« با حضور مردم وضع تغییر می کند | صفحه اول | فضای امید در جامعه »

10 اسفند 87

فقر و عدالت اجتماعی

در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاید هیچ موضوعی به اندازه «فقر و عدالت اجتماعی» مورد بحث و کانون توجه نیروهای سیاسی و اجتماعی و دولت ها نبوده است. توجه به این موضوع که برآمده از آرمان انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که «انقلاب مستضعفان» هم نام گرفت، کم و بیش راهبر سیاست های اقتصادی بوده است که کاهش فقر و شکاف طبقاتی را در جامعه هدف گرفته و برپایی الگویی از «عدالت اجتماعی» را نشانه رفته است.کالبدشکافی روند طی شده طی سال های پس از انقلاب برای کاهش «فقر» و تحقق «عدالت اجتماعی» خود بحث مبسوطی را می طلبد و در حوصله این مقال نیست، اما به جرات می توان گفت هیچ یک از دولت های پس از انقلاب به اندازه دولت احمدی نژاد روی این موضوع متمرکز نشده و مانور نداده است؛ آنچنان که حامیان این دولت آن را به «گفتمان عدالت» تعبیر می کنند.

تکیه این دولت بر شعارهایی همچون «مبارزه با فقر و فساد و تبعیض»، «عدالت محوری»، «مبارزه با مافیاهای اقتصادی»، «بردن نفت سر سفره های مردم» و... و نقد مستمر دولت های گذشته که در این باره موفق عمل نکرده اند، شاهدی محکم بر این مدعاست اما سوال مهم این است که اکنون و در سال پایانی مسوولیت دولت نهم کارنامه این دولت چه عملکردی را در ارتباط با موضوع «فقر و عدالت اجتماعی» به نمایش می گذارد؟
بر پایه گزارشات منتشره توسط مراجع آماری کشور با اینکه دولت نهم بیشترین بهره مندی از درآمد نفت را نسبت به همه دولت های پس از انقلاب داشته است (270 میلیارد دلار در مقایسه با کل درآمد 713 میلیارد دلاری سال های پس از انقلاب) اما به دلیل اتخاذ و اعمال سیاست های نادرست اقتصادی، عملکردی در تقابل با آنچه هدف گذاری کرده بود یعنی کاهش «فقر» و تحقق «عدالت اجتماعی» بر جای گذاشته است. روند افزایشی نرخ تورم از 1/12 درصد در سال 84 به 25 درصد در سال جاری خود بهترین شاخص توضیح دهنده این وضعیت است که با رجوع به شاخص های دیگر همچون ضریب جینی، نسبت دهک های درآمد، خط فقر نسبی و مطلق تکمیل می شود. هر چند وزارت رفاه دولت نهم که مسوولیت محاسبه و اعلام خط فقر و رصد وضعیت «عدالت اجتماعی» را در جامعه دارد به صراحت از انجام این مسوولیت استنکاف کرده و توجیه های عجیب و غریبی برای آن بیان می دارد ولی واقعیت جامعه و تلخی «فقر» آشکارتر از آن است که بشود آن را کتمان کرد و همچنان مزیت دولت نهم را در تکیه بر «گفتمان عدالت» دانست.
افزوده شدن سالی حداقل دو درصد بر افراد زیر خط «فقر» حاصل عملکرد اقتصادی دولت نهم است و دریافت این موضوع نیاز چندانی به محاسبه ندارد. فقط کافی است به سبد هزینه خانوارهای ایرانی در شهرها و روستاها و درآمد آنها نگاه شود.
اگر میزان خط «فقر» بر پایه اعلام بانک مرکزی در شهرها ماهی 780 هزار تومان و در روستاها 480 هزار تومان برای یک خانوار چهار نفره در ماه باشد، چند درصد از خانوارهای ایرانی درآمدشان زیر این خط است؟ اینکه کمیته امداد اعلام کرده است از سال 81 به این طرف 30 درصد به خانوارهای تحت پوشش اش اضافه شده است جای تعجب چندانی ندارد و اینکه آیا منظور اصولگرایان حاکم از «گفتمان عدالت» دستیابی به چنین وضعیتی بوده است؟ قطعاً در روزهای آتی و ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم همچنان «فقر و عدالت اجتماعی» موضوع اصلی بحث ها و گفت وگوی نامزدهای انتخابات خواهد بود اما با توجه به تجربه های به دست آمده در دولت های گذشته شهروندان ایرانی و به خصوص اقشار فقیر و متوسط این فرصت را خواهند داشت که در این باره داوری و انتخاب کنند.



   نظرات

فرزاد :

شنیدید وقتی موشک امید به هوا فرستاده شد ، آقای رفسنجانی چه گفتند؟
بله گفتند استارت این موشک در دولت من زده شد! و امروز آن نهال به بار نشسته!!
من این حرف را قبول دارم و تمام این مسایل را در ریشه می بینم همان مطلبی که شما نوشته اید نوشتار مبسوطی را می طلبد
اگر بخواهیم واقعا این مساله فقر را ریشه یابی کنیم ناچاریم برویم به سمت همان مطلبی که شما به بعد احاله داده اید
چه وقتی بهتر از امروز برای این ریشه یابی؟
برای شروع اجازه دهید به یکی از ریشه های فقر نگاه کوتاهی بیاندازیم و آن مساله جنگ است که سرمایه های چندین نسل ما را سوزاند و دیروز اقای طالبانی به ایران آمده بودند تا درخواست کنند ایران از عراق غرامت نگیرد!!
آقای مزروعی
به نظر شما چرا جنگ نعمت خوانده میشد؟ نعمت جنگ یکی همین فقر است . اینطور نیست؟

مزروعی : باسلام ،قطعا جنگ خسارت بی شمار مادی و انسانی برای ما بهمراه داشت و همینگونه است که شما نوشته اید اما اینهم روشن است که ایران شروع کننده جنگ نبود و ما ناچار به دفاع از خود شدیم و حق دفاع از حقوق طبیعی هر جامعه ای است . دوست عزیز!هرچند شما ممکن است دامنه بحث دیگری را در این باره باز کنید که آیا می شد که اینگونه نشود و...ولی باید بدانیم که در عرصه سیاست این تنها ما نیستیم که بازیگر هستیم بلکه دیگرانی هم هستند که بازیگرند و کار خود را می کنند و جنگ بازی بود که دیگران برای مهار و سرکوب انقلاب اسلامی طراحی کردند و صدام هم در پی اهداف جاه طلبانه ایفای نقشی را پذیرفت که سرانجامی جز مرگ و زوال نظام بعثی را به همراه نداشت .
در عین حال باید براین نکته تاکید کنم که به رغم اثرات زیانبار جنگ بر روی اقتصاد ایران و زندگی مردم براین نظرم که آنچه ما به عنوان فقر و عدم عدالت اجتماعی در جامعه مان می شناسیم به ویژه در سال های پس از جنگ ناشی از سیاست های اشتباه اقتصادی بوده است و نمی شود همه آنچه را اتفاق افتاده است به گردن آثار جنگ گذاشت و نمونه بارزس عملکرد دولت احمدی نژاد است که با کسب درآمد افسانه نفت و بیش از سوم همه سال های پس از انقلاب نه تنها بهبودی در ایم وضعیت ایجاد نکرده است بلکه باعث بدتر شد زندگی اقشار فقیر و متوسط و دامن زدن به شکاف طبقاتی در جامعه شده است .

 

:

بعد از سی سال فرصت سوزی آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران مجددا بر اجرای طرح بنگاه های "زود" بازده تاکید کرده و گفته است که دولت با تمام توان از طرح بنگاه های زود بازده حمایت می کند!!
عافل از اینکه قطار سرمایه گذاریهای کلان و زیر بنایی رفته و تنها قطار بی فرمان و بی ترمز باقی مانده خدا رحم کند به کسی که مثل... بخواهد فساد اینچنینی را در شرایط نامناسب تحویل بگیرد .

 

شرفی :

با سلام.نکاتی عرض میگردد.1-اگر مجلس بر دولت نظارت نداشته باشد و دولت را مواخذه نکند این وضعیت طبیعی هست.این امر نیز بسته به این دارد که انتخابات هفتم و هشتم مجلس سالم و رقابتی بوده است؟یک مجلس واقعا دمکراتیک اجازه عدم پاسخگویی دولت را نمیدهد.خاتمی چون برگزارکننده انتخابات هفتم مجلس بود در شکل گیری مجالس منفعل دخیل هست.2-رادیکالسم انقلابی در تحریک دیگران به جنگ با ما موثر بود که به این مقوله توجهی نکرده اید.آیا اگر ارتش پاکسازی فیزیکی گسترده نمیشد یا صدور انقلاب مطرح نمیگردید یا سفارت آمریکا اشغال نمیشد جنگ حتمی بود؟در تحلیل جنگ باید همه عوامل را در نظر گرفت نه فقط یک عامل بیرونی را.بله عراق صددرصد مهاجم بود اما عوامل جنگ گوناگون و چند علتی هستند.متاسفانه در برخی مقاله ها به تحلیل خطی توجه میشود نه تحلیل چند بعدی.این امر به دلیل سیاست زدگی بالای جامعه ایرانی و ضعف روش تحقیق در محافل علمی درایران هست. سالم باشی.متشکرم.

مزروعی : باسلام ، در مورد انتخابات مجلس هفتم آقای خاتمی در جایی به صراحت گفتند که در این باره قرار بود بگونه دیگر عمل شود اما مقامات عالی نقض عهد کردند و البته برگزاری این انتخابات به شکلی که برگزار شد از سوی دولت اشتباه بود .اما در مورد جنگ اصولا باید دید هدف ما از تحلیل مسائل گذشته چیست و دنبال چه می گردیم؟ و اینرا باید بدانیم که گذشته ، گذشته است و ما هیچ تغییری در آن با طرح اما و اگرها نمی توانیم ایجاد کنیم و تاریخ مثل آزمایشگاه نیست که بشود سناریوهای مختلف را در آن آزمایش کرد و دید کدامیک جواب می دهد تا همان را پی گرفت ، و بنابراین طرح اگرها در باره مسائل گذشته و اینکه اگر این می شد و اگر آن نمی شد معنا ندارد و حاکی از نوعی بینش علمی نیست. ما باید آنچه را اتفاق افتاده است به قصد عبرت آموزی بررسی و تحلیل کنیم و نه اینکه بخواهیم در این مسیردنبال مقصر و محکومیت این و آن بگردیم و همانگونه که شما هم یادآور شده اید در تحلیل تاریخ نمی توان تحلیل تک علتی یا خطی کرد و قطعا باید همه علت ها و ابعاد موضوع را مورد توجه قرار داداما طبعا اینکار از حوصله این وبلاگ خارج است و بنده از روی ناچاری با ساده کردن مسئله پاسخ دوستی را می دهم که سئوالی را دراین باره مطرح کرده است. درعین حال باید بدانیم که هر تحیلگری برداشت خاص خود را از وقایع تاریخی ارائه می کند و اینگونه نیست که اجماع یا اتفاق نظریرا بشود در این باره بدست آورد. بطور مثال اگر ما به کتابها و تحلیل هایی که در باره نهضت مشروطه یا نهضت ملی شدن صنعت نفت مراجعه کنیم طیفی متنوع از دیدگاهها را مشاهده می کنیم و به ویژه راجع به افرادی که در این تهضت ها نقش بازی کردند(مثل شیخ فضل الله نوری یا مصدق و کاشانی)از خدمت تا خیانت نظرگاه وجو دارد بنابراین بستگی به میزان دانش و گرایشات فکری و تجربه های سیاسی و اجتماعی و حضور یا فاصله افراددر واقایع تاریخی و...برداشت آنها متفاوت می شود و اینگونه نیست که بشود براحتی یک برداشت تاریخی را پذیرقت و من چون خود از سال 1354 در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران حضور داشته و پیگیر بوده ام با اگرهای شما موافقت ندارم(هرچند طرح این اگرها بی معنی است!) و توصیه می کنم خاطرات آقای دعایی را که پس از انقلاب سفیر ما در عراق بودند بخوانید تا دریابید که اینگونه نبوده است و صدام و بعثی ها بدلیل مسائلی که با رژیم گذشته داشتد دنبال یک فرصت تاریخی برای حمله به ایران بودند که به تصورشان رخداد انقلاب این فرصت را برای آنها فراهم آورد و طبعا باز نمی شود اینجا اگر مطرح کرد که اگر انقلاب نمی شد( می بینید سرسلسله این اگرها که معنا هم ندارد تا بی نهایت می تواند ادامه یابد !)و...

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007