« اقتصاد ایران ورکود تورمی | صفحه اول | با حضور مردم وضع تغییر می کند »

4 اسفند 87

انتخابات فرصتي براي ميرحسين موسوي

روزنامه اعتماد - ميرحسين موسوي توانست دوران جنگ را با کمترين تنش و هياهو سپري کند و کشور را با اتخاذ سياست هاي صحيح از دام جنگ بيرون آورد و کارنامه درخشاني از خودش بر جاي بگذارد. درايت وي در دوران نخست وزيري اش جهت کنترل اقتصاد و تامين بودجه براي جنگ تحميلي با توجه به نوپا بودن جمهوري اسلامي در عرصه جهاني پس از انقلاب ستودني است. اما ايشان پس از اينکه از قدرت کنار رفت، کاملاً از عرصه سياست کناره گيري کرد و بيش از يک دهه هيچ فعاليت سياسي انجام نداد. يکي از مشکلات جامعه ايراني ضعيف بودن حافظه تاريخي است و اين امر باعث شده نسل هاي بعدي انقلاب شناخت کمتري نسبت به فعاليت ها و سياست هاي وي پيدا کنند.

اگر ايشان تصميم جدي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري دارند بايد حضور فعال تري در عرصه سياست داشته باشند. البته ميرحسين در روزهاي اخير چند مصاحبه و سخنراني داشته اما اين کافي نيست و براي حضور در انتخابات رياست جمهوري بايد فعاليت هاي سياسي شان را جدي تر پيگيري کنند. نسل فعلي شناختي از تفکرات وي ندارد و او بايد نظرات خود را در مورد مسائل روز به صراحت بيان کند تا شناخت از وي براي نسل امروز بيشتر شود.

از مجموع صحبت هاي اخير ايشان مي توان فهميد وي همپاي قشر اصلاح طلبان است و تمايل بيشتري به تفکرات اين طيف دارد. نگاه به حاکميت قانون و مردمسالاري در اصلاح طلبان تمايز بارزي نسبت به طيف هاي سياسي ديگر دارد و مي توان ميان صحبت هاي اخير ميرحسين موسوي گرايش وي را به طيف اصلاح طلبان به راحتي پيدا کرد. البته همان طور که اشاره کردم او بايد فعاليت خود را در عرصه سياسي کشور گسترش دهد. نسل سوم بايد با فعاليت هاي ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري اش آشنا شود و اين خلاء اطلاعاتي از شخصيت ميرحسين را مي توان ميان جوانان حس کرد زيرا اکثر جوانان شناختي نسبت به ديدگاه هاي وي در موضوعات مختلف و تصميماتي که در دوران نخست وزيري در بحران هاي مختلف گرفته، ندارند. من اطمينان دارم اگر ايشان فعاليت هاي سياسي اش را گسترش دهد طيف هاي گوناگوني از جوانان دوباره به اصلاحات روي خواهند آورد و جريان اصلاحات جان تازه يي خواهد يافت. من حضور ايشان را در عرصه سياسي کشور مغتنم مي شمارم. وي توانايي رساندن اصلاحات را به راس قدرت دارد. البته اين امر مستلزم اين است که وي با شفافيت کامل نظرات خود را بيان کند. جريان اصلاحات براي دستيابي به جايگاه واقعي خود نياز به افرادي مثل ميرحسين موسوي دارد و من اين فرصت را مغتنم مي دانم.



   نظرات

سهیل :

با تشکر از مطلبتون با مطلب جدید اومدم سری بهم بزنید خوشحال میشم

 

امید :

سلام
نمیدانم احساس من اشتباه برداشت کرده یا واقعا اینطور است که شما چندان از آمدن آقای موسوی خوشحال نیستید چون ضمن استقبال نوشته اید: "اما ايشان پس از اينکه از قدرت کنار رفت، کاملاً از عرصه سياست کناره گيري کرد و بيش از يک دهه هيچ فعاليت سياسي انجام نداد. يکي از مشکلات جامعه ايراني ضعيف بودن حافظه تاريخي است "
به هر حال چه خوشحال باشید و چه خوشحال نباشید
برای اینکه یادآوری مختصری کرده که اگر درختان، در برخی زمانها ، بی برگ و برند و با درخت خشک ، هیچ تفاوتی در ظاهر ندارند، نشانه ی ضعیف بودن حافظه تاریخی آنان نیست لازم بیادآوریست که این شمایید که حافظه تاریخی ضعیف دارید و معتقدید آقای موسوی کارنامه ی درخشانی داشته اند !! در حالی که این چنین نیست و اتفاقا ایشان بودند که تحت "تاثیر" جنگ تمام آزادیهایی که مردم بر اثر انقلاب بدست آورده بودند، یک به یک از آنان گرفتند و به "بهانه" ی جنگی که نعمت نامیده شد ، بستند و زندانی کردند و شرایطی را فراهم آوردند که در نهایت اصلاحات را لازم کرد. آیا شما با این نظر موافقید یا باید برای اثبات آن، از فعالیتهای ایشان، سند و مدرک ارایه دهم؟

مزروعی : باسلام ،قطعا من از آمدن آقای موسوی به میدان انتخابات خوشحالم و نمی دانم که شما چه سن و سالی دارید چون با آنچه شما در مورد ایشان نوشته اید موافقت ندارم و خوشحال خواهم شد که با استنادبه سند و مدرک به اثبات مدعای خود بپردازید.

 

خاکسار :

چرا همه فرصتها باید مال کسانی باشند که در دایره تنگ خودیها قرار دارند و از اول انقلاب تا بحال در اتاقهای تصمیمگیری حضور فعال داشته اند؟
آقای مزروعی
آیا این فرصت دادن به آقای موسوی به معنی قحط الرجال در کشور نیست؟
اگر بلی ، بنظر شما دلیل این قحط الرجال چیست؟

مزروعي : باسلام ، البته بخشي ازاين حرف شما درست و آن اينكه شرايط يه گونه اي نبوده است كه احزاي و افراد ديگري بتوانند در عرصه سياست بيايند و جلوه نمايند اما در عين حال بايد متوجه باشيد فردي كه مي خواهد به ميدان انتخابات وراي مردم بيايد حتي در كشورهاي توسعه يافته و پيشرفته بايد برخوردار از يك پشتوانه سياسي و اجتماعي و سوابق روشن باشد و اينگونه نيست كه هر فردي احساس كند مرد اين ميدان است و مي تواند در اين ميدان حضور يابد .

 

رضا :

تو را به خدا به یک سوال پاسخ دهید و بعد از آن در انتخابات شرکت کنید!
شما با کدام توازن قوا وارد انتخابات شده اید و امید به پیروزی دارید؟
اگر توازن قوا هست چگونه است که حتی یک روزنامه ندارید و سایتتان را فیلتر می کنند و آنگاه شما به گرفتن یک قوه امید وارید؟!!
اگر به همین راحتی رای ها را جا به جا کردند چه؟ اگر رد صلاحیت شدید چه؟ اگر می گویید در دور پیشین هم توازن قوا نبود باید گفت شرکت در آن انتخابات با هدف ایجاد توازن قوا بود نه پیروزی حال آنکه اینبار در صورت شکست اصلاحات را با بن بست مواجه خواهید کرد. دیگر اینکه فاصله آرا تضمینی برای جلوگیری از تقلب نیست بلکه توازن قوا تضمین است زیرا این دولت نشان داده از تخلف بزرگ ابایی ندارد باید قدرتی باشد که او را به عقب براند که این قدرت اجتماعی موجود نیست!
سنبل اصلاحات را این گونه قمار کردن عقلانی نیست! باور کنید این سخنان از سر دلسوزی است.

مزروعي : باسلام ، با قبول نظر شما به بنده بگوئيد اگر در انتخابات شركت نكنيم پس چه بايد بكنيم؟

 

مجتبی آراسته :

همین چند وقت پیش بود که آقای خاتمی بطور علنی گفتند: یا "من" یا "موسوی" کاندیداخواهیم شد, ولی امروز ظاهرا هر دو قصد کاندیدا شدن دارند ،بنظر شما علت این خلف وعده ی آقای خاتمی در ابتدای اصلاحات جدید ایشان در چیست؟

مزروعی : باسلام ، آقای خاتمی با آقای موسوی در این باره هماهنگی و توافق دارند و فکر نمی کنم که خلف وعده ای در کار باشد.

 

حسن امیدوار :

نوشته اید: ميرحسين موسوي توانست دوران جنگ را با کمترين تنش و هياهو سپري کند و کشور را با اتخاذ سياست هاي صحيح از دام جنگ بيرون آورد و کارنامه درخشاني از خودش بر جاي بگذارد. درايت وي در دوران نخست وزيري اش جهت کنترل اقتصاد و تامين بودجه براي جنگ تحميلي با توجه به نوپا بودن جمهوري اسلامي در عرصه جهاني پس از انقلاب ستودني است."(پایان نقل قول)
در حالی که ظاهرا خشت تمامی کجی ها در دوران آقای موسوی گذاشته شد چون پس از انقلاب و در اوج هیجانات انقلابی قوانینی توسط دولت ایشان تنظیم شد که پایه و مایه ی آن نوعی بر غرب ستیزی استوار بود و در زمینه اقتصادی بیشتر به دولت میدان می داد تا به بخش خصوصی و سرمایه داران.از همین جهت از همان ابتدای انقلاب خشت اول بنای اقتصادی کشور کج و بهتر بگوئیم چپ گذاشته شد و شما خود در یکی دیگر از پستها در مورد سیاست اقتصادی آقای خاتمی برنامه چهارم را مطرح کردید که دقیقا با سیاستهای اقتصادی دولت آقای موسوی مخالف است ، این تناقض را چگونه می توان هضم کرد؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! شما اگر یکبار قانون اساسی را بخوانید یا مصوبات شورای انقلاب را که هیچ ربطی به دولت آقای موسوی پس از سال 60 ندارد درخواهید یافت که بنای اقتصاد دولتی توسط این قوانین گذاشته شد ضمن اینکه دولت قانوگذار نیست بلکه مجری قانون است و دولت فقط می تواند لایحه به مجلس دهدبنابراین کل نتیجه گیری شما و اینکه پایه و مایه ی غرب ستیزی و...توسط دولت موسوی اشتباه است . مطلب دیگر که به من نسبت داده اید نیز نادرست است و خوشحال خواهم شد که مستند خود را دراین باره ارائه کنید .

 

شرفی :

با سلام.مزروعی عزیز مشکل ما در عدم شفافیت در اهدافمان هست.میر حسین موسوی راجع به مصادره ها در دهه شصت میتواند توضیحاتی بدهد.آیا وی با مصادره ها موافق بوده یا خیر؟یا میتواند راجع به تحولات سالهای 66و67 شفاف نظرات خود را بیان کند.ما اگر واقعا به فکر آگاهی نسل امروز هستیم چرا راجع به تحولات دهه اول انقلاب سکوت کرده ایم؟مثلا آیا میرحسین موسوی با دادگاههای بدون وکیل در اوایل انقلاب موافق بوده است؟آیا میرحسین با حذف بسیاری از سازمانهای سیاسی موافق بوده است؟خاتمی هم در مورد این وقایع مهم سکوت میکرد چه رسد به میرحسین؟بله ما حافظه تاریخی مسکوتی داریم.و نمیخواهیم در مورد وقایع سیاسی مهم گذشته صحبت کنیم ولی میگوییم اصلاح طلب دمکرات هستیم.این پارادوکس هویتی همچنان در جبهه دوم خرداد به وضوح مشاهده میگردد.سالم باشی.متشکرم.

lمزروعی : باسلام ، دوست عزیز! من نمی دانم چرا در ایران ما این انتظار داریم که افراد در مورد همه مسائل باید اعلام نظر نمایند بدون آنکه آن مسائل مربوط به آنها و وظائفشان باشد. بطور مثال عملکرد قوه قضائیه خوب یا بد چه ارتباطی با وظائف قوه مجریه دارد که رئیس دولت یا نامزد ریاست جمهوری باید مواضعش را در این باره شرح دهد؟ البته این امری عقلی و تدبیری است که قوای سه گانه کشور هماهنگ و کمک کننده یکدیگر باشند که متاسفانه در ایران این چنین نیست اما مگر یکی از اصول مهم دموکراسی اصل تفکیک قوا نیست ؟ و آیا رئیس دولت باید در مورد دادگاههای بدون وکیل هم پاسخگو باشد؟ غالب ما با قدرت مطلقه مخالفت داریم اما در عمل از رئیس دولت انتظار اعمال قدرت مطلقه داریم . در مورد مصادره ها و موضع آقای موسوی شما اگر به تاریخ صدر انقلاب مراجعه کنید در می یابید که قانون مصادره اموال بدهکاران به بانک ها را شورای انقلاب تصویب ودولت بازرگان اجرا کرد که خود بحث مفصلی دارد و می توانید به کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران مراجعه کنید تا دریابید در دوره آقای موسوی مصادره ای در کار نبوده است .بنظرم ما از نامزد ریاست جمهوری باید انتظاری متناسب با وظائف قانونی اش داشته باشیم در غیر اینصورت همانی می شود که در دوره اصلاحات اتفاق افتاد و هر فردی برآورده شدن انتظارات خودش را از خاتمی داشت که چون این قابل انجام نبود خیلی ها آنرا به شکست اصلاحات تحویل کردند . البته این نافی این نیست که هرشهروندی نسبت به همه مسائل کشور اعلام نظر و رای نماید اما این به تشخیص خود افراد است که تا چه حدی بخواهند به ارائه دیدگاهها و نظراتشان بپردازند و در موضع نامزدی ریاست جمهوری هم باید آنچه را مرتبط با وظائفشان در قوه مجریه است ابراز دارند و در نهایت نیز تصمیم با رای مردم که به فردی رای دهند که بیشترین پاسخ را به خواسته ها و مطالبات ایشان می دهد و نکته آخر اینکه من در نمی یابم با چه شاخص و متری می توان شفافیت را اندازه گرفت چون در هرشرایطی می توان این عدم شفافیت را مطرح کرد .

 

پسري از مشرق زمين :

با عرض سلام و خسته نباشيد
مطمئنا جناح رقيب چاره‌اي ندارد جز اينكه با يك نامزد(محمود احمدي نژاد) در انتخابات شركت كند و تصميم گيري براي انها راحت است.ولي اينطور كه به نظر مي رسد اصلاح طلبان با 3 نامزد (خاتمي ، كروبي، موسوي)يا دو نامزد (خاتمي،كروبي) مي خواهند در انتخابات شركت كنند؟ آقاي مزروعي قطعا اگر اينگونه باشد اصلاح طلبان در انتخابات اتي شكست خواهند خورد. سوال من اين است در جبهه اصلاحات چه كساني تصميم گيري آخر را انجام مي دهند و چرا رهبري نيست كه هنگامي كه دستور دهد كسي ديگر نتواند حرفي بزند و با جمع بندي اصلاح طلبان با يك نامزد در انتخابات شركت كنند؟

مزروعي : باسلام ، در جناحي كه خود تنوع و تكثر را يرسميت مي شناسد داشتن چند سليقه و نامزد خود يك مزيت است اما مطمئن باشيد كه در سايه خرد جمعي و تجربه آموزي از گدشته اين جناح با يك نامزد وارد كارزار اصلي انتخابات خواهد شد .

 

حسن امیدوار :

با سلام مجدد
در جواب سؤال اینجانب مرقوم فرموده اید: مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! شما اگر یکبار قانون اساسی را بخوانید یا مصوبات شورای انقلاب را که هیچ ربطی به دولت آقای موسوی پس از سال 60 ندارد درخواهید یافت که بنای اقتصاد دولتی توسط این قوانین گذاشته شد ضمن اینکه دولت "قانوگذار" نیست بلکه مجری قانون است و دولت فقط می تواند لایحه به مجلس دهدبنابراین کل نتیجه گیری شما و اینکه پایه و مایه ی غرب ستیزی و...توسط دولت موسوی اشتباه است .
ولی اقای مزروعی شما در نوشته ی خود نوشته اید: "ميرحسين موسوي توانست دوران جنگ را با کمترين تنش و هياهو سپري کند و کشور را با اتخاذ "سياست" هاي صحيح از دام جنگ بيرون آورد و کارنامه درخشاني از خودش بر جاي بگذارد. درايت وي در دوران نخست وزيري اش جهت "کنترل اقتصاد" و تامين بودجه براي جنگ تحميلي با توجه به نوپا بودن جمهوري اسلامي در عرصه جهاني پس از انقلاب ستودني است"
فکر نمیکنید این دو پاراگراف با هم در تضاد است؟
و اما در ادامه برای اینجانب مرقوم فرموده اید:
" مزروعی:مطلب دیگر که به من نسبت داده اید نیز نادرست است و خوشحال خواهم شد که مستند خود را دراین باره ارائه کنید ."
سعی میکنم مختصر مستند خود را بیان کنم
در پست قبلی در جواب به یکی از خوانندگان خود که سؤال کرده بود:با سلام و خسته نباشید. نوشته بودید: یکی از مهمترین موضوعاتی که می تواند افق انتخاب را بروی شهروندان ایرانی باز نماید برنامه و سیاست های اعلام شده از سوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم برای مواجهه با این وضعیت و رهایی « اقتصاد ایران » از دام بحرانی است که درآن گرفتار آمده است
دو سؤال در این ارتباط داشتم
1- بحرانی که شما از آن نام برده اید دقیقا به دلیل کدام "سیاستها" بوجود آمده؟ و آیا می تواند فقط ناشی از این سه و اندی سال حکومت دولت نهم باشد؟ یا نه؟
2- سیاستهای اقتصادی آقای خاتمی -برای برون رفت از این بحران - بعنوان یکی از نامزدها که شما در کمپین ایشان فعالیت می کنید چیست؟
و شما جواب داده بودید:
مزروعی : باسلام ، دوست عزیز اگر شما بطور مرتب وبلاک بنده را مطالعه می کردید...
در مورد سئوال دوم هم انشالله ظرف روزهای آینده برنامه آقای خاتمی عرضه خواهد شد و شما می توانید به پاسخ ایشان برای برون رفت از این وضعیت آشنا شوید اما به نظر من ااگر دولت از همین امروز به "برنامه چهارم توسعه" بازگردد و عمل کند ( هرچند دیر شده است )راه برون رفت را می یابد و "برنامه" آقای خاتمی نیز عمدتا برپایه "سیاست" های مندرج در "این برنامه" مبتنی است .
و آقای مزروعی
حتما بهتر از من میدانید که اساس برنامه چهارم بر خصوصی سازیست که با سیاستهایی که اقای موسوی داشتند صد در صد مغایر است اینطور نیست؟
اگر بلی
آیا این سیاستهای آقای موسوی در اوایل انقلاب نبوده که امروز اصلاحات را برای نظام لازم و ضروری کرده؟

مزروعي : باسلام ،هرچند شما در مورد آنچه به من نسبت داده بوديد هيچ مستندي ارائه نكرده ايد بلكه برداشت خودتان را از نوشته من مستند قرارداده ايد كه نادرست است. در مورد آقاي موسوي هم اميدوارم با خواندن مصاحبه اخير ايشان دريافته باشيد كه ايشان با خصوصي سازي مخالف نيستند و تاكيد كرده اند كه سال ها طول كشيده تابرسر اين موضوع و تقسير اصل 44 در كشور توافق و اجماع شود ودر مصاجبه هاي قبلي شاننيز اشاره داشتند انچه كه در زمان دولت ابشان انجام شده ناشي از شرايط چنگ و قوانين آن موقع و به ويژه تفسيري كه از همين اصل 44 مي شد بوده است .

 

شرفی :

با سلام.اصول دمکراسی خیلی شفاف هستند و نیازی به شاخص اندازه گیری ندارند.مثلا انتخابات آزاد و رقابتی.در قانون اساسی برگزاری انتخابات بر عهده قوه مجریه هست و نظارت بر عهده نهادی دیگر.در حوزه اختیاراتی و قانونی، یک ریس جمهور دمکراسی خواه آیا انتخابات غیر رقابتی را برگزار میکند؟اگر شورای انقلاب تصویب کند که همه سایت های اینترنتی کشور باید فیلتر شوند آیا یک نخست وزیر آزادی خواه باید آن را اجرا نماید؟قانون باید در راستای دفاع از اخلاق مدنی مدرن باشد.وگرنه بسیاری از حکومتهای اقتدارگرا یا توتالیتر هم اقداماتشان را به قانون ارجاع میدهند.آیا یک ریس جمهور نسبت به نقض حقوق شهروندان وطنی باید بی تفاوت باشد؟و استدلال کند جز وظایف من نیست.اگر کودکی در حال غرق شدن در رودخانه ای باشد و مزروعی عزیز در کنار ساحل، باید بی تفاوت تماشا کند و بگوید وظیفه من نیست و باید پلیس بیاید و وی را نجات دهد؟اگر شورای انقلاب تصویب کرد کلیه دانشجویانی که بالای 190 سانتی متر قد دارند حق ادامه تحصیل ندارند یک نخست وزیر واقعا دمکرات باید این قانون را اجرا نماید؟اگر دانشجویی عقیده ای خاص و متفاوت داشت آیا باید مانع تحصیل وی شد؟و وزیر علوم و ریس جمهور بگویند چون مصوبه شورای انقلاب فرهنگی هست ما اجرا میکنیم؟و از مسئولیت پذیری دمکراتیک شانه خالی کنند.در حوزه اختیارات قوه مجریه چند مجوز برای احزاب سیاسی چپگرا یا راستگرای لیبرال صادر شد؟آیا هر قانونی را باید اجرا کرد؟آیا اصول دمکراسی امروزی شفاف نیستند؟حزب مشارکت شعار ایران برای همه ایرانیان را سر میدهد ولی در عمل قانون رانتهای تحصیلی و استخدامی را در زمانی که قوه مجریه و مقننه در اختیار جبهه دوم خرداد بود ملغی نکرد.ما شعار برابری سیاسی میدهیم اما در عمل و در حوزه اختیاراتی خودمان انتخابات غیر رقابتی برگزار میکنیم.اگر دفاع از حقوق شهروندی جز وظایف ریس جمهور در ایران نیست پس چرا خاتمی یباید؟مزروعی عزیز اگر قانونی با حقوق شهروندی امروزی مغایر باشد من و تو باید آن را اجرا کنیم؟آیا ریس جمهور نمیتواند یک بیانیه بدهد و توقیف گسترده مطبوعات را محکوم کند؟این انتظاری سنگین هست؟یک ریس چمهور وافعا دمکراسی خواه میتواند بگوید به من مربوط نیست و به قوه قضاییه مربوط هست؟صدور یک بیانیه نقض تفکیک قواست؟دمکراسی با انفعال و فرار از مبارزه بدست نمی آید.امروزه قانون در همه جا وجود دارد اما کیفیت قوانین مهم هست.آیا قانون خواست امپراطور هست یا مردم؟برای خروج از ابهام میتوانید به مطالعه اعلامیه جهانی حقوق بشر بپردازید تا عدم شفافیت به شفافیت تبدیل شود.بسیاری از دانشجویان دهه شصت در تحقیقات محلی رد می شدند.آیا وزارت علوم آن زمان تحت اختیار غیر قوه مجریه بود؟مزروعی عزیز لازم نیست ما راجع به همه مسائل صحبت کنیم اما لازم هست در مورد عملکرد خودمان و ارتباط آن با دمکراسی و حقوق بشر صحبت نماییم؟آیا میرحسین موسوی که مدعی اصلاح طلبی هست نباید راجع به کارنامه سیاسی و مدیریتی خود به نسل جوان توضیح دهد؟ارتباط موسوی و حقوق شهروندی در دوران مدیریتی چگونه بوده است؟موسوی با فرار به جلو فقط به مسائل اقتصادی جنگ پرداخت.مزروعی عزیز داستان پارادوکس نظر و عمل جبهه دوم خرداد همچنان ادامه دارد.البته به رغم این دیالوگ دوستانه نوشتاری امیدوارم خاتمی در انتخابات آینده پیروز شود.تا حداقل سیاست رسمی ایران لیبرال تر شودگر چه در دمکراتیزاسیون ناکامیهایی جدی داشته است.در این مقطع و با توجه به ساختار حقوقی و حقیقی قدرت سیاسی در ایران و با در نظر گرفتن تجربه اصلاح طلبی دوم خردادی در طول هشت سال،لیبرالیسم سیاسی-اقتصادی بر دمکراتیسم ارجحیت خواهد داشت.گر چه امدادهای غیبی در زمان شمارش آرا نتیجه را ممکن هست عوض نماید.همیشه سالم بمانی.متشکرم.

مزروعي : با سلام ، دوست عزيز ! در بحث نبايد مخالطه كرد چون بين رفتار هاي اخلاقي ( مثل نجات يك كودك در حال غرق شدن )فردي و انجام وظائف قانوني يك رئيس چمهورو حتي يك فردتفاوت از زمين تا آسمان است هرچند مطلوب اين است كهتدوين و تصويب و عمل به قوانين نيزمغايرتي با ارزش هاي اخلاقي نداشته باشد.اما شما در ادامه فرض هايي را در پيش گرفته ايد كه نادرست است و آن مثال هايي كه در مورد تصويب قوانين زده ايد اولا شوراي انقلاب فرهنگي قانونگذار نيست تاآنچه تصويب مي كند مورد اجرا توسط دولت قرار گيرد ، ثانيا مجاس كه قانونگذار است همه مصوباتش نبايد مغايرتي با قانون اساسي و موازين شرعي داشته باشد و در قانون اساسي حقوق پايه شهروندي تضمين شده است و بنابراين هيچ قانوني نمي تواند ناقض اين حقوق باشد اما شما بايد بدانيد كه در هرجامعه اي به رغم قانون اساسي و اين بحث آنچه در نهايت تعيين كننده جريان امور مي شود ساختار حقيقي و حقوقي قدرت است و اين مثال هايي كه شما زده ايد به اين موضوع برمي گردد . دوست عزيز! اگر اوضاع اينگونه نبود كه نيازي به اصلاحات نبود؟ وبراي اطلاع جنابعالي در مجلس ششم ما قانون گزينش را براي رفع همين موضوعي كه شما بدان اشاره كرده ايد اصلاح كرديك اما شوراي نگهبان آنرا رد كرد و سرانجام اين قانون براي رسيدگي به مجمع تشخيص رفت و تاامروز در آنجا بايگاني شده اسن ! بنابراين ما برپايه عقيدمان كارمان را كرديك اما اين مصوبه مثل خيلي از مصوبات ديگر مجلس ششم يا اقدامات ئولت اصلاحات به سرانجام نرسيدو در باره اين مسائل و مشكلات من چندان اختلاف نظري با شما ندارم . در مورد آقاي موسوي هم فكر مي كنم ايشان به تدريج به تشريخ مواضع خود در باره مسائل گوناگون خواهد پرداخت .

 

دوست منصف :

سلام
من اعتقاد دارم این وجه تقریبا مثبتی که از میرحسین در دوران جنگ باقی مانده بیش از آنکه جنبه واقعی داشته باشد جنبه ذهنی دارد اصولا در سالهای اول انقلاب مردم به همه چیز و همه کس خوشبین بودند از طرفی سیاستهای کاملا پوپولیستی آن زمان نیز تاپیر زیادی در ایجاد ذهنیت مثبت مردم دارد.آن زمان، اگر میگفتند عکس میرحسین در ماه است هم باور می کردند بنابر این شناختن چهره واقعی وی از طریق ترسیم دوران جنگ و اوایل انقلاب ممکن نیست . 

مزروعي : باسلام ، دوست منصف عزيز احتياط شرط انصاف است ! شما ظاهرا همه مردم آنزمان را كه بسياري شان هنوز زنده اند چه تصور كرده ايد ؟آيا خوشبيني يا بدبيني نسبت به افراد و اشخاص هيچ پايه عقلي و استدلالي ندارد؟ اما كارنامه عمل مير حسين كاملا روشن است و روشنتر از اينكه ايشان با كمتر از نصف درآمد ارزي چهار سال دولت احمدي نژاد كشور را در هشت سال و انهم در شرايط جنگ اداره كرد؟خداوند به همه ما انصاف در داوري عنايت فرمايد .

 

نیما :

آقای مزروعی!با سلام آقای محمدرضایی نماینده بیجار در مجلس ششم واز همکاران آن دوره شما در مصاحبه با فارس ادعاهای بسیاروانتقادات شدیدی نسبت به حزب مشارکت وآقای خاتمی مطرح کرده اند که لینک آن:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8712031131
است.از آنجا که بنده از هواداران مشارکت وآقای خاتمی هستم خواهشمندم از شما که بفرمایید این ادعاها تا چه اندازه درست است ومارا از صحت وسقم آن مطلع نمایید.متشکرم.

مزروعي : باسلام ،دوست عزيز متاسفانه در كشورما و آنهم توسط برخي مدعيان ارزش هاي اخلاقي به كمترين حد تنزل يافته و اينها فكر مي كنند براي از ميدان به در كردن رقيب سياسي انجام هر كاري درست و مجاز است ! وقتي هدف وسيله را توجيه كند چنين مي شود . من به اين آدرس رجوع و مصاحبه ايشان را مطالعه كردم هيچ نكته تازه اي در سخنان ايشان نيافتند وچند سال است كه ايشان اينها را مي گويند و خبرگزاري فارس هم بايد پوشش دهد.به هرحال شرايط بگونه اي است كه دروغ و تهمت و اتهام زدن به اصلاح طلبان و آقاي خاتمي و مشاركت نه تنها در كشور ماليات و پيگيري ندارد بلكه جايزه هم دارد! و فكر مي كنم وقتي ما گو.ينده و جبرگزاري را به عنوان كذاب مي شناسيم ديگر نبايد در پي بررسي صخت و سقم مطالب باشيم و وقتمان را تلف اينها كنيم .

 

مرتضی قشقایی :

سلام
اقای مزروعی عزیز حقیقتا من به اصلاح طلب بودن اقای خاتمی هم شک دارم چه برسد به میرحسین عزیز که فعلا انطور که باید صحبتی در این خصوص نکرده.

مزروعی : باسلام ، تاوقتی از اصلاح طلب بودن تعریف مشترک و مشخصی نداشته باشیم طبعا اینگونه اختلاف نظر طبیعی است و چون من نمی دانم تعریف شما چیست نمی دانم این مدعای شما بر چه پایه ای استوار است اما از نظر من که به تفصیل و به مرو آنرا در این وبلاگ عرضه کرده ام ایندو اصلاح طلب هستند.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007