« فقر و عدالت اجتماعی | صفحه اول | اقتصاد در وضعيت قرمز »

12 اسفند 87

فضای امید در جامعه

با آمدن یک رئیس جمهور اصلاح‌طلب فضای امید در جامعه شکل می‌گیرد
پارلمان نیوز - عضو دفتر سیاسی جبهه مشارکت ایجاد فضای امید را مهمترین اتفاق در جامعه با روی کار آمدن یک رییس جمهور اصلاح‌طلب ذکر کرد و گفت: «با آمدن یک رییس جمهور اصلاح‌طلب بر سر کار، درهای اقتصاد جهانی به روی کشور باز می‌شود و می‌توان کمبودهای بودجه پیشنهادی دولت نهم را به این طریق رفع کرد».


علی مزروعی با بیان این‌که در حال حاضر مهمترین مساله گشوده شدن یک فضای تنفسی جدید در اقتصاد کشور است، اظهار داشت: «اگر یک رییس جمهور اصلاح‌طلب بر سر کار بیاید، فضای امید در جامعه شکل می‌گیرد و اعتماد مجدد در فضای کسب و کار که در حال حاضر در وضعیت بسیار بدی است به وجود می‌آید».

وی ادامه داد: «با ایجاد این فضای امید، بخش خصوصی سرمایه‌های خود را به اقتصاد کشور می‌آورد و بار دیگر می‌توان از همه امکانات داخلی استفاده کرد. ضمن این‌که در حال حاضر با سیاست خارجی تهاجمی دولت نهم روابط اقتصادی کشور در بسیاری بخش‌ها با بازار جهانی قطع شده است بنابراین با تغییر این سیاست‌ها می‌توان امیدوار بود که فضای بین‌المللی باز شود و سرمایه‌گذاری خارجی در کشور رونق گیرد».

این نماینده مجلس ششم با بیان این‌که یک رییس‌جمهور اصلاح‌طلب می‌تواند از امکانات جهانی برای رفع کمبودهای بودجه استفاده کند، گفت: «وضعیت رکودی فعلی در اقتصاد باعث رواج بیکاری و تورم شده است پس باید اقتصاد کشور از حالت رکود خارج شود و این مستلزم سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال است. بنابراین اگر سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را توسعه دهیم وضعیت رکودی بهبود می‌یابد و دولت هم می‌تواند درآمد مالیاتی داشته باشد، اما در شرایط کنونی کسب درآمد مالیاتی پیش‌بینی شده در بودجه سال 88 در ظرفیت اقتصاد ایران نمی‌گنجد».

وی با اشاره به گم شدن یک میلیارد دلار در بودجه سال 85، اظهار داشت: «اگر مجموع درآمدهای نفتی را در چهار سال دولت نهم جمع ببندیم رقمی معادل 270 میلیارد دلار می‌شود در حالی که جمع هزینه‌ها در بودجه های چهار سال اخیر دولت 200 میلیارد دلار است و اگر اعداد مطرح در مورد حساب ذخیره ارزی هم که در حد 10 تا 20میلیارد دلار است، به آن اضافه کنیم باز هم 50 تا 60 میلیارد دلار می‌ماند که طریقه مصرف آن مشخص نیست و در اسناد مالی دولت نیز رد پایی از آن دیده نمی‌شود».

مزروعی تصریح کرد: «بنابراین آنچه که دولت باید در مورد آن جواب پس دهد نه یک میلیارد دلار بلکه 50 تا 60 میلیارد دلار است».

وی به موضوعات جدید دیگری در دولت نهم اشاره و خاطرنشان کرد: «بدعت دیگری که در دولت نهم گذاشته شد واردات هر سال3 میلیارد دلار بنزین و گازوئیل خارج از مصوبات مجلس در دو سال گذشته است که منبع تامین آن مشخص نیست و دولت باید در این باره نیز پاسخگو باشد. همچنین اخیرا این موضوع مطرح شده که در 3سال گذشته 370 میلیارد تومان از بودجه شرکت نفت در سفرهای استانی رییس‌جمهور بین مردم توزیع شده است که این امر در دولت‌های قبل سابقه نداشته و از بدعت‌هایی است که در دولت گذاشته شده است».



   نظرات

فرزاد :

بزک نمیر بهار میاد ، کمبوزه با خیار میاد
تا وقتی اصلاح طلبان سر در برف کرده و سانسور میکنند امیدی در کار بهبود این اوضاع نیست
اگر دیدید آقای اوباما به جامعه آمریکا امید پاشید بخاطر این بود که
1- او فردی غیر خودی بود
2- اهل سانسور و از زیر جواب در رفتن نبود. به همین دلیل یکی از بزرگترین حامیان او روزنامه نگاران بودند
3- شفاف نظرات خود را بیان میکرد و اهل بازی با کلمات هم نبود

الگو برداری از آن به این سادگیها هم نیست

مزروعی : باسلام ،دوست عزیز! اگر قرار بر گفتگوست جایی برای اتهام زنی نباید باشد در حالیکه شما در نظر قبلی تان اینگونه به من اتهام زده اید :"متاسفانه جواب شما به نوعی نشان از انحصار طلبی میدهد . یعنی شما در جواب خود خواننده را محدود به بررسی فقر در فقط محدوده ی این چهار سال کرده اید . کاری که از آن بوی نوعی انتقام و کینه شخصی به مشام میرسد. و این کار برای رئیس انجمن روزنامه نگاران چندان شایسته نیست" خوب در اینصورت چه اصراری برای گفتگو با من دارید؟ در مورد بقیه نظرتان هم که سانسور کردم چون یکی دیگر از کاربران مشابه نظرات شما را البته با لحن و بیانی منطقی مطرح کرده بود ، پاسخ دادم و اگر شما در پی دریافت نظرات من در این باره باشید همان کفایت می کند مگراینکه اصرار داشته باشید هر نظری شما می دهید بی کم و کاست منتشر شود که فکر نمی کنم این خواسته ای درست باشد و اگر نشد نام آنرا می توان سانسور گذاشت! شما هم مانند من می توانید وبلاگ راه بیاندازید و نظراتتان را آنجا منتشر کنید تا این نظرات در عرصه عمومی مورد استفاده و داوری دیگران قرار گیرد . اما در همین نظر هم شروع با آن مثل کنایه آمیز چه معنی می دهد جز اینکه شما در پی گفتگو نیستید ؟ با اینهمه پاسخ من به نظرشما :
1- اشتباه شما همین است که تصور کرده اید اوباما غیرخودی است ! اصولا در کشورهای غربی خودی و غیرخودی به این معنایی که در ایران بکار می رود معنا ندارد و احزاب اپوزیسیون بخشی از حاکمیت هستند و با رای مردم زمانی در حاکمیت و زمانی در بیرون حاکمیت نقش بازی می کنند و اوباما هم سالها عضو حزب دموکرات آمریکا بوده و از این طریق به قدرت رسیده است و قبل از اینهم عضو مجلس ایالتی و سناتور در سطح ملی بوده است .
2- در مورد سانسور هم جواب دادم و اضافه می کنم که شما عرصه خصوصی را با عرصه عمومی اشتباه گرفته ایدهرچند در عرصه عمومی و در همه کشورها باز قانون است که در باره انتشار اخبار و گردش اطلاعاتتعیین تکلیف می کند و اینگونه نیست که سانسور نباشد . وبلاگ من متعلق به عرصه خصوصی من است اما اگر روزی من یک ساین اطلاع رسانی یا روزنامه راه انداختم آن متعلق به عرصه عمومی است و نوع عمل من در آنجا متفاوت است . البته من در اینجا می توانم سوء استفاده کرده و بگویم اگر روزنامه نگاران مرا به عنوان سانسور چی می شناختند برای عضویت در هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران آنهم در 5 دوره رای نمی دادند!در ضمن حمایت روزنامه نگاران از اوباما یکپارچه نبودو او مخالفان سرسختی هم در میان آنها داشت .
3- ظاهرا شما در ایران زندگی نمی کنید وگرنه این نظر را مطرح نمی کردید و قیاس شما مع الفارق است ! دوست عزیز کدام وجه ایران به لحاظ تاریخ و فرهنگ و وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی با آمریکا تشابه دارد که شما انتظار رفتاری همانند اوباما دارید (برفرض درستی مدعای شما)؟ تاریخ ماوارث 2500 سال استبدادو...است و...فکر می کنم همین شباهت سازی های نادرست باعث شده و می شود که جامعه ما و حتی نخبگان و روشنفکرانش نتوانند راه درستی را برای دستیابی به آزادی و دموکراسی و...بپیمایند و ما بیش از صد سال است به رغم پرداخت هزینه های فراوان اندر خم یک کوچه مانده ایم .
3 -

 

شایان :

فکر میکنید دنیا هم مثل ما اینقدر ظاهر بین هستند که نوشته اید: با آمدن یک رییس جمهور اصلاح‌طلب بر سر کار، درهای اقتصاد جهانی به روی کشور باز می‌شود؟

مزروعی : باسلام ، نمی دانم شما چند سال دارید اما شما تجربه دوم خرداد و شرایط قبل و پس از آنرا اگر بیاد آورید می بینید دنیا ظارهر بین نیست اما واقع بین هست! قبل از دوخرداد 76 تمام سفرای اروپایی از ایران فراخوانده شده و ایران در معرض حمله نظامی مزیکا قرار داشت اما رای مردم و انتخاب خاتمی آنچنان اوضاع را تغییر داد که سفرای اروپایی قبل از تنفیذ حکم ریاست جمهوری خاتمی درخواست بازگشت دادند و برگشتند و خطر نظامی هم از سر ایران رفع شد و...بنابراین نوع رفتار دنیا با ایران بستگی تام و تمامی دارد با رای مردم و انتخاب آنها .

 

:

با سلام
نوشته اید: "دولت باید در این باره نیز پاسخگو باشد."
سؤال
میخواستم بدانم آیابه لحاظ پاسخگویی، تیم آقای خاتمی بنظر شما و خود شما پاسخگو بوده و یا هستید؟

مزروعی : بسلام ، از نظر من بطور نسبی تیم آقای خاتمی پاسخگو ترین دولت در باره عملکردش بوده است اما برای تدقیق این بحث طبعا باید مصداقی بحث کرد.

 

امید :

امید چیز خوبیست ولی اگر معقول باشد . مثلا وقتی که گفته شود اگر در انتخابات تقلب شد به کجا شکایت برده میشود ؟ آقای کروبی اینچنین گفته اند:
مهدی کروبی: دخل و تصرف کنندگان در آرای مردم بايد در برابر خدا پاسخگو باشند، ايلنا
برای ایجاد امید بهتر است گفته شود که آقای خاتمی به کجا شکایت می برند؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! در انتخابات مجلس هفتم پس از مشروطه رضاخان همه افراد خودش را از صندوق های رای درآورد اما مدرس که در این انتخابات شرکت کرده بود و به دستور رای اش صفراعلام شده بود رفت وزارت داخله و گفت من می خواهم بدانم آن یک رایی را که خودم به خودم دادم کجا ثبت شده است و این سخن مدرس در تاریخ مانده است هرچند پیامی که برای جامعه آنروزداشت دریافت نشد و دیکتاتوری رضاشاه دمار از روزگار همه دراورد! دوست عزیز! امثال آقای خاتمی شکایت به مردم می برند اما این مردمند که باید از رای خود پاسداری و دفاع نمایند و اگر رای دهندگان به هردلیلی نخواهند از رای خود دفاع نمایند آقای خاتمی چه می تواند بکند؟

 

نقل قول :

چون احساس میکنم خیلی دوست دارید انتخابات آمریکا را کپی برداری کنید و به وسیله کپی از آن امید را در روح جامعه بدوانید لازم دیدم این خبر را برای شما ارسال کنم تا تفاوت کار خود را با کسانی که مردم به آنها امیدوار شده اند ببینید
:
مدیریت باراک اوباما به عنوان فرمانده کل قوای نیروهای مسلح آمریکا چه تفاوتی با جورج بوش دارد؟

شاید هیچ کس نتواند به خوبی رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا که در کابینه هر دو رئیس جمهوری خدمت کرده، به این سوال پاسخ دهد.

به همین خاطر زمانی که مجری شبکه ان بی سی در مصاحبه روز یکشنبه خود با آقای گیتس این سوال را مطرح کرد، وزیر دفاع آمریکا با لبخندی گفت: "به نظر می رسد این موضوع جالبی برای نوشتن یک کتاب باشد."

البته او بلافاصله اذعان کرد که پاسخ دادن به این سوال مشکل است.

به گفته آقای گیتس، آقای اوباما فردی است که مسائل مختلف را بیشتر از جورج بوش تجزیه و تحلیل می کند. آقای اوباما همچنین دوست دارد نظر همه افراد حاضر در جلسات را بشنود و اگر کسی وارد بحث نشود، شخصا از او می خواهد نظر خود را بیان کند.

به گفته آقای گیتس این یکی از تفاوت های باراک اوباما با جورج بوش است.

مزروعی : باسلام ، این استباط شما نمی دانم از کجا حاصل شده است چون بنده کمتر شباهتی بین ایران و آمریکا نمی بینم که بخواهم نوع انتخابات آنجا را کپی برداری کنم .متاسفانه اینگونه برداشت ها نوعی خود کم بینی درش نهفته است و گرنه چرامه نباید باتوجه به مسائل و مشکلات و محیط خودمان اینرا دریابیم که رفتن بسوی آینده بهتر مستلزم امید و تغییر است ؟ البته هرچه ما بتوانیم از دیگران بیاموزیم اشکالی ندارد اما چرا باید هرکاری می کنیم آنرا تقلید از دیگران بدانیم ؟

 

:

آقای مزروعی اگر من با توجه به تجربه شخصی خود ، در روزهای آینده در جمعی که شما سخنرانی دارید ، بلند شوم و امید دادن شما به بهبود اوضاع را نمایشی و خود شما را به داشتن همان رویه سانسور اصولگرایان و با توجه به تجربیات خود از شما ، اصلاح طلبی شما را قلابی بدانم چه پاسخی خواهید داد؟

مزروعی : باسلام ،پاسخ من این است که ما فرزندان دلیل هستیم! از شما می خواهم که دلایل اثبات ای مدعایتان را در همان جمع عرضه دارید و داوری را به عهده همانها بگذارید. واسلام

 

جواد :

آقاي مزروعي به نظر شما حضور سه نامزد مطرح از جناح اصلاح طلبان آيا اميدي براي پيروزي اصلاح طلبان باقي مي گذارد؟مي دانيد در اين زمان حساس تاريخي شكست هر سه آنها در مقابل احمدي نژاد چه پيامدهائي دارد؟چرا اصلاح طلبان به جاي پافشاري بركانديداي خود با يك همفكري در اين زمان حساس تاريخ كشور به اجماع نمي رسند؟ آيا مثلا جبهه مشاركت براي رسيدن به اجماع حاضر به چشم پوشي از آقاي خاتمي ميشود؟ويا اين كه به طور قطع و يقين در انتخابات آينده اجماعي صورت نخواهد گرفت؟

مزروعی :باسلام ،هرچند تاکنون بارها به این سئوال جواب داده ام اما تا زمان ثبت نام و اعلام اسامی نامزدها از سوی شورای نگهبان باید صبر کرد و به نظر من تا آن زمان حضور سه نامزد اصلاح طلب به نفع جریان اصلاح طلبی در کشور است وهریک از اینها می توانند فضایی را بروی اصلاح طلبی باز نمایند و مشاهده می شود که حضور این سه نامزد جریان مقایل را درهم ریخته است .در مورد اجماع همه اصلاح طلبان و از جمله مشارکت باید برپایه رای آوری نامزد و پیروزی در انتخابات اقدام کنند واز نظر ما اگر این معیار پذیرفته شود مشارکت براین پایه اجماع خواهد کرد و مشکلی نخواهد داشت .

 

شرفی :

با سلام.دولت به کجا پاسخ بدهد؟سرمایه گذاری خارجی در ایران به دلیل دو گانگی حاکمیت سیاسی مشکل هست.مگر حادثه فرودگاه امام خمینی را فراموش کرده اید؟مگر انحصار واردات کالا در ایران را نمیدانید چگونه هست؟راه افزایش واقعی فضای امید در ایران با آزاد سازی سیاسی ممکن هست.که در این زمینه خاتمی امتحان خود راپس داد.فضای امید افزایش خواهد یافت اما مقطعی و عیر پایدار.منابع قدرت سیاسی و اقتصادی در ایران فضایی واقعی برای امید باقی نمیگذارد و هشت سال اصلاح طلبی خاتمی به خوبی این استدلال را ثابت کرد.فضایی که شما میگویید مقطعی و غیر پایدار خواهد بود.برای نیل به توسعه، نهادینگی پویش های سیاسی توسعه گرا الزامی هست نه ناپایداری آنها.داستان اصلاح طلبی غیر پایدار و برگشت اقتدارگرایی در سیاست ایران همچنان ادامه دارد.متشکرم.

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! خوب است راه حل نشان دهید وگرنه دائم این حرف ها تکرار کنیم چه فائده دارد جز افزودن بر ناامیدی ها! این نظر شما نشان می دهد که حتی به این ضرب المثل رایج که از این ستون به آن ستون فرج است هم باور ندارید . آخراینهمه بر فضای یاس و ناامیدی دامن زدن بدون ارئه یک گزینه بدیل و راه حل برون رفت به کجا می انجامد؟

 

:

سلام اقاي مزوعي
موضوع من هچنان اقبال مردمي اقاي خاتمي است
گفتم ومطمئنم بالاترين وحتي غير قابل رقابتترين شانس با اقاي خاتمي است درانتخابات اما چيزي كه مهم است قطعآ دودلي هايي براي راي دهندگان به ايشان حداقل بگويم بخش مهمي از انها از هرطبقه وقشري وجود خواهد داشت
كه اگر مايل باشيد اين موضوع رابه صراحت مورد بحث بگذاريم بنده به عنوان يكي از راي دهندگان به ايشان در دور اول با حرارت وشور در دور دوم باترديد واينبار اگر خدا بخواهد كه اميد دارم كه ميخواهد بعنوان وظيفه
اما در اين بين قدري بايد درنگ و دقت نمود اقاي خاتمي مرد بزرگ وقابل احترامي است و خيلي ها بر اين موضوع چه در خارج وچدر داخل صحه ميگذارند
ايشان يك شخصيت فرهنگي است وروحاني وبسيار هم منشهاي فيلسوفانه دارند
عمومآ فلسفه دانها بسيار استدلالي و تحليلي و محض به قضايا مينگرند براي روشنتر شدن نظرم به يك مثال ساده اكتفا ميكنم اگر شما از يك رياضي دان بخواهد يك معادله ديفرانسيل را حل كند اوسعي ميكند از راههاي طولاني تحليلي اينكار را بكند اما اگر از يك مهندس اين كار را بخواهيد او قطعآ بفكر راه حل از راه محاسبات عددي اينكار را بكند
اقاي خاتمي هم بايد قدري از لاك فلسفي وفرهنگي محض خارج شده و قدري عملگرا تر بنظر ايند وسعي كندد برخي مسائل را با محاسبات عددي حل كنند تا قدري از حالت ايد ال به واقع موجود نزديكتر باشد
اتا بارقه هاي اميد بيشتر در دل هواداران ايشان زنده گردد كه قطعآ تمام انها از قشر محروم جامه اند كه وضعيت معيشت براي انه بسير مهم است و نيز بهره مندي از امنيت اجتماعي وبهرمندي از خدمات اجتماعي عادلانه نشأت
گرفته از حاكم بودن قانون در روابط اجماعي دوستان اقاي خاتمي بايد اينرا بدانند يك جامعه نه يك يك انسان فقير هيچگاه نميتواند رفتار عقلاني وخردورزانه براي حل مشكلات خود در نظر بگيرد و همواره ريك وقمار خواهد كرد
مخصوصآ براي بر اوردن نيازهاي معيشتي
ما بايد واقف باشيم كه بدون توسعه اقتصادي متعادل و متوازن و خرد ورزانه وواقعي هيچگونه توسعه اجتماعي و انساني وحقوقي وسياسي در روابط اجتماعي نخواهيم داشت و بدون اعمال نظم قانوني بعنوان مكانيزم
و بدون اييجاد مساوات در بهره مندي از ظرفيتهاي اجتماعي براي مشاركت استعدادها در توليد ثروت واقعي هرگز توسعه اي نخواهيم داشت خلاصه اينكه باد به مردم اطمينان عملي و واقع گرايانه داد كه اوضاع معيشتي و اقتصاديشان بهبود وثبات خواهد يافت.

مزروعی: باسلام ، در روزهای آینده و به تدریج آقای خاتمی مواضع و دیدگاههای خود را عرضه خواهند کرد و فکر می کنم این خواسته شما برآوره شودوالبته این مردمند که در نهایت تصمیم می گیرند و سرجمع به یک نامزد رای می دهند .

 

مرتضي :

اي كاش زماني بيايد و بتوان اين افراد را محاكمه كرد. يعني مي شود؟ خدايا چگونه قدرتمداران اين همه فقر و اعتياد و بيكاري و اسيب هاي اجتماعي را مي بينند و انگاه پول اين مردم را كه حق طبيعي انهاست در گلوي بيگانگاني به ظاهر دوست مي ريزند! امروز فقر چنان تازيانه بر گرده اين ملت ميزند كه نيازي به بيدادگري نيست. چهره ها نشان از همه چيز دارد. كجايي اي سرزمين اريايي....
كجايي اي سرزمين نجيب زادگان

مزروعی : باسلام ، اصولا من این نوع نگاه را نادرست می دانم و متاسفانه غالب ما ایرانیان دنبال محاکمه این و آن می گردیم و به همین دلیل کمتر به مسئولیت خودمان در این باره فکر می کنیم و چقدر خوب بود که اول به محاکمه خود فکر می کردیک و بعد دیگران! دوست عزیز! اینهایی که بر ما حکومت می کننداز کره مریخ که نیامده اند بلکه از میان ما برخاسته و برآمده اند و ما در درجه اول باید به شانه های خود نگاه کنیم که اینها چگونه از آن بالا رفته اند؟

 

رضا فتوحی :

مطمئن باشید با آمدن خاتمی رفتار دنیا با ما مانند سال 76 دگرگون نخواهد شد.
1-سال 76 دنیا احساس می کرد در ایران تغییری روی داده اما امروز به درستی جایگاه رییس جمهور و قدرت او و نیز بی ثباتی تصمیمات کلان را دریافته اند. لذا دوباره ذوق زده به سوی ایران نمی دوند اگر چه با خاتمی محترمانه بر خورد کنند.
2-نمی دانم چرا مشارکتی که روزی تحلیل هایش همواره عمیق و همه جانبه بود امروز اینقدر ساده انگارانه تحلیل می کند.(اکثر تحلیل های پس از سال 81 اشتباه بوده و نتیجه آن روشن شده اما هنوز بر همانها اصرار دارید) شاید فاصله گرفتن آقایان عبدی و حجاریان از مشارکت اینگونه ضعف تحلیلی ایجاد کرده است. من حاضرم ده ها تحلیل غلط را لیست کنم که نتیجه آن وضع امروز است.
امید داشتم با آمدن خاتمی قدری اوضاع بهتر شده باشد اما دوستان همچنان در باد آن 20 میلیون خوابند و حکومت 4 ساله احمدی نژاد هم بیدارشان نکرده!

مزروعي : باسلام ، اكر همه مدعاهاي شما همينگونه باشد كه آورده ايد تكليف بقيه نتيجه گيري هاي شما هم روشن است! آقاي عبدي وقتي بازداشت و زنداني شد بدلائل شخصي از مشاركت استعفاء داد اما هنوز رابطه دوستانه و فكري را به مشاركت دارد . در مورد آقاي جحاريان هم بالكل نادرست چون آقاي حجاريان در دفتر مشاركت هر روز جضوردارد و به عنوان عضور شوراي مركزي و دفتر سياسي در همه بحث ها مشاركت فعال دارد. به هرحال خوشحال خواهم شد نمونه هايي از آنچه اثبات مدعا هاي شما را مي كند عرضه داريد و طبعا تا زماني كه دلائل را عرضه نداشته ايد مدعاهاي شما چندان قابل اعتنا نيست .در مورد رفتار دنيا هم اتفاقا اينگونه نيست كه شما آورده ايد و آنها هم تجربه اين چهار سال را دارند و خواهيد ديد كه رفتارشان متفاوت از گذشته خواهد بود .

 

رضا فتوحی :

به در خواست شما تنها به چند نمونه اشاره می کنم:
1-تحلیل شما در خصوص انتخابات شورای دوم که اگر تحلیل درستی داشتید به اینجا نمی رسیدیم!
2- تحلیل در مورد تحصن که نه تنها دست آوردی نداشت و به حکومت هزینه ای تحمیل نکرد بلکه جریان اصلاحات را چنان چند پاره کرد که امروز باید دست و دلمان بلرزد که چگونه به تفاهم برسیم.
3- ریاست جمهوری گذشته! اینجا کلکسیونی از تحلیل های اشتباه بود به 2 نمونه بسنده می کنم:
3-1- رای معین بیش از کروبی است.
3-2-تاکید بر شعار های رادیکال در حالی که به هنگام مسولیت 0.1 آن را هم نتوانستید پیش ببرید
اما جناب مزروعی عزیز از همه تلخ تر اصرار بر اشتباه است، همه اشتباه می کنند مهم عدم تکرار آن است.
اما در باب جناب عبدی تا آنجا که مطالبشان را پیگیری می کنم ایشان نقد های جدی دارند که تا کنون حتی یک سطر پاسخ به ان نقد ها ندیده ام. خوب بود مقاله سرنوشت محتوم خوانده می شد و نکاتی پذیرفته می شد نکاتی پاسخ داده می شد تا این گونه ...
بگذریم با همه این ها می دانم دلتان به قمار با آس خاتمی محکم است اگر چه دل من به روشنی شما نیست اما برای پیروزی اش می کوشم. در باب جناب حجاریان هم من از مطالب منتشره احساس فاصله کردم امیدوارم اشتباه از من بوده باشد.

مزروعی : باسلام ،در باره همه اینها در مشارکت بحث شده است و بیانیه هایی که در پاسخ به اینها صادر شده است که در حوصله اینجا نیست . در مورد انتقادات آقای عبدی ما تحفظ داریم که وارد برخی مباحث نشویم بدلیل شرایط موجود و امیدواریم که روزگاری فضا برای اینکار مساعد شود البته حتما به این نکته تفطن دارید که چند سال است گیردادن و انتقادو...نسبت به مشارکت نه تنها برای کسی هزینه ندارد بلکه جایزه هم دارد ! این برای ما مثل روز روشن است که هرنیرویی که درصحنه سیاست و آنهم در ایران با شرایط سیاسی پیچیده و نامتوازنعمل می کند دچار خطا و اشتباه هم می شود وما با نقد درونی خطا و اشتباهات خود را بررسی کرده ایم اما لازم هم نمی دانیم آنها رااعلام کنیم ولی نوع خطاها و اشتباهات ما از گونه ای که شما آورده اید نبوده است . بطور مثال در مورد انتخابات دور دوم شوراها که آزاد ترین انتخابات ها درجمهوری اسلامی بود و بهانه ای برای عدم مشارکت مردم نبود ناگهان شاهد غلبه یک نوع نگاه به خارج (بعد از حمله آمریکا به افغانستان و زمزمه حمله به عراق یا ایران )و عدم مشارکت گسترده مردم در انتخابات بودیم بگونه ای که اگر تمام اصلاح طلبان یک فهرست هم داده بودند در نتیجه انتخابات تاثیری نداشت و متاسفانه در این نگاه به خارج بخشی از جریان روشنفکری ما هم مشارکت داشت!البته شما بازهم می توانید اشکال بگیرید که چرا این نگاه به خارج غلبه پیدا کرد و...و این رشته سر دراز دارد. اما من با فرض اینکه همه مدعاهای شما درست است این سئوال را از شما مطرح می کنم که برای فعالیت سیاسی یک حزب یا جریان سیاسی چه سازو گار تصمیم گیری را مناسب می دانید تا دچار خطا و اشتباه نشود؟

 

رضا فتوحی :

مزروعی بزرگوار این بحث را با یک پرسش پایان می دهم تا کنون از خود پرسیده ای که چرا این سوالات را از مشارکتی ها می پرسیم؟
در مورد خودم به این دلیل است که روزی دل در گروش بستم و امروز هم میان همه ی گروه ها سالم ترین و منطقی ترین است. طبعا در برخی موارد به هیچ عنوان قابل دفاع عمل نکرده می توان لیستی از این سیاهه چید(قانون مطبوعات، پیگیری حادثه کوی و قتل های زنجیره ای که آنان امروز بر صدر ننشینند و آن تحصن دیر هنگام تفرقه برانگیز، انتخابات 84 و ...) اما مهمتر از اشتباهات عدم مشاهده تغییر است. اما اگر امیدی هست به مشارکت است و به همین دلیل مورد پرسش قرار می گیرد.

مزروعی : باسلام و تشکر از حسن نظر و ظن شما ، متاسفانه یکی از غفلت های امثال بنده ننوشتن خاطرات روزانه این دوران بود که می توانست روشنگر خیلی از این سئوالات باشد و اینکه چرا ما نتوانستیم برخی از این اقدامات را به ثمر برسانیم .مرحوم بورقانی تلاشی را در این باره شروع کرد اما پس از مجلس ششم وقتی سراغش رفتم و در این باره پرسیدم گفت همه را نابود کرده است چراکه هر روز سرو کارش با دادگاه بودو...دوست عزیزما در یک چنین اوضاع و احوالی چگونه می توانیم همه آنچه را اتفاق افتاد مرتب توضیح دهیم؟ تحصن ما اگر زودتر انجام نشد بدلیل عدم همراهی برخی از دوستان خودمان بود و اگر شورای نگهبان زودتر تکلیف برخی را روشن کرده بود این تحصن هم زودتر می شد ضمن اینکه در همین جریان تحصن هم بیشترین فشار از سوی دوسنان متوجه ما بود و ضربه هم از دوستان خوردیم و می بینید تا امروز هم باید پاسخگوی اینان باشیم . کار سیاسی در ایران از راه رفتن روی میدان مین بدتر است و...و مطمئن باشید که فقط جان سخت ها وارد این میدان می شوند اما در عین حال بعضی موقع ها که میدان اندکی مین روبی می شود می بینید که همه سیاستمدار می شوند و...

 

رضا فتوحی :

دقیقا با شما موافقم!
" اگر شورای نگهبان زودتر تکلیف برخی را روشن کرده بود این تحصن هم زودتر می شد"
این همان پرسش کلیدی است و انتظاری است که امثال من از شما دارد که مجدادا کسانی که صندلی های سرخ و سبز هدف شان است به نام اصلاح طلبی و از نردبان ان بالا نروند تلخ تر پاسخی است که روزی از محمد رضا خاتمی شنیدم که می گفت در خوشبینانه ترین حالت 50 الی 60 نماینده حاضر به ایستادگی بودند. هنگامی که مردم آنگونه از مشارکت حمایت کردند و لیست افرادش را یکجا به مجلس فرستادند این سخن بسیار تلخ است.
پیروز باشید

مزروعی :باسلام ،دوست عزیز! در هیچ زمانی این امکان ندارد که شما از قلب و انگیزه افراد سر درآورید تا بتوانید آنها را غربال کنید . در قرآن آیات بسیاری در این زمینه وجود دارد و اینکه مومنان را فقط در شرایط سخت و جهاد می توان شناخت . به هرحال این یکی از آفات اجتماعی و سیاسی به ویژه در جامعه ما که از استبداد دیرین و عدم شفافیت و صداقت رنج می برد ، می باشدو به این آسانی هم حل نمی شود .

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007