« پاسخ‌ها به سئوالات كابران نوروز | صفحه اول | تنها را نجات کشور و اقتصاد را اجرای اصل ‌٤٤ و خصوصی‌سازی دانست. »

26 آبان 87

علل فروپاشی اقتصادی شوروی

در اینروزها که زلزله بحران مالی دامنگیر اقتصاد آمریکا و دیگر کشورهای غربی شده و پس لرزه های آن همه کشورهای دیگر جهان را بیش و کم در برگرفته است شاید نوشتن راجع به « علل فروپاشی اقتصادی شوروی » بی وجه باشد چون در کشور ما عده ای را نظر براین است که سرنوشت محتوم اقتصاد کمونیستی شوروی فروپاشی بود همچنانکه سرنوشت اقتصاد سرمایه داری کشورهای غربی نیز فروپاشی است و رخداد این بحران مالی خود نشانه ای آشکار براین مدار است و زود یا دیر انجام می شود و جهان و کشورها نیاز به یک الگوی تازه برای اداره اقتصاد دارند ...

از منظر این نویسنده اقتصاد ایران بیشتر از آنکه شباهت و نزدیکی به کشورهای سرمایه داری داشته باشد و اینکه ما منتظر فروپاشی نظام های متکی بر سرمایه داری باشیم بیشتر شبیه اقتصاد کشورهای کمونیستی و سوسیالیستی است که بیش از یک دهه است فرو پاشیده اند ! اما اینکه چرا اقتصاد کشورما همچنان سرپا مانده است به برخوردای ایران از منابع غنی نفت و گاز و تزریق گشاده دستانه این منابع برمی گردد ضمن اینکه نظام سیاسی و اجتماعی ما قدرت انعطاف و مانور دارد و توتالیتر به مفهوم مصطلح و رایج در نظام های کمونیستی نیست و به گونه ای عمل می کند که رضایتمندی نسبی اکثریت مردم را در پی داشته باشد از اینرو من فکر می کنم در عین حال که باید توجه و نظرمان را متوجه بحران مالی فعلی در غرب کنیم واز اثرات و پیامدهای منفی آن نگران باشیم با توجه به مجموعه شرایط اقتصادی که با آن مواجه هستیم باید به بررسی و کالبد شکافی درباره « علل فرو پاشی اقتصادی شوروی » بپردازیم که بیشتر می تواند برای ما آموزنده باشد !
برپایه اسناد موجود حتی رهبری سیاسی اتحاد شوروی قبل از گورباچف دریافته بود که اقتصاد این کشور از این عوامل رنج می برد و قادر به ادامه حیات رشد یابنده نیست : 1) عدم کارآیی کار و سرمایه از طریق پیشترفت فن آوری و ایجاد انگیزه بیشتر ، 2) کاهش هزینه های نسبی تولید ، 3) صرفه جویی در مواد و انرژی ، و 4) بهبود بخشیدن به کیفیت تولیدات و ساختن زیربناهای لازم اقتصادی . گورباچف و اصلاح طلبان شوروی قبل از کسب قدرت ، ویژگی های نامطلوب اقتصاد کشور را دریافته بودند اما آنها پس از به دست گرفتن قدرت به زودی متوجه شدند که با یک بحران اقتصادی بنیادی مواجه هستند که البته به رغم اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی گورباچف سرانجام به فروپاشی شوروی منجر شد و سرنوشت تازه ای راپیشاروی کشورهای برآمده از این رخداد نهاد که محل بحث ما نیست .
با نگاهی به ویژگی ها و شاخصه های کنونی اقتصاد ایران به جرئت می توان گفت که اقتصاد ما هم اکنون از همان عواملی رنج می برد که اقتصاد شوروی سابق رنج می برد با این تفاوت که درآمد نفت بگونه ای بر سر این ضعف ها سرپوش نهاده و ادامه حیات اقتصاد ایران را ممکن ساخته است . به عبارت روشن تزریق در آمد نفت و انرژی ارزان باعث شده است که روند حرکت اقتصاد ایران منجر به بحران و فروپاشی نشود وگرنه همه عواملی که منجر به فروپاشی اقتصادی شوروی سابق شد در این اقتصاد وجود دارد و شاید آنچه می تواند در شرایط کنونی برای اقتصاد ایران نگران کننده و خطر ساز باشد نقطه تلاقی این وضعیت با بحران مالی جهانی و به ویژه افت شدید قیمت نفت است چراکه کاهش درآمدنفت باعث می شود که همه بیماری های نهفته در اقتصاد ایران بروز و ظهور یابد و دامنگیر شود . اقتصاد ایران سالهاست که به نرخ رشد اندک اقتصادی ، تورم و بیکاری دو رقمی ، بهروری کاهشی ، فقر و فساد و تبعیض و... و اعتیاد به درآمد نفت و انرژی ارزان عادت کرده است ، و به زبان اقتصادی ساختاری بیمارگونه دارد و برای علاج نیاز به جراحی دارد اما این جراحی باید مبتنی بر یک برنامه اصلاحی و عملیاتی دقیق و تعریف شده باشد . برنامه ای که بتواند در عرصه ملی ارائه شود و رای و نظر اکثریت مردم را با خود همراه داشته باشد و به نظرم فرصت انتخابات ریاست جمهوری سال آینده بهترین فرصت برای انجام اینکار است . طرح تحول اقتصادی دولت احمدی نژاد یا برنامه های بدیل دیگر باید در میدان انتخابات و عرصه عمومی ارائه و به بحث نهاده شود و هر برنامه ای که رای اکثریت مردم را بدست آورد مبنای انجام اصلاحات اقتصادی در کشور شود چراکه چشم انداز اقتصاد ایران با توجه به کاهش در آمد نفت در ماه های آتی بسیار نگران کننده است و اگر برنامه ای برای اصلاح ساختار اقتصاد ایران و علاج بیماری های موجود تدوین و اجرا نگردد خطر فروپاشی محتمل است و اینکه ما باید از « علل فروپاشی اقتصادی شوروی » بیاموزیم در همین نکته نهفته است که برای اصلاحات باید به موقع اقدام کرد چرا که انجام اصلاحات دیرهنگام حاصلی جز فروپاشی به همراه نخواهد داشت ؟



   نظرات

جواد :

آقاي مزروعي چرا زماني كه آقاي رفسنجاني سعي داشت به سمت اقتاد رقابتي و خصوصي سازي پيش برود چپي ها و راستي ها به شدت با وي مقابله كردند؟ به نظر شما آيا اگر آن سياستها به طور كامل اجرا ميشد اكنون با مشكلات كمتري روبرو نبوديم؟

مزروعی : با سلام ، تا جائیکه بنده می دانم راستی ها تا سال 1372 و مجلس چهارم با ایشان همراهی داشتند و بعد بدلیل بحران ارزی . افزایش تورم با ایشان به مخالفت برخاستند اما چپ ها با ایشان بطور مبنایی و در موضوعات مختلف اختلاف داشتندو واقع اینکه اگرچه اقای هاشمی می خواست که به سمت اقتصاد رقابتی حرکت کند اما زمینه ها و بسترهای سیاستی دوره ایشان و همجنین مجموعه دولت و وزاری ایشان مقتضای چنین حرکتی نبود و اگر در جریان باسید ایشان از ابتدای سال 1374 مجبور به عدول از اجرای سیاست تعدیل و بازگشت به سیاست تثبیت شد و طبعا اگر ایشان موفق به انجام اینکار می شد کشور امروز با مشکلات کمتری روبرو بود .

 

صحرائيان :

با سلام
جناب آقاي مزروعي: به نظر مي‌رسد نكته‌اي ‌مغفول مانده است. در شوروي سابق، فروپاشي اقتصادي منجر به فروپاشي سياسي نيز شد ولي در جهان غرب (خصوصا آمريكا) اگر فرض كنيم كه اقتصاد فرو پاشيده است، ولي سياست و حكومت تكان نخورده است و مردم را با خود دارد!. در ادبيات نيز مي‌خوانيم كه موردكاوي (Case Study) را نمي‌توان تعميم داد. به نظرم سقوط اقتصاد در آمريكا و غرب از جنس سقوط اقتصاد در شوروي سابق نيست.

مزروعی : باسلام و تشکر از توجه شما ، کاملا نظر شما درست است .

 

سعید :

با توجه به مقاله شما می خواستم نظرتان را در باره بحران اقتصادی اخیر که در آمریکا و اروپا بوجود آمده بدانم، آیا این بحران به نظر شما از نوع بحرانهای ادواری پیشین است که سرمایه داری غرب از آن عبور خواهد کرد، و یا بحرانی ساختاری که ممکن است به فرو پاشی نظام سرمایه داری یا اقتصاد بازار ازاد بینجامد.در خصوص اقتصاد اسلامی نیز مایلم اطلاعاتی داشته باشم اوایل انقلاب یادم است که با شعار نه شرقی و نه غربی از این اقتصاد دفاع می شد و تا آنجا که یادم است بنی صدر نیز با کتابی به همین مضمون تئوری پرداز ان بود.می خواستم بدانم به نظر شما آیا اقتصاد اسلامی یک اتوپیای از نوع مدینه فاضله نیست؟ و با توجه به اینکه وجوه مختلف اقتصاد دنیا از بانکداری گرفته و غیره که بهم تنیده شده چه جایگاهی برای این اقتصاد (اسلامی) می توان در نظر گرفت. با تشکر

مزروعی : با سلام ، به نطر من بحران مالی کن.نی غرب از نوع بحران های ادواری اقتصاد سرمایه ئاری نیست اما بحران ساختاری هم نیست بلکه یک بحران نوظهور از نوع مالی که غرب از آن عبور خواهد کرد. در مورد سئوال دوم هم من پیشنهاد می کنم کتاب مبانی نظری اقتصاد اسلامی نوشته استاد مطهری را مطالعه بقرمائید و پس از آن اگر سئوالی داشتید بنده در خدمت هستم .

 

آرش :

آقای مزروعی می خواستم بدانم برداشت شما از فرمایش معروف حضرت امام که فرمودند "اقتصاد برای خر است" چیست. با تشکر.

مزروعی : باسلام ، اگر شما آدرس دقیق این گفته را برای من مشخص کنید تا دریابم اولا این جمله چقدر صحت دارد ، ثانیا در چه متن و زمینه ای قرار دارد آنگاه بنده می توانم برداشت خودم را برای شما بیان دارم اما ایا شما فکر نمی کنید که امامی که رهبری یک انقلاب با حضور پرشور مردمی را به عهده داشته و ده سال هم یک نظام سیاسی را رهبری کرده است و استقبال و تشییع ایشان در تاریخ این سرزمین بی نظیر بوده است نمی تواند اینگونه سخن گفته باشد و باز مورد حمایت مردم باشد ؟ واقعا شما چه تصوری از مردمی دارید که حامی و پیرو ایشان بودند؟ به نظرم اگر ما می خواهیم راجع به هرفردی و سخنانش و نوشته هایش نظر دهیم باید به مجموعه حرکت و سخنان و نوشته هایش رجوع کنیم و متن و زمینه ای که هر سخنی در آن اداء شده است را دریابیم تا به برداشت و داوری درست در آن باره برسیم وگرنه این همان داستان ادای لااله بدو الا الله می شود که جز کفر وشرک از آن در نمی آید .

 

ص :

آقاي مزروعي با سلام
البته فراموش نكنيد كه يكي ازعلت هاي بزرگ ديگر وجودرئيس جمهورنابغه فعلي وكابينه او است كه همچنين شخصي را تابحال تاريخ به خود نديده است.چون اولا ايشان با مسائل ماوراء درارتباط است وازطرفي بقول ايشان مملكت راامام زمان مديريت مي كند.خدابه داد ما مردم برسد با اينگونه افكار خودبزگ بيني وبزرگ منشانه!!!!؟؟؟؟؟؟

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007