او میدهید؟
و مگر حتما باید چنین جرمی را کسی بکند تا از راه اشتباه دور بزند و به راه درست بیاید؟
یعنی وقتی شما به راهی میروید که می بینید بن بست است ، حتما باید آدم بکشید تا از آن راه بن بست دور بزنید و به راه بادیه رهسپار شوید؟
با تشکر پیشاپیش

مزروعی : باسلام ، همانگونه که در نظر قبلی یادآور شدم من در عرصه و فعالیت عمومی و در رابطه با تضییع حقوق یا ظلم به دیگران مرتکب خطایی نشده ام که بخواهم نام ببرم واما در مسائل خصوصی و زندگی شخصی ام بله که طبعا جای طرح ندارد. اما در مورد سئوال دوم من به شما جواب می دهم که من همه توش و توانم را بکار بستم که رفع ظلم بشود و فکر نمی کنم دیگر مسئولیتی متوجه من باشدو حق زندگی را از کسی گرفته باشم ! اصولا اگر شما بخواهید اینگونه افراد را مورد سئوال قرار دهید باید تمام پیامبران و مصلحان و...هم خطا کار و ظالم بوده اند چرا که به رغم سال ها تلاش و مبارزه نتوانسته اند مردم را از زیر بار ظلم نجات دهند ! دوست عزیز! تصور کنید اگر همه افراد جامعه همینگونه که من ادعا کرده ام رفتار و زندگی می کردند آیا اصلا ظلمی باقی می ماند که نیاز به اصلاح و اصلاح طلب داشته باشد؟ چون اینگونه نیست پس نیاز به اصلاح و تلاش بر رفع ظلم است اما روشن است که ظالمان بآسانی تن به این اصلاح نمی دهند و مقاومت می کنند و...جالب اینکه شما بجای اینکه یقه ظلم کنندگان را بگیرید یقه بنده را گرفته اید ! راهی که بنده رفته ام بن بست نبوده است تا رها کنم و نمی دانم چرا راه رفع ظلم و اصلاح طلبی را به آدم کشی و راه بادیه کشانده اید؟ دوست عزیز! آیا تاریخ حیات انسان جز تلاش و مبارزه هزاران هزار انسان برای دستیابی به عدالت و آزادی و...نیست؟ وآیا همه آنها در این مسیر موفق بوده اند ؟ نگاه شما یک نگاه عجیبی است و من در نمی یابم چگونه با این نگاه می شود کنار آمد و زندگی کرد؟ و آخر اینکه در نمی یابم حرف نهایی شما چیست و امثال بنده چه باید بکنند که مطلوب شما باشد ؟

 

رضا :

درود بر شما و تبریک به مناسبت چهارمین سال شروغع وبلاگ تان

"عوام فریبی"، "ریاکاری"،"دروغگویی" و "ساده انگاری" چهار ویژگی عمده ی دولت نهم بوده است که بر آن هم خیلی اصرار دارند! بدیهی است دولت بعدی اگر از جنس اصلاحات و خاتمی باشد، چند مسأله را بایستی رعایت نماید:

1-متأسفانه مشکل عمده ی ما ایرانی ها، در روستاها نمود پیدا می کند که با وجود این که بسیار زحمت می شکند، اما به نظر می آید با همان دل ساده شان، فریب سهام عدالت و 40-50 تومان پول وعده داده شده ی پرداخت شده و نشده ی دولت نهم را خورده اند و عمده ی رأی این دولت هم در انتخابات دهم، از این بابت خواهد بود. حال آقای خاتمی در مسأله ی تبلیغاتش چگونه باید روستاییان عزیز را متوجه این مسأله کند که آبروی ایران و ایرانی با این دولت در خطر است و از مرز آن هم گذشته است؟ چگونه باید آنان را امیدوار نماید که دولت دهم اگر از تبار اصلاحات باشد، روستاییان را به سمت خودکفایی پیش خواهد برد، نه به سمت دل بستن به گرفتن صدقه! راستش جناب مزروعی این مسأله بسیار مهم است که تبلیغات اصولی و با برنامه در روستاها حتماٌ بایستی انجام شود.

2-آقای خاتمی در مصاحبه ای گفته بود که برنامه های فرهنگی بسیار مهم تر از هر چیز دیگری است که باید در مورد آن در کشور کار کرد. البته این گونه که هست و هر چقدر هم ما ایرانی ها بگوییم خیلی تمدن داریم، اما فعلاٌ که در کشور خودمان از آن خیلی خبری نمی بینیم. رانندگی هایمان مصداق عینی این مسأله است! این را می خواهم بگویم که تا مردم، مسایل اقتصادیشان حل نشود، به سمت توسعه ی فرهنگی، رغبتی نشان نخواهند داد. وقتی کسی نان نداشته باشد، چطور برود دنبال رشد فرهنگش؟! به نظر می آید شعار عمده ی اصلاح طلبان بایستی بر مبنای مسایل اقتصادی مبتنی بر توسعه ی فرهنگی باشد تا نشان دهد که دولت آقای احمدی نژاد چه ضربه ی مهلکی به جامعه ی ایران و ایرانی وارد آورده است که زحمات دولت های بعدی را زیاد کرده است و بس!

3- شعارهای انتخاباتی بایستی نشان دهد که مردم ایران با جهان در ارتباط خواهد بود و شأن و عزت ایرانی را برای آنان باز به ارمغان خواهد آورد.

لبته با همه ی این اوصاف، تنها دادن شعار زیبا لازم نیست. باید باید تفاوت ها را در عمل ببینند و نه فقط در شعار.
موفق باشید.

مزروعی : باسلام و تشکر از توجه شما ، البته بنده براین نظر نیستم که مردم فریب می خورند بلکه مردم بر پایه نیازها و خواسته هاشان تصمیم می گیرند و قطعا برنامه و شعارهای آقای خاتمی باید متوجه این نیازها و خواسته ها باشد و از این منظر نگاه شما درست است و منهم با آن موافقت دارم و انشاالله رعایت خواهد شد .

 

ما فقرا عمر درازي داريم و شما ايا فقيري ديده ايد كه اصلا :

با سلام و عرض ادب حظور پيرمردنازنين!

فرموده ايد:مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! اینطور که بنده دریافتم شما اهل رای دادن نیستی و نمی دانم چرا اینهمه با من کلنجار می روی ؟ اما اگر اهل رای دادن هستی از میان همین ها به آنکه فکر می کنی به خواسته شما نزدیکتر است رای بده اینکه دیگر اینهمه داستان ندارد ! معنای ظرفیت هم چیزی جز این نیست که راه انتخاب را بروی شما گشاده دارند .

فقير اصلاح طلب: خوب بله اهل راي دادن به اين سادگيها نيستم!رايم برام ارزش داره!
به خاتمي راي دادم بازم ميدم
ورو هركس هم نافذ باشم رايشو به نفع خاتمي زنده ميكنم!
البته راي دادنم به او بخاطر شخصيتش ونه به خاطر هيچ چيز ديگه!
تازه اينبار محكمتر بهش راي ميدم چون احساس ميكنم اون كمترين اشتباه رو داشت!
و بخاطر اينكه شما راي دادن رو اينقدر سهل گرفتين بر لج شما ها هم باشه اگه خاتمي نياد تحت هر شرايط اينبار حتما ميرم به احمدي نژاد راي ميدم ولي به بزرگواران ديگر از قوم شما راي نميدم جز خاتمي!
البته يه دونه راي من اهميتي نداره ولي خوب حتما بعد انتخابات با شما كه فراق بال كامل مي يابد گفتگو خواهم نمود! اگر دست مهربان مرگ حلقه اش را بر گردن ما نكرد البته!كه ما از اين شانسا نداريم!
اما يه چيز جالبتر اينكه:فرموديد به نامزد انتخاباتي شما در دور قبل نسبتي را روا دادم!
اي پيرمرد من ناروا كه روا ندادم!
چيز خيلي بدي كه نگفتم شما چرا همه چيز را ميخواهيد تعبير كنيد!
خود ايشان در يك برنامه تلوزيوني انتخاباتي با مجري گپ وگفت ميفرمودند يعني مجري سئوال مطرح ميكرد ايشون جواب ميداد يادم مياد كه حتي فرموده بودند كه يكي از فرزندان پسرش اصولگراست وحتي از سهميه استادي پدر براي تحصيل در دانشگاه استفاده نكرد واون يكي پسر ديگر اصلاح طلب است وفرزند ديگري هم دارد به گمانم گفته بود دختر و از همه كوچكتر است
حتي اينها يادمه!
و فرموده بود كه در وزارت علوم اصلاحات ساختاري انجام داده !
واين اصلاحات ساختاري رو به اصلاحات اجتماعي تعميم داده بود حالا يادم نمياد دقيقا چي گفت !
صحبتهاي پزشكي هم فرمودند ويه مسايلي روتو جامعه به بيمار هم تشبه كرده بودند
وخودشون در نقش دكتر قرار گرفتند كه مسائل رو چگونه حل ميكنند! ازشون بپرس بهتون ميگه!من اما با تاييد نظرش بهش راي ندادم!
بي خيال پيرمرد!
من سياست مدار نيستم واز سياست مدارا هم خوشم نمياد دقيقا به خاطر سياستمدار نبودن خاتمي به معناي متعارفش بهش راي ميدم!
ديگه هم با شما كلنجار نميرم!
گفتم كه قول ادبيه معروفي ميكه ما ...ها(خودم را ميگويم)
عمر درازي داريم
وشما تا بحال ... مرده نديد!
به ادبياتش ايراد نگير لطفا!
تا بوده همين بوده و نادانيها هميشه تاريخ درمقام دانش بود!
بارها به خودم گفته ام بگذار تنها نشانه زندگي از من تنها زباله اي باشد كه به كوچه ها مي افكنم!
باز هم همين را با خود ميگويم!

مزروعی : باسلام ، امیدورام عمر دراز و پربار داشته باشید!

 

امید :

برای اینکه ثابت کنم شما در جواب دادنها که جواب آن بر ضد شما خواهد شد طفره رفته و طفره میروید به همین جواب ندادن شما به دو سؤال مشخص خود در بالا بسنده میکنم چون با شما در این زمینه هم عقیده هستم که: در خانه اگر کس است، یک دلیل طفره رفتن بس است
و اما
در جواب غیر مستقیم و رندانه به دو سؤال مشخص اینجانب نوشته اید:
باسلام ،دوست عزیز! بازهم شیوه اتهام زنی را اینگونه ادامه داده اید:" میدانم و متوجه ام که شما استاد طفره رفتن مخصوصا در جواب دادن هستید و بقول معروف تنی به تن منبری ها ساییده اید..." خوب دیگر چه جای پاسخ برای سئوالات شما می ماند ؟چون من هر پاسخی بدهم شما می توانید به طفره رفتن و...تحویل کنید از اینرو از پاسخ دادن به سئوالات عذر خواهی می کنم(پایان نقل قول)
اگر در منطق و دیدگاه شما به این جواب ندادن طفره رفتن نمی گویند پس بفرمایید چه میگویند؟بنظر من به این میگویند طفره رفتن چون به تجربه ثابت شد که فرد عاقل و مصلح واقعی از تکه پرانی و اتهام زدن افراد ناراحت نمیشود و سعی میکند با جواب دادنهای معقول خود به سؤالات مطرح شده - بدون توجه به تکه ها - اتهام زننده و سؤال کننده ی بی ادب را شرمنده و رسوا کند
آیا بهتر نبود بجای طفره رفتن ، با جوابهای خود مرا شرمنده میکردید؟
نوشته اید:
اما دونکته را توضیح دهم اول اینکه تکرار در بحث با آنچه از تکرار مثال زده اید یکی نیست چراکه در اینجا گفته اند در خانه اگر کس است یک حرف بس است !(پایان نقل قول)
بسیار خوب .
اگر شما نیز همچون انحصار طلبان و مستبدین معتقدید که شما وقتی یک حرف می زنید بس است و دیگر سؤالی نباید جواب داده شود خیلی ممنون چون من نیز قبل از این چالش با شما حدس میزدم که شما نیز با ماسکی دیگر همان رویه اقتدارگرایان را دارید و همین همخوانی شما را هنوز سوار بر قطار بی ترمز و فرمان نگه داشته و به همین دلیل ساده و اعتراف خود جنابعالی ثابت میشود که شما با اقتدارگرایان در عمل چندان تفاوتی ندارید
و نوشته اید:
دوم اینکه بنده نقش باغبانی جامعه و...را به عهده ندارم(پایان نقل قول)
باز هم بخاطر این اعتراف واضح ممنون
حسن این سؤال و جوابها در همین است و به همین دلیل اقتدارگرایان از جوابگویی بیزارند چون جوابگویی به ابهامات نهاد و ماهیت آنها را بر ملا میکند
ممنون از این اعتراف چون برخی بغلط فکر میکردند اصلاح طلبان باغبانی هستند که میخواهند گلها را در مقابل خارها و پیچکها و انگها مواظبت کنند
نوشته اید:
بلکه براین باورم که می توانم نظرات و دیدگاههای خود را مطرح کنم و دیگران هم مطرح کنند تا در عرصه عمومی و از طریق بحث و تبادل و تضارب آراء راه صواب آنهم توسط خود افراد پیدا شود بنابراین این تصور که بنده می خواهم اصلاح افکار عمومی جامعه را انجام دهم نادرست است بلکه نتیجه تبعی کار من و هزاران نفر دیگر ازجمله شما می تواند این باشد و اصولا این نوع نگاه را آمرانه و نادرست می دانم .(پایان نقل قول)
خیلی ممنون
دیدید که با توجه به اینکه شما اتهاماتی را به اینجانب زده بودید ولی من طفره نرفتم و جمله به جمله جواب شما را مورد بررسی قرار دادم و ابهامات را بر طرف کردم ولی اجازه دهید بگویم فکر میکنم چرا جواب آن دو سؤال را نداده بودید و با زیرکی نه چندان تمام از جواب دادن به آنها طفره رفته بودید چون پایان کار را متوجه شده بودید
چون میدانم که باز به دنبال بهانه میگردید تا از زیر جواب طفره رفته و جواب ندهید و راه آیینه شدن را از همین ابتدا بر من بسته اید میگویم تا دلیل جواب ندادن شما - زدن اتهام - و گرفتن تاثیر برای راحتتر طفره رفتن محکمتر باشد
بنظر میرسد جنابعالی به این خاطر جواب به آن دو سؤال مشخص را در بالا ندادید چون در اصل شما یک ضد انقلاب واقعی هستید که پشت اصلاحات خود را گم کرده اید و فقط انقلاب را تا آنجا میخواهید که ، شما با نام آن در قدرت و مکنت باشید
آیا جز اینست؟

مزروعی : باسلام ،با کمک گیری از حافظ گر قدرت و مکنت همین است که من دارم همه مدعاهای شما درست است وداوری را دردرجه اول بخدا و بعد به کاربران می سپارم .

 

مهدی نصر :

سلام علیکم
آقای مزروعی
این روزها زیاد گفته میشود که مردم باید خود از آرا خود دفاع کنند تا باطل نشود و به نام دیگری خوانده نشود
میخواستم بپرسم چرا آقای خاتمی بعنوان یک فردی که قصد ورود به این کارزار را دارند تقاضا نمیکنند تا شمارش آرا مثل همه جای دنیا با رایانه انجام شود؟
دوم اینکه مثلا من برای شما کامنت میگذارم حالا یا شما آن کامنت را منتشر می کنید - که من متوجه میشوم که سانسور نکرده اید ولی باز نمیدانم که شما در سایت خود چه تعداد کامنت را هر روز سانسور می کنید
یا شما کامنت مرا منتشر نمی کنید که من متوجه میشوم که شما سانسور کرده اید ، خوب وقتی متوجه شدم چه می توانم بکنم؟
خوب لطفا مشابه سازی کنید و به من نوعی بگویید در سایت شخصی شما من چه حفاظتی می توانم از کامنتم - بعنوان یک رای و نظر - داشته باشم؟
خوب جامعه نیز سایت شخصی آقایان است با این تفاوت که آنجا حتی من - مثل کامنت- اصلا متوجه نمی شوم که چه بر سر رای من آمده
با این تفاوت که در آنجا حتی من نمی توانم ببینم که آیا رای من خوانده شده یا نه؟ در ضمن
آقای مزروعی توجه داشته باشید که شما که این دفاع را به مردم حواله میدهید که بازرسان را برای شمارش آرا نیز توسط شورای نگهبان و به کمک وزارت اطلاعات با کلی تحقیق و تفحص گزینش و التزام گرفته میشود تا نتخاب شوند ، آیا میشود بطور دقیق به من نوعی بگویید من چکونه می توانم از رای خود در این سایت شخصی آقایان حفاظت کنم؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! شما عرصه خصوصی را با عرصه عمومی خلط کرده اید . در عرصه خصوصی اداره این وبلاگ به عهده من است و من چه نظر شما را انتشار بدهم یا ندهم هیچ حقی را از شما و عموم ضایع نکرده ام اما در عرصه عمومی اصل بر رعایت قانون و نظارت همگانی است و اینکه همه مردم باید از جریان امور مطلع باشند و همه سازو کارهای حکومتی باید اینگونه باشد از اینرو این حق مردم است که از هر طریق ممکن که می دانند و می توانند پیگیر رای خود باشند ضمن اینکه جامعه متکثر و متنوع ما هرگز نوع عملی که شما توصیف کرده اید برمی تابد و بالاخره خوانده شدن یا نشدن رای افراد برملا می شود و...

 

قضاوت يك اصلاح طلب! :

چون قرار بر قضاوت خوانندگان شد بهتر است نظري داده شود:
اولا اقايي كه بنام اميد با اين پيرمرد اصلاح طلب (احتمالا از همان نوع فشار از پايين وچانه زني در بالا)كه در حقيقت همان سهم طلب با هزينه كردن در پايين سهم گرفتن در بالا بعد اگر رقيب پا نداد اي داد اي هوار كه شهروندان بايد پيگير حقوق خود ميبودند
همان اصلاح طلبي كه معلوم نيست
فسادش كجاست
كه انطور كه همه دنيا ميداند ريشه فساد مسائل مالي واقتصادي است وعدم توزيع درست ثروت وتجمع نادرست ان دردست عده اي وبه تبع ان توليد قدرتي كه هيچكس را ياراي اصلاح ان نيست!
اما عجيب اينكه اين اصلاح طلبان سخني ازان نميرانند و فقط در تكاپوي اصلاح قدرت سياست و غيره ... هستند!عجب!
خوب اشكال نداره مردم وقت و عمر زياد دارند!
ودر تاريخ تا بوده از اين اصلاحات بوده!
خدمت ان دوست عزيز عرض شود كه بيخود اعصابتونو وپيرمرد را خرد نكنين
بيخيال شو
در اينكه ايشان از وبلاگ مقاصد خاص خودشونو كه حقشونه دارن شكي نيست
شما چون كارتون پيچ خورده تا هر جا ادامه بدين همينه !
وايشون با همين برخورد به شما جواب ميدن
فقط يه راه داره بري با يه اسم ديگه بياي ازشون تعريف وتمجيد كني شايد اوضاع عوض شد وحرف شما رو فهميد!
اين هم بود قضاوت كاربر
بدرود!

 

مهدی نصر :

با سلام متقابل و احترام
خیلی ممنون از اینکه به سؤالات اینجانب پاسخ فرموده اید ولی قانع کننده نبود .
نوشته اید:
"دوست عزیز! شما عرصه خصوصی را با عرصه عمومی خلط کرده اید ."
من خلط نکرده ام این اقایان هستند که عرصه عمومی را خصوصی کرده اند و اثبات مدعا اینکه خودی و غیر خودی را نهادینه کرده و با نظارت استصوابی و عدم پاسخگویی هیچ نشانه ای از عرصه عمومی باقی نگذاشته اند
نوشته اید:
"در عرصه خصوصی اداره این وبلاگ به عهده من است و من چه نظر شما را انتشار بدهم یا ندهم هیچ حقی را از شما و عموم ضایع نکرده ام اما در عرصه عمومی اصل بر رعایت قانون و نظارت همگانی است و اینکه همه مردم باید از جریان امور مطلع باشند"
بله اصل بر این است که نظارت همگانی صورت گیرد ولی ظاهرا شما بیشتر از من باید اطلاع داشته باشید که این اصل سالهاست زیر پا گذاشته شده و حتی آقایان یک رسانه را هم از اصلاح طلبان خودی تاب تحمل نمی آورند آنوقت آنجا که عقاب پر بریزد ، از پشه ی لاغرو چه خیزد؟
نوشته اید:
" و همه سازو کارهای حکومتی باید اینگونه باشد از اینرو این حق مردم است که از هر طریق ممکن که می دانند و می توانند پیگیر رای خود باشند"
مذاق می فرمایید؟ آقای مزروعی عزیز؟ نه؟ من فکر کردم این سایت فقط مطالب جدی را منتشر می کند حالا می بینم شما هم اهل شوخی و مزاح هستید . بله این حق مردم هست مثل خیلی دیگر از حق ها که پیگیر رای خود باشند ولی به کجا برم شکایت؟ به که گویم این حکایت؟ از دشمنان برند شکایت به دوستان / چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟ هرچه بگندد نمکش میزنند / وای به وقتی که بگندد نمک سالهاست این حق در کنار بسیار دیگر از حقوق دیگر توسط آقایان و شرکا پایمال شده و سالهاست هر کس به حق خواهی بلند شود نفسش بریده میشود مگر شما برای آقای پالیزدار که بعد از تحقیق و تفحص متوجه فساد شد و رفت و آنرا افشا کرد کاری کردید ؟ مگر مردم اینها را نمی بینند؟ تازه آقای پالیزدار که از خودشان است این میکنند وای به حال دیگران
نوشته اید:
" ضمن اینکه جامعه متکثر و متنوع ما هرگز نوع عملی که شما توصیف کرده اید برمی تابد و بالاخره خوانده شدن یا نشدن رای افراد برملا می شود و..."
باز هم مذاق می فرمایید؟ جامعه ی متکثر؟ کدام جامعه ی متکثر؟ نکند امر بر شما هم مشتبه شده که جامعه ی خودی می تواند متکثر باشد؟
این حرفها را میزنید آنوقت مثل ملا امر بر شما مشتبه میشود و کاسه بر میدارید و میروید پشت سر دیگران که کاسه بدست دم در خانه ی آقایان صف بسته اند به صف می شوید و میگویید نکند راست راستی آش میدهند؟
به هر حال از جوابهای شما خیلی ممنون
روشن کننده و هدایت گر بود
موفق باشید

مزروعی : باسلام ،دوست عزیز! اگر جامعه ما این مشکلات را نداشت هیچ نیازی به اصلاحات نداشت پس اگر اصلاحاتی مطرح می شود برای رفع این اشکلات است منتهی شما یراین نظرید که وضعیت بگونه ای است که هیچکاری نمی شود کرد و نظام اصلاح ناپذیراست . خوب حالا شما بفرمائید چه باید کرد؟
ولی اگر نتیجه نظر شما این باشد که چون هیچکاری نمی شود پس برویم در خانه بنشینیم یا به خارج برویم خوب این بهترین گزینه و خدمت به همان هایی است که وضعیت را به اینجا رسانده اند و اتفاقا از این نظر شما هم استقبال می کنند .البته من اهل شوخی و مزاح هم هستم اما فکر نمی کنم که عرصه سیاست که عرصه صف بندی و آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی و قدرت است جای مزاح و شوخی باشد و اینگونه که شما تصور کرده اید نیست . کافی یکبار شما با حوصله و دقت تاریخ یکصد سال اخیر ایران را بخوانید تا دریابید که چرا مردم ما به رغم مبارزات و جانفشانی های فراوان و سه نهضت و انقلاب نتوانسته اند به آنچه می خواستند برسندو قطعا با این نوع نگرش شما هم بجایی نخواهیم رسید .

 

:

ظاهرا میدانید که درجامعه ما، يك مجموعه مردم متفرق و غير متشكل در برابر يك قدرت متمركز و مجهز قرار دارند که نوشته اید این حق مردم است که از هر طریق ممکن که می دانند و می توانند پیگیر رای خود باشند
آخه آقای مزروعی
آنجا که عقاب - که همان آقای رفسنجانی باشند - پر بریزد، از من و مای غیر متشکل چه بر می خیزد؟
ظاهرا دلتان را با این حرفها و حدیث ها خوش کرده اید که فکر میکنید مسؤلیت خودتان را در سالهای پیش در نمایندگی مجلس انجام داده اید و دیگر مسؤلیتی در قبال مردم ندارید؟

مزروعی : باسلام ، اشکال در همین است که شما خود را دست کم گرفته اید وگرنه اینگونه نظر نمی دادید و مشکل جامعه ما در همین که ماها خود را ناتوان می بینیم وتسلیم می شویم و...دوست عزیز! اگر هریک از ما خود را باور می داشت آنوقت برای متشکل شدن و...قدم برمی داشت و...قبل از انقلاب این شعر خوانده می شد که من اگر بنشینم تو اگر بنشینی ،چه کسی برخیزد؟ خوب هیمن باعث شد همه برخیزند و انقلاب شد ، حالاهم جز با عزم و همت اکثریتی از مردم کاری به ثمر نمی رسد و من و شما باید با همین ایده به برخاستن ها مدد رسانیم و نه اینکه اینگونه همه را به نشستن واداریم .

 

منصور :

آقای مزروعی
وکيل مدافع عباس پاليزدار پس از برگزاری اولين جلسه دادگاه غير علنی وی در جمع خبرنگاران گفت: ۱۴ فقره اتهام در پرونده پاليزدار مطرح است.
به گزارش خبرنگار مهر، هادی ارمغان پس از برگزاری اولين جلسه دادگاه پاليزدار که ساعت ۳۰/۱۳ دقيقه امروز به اتمام رسيد در جمع خبرنگاران به اتهامات اين پرونده اشاره کرد و گفت: افشای اسرار سری، افشای اسرار محرمانه دولتی، اقدام عليه امنيت کشور جزو اتهامات آقای پالیزدار ذکر کرده است که نشان میدهد تمام افشاگریهای آقای پالیزدار در دانشگاه همدان که در یو تیوب هنوز قابل مشاهده است صحت داشته و ایشان فقط نباید این اسرار را افشا میکرده!!
آیا قانونی در ایران وجود دارد که فساد افراد دولتی و مقامات بلند مرتبه را جزو اسرار سری و اسرار محرمانه بداند؟

مزروعی : باسلام ،بنده نمی توانم راجع به محتوای پرونده ایشان اظهار نظر کنم و تا آنجا که می دان فساد مقامات دولتی جزء اسرار سری نیست و در مورد ایشان این مطرح است که ایشان اسناد محرمانه و سری رااز مراکز دولتی برداشته و به برخی افراد داده است و اگر شما سخنان قاضی رسیدگی کننده را می خواندید برای ایشان ده اتهام برشمرده است که جدای از یگدیگر است . به هرحال من فکر می کنم که اگر دادگاه ایشان بطور علنی برگزار می شد همچون دادگاه کرباسچی و همه مردم در جریان این دادگاه قرار می گرفتند آنگاه بهتر می شد در مورد ایشان و موضوعاتی که ایشان مطرح کردند و اتهاماتش قرار گرفت و در مجموع این به نفع نظام و جامعه بود و اگر فسادی هم متوجه مقامات دولتی بود با طرحش در دادگاه جلوی آنها گرفته می شد .

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007