« ارزیابی سفرهای استانی | صفحه اول | در دولت احمدی نژاد، اغنیا، ثروتمندتر و فقرا، فقیرتر شده اند »

11 آذر 87

اشتباه بزرگ

مدتی است با اینکه فارغ البال شده ام اما تمایل چندانی به نوشتن در وبلاگ ندارم چرا که احساس می کنم شیرازه امور در کشور در هم پاشیده و روز به روز هم در حال بدتر شدن است و از قضای روزگار آنهائیکه باید بیشترین نگرانی را دراین باره داشته باشند به نظر می رسد که آسوده خاطرند و حتی با حمایت های قاطع و پی در پی از دولت احمدی نژاد اعلام می کنند که از اوضاع و احوال راضی اند و نگران هیچ چیز نیستند! در این شرایط که گوشی برای شنیدن نقد و انتقاد از سوی حاکمیت وجود ندارد گفتن و نوشتن امثال بنده جز اینکه بر سوء تفاهمات جاری بیفزاید چه کارکرد دیگری می تواند داشته باشد ؟ با این احوال خود را تسکین می دهم که امثال بنده به عنوان یک مسلمان و شهروند وظیفه داریم آنچه را می فهمیم و فکر می کنیم به خیر و صلاح جامعه ای که در آن زندگی می کنیم و چه بخواهیم و چه نخواهیم از خیر و شر آن در مصون نیستیم بگوئیم و بنویسیم شاید در جایی موثر افتد ، و دیگر اینکه بقول معروف برای ثبت در تاریخ بد نیست تا بعدها معلوم شود چقدر نوع برداشت و نگرش من نسبت به اوضاع و احوال درشت یا نادرست بوده است ؟ حال با این مقدمه می خواهم به این موضوع بپردازم که ما در امر حکومتداری به چه « اشتباه بزرگ » دچار شده ایم که اوضاع و احوالمان اینگونه شده است ؟

برای اینکه از خود سخن نگفته باشم در این باره به سخن امام علی (ع) ارجاع می دهم . هرچند در جامعه ما از در و دیوار تبلیغ دین می بارد و در هر کوی و برزن داد از قران و سخن امامان بلند است اما به نظرم در گذر زمان جامعه ما و ایضا حکومتگران ما از معنا و محتوای اصلی اینها دور شده و بیشتر به شکل و ظاهر چسبیده اند و از جمله در جامعه امروز ما کمتر به نهج البلاغه در اداره امور کشور بها داده می شود . در اینجا من فرازهایی از کتاب « سیری از نهج البلاغه » استاد شهید آیت الله مطهری را می آورم تا معلوم شود در روزگاران قبل از انقلاب چگونه نگاهی به آموزه های امام علی بود و امروزه چه نگاهی جریان دارد ؟ استاد آورده است :" یکی از چیزهایی که رضایت عموم مردم بدان بستگی دارد اینست که حکومت با چه دیده ای به توده مردم و به خودش نگاه می کند؟ با این چشم که آنها برده و مملوک و خود مالک و صاحب اختیار است ؟ و یا با این چشم که آنها صاحب حقند و او خود تنها وکیل و امین و نماینده است ؟ در صورت اول هر خدمتی انجام دهد از نوع تیماری است که مالک یک حیوان برای حیوان خویش انجام می دهد ، و در صورت دوم از نوع خدمتی است که یک امین صالح انجام می دهد . اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و واحتراز از هرنوع عملی که مشعر بر نفی حق حاکمیت آنها باشد ، از شرائط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است . "(صص118و 119) استاد در ادامه ذیل عنوان « کلیسا و مساله حق حاکمیت » آورده است :" ارباب کلیسا و همچنین برخی فیلسوفان اروپایی ، نوعی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر ، برقرار کردند . طبعا نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد . چنین فرض شد که یا باید خدارا بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشنی ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم ." در ادامه استاد وارد بحث « حقوق متقابل مردم و حکومت و حکومتگران » و اینکه « حکمران امانتدار است نه مالک » می شود و می آورد :" در منطق این کتاب شریف ( نهج البلاغه) ، امام و حکمران ، امین و پاسبان حقوق مردم و مسئوول در برابر آنها است ، از این – حکمران و مردم – اگر بناست یکی برای دیگری باشد ، این حکمران است که برای توده محکوم است ، نه توده محکوم برای حکمران " و آنگاه به شرح این موضوع از سخنان امام علی می پردازد .
در سایه چنین نگاهی به حکومت براحتی می شود این سخنان امام علی را فهم کرد که : " در ديده مردم پارسا، زشت‌ترين خوي واليان اين است كه خواهند مردم آنان را دوستدار بزرگمنشي شمارند و كارهاشان را به حساب كبر و خودخواهي بگذارند، و خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم، و خواهان ستايش شنودن ... با من آنسان که با جباران و ستمگران سخن می گویند سخن نگوئید ، القاب پرطنطنه برایم بکار نبرید ، آن ملاحظه کاریها و موافقت های مصلحتی که در برابر مستبدان اظهار می دارند ، در برابر من اظهار مدارید ، با من به سبک سازشکاری معاشرت نکنید ، گمان مبرید که اگر به حق سخنی به من گفته شود برمن سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند که هرکس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت براو ناخوش و سنگین آید عمل به حق و عدالت براو سنگین تر است پس از سخن حق و نظر عادلانه خودداری نکنید . . بنابراین ، از اینکه سخن حقی را بگوئید ، یا مشورت به عدل نمایید خودداری نکنید ، زیرا من خود را برتر از آن نمی دانم که خطا کنم ، واز اشتباه در کارم ایمن نیستم ، مگر آنکه خداوند مرا در کار نفس کفایت کند که بیش از من مالک آن است . جزاین نیست که من و شما بندگان مملوک خداوندی هستیم که پروردگاری جز او نیست ، مالک چیزی از ماست که ماخود مالک آن نیستیم ، خداوندی که مارا از آنچه در آن بودیم بیرون آورد و به آنچه صلاحمان بود درآورد ، هدایت را جایگزین گمراهی ساخت ، وبینایی را پس از کوری به ما ارزانی داشت ." (فرازي از خطبه 214 نهج‌البلاغه) حال فکر می کنم براحتی بشود دریافت که ما گرفتار چه « اشتباه بزرگ » در امر حکومتداری شده ایم ؟



   نظرات

بهمن هاتفی :

سلام
آقای مزروعی در جواب کامنت قبلی من فرموده بودید « به نظر من چه آقای خاتمی بیاید یا نیاید اصولگرایان به اجبار یا اختیار روی احمدی نژاد متحد خواهند شد».
آیا می‌توانید مستند این تحلیل خود را ارائه دهید؟ آیا فکر نمی‌کنید که شما وظیفه دارید کم هزینه ترین راه را برای مردم انتخاب و یا حداقل آن را در معرض دید عموم قرار دهید.
اگر فرض شما غلط باشد (که تا دلیلی برای آن ارائه ندهید و با توجه به اختلافات شدید جناح راست، من خود را محق می دانم آنرا غلط بدانم) مسئولیت شما در اصرار در دفاع از استراتژی غلط، کوچک نخواهد بود.
باید جناح راست نترسد تا کاندیداهای متنوع بدهد، این به خصوص از جهت کنترل تقلب مهم خواهد بود. آقای مزروعی لرستان دوم خرداد را بیاد بیاورید، اگر قرار برتقلب باشد، ما هیچ کار نمی توانیم بکنیم، حتی اگر آنگونه که شما می گویید محبوبیت خاتمی از احمدی نژاد بالاتر باشد. چیزی که واضح است احمدی نژاد از ناطق ۷۶ محبوب تر است (و اگر نباشد شهره به محبوب است که کار تقلب را راحت می کند) و نظارت و اجرا هم که بسیار هماهنگ تر از دوم خرداد است. از طرفی این سالها خاتمی (درست یا غلط) نقد شده (تخریب ها را فرض کنیم اثر ندارد) و نمی توان رأی وی را با دوم خرداد مقایسه کرد. به نظر من مردم (نه تنها در ایران که در همه جای دنیا) به چهره های جدید راحت تر رأی می دهند. رأی های سلبی (که در ایران بسیارند و ما از آنها با رآی "نه" یاد می کنیم) معمولا نصیب چهره های جدید می شود.
آقای مزروعی، قصد من روشن شدن موضوع در درجه اول برای خودم و سپس دیگران است. با اینکه با آمدن آقای خاتمی مخالفم و آن را بازی باخت -باخت می دانم (دلیل آن را در یادداشتهایی نوشته ام) با این حال اگر بیاید به او رأی می دهم.
امیدوارم حداقل همانقدر که وقت می گذارید تا فلان کس را که شما را متهم به به بی دینی یا آمریکایی بودن می کند، قانع کنید (غافل از آنکه او فحشش را داده است و رفته) کمی هم بفکر جواب منطقی به امثال ما باشید.

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و توجه شما ، من فکرمی کنم پاسخی که می دهم منطقی است اما ممکن است این برای شما قانع کننده نباشد ازاینرو شما نباید اینگونه مرا مخاطب قرار دهید :" امیدوارم حداقل همانقدر که وقت می گذارید تا فلان کس را که شما را متهم به به بی دینی یا آمریکایی بودن می کند، قانع کنید (غافل از آنکه او فحشش را داده است و رفته) کمی هم بفکر جواب منطقی به امثال ما باشید." دلیل آنهم این است که من نمی توانم همه داده ها و دانش و تجربه های خودم را به شما منتقل کنم و شما هم ایضا ، و ممکن است به رغم ادامه بحث و توضیحات بازهم من و شما بر سر این موضوع به تفاهم و برداشت مشترک نرسیم اما با این حال می توانیم گفتگو کنیم . اما دلیل اینکه جناح اقتدارگرا بر سر احمدی نژاد متحد می شوند اول دلیل اینکه این جناح دستوری عمل می کند و وقتی دستور آمد همه اختلافات کنار می رود همانگونه که الان حمایتشان از دولت نهم دستوری است و دائره اختلافشان حدی دارد ! (این بخش اجبارش بود ) ثانیافرض را براین بگذاریم که دستور نیامد و خاتمی هم نیامد و گروه های اصولگرا اختیار داشتند که نامزد های دیگری هم داشته باشند و همچنین جناح اصلاح طلب هم نا مزد داشته باشد یا نداشته باشد آنگاه چه کسی می تواند در برابر احمدی نژاد که در این مدت یک پایه رای حداق هفت هشت میلیونی ( میزان رای دوراولش در انتخابات گذشته ) برای خود ساخته است و بقول شما ابر و باد و مه و خورشید و فلک در سر صندوق ها ی رای در کارند تا ایشان رای بیاورد شانس پیروزی داشته باشد؟ به نظر من حتی اگر همه اصلاح طلبان هم روی نامزدی غیر از آقای خاتمی تفاهم کنند( خوشبینانه یک نامزد و چهره جدید اصلاح طلب که بنده نمی شناسم و بدبینانه حمایت از یک چهره جدید اصولگرا!)بازهم در شرایط خوشبینانه امکان پیروزی در دور اول برایش وجود ندارد و در دور دوم هم اصولگرایان روی احمدی نژاد متحد خواهند شد و نتیجه آن نمی شود که شما فکر می کنید . به نظر من با توجه به شرایط کنونی کشوردر عرصه داخلی و خارجی و وضعیت انتخاباتی تنها فردی که می تواند در مقابل احمدی نژاد عرض اندام نماید آقای خاتمی است چرا که ظرفیت رای آوری ایشان فراتر از گروهها و جناح اصلاح طلب است و من در شرایط کنونی براین نظرم که اگر آقای خاتمی نتواند رای بیا ورد هیچکس دیگر هم نمی تواند و ما نباید وقت و انرژی خودمان را بیهوده تلف کنیم و قطعا باید بدانیم با نیامدن آقای خاتمی چهار سال دیگر هم آقای احمدی نژاد را باید تحمل کنیم مگر اینکه در روزها و ماه های آتی اتفاق خاصی بیافتد و یا معجره ای رخ دهد .

 

بهمن هاتفی :

سلام
ممنون از جوابتان.
همانطور که گفتید بحث مفصل است، اما من در اینجا چند (و در واقع یک) سؤال دارم تا بتوانم مبانی استدلالی شما را دنبال کنم. ( اگر به دلایل قابل فهم، برای درج این سؤالها و یا جوابش معذوریت دارید لطفا آن را حذف کنید و در جواب با با یک بلی یا نه پاسخ دهید):
۱.آیا شما به فرماندهی واحد در اردوگاه راست اعتقاد دارید؟
۲.آیا پیروی از ولایت فقیه در اینان را اعتقادی میدانید؟
۳. آیا رهبری اوتوریته کامل روی تمامی بخش های آنان دارد؟
۴.رهبری از روحانیون و نظامیان مشروعیت می گیرد یا برعکس؟ و شاید آنگونه که من می فهمم این رابطه بسیار پیچیده تر از رابطه ای یک طرفه است و هیچکدام نمی تواند دیگری را بوضوح و راحتی دور بزند.
در انتها باید بگویم که من مطمئنم که شما بسیار بیشتر از من مناسبات در داخل قدرت را می شناسید و اما برای خودم هم نوعی بصیرت سیاسی قائلم و کلا زیر بار تحلیل یکدستی حاکمیت نمی توانم بروم و فاکتهای مخالف آن بسیار بیشتر از آنست که بتوانم آنها را نادیده بگیرم.
در انتها و فقط به اشاره بگویم که از نظر من دمکراسی با ایجاد شکاف در قدرت قابل حصول است و نه با یکپارچه کردن آن. انتخابات زمان رو آمدن اختلافات در تمامی گروه‌ها( و از جمله حاکمان) است. در شرایط خاص ایران ما برای محدود کردن قدرت باید این اختلافات را تشدید کنیم (حتی به قیمت عدم ائتلاف در جبهه نزدیک به خودمان).
اگر یک اصلاح طلب در مرحله دوم انتخاب شود و آن طرفی ها بعد از مقداری دعوا در مرحله اول، در انتها روی کسی ائتلاف کنند کار فرد منتخب بسیار ساده تر انتخاب در مرحله اول است. فراموش نکنیم که حتی پس از غافل گیری دوم خرداد آنگاه که آنان از شوک خارج شدند توانستند ابتکار عمل را در دست بگیرند، پس خاتمی و یا هر کس دیگر در مقابله با تمامی قدرت (از بخش های رسمی قانونی نظیر شورای نگبهان و فراقانونی نظیر حکم حکومتی و غیر قانونی شبیه قدرت های امنیتی و بازداشتهای خودسرانه گرفته تا بخشهای قدرتمند متن جامعه نظیر روحانیت سنتی و سرمایه داری رانتی جدید و آریستوکرات های نو ظهور)کار چندانی نمی تواند به پیش ببرد.
اینبار آنان بسیار راحتر از دوم خرداد با فرد منتخب مقابله خواهند کرد مگر آنکه منافع بخشهایی از قدرت در راستای حفظ فرد منتخب باشد.
به عنوان یک اصلاح طلب من بدنبال اثبات شخص و مرامی در انتخابات نیستم و برای همین وجود خاتمی را در این مرحله لازم نمی دانم. آمدن وی به دو قطبی شدن جامعه و انتخابات منجر و حاصلی برای ما نخواهد داشت. باخت (که با وجود تقلب دور از ذهن نیست) شکست در مقابل افراطی گری تلقی خواهد شد و به افراطیون نظامی قدرت مضاعف اعطا خواهد کرد و در صورت برد( که بعید می دانم) به علت اردوگاه متشکل راست در مقابل، نخواهد توانست هدفی را پیش ببرد که نهایتا به نا امیدی بیشتر از امکان هر گونه اصلاح(مانند بار قبل) منجر خواهد شد و ما را به جایی عقب تر خواهد فرستاد.
ببخشید می خواستم یه سؤال بکنم، دوباره پر حرفیم گل کرد.

مزروعی : باسلام ، در پاسخ به سئوالات شما بنظرم ما نباید کاری به انگیزه درونی آدمها داشته باشیم چون به آنها دسترسی نداریم بنابراین پرسش از وجه اعتقادی نادرست است اما افراد و گروه های جناح راست تاکنون نشان داده اند هرکجا که دستور از فرماندهی رسیده است ولو اینکه با آن در دل و باطن مخالف بوده اند اطاعت امر کرده اند و نشانه بارزش همین حمایت کلی شان از دولت احمدی نژاد است با اینکه در جزئیات انتقادات فراوان به عملکرد دولت دارند و حتما توجه دارید که حفظ دولت در دست اصولگراها هدف همه این افراد و گروه هاست و این جزئیات برای رسیدن به آن هدف همه رها شدنی است. بطور مشخص در پاسخ به سئوالات :1-اردوگاه راست در جهت گیری های کلی فرماندهی واحد دارد و این ناشی از نگرشی عقید تی در این جناح است که قبلا ذیل شعار ذوب در ولایت صورت بندی می کردند.2- به نظرم درخش غالب این جناح پیروی شان از ولایت فقیه اعتقادی است .3- بستگی به اینکه اتوریته را چه تعریف کنیم دارد چرا که برای بخش های مختلف راست متفاوت است و از نظر من این اتوریته وجود دارد.4 - این مشروعیت متقابل است و همانگونه که شما آورده اید بسیار پیچیده و اینهم اختصاص به نطام ما ندارد.
در مورد بقیه مطالبتان من هم با شما موافقم و اختلافی در این باره نمی بینم اما در نمی یابم که چه نتیجه ای می خواهید از آن بگیرید؟ بالاخره انتخابات است و شما می خواهید از این انتخابات در جهت پیشبرد دموکراسی استفاده کنید حال باید مشخص کنید که رقایت انتخاباتی اگر بین چه افرادی باشد شما می توانید نتیجه بگیرید؟ اینکه شما شرایط را خشک و غیرانغطاف می گیرید که اگر خاتمی بیاید چه و چه می شود نادرست است چون شرایط سیاسی گشور دائم در حال تحول است و از رخدادها تاثیر می پذیرد. شما می بینید که حتی احمدی نژاد امروز احمدی نژاد دیروز نیست و ایضا دیگر اصولگرایان و اصلاح طلبان ، و ایتگونه نیست که شما تصور کرده اید . به هرحال همه این بحث به این ختم می شود که چه افرادی می خواهند رقیب احمدی نژاد باشند و نتیجه احتمالی چه میشود و شما باید به این سئوال اصلی جواب دهید تا بشود دریافت چقدر هدف شما تامین می شود .کلام آخر اینکه زیاد نگران شکست آقای خاتمی نباشید حتی اگر فرض شما در این باره درست باشد تازه می شود همین وضعیت موجود، و دنیای سیاست دنیای ریسک و خطر است و نباید از ترس مرگ خود کشی کرد هرچند به نظر من با آمدن آقای خاتمی احتمال پیروزی بسیار بالاست و قطعا به ریسکش می ارزد .

 

:

سلام
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=15392

http://rajanews.com/Detail.asp?id=20298

جرا شما و آقای خاتمی از دانشگاه آزاد حمایت می کنید!؟
شما فیلم زمین خواری جاسبی و برخوردی که با خانواده آقای هادوی شده را در سایت جهان نیوز دیده اید!؟(اگر نداریدو خواستید بگویید تا برایتان ایمیل کنم)
من یادم هست که نمایندگان مجلس ششم هم به جاسبی اعتراضاتی داشتنند اما می دانید چرا با همه این اعتراضات جاسبی هنوز هم بر سر کار است!؟ چون "قدرت" قانون خودش را دارد وقتی چپی ها اعتراض می کنند راستی ها مدافع می شوند و وقتی اصولگرایان با همه توان خواستار عزل این فرد از راس این دانشگاه مردمی می شوند چپی ها گذشته را فراموش می کنند و ...افسوس و صد افسوس که علیرغم حسن نیت طرفین، "فاسد"؛ همچنان جولان می دهد...چه می شود اگر یکبار اصلاح طلبان همصدا با اصولگرایان خواستار عزل او شوند مثل ماجرای کردان، اما این اتفاق هرگز نمی افتد چون جناحی که در قدرت نیست همیشه به هاشمی امید دارد...نمی خواهد رابطه اش را با او خراب کند ...ای تف به این سیاست!...لعنت! لعنت! لعنت! به این سیاست بی پدر و مادر!

مزروعی : باسلام ، اول اینکه اگر شما واقعا چنین نظری داریدومسئولیت نظرتان را می پذیریدچرا بدون نام و نشان نظر خود را ارسال داشته اید؟ از این معلوم می شود که شما حاضر نیستید مسئولیت نظر خودتان را بپذیرید و روشن است که در این حالت نظر شما اعتبار ندارد . ثانیا معلوم می شود شما مصاحبه مرا نخوانده اید و به همان خبر سازی سایت منتسب به اقتداگرایان حاکم بسنده کرده اید در حالیکه محتوای مصاحبه بنده در دفاع از دانشگاه آزاد است و نه آقای جاسبی و از قضا در آن مصاحبه از ایشان انتقاد کرده ام !اگر شما و دیگران نمی توانید فرقی بین دانشگاه آزاد و آقای جاسبی بگذارید تقصیر من چیست ؟ من توصیه می کنم اگر شما دنبال حقیقت هستید بروید و مصاحبه مرا بطورکامل بخوانید تا دریابید اصلا موضوع به اینهایی که شما نوشته اید ربطی ندارد و من متاسفمم که غالب ما ایرانیان بدون اینکه موضوع را بصورت همه جانبه رسیدگی کنیم فقط تحت تاثیر شرایط و تبلیغات به داوری های نادرست می پردازیم. درضمن مصاحبه من قبل ازسرو صداهای اخیر پیرامون دانشگاه آزاد و ملک آقای هادوی و...بوده است پس ارتباطی با اینها نداشته است هرچند چاپش با این مسائل همزمان شده است و طبعا بقیه پیش داوری های شما هم نادرست است .

 

حميد :

جناب مزروئي عزيز با سلام
اينكه بيني نه كلنگ و بيل است
شاخص حالت هردمبيل است

 

سعید :

با سلام
اشتباه بزرگ از روز اول پیروزی انقلاب تا کنون این بود و هست که حفظ نظام اصل قرار گرفت و لو به قیمت ظلم و سلب حقوق افراد و این منطق در ذهنیت امام و بسیاری از انقلابیون بسیار بدیهی به نظر می آمد و می آید.
لذاست که حکومت حضرت علی فقط 5 سال دوام آوردو جمهوری اسلامی تا کنون 30 سال.
آنچه که از نهج البلاغه نقل کردید سابقه 30 ساله دارد.

مزروعی : باسلام ،ظاهرا شما در کلام امام علی دقت لازم را نکرده اید که فرمود مردم ناچار از داشتن حکومت و فرمانروایی هستند چه نیکوکار و چه تبهکار ! بنابراین اینگونه نیست که شما فکر می کنید که حفظ نظام نباید اصل باشد ضمن اینکه حفظ هر نظامی بدون خواست اکثریت مردم ممکن نیست و نظام شاهنشاهی پهلوی تا روزی که اکثریت مردم در مخالفت با آن برنخاستند به رغم استبدادی و ظالمانه و وابسته بودن و...دوام داشت وقطعا دوام جمهوری اسلامی ایران هم بدون خواست اکثریت مردم ممکن نبوده است و قیاس حکمت 5ساله حضرت علی با 30 ساله جمهوری اسلامی ایران مع الفارق است و نمی دانم چرا شما اصرار دارید فقط به ابرام و تکرار مدعای خود به صد زبان بپرادازید؟ اینگونه نگاه کردن به عالم و آدم انسان را از درک واقعیت و دست یافتن به حقیقت باز می دارد چرا که دنیا را سیاه ویا سفید دیدن نادرست است و دنیای ما دنیای خاکستری است و جمهوری اسلامی هم مانند بسیاری از دیگر نظام های سیاسی موجود خاکستری است و تلاش ما باید این باشد که آنرا در جهت بهنر حرکت دهیم .

 

صمد مهدي پور :

جناب آقاي مزروعي عزيزسلام

سالهاپيش زماني كه دانشجو بودم داستان قلعه حيوانات اثرجورج اورول را خواندم وبرايم بسيارجالب بود ومدتهادرموردآن بادوستاني كه درس مي خواندم صحبت وبحث مي كردم داستاني جالب و واقعيتي دردناك كه وقتي بررسي ميكردم با خود ميگفتم انقلابي كه دركشور ما اتفاق افتاد ريشه دردين ومذهب وخدا محوري وارزشهاي والاي انساني والهي داشت ولي متاسفانه درجريان ومسيرخود مصداقي از قلعه حيوانات جورج اورول شد.اما درهرصورت ازاينكه بگذريم آرزو وحاجت ما همه ايرانيان اين است كه هركسي در راس اموراين كشورقرارميگيرد به فكرايراني آباد وآزاد براي همه ايرانيان باشد كشور عزيز ما به نظرهيچ چيزي كم ندارد ومردم ما شايستگي ولياقتشان بيشتراز اينها مي باشد .يادمان نرود كه ما در طول تاريخ گذشته ازفرهنگ وتمدني غني برخورداربوده ايم وكشورما پشگامان زيادي درعلوم مختلف داشته است واروپا وغرب روزي وامداركشورما وكشورهاي اسلامي بوده اند حال بماند كه مسائل تلخ وناگواري پيش آمد وكشورما ودركل كشورهاي اسلامي درورطه انحطاط وعقب ماندگي افتادند. بايد باقدرت تمام به خودباوري و با اعتماد به نفس قوي پيش برويم وآب رفته به جوي رابرگردانيم.كه قطعا يكي ازابزارهاي آن دولت ودركل رهبراني مقتدروبا علم وآگاه به زمان مي باشد ودركل به تك تك مسئولين ومردم. وكساني كه در مصدر امورقرارميگيرند بدانند وآگاه باشند كه رئيس جمهورشدن وبودن ،وزير ورهبربودن و شدن هيچ ارزشي ندارد مگر اينكه بتواند درزمان تصدي ومسوليت خود كاري وعملي در جهت رشد وتعالي مادي ومعنوي مردم و ملت خود بردارند.در غير اين صورت زمان وتاريخ مصرف آنها هم روزي تمام مي شود ويك ياد ونام وخاطره بد وخوبي مثل آن چه تاكنون شاهد آن بوده ايم از خود به جاي مي گذراند.پس درود خدا وخلق خدا برتمامي كساني كه درجهت رشد وتعالي انسانها همت مي گمارند وتلاش ميكنند ولعنت ابدي خدا وخلق خدا برتمامي كساني كه دراين چند روز مسئوليت واختياراتي كه مردم به آنها مي دهند فقط به فكرمنافع ،مطامع ومقاصد شوم خود وآشنايان خود هستند ودرامانت خيانت ميكنند. وتمامي مسئولين ازبالاترين رده ها تا پايين ترين بدانند وآگاه باشند وغفلت وفراموش نكنند كه روزي دراين كشورانسانهاي بزرگ وبزرگواري بودند كه درراه اعتلاي ارزشهاي انساني وبرقراري حق وعدالت مانند پيامبران الهي وامامان معصوم ومظلوم،خاصه سيد وسالارشهيدان، مظلوم تاريخ امام حسين(ع) وياران با وفايش ازجان وهمه چيزخودگذشتند،ودر اين برهه زماني اين عزيزان هم مثل امام مظلوم وشهيدشان مظلومتراززمان خود شده اند چراكه به دليل بدعتها وسوء استفاده هاي زيادي كه بنام امام حسين(ع) مي شود متوجه مظلوميت امام حسين درعصرحاضر مي شويم.خدا لعنت كند كساني را كه به اسم امام حسين اين تحريفات بدعتها وخرافات ورسوم زشت وهن آوررا ترويج وادامه مي دهند اي كاش مردم با ماهيت قيام وشهادت امام آشنا بودند وآشنا مي شدند.

پس عزا برخودكنيد اي خفتگان زانكه بدمرگيست اين خواب گران
روح سلطاني ز زنداني بجست جامه چه درانيم وچون خاييم دست
چونكه ايشان خسرودين بوده اند وقت شادي شد چوبشكستند بند(مولوي)



 

:

سلام اقاي مزروعي عزيز من تا بحال اين مطالب را نخوانده بودم و زمان زيادي نيست كه مخاطب شما هستم وبا شما كلنجار ميرم اما استدلال شمادر مواجه با استدلال يكي از كاربران در مورد امدن وپيروزي و... خاتمي صحيح و منطقي ميباشد اما يه جيزي ميخواستم بگم كه بنظرم ميتونه قابل توجه باشه اون اينكه خاتمي بايد كاري بكنه كه راي ريزش كرده خودش رو حالا از هر قشري جمع كنه مثلا با قدري جديت در مقابل قدرت و دوري از فلسفه لبخند كه موجب ازار برخي طرفداران ميشه وبا قدري مهرباني واظهار درك بيشتر نسبت به طبقه فقير وزخمهاي گرده هاشان كه اكنون ديگر فراموش شدند
بنظرم خاتمي بايد در بر گرداندن راي خود بسيار دقت نمايد!
واين بحثها كه خاتمي نميتونه موثر باشه بنظرم دور از واقع بيني هست امروز كسي بهتر از خاتمي نميتونه موثر باشه البته نه با روش قبلي كه تكرار مكرر بشه و ما ديگه فردا همين اميد رو هم نداشته باشيم!
به اميد پرودگار اصلاح كننده امور

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007