« ...تا بدانم همی که نادانم | صفحه اول | آیا نقدها را عیاری بود؟ »

17 مهر 87

درآمد و هزینه های ارزی دولت احمدی نژاد

1- درآمد ارزی کشور از فروش نفت و گاز در سال های پس از انقلاب بالغ بر 645 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که 198 میلیارد دلار ( نزدیک به یک سوم ) آن در سه سال گذشته و در دولت احمدی نژاد بدست آمده است ، و از این نظر شرایط کاملا ممتازی را برای این دولت در تاریخ پس از انقلاب به لحاظ برخورداری از منابع رقم زده است . اگر در نظر آوریم که این دولت به لحاظ پشتوانه ذخائر ارزی بانک مرکزی نیز با مقطع روی کارآمدن هریک از دولت های پس از انقلاب در شرایط کاملا متفاوت و ممتازی به سرکار آمده است آنگاه بهتر می توان به توان و فرصتی که این دولت برای پیشبرد توسعه اقتصادی و افزایش رفاه همگانی داشت ، پی برد .

2- در مقام مقایسه کل درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و گاز در هشت سال دولت خاتمی برابر 6/172 میلیارد دلار به قیمت جاری بوده است که وقتی دولت در نیمه سال 84 تغییر کرد رقم 14774 میلیارد دلار آن ( 10005 میلیون دلار موجودی نقدی و 4769 میلیون دلار مطالبات مربوط به تسهیلات ارزی ) در « حساب ذخیره ارزی » تحویل دولت احمدی نژاد شد . به عبارت روشن حداکثر هزینه ارزی دولت خاتمی به قیمت جاری در هشت سال 76 الی 83 برابر 8/157 میلیارد دلار بوده است .
3- از آنجا که برپایه اطلاعات منتشره دارایی « حساب ذخیره ارزی » در پایان سال 86 نسبت به زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد تفاوت معناداری نکرده است ( اگر کاهش نشان ندهد ) بنابراین کل درآمد حاصله در این دولت ( یعنی 198 میلیارد دلار ) باید هزینه شده باشد اما بر پایه گزارش " عملکرد بودجه عمومی دولت طی سال های 86-1381 " منتشره توسط بانک مرکزی هزینه ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال 86-83 برابر 4/133 میلیارد دلار بوده است ، و تفاوت رقمی معادل 6/64 میلیارد دلار با درآمد حاصله باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست . حتی اگر 10 درصد از این درآمد در اختیار وزارت نفت قرار گرفته باشد بازهم رقم 8/44 میلیارد دلار باقی می ماند که محل هزینه آن روشن نیست که دولت و مجلس باید دراین باره پاسخگو باشند .
4- برای اینکه هزینه های ارزی به لحاظ قدرت خرید و قیمت ثابت بین دولت خاتمی در هشت سال و دولت احمدی نژاد در سه سال مقایسه شود و دریافته شود که دولت احمدی نژاد چه منابعی کمیاب و گرانسنگی را در اقتصاد ایران هزینه کرده است به نقل از گزارش نامبرده بانک مرکزی مجموع هزینه ارزی دولت خاتمی در بودجه عمومی 2/133 میلیارد دلار و دولت احمدی نژاد 3/129 میلیارد دلار بوده است بنابراین ملاحظه می شود که بر پایه محاسبه بانک مرکزی قدرت خرید ارزی دولت احمدی نژاد در سه سال گذشته تقریبا برابر با قدرت خرید ارزی دولت خاتمی در هشت سال بوده است ، و این در حالی است که دستاوردهای حاصله از هزینه ارزی معادل هشت سال دولت خاتمی در سه سال دولت احمدی نژاد تفاوت چندان معناداری را در ارقام شاخص های کلان اقتصادی کشور ازقبیل رشد تولید ناخالص داخلی ، سرمایه گذاری ، تورم و بیکاری نشان نمی دهد و البته به لحاظ توزیع درآمد و شکاف طبقاتی وضعیت بدتری را دامن زده است و فشارهای اقتصادی قابل توجهی را متوجه اقشار محروم و متوسط جامعه کرده است .
5- علاوه بر سئوالی که در مورد محل هزینه 8/44 میلیارد دلار مابه التفاوت درآمد و هزینه ارزی در سه سال دولت احمدی نژاد باید داده شود ، و اینکه این رقم مفقودی در اسناد مالی دولت کجاست ؟ دولتمردان حاکم در دولت و مجلس و...باید پاسخ دهند که چرا با هزینه ارزی معادل هشت سال به قیمت ثابت و بیش از هشت سال به قیمت جاری در سه سال وضعیت اقتصادی کشور نه تنها بهبودی نیافته است بلکه به مرزهای بحرانی رسیده است ؟ و قطعا پاسخ به این سئوالات می تواند کمک مؤثری باشد به شهروندان ایرانی ، شهروندانی که بخشی از آنها به شعارها و وعده های اقتصادی احمدی نژاد و اصولگرایان دلبسته بودند ، و قرار است آنها در سال آینده در انتخابات ریاست جمهوری در باره عملکرد دولت احمدی نژاد داوری نمایند .




   نظرات

:

از ابتداي سال 1300 تا 1305 بطور ميانگين حدود 5/30 درصد درآمد دولت را تشكيل مي‌داد. ميانگين سالانه درآمد نفت در چهار سال قبل از انقلاب به حدود 3/72 درصد رسيد كه تاثير جهش افزايش درآمد نفت ايران را نشان مي‌دهد. اين ميزان در سال 1360 به 6/34 كاهش يافت و در سال 1365 به رقم 3/12 درصد رسيد كه كمترين سهم در تمام دوره تا آن موقع بوده است. اين ميزان از سال 1368 شروع به افزايش كرد. ميانگين سالانه سهم درآمدهاي نفتي تا سال 68 حدود 4/36 درصد بود و پس از آن تا سال 1375 حدود 9/48 درصد شد و نهایتا در سال 75 این ميزان به 5/59 درصد رسید.
اتكاي بيش از حد بودجه به درآمد نفت و گاز مي‌باشد. امكان استفاده از درآمد نفت به ويژه در سال‌هاي اخير، نه تنها شكنندگي بودجه دولت، بلكه تورم زايي شديد آن را نشان مي‌دهد. دولت هميشه بدون جمع‌آوري متناسب قدرت خريد، چندين برابر درآمد خود هزينه مي‌كند.
با توجه به ساختار درآمدها كه بيشتر، از صادرات نفت خام و تبديل ريالي آن بدست مي‌آيد و سهم اندك ماليات‌ها و به ويژه ماليات‌هاي مستقيم و تركيب هزينه‌ها، با توجه به اينكه حدود 65 درصد آن مربوط به هزينه‌هاي جاري است، بروز نابساماني‌هايي در اقتصاد، از جمله تورم امري گريز ناپذير مي‌شود.
چنين بافتي از هزينه‌هاي دولتي از يكسو موجب افزايش تقاضاي كساني مي‌شود كه از خدمات و هزينه‌هاي دولت به طور مستقيم و غيرمستقيم سود مي‌برند و از سوي ديگر اين هزينه‌ها با توجه به ساخت اقتصادي، تاثير ناچيزي در افزايش ظرفيت توليدي جامعه دارند. با توجه به اينكه هزينه‌ها بطور عمده از اقلام درآمد صدور نفت خام و انواع ماليات‌هاي غيرمستقيم تشكيل مي‌شود، و زمينه تحقق عدالت اجتماعي نيز درآمدها و هزينه‌ها از نارسايي پايداري برخوردار است.
طبق برنامه چهارم توسعه مقرر شده بود كه سالانه حدود 20 درصد وابستگي كشور به درآمدهاي حاصل از نفت خام كاسته شود كه با اين اوصاف تا اين لحظه مي‌بايستي حدود 60 درصد از اين عدم وابستگي محقق مي‌گرديد، از اين رو آنچه به ذهن متبادر مي‌شود این است که اگر قيمت پايه نفت در بودجه با رقم بالايي باشد، آنگاه دولت با هدف برداشت از درآمدهاي نفتي بيشتر از قانون برنامه ، يك توجيه مناسبي پيدا مي‌كند.

 

مهدی :

سلام جناب مرزوعی
در بند 2 "رقم 14774 میلیارد دلار" گویا اشتباه تایپ شده و با توجه به پرانتز باید میلیون دلار باشد.

مزروعی : باسلام وتشکر ، حق با شماست اصلاح کردم.

 

امير احمدي :

متاسفانه الان شاهد به قدرت رسيدن همان دسته اي هستيم که امام خميني درباره ي ايشان گفته بودند" شما از اداره يک نانوايي هم عاجز هستيد" مي باشيم .اميد وارم مردم باحضور فراگير خود در انتخاب دولت دهم ، اشتباه در انتخاب دولت نهم را جبران کنند.

 

جهان دوست :

متاسفانه دولت احمدی نژاد با بی برنامگی ضربه بزرگی به روند توسعه کشور زد امیدوارم مردم بخود آمده ودراانتخابات سال آینده به رای ندهند.

 

روشن :

به نظر من بالا رفتن و یا پایین آمدن قیمت نفت در بازارههای جهانی هیچ تاًثیری به رفاه و معیشت مردم ایران ندارد و تجربهً گذشته ثابت می کند هر چه توان مالی حاکمان ایران بالا رود به همان اندازه مخارج و توان صدور بنیادگرایی آن به کشورهای دور و نزدیک به خصوص همسایگان بیشتر گشته و خود را قویتر و استوار تر احساس می کند . به همین دلیل از آنجا که سیاستهای اقتصادی ایران در دست باندهای نظامی بی حساب کتاب و بدور از اهداف منافع ملی مردم ایران جهت گیری شده است، لذا هر تلاشی برای بزک و یا اصلاح آن آب در هاون کوبیدن است. از همین زاویه تحریم تمام و کمال جمهوری اسلامی اهداف .... تا زمانی که مردم ایران نتواند آزادانه و مستقیماٌ در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود دخالت مستقیم داشته باشد(حاکمیت مردم)، نتیجتاً بقا و دوام عمر نظام... همچون در 30 سال گذشته منافع استعماری را تاًمین و فقط جیب چپاولگران داخلی و بین المللی را پر و مردم ایران را به فقرو فلاکت بیشتر خواهد نشاند.

مزروعی : باسلام ؛ به نظر می رسد غالب ما ایرانیان عادت داریم که بجای پذیرش مسئولیت خود در باره آنچه در ایران می گذرد آنرا به خارج حواله داده و دست استمداد از پانان طلب کنیم . من نظر شما را جهت انتشار سانسور وتا آنجا که می شد بهداشتی کردم برای اینکه بتوانم این نکته را به شما یادآوری نمایم که اگر وضع این چنین است که شما آورده اید پس تکلیف ومسئولیت من وشما چه می شود و ما باید چه بکنیم ؟ والبته من با نوع برداشت و نگاه شما موافق نیستم وآنرا نادرست می دانم .

 

رضوان مهدوی ازساری :

باسلام اقای مضروعی متاسفانه باروی کارامدن دولت نهم هم روندتوسعه وهم روندرشداقتصادی کشورطبق آمارهای قابل استناد دچارسقوط شده است البته دراین میان نبایدشاخصهای دیگرمثل تورم ونرخ بیکاری فراموش شوددرواقع به قول اقتصاددانان کشورمادچاربحران اقتصادی شده است

 

امیر :

متاسفم برای خودم به عنوان یک پیر جوان ایرانی با اینهمه قدمت تاریخی وملی با این دولت نا کارامدکه هروز باید یک جور شاهد بی آبروئی ملتمان در جهان باشیم از روی نادانی وجهل رئیس دولتمان.در ضمن نمی دانم این قضیه سیب زمینی های که بین روستائیان توزیع می گردد چیست؟شاید یک روش انتخاباتی سیب زمینئی باشد!آخه مسئولان ما کمی از سیب زمینی ندارند

 

حامد :

من يكي از طرفداران اصلاح طلبي بودم و مي گويم هر چه داخل سايت شما مطالعه كردم يكجانبه است و شما قصد دشمني با دولت نهم وشخص آقاي احمدي نژاد را داريد و شما حق نداريد نظرات شخصي خود را به كاربران اينترنتي ارائه دهيد , شما به جاي اينكه اگزر مشكلي هم هست راه حل ارائه كنيد در صدد فروپاشي به شيوه يك منافق هستيد.

مزروعی :باسلام، من نمی دانم شما بر یایه چه حقی این حق را نتیجه گرفته اید که من حق ندارم نظرات شخصی ام را منتشر کنم؟ اگر جواب اینرا دادید آنگاه تازه معلوم می شود شما اصلاح طلب هستید یا نه ؟ چراکه که اصلاح طلبان بر تامین حقوق بنیادین شهروندان و ازجمله حق آزادی بیان ونشر و به رسمیت شناختن حق مخالفت و مخالف تاکید آشکار دارند و این نظر شما کاملا در تقابل با اصلاح یلبی است . جدا از این بنده این وبلاگ را براه انداخته ام تا نظرات شخصی خودم را پیرامون مسائل مختلف منتشر کنم اما آیا کاربران اینترنت را مجبور به خواندن مطالبم کرده ام ؟ طاهرا شما هم به من ایراد گرفته اید و هم بطور غیر مستقیم کاربرانی که مطالب مرا می خوانند فاقد شعور تصور کرده اید! دوست عزیز! دنیای اینترنت و ایضا دنیای واقعی بازار مکاره ای است که هرکس کالای خود را در آن عرضه می کند و هرکس کالای مورد تظر و مطلوب خود را پیدا می کند و اینگونه نیست که نظرات شخصی بنده بتواند دشمنی با آقای احمدی نژاد را کم یا زیاد کند بلکه این عمل آقای احمدی نژاد و دولتش هست که می تواند در تایید یا تکذیب مطالب بنده موثر افتد و لاغیر. مثل اینکه شما مطالب مرا دقیق نمی خوانید چون اگر بدقت می خواندید که در مطالب من راه حل هم هست و حداقل اینکه معلوم می دارد سیاست های اشتباه دولت چیست که نباید انجام دهد . من منافق هم نیستم چون اگر بودم که نباید اینطور آشکار و با اسم ورسم مطلب می نوشتم و برای خودم دردسر درست می کردم و به نظر می رسد که شما در ایران زندگی نمی کنید وگرنه چنین مدعایی را مطرح نمی کردید .

 

جعفر :

سلام اقای مزروعی با توجه به نظردوست عزیزمون اقا حامد و نظرات مشابه باید بگم متاسفانه مردم ما حداقل حق طبیعیشون یعنی ازادی بیان رو اصلا قبول ندارن

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007