« آیا نقدها را عیاری بود؟ | صفحه اول | مناقشه بر سر نرخ بیكاری »

27 مهر 87

به یاد مرحوم سعدایی

روز چهار شنبه 24 مهرمااه ظهربودکه خبر رحلت آقای سعدایی را به من دادند . ظاهرا در سن و سال ما همش باید منتظر خبرمرگ آشنایان و دوستان باشیم اما پس از شنیدن خبر رحلت آقای بورقانی , این تلخ ترین و دردناک ترین خبری بود که شنیدم . آقای سعدایی از افرادی بود که بسیار ساکت و کم ادعا اما پرکار و مخلص و با محتوا بود .

انسانی به غایت شریف و درستکار و اصولی و پای کار و شجاع و متدین و باورمند به انقلاب اسلامی , که تمامی عمر خود را در راه خدمت به مردم سپری کرد و افتخار نمایندگی مردم جهرم را در مجلس ششم یافت و الحق و الانصاف حق رای مردم و نمایندگی را ادا کرد . البته در انتخابات فرمایشی و نمایشی مجلس هفتم او هم مثل خیلی از نمایندگان اصلاح طلب با رد صلاحیت از شرکت در انتخابات محروم شد و به کار سابقش در وزارت جهاد سازندگی برگشت و قبل از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به درخواست خودش باز نشسته شد ! اما ظاهرا جناح حاکم به بازنشستگی او رضایت ندادند و پرونده ای مالی را برای او در دیوان محاسبات باز کردند که تا یکروز قبل از مرگش گرفتار آن بود و باید بازجویی پس می داد مثل آقای بورقانی که تا دو روز قبل از مرگش گرفتار پرونده ای بود که برای او باز کرده بودند ! به نظر می رسد پرونده های باز نمایندگان اصلاح طلب و مشارکتی مجلس ششم در مراجع قضایی و مالی فقط با مرگشان بسته می شود! هرچند پرونده زندگی آنان بسیار پاک و سالم است و تاسف می خورم که در این آشفته بازار سیاست ایران مردم ما یک سیاستمدار مخلص و دلسوز و خدمتگزار بی ادعا را از دست دادند. طوبی له و حسن مآب . به هرحال همه ما در صف رفتن هستیم و دیر یا زود می رویم اما پرونده هریک ما تازه پس از مرگمان گشوده می شود و من همواره نگران آن روز هستم ولی الحق و الانصاف پرونده امثال بورقانی و سعدایی سرشار از روسفیدی و پاکی و خدمتگزاری و زندگی شرافتمندانه و عزتمند و...است و مصداق آنانی که خوب زیستن را بلد بودند و مرگشان هم بسیار راحت و بی زحمت بود هرچند همه دوستان و آشنایانشان را در غم و اندوهی گران بردند . سوگمندانه باید گفت که جامعه ما قدر این افراد را آنگونه باید و شاید ندانست و متاسفانه استفاده لازم و بایسته را از آنها نبرد و قطعا جای خالی آنها همواره با ما خواهد بود .



   نظرات

بهمن هاتفی :

یادش گرامی.

 

عسکری :

این رحلت جانسوز را به تمامی ازادمردان و نیک نفسان تسلیت عرض نمودهفقط تاسف میخورم از رفتارهای دور از انسانیت بعضی ها که بواقع یاداور صدر اسلام و مظلومیت بیت رسول الله است پس از مرگ پیغمبرافسوس و صد افسوس

 

غفاري :

حسن مهرويان مجلس گرچه دل ميبردودين/ بحث ما در لطف طبع و خوبي اخلاق بود . تاآنجاکه به خاطر دارم سعيد هم صدايشان ميکردند ،الحق که سعيد بود و«عاش سعيدا و مات سعيدا». رضوان خداوندي نثارشان باد که فراقشان سخت است ويادشان گرامي .

 

محسن :

من از همشهریان آن مرحوم هستم.ایشان و خانواده محترمشان از لحاظ رعایت مسائل شرعی زبانزد خاص و عام میباشند.علی رغم داشتن مسولیتهای حساس در شهرهای دیگر،هرساله درمراسم عزاداری امام حسین(ع)در جهرم شرکت می نمود.دیروزنیز در مجلس ترحیم آن مرحوم،امام جماعت مسجد، جناب آقای حاج جهان مهین فرمودند"من شهادت می دهم که بیش از چهل سال است که هر ساله مراسم عزاداری بی بی فاطمه زهرا به مدت ده روز در منزل آقای سعدایی برگزار میگردد"
وقتی چنین فردمسلمان ومعتقدی (که کسی دروغی از وی نشنیده و در شهر ومحل کار ومجلس و... از جمله افراد متدین و بسیار مذهبی به حساب مآید) را به اتهام عدم التزام به اسلام رد صلاحیت مینمایند پس به جرات می توانم بگویم که خود من، کافرِ کافرم.تمامی کسانی را که میشناسم نیز کافرند.اصولا مسلمانی نیز وجود ندارد.
کفرچو منی گزاف وآسان نبود محکم تر از ایمان من، ایمان نبود
در شهرچو من یکی وآنهم کافر پس درهمه شهر یک مسلمان نبود

 

رضا :

به حق او نماینده واقعی مردم جهرم بود ولحظه ای از عهد وپیمانش با مردم عدول نکرد
روحش شاد

 

علی رزاقی بهار :

خدا رحمتش کند ،او که رفت دل ما هم گرفت

 

ali :

yadesh too delemoon khodae az afarde bood ke age 50 ade ghabl bood be shak yar rahbar bozorgemoon mosadegh kabir bood
to majles sheshom barha tahason kord vase fesharhae ke hakeman bar mellato khane melat miovordan

 

سعید :

در این که بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی از نظر زندگی فردی و مالی سالم هستند، شکی نیست. نکته ی منفی در کارنامه ی آخرتی آن ها مناصبیست که بعد از انقلاب بدون انتخابات آزاد واقعی تصدی کرده اند.
به هر حال خدا آقای سعدایی و بورقانی را رحمت کند.

مزروعی :باسلام ،بنده منظور شما را از مناصب در نیافتم چرا که نه در ایران و نه در هیچ کجای دیگر عالم اینگونه است که همه افراد مناصب دولتی خود را از طریق انتخابات آزاد بدست آورند وفکرمی کنم که شما دچار یک سوء تفاهم نسبت به این موضوع هستید . درضمن مرحومان بورقانی و سعدایی از قضا در انتخاباتی رقابتی و نسبتا آزاد رای مردم را بدست آوردندو نماینده شدند و من در نیافتم که ایراد شما به چیست ؟

 

سعید :

مطلب روشن است. از مهم ترین حساب رسی های آخرت حق الناس است. از حقوق مهم هر ملتی حق تعیین سرنوشت است. هر فرد یا گروهی که بدون انتخاب آزاد مردم حکومت کند، از جهت حق الله و حق الناس معاقب است. جمهوری اسلامی از سال 1360 بدین سو در کنار محاسن زیاد (مردمی بودن، از جان گذشتگی، ساده زیستی، سلامت مالی و... مسوولین) یک عیب داشته و آن این که مبتنی بر انتخاب آزاد ملت نبوده است.
اصلاح طلبان دو دسته اند: حکومتی و غیر حکومتی. اصلاح طلبان حکومتی در این مدت دارای سمت های حساس بوده اند(خاتمی، موسوی خوئینی، بهزاد نبوی، کروبی، ...) یا از آن ها حمایت کرده اند.
اگر لازم است توضیح اضافه تقدیم کنم.

مزروعی : با سلام ،خوشحال می شوم توضیح بیشتر بدهید و معلوم دارید در کجای عالم این تعریف و مدل شما مصداق دارد؟ مثلا افرادی که معلم اند یا استاد دانشگاه هستند یا پزشک هستند وقضات و...واز دولت حقوق می گیرند( مگراینکه اینها را شغل حساس ندانید) آیا شغلشان بر پایه انتخاب آزادتعریف می شود؟ در مورد اینکه از سال 60 انتخابات آزاد نبوده است نیز موضوع محل بحث و مناقشه است و حداقل اینکه می دانیم تا قبل از اعمال نظارت استصوابی پس از سال 68 انتخاباتها بطور نسبی رقابتی و آزاد بود و پس از سال 68 نیز بستگی به شرایط دچار فبض و بسط شده است و در انتخابات ریاست جمهوری هفتم دردوم خرداد 76 و هشتم سال 80 و شوراهای اول و دوم ومجلس ششم نیز
رقابتی و آزاد بوده است و درجه آزادی انتخابات ها با میزان مشارکت ارتباط مستقیم داشته است اما با همه این احوال درغا لب انتخابات های گذشته بیش از 50 درصد مردم شرکت داشته اند و به لحاظ قواعد دموکراتیک این انتخاب ها قابل توجیه است و این مدعای نادرستی است که گقته شود این جکومت و مناصب آن مورد رضایت اکثریت مردم نبوده است و حداقل شماباید این اندازه عقل و دین برای دیگران قائل باشید که این مسائل را می فهمند و قطعا خود را برای پاسخگویی در آخرت آماده کرده اند. درضمن خوشحال تر خواهم شد که شکا نام چند تایی از این اصلاح طلبان غیر حکومتی را نام ببرید تا بنده دریابم اینها چه شغلی دارند و برای پیشبرد اصلاح طلبی چه کرده اند تا آنگاه بهتر بتوانم در این باره داوری کنم .

 

سعید :

با سلام
1.یعنی شما وزیر و مدیر کل و دادستان و ... را با کارمند معمولی یکی میدانید؟!فرق است بین سمت حکومتی و شغل دولتی ساده.
2.یعنی شما اصلاح طلبان غیر حکومتی را نمی شناسید؟!بازرگان،سحابی ها،یزدی،امیر انتظام،منتظری(از سال 68)و صدها نفر دیگر.
3.انتخابات بعد از خرداد 60 جزء همین محاسن جمهوری اسلامی است که ذکر کردم ولی حق تعیین سرنوشت از جمله با آزادی بیان و احزاب مخالف حکومت تعریف می شود. آزادی مخالفین امام علی و مخالفین حکومت مصدق را مثال میزنم.
لطفا شما چند نفر از مخالفین امام خمینی را که توانستند بعد از خرداد 60 فعالیت سیاسی کنند و کاندیدای ریاست جمهوری یا مجلس شدند نام ببرید.شباهت های جمهوری اسلامی با حکومت عبدالناصر در مصر قابل تامل است...
4.دعوای لیبرال ها(بنی صدر،بازرگان و ...)با حزب جمهوری اسلامی در سال 59 و 60 جز بر سر آزادی بیان و مطبوعات و احزاب بود؟ بستن روزنامه میزان(برای مثال) و تعطیل مطبوعات در سال79هیچ تفاوت ماهوی ندارند.

مزروعی : باسلام و تشکر ، خوب حالا معلوم شد پس از نظر شما هر شغل دولتی و حکومتی منظور نیست و شغل های خاصی که مام برده اید منظور است در اینصورت همه افرادی را که به عنوان اصلاح طلب غیر حکومتی نام برده اید در این پست ها بوده اند و استعفاء داده و یا کنار زده شده اند و عین این رفتار با تاخیر در مورد اصلاح طلبان به قول شما حکومتی هم شده است منتهی شما علاقه دارید خط کش را سال 60 بگذارید که البته در مورد آقایان بازرگان و سحابی(که تا سال 64 نماینده مجلس بودند ) یا ایت الله منتظری تا سال 67 این خط کشی جواب نمی دهد و بنابراین باز این تقسیم بندی روایی ندارد . اصولا به نظرم این نوع نگاه به موضوع غلط است و واقعا این تقسیم بندی ها هیچ کمکی به حل مسائل و مشکلات ما نمی کند و به نظر من این مهم نیست که افراد چه پست و سمتی پس از انقلاب یا حنی قبل از انقلاب داشته اند مهم این است که در هر حال چه عملکردی داشته اند؟ من افرادی را می شناسم که در زمان شاه وارد ارتش شدند اما به انقلاب و مردم پیوستند و در ابنراه شهید شدند پس صرف داشتن شغل در یک نظام سیاسی مهم نیست بلکه نوع عملکرد افراد مهم است .
درمورد آزادی بیان و احزاب مخالف و...بنده با شما اختلافی ندارم و منهم با ایراد شما همراهم اما به نظرم در مورد اختلاف بنی صدر (ونه بازرگان ) با حزب جمهوری هم من فکر می کنم بر سر آزادی بیان و احزاب و...نبود بلکه بر سر تقسیم قدرت بود اما در مورد مرحوم بازرگان بله منهم با شما موافق هستم با ین تفاوت که شرایط سال 79 و زمانی که میزان و دیگر روزنامه بسته شد کاملا متفاوت بود و شما را به اعلامیه نه ماده ای دادستانی در این باره ارجاع می دهم تا دریابید که چرا آن زمان اینگونه اقدام شد هرچند که من با بستن مطبوعات در هیچ زمانی موافق نبوده و نیستم .

 

سعید :

با سلام. اگر راجع به آزادی بیان و احزاب مخالف و ... با من هم عقیده هستید بفرمایید در جمهوری اسلامی این آزادی بوده و هست یا نیست؟ و شما خط کش را کجا می گذارید؟ به نظر من بعد از خرداد 60 آزادی به استبداد تبدیل شد. البته استبداد هم درجات مختلف دارد. از شاه و صدام و معاویه تا عبدالناصر همه استبدادی حساب می شوند. فراموش نکنید روزنامه انقلاب اسلامی سیصد هزار تیراژ داشت و بنی صدر خواان رفراندوم بود و رد کردن این دعوت و بستن روزنامه ها و ایجاد فضای ارعاب مخالفین دلیل بر ترس از رای مردم بود. در ضمن بازرگان و سحابی با رای آزاد مردم در مجلس بودند و این سمت حکومتی نیست. و البته هر نوع سمت حساس در حاکمیت استبدادی مردود نیست به شرط این که با هدف استقرار مردم سالاری باشد، مثل مصدق. و اگر خاتمی بعد از دو سال ریاست جمهوری در سال 78 استعفا می داد می توانست چنین باشد. من کنار زده شدن را در مورد آقای منتظری قبول می کنم ولی در مورد اصلاح طلبان حکومتی نه.

مزروعی : باسلام ، در پاسخ به سئوال شمامن نوع نگاهم به مقولاتی همچون آزادی صفر و یک یا سیاه و سفید نیست بلکه مقوله آزادی را در هرجامعه ای نسبی می دانم و از این منظر خط کش نمی گذارم و برخلاف نظر شما براین نظر نیستم که از سال 60 در ایران استبداد حاکم بوده است و خودشما هم آورده اید که استبداددرجات داردو به همین دلیل آزادی هم درجات دارد. در مورد روزنامه انقلاب اسلامی و تیراژش و رفراندوم بنی صدر نیز داده های شما نادرست است هرچند از نظر من تعطیل و توقیف نشریات بدون حکم دادگاه صالحه حتی اگر کمترین تیراژرا داشته باشد محکوم و نادرست است و همه پرسی در چهرچوب قانون اساسی را هم حق مردم می دانم .بازرگان و سحابی عضو شورای انقلاب هم بودند و آقای سحابی مدتی هم رئیس سازمان برنامه بودو کلا مسئولیت های حکومتی را نمی شود اینگونه توجیه کرد چرا که اگر بپذیرید نظام استبدادی است دیگر رای آزاد مردم هم در آن معنا و توجیه ندارد.و ادامه نوشته شما هم بگونه ای این معنا را پذیرفته است که حضور افراد اگر برای پیشبرد مردمسالاری باشد توجیه پذیر است اما به نظرمن حضور افراد اگر برای خدمتگزاری و حل مشکلات مردم و جلو گیری از ظلم و ستم باشد هم قابل قبول و توجیه است.در موردعمل آقای خاتمی و دیگر اصلاح طلبان هم شما اینقدر حسن ظن داشته باشید که آنها هم به اندازه شما این مسائل را می فهمند و می توانند تصمیم بگیرندو اجازه بدهید که هر فرد براساس برداشت و شناختش از مسائل عمل کند و در نهایت هم این مردم هستند که در مورد کارنامه افراد داوری می کنند و البته ما که باور به توحید و معاد داریم داوری نهایی را با خدا می دانیم .در عین حال یادآور شوم که بارها در این وبلاگ در این باره توضیح داده ام .

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007