« موزه عبرت | صفحه اول | انتخابات فرصتي براي ميرحسين موسوي »

30 بهمن 87

اقتصاد ایران ورکود تورمی

در ادبیات اقتصادی تا دهه شصت میلادی « رکود » ، که پیامد آن افزایش شدید نرخ بیکاری بود ، ناشی از کاهش سرمایه گذاری و اشتغال و نرخ رشد اقتصادی برشمرده می شد ، و « تورم » ، که پیامد آن توزیع ناعادلانه درآمد و افزایش شکاف طبقاتی و کاهش قدرت خرید دهک های درآمدی فقر بود ، ناشی از رونق اقتصادی و افزایش نرخ رشد اقتصادی ، و رابطه بین ایندو از طریق چرخه های ادواری تجاری و منحنی فیلیپس توجیه و تحلیل و برهمین پایه سیاست های اقتصادی مناسب برای مواجهه با ایندو پدیده اقتصادی در کشورهای صنعتی اتخاذ و اجرا می شد اما ظهور همزمان پدیده « رکود تورمی » در دهه هفتاد میلادی ، و در سال هایی که قیمت نفت افزایش شدید یافته بود ، این کشورها را با شرایط جدیدی مواجه ساخت و به فکر چاره جویی تازه انداخت که شرح آن در این مقال مقصود نیست . هم اکنون شاهد ظهور دو باره یک چنین پدیده ای در کشورهای صنعتی به عنوان پیامد بحران مالی حادث هستیم و علائم بارز آنرا می توان در کاهش همزمان نرخ رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری و تورم مشاهده کرد با این تفاوت که در دوره اخیر بدلیل جهانی شدن اقتصاد سرریز این بحران دامنگیر همه کشورهای جهان شده است و کم و بیش نشانه های ظهور « رکود تورمی » را در اقتصاد همه کشورها می توان مشاهده کرد .

هرچند « اقتصاد ایران » در سال های اخیر بدلائلی ارتباط چندان فعالی جز از ناحیه فروش نفت و واردات با اقتصاد جهانی نداشته است و طبعا باید کمترین تاثیر پذیری را از بحران مالی و اقتصادی حادث در کشورهای صنعتی داشته باشد اما ظاهرا همین ارتباط بعلاوه اجرای سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم برای ظهور پدیده « رکود تورمی » در « اقتصاد ایران » کفایت می کرده است . اگر دولتمردان کاهش نرخ رشد اقتصادی کشورهای صنعتی به حدود 3 درصد و افزایش نرخ بیکاری و تورم به بالای 7 درصد در این کشورها را بحران نامیده و بعضا منتظر فروپاشی و سقوط آنها هستند نمی دانم در مورد کاهش نرخ رشد اقتصادی ایران به همین حدود و افزایش نرخ بیکاری به حداقل حدود 12 درصد و تورم به 25 درصد را چه نام می نهند و منتظر چه رخدادی هستند؟
« اقتصاد ایران و رکود تورمی » موضوعی است که به ویژه در این ایام ، که بحث رسیدگی به لایحه بودجه سال آینده کشور در مجلس داغ و جاری است ، باید به جد مورد توجه و تامل و تدبیر نمایندگان قرار گیرد . از نظر این نویسنده با اینکه دولت نهم بدلیل اتخاذ سیاست های اشتباه اقتصادی و به ویژه عدم توجه به اجرای قانون برنامه چهارم توسعه و هزینه درآمد افسانه ای نفت در چهارسال گذشته بیشترین سهم و نقش و مسئولیت را در بوجود آوردن یک چنین وضعیتی برای « اقتصاد ایران » داشته است ، و لایحه بودجه تقدیمی نیز کمترین نشانی از توجه دولت به این موضوع ندارد ، بر نمایندگان مجلس هشتم که برای اولین بار به رسیدگی لایحه بودجه ورود پیداکرده اند و در واقع در آزمونی سخت برای سامان بخشیدن به اقتصاد ایران در سال آتی حضور یافته اند ، لازم و بلکه واجب است کمال دقت و تدبیر را در رسیدگی و تصویب قانون بودجه بکار بندند بگونه ای که « اقتصادایران » بتواند با کمترین تنش و هزینه شرایط « رکود تورمی » را پشت سرگذارد و از اینروست که مجلس باید با احتیاط تمام در تامین منابع و تخصیص آنها به مصارف جاری و عمرانی گام بردارد . سال آتی که سال انتخاباتی است و طبعا خود این موضوع بر وضعیت رکودی اقتصاد ایران دامن می زند ، سالی سخت برای اقتصاد ایران است اما در عین حال انتخابات می تواند راه های جدیدی را بروی اقتصاد ایران برای عبور از شرایط « رکود تورمی » بگشاید و از اینروست که یکی از مهمترین موضوعاتی که می تواند افق انتخاب را بروی شهروندان ایرانی باز نماید برنامه و سیاست های اعلام شده از سوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم برای مواجهه با این وضعیت و رهایی « اقتصاد ایران » از دام بحرانی است که درآن گرفتار آمده است و باید امیدوار بود که انتخابات آتی به فرصتی برای مشارکت حداکثری مردم و انتخاب رئیس جمهوری بینجامد که بتواند کشتی طوفان زده « اقتصاد ایران » را بسلامت به ساحل پیشترفت و توسعه برساند .



   نظرات

خدابنده-مرتضی :

با سلام و خسته نباشید
نوشته اید: یکی از مهمترین موضوعاتی که می تواند افق انتخاب را بروی شهروندان ایرانی باز نماید برنامه و سیاست های اعلام شده از سوی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم برای مواجهه با این وضعیت و رهایی « اقتصاد ایران » از دام بحرانی است که درآن گرفتار آمده است
دو سؤال در این ارتباط داشتم
1- بحرانی که شما از آن نام برده اید دقیقا به دلیل کدام سیاستها بوجود آمده؟ و آیا می تواند فقط ناشی از این سه و اندی حکومت دولت نهم باشد؟ یا نه؟
2- سیاستهای اقتصادی آقای خاتمی -برای برون رفت از این بحران - بعنوان یکی از نامزدها که شما در کمپین ایشان فعالیت می کنید چیست؟

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز اگر شما بطور مرتب وبلاک بنده را مطالعه می کردید پاسخ سئوال اول خود را در می یافتید و قطعا سیاست های غلط این دولت بوده است که در اوج درآمدهای نفتی ایران این بلا را بسر اقتصاد ایران آورده است سیاست هایی همچون تثبیت قیمت حامل های انرژی از سال 83، انبساط پولی و مالی دولت ازطریق بودجه های سالانه و تزریق دلارهای نفتی از طریق هزینه های جاری به اقتصاد ،کاهش دستوری نرخ بهره بانکها و وام دهی بی حساب و کتاب ،ساست خارجی تهاجمی و تحمیل هزینه های گزاف اقتصادی به کشور و...
در مورد سئوال دوم هم انشالله ظرف روزهای آینده برنامه آقای خاتمی عرضه خواهد شد و شما می توانید به پاسخ ایشان برای برون رفت از این وضعیت آشنا شوید اما به نظر من ااگر دولت از همین امروز به برنامه چهارم توسعه بازگردد و عمل کند ( هرچند دیر شده است )راه برون رفت را می یابد و برنامه آقای خاتمی نیز عمدتا برپایه سیاست های مندرج در این برنامه مبتنی است .

 

شرفی :

با سلام.جناب مزروعی مقاله ات فنی و مفید بود.با آگاهی بخشی میتوان جامعه ای شهروند محور شکل داد.شهروندی یعنی آگاهی و مشارکت گرایی.نفت میتواند کارکردی دوگانه داشته باشد.میتوان آن را برای توسعه پایدار صرف کرد یا میتوان آن را صرف واردات و تقویت پوپولیسم کرد.این بسته به کیفیت نهادهای سیاسی-اجتماعی یک جامعه دارد.اگر نخبگان سیاسی حاکم بر یک جامعه توسعه گرا باشند میتوانند نفت را برای آبادانی پایدار سرزمین خود بکار برند.مزروعی عزیز مشکل ما در ذهنیتمان نهفته هست.آیا ذهن ما علم را قبول دارد؟آیا ما اقتصاد را علم میدانیم؟برای توسعه اول باید اصول ثابت توسعه را پذیرفت.اصولی مانند عقل باوری و علم گرایی.رکودتورمی و بیماری هلندی از دستاوردهای سیاست فعلی است.چون ما ذهنی مدرن نداریم و تازه داریم علم اقتصاد را می پذیریم.امیدوارم بتوانم دوستی همیشگی برای وبلاگت باشم.از منطقه محروم و پیرامونی خرم آباد برای وبلاگت مینویسم.آیا از منظر مارکسیسم کلاسیک فقر اقتصادی منطقه ای میتواند اندیشه را راکت کند؟با نوشتن در وبلاگت ابطال بیش از پیش سوال گفته شده را اثبات میکنیم.ما مردمی از نظر اقتصادی فقیر و فراموش شده هستیم اما اندیشه ای مشارکتی داریم.خرم آباد از سفرهای استانی فقط تبلیغات پوپولیستی را بدست آورد.وعده هایی رویایی با واقعیتی تلخ.ما دوزخیان ایران زمین هستیم. سالم باشی. کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران.

 

هدی :

هدا
سلام
جناب اقای مرتضی
دولت قبلی با نفت 11 دلاری مملکت بخوی اداره میکرد و این دولت با نفت 150 دلاری چطوری!!!!!!!!!!!!لطفا جوابم را بده

 

در جواب به هدی :

با سلام متقابل
برای روشن شدن موضوع خواهش میکنم شما در ابتدا به این سؤال کلیدی جواب بدهید که اگر این طور است که آقای خاتمی در هشت سال موفق بوده اند چرا آقای خاتمی خود را تدارکاتچی در آن دوره نامیدند و چرا جانشین ایشان آقای احمدی نژاد شد؟
آیا انتخاباتی که ایشان برگزار کردند سالمترین انتخابات دوران جمهوری اسلامی بود ؟ اگر اینچنین است - که خود ایشان مدعی شده اند- چرا آقای هاشمی بخدا پناه بردند؟

 

ایرانی گرفتار :

آقای مزروعی ما به این رفیق شما اقای خاتمی رای می دهیم یعنی مجبوریم که رای بدهیم کسی دیگر نیست اگر هم یکی مثل نوری باشد گه شورای نگهبان نمی گذارد اصلا بیاید توی گود ..انتخاب زورکی است دیگر ! ولی این را بگویم که خاتمی اگر هم رای بیاورد مرد عمل نیست شمشیر بزم است نه رزم..کسی که فکر می کند با لبخند هر کاری حل می شود نمی داند دزد که نیمه شب آمد بخانه وخواست به ناموس ادم تجاوز کند باید با او جنگیدحتی اگر به قیمت کشته شدن باشد یا حداقل اگر زورش نرسید هوار بزند مردم را بکمک بخواهد نه این که روکند به دزد ناموس ولبخند ملیح بزند بگوید بفرمایید این هم ناموسم!!..خدایا کی این وضعیت دوسر.. تمام می شود شما هم که ادم آزاده ای هستی پا روی حق نگذار. بگو مرد م رای بدهید به این ادم اما خیلی بهش امیدوار نباشید این همین است بکشیدش هم بهتر از این نمی شود .

مزروعی : باسلام ، در تردید بودم که این نظر را انتشار بدهم یا نه؟ چراکه حتی اگر قصد شما نباشد سراسر توهین به آقای خاتمی و من به عنوان طرفدار ایشان است با اینکه بنده را مورد لطف قرار داده اید ! دوست عزیزاز نظر من مزیت آقای خاتمی در همین شمشیرنبودش حتی برای بزم است و مشکل غالب ما ایرانیان گرفتار همین است که دنبال شمشیر می گردیم خوب در اینصورت آقای احمدی نژاد هست و دیگر نیازی به فرد دیگر نیست ! متاسفانه پس از مشروطه نیز با همین دید شمشیری رضاخان و رژیم پهلوی بر سرکارآمدو...مقایسه عرصه سیاست با دزدی هم نادرست و قیاس مع الفارق است که جای بحثش اینجا نیست . دوست گرامی از نظر من عرصه سیاست در ایران نیاز به لبخند دارد و اگر خاتمی بتواند حتی به اندازه ذره ای این عرصه را تلطیف و اخلاقی کند مغتنم است و می توان در سایه جنین روندی امیدوار بود که روزی انتخابات در ایران آنچنان شود که شما نیازی به انتخابات زورکی آنهم با این نگاه نداشته باشید . نکته آخر اینکه اگر شما هم سن وسالتان مثل من بود در می یافتید که رفتار محافظه کاران و اصولگرایان در حاکمیت قبل و بعد از ریاست جمهوری آقای خاتمی از زمین تا آسمان تغییر کرده است و این بواسطه همان نوع رفتار و لبخند آقای خاتمی بوده است و اگر این روند تداوم یابد حتما به نتیجه می رسد و دیگر نیازی به زور و ششمشیر نخواهد بود .

 

شفافیت یعنی همین :

کامنت ایرانی را منتشر و جواب داده بودید

در جایی دیگر نیز پرسیده بودید نمیدانم شفافیت یعنی چه؟

بنظر من شفافیت یعنی همین
به همین سادگی
موفق باشید و شفاف

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007