« اقتصاد ایران در دام تورم و بیکاری | صفحه اول | فقر و دموکراسی »

8 مهر 87

پاسخ به یک نظر

سلام
بسیار خوب .بنابر میل شما که در تمام پاسخ هایتان عیان بود بنده این گپ خودمانی را با چند جمله ختم میکنم .
قانونمداری و مقاومت در برابر سلب غیر قانونی حقوق بدیهی ملت از جمله آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن و....جزئ برنامه های جناب خاتمی نبود؟!
اگر بود عملکرد ایشان چگونه بود؟مثلا" برگزاری انتخابات دوره هفتم آیا در راستای برنامه ایشان و دفاع از حق ملت بود؟
آیا استحکام پایه های جامعه مدنی ودفاع از نهادهای مدنی در برنامه های ایشان نبود؟.(البته اگر از عقب نشینی ایشان در تبدیل جامعه مدنی به مدینته النبی با اغماض بگذریم) در دفاع از نهاد های مدنی که بنا حق مورد ظلم واقع شدند مانند موسسات نظرسنجی که اتهام جاسوسی خوردند و تعطیل شدند یا برخورد های انجام شده با کانون صنفی فرهنگیان و ده ها نمونه دیگر که شما با برخورد سطحی از آنها میگذرید
چه عکس العمل قابل دفاعی داشتند؟
پس چگونه مصادیق ارائه شده به عنوان نمونه کوچکی از انتقادات جامعه به ایشان بلا وجه است؟
من قصد ندارم شما را در تنگنا قرار دهم که مجبور به اعتراف...شویدشما از معدود سیاستمداران پاک وشریف وشجاع کشورید اما متاسفانه چون بجای پاسخ به سئوالات واضح اصل اختلاف را به تفاوت نگرش وتحلیل پایه منسوب میکنید واستراتژی فرار بسمت جلو را برگزیده اید تردیدم نسبت به همراهی بیشتر از گذشته شده است .
شرکت در مصا حبه مطبوعاتی و پاسخ به سئوالات خبر نگار منتقد در یک روزنامه توسط فردی که هشت سال رئیس جمهور بوده کار خیلی عجیبی است؟! این کار حتما" ضرر ندارداگر البته فایده نداشته باشد!
اتفاقا" من هم نمی فهمم شما چه اصراری در نهی این عمل دارید وبه سبب آن خواسته ادبیات مرا به ادبیات بازجویان تشبیه میکنید!
ایشان اگر نامزد انتخابات نشوند ما انتظار بلند کردن وزنه 10 کیلویی راهم از ایشان نداریم چه رسد به100 کیلویی اما اگر میخواهد نامزد شود وضع فرق میکند .
اینکه شما بهتر از خاتمی نمیشناسید بر میگردد به ضعف تشکیلات حزبیتان که بعد از 12 سال نتوانسته یک فرد توانمند موجه ومقبول به جامعه معرفی کند .
خود متذکر شده اید که حتی افراد عضو نهاد های سیاسی ومدنی هم حاضر به پرداخت هزینه نیستند ومن اضافه میکنم که مضافا" از دیگران که هزینه پرداخته اند هم به موقع دفاع واقعی و مردانه نمیکنند واین یکی از انتقادهای بلا وجه!!من بود.
درتمام جهان سیاستمداران درصد کوچکی از جمعیب کشور ها را تشکیل میدهند وبرای حضور در قدرت وکسب نظر مردم راهبرد اداره کشور را ارائه میدهند و در مصاحبه ومناظره از آن دفاع کرده و آماده دادن هزینه های آنند واز شهروندان طلب هزینه نیمکنند
شما میتوانید با عضو گیری در بین مردم علاقه مند وآموزش آنان کادرسازی کرده وهزینه کارهای سیاسیتان را سرشکن کنید.
بدرود.
دبیر دبیرستانهای تهران

مزروعی : با سلام و تشکر از حسن ظن و لطفی که نسبت به من داشته اید متاسفانه همچنان اختلاف من و شما در نوع نگرش و تحلیل پایه مان از جامعه ایران می باشد و من اینرا به قصد فرار به جلو و....مطرح نکردم بلکه برای این مطرح کردم که اصل اختلاف را بدانیم و اینکه تا وقتی من و شما در تحلیل پایه اشتراک نظر پیدا نکنیم در فرعیاتی که شما مطرح کرده اید به نتیجه مشترکی نمی رسیم و البته اختلاف نظرهای فکری و سیاسی افراد و گروه ها در جامعه از همین نکته ناشی می شود و اشکالی هم ندارد اما باید بدانیم که اختلاف از کجاست و اینجاست که نیاز به بحث دارد و در حوصله این وبلاگ نیست و افراد در طی بحث های مستمر و طولانی می توانند در این باره به نتیجه برسند و یکی از کارکردهای حزب در جوامع مدرن همین است که افراد را همفکر و هم افق می کند . حال با گذشت از این بحث و با اینکه می دانم شما همچنان قانع نخواهید شد در پاسخ به سئوالات شما :
1- ما با تحلیلی تاریخی به راهبرد اصلاح طلبی رسیده ایم و باید مقتضیات یک چنین راهبردی را بپذیریم که عبارت از عمل سیاسی در چارچوب نظام سیاسی و قانون اساسی موجود بصورت مسالمت آمیز و تدریجی و قانونی است بنابراین هرگونه انتظاری از آقای خاتمی و اصلاح طلبان باید در این چارچوب تعریف می شد و متاسفانه خیلی از انتظاراتی که در آن دوران مطرح شد و موجبات سرخوردگی بسیاری را فراهم آورد خارج از این دائره بود مثل انتظار تغییر قانون اساسی و حذف ولایت فقیه و یا این تصور که رئیس جمهور قدرت مطلقه دارد و حتی می تواند جلوی کارهای قوه قضائیه ( حتی اگر غیرقانونی باشد ) را بگیرد ناشی از همین تصور و انتظارات بی جا بود که هرگز در برنامه آقای خاتمی و اصلاح طلبان وجود نداشت و مشکل همین جاست که خیلی ها با رای دادن تصورات و انتظارات خود را اصل گرفتند و چون محقق نشد آنرا به پای ناکامی اصلاح طلبان نوشتند در حالیکه معیار و ملاک برای ارزیابی عملکرد دولت خاتمی و اصلاح طلبان در مجلس ششم باید برنامه اعلامی آنان در انتخابات باشد و لاغیر،وگرنه هرکسی می تواند مدعی خواسته هایی شود و عدم تحقق آنها را به دولت خاتمی و اصلاح طلبان نسبت دهد.
2 - درعین حال هرفرد یا جناحی در انتخابات پیروز شودو مسئولیت دولت و مجلس را با برنامه در اختیار گیرد تنها در ظرف موجود جامعه ( ساختار حقیقی و ساختار حقوقی) و آرایش نیروهای سیاسی و توازن قوای موجود می تواند عمل کند و اینگونه نیست که فعال مایشاء باشد و هرچه بخواهد بتواند بکند و اینرا بخوبی می توانید در کشورهای توسعه یافته ببینید چه رسد به کشور ما که جز آرایش نیروهای سیاسی و توازن قوا در آن تعیین کننده نیست بنابراین حتی این خواسته که اصلاح طلبان بتوانند به همان برنامه ای که می دهند عمل کنند بستگی تام و تمام به شرایط و میزان پشتوانه سیاسی و اجتماعی آنان دارد و اینکه چگونه بتوانند در تعامل نیروها عمل کنند. متاسفانه باید گفت هرچند که آقای خاتمی رای بیش از میلیون نفر را با خود همراه داشت و یا اکثریت مجلس ششم بدست اصلاح طلبان بود اما قاطبه این رای دهندگان با رای دادن کار خود را تمام می دانستند و حاضر به هزینه دادن بیش از این نبودند ( و حالاهم نیستند و درآینده هم نیستند ) و به همین دلیل اصلاح طلبان از یک قدرت و نیروی بالفعل اجتماعی برخوردار نبودندو این در حالی بود که نیروی رقیب با استفاده از امکاناتی که در اختیار داشت اگرچه در اقلیت بودند اما یک قدرت بالفعل اجتماعی در اختیار داشتند و با تمام نیرو وارد میدان می شدند و عمل می کردند .بطور مثال پس از ماجرای طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم روزهای پس از آن ما شاهد حضور سازمانیافته و انبوه نیروهای اقتدارگرا به عنوان اعتراض در جلوی مجلس بودیم و این در حالی بود که هیچگونه عکس العملی از سوی نیروهای اصلاح طلب حتی نوع رادیکالش نه در جلوی مجلس بلکه حتی در جای دیگر مشاهده نشد! و طبیعی است که صحنه سیاسی در این وضعیت چگونه می شود و به همین دلیل با گذر زمان توازن نیروها بهم خورد و کار بجایی رسید که آقای خاتمی ناچار از برگزاری انتخابات آنچنانی مجلس هفتم شد! البته برای منهم این اقذام دولت خاتمی یک خطای فاحش و ناپذیرفتنی است و قطعا یکی از انتقادات وارده به او در همین جاست اما درعین حال آنگونه هم نیست که انجام اینکار را در ظرف سیاسی ایران غیرمترقبه و ...بدانم و حالا به این دلیل راه آینده را بروی خودم و خاتمی ببندم . دوست عزیز از زمان نهضت مشروطیت تاکنون و بیش از صد سال است که در این کشور برای حاکمیت قانون از سوی اصلاح طلبان و....تلاش و مبارزه می شود و هنوز این هدف تحقق نیافته است آیا بهتر نیست بجای اینکه ما یقه آقای خاتمی را که اتفاقا گام های نسبتا خوبی در این باره برداشت و البته ناکامی هایی از نوع مورد اشاره شما هم داشت بچسبیم و...به علت یابی و پاسخ این سئوال بپردازیم که چرا به رغم بیش از صد سال مبارزه و تلاش حاکمیت قانون در کشور ما محقق نشده و همچنان غریب مانده است ؟ و این همان بحث پایه ای است که باید بدان پرداخته شود .
3- در مورد استحکام پایه های جامعه مدنی و نهادهای مدنی و کار حزبی به نظرم اقدام های بسیار خوبی در دوران دولت خاتمی برداشته شد که از شرح آن می گذرم اما به نظر من به هزاران دلیل اکثریت غالب مردم ما هیچگونه تمایلی به کارجمعی و حزبی و مشارکت در نهادهای مدنی ندارند و اینرا من از روی تجربه می گویم . من نمی دانم شما که اینگونه و براحتی در این باره نظر می دهید چقدر تجربه کار در نهادهای مدنی یا حزبی دارید اما من بخوبی می دانم که چقدر اینگونه سخن گفتن آسان ولی عمل بدان مشکل است . دوست عزیزاولا ورود به این تشکل ها داوطلبانه است و فرد باید انگیزه لازم وکافی داشته باشدونمی شود به سراغ افراد رفت بلکه باید راه برای ورود این افراد به تشکل ها و احزاب باز باشد و این راه حداقل در تشکل های اصلاح طلب باز بوده است اما اینرا هرایرانی متوسط الهوشی می داند که کارسیاسی بطورکلی و حزبی بطور خاص و آنهم از نوع اصلاح طلبش چقدر آب می خورد و چه هزینه ها و فائده هایی دارد. آخر در کشوری که وزیر کشور را کتک بزنند و زندان ببرند آیا دیگران چه پیامی دریافت می کنند؟ اینگونه نیست که شما تصور می کنید که افراد زیادی برای کار سیاسی و حزبی صف کشیده اند و احزاب سستی می کنندو...و یا درمورد نهادهای مدنی هم ، والله تا آنجایی که من تجربه دارم و دریافته ام شما یک تصور ذهنی از این موضوع دارید در حالیکه در عرصه سیاست و اجتماع عمل و واقعیت عینی تعیین کننده است . درست یا نادرست و به هردلیل در شرایط کنونی اکثریت غالب جامعه ما و حتی بسیاری از نیروهای ی که ادعاهای فراوان دارند حاضر به پرداخت هیچگونه هزینه و حتی مشارکت در کار سازمانیافته نیستند و این در حالی است که می خواهند از فائده های هر حرکت اجتماعی یا نهادهای مدنی و حزبی بهره مند شوند و طبیعی است که در این شرایط چه باری بر دوش معدود افراد و احزاب فعال می افتد . حال در این شرایط شما انتظار دارید آموزش حزبی و شناسایی نیروها و...انجام شود؟
4- خوشبختانه ما در حزب خودمان افرادی را داریم که شایسته نامزدی ریاست جمهوری هستند و کمبودی از این نظر نداریم و بنابراین ایراد شما وارد نیست اما ما باید در ظرف سیاسی موجود عمل کنیم .شما لابد می دانید که به هیچیک از افراد جبهه مشارکت برای نامزدی مجلس اجازه حضور ندادند حال ما چگونه می توانیم از افرادحزب برای نامزدی ریاست جمهوری استفاده کنیم ؟ اما درعین حال ما بنا برتحلیلی که داریم می خواهیم در انتخابات حضور یافته و پیروز شویم در این شرایط بهترین گزینه آقای خاتمی است با همه سوابق و لواحق ایشان . بنابراین نوع تصمیم گیری ما روشن است و این به ضعف حزبی ما برنمی گردد( هرچند ما ضعف های بسیار داریم ) بلکه به شرایط محیطی و محدودیتها و امکانات برمی گردد.
5 - در هیچ کجای عالم اگر شهروندان ( حداقل بخشی از آنها ) یاریگر سیاستمداران نباشند اینها کاری نمی توانند بکنند! این یاریگری می تواند بصورت کمک های مادی ، وقت گذاشتن برای حضوردر فعالیتهای جمعی ، کارحزبی و....باشد و البته رای دادن در انتخابات ، اما درایران متاسفانه برای غالب مردم این به فقط رای دادن تقلیل یافته است و این در حالی است که انتظارات بسیار بالایی هم دارند ، و این نوع عمل توازن بین عمل و خواسته های رای دهندگان و سیاستمداران کاملا برهم زده است و تقزیبا آنگونه شده که سیاستمداران باید قهرمان باشندتا بتوانند به درصدی از این مطالبات پاسخگو باشند و از دل این وضعیت همین استبداد و اقتدارگرایی بیرون می آید ! دوست عزیز! شما رفتار طبقه متوسط ایران را که باید حامل تحول و دموکراسی خواهی در ایران باشد مطالعه و بررسی کنید و اینکه افراد این طبقه چقدر حاضرند در این مسیر کار وتلاش کنند؟ من همواره مشی این بوده است که یک سوزن بخودم بزنم و یک جوالدوز به دیگران ، و ازاین منظر آقای خاتمی را بیانگرمیانگین واقعیت های موجود جامعه مان می شناسم و مشی و مرام اورا چاره جوی گذار از این وضعیت ، والبته براین نکته تاکید دارم که اگر ایشان بخواهد بیاید حتما باید با برنامه ای روشن و حداقلی بیایدتا هرکسی خواست به ایشان رای بدهد تکلیف خود را بداند و از ظن خود یاراو نشودو...



   نظرات

صمدمهدي پور :

با سلام

از ماست كه بر ماست

نقل ميكنند در زمان حمله چنگيز خان مغول وقتي ايشان به همدان رسيد همه مردم را جمع كرد وخطاب به مردم گفت من از شما سوالي مي كنم اگردرست جواب داديد من ولشگرم از شهر شما مي رويم وهيچ آسيبي هم به كسي نخواهيم رساند.اما اگر جواب درست وحسابي نداديد تمام شماراخواهيم كشت .سوال او اين بود چه كسي من را برشما مسلط كرده است؟ آيا خدا من را بر شما مسلط كرده يا قدرتي كه دارم يا سرنوشت شما اين گونه رقم خورده
از ميان جمع پيري بلند شد وگفت اگر جواب درست دادم آيا از شهرما خواهي رفت كه همچنان برقول خود بود

آن پيرادامه داد اي چنگيز بدان كه نه خدا تورابرما مسلط كرده نه قدرت تو ونه بازي سرنوشت
بلكه اين خود ما هستيم كه تورا برخود مسلط كرديم در واقع به دليل ضعف وناتواني ما بود كه توبرما مسلط شدي
از ماست كه برماست

حال وقتي به جامعه خود نگاه كنيم اين است كه اين مردم بودند كه از شما(هيئت حاكمه)حمايت وهمراهي كردند وبه شما پر وبال دادند ومتاسفانه شما يادتان رفته وبراي راي ونظر مردم احترام وارزشي قائل نيستيد وبه عناوين مختلف در صدد توجيه اين هستيد كه مردم عقلشان نمي رسد وما بايد براي آنها تكليف معلوم كنيم واگر با زور هم كه شده روانه بهشتشان كنيم يا به عبارتي ما فقط مي توانيم باعث سعادت وموفقيت مردم دردوجهان شويم. روي صحبتم با آقاي شيخ احمد جنتي وامثال ايشان كه اينگونه فكرمي كنند مي باشد.ايشان معتقد به حاكميت يكدست مي باشد ودرجلسه استانداران برحاكميت يك دست تاكيد داشته.واين نهايت ديكتاتوري واستبداد از نوع ديني آن است. البته ديني كه امثال آقاي جنتي به آن معتقدند وتبليغ مي كنند.نه آن دين اصيل وخدا داده. اي كاش يك رفراندومي بر قرار مي شد وامثال آقاي جنتي ميزان محبوبيت خود را در بين مردم مي سنجيدند.امثال آقاي جنتي بهتر مي دانند كه حضرت علي(ع)وقتي ديد مردم اقبالي به او ندارند مجبوربه خانه نشيني شد .هرچند عملا وارد صحنه بود وتا آنجا كه امكان داشت نمي گذاشت حقي ضايع شود. ومواظب مديريت امور جامعه بود آن هم به دليل عهد وپيماني بود كه خداوند ازدانايان وآگاهان گرفته است.
اما متاسفانه درعصر حاضر افرادي چون آقاي جنتي(وديگراني كه كم نيستند) عملا حكومت استبدادي را اجرا كرده وفقط معتقدند اين ما هستيم كه حق حاكميت برمردم راداريم.
جمله خلقان سخره انديشه اند زآن سبب خسته دل وغم پيشه اند
اين بيت شعر مصداق كساني است كه فكر مي كنند بيشتر ازهمه سرشان مي شود وداناتر وعالمترند، وهمواره سعي مي كنند به طرق مختلف خود رابر مردم تحميل وحاكم كنند
سالي كه نكوست از بهارش پيداست. مردم خودشان دراين مدت 3.5سال متوجه شده اند.

صمد مهدي پور08/08/1387

 

صمدمهدي پور :


با سلام
جناب آقاي مزروعي دراين مملكت چه مي گذرد چه كسي دارد اين مملكت را اداره مي كند چقدر در حق مردم ظلم مي شود وكسي به دادآنها نمي رسد.آيا شما فاجعه وجنايت مرگ مشكوك خانم دكترزهرا بني يعقوب را ميدانيد؟

مزروعی : با سلام ، والا این سئوال شما را من نمی توانم پاسخ دهم و مسئولان اداره کشور باید پاسخ دهند و منهم مثل شما فقط غصه می خورم که چه می خواستیم ؟ وچه شده است ؟


 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007