« بودجه‌های عمرانی در كام هزینه‌های جاری | صفحه اول | گرايش مردم به خاتمي و اصلاح‌‏طلبان رو به گسترش است »

16 دی 87

شاخص توسعه انسانى

تيتر مجله» برنامه « منتشره توسط » معاونت برنامه ريزى و نظارت راهبردى «رئيس جمهورى كه اخيرا منتشر شده )شماره ٢٩) اين است :» وضعيت » شاخص توسعه انسانى « جمهورى اسلامى ايران در منطقه آسياى جنوب غربى« .
هدف نويسنده از اين يادداشت جلب توجه همه دولتمردان و مسوولان قوا و نهادهاى حكومتى نسبت به اين گزارش رسمى منتشره توسط نهاد رياست جمهورى و خواندن آن است و البته اميدوارم حاميان دولت نهم كه هر روز از عملكرد اقتصادى اين دولت تعريف و تمجيد مى كنند يا احياناً برخى انتقادهاى لطیف مى كنند نيز اين مجله را به دست آورده و اين گزارش را بخوانند!

برپايه اين گزارش » شاخص توسعه انسانى « (HDI) در سال ١٩٩٠ توسط برنامه عمران سازمان ملل متحد به عنوان مقياس جديدى از توسعه معرفى شد و در تعریف و تبيين اين شاخص تلاش شد كاستى هاى قبلى براى رتبه بندى جايگاه كشورها به لحاظ توسعه يافتگى جبران شود. اين شاخص مبتنى بر اين ايده اساسى است كه لازمه دستيابى به زندگى بهتر علاوه بر داشتن درآمد بالاتر، پرورش و بسط استعدادها و ظرفيت های انسانى است.
» شاخص توسعه انسانى « درصدد اندازه گيرى متوسط دستيابى در يك كشور در سه بعد اساسى توسعه انسانى است. اين ابعاد عبارتند از: زندگى طولانى توام با سلامتى، دانش و استاندارد شايسته زندگى .
هر يك از اين ابعاد مى تواند ميزان رفاه يك جامعه را در زندگى اجتماعى و اقتصادى توضيح دهد. براى اندازه گيرى هر يك از اين ابعاد شاخص هايى معرفى شده كه به صورت زير هستند:
الف- زندگى طولانى توام با سلامتى كه با معيار اميد به زندگى در بدو تولد اندازه گيری می شود. اميد به زندگى انتظار زنده ماندن يك فرد در بدو تولد را نشان مى دهد ، به شرط آنكه الگوى مرگ و مير رايج در تولد فرد به همان صورت باقى بماند.
ب _ دانش كه به وسيله نرخ سواد بزرگسالان (با وزن دوسوم) و نسبت تركيبى ثبت نام خالص در دوره ابتدايى، راهنمايى و متوسطه )با وزن يك سوم ( محاسبه مى شود. از _اینرو ، شاخص مورد نظر از ميانگين وزنى شاخص باسوادى بزرگسالان و شاخص تركيبى نام نويسى خالص به دست مى آید .
ج - ا ستاندارد شايسته زندگى كه از طريق توليد ناخالص داخلی (GDP) سرانه)بر حسب برابرى قدرت خريد دلار آمريكا( محاسبه مى شود.
در ادامه گزارش به بررسى روند « شاخص توسعه انسانى » جمهورى اسلامى ايران در منطقه آسياى جنوب غربى( ٢٣ كشور) با استناد به جداول برگرفته از گزارش توسعه ٢٠٠٧ پرداخته شده است. نكته بسيار مهمى كه در اين گزارش جلوه گری می کند بهبود « شاخص توسعه انسانى» در دوره ١٩٩٥ تا ٢٠٠٥ يعنى دوره دولت خاتمى و اصلاح طلبان است به گونه اى كه نرخ رشد سالانه اين شاخص طى دوره اجراى قانون برنامه سوم( ٢٠٠٠ الى ٢٠٠٥) يك درصد و رتبه جهانى ايران ٩٤ بوده
(توسعه انسانى متوسط) و از رقم./722 به 759/. افزايش يافته است.
جايگاه ايران به لحاظ » شاخص توسعه انسانى « در ميان كشورهاى منطقه آسياى جنوب غربى در سال ٢٠٠٥ رتبه ١٢ است و اين در حالى اتفاق افتاده است كه نرخ رشد متوسط سالانه » شاخص توسعه انسانى « در دوره دولت خاتمى از همه كشورهايى كه رتبه بهترى از ايران دارند، به جز كشور ارمنستان، بيشتر بوده است! ادامه گزارش به شرح سناريوهاى مختلفى كه براى سرعت بخشيدن به نرخ رشد متوسط سالانه » شاخص توسعه انسانى «هنگام تدوين قانون برنامه چهارم توسعه و هم اكنون براى تهيه و تدوين قانون برنامه پنجم توسعه مى پردازد و به راحتى از اين گزارش می توان دريافت دستيابى به نرخ رشد متوسط سالانه توليد ناخالص داخلى ٨ درصد براى سالهاى اجراى قانون برنامه چهارم توسعه) 89 - 84) و 5/8 درصد براى دوره اجراى قانون برنامه توسعه پنجم براى بهبود جايگاه ايران به لحاظ» شاخص توسعه انسانى « در عرصه جهانى و منطقه ای و دستيابى به قدرت برتر اقتصادى منطقه اى برپايه سند چشم انداز توسعه بيست ساله اجتناب ناپذير است و تازه اين در شرايطى است كه ديگر كشورها و به خصوص كشورهاى منطقه آسياى جنوب غربى تحرك چندانى در اين زمينه نداشته و سرعت بهبود» شاخص توسعه انسانى « آنها برابر ايران باشد.
دولت نهم در سال ٨٤ در حالى مسووليت را به عهده گرفت كه» شاخص توسعه انسانى « به عنوان نمايشگر همه تلاش هاى اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى در كشور رو به بهبود بوده است و همچنين شرايط اقتصادى و سياسى براى اين دولت در وضعيتى كاملاً استثنايى و ممتاز نسبت به همه دولتهاى پس از انقلاب بوده است. ذخاير ارزى بانك مركزى بيش از ٥٠ ميليارد دلار، دارايى حساب ذخيره ارزى 8/14 ميليارد دلار و روابط خوب با كشورهاى دنيا ميراثى بود كه دولت خاتمى براى دولت نهم بر جاى نهاد و اين در حالى بود كه روند افزايش قيمت نفت و يكدستى حاكميت فرصتى بى نظير براى خدمتگزارى و كارآمدى دولت احمدىنژاد به وجود آورده بود و حداقل انتظارى كه می رفت تحقق اهداف كمى قانون برنامه چهارم توسعه از جمله دستيابى به نرخ رشد متوسط سالانه ٨ درصدى توليد ناخالص داخلى، 2/12 درصدی سرمایه گذاری و 9/9 درصدی تورم و عمل به شعارها و وعده هايى همچون آوردن پول نفت بر سر سفره هاى مردم و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و عدالت محورى و... كه آقاى احمدى نژاد در ايام تبليغات انتخاباتى رياست جمهورى نهم مطرح ساخت، بود. اما و صد اما كه در سال پايانى مسووليت دولت نهم، بر پايه اين گزارش و ده ها گزارش رسمى ديگر، به رغم بهره مندى اين دولت از بهترين شرايط اقتصادى و سياسى و از جمله در اختيار داشتن ٢٧٠ ميليارد دلار درآمد افسانه اى نفت و هزينه كردن آن مشاهده مى شود كه نه تنها عملكرد اقتصادى دولت نهم در تحقق اهداف كمى قانون برنامه چهارم توسعه در كشور ناكام بود بلكه روند حركت غالب شاخص هاى كلان اقتصادى منفى شده است .
براى اينكه بهتر معلوم شود اين دولت چقدر امكان مالى براى پيشبرد توسعه اقتصادى و اجتماعى در اختيار داشته است يادآور مى شوم كه جمع درآمدهاى نفتى در سالهاى پس از انقلاب بالغ بر ٧١٠ ميليارد دلار مى شود كه اين دولت بيش از يك سوم آن را در اختيار داشته است و بهره مندى دولت هاشمى از اين درآمد ١٢٦ ميليارد و دولت خاتمى ١٥٨ ميليارد دلار بوده است.
بر نويسنده معلوم نيست حاميان دولت و از جمله چهره هاى شاخص اقتصادى اصولگرا كه هر روز اين دولت را با صفاتى از قبيل كار و تلاش شبانه روزى و سفرهاى استانى و... مى ستايند و بر عملكرد اقتصادى دولت صحه مى گذارند با كدام معيار و شاخص كمى و اقتصادى اينها را اندازه گيرى مى كنند و آيا اينان گزارش هاى رسمى منتشره توسط همين دولت را مى خوانند و چرا اينان حاضر نيستند در مناظره و گفت وگوى رو در رو با منتقدان دولت نهم از عملكرد اقتصادى اين دولت دفاع كنند؟



   نظرات

شرفی :

این وضعیت بد معلول هست نه علت.معلول انجام انتخابات غیر سالم 84 که شما برگزار کردید.بنابراین شما حداقل عاملی شتابزا برای ایجاد این وضعیت هستید.البته اگر نقش کارگزار را بر ساختار ارجحیت دهیم.من در این موقعیت دست به انتخاب خوب وخوبتر میزنم نه بد و بدتر.خوب انتخابات سالم و خوبتر انتخابات آزاد و سالم می باشد.مسولیت خود را در ایحاد این وضعیت توضیح دهیدهمانگونه که هانا آرنت در گزارش محاکمه آیشمن به این امر در زمان دیکتاتوری هیتلر پرداخت.شما بجای بد و بدتر ما را به خوب و خوبتر ترغیب کنید.شهرام شرفی کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران.

مزروعی : با سلام ، متاسفانه من منظور شما را در نیافتم و اینکه امثال بنده چه مسئولیتی در برگزاری انتخابات سال 84 داشته ام ؟ متشکر می شود اگر روشنتر منظورتان را مطرح کنید تا بتوانم پاسخگو باشم .

 

:

شما نباید سکوت کنید.
خاتمی هم نکرد.
هیچ ابر سنگین و سیاهی نیست که آفتاب حق و عدالت و آزادی رو برای همیشه بپوشونه.
بمونید،باصلابت.

 

آزادی :

این گزارش خوبتونو در مراسم سخنرانی دانشگاه شیراز شنیدم.
خوب پیش میرید.
مثل دیگران سکوت نکنید
و
پشت "آنها که رفتند" باشید.

 

سعید :

با سلام. برای قضاوت در عملکرد اقتصادی دولت خاتمی و مقایسه ی آن با دولت احمدی نژاد باید روند امور را بررسی کرد که به کدام سمت حرکت می کرد:افزایش سالانه ی واردات، بزرگ شدن دولت، افزایش بیش از حد بودجه جاری ،افزایش سالانه ی استفاده از حساب ذخیری ه ی ارزی جهت هزینه های جاری، رشد بیش از حد نقدینگی، وابستگی بیش تر بودجه به درامد نفت( با محاسبه ی واقعی، نه صوری)، عدم اصلاح نحوه ی پرداخت یارانه های انرژی و ... .
احکام برنامه ی چهارم که به غمل در نیامد نمی تواند ملاک قضاوت باشد. بعنی اگر فرضا دولت خاتمی ادامه می یافت این روندها هم ادامه می یافت. البته واضح است که احمدی نژاد این انحرافات را با شدت خیلی بیش تری ادامه داده است.

مزروعی : باسلام ، من راجع به عملکرد اقتصادی دوران خاتمی هرساله مطلب و تحلیل نوشته ام که می توانید به آنها مراجعه کنیداما حتی اگر مدعای شما درست باشد ( که هیچ دلیلی یا آماری در این باره ارائه نکرده اید ) مهم این است که روند همه شاخص های کلان اقتصادی مثبت و رو به جلو بود در حالیکه در دولت احمدی نژاد همین ها با شدت بیشتری اتفاق افتاده است اما روند حرکت همه شاخص های کلان اقتصادی منفی شده است و قطعا اگر دولت خاتمی تداوم داشت آن روند مثبت ادامه می یافت و این به نفع اقتصاد کشور بود.

 

صحرائيان :

با سلام
از جمله شاهكارهاي ديگر همين معاونت برنامه‌ريزي و نظارت به اصطلاح راهبردي اين است كه در فصل پايان سال هنوز موافقت‌نامه بودجه را با وزارت علوم مبادله نكرده است. كاري كه بايد در ماه اول سال انجام شود هنوز بر زمين مانده است. همه پرداخت‌ها به صورت علي الحساب است. به اين مي‌گويند برنامه! اوج برنامه ريزي را در معاونت برنامه‌ريزي ملاحظه مي‌فرماييد؟!

 

شرفی :

منظور من این بود که دولت فعلی محصول عملکرد ناقص جبهه دوم خرداد در گذار به دمکراسی بود.جبهه دوم خرداد نتوانست فرایند گذار از بالا را مدیریت نماید.این امر باعث زدگی حامیان اجتماعی ابین جبهه شد و حاصل این چیزی هست که امروز شاهد هستیم.مثلا در مورد دستگیری و زندانی کردن بخشهایی از حامیان جبهه دوم خردادواکنش سیاسی رهبران این جبهه بیشتر انفعالی بود تا سیاسی و اثر گذار.به عبارتی رهبران جبهه دوم خرداد بیشتر بدنبال مصلحت بودند تا حقیقت.آقای مزروعی شما خوشبختانه بیشتر حقیقت گرا هستید.بنابراین بیشترراجع به نقد عملکرد هشت ساله جبهه دوم خرداد بنویسید.نقد را از خودتان شروع کنید.

مزروعی : با سلام و تشکر از لطفی که به من داشته اید من با نظر شما موافق نیستم چون مبتنی بر نوعی نگاه واقعی به آرایش نیروهای سیاسی و ساختار حقیقی و حقوقی قدرت در جامعه ما نیست و براین تصور استوار است که دولت یا مجلس اصلاحات فارغ از اختیارات و وظائف خود می توانست جلوی برخی امور از جمله زندان رفتن حامیان دوم خرداد را بگیرد در حالیکه در همان زمان نیز نیروهای اقتدارگرا دست بالا را در بسیاری از امور داشتند و متاسفانه برخی نیروهایی که خود را در جبهه اصلاح طلبی تعریف کرده بودند با عدم درک این موضوع و اتخاذ مواضع رادیکال از قبیل عبور از خاتمی و تحریم انتخابات شوراها و...به تیز کردن چاقوی اقتدارگرایان کمک کردند والبته اشتباهی که ما با تعدد نامزد در انتخابات ریاست جمهوری کردیم سرانجام به روی کار آمدن احمدی نژاد و حاکمیت یکدست اقتدارگرایان منجر شد و...در مورد نقد اصلاح طلبان نیز فکر نمی کنم بیشتر از این بشود نقد کرد چون تا دلتان بخواهد در این باره حرف و سخن گفته شده است اما فارغ از اینها تاریخ و کار سیاسی تجربه است و حالا مردم ما با دو تجربه عملی دوران اصلاحات و اقتدارگراها روبرو هستند و اگر بتوانیم از انتخابات آتی ریاست جمهوری اسلامی استفاده کنیم در خواهیم دریافت که بالاخره اکثریت مردم کدام الگو را برای اداره کشور انتخاب می کنند و اتفاقا این ارزشمند است که مردم با تکیه بر دو تجربه دست به انتخاب بزنند و ما هم دریابیم که آیا مردم از اصلاحات بریده اند یا نه ؟

 

:

دردم نهفته به ز طبيبان مدعي باشد كه ازخزانه غيبش دواكند
خدمت جناب آقاي مزروعي عرض سلام وخسته نباشيد دارم

بازهم پيكرمطهروملكوتي چند شهيد گمنام رادردانشگاه دفن نمودند نمي دانم انگيزه دست اندركاران ازاين عمل چيست ولي بعنوان يك فرزند شهيد كه درد ورنج كشيده اينگونه مسائل هستم ونسبتي با اين مسائل دارم اين عمل راجالب وپسنديده نمي دانم وبعيد نمي دانم كساني كه دستورمي دهند وكساني كه موافقت مي كنند دردانشگاه پيكرمطهراين عزيزان لاهوتي را دفن كنند ازسرشفقت ودلسوزي نيست بلكه استفاده ابزاري وبهره برداري درجهت مطامع خودشان مي باشد چه آن كساني كه امربه اين نموده چه ان افرادي كه موافقت كرده مثلا دردانشگاه اين عزيزان رادفع كنند.همه اينها كوچكتر ازاين هستند كه بخواهند درمورد دفن شهدا نظر وتصميمي بگيرند مگربراساس مطامع خود.آيا تاكنون شده دراين خصوص با خانواده شهدا وخاصه خانواده شهداي گمنام مشورت ونظرخواهي كنند.
چه بسا بعدازدفن، اين عزيزان موردبي مهري وحتي بي احترامي مغرضين قرارگيرند كه گناه وعقوبت آن رابايد به حساب دست اندركاران گذاشت
اين درد ودل يك فرزند شهيد است كه حداقل با اين مسائل بزرگ شده ونسبتي با مسائل دارد

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007