« فضای امید در جامعه | صفحه اول | چهارمین سالگرد وبلاگ »

13 اسفند 87

اقتصاد در وضعيت قرمز

دفاع دولت‌ها از عملكردشان امري بسيار طبيعي است و اينكه دولت‌ها خود را موفق بدانند، امري اجتناب‌ناپذير مي‌نمايد. بعيد است دولتمردي اظهار كند كه موفق نيست. اما آنچه كه مي‌تواند مبناي ارزيابي عملكرد دولت ها باشد، برنامه توسعه است كه مبناي حقوقي دارد. البته در دولت نهم سند چشم‌انداز 20 ساله كشور را نيز در مقابل داريم كه سندي بالا‌دستي است و به تصويب مراجع عالي كشور هم رسيده است. ذيل آن، برنامه پنج ساله چهارم هم مطرح است كه دولت موظف به اجراي آن بوده است. حال اگر قرار باشد عملكرد دولت ارزيابي شود بايد ديد چقدر از فعاليت دولت در انطباق با برنامه چشم‌انداز كشور و قانون برنامه چهارم توسعه بوده كه اگر ارزيابي صورت بگيرد نتايج ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد كه دولت در تحقق اهداف كمي برنامه چهارم ناموفق بوده است. ‌ دولت در سه سال گذشته حدود 203 ميليارد دلا‌ر در بودجه هزينه كرده در حالي كه طبق قانون برنامه چهارم براي اين چهار سال بايد 2/64 ميليارد دلا‌ر هزينه مي‌كرد. به اين ترتيب بيش از 1/3 برابر قانون مصوب هزينه كرده و اين در حالي است كه از دستيابي به نرخ رشد متوسط سالا‌نه 8 درصد، نرخ تورم متوسط سالا‌نه 9/9 درصد و كاهش نرخ بيكاري به زير 10 درصد ناتوان بوده است.بنابراين اگر عملكرد بر اين مبنا ارزيابي شود، مي‌بينيم كه ناموفق بوده است.


اگر عملكرد دولت را بر مبناي وعده‌ها و شعارهايي كه در گذشته توسط رئيس‌جمهور داده شده ارزيابي كنيم، با توجه به اينكه تمامي وعده‌ها اقتصادي بوده و قرار بود طبق اين وعده‌ها پول نفت بر سر سفره مردم بيايد و دولت نهم عدالت‌گستري كند، مي‌بينيم كه باز هم ناموفق بوده و شكاف طبقاتي در اين شرايط افزايش پيدا كرده است. ‌همچنين اگر بخواهيم به سند چشم‌انداز 20 ساله رجوع كنيم، عملكرد دولت در ميان كشورهاي منطقه كه 24 كشور هستند مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد كه براساس آن بايد بعد از اجراي چهار برنامه اين سند، به قدرت اول منطقه تبديل شويم كه اگر نتايج عملكرد دولت در اين چارچوب قرار بگيرد متاسفانه باز هم دولت در دستيابي به اهداف عاجز بوده و در اكثر شاخص‌ها در مقايسه با كشورهاي منطقه عقب‌رفت داشته‌ايم. ‌
در اين ميان اگر بخواهيم عملكرد دولت را در عرصه جهاني با شاخص‌هاي جهاني كه گزارش‌ها را براساس آن تهيه مي‌كنند مثل فضاي كسب و كار، فساد و شفافيت اقتصادي و... ارزيابي كنيم، گزارش‌هاي موجود نشان مي‌دهد كه وضعيت بدتر شده است زيرا فضاي كسب و كار نسبت به چهار سال پيش به‌شدت افت كرده و رتبه پايين آمده است. همچنين به لحاظ فساد نيز گزارش‌هاي جهاني نشان مي‌دهد 10 رتبه افت شاخص داشته است. ‌ بنابراين چه از نظر انطباق با برنامه، چه از نظر چشم‌انداز 20 ساله كشور، چه از نظر وعده‌هاي داده‌شده و چه از نظر گزارش‌هاي جهاني اگر عملكرد دولت را مورد بررسي قرار دهيم نشان مي‌دهد كه كشور با وجود درآمدهاي افسانه‌اي نفت كه حدود 270 ميليارد دلا‌ر بوده است و بيش از يك‌سوم درآمدهاي نفتي پس از انقلا‌ب است، وضعيت نه‌تنها روند بهبودي را به خود نديده بلكه بدتر هم شده است. ‌
وضعيت با اين تصويري كه از شرايط ديده مي‌شود بسيار نگران‌كننده است. اما در اين ميان فرصتي را براي كشور متصور هستم كه براساس آن مي‌توان شرايط را تغيير داد و آن انتخابات آتي رياست‌جمهوري است.اگر آحاد جامعه خواهان تغيير باشند مي‌توانند از فرصت ايجادشده استفاده كرده و براي تغيير وضعيت قدم بردارند. اگر اكثريت مردم فردي كه با نگاه اقتصادي به وضعيت موجود بنگرد و به عرصه بيايد و برنامه‌هايي براي بهبود فضاي كسب و كار، فعاليت‌هاي اقتصادي و سياست خارجي ارائه كند و بتواند سياست تنش‌زدايي را درپيش گيرد، انتخاب كنند، شرايط مي‌تواند تغيير كند. ‌ در اين ميان بايد از سرمايه‌هاي بالقوه‌اي كه در كشور وجود دارند و در شرايط بي‌ثبات كنوني حاضر به فعاليت نيستند و همچنين از فضا براي استفاده از سرمايه‌گذاري خارجي براي بهبود شرايط استفاده كرد. ‌ به نظر مي‌رسد تنها فضايي كه براي برون‌رفت از شرايط كنوني وجود دارد و تنها فرصتي كه هست ورود فردي با نگاه تازه به عرصه است تا بتواند با باز كردن درهاي اقتصاد كشور به روي بخش خصوصي و جذب سرمايه‌هاي خارجي، زمينه‌هاي بهبود شرايط را فراهم كند و كشور را از اين شرايط سخت و دشوار عبور دهد.



   نظرات

فقير در تكاپوي خرد ورزي و جامعه مدني :

سلام اقاي مزوعي عزيز
اين سئوال هميشه برام هست كه ايا نمايندگان اصلاح طلب چه جور اصلاحي را طلبيدن و چه قانونگذاري اصلاح طلبانه كردند جز اينكه اخر سر تنها در تكاپوي تاييد صلاحيت خود بودند بنظر شما ايا تنها بايد پاسبان راي مردم در زمان انتخابات بود اگر راي گرفتيم ايا پاسباني اين راي و نظر ديگر لازم نيست تا راي گيري بعدي! ايا بنظر شما راي مردم فقط همان تكه كاغذ كوچك است و بس ايا راي وايده مردم در همان كاغذ كوچولو خلاصه ميشود و منظور از حفظ ان حفاظت از ان در مقابل رطوبت است يا اينكه مردم به چه كسي راي ميدهند مفهوم خاصي دارد و انكس بايد چه كاري انجام دهد در گستره قانون ميتواند متفاوت باشد ايا بنظر شما اصلا راي چه مفهومي دارد ايا راي ميتواند اصلاح
طلب و غير اصلاح طلب باشد؟

مزروعی : باسلام ، من از این نظر شما در نیافتم که شما از من چه سئوال مشخصی دارید تا جواب دهم اما بر پایه آنچه دریافتم اول : نمی دانم شما چه سنی دارید و چقدر عملکرد مجلس ششم را پیگیری کردید اما جبهه مشارکت یک گزارش کاملی از عملکرد اصلاح طلبان در مجلس ششم تهیه و در روزنامه یاس نو منتشرکرد و همچنین مرکز پژوهش های مجلس گزارشی تهیه و منتشر کرد و فکر می کنم اگر شما واقعا بدنبال پاسخ به اسن سئوال هستید باید این دو گزارش را مطالعه کنید تا دریابید که نمایندگان اصلاح طلب در پی تایید صلاحیت خود نبودند چون اگر می بودند خیلی از این کارها را نباید می کردند ؟ و سرانجام هم دیدید که صلاحیت این افراد برای مجلس هفتم و هشتم تایید نشد!دوم: این مردم هستند که باید پاسدار رای خود باشند و بدانند که رای شان همان ورقه نیست . متاسفانه غالب مردم کشور ما همین تصور شما را دارند که فکر می کنند با رای دادن کارشان تمام شده و این منتخبین هستند که باید از رای آنها پاسداری کنند در حالیکه رای دهنده ها در هرمرحله باید از فرد منتخبشان حمایت و پشتیبانی کنند تا رای شان به ثمر برسد .سوم : رای می تواند اصلاح طلبانه و غیر اصلاح طلبانه باشد و این منحصر به کشور ما نیست مثلا رایی که مردم آمریکا در دور قبل به بوش دادند غیر اصلاح طلبانه و محافظه کارانه بود اما رایی که این دفعه به اوباما داده اند اصلاح طلبانه است . قطعا این دو نوع نگرش است که در هرمقطعی از زمان می تواند یکی از آنها در جامعه غالب شود و در ایران هم رای مردم به آقای خاتمی اصلاح طلبانه بود اما به آقای احمدی نژاد محافظه کارانه ، ودر عرصه مسائل سیاسی این امری روشن است .

 

همان فقر در جستجوي مدنيت :

يه چيز ديگه هم بهتون بگم اقاي مزروعي باهاتون خدا حافظي كنم قولي معروف ميگه ايا شما تا به حال خر مرده ديدين ما خرها(امثال خودم را ميگويم)عمر درازي داريم ومطمئنم شما تا به حال خر مرده نديديد. تاريخ تكرار ميشود وعمر به پايان ميرسد وما همچنان همانيم كه هستيم اگر واقعا شما سانسوريست نيستيد بگوييد كه معني راي دادن وگرفتن چيست اين قاموس از بنا اصلا براي چه بوده و هست .

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز! من بارها در اينجا آورده و توضيخ داده ام كه هرنطري را آنهم از سوي افرادي كه حتي حاضر به گذاشتن نام مستعار نسيتند انتشار نمي دهم واسمش مي خواهد سانسور يا هر عنوان ديگر باشد. شما هم مثل بنده مي توانيد وبلاگ داشته باشيد و نظراتتان را منتشركنيد . آنچه بنام سانسور محكوم و مذموم است اينكه حكومتگران از انتشار نظرات افراددر عرضه عمومي جلو گيري كنند و راه را ببندند و در عرصه خصوصيافراد و از جمله اين وبلاگ سانسور معنا ندارد .دوم راي دادن و راي گرفتن برآمده از دنياي جديد است و در ايران هم از زمان مشروطيت مطرح شده است اما محتوا و معناي اين راي در هر جامعه اي به ساختار حقيقي و حقوقي قدرت برمي گردد و به همين دليل پس از گذشت صد سال از مشروطيت در ايران اين راي هنوز معناي واقعي خودش را پيدا نكرده است اما آيا بايد به اين از راي دادن و راي كرفتن گذشت ؟ به نظر امثال بنده اين مي رسد كه بايد از همين امكان موجود استفاده كرد و راه را باز كرد براي اينكه كشور روزي به نقطه مطلوب راي برسد .در ضمن با ادبيات بهتري هم مي توانيد نظرتان را مطرح كنيد .

 

شرفی :

با سلام.یک مجلس کارآمد و دمکراتیک میتواند دولت غیر کارآمد رابرکنار نماید.مزروعی عزیز مشکل به انتخابات هفتم و هشتم مجلس برمیگردد.چرا حاکمیت در ایران از دولت توسعه گریز حمایت میکند؟با انجام یک انتخابات سالم و دمکراتیک دولتهای توسعه گریز به ندرت پیروز میشوند.مزروعی عزیز نظرت درست هست ولی چرا مجلس مقتدر نیست؟اینجاست که به مشکل اصلی میرسیم.یعنی کیفیت انتخابات در ایران.اگر دولت توسعه گریز هست چرا حاکمیت از آن حمایت میکند؟چون در سیاست ایران حفظ قدرت بر دمکراتیزاسیون ارجحیت دارد.در مجموع مقاله ات مفید و آگاهی دهنده بود.متشکرم

 

سعيد :

بسيار مقاله جالبي بود ولي در مورد نظر پرتي كه يك كاربر نوشته بايد بگويم كه برخي از مردم حتي الفبايي از دموكراسي و اقتصاد نميدانند(البته در اين مورد تقصيري ندارند)ولي اظهار نظرهاي عجيبي ميكنند. بدترين چيز اين است كه خود كارشناس نباشي و به حرف كارشناس هم توجه نكني و براي خودت اجتهاد كني .مردم بهتر است بجاي چرخيدن به دور خود به روشنفكران و كارشناسان و آگاهان جامعه توجه كنند.

 

محمد رضا سليماني :

سلام اقاي مزروعي
بنده موافق نظر شمما هستم اينكه وضعيت ما به همه لحاظ بدتر شده است اما اقاي مزروعي واقعيت اين موضوع را كه اكثر مردم ما در شرايط فعلي ( شرايط بد اقتصادي ) اطمينان بيشتري به اصولگرايان دارند را قبول داريد يا نه ، بنظر من بايد با شعار اقتصادي وارد عمل شد و با پشتوانه آن به فعاليتهاي زير بنائي براي رسيدن به همه اهداف كمك گرفت مطمئن باشيد عوام فريبي حاكمان جاري هميشه بزرگترين مشكل رودرروي اصلاح طلبان بوده است .

مزروعی : باسلام ، اابته من براین باور نیستم که اکثرمردم ما در شرایط فعلی اطمینان بیشتری به اصولگرایان دارند که اگر اینگونه بود اینان باید از یک انتخابات آزاد و رقابتی و سالم استقبال می کردند همینکه اینان حاضر به برگزاری چنین انتخاباتی برای مجلس و ریاست جمهوری نیستند نشانه عدم اطمینان است . در مورد بقیه نظراتتان هم من با شما موافقم با این تفاوت که فکر نمی کنم عوام فریبی در ایران جواب دهد و شما اینرا خواهید دید.

 

:

من با داشتن مدرک کارشناسی ارشد و معدل بالا 3 سال است دنبال کارم
دهها نامه و 100 ها ملاقات هیچ ولی خیلی ها با داشتن رابطه و ... سر کارند این عدالت است
من که به نظام و دین متقعد و پایبندم چرا؟؟؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! اگر بطور مشخص بیان می کردید که در چه رشته ای و از کدام دانشگاه مدرک گرفته اید شاید بنده می توانستم کمکی به شما بکنم . اینکه در کشور ما متاسفانه رابطه بسیار موثرتر از ضابطه عمل می کند درست است و نشان می دهد شما هم در این مسیر تلاش کرده اید اما نتیجه نگرفته اید به هرحال این ضد عدالت است و در آن هیچ شکی نیست و این ربطی به دین و نظام و...ندارد زمان رژیم قبل نیز همینگونه بود و متاسفانه این بیشتر به فرهنگ استبداد زده و عقب افتاده ما باز می گردد که هر زمان می تواند رنگی بخود گیرد .

 

:

بسيار جالب است كه نظرم را در مورد ان كاربر قلاده به گردن كارشناسان و روشنفكران انتشار نداديد.

مزروعی : باسلام ، من نظری را که درآن توهین و تحقیر نسبت به دیگران باشد قطعا انتشار نخواهم داد و شما در همین نظر از واژه قلاده استفاده کرده اید که نامناسب است وظاهرا شما اینقدر افراط در این موضوع دارید که حتی مسئله تقلید در احکام دینی از مراجع تقلید را زیر سئوال برده و نفی کرده اید چون در آنجا هم مقلدین رجوع به کارشناس می کنند و این یک اصل عقلی است که آدمی در مسائلی که صاحبنظر و تخصص نیست به اهلش مراجعه کند و از نظر آنها استفاده کند.

 

فقيرهمان فقير ! اصلاحطلب همان اصلاحطلب! :

در مورد اين بحثهاي كه ميشود در مورد عوام فريبي در اين وبلاگ نظري دارم:خدمت دوستان عرض شود مردم نجيب اين سرزمين را نميتوان عوام فرض كرد!
كه كسي بتواند عوام فريبي كند شايد مردم محروم و خسته باشند وتجربه هايي از سر ناچاري بكنند اما عوام نيستن!
اما اينكه ما ميگوييم شما اصلاح طلبان شعار وبرنامه هاتان موافق مطالبات قابل تحصيل مردم باشد بخاطر اينست
كه اين وظيفه شماست راي مردم اصلاح طلب را متمركز كنيد و اونارواميد وار به اينكه رايشان غالب خواهد بود نه اينكه ادعاي كارشناسي بكنيد كه هرچه شما ميپنداريد حتي اگر مطابق حوصله مردم نباشد درست است!
كه در اين مورد ميتوان گفت :بخش عمده اي از كارشناسي هاي شما عهد بوقي است واز روي تشابه سازي هاي بيمورد وهي پرداختن به اينكه اقا مشروطه چه شد !
گاندي كي بود!
نهضت نفت چي شد !
ول كنين اقا اين تحليل هاي دكارتي عقلانيه ديزلي رو !
زمان زمان محاسبات ماشينهاي هوشمند وتجربه هاي عملگرايانه هست!
وقت اون نيست كه شما اونقدر تو تحليلهاي خودتون فرو برين كه راه براي ماشينهاي بي ترمز باز بشه!

مزروعی : باسلام ، با تشکر از شما فکر می کنم اینگونه کلی گویی و دیگران را متهم کردن فائده ای ندارد . شما اگر بواقع راحلی دارید بطور جریی و ریر ارائه کنید تا بنده و دیگران از آن بهره گیرند وگرنه این قافله تا به حشر لتگ است .

 

:

بنده هيچ اظهار نظري كه شما فرموديد نكردم و نميكنم ودر اين مورد تنها به خدا پناه ميبرم شما هر چه ميخواهيد خودتان بگوييد! بگوييد!
جالبست كه امروز در ويترين روزنامه فروشي در روزنامه ابتكار فهميدم اسلام روز چيه!
والبته شما هم نبايد كم بياوريد!چون شما هم لبه ديگر قيچي هستين و احتمالا اسلام شب!
الله اكبر پناه ميبرم به افريننده صداقت از اين همه زشتي !كه اوست تنها پناهگاه و افريننده ما!الله اگبر!

مزروعی : باسلام ، منکه منظور شما را درنیافتم.اما انتشار دادم تا کاربران چه دریابند.

 

ديگر رمقي نمانده بايد به خدا پناه برد! :

خدمت اقاي مزروعي سلام!
من نه سياست مدارم نه ادبيات خوبي دارم نه علوم انساني خواندم! نه مثل شما از باطن ادمها اطلاع دارم و انرا تعبير ميكنم!
در امور ديني هم تقليد ميكنم!
برايش دليل عقلي هم نداشتم تا به حال!
اما حالا كه فكر كردم ديدم دليل عقلي براش هست!
با اينكه من از كلمه تقليد و امور ديني حرفي به ميان نياوردم و خود را در اين حد نميدانم كه اظهار نظر كنم در اين موارد ولي در مقام دفاع از خود بايد بگويم:انطور كه من درك ميكنم مسئله اجتهاد و امر تقليد به ان سادگي كه شماميگوييد هم نيست وقدري سنگينتر است وان را نميتوان با كارشناسي ساده معمول برابر دانست! ومجتهد كسي است كه جهد و جهاد ميكند بعلاوه اينكه علوم ديني را كسب ميكند با نفس مبارزه ميكند ومجتهد است واعتبار اجتهاد مي يابدو مقلد چون جهاد نكرده وبه مراتب مورد نظر جهت كسب استنباط احكام نرسيده نميتواند مجتهد باشد پس بايد مقلد باشد و اين يك امر بديهي است!
اما ايا شما مجتهد هستيد؟
كه من مقلد شما شوم!
من كارشناس سازه هستم ايا اگر اينكه من توان انرا ندارم جهاد نفس كنم مدركم باطل ميشود؟ ومن ديگر نبايد كارشناس باشم يا اينكه فلان پرفسور سازه را ميتوان مجتهد خواند وبقيه مهندسان را مقلد او؟
اصلا شما ميفهمين دارين چيكار ميكنين؟
خوب برادر من اگر من وشما بخواهيم مجتهد باشيم واينقدر موضوع را سهل بگيريم بنظرم براي تشخيص سره از ناسره بايد مقلدان من وشمارا همان كه من گفتم ناميد كه اگر نه اينجا راستي به سادگي دروغ خواهد شد وصوابي نا صواب!
من يك توصيه برادرانه به شما ميكنم برگرديد وبلاگتان را بخوانيد ومباحثاتتان را با كاربران! ببينيد چه كرده ايد؟
اينكه شما سعي داريد كاربران خود را به ضد انقلاب تبديل كنيد وخود را در مقام يك انقلابي ذيحق! من نميدانم چه چيز را عايد شما خواهد كرد؟
اينكه اينطور خلط مي كنيدواعصاب جوانان نازنين اين مملكت رو خرد ميكنيد ايا شما را فيلسوف وتئورسين وانقلابي و..... خواهد ساخت؟
افسوس!
وصدهزار افسوس!
من شما را به خدا واگذار ميكنم !
من نميدونم شما ها با خلط كردن وايجاد هزينه وفساد دنبال چه اصلاحي هستين؟
افسوس كه من ديگر رمقي ندارم با شما به سخن بنشينم!
ومتاسفانه شما انكه من فكر ميكردم نيستيد!
بدرود!

مزروعی : باسلام ،من از شما تشکر می کنم که بگونه ای از مدعایی قبلی تان برگشتید!و اگرچه آورده اید دیگر رمقی برایتان باقی نمانده است ولی خوشحال خواهم شد از روی مطلب وبلاگ بنده نشان دهید بنده در کدامیک از مطالبم دیگران را به تقلید و پیروی از خود فراخوانده ام تا شما اینگونه نگران شده اید؟ دوست عزیز!ظاهرا شما براین نظرید که بنده حق اظهارنظر ندارم چون ممکن دیگران چنین و چنان فکر کنند. دوست عزیز!من اگر ادعایی بکنم کاربران چشم و گوش و...دارند و آنها را با سوابق و عمل من می سنجند و به نتیجه می رستد که آیا درست است یا نه؟و امیدوارم این حد از شعور و فهم را برای دیگران قائل باشید که بتوانند تشخیص بدهند و داوری کنند.

 

:

از اينكه جوابم را انتشار نداديدهيچ متعجب نشدم وازاينكه شما هيچگاه سعي در دريافتن طرف مقابلتان نداريد نيزميدانم!
اما نشانه هاي خوبي ميبينم كه در راه دريافتن در درتلاشيد وشاكرم به درگاه احديت!
اينها تنها برداشت عقل ناقص من است ودر بضاعت حوصله كم من!
هرچند كه من به لطف شما دولتمردان اكنون وسابق بيكارم!
اما به همين لطف بي حوصله!
بنظرم منبع علوم ديني كتاب وسنت معصومين است وكسي مجاز به استنباط احكام ديني است كه مجتهدجامع شرايط باشدواز نامش پيداست كه كارشناس عادي نيست وعمل كنندگان به فرائض ديني نميتوانند بگويند عملشان ازروي احاطه بر منبع اين دانش است نعوذ بالله!
كه ان داشتن علم الهي را مي طلبد كه خاص معصومين است.
اماعلوم بشري برپايه تجربيات بشر وانديشه هاي اوست ومطلق نيست وقابل توسعه ازان جهت كه هميشه ناقص است وقابل تبادل بين انهاوبشر بر ان احاطه كامل دارد واوصولا نميتوانيم بگوييم كاري رااز روي دانش انجام ميدهيم بدون اگاهي از ان كه اگر اينطور باشد نميتوان اسم انرا دانش گذاشت ومتاسفانه اين قضيه حق روشنفكري خواهي يكي از مشكلات بزرگ جامعه ما در طول صد سال اخير بوده وهزينه هاي بسياري را بر ما وارد كرده كه من توان بررسي انرا ندارم ولي احساس ميكنم بعضي نمايشي كردن به دانستن ودانشمند بودن بجاي دانش واقعي در جامعه ما نهادينه شده واين متاسفانه يكي از بزرگترين مشكلات جامعه ماست!
بنظرم خلط كردن موضوعات وايجاد بحث نمودنهاي هزينه اور در دوران اصلاحات ضربه بزرگي به اصلاحطلبان واقعي كه مردم باشند زد!

مزروعی : باسلام ، هرچند بنده تناقضی در نظر شما در با ره جوع به کارشناسان می بینم و شما اصرار دارید که مسئله تقلید از مجتهدین در امور دینی را جدا کنید اما در کلیت موضوع اینگونه نیست و شما هم وقتی مریض می شوید حتما به دکتری که حاذق می شناسید ولو اینکه مسلمان و متقی تباشد رجوع می کنید و فکر نمی کنم استدلال شما جوابگوی ایرادی باشد که خود شما مطرح کردید .

 

:

مزروعی : باسلام ، هرچند بنده تناقضی در نظر شما در با ره جوع به کارشناسان می بینم و شما اصرار دارید که مسئله تقلید از مجتهدین در امور دینی را جدا کنید اما در کلیت موضوع اینگونه نیست و شما هم وقتی مریض می شوید حتما به دکتری که حاذق می شناسید ولو اینکه مسلمان و متقی تباشد رجوع می کنید و فکر نمی کنم استدلال شما جوابگوی ایرادی باشد که خود شما مطرح کردید .

پاسخ:باسلام اقاي مزروعي
عرض شود بله شما درست ميفرماييد اما سئوال: اياشمانمازميخوانيد؟روزه ميگيريد؟وخمس وزكات ميپردازيد؟
قطعاجواب بلي است.
خوب سئوال ايا شما ميدانيد كه تعداد دفعات نماز يوميه شما چگونه محاسبه ميشود وايا شما خودتان محاسبه ميكنيد؟ويا اصلا ميتوانيد اسم انرا محاسبه بگذاريد؟ونيز تعداد روزهاي روزه دار ماندنتان؟ونيز ميزان خمس وزكاتتان را بر پايه چه استلال عقلي محاسبه ميكنيد؟ مگر نه اينكه شما علم واشراف به اين موضوع نداريد وتنها بر پايه نظر مجتهد خود انرا انجام ميدهيد ايا شماميتوانيد بگوييد انها خود اين ميزان و مقادير را محاسبه ميكنند ؟ايا مجاز به تغيير ان ميباشند؟
اما محدوده علم بشري:ناقص است قابل تغيير وقابل توسعه وقابل خطا!
شما ميتوانيد رقومي را كه در اقتصاد محاسبه ميكنيد خودتان استدلال كنيدوشما ميتوانيد ميزان تنش ونوع انرا در يك تير بتن ارمه يا فولادي بر حسب بارهاي موجود ومحاسبه شده روي ان بر اساس دانشي كه داريد تجزيه وتحليل كنيد ومقطع مورد نيازتان رامحاسبه كنيد البته بايد محدوديتهاي ايين نامه اي را رعايت كنيد ولي ميتوانيد ايين نامه ومحاسباتتان را هر روز ارتقاء دهيد ودر اينجا شما بايد دانش داشته باشيد كه اين كار را انجام دهيد با تقليد نميشود!
خلط كردن بي فايده است وعلوم رباني وديني وايماني با علوم بشري قابل خلط كردن نيست كه ما اين بحثها را بكنيم! حداقل در توان من نيست!
درست است كه كارشناس كلمه امروزي وفريبنده هست اما كلمه مجتهد بسيار سنگين وبا معناست به نظرم.
اصلا من براي حل موضوع چيز ديگري به شما ميگويم:فرض محال كنيم من بنده سراپا تقصير خدا نعوذبالله اهل اديان اسماني ديگري باشم ودر دين شما نباشم وخبراز اين كلمه اي كه موجب بحث شد نداشته باشم ايا باز هم در انجاافراطي مرتكب شده ام با استفاده از ان كلمه ؟ ايا چنين احتمالي نميتوانست باشد كه شما انرا منتشر ميكنيد و خبر از باطن من ميدهيد؟
ايا شما به عنوان يك ادم ديندار حق حيات كه خداوند كريم به من بخشيده رااصلا براي من قائل هستيد كه حالا از من ميخواهيد مراقب بكار گيري يك كلمه باشم؟
برادر عزيز فرق ميان كلمات در چند حرف است ونميتوان باور قلبي ديگران را تعبير كرد!
ان پزشك حاذق كه شما ميفرماييد ممكن است خطا كند ومرا به روز سياه بنشاند واينرا ممكن است يك پزشك كم تجربه تر متوجه شود در علم تقليد وجود ندارد وعمل علمي تنها با دانش واقعي ارزش علمي دارد وقابليت توسعه دارد و قابليت تفهيم استدلالي ومحاسباتي وتجربي با احاطه بر اصل رو به توسعه ان !و اموزش يابنده ميتواند از اموزش دهنده هم پيشي گيرد بنابر اين يك فرقهايي مشاهده ميشود وخلط كردن بي مورد است و تنها ميتواند از در ارعاب باشد ولا غير!
اينكه دانشمند بودن وذيحق بودن در ارائه نظر واطلاق بر ان به عنوان يك اصل كلي وغير قابل تغيير وتوسعه بدون مراجعه واقعي به اصل ونفس دانش وتنها در يك ژست نمايشي ومدرك گرايانه وتجدد معابانه در جامعه ما يك اصل كلي شده وچيزي نمانده مدارك كارشناسي بعنوان سهام عدالت تقسيم شود شكي ندارم وبقولي اينها ديگر كاغذ پاره اي بيش نيست كه براحتي وبدون زحمت قابل دست يافتن است!
واينكه برخي روشنفكران تهي مغز تنها با روشنفكريهاي نمايشي چه بر سر ما اوردند قابل توجه است در صد سال اخير
البته غير صالحان وصادقان!
اما اون چيز كه من ميخواستم به شما بگويم اينكه: رضاخان با سوء استفاده ازفقر وناامني موجود در ان زمان كه رمق مردم ازاديخواه را گرفته بود توانست يك شبه تمام محصول تلاشهاي عدالتخواهانه را مصادره كند وبس!
وبقيه بحثهاي روشنفكري اصل نيست بلكه همين اصل است وبقيه تبع! وتا حدودي بي فايده!
البته در جايش لازم است ولي من انرا ضرورت نميدانم! ونكته مهم همان اولي را ميدانم!
شما به همين امريكاييها نگاه كنيد چگونه با يك رويكرد علمي و محاسباتي ودقيق براي فايق امدن بر چالشهايشان مواجه ميشوند؟
بنظرم امروز شما بايد معتقد باشي تمام مردم به نوعي روشنفكر هستند واينو مردم در دوبار راي دادن به خاتمي به عينه ثابت كردند!
احتمالا بايد گير كاررا در نوع رويكرد اصلاح طلبان جستجو كرد ! كه مرغ زيرك چون بدام افتدتحمل بايدش !اما مرغ زيرك!!!!!!!!!!!!
با عرض پوزش از تمامي جسارتها اينهاتنهااز بضاعت اندك عقل كوته من است اميدوارم مرا ببخشد وعفو كنيد كه ان كلمه نابجا را به جا اوردم !

مزروعي : باسلام ، هرچند من با نوع استدلال شما موافقت ندارم اما آنرا جهت مطالعه و داوري كاربران انتشار دادم .

 

در ادامه يك نظربحث برانگيز درلينك! :

بزارين من ساده تر بگم بحث از اين نظر يك كاربر بوجود اومد:سعيد :
بسيار مقاله جالبي بود ولي در مورد نظر پرتي كه يك كاربر نوشته بايد بگويم كه برخي از مردم حتي الفبايي از دموكراسي و اقتصاد نميدانند(البته در اين مورد تقصيري ندارند)ولي اظهار نظرهاي عجيبي ميكنند. بدترين چيز اين است كه خود كارشناس نباشي و به حرف كارشناس هم توجه نكني و براي خودت اجتهاد كني .مردم بهتر است بجاي چرخيدن به دور خود به روشنفكران و كارشناسان و آگاهان جامعه توجه كنند.

پاسخي ساده تر ميدم: خوب مردم بعضي الفبايي از دموكراسي نميدانند!صحيح پس نيازي به داشتن ان هم ندارن كه براش برن پيش كارشناس يا هرچيز ديگر!
مردم بعضي الفبايي از اقتصاد نميدانند!صحيح مردم از وضع معيشت ونياز خودشون چيزي نميدانند!حتما نيازي در خود حس نميكنند تا به براورنده اي رجوع كنند!
خوب ديگر نيازي نيست براورنده نيازهاي نا موجود پيش دستي كند واز خود گذشتگي كند در براوردن! مردم كه چيزي نميدانند ودر پي ان چيزي نميخواهند!
و حالا اگر ما بگوييم ان چيز كه هميشه تاريخ نفس عدالتخواهانه ملت رو گرفت فقر بود پس بايد اول ريشه فقر وبي عدالتي اقتصادي رو بخشكانيم كه الحمدالله هيچ كس با اينكار مخالف نيست وهزينه اي هم ندارد تا مزاحم اصلي رفع شودتا حداقل يك كار كه مخالفي ندارد را به صواب انجام دهيم! اين نظر به نظر كاربر پرت است احتمالا هم به كسر پ وبه نظر منتشر كننده
حتما نظر كاربر صاءب بود ودر پي ان حتي حاضر است حكم ارتداد ما را صادر كند!

 

:

مزروعي : باسلام ، هرچند من با نوع استدلال شما موافقت ندارم اما آنرا جهت مطالعه و داوري كاربران انتشار دادم

بيخيال پيرمرد نازنين!من هم فكر ميكنم شما در غير قابل توسعه بودن ايمان و خرد افراط داريد!
يك شعر براتون ميفرستم تا رفع كدورت بشه!

آه اگر آزادی سرودی مي‌خواند

کوچک

همچون گلوگاه ِ پرنده‌يي،


هيچ‌کجا ديواری فروريخته بر جای نمي‌ماند.


ساليان ِ بسيار نمي‌بايست

دريافتن را


که هر ويرانه نشاني از غياب ِانساني‌ست

که حضور ِ انسان

آباداني‌ست.


همچون زخمي

همه عُمر

خونابه چکنده

همچون زخمي

همه عُمر

به دردی خشک تپنده،

به نعره‌يي

چشم بر جهان گشوده

به نفرتي

از خود شونده، ــ

غياب ِبزرگ چنين بود
سرگذشت ِ ويرانه چنين بود.



آه اگر آزادی سرودی مي‌خواند

کوچک

کوچک‌تر حتا

از گلوگاه ِ يکي پرنده!

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007