« اصل رقابت و عدالت | صفحه اول | نرخ ارز »

5 بهمن 87

اقدام نیک بسیج

تشکیل بسیج در بحبوحه جنگ تحمیلی برای دفاع از کشور و انقلاب ابتکار گرانسنگ امام خمینی (ره) بود که در آن هنگام به «ارتش 20 میلیونی» مشهور شد. نقشی که بسیجیان بدون هرگونه ادعایی در جنگ ایفا کردند و حماسه هایی که آفریدند در تاریخ این سرزمین جاودانه مانده و خواهد ماند. «بسیج لشگر مخلص خداست» جمله ای بود که در آن دوران بر در و دیوار شهرها نقش بسته و بر زبان مردم جاری بود و این جمله به تمامی توصیف گر انسان هایی بود که سردر گرو عشق به خدا نهاده و برای دفاع از انقلاب و کشور تا مرز شهادت به پیش می رفتند و ...

نامه اخیر بسیج دانشجویی هشت دانشگاه با این مضمون که «فرزندان خمینی هیچ گاه نیازی به سهمیه کنکور، معافیت از خدمت سربازی و هیچ امتیاز دیگری نداشته و ندارند چرا که عملکرد بسیجیان انقلاب با مکیال های مادی سنجیده نمی شود» رایحه ای از دوران را به مشام می رساند ولی باید امیدوار بود در عرصه عمل اجتماعی بسیجیان الگویی از ایثار و خودگذشتگی همچون دوران جنگ باشند و این حرکت بسیج دانشجویی از این رو اهمیت دارد که به نوعی خط شکنی راجع به موضوعی کرده است که کمتر فرد یا جریانی جرات ورود به بحث آن را داشت. نظام سهمیه بندی آثار و پیامدهای زیانبار اجتماعی و اقتصادی در پی دارد که از تحلیل آن می گذرم و متاسفانه از این ناحیه نوعی نگرش منفی را نسبت به استفاده کنندگان از این سهمیه در جامعه دامن زده است. حتی اگر در گذشته اجرای این سهمیه بندی متکی بر برخی توجیهات بوده، تداوم این امر در شرایط کنونی جامعه توجیه چندانی ندارد و بر نویسنده معلوم نیست چرا برخی افراد و نهادها هنوز اصرار بر تداوم این امر دارند. به هر حال این «اقدام نیک» بسیج دانشجویی را باید پاس داشت و امیدوار بود نهادهای بالادستی تصمیم گیر در اداره کشور نیز دریابند که ارزش و اعتبار و کارایی بسیج در گذشته و حال به ایمان و اخلاص اعضای آن است و تا آنجا که می شود نهاد بسیج باید عاری از هرگونه امتیاز مادی برای جذب افراد باشد چرا که هرگونه امتیازی دریچه ورود ناخالص به این مجموعه را دامن خواهد زد.



   نظرات

شرفی :

رانت در هر شکلش ضد عدالت میباشد.متاسفانه مجالس ما اقذامی در رفع رانت نمیکنند چون گاها بعضی از آنها با همین رانتها رشد کرده اند.رانت ضد تلاش و کوشش هست و تنبلی و نابرابری ناعادلانه را ترویج مینماید.با علم باید وارد دانشگاه شد نه رانت آموزشی.ما باید بدنبال دولت صنعتی باشیم نه دولت رانتیر.در عمل متاسفانه برابری فرصتها وجود ندارد و این یعنی رانت.مزروعی عزیز بجای سهمیه بندی باید افراد بر اساس شایستگی علمی وارد دانشگاه شوند.ممکن است فردی از نظر نظامی قوی باشد اما آیا از نظر علمی هم قوی خواهد بود؟جبهه دوم خرداد در تحقق عدالت آموزشی باید در این حوزه هم برنامه داشته باشد.بدون رانت زدایی نمی توان دمکراتیک بود.دمکراسی با برابری پیوند خورده هست.متشکرم

مزروعی : باسلام ، بنده کاملا با شما هم نظرم و در دوره اصلاحات تلاش فراوانی برای اصلاح این وضعیت شد و حداقل اینکه بر دامنه این سهمیه ها افزوده نشد و متاسفانه در سال های اخیر است که بر دامنه این سهمیه ها افزوده شده است و قطعا این وضع باید اصلاح شود و حال که خود بسیجیان پیشگام حذف این سهمیه ها شده اند باید از آن استقبال کرد و امیدوار بود که این وضع اصلاح شود .

 

دوست منصف :

سلام
نمی دانم چرا وقتی کلماتی چون مخلص ایثار واز خودگذشتگی و...به گوشم می خورد احساس بدی به من دست می دهد شاید به خاطر این باشد که در طول این سی سال سوء استفاده های زیادی از این واژه ها شده است من وقتی کلمه بسیجی را می شنوم ناخداگاه فردی در ذهنم مجسم می شود که قصد دارد با نزدیک کردن خود به حکومت صاحب کار و یاامتیازی شود جناب مزروعی عزیز ادعای توخالی ایثار وفدا کاری و اخلاص ما گوش فلک را پر کرده ایثار و فداکاری برازنده آن پزشک اروپایی است که در افریقا خود وخانواده اش را در معرض مالاریا قرار می دهد تا مردم را نجات دهد در حالی که می تواند به آسودگی و با بهترین امکانات رفاهی در کشور خود زندگی کند براستی کدام یک از بسیجیان جان بر کف ما حاضر است جهت کمک به همنوعان خود راهی آفریقا شود مزروعی عزیز ان بزرگ مردانی که که هشت سال از وطن و ناموس خود بدون هیچ گونه ادعایی جنگیدند نیز پرورش یافته سی سال اخیر نبودند.

مزروعی : باسلام ،دوست منصف !من این نظر شما را منصفانه نمی دانم و متاسفانه شما (مثل غالب ایرانیان ) یک داوری تعمیم یافته و کلیدر این باره داشته اید و حتی اینرا به سی سال و دوران جنگ هم سرایت داده اید. دوست عزیز سوء استفاده از یک پدیده خوب نباید ما را نسبت به اصل آن پدیده بد بین کند و در این عالم مادی شما هیچ پدیده ای را نمی یابید که از آن سوء استفاده نشده باشد حتی از همین مثالی که شما زده اید یعنی رفتن پزشک اروپایی به افریقا ، مگر در قالب همین کارها مسیونرهای مسیحی یا عوامل استعمار عمل نکرده اند؟ اگر شما در افریقا نبوده اید بنده مدت دوسال و نیم عمرم را آنجا بوده ام واینها را از نزدیک دیده ام اما قطعا هر انسانی در هر جای دنیا دست به ایثارگری و خدمت بدون مزد و منت به همنوعان خود زد قابل قدرانی و ارزش است .نکته دیگر اینکه حداقل در باره دوران جنگ و دهه اول انقلاب احتیاط می کردید! اما قطعا بسیاری از آنانی که در دوران جنگ بدون هرگونه ادعایی به ایثارگری روی آوردند و جانشان را در اینراه دادند نسل برآمده از انقلاب بودند و دوره نوجوانی و جوانی خود را در این نظام سپری کردندو پرورش یافته دامن این نظام بودند . به هرحال این بد است که به انسان از شنیدن کلماتی چون مخلص و ایثار و از خود گذشتگی و...احساس بدی دست بدهد و به شما هم نمی دهد چون خود شما در ادامه از پزشک اروپایی که به افریقا می رود نجلیل و تقدیر کرده اید !من یکی از بهترین دوران زندگی ام را متعلق به دورانی می دانم که همنشین با بسیجیان بودم و البته بسیجیانی که بسیاری شان شهید شدند و آنهائیکه هم که زنده مانده اند باور کنید هیچ بدنیال حطام دنیایی و امتیاز و پست حکومتی نبودند و پس از جنگ هم بدنبال زندگی خود رفتندو...به هرحال ما نباید اینگونه فکر کنیم که همه بسیجیان حتی بسیجیان کنونی یک انکیزه و رنگ دارندو به یک داوری کلی و یکسان در مورد آنها بپردازیم .

 

یک جنوبی :

با سلام آقای مزروعی متاسفانه در این چند ساله اکثر کسانی که لباس بسیجی به تن کرده اند با رفتار نه چندان مناسب خاطره خوبی را در ذهنها نذاشته اند وقتی با این دست آدمها روبرو میشی چیزی از پیشرفت فکری و فکر باز مشاهده نمیکنی و حتی کوچکترین انتقاد رو به معنای توهین در نظر میگیرند در صورتی که بسیج باید به مردم آگاهی بدهد یک بسیجی باید امروزی فکر کنه و دانش روز داشته باشه . اقای مزروعی یک بسیجی میتونه الگوی مناسبی در جامعه باشه ولی راهی که امروز ما میبینیم راهی برای جذب نیست .

 

صم :

جناب آقاي مزروعي
با سلام
وقتي اين خبر ومطلب را دررسانه ها خواندم بدنبال نوشتن مطالبي در اين
خصوص حداقل براي شما بودم وقتي وبلاگ شما را ديدم برايم جالب بود كه اين بار مطالبم درراستاي مقاله شماست.بنده با شما كاملا موافقم.مي خواهند با اهداف ومقاصد ومطامع خود 40 درصد حقوق مردم به كساني كه خودشان مي خواهند بدهند.اگردردهه گذشته سهميه اي براي رزمندگان ويا خانواده شهدا درنظر گرفتند بنوعي قابل دفاع ومنطقي بوده است.هرچند آن عزيزان وبزگواراني كه دردفاع از آرمانها وتماميت ارضي كشورخود به جبهه ميرفتند هيچ توقع وچشمداشتي نداشتند ولي بلطبع جامعه ودولت مردان بايد حقوقي براي آنها درنظر ميگرفتندوآن باراجتماعي وپيامدهاي ديگرآن راهم قبول ومي پذيرفتند هرچند كه يك باري را برجامعه تحميل مي كرد اماقابل دفاع بود.اما حالا به هيچ عنوان قابل دفاع وتوجيه نيست بجز بدنام كردن بيسج و بسيجي وحساس كردن مردم.واين برمي گردد به اهداف باطل وشوم كساني كه درصدد ايجاد چنين امور واهي هستند.هرچند كه متاسفانه بدليل عملكرد نادرست ونا شايست عده اي آن ارزش وكرامت بسيج وبسيجي رامخدوش كردند. قطعا كساني كه مي خواهند اين عمل را انجام دهند دلشان براي بسيج وبسيجي نسوخته است . به فكراهداف ومطامع خود دردانشگاه وجامعه هستند.كساني كه درواقع داراي تفكروفرهنگ والاي بسيج وبسيجي هستند مواظب باشندو............

دراين اينكه بسيج شجره طيبه ويا لشگر مخلص خداست كه از فرمايشات رهبربزرگوار وفقيدمان(ره) مي باشد شكي نيست اما كدام بيسج وبيسجي.قطعا بسيج مردمي، همان انسانهاي عاشق خدا،اسلام ووطن كساني كه ازجان خود در راه اهداف وباورهاي خودگذشتند. وقطعا منظورازبسيج ،بسيج دولتي نبوده ونيست.كه متاسفانه امروزه بسيج دولتي بشترنمود ومصداق دارد.بسيج فوق العاده مي تواند منشآ اثرات خوبي درجامعه ما باشد بشرط اينكه وارد بازي هاي سياسي وجناحي نشوند وآن ارزش وكرامت والاي بسيج وتفكر وفرهنگ بسيجي حاكم با شد و........

 

محمدحسيني :

باسلام
بسيار بحث مباركي است. به آن دوستي كه ميگويد از شنيدن اين عبارات احساس بدي به من دست مي دهد زياد خرده نگيريد. ايشان و بقيه مردم در جامعه چيزهايي مي بينند و سوء استفاده هايي را مي بينند كه همه چيز را از چشمشان برده است . آيا قبول نداريد كه تقريبا ديگر از مقدسات چيزي نمانده است كه از آن سوء استفاده نشده باشد؟ شما يا ديگر مدافعين "ارزشها" تا هميشه نمي توانيد واقعيات جامعه را نبينيد. و باصطلاح( با عرض معذرت) سرتان را زير برف كنيد. بالاخره بدانيد و ميدانم كه ميدانيد جامعه ديگر از اينهمه سوء استفاده و مصادره كردن فرهنگها در جهت منافع مادي و دنيايي به تنگ آمده است. مردمي كه شبانه روز دردمندانه شرمنده فرزندان خود هستند، فرزندان و جواناني كه به هيچيك از آرزوهايشان نمي رسند و هيچ چشم انداز اميدواركننده اي در جلوي خود نمي بينند. به چه دلخوش كنند وقتي مي بينند كه طبقه اي نو بوجود آمده كه همه چيز را از سر حراج گذاشتن مقدسات بدست آورده است.

مزروعی : باسلام :من با نظر شما هیچ مخالفتی ندارم و کاملا با شما موافقم اما متوجه نشدم چرا این وسط مرا متهم کرده اید به اینکه سرم را زیر برف کرده ام ؟خوشحال خواهم شد که شواهدتان را ارائه کنید اما فکر می کنم امثال بنده اگر بخواهیم سرمان را زیربرف کنیم حکومتگران فعلی نمی گذارند که خود حدیث مفصلی است! اما با همه این احوال ما باید کار نیک را از سوی هرکسی انجام شد بستائیم و کار بد را هم محکوم ومذمت کنیم .

 

ایران امروز :

سلام

باید دید آیا این حرفها تا عمل فاصله دارد و یا نه؟ به گمان من خیلی فاصله دارد و نباید یک بیانیه را خیلی جدی گرفت.

مزروعی : باسلام ، باید از این کارحتی در حد حرف استقبال و پشتیبانی کرد تا تبدیل به عمل شود و نباید اینقدر به همه چیز بدبین بود .

 

امید :

با سلام
ظاهرا شما دوپینگ را در بعضی زمانها چندان زشت نمیدانید؟
آقای مزروعی تاثیر همیشه و برای همه وجود داشته و خواهد داشت
از یاد نبرید آقای بوش هم با تاثیر از 11 سپتامبر همه ی فجایع و کشتن های مردم افعانستان و عراق را انجام داد
همیشه می توان به بهانه فلان و فلان حق را ناحق کرد و سر در برف برد و گفت :"حتی اگر در گذشته اجرای این سهمیه بندی متکی بر برخی توجیهات بوده، تداوم این امر در شرایط کنونی جامعه توجیه چندانی ندارد "(پایان نقل قول از شما)
اگر واقعا هنوز سر در برف نکرده ایدو وضعیت آب را از سرچشمه می سنجید
آیا میشود برای ما بگویید اولین سهمیه بندیها کی به اجرا آمد و توجیهات آن چه بود؟
و آیا آن توجیهات بنظر شما قابل قبول برای یک فرد منصف وعادل بود؟

مزروعی : باسلام ، تا جائیکه بنده مطلع هستم این سهمیه ها از دوران جنگ و برای خانواده شهداء بوجود که از نظر من قابل توجیه است و به نظرم برای هرآدم منصف و عادلی می تواند قابل قبول باشد فرزندان کسانی که جانشان را برای دفاع از این آب و خاک و آسایش من و شما از دست داده اند با شرایط سهل تری از امکانات آموزش عالی استفاده کنند هرچند آنها که جانشان را برای دفاع از کشور در طبق اخلاص نهادند هرگز انتظار یک چنین اقدامی را نداشتند اما وظیفه شناسی حکم می کند که ما چنین پاداشی را برای خانواده آنها در نظر بگیریم و اگر منظور شما از سر زیر برف کردن همین بود که این خیلی جای مناقشه ندارد !

 

سنایی :

سلام
این اقدام نیک نیاز به عمل واقعی داره و هم خانواده های شهدا و جانبازان هم باید اینطوری برخورد کنند با این پیشکش ها.
خانواده شهدا حق زیادی به گردن کشور دارند ولی اجرشون رو باید از خدا بگیرند. بیشترین حقوق و تسهیلات مالی رو باید برای خانواده شهدا تعیین کنند ولی اینطور رانت هایی که به خانواده شهدا اختصاص می دن هم کرامت این خانواده ها رو خدشه دار می کنه و هم به بی عدالتی دامن می زنه
خدا قوت

مزروعی : باسلام ، درمورد خانواده شهداء که دیگر این سهمیه ها تمام شده است و بهتر است وارد آن بحث نشویم آنچه آلان محل بحث است تخیص فعلی همین سهمیه خانواده شهداء به بسیجیان فعال است که نادرست است و امیدوارین بنابرخواست بسیجیان این سهمیه حذف شود .

 

شاهین :

من نیز یک بسیجی ام ...
چون این حرفها را نمیتوان در سایتهای جناح به ظاهر طرفدار بسیجی درج کرد در اینجا میگویم که ما بسیجیان نیازی به بذل و بخششهای اینچنین تحقیر کننده و کاسب کارانه نداریم ، برهمه روشن است که با این رفتارها میخواهند بسیج را مال خود کنند ، و با استفاده ابزاری از بسیجیان و خانواده معظم شهدا چند صباحی دیگر نیز بر اریکه قدرت تکیه بزنند و غافل از اینکه بسیجیان همواره هشیار بوده و آلت دست گروهها و افراد نمیشوند... آقایان بهتر است از طرف بسیجیان حرف نزده و نظر واقعی آنها را در فضائی آزاد و به دور از فضاهای پادگانی بشنوند... با تشکر

 

محمددي :

با سلام خدمت شما عزيز بزرگوار
مطلبي را كه در زير مي آورم دروبلاگم گذاشته بودم ولي دوست داشتم براي شما هم بفرستم تا اگرنظري داريد درباره اش بنويسيد. در ضمن سري هم به وبلاگ اينجانب بزنيد . بحث مربوط به اين مطلب شما نيست ولي راه ديگري براي ارتباط با شما نداشتم و از اين طريق با شما تماس گرفتم
اين کامپيوتري که من و شما اکنون بوسيلة آن داريم باهم ارتباط برقرار مي کنيم حاصل کار شبانه روزي متخصصان بسياري است که در عمليات پيچيده و طاقت فرسا و با استفاده از هوش سرشار و افت و خيزهاي بسيار و آزمايشات مختلف و سعي و خطاها ساخته شده است و اکنون اکثر ما که از آن بهره برداري مي کنيم .هيچ تخصصي نداريم که بدانيم قطعات مختلفي که در اين دستگاه پيچيده وجود دارد چطور کار مي کنند اگر هم ادعا کنيم که خيلي ميدانيم باز هم جاهايي هست که کم مي آوريم. بگذريم؛
لازم نيست که ما تخصص سخت افزاري و يا نرم افزاري داشته باشيم تا بتوانيم از توانايي هاي اين دستگاه بهره برداري کنيم حتي اگر کاربر آن باشيم ويا مثلا بطور غير مستقيم از اين دستگاه و تکنولوژي استفاده کنيم. امروزه همه علوم تخصصي شده اند و در هر زمينه اي عده اي تخصص پيدا مي کنند و نه لازم است و نه ، ممکن که همه مردم در صدد متخصص شدن در همه رشته هاي علوم باشند تا بتوانند زندگي کنند و از مواهب بهره مند شوند و مثلا اگر کسي اقتصاد نخواند ديگر نتواند در بازار يا محل کارش موفق باشد. همينکه عده
اي باشند که اين تخصص ها را باندازه کافي داشته باشند کارها در آن زمينه انجام خواهد شد و ديگران بايد به کار خود در زمينه هاي ديگر بپردازند تا جامعه بتواند سرپا بايستد.بودجه کشور ما عجب حکايتي پيدا کرده است. چند سالي است که مي بينيم آقاي احمدي نژاد که ميخواهد بودجه را به مجلس ببرد مهمترين افتخارش اين است که بودجه اي را نوشته ايم که بسيار ساده و همه کس
فهم است. و حتي امسال گفته است: "اميدواريم به جايي برسيم که هرکس يک سند بودجه را بتواند در جيب خود جا بدهد." (نقل به مضمون).
مگر همه مردم لازم است قانون بودجه را بفهمند؟ هدف از لايحه بودجه چيست؟ يک لايحه درست و بي اشکال بودجه چه مشخصاتي بايد داشته باشد؟ اين بودجه بايد براي ترقي و پيشرفت کشور طرح شود و يک نظام هزينه و سرمايه گذاري و برنامه ريزي جامع و تامين منابع لازم را مد نظر داشته باشد يا بايد ساده و
همه کس و به شکل جيبي چاپ شده باشد؟ مگر بودجه کتاب دعا است که ايشان ميخواهند روزي برسد که هرکس يکي از آنها را داشته باشد که در جيب بگذارد تا بواسطه آن بلاهايش دور شود.مثل کاري که با قرآن کرده اند و بجاي آنکه سرمشق زندگي مسلمانان باشد در عمل آياتش فراموش شده است و به قرائتش و چاپ نفيس درقطع هاي گوناگون و رنگارنگش بسيار کوشيده شده است خلاصه شده است.همه مردم لازم نيست لايحه بودجه را درک کنند تنها متخصصين مورد اعتماد مردم که بدانند کافي است . نظارت مردم لازم است ولي اين نظارت بايد به نتيجه اقدامات و برنامه ريزي هاي صاحبنظران مربوط باشد يعني مردم بايد حاصل تلاش دولتيان و برنامه ريزان را در سر سفره خود ببينند که بفهمند کارها درست انجام شده است و برنامه ريزي چقدر با دقت و دلسوزي و کارشناسانه انجام شده است. بودجه ساده و همه کس فهم و چاپ شدني در قطع جيبي به چه معنايي است؟اين چه سليقه اي است ؟ اين سخنان از چه چيزي حکايت مي کنند؟

مزروعی : سلام ،بنده با مطالب شما موافقم اما درعین حال اگر دولت بتواند کاری کند که محتوای بودجه برای همه مردم قابل فهم و نظارت باشد قطعا کار بزرگی انجام شده است اما می دانیم که بسیاری از این حرف ها فقط وعده و عید است و لاغیر!

 

رزمنده وجانباز دوران دفاع مقدس :

بنده بیش از دوسال بصورت داوطلبانه در جبهه بودم دچندین بار مجردح شدم وبدلیل رشادتها با عضویت بسیجی جزءرده فرماندهی در گردانهای لشگر 17 علی ابن ابیطالب بودم درسال 74 خواستم عضو بسیج دانشجوئی دانشگاه محل تحصیل شوم بدلیل عدم امضاء فرم تعهدکه نوشته شده بود (در مورد مسائل سیاسی می بایستی در چهارچوب تصمیمات فرماندهی سپاه عمل نمائید )لذا چون بنده تحلیل فرمانده سپاه از سیاست رادرجهت سیره حضرت امام نمی دانستم نتوانستم عضوبسیج شوم ولی اگر خدای ناکرده جنگی کشور را تحدید کند مطمئاءدر صف اول خواهم بود وجان ناقابل خود را نثار مردم کشورم می کنم

 

محمد امامی :

سلام
چون قسمت تماس با ما یا ارسال مطلب نداشتید از این طریق ارسال کردم
---------------------
آقاي سليماني ! استدلال چه کسي چوبين است ؟!
================
آقاي سليماني وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات که به يمن تلاش کارکنان مخابرات استان يزد، در اجراي پروژه هاي مخابراتي، امروز براي افتتاح اين پروژه ها در يزد حضور يافته در مراسمي که بدين منظور برگزار شده بود به ايراد سخن پرداخت.
وي در بخشي از سخنانش ضمن تمجيد از دولت نهم و طرح «سخناني کليشه اي» مبني بر قطع کردن دست برخي از بيت المال ، ساده زيستي مسئولان و ... مخالفان دولت را مورد حمله قرار داد.
سليماني با طرح برخي از فعاليت ها ، سخنان مخالفان دولت را کليشه اي و تخريب خواند و اظهار داشت: استدلال مخالفان دولت هنگامي که از آنان آمار خواسته شود ، چوبين است.
در اينجا بد نيست بگوييم آقاي سليماني ؛ چه کسي با وجود و حضور وزير کشور 160 ميلياردي در دولت، مي تواند ادعاي ساده زيستي و پيروي از اسلام ناب محمدي (ص) و اسلام محرومان و پابرهنه ها را از دولت بپذيرد ؟!
آقاي سليماني ؛ گويا خاصيت ميکروفون و بلندگوهاي گوناگون براي دولت نهم اين است که مخاطبانش را نا آگاه فرض کرده و بخشي از آن چه را در تصورات و خيالات خود مي پروراند، در برابر افکار عمومي، بر زبان هم جاري کند !
آقاي سليماني خوب شد به اهميت توجه به آمار سخن گفتيد ! حال شما که استدلالتان چوبين نيست به افکار عمومي پاسخ دهيد که در برابر اين آمارهاي روشن و صريح که خود به تنهايي گوياي واقعيت هاست، چه حرفي داريد ؟!

* رسيدن به تورم 30 درصدي در شهريور 1387 و کسب رتبه نخست تورم در منطقه ، در حالي که طبق برنامه چهارم تورم مي بايست در سال 87 تک رقمي مي شد !
* کسري بودجه 15 هزار ميليارد توماني دولت در سال جاري و پيش بيني 20 تا 30 هزار ميليارد تومان کسري بودجه در سال آينده !
* افزايش 50 تا 60 درصدي وابستگي بودجه جاري دولت به نفت در سال 1387 در مقايسه با سال 1384 در حالي که طبق برنامه چهارم بايد 30 درصد از وابستگي بودجه جاري دولت به درآمدهاي نفتي کم مي شد !
* سه برابر شدن حجم نقدينگي در جامعه در مقايسه با سال 1383 در حالي که مي بايست کاهش يابد!
* افزايش ضريب جيني از رقم 423/0 در سال 1383 به 431/0 در سال 1385
* کاهش توان رقابتي اقتصاد و تنزل نرخ ارز از هر دلار 7112 در سال 81 به 5228 در سال 1386
* تنزل 30 رتبه اي ايران در فضاي کسب و کار ، از رتبه 108 در سال 2004 به 138 در سال 2008 بر اساس گزارش بانک جهاني
* افزايش بدهي خارجي کشور از 23 ميليارد دلار در پايان سال 83 به 5/ 28ميليارد دلار در پايان سال 86 !
* ناتواني در جذب سرمايه گذاري خارجي ؛ دولت نهم مي بايست طبق برنامه چهارم 12090 ميليون دلار سرمايه گذاري خارجي جذب مي کرد که بنا بر گزارش وزارت امور اقتصادي و دارايي، اين ميزان تنها 600 ميليون دلار است و رتبه کشور بر اساس گزارش انکتاد در سال 2007 در اين زمينه از بين 141 کشور 133 بوده است !
* مي بايست رشد اقتصادي حداقل 8 درصد مي بود ، اما بر اساس گزارش هاي ساليانه بانک مرکزي، در سال هاي 84 تا 86 رشد اقتصادي 7/5 (پنج و هفت دهم)، 2/6 (شش و دو دهم) و 7/6 (شش و هفت دهم ) درصد بوده است !
* رشد سالانه سرمايه گذاري که 2/12 (دوازده و دو دهم ) درصد پيش بيني شده بود ، اما در سه سال گذشته دولت به رغم مصرف حداقل 3/133 (صدوسي و سه و سه دهم) ميليارد دلار ، رشد اندک سرمايه گذاري در حدود 6/5 (پنج و شش دهم) درصد در سال را داشته است !

آقاي سليماني ؛
کاش در سخنان خود به عنوان وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات بيشتر حول محور موضوعات مربوط به وزارتخانه متبوع سخن مي گفتيد ! هر چند که سخنان شما در آن زمينه هم حرف هاي بسيار دارد !
کاش در مورد نحوه ي هزينه کرد وجوه خارج از شمول در اختيار مديران وزارتخانه متبوع خود و ميزان انحراف وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات از سند چشم انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه که در واقع بخشي از سياست هاي کلي نظام هست توضيح مي داديد !
در مورد احترام گذاشتن به دولت و ملت ايران در برخي کشورهاي ديگر سخن رانديد ، خوب است به جاي دوري نرويم و رفتار اهانت آميز همين کشور کوچک همسايه امان ، دوبي را با مسافران ايراني تحليل و تفسير کنيد !
آقاي سليماني ؛
دولت نهم و شما براي اينکه واقع نگر باشيد بايد کمي از حرف زدن هاي کليشه اي کم کنيد و به ارزيابي ها و ديدگاههاي کارشناسان و متخصصان امور بها داده و توجه کنيد ! آن گاه خود قضاوت کنيد و پاسخ دهيد که: استدلال چه کسي چوبين است ؟!

 

امید :

وظیفه شناسی حکم می کند که کار بد اصلا نکنیم
وظیفه شناسی حکم می کند که خشت اول را کج نگذاریم تا دیوار کج کج برود تا ثریا
نوشته بودم:همیشه می توان به بهانه فلان اتفاق و فلان موضوع حق را ناحق کرد و سر در برف برد و گفت :"حتی اگر در گذشته اجرای این سهمیه بندی متکی بر برخی توجیهات بوده، تداوم این امر در شرایط کنونی جامعه توجیه چندانی ندارد "(پایان نقل قول از شما)
و شما در جواب نوشته بودید:
مزروعی : باسلام ، تا جائیکه بنده مطلع هستم این سهمیه ها از دوران جنگ و برای خانواده شهداء بوجود که از نظر من قابل توجیه است(پایان نقل قول)
خوب ! فکر نمیکنید اگر آن سهمیه های اولیه برای شما قابل توجیه بوده ، این سهمیه بندی ، و سهمیه بندیهای دیگر نیز - با همان دلایل سابق - قابل توجیه باشد؟
سؤال اینجاست چرا تکریم و تشویق با دادن سهمیه برای ورود به دانشگاه
بقول معروف : اگر با دیگرانش بود میلی ، چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟
آیا مطمئنید دادن این سهمیه ها ربطی به سناریوی انقلاب فرهنگی آن سالها نداشته؟
آیا مطمئنید ربطی به کنترل دانشگاه در اوایل انقلاب- که سرسختانه جلوی اولین انحرافات از اصول انقلاب و اولین خشتهای کج ایستاده بودند- نداشته ؟
به همین دلیل
به دلیل نپرداختن به ریشه ی آن سهمیه بندیها از اصطلاح سر در برف کردن- که یکی دیگر از کامنت گزاران از آن استفاده کرده استفاده کردم - چون جوانان متاسفانه ریشه ی و نطفه ی این ماجراها را نمیدانند ولی شما بیشتر از هر کس دیگری از سرچشمه ی این سهمیه بندیها آگاهید و میدانید و قابل درک است بعنوان کسی که توانسته از برخی فیلترها بگذرد- و احتمالا مشمول برخی سهمیه ها بوده - بنابه مصلحت ، نمی گویم خلاف می گوید ولی مسلما همه ی حقیقت را نیز در این زمینه ها نمی گویید
برگردیم به سؤال اصلی
چرا تشویق و تکریم خانواده های شهدا از طریق پایمال کردن حق و حقوق دیگران و چرا با تزریق دوپینگ؟
چرا نباید با تامین زندگی آنها این تشویق انجام شود ؟
چرا باید اینها در رقابت جلوتر از دیگران قرار داده شوند؟
ایا اینکار انگیزه های سالم را در بین افراد جامعه از بین نبرد و نیتها را مخدوش نساخت؟
آیا نبودند بسیاری که به خاطر استفاده از همین سهمیه ها، ظاهری به جبهه ها رفتند و در نهایت کار را به خوراندن جام زهرکشاندند؟
و .....
در جواب به اینجانب نوشته بودید:
این سهمیه ها از دوران جنگ و برای خانواده شهداء بوجود که از نظر من قابل توجیه است
و به نظرم برای هرآدم منصف و عادلی می تواند قابل قبول باشد فرزندان کسانی که جانشان را برای دفاع از این آب و خاک و آسایش من و شما از دست داده اند با شرایط سهل تری از امکانات آموزش عالی استفاده کنند هرچند آنها که جانشان را برای دفاع از کشور در طبق اخلاص نهادند هرگز انتظار یک چنین اقدامی را نداشتند اما وظیفه شناسی حکم می کند که ما چنین پاداشی را برای خانواده آنها در نظر بگیریم(پایان نقل قول)
آقای مزروعی،
شایسته نبود اختصاص پاداش در چارچوب پاداش صورت می گرفت؟ آیا افرادی که آن سهمیه بندیها را در آن زمان توجیه پذیر دانستندواقعا نمیدانستند وقتی در شهر حکم شود که مست گیرند ، در شهر هر آنچه هست گیرند؟ و دیگر نمی تواند جلوی توقع ایجاد شده را بگیرند و بسیاری از فرصت طلبها از این منفذ داخل خواهند شد و .....
آیا نمی دانستند کاری که با آن "تاثیر" شروع شود به اینجا خواهد رسید؟
نوشته اید:
و اگر منظور شما از سر زیر برف کردن همین بود که این خیلی جای مناقشه ندارد !(پایان نقل قول)

اتفاقا همین جا - بعنوان سرچشمه ی انحراف - جای مناقشه دارد
آدم فقط تا هنگامی که نمیداند چرا و چگونه دچار بدبختی شده آدم است وقتی فهمید لاجرم به راه می افتد .... از همین جا دوگروه رقم میخورد . یک عده که قادر به پیشروی نیستند و توجیه می آورند تا به زحمت نیافتند ... و عده ی دیگر که به جنگ مشکلات میروند تا اصلاح کنند .....
بقول حافط: تبعیض واختصاص سهمیه به افراد حامی به کم و بیش کم است
کار بد مصلحت آنست که اصلا نکنیم
البته قابل درک است که شما بعنوان یکی از یاران آقای خاتمی که خود قانون گذار این سهمیه بندیها در اولین سال زمامداری بودند! با نظر اینجانب مبنی بر گل آلود بودن آب از سرچشمه موافق نباشید ولی باید متوجه بود که زایش درد دارد و درد روی هر کس تاثیری خاص میگذارد، متاسفانه بعضی آدمها نمیخواهند بشنوند و ببینند تا درس بگیرند الزاما خود را به مسکن می بندند
اقای مزروعی فکر نمیکنید برای اصلاح امور بیش از این، احتیاج به قرصهای مسکن نداریم چون باز درمان و اصلاح امور را به عقب می اندازد؟

مزروعی : باسلام ،دوست عزیز وقتی قرار برگفتگوست دیگر نباید اینگونه برخورد کرد که فقط حرف شما یا من درست است بلکه هر کس باید نظرش را بگوید و داوری را به عهده دیگران بگذاردو همه ما هم به این شیوه عادت کنیم و نه اینکه فکر کنیم حتما حرف ما باید به کرسی بنشیند و دیگران بپذیرندچراکه اینگونه نگرش ناقض گفتگوست . اگر قرار باشد شما به این نظر من که با نوعی استدلال توضیح داده ام که ازنظرمن تخصیص سهمیه برای خانواده شهداء قابل توجیه است ایراد بگیرید و آنرا به مساائل دیگر فرو کاهید خوب دیگر جایی برای گفتگو باقی نمی ماند چون شما پیشاپیش تصمیم خود را برای هر نظر من گرفته اید و جتی در این مسیر تا اتهام زنی به من پیش رفته اید که چون شما هم از برخی فیلتره گذشته اید و حتما از این سهمیه بهره ای بردید طرفدار آن هستید! دوست عزیزالبته شما برای اثبات نظرتان بازهم سناریوسازی کرده و طبق معمول غالب ما ایرانیان همه چیز را بهم ربط داده اید و از انقلاب فرهنگی و...مایه گذاشته اید که نادرست است اما برای اینکه بدانید کشورهای دیگر از جمله آمریکا و شوروی برای تجلیل و تقدیر از افرادی که در جنگ جهانی دوم و ایضا در جنک بعدی کشته و مجروح شدند چه می کنند کمی مطالعه کنید تا دریابید آنها بیشتر از این سهمیه ها برای خانواده این افرادمایه گذاشته اند . اما برای اینکه دریابید شما نیز همانند غالب ما ایرانیان بدن اطلاعات و داده های صیحیح اینگونه به قضاوت و حکم صادر کردن در مورد دیگران می پردازید:"البته قابل درک است که شما بعنوان یکی از یاران آقای خاتمی که خود قانون گذار این سهمیه بندیها در اولین سال زمامداری بودند! ..." به اطلاع شما می رسانم که هرگز چنین قانونی در دولت خاتمی و مجلس ششم به تصویب نرسید و این مصوبه ( ونه قانون )شورای انقلاب فرهنگی است و ازقضای روزگار دولت خاتمی به رغم فشارهای فراوان آنرا اجرا نکرد و جالب اینکه دولت احمدی نژاد هم در برابر آن ایستاد و تازه سرو صدایش در آمده است البته باز هم شما می توانیدحرف خودتان را بزنید! با همه این حرف ها اگر دیروزی کاری انجام شده اما حالا فهمیده ایم اشتباه شده آیا نباید آنرا اصلاح کرد ؟ آیا اصلاح اشتباهات سرزیربرف کردن و مسکن و...باید لقب گیرد ؟والا من این استدلال شما را که :" اقای مزروعی فکر نمیکنید برای اصلاح امور بیش از این، احتیاج به قرصهای مسکن نداریم چون باز درمان و اصلاح امور را به عقب می اندازد؟ " در نمی یابم مگر اینکه شما طالب این باشید که با انباشت اشتباهات جامعه انقلاب کند که اینهم چندین بار در ایران معاصر امتحان شده و جواب نداده است و سن و سال امثال بنده هم دیگر با اینجور فکرها نمی خواند .

 

یک شهروند :

با توجه به اینکه بسیج دانشجویی نمیتواند مستقل عمل کرده و تصمیمی اتخاذ کند تا چه حد این اطلاعیه بسیج دانشگاهی را فرمانی برای گرفتن ژست مظلوم نمایی برای مقابله با مخالفتها - مخصوصا در آستانه ی انتخابات میدانید؟
در ضمن بر خلاف امیدواری خام شما ، شنیده ام که در پشت این اطلاعیه بین بسیج و مرکز سنجش هماهنگی شده از این به بعد بدون اطلاع عموم و رسانه ها ، بسیجیان فرمهای خود را به مرکز سنجش ارسال کنند تا آنها خود ترتیب ورود آنها را بر اساس سهمیه های مقرر شده بدهند ،بنظر شما
این خبر دهان به دهان رسیده
با توجه به سوابق آقایان
تا چه اندازه می تواند با واقعیت موجود نزدیک باشد؟

مزروعی " یاسلام ،در آموزه های دینی ما اصل حکم به ظواهر است و من نیز حکم به ظاهر می کنم و هیچ از آنچه شما نوشته اید اطلاع ندارم وحتی اخباری عکس آنرا دارم اما فرض کنیم این چنین باشد حال که به هردلیل اینها این بیانیه را داده اند و خواستار اقدامی درست شده اند چرا ما از آنها دفاع نکنیم تا تبدیل به واقعیت شود؟ مسلم بدانید که اکر آنها این حمایت عمومی را ببینند در می یابند که باید اینرا عملی کنند تا مردم صداقتشان را دریابند و اینگونه نیست که اینگونه کارها پنهان بماند .

 

یک شهروند :

در ذیل نوشته ی قبلی بحث ناتمامی با هم داشتیم که با اجازه شما در اینجا دنبال میکنم
نوشته بودید:
مزروعی : باسلام ،از قدیم گفته اند که آزموده را آزمودن خطاست ! آیا شرکت نکردن در انتخابات از سوی برخی گروهها و افراد در دورقبلی ریاست جمهوری چه ببار آورد ؟ (پایان نقل قول)
سؤال:
شرکت کردن شما چه ببار آورد؟
شرکت نکردن آنها باعث شد که مشروعیت بیخودی برای کسی نخرند
شرکت نکردن آنها باعث شد که به اسم انتخابات گول نخورند و انتصابی را رسمیت بخشند....
آنهم شرکت کردنی که در نهایت برخی مجبور شدند سر به خجالت زیر انداخته و بخدا پناه بردند و برخی دیگر مجبور شدند سکوت کنند و شریک جرم باقی بماند
آقای مزروعی
آیا شما زیارت عاشورا را قبول دارید؟
واقعا؟
آیا قبول دارید که امام حسین اینگونه اعتقاد داشت: و لعن االله اسست اساس الظلم
لعنت خدا بر کسی که اسب ظلم را زین میکند؟
آیا قبول دارید که شرکت در انتصابی که نام انتخاب بر آن گذاشته شده بود هم ارزش مدرک آقای کردان بود؟ و همان اسست اساس الظم محسوب میشود؟
نوشته اید:
و یا شما فکر می کنید با شرکت نکردن اصلاح طلبان چه اتفاقی می افتد؟(پایان نقل قول)
جواب
حداقل این اتفاق می افتد که حساب خود را از حساب متقلبان جدا میکرد
آیا اصلاح طلبان جرات و جسارت برملا کردن تقلبها را داشتند؟
اگر داشتند و دارید، بسم الله ولی اگر نداشته و ندارید بنظر من کناره گیری بهترین کار برای خالی کردن پشت افراد متقلب است

آقای مزروعی
به دیدگاه حافظ اعتقاد دارید؟
حافظ معتقد بود
و همین اعتقاد اوست که او را همنشین قرآن و سفره های نوروزی ایرانیان کرده
از "مصاحب ناجنس" احتراز کنید
حالا چرا نمیخواهید این احتراز را بکنید حتما ریگی به کفش دارید؟
نوشته اید:
اینطور که شما تصور کرده اید که مرگ یکبار و شیون یکبار یعنی چه ؟(پایان نقل قول)
یعنی یکبار برای همیشه صف خود را از صف کسانی که بناحق قدرت را در دست گرفته اند و مشروعیتی بر اساس رای مردم ندارند جدا کنید
یعنی
اینهمه با نام اصلاح طلبی، آنهم بعضا با لباسهای آلوده لاف گزاف سر ندهید
نوشته اید:
اگر توضیح دهید بهتر می توانم ذهنیت شما را از این موضوع دریابم و پاسخگو باشم اما من فکر می کنم که یک چنین رفتاری از سوی اصلاح طلبان با استقبال اقتدارگرایان روبرو می شود(پاین نقل قول)
آقای مزروعی
شما تا بحال آتش نشانی کرده اید؟
دیده اید وقتی یکجا آتش میگیرد آنش نشانان چه میکنند؟
بله
اولین کار آنان اینست که از گسترش آتش به بقیه جاها جلوگیری کنند
ولی عمل شماو شرکت شما در انتصابات یعنی آتشفشانی یعنی ریختن بنزین روی آتش آنهم به اسم اصلاح طلبی و آتش نشانی
مرگ یکبار و شیون هم یکبار یعنی اینکه بالاخره تاکی میخواهید موضع خود را نسبت به تقلبات و تخلفات نشان ندهید و برای مردم ماجرای پشت پرده را روشن نکنید؟
نوشته اید:
چرا که آنها دوست دارند انتخابات با مشارکت حداقلی مردم و تضمین شده برای پیروزی آنها انجام شود و میزان مشارکت را هم به 50 درصد می رسانند که مشکل مشروعیت نداشته باشندو اینها نشان داده اندبرای بقای خود دست به هرکاری می زنند و اینگونه نیست که شما تصور کرده اید .(پایان نقل قول)
آقای مزروعی
آنها هر کار خواستند بکنند خودشان باید جوابگو باشند
ولی برای اینکار - ساختن رای و مشروعیت سازی مجبورند بیشتر تقلب کنند و بیشتر و بیشتر تخلف و آنوقت
افراد بیشتری ماهیت اصلی آنها را خواهند دید و خواهند شناخت و افراد بیشتری متوجه میشوند که زیر این لباس اصولگرایی چه خوابیده و آنوقت بیشتر و بیشتر از بدنه ی اینها کنده خواهند شد و در نتیجه بهتر میتوان آتش این بی اخلاقی ها را مهار کرد
اینطور نیست؟
آقای مزروعی
آیا شما قصد دارید باز هم هیزم بیار آتش تقلب و تخلفان و بداخلاقی های آنان آنان شوید؟
اشکال ندارد ولی بدانید که ما نیز متاسفانه در همین کشتی هستیم که شما نشسته اید و آنرا با این توجیهات سوراخ میکنید و لاجرم نمی توانیم ساکت بنشینیم تا شما و دوستان شما در آن گروه هر کاری خواستید با سرنوشت بچه های ما بکنید و بگویید اجازه دهید ما هم کار خود را بکنیم
نوشته اید:
به هرحال شما صاحب اختیار هستید که هرگونه می خواهید عمل کنید اما اجازه بدهید دیگران هم براساس تحلیل و برداشت خودشان عمل کنند .(پایان نقل قول)
آقای مزروعی
ما که سالهاست ، اجبارا به دلیل حمایتهای شما خاموشی گزید و سکوت پیشه کرده ایم اجازه واختیار ما هم همچنان در دست شما و دیگر دوستانتانست
باز هم بفرمایید هرکار خواستید بکنید ولی توجه داشته باشید که شما هم با آتش متقلبان خواهید سوخت
اگر با اراده اینکار را میکنید این شما و این آتش تخلف و تقلب آنان
بفرمایید داخل آن شوید
وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر بود
که بدین وسیله انجام داد
مزروعی : باسلام ، شهروند عزیز!یادم می آید قبل از انقلاب که به قم می رفتم دوست طلبه ای داشتم که می گفت من زیارت عاشورا نمی خوانم ووقتی دیلش را می پرسیدم استناد به همین جمله شما در زیارت عاشورا می کرد و می گفت که وقتی به معنای این جمله فکر می کنم شامل حال خودم هم می شود چراکه در ظلم کردن و بنیان گذاری اساس ظلم دو کس مقصرند یکی آنکه ظلم می کند و دیگری آنکه می پذیرد! البته من از آنروز در خواندن زیارت عاشورا خیلی محتاط شدم اما شما را نمی دانم اما اینکه خواسته اید مصداق این ظلم را به انتخابات و مشروعیت و...تقلیل دهید نادرست است ضمن اینکه اگر امثال بنده در انتخابات شرکت کردیم اتفاقا برای این بود که جلوی آنچه را نادرست می دانستیم بگیریم و در همه مراحل آنچه را نادرست می دانستیم فریاد زدیم اما آنها که شرکت نکردند چه کاری کردند؟جزاینکه خود را از عرصه سیاسی کشور حذف کردند؟
شما آیا دگراندیشی را قبول دارید ؟اگر قبول ندارید که با عنوان یک شهروند نمی خواند ولی اگر قبول دارید من چون متفاوت از شما فکر می کنم باید ریگی به کفش داشته باشم ؟ اینکه عین شیوه تفکر و عمل اقتدارگرایان است که مخالفان خود را به انواع و اقسام اتهامات و ریگی به کفش داشتن متهم می کنند؟
نکته دیگر هرفرد یا گروهی می تواند ادعایی بکند اما اینکه این ادعایش چقدر مورد قبول جامعه قرار می گیرد با شهروندان است بنابراین اگر امثال بنده ادعای اصلاح طلبی می کنم چرا شما باید اینگونه برشورید :"اینهمه با نام اصلاح طلبی، آنهم بعضا با لباسهای آلوده لاف گزاف سر ندهید" شما بجای این حق دارید لباس های آلوده امثال بنده و لاف گزاف را افشا کنید تا دیگران بهتر داوری کنند اما اگر نتوانستید و دیگران به شما اعتنا نکردند حق ندارید بگوئید چرا شما ادعای اصلاح طلبی دارید.توصیه بنده به شما این است که هرگز ساکت ننشینید و هرکاری که می توانید بکنید و بنده در نمی یابم که ما چه مزاحمتی برای شما داشته ایم که اینطور به ما تاخته ایدو کجا جلوی کار و اقدام شما را گرفته ایم ؟ اما دوست عزیز شما ما را با آنانی که معترض به آنها هستید اشتباه گرفته اید و فکر می کنم چون زورتان به آنها نمی رسد سراغ ما آمده ای! اما هرکاری می توانی بکن.
در آخر اینکه بنده چون به کارجمعی در سیاست باور دارم طبعا با اتکا به عقل جمعی حرکت می کنم و طبعا هر گونه تصمیمی را با توجه به شرایط در این حرکت جمعی می گیریم و شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نیز در همین چارچوب است و نوع بحث های مطرح شده در نظر شما را بارها در این وبلاگ پاسخ داده ام و نظر تازه ای ندارم و به شما هم توصیه می کنم بجای موضع انفعال و نفی در عرصه سیاست فعال شوید و جمعی را تشکیل دهید و تاثیرگذار شوید و نه اینکه به نقد و تخطئه فعالیت دیگران بپردازید . در مورد بنده و دوسانم نیز خیلی نگران هم پالگی شدن با متقلبان و...نباشید چرا که مردم جامعه ما تک تک ما و مواضع و فعالیت هامان را می شناسند و مطمئن باشید اگر ریگی به کفش مان باشد و...آنها را هم خوب تشخیص می دهند اما جالب اینکه شمایی که اینهمه به من تاخته اید حتی حاضرنیستید نام واقعی تان را پای نوشته تان بگذاریدتا معلوم شود ریگی به کفش ندارید و...

 

یک شهروند :

مطمان باشید اگر اطمینان به حمایت حداقل شما داشتم اسم واقعی خود را پای نوشته ی خود میگذاشتم ولی چه کنم که برخورد جمع شما را با دانشجویان و حتی با بازداشت آقای قابل ها دیده ام
در مورد اینکه پرسیده اید:
بنده در نمی یابم که ما چه مزاحمتی برای شما داشته ایم که اینطور به ما تاخته ایدو کجا جلوی کار و اقدام شما را گرفته ایم ؟
شما سیاهی لشکر و مشروعیت کسانی شده اید که میشد آنها را تنها گذاشت و رسوا کرد
شما حکم کسی را دارید که زیر پای خود در کشتی را سوراخ میکند .
باز با هم در پستهای بعدی گفتگو خواهیم کرد

مزروعی : باسلام ،واقعا که بهتر از این نمی شد کارتان را توجیه کنید و من متحیر مانده ام که مگر شما چه اقدامی می خواهید بکنید که جرئت پذیرش مسئولیت آنرا با نام ندارید . فکر نمی کنم تمسک بنام آقای قابل هم مشکلی از شما حل کند چون ایشان بخوبی همه مسائل را می دانند و وقتی هم به مرخصی می آیند حتما سری به جبهه مشارکت و دوستان می زنند و هیچ گلایه ای هم ندارند چون پذیرفته اند کار سیاسی در ایران هزینه دارد. من نمی دانم شما چگونه شهروندی هستید که فقط رجز آنهم برای من می خوانید در حالیکه امثال بنده یارخاطر شما نباشم بار خاطر شما هم نیستم و شما باید بسراغ کسانی بروید که به حق یا باطل سکاندار این کشتی شده اند و مطمئن باشید که سوراخ ما کشتی را غرق نمی کند اما شما از فرط نگاه به سوراخ فراموش کرده اید که یقه سکاندار را بچسبید که این کشتی را کجا می برد .

 

دانشجوی دانشگاه تهران :

با سلام .من اولین بار است که به سایت شما سر می زنم فقط یک نکته را می خواستم خدمتتان عرض کنم : در پاسخ به مطلب یکی از خوانندگان بنام - یک شهروند - وذکر این نکته که پشت پرده اطلاعیه بسیج دانشجویی قضایای دیگری وجود دارد واین یک هماهنگی از طریق فرماندهان سپاه با سازمان سنجش می باشد و..! شما که گفته اید که از ماجرا بی خبرید !! بسیار جای تعجب است که چطور شما اطلاع ندارید/ این مطلب این روزها در همه جا شنیده می شود واخبار متعددی از این قضیه در سایتهای خبری منتشر شده است. وخلاصه قضیه اینست که به پیشنهاد دکتر عباسپور (رییس کمیسون آموزش عالی مجلس) طی هماهنگی با فرماندهان بسیج وسپاه (سردار جعفری وسردار حجازی) وهمینطور سازمان سنجش قرار شده از سال آینده سهمیه 20درصدی (ونه40درصدی ) را به بسیجیان اختصاص دهند که البته بصورت غیر رسمی وغیر علنی وفقط از طریق ابلاغ به پایگاههای بسیج خواهد بود. و اطلاعیه بسیج دانشجویی مبنی بر اینکه : ما سهمیه نمی خواهیم !! نیز با هماهنگی همان مقامات صادر شده است. و متعاقب این نمایش قرار است کمیسون آموزش عالی مجلس بزودی به درخواست بسیج دانشجویی تکلیف سهمیه 40درصدی بسیجیان را با لغو آن اعلام کند!شما می توانید اطلاعات بیشتر را اگر دسترسی دارید از کیسیون آموزش عالی مجلس بدست آورید. اما به هرحال این موضوع ظاهرا از طریق یکی از اعضای هیات علمی دانشگاهها که در سازمان سنجش نیز حضور دارد لو رفته واز طریق اساتید دانشگاهها به گوش دانشجویان رسیده و بطور گسترده خبر آن منتشر شده است.
به هرحال این ساده نگری از شما بعید بود.
ضمنا لینک یکی از مطالبی که در رابطه با افشای این موضوع در سایت معتبر خبرنامه امیرکبیر درج شده است تا اینجا می آورم.
http://www.autnews.us/archives/1387,11,00016247

مزروعی : باسلام ، من نظر شما را انتشار دادم تا بدانید که در این باره حساسیتی ندارم اما بازهم تاکید می کنم که اطلاع موثقی در این باره ندارم و دسترسی به منابعی که شما نام برده اید ندارم ضمن اینکه اگر اینطور که شما نوشته اید عمل شود آنهم پنهان نمی ماند و آنگاه هزینه اش برای آنها که این بیانیه را دادند بیشتر خواهد شد و نمی دانم چرا شما اینهمه نگران این موضوع هستید .

 

مرتضی قشقایی :

سلام
این نامه رو یه بازی تبلیغاتی می دونم البته باید تا اخر ماجرا منتظر موند.
من فکر می کنم با این کار میخوان حرکات دانشگاه رو زیر نظر داشته باشن و حتی در دانشگاه و برای قشر روشنفکر هم خفقان سیاسی ایجاد کنند. غافل از اینکه با این کار بیشترین ضربه رو به این نیروی مردمی خواهند زد چرا که دیگه فقط افراد مخلص وارد این نیرو نمیشن بلکه خیلی ها به چشم گرفتن امتیاز به این جمع می پیوندند.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007