« چه نقشه‌‌ راهی برای هدفمند کردن یارانه‌ها وجود دارد؟ | صفحه اول | هيچ مرجعی را نمی‌توان برای هدايت ذائقه‌ مردم در انتخابات موثر دانست »

17 شهریور 87

چراخاتمی باید بیاید؟

تحلیل شرایط ایران در سایه حاکمیت یکدست اصولگرایان در سه سال اخیر هدف این نوشتار نیست که هفتاذ من کاغذ می طلبد ، اما خلاصه اش اینکه کشور هر روز در سایه این حاکمیت در ابعاد مختلف و در مقایسه با قافله توسعه جهانی رو به قهقرا رفته و به ویژه در عرصه داخلی بر دامنه نارضایتی عمومی افزوده و میراث انقلاب اسلامی و بقای نظام را به خطر انداخته است ، و هرچند راقم این سطور در چنین هنگامه ای از دفاع جانانه رهبری نظام از عملکرد دولت احمدی نژاد در دیدار به مناسبت هفته دولت متحیر و متعجب مانده ام و در نمی یابم ایشان که باید بیشترین دغدغه و نگرانی را در این باره داشته باشد و قطعا اطلاعشان از مسائل ریز و درشت کشور بیش از امثال بنده است چرا اینگونه موضع گرفته اند ؟و... اما به عنوان یک شهروند ایرانی مسلمان که در برابر این شرایط احساس مسئولیت می کند و با توجه به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری در سال آینده ، برای رهایی از این وضعیت و نجات کشور و نظام از خسارت بیشتر و پاسداری از میراث انقلاب و حرکت دو باره در جهت تحقق اهداف و آرمان های آن تحلیل خود را دراین باره که « چرا خاتمی باید بیاید » ارائه کنم و امید وارم که این راه نجاتی برای کشور و نظام باشد .
حال در برابر طرح این سئوال که « چرا خاتمی باید بیاید؟ » پاسخ من این است :

1- هرآنکس که مشی سیاست ورزی اصلاح طلبانه را پذیرفته است این سیاست به او دیکته می کند برای تغییر وضعیت موجود از هر امکان قانونی و مسالمت آمیز که می تواند بصورت کم هزینه و تدریجی کشور را بسوی وضعیت مطلوب به پیش برد استفاده کند و انتخابات یکی از بهترین امکانها و فرصت ها برای تحقق این امر است ضمن اینکه پاسداری از « نهاد انتخابات » هم به عنوان هدف و هم به عنوان وسیله برای تحقق و دستیابی به نظامی مردمسالار در ایران موضوعیت و طریقیت دارد که دموکراسی خواهان باید کمال توجه و بهره برداری از آن را داشته باشند .
2- اما می دانیم که انتخابات آزاد و رقابتی و سالم و قانونی در جمهوری اسلامی ایران از مجلس چهارم بدینسو با اعمال « نظارت استصوابی » دچار خدشه شده و از مجلس هفتم معنای حقیقی خود را از دست داده است و بیشتر به امری نمایشی و تشریفاتی تبدیل گشته است اما بدلائلی حاکمیت قادر به حذف آن نیست و هنوز به عنوان روزنه ای که می توان برای تغییر اوضاع از آن استفاده کرد بروی اصلاح طلبان بازمانده است و شرکت اینها در انتخابات باید به گونه ساماندهی و سازماندهی شود که بتوانند از این روزن بگذرند و در شرایط کنونی تنها فردی که می تواند بالاترین احتمال عبور از این روزن را داشته باشد « خاتمی » است و لاغیر!
3- « خاتمی » می تواند از سد شورای نگهبان بگذرد چرا که رد صلاحیت فردی با سابقه ایشان به معنای استحاله کامل نظام و ختم جمهوری اسلامی است . می تواند از سد همه دستگاههای تبلیغاتی بگذرد و در شرایط بی رسانه ای اصلاح طلبان او چون برای همه ایرانیان شناخته شده است هیچ نیازی به تبلیغ برای انتخاب ندارد . می تواند بر همه امکانات مالی و عملی حزب پادگانی و...فائق آید چون رای دهندگان ایرانی براحتی می توانند ورای شعار ها و مدعاهای مطرح با مقایسه عملکرد دوران دولت او با دولت احمدی نژاد دست به انتخاب زنند و محبوبیت او باطل السحر نیروهای غیبی است . می تواند با قطبی کردن انتخابات و دامن زدن با میزان مشارکت مردم در انتخابات درجه سلامت و صحت انتخابات را بالا برد و هیات های اجرایی و نظارت و...یکدست را مقهور رای مردم سازد . می تواند ...
4- با همه این احوال ممکن است گفته شود فرض کنیم که این مدعای شما درست است و او آمد و انتخاب شد وریاست قوه مجریه را بدست گرفت حال با توجه به ساختار حقوقی و حقیقی قدرت در ایران او چه می تواند بکند ؟ آیا تجربه دوران هشت سال گذشته را می خواهد تکرار کند؟ آیا...هرچند براین نظرم که تجربه دروان چهارساله دولت احمدی نژاد فضای جدیدی را در کشور ساخته است و آقای خاتمی با داشتن تجربه دولتش و این چهار سال اگر بیاید و رئیس جمهور شود با آن خاتمی قبلی تفاوت بسیار خواهد داشت اما برای من همان تکرار بی کم و کاست دولت اصلاحات برای کشور و نظام غنیمت است و آنرا دستاوردی گرانسنگ برای جلوگیری از واپسگرایی می دانم .
5- اما عده ای می گویند که خاتمی سرمایه بزرگ اصلاح طلبان است و اگر آمد و با حمایت اصلاح طلبان در انتخابات شرکت و شکست خورد هم این سرمایه از بین می رود و هم اصلاح طلبان مایوس و سرخورده و...تر ازگذشته می شوند و... به نظرم در شرایط کنونی کشور این استدلال معنا ندارد چرا که برای نجات کشور از دامی که درآن افتاده است باید فداکاری کرد و بایدهرسرمایه ای داریم به میدان آوریم و وظیفه خود را انجام دهیم . ما افراد را برای در موزه نهادن و اسطوره کردن و...نمی خواهیم ما برای پیشترفت و توسعه و...کشور و کاستن از درد و رنج و آلام مردم بی پناه می خواهیم و فکر نمی کنم که تنزه طلبی و...بتواند دلیلی برای گریز از صحنه سیاست و مسئولیت باشد .
6- و آخر اینکه از نظر من انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران آزمونی فیصله بخش برای عمل به قانون اساسی و اثبات باور مندی حاکمیت موجود به شعار اصلی آنقلاب یعنی « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » بصورت بسته ای کامل و نه گزینشی است و به لحاظ تاریخی آقای خاتمی شاخص تعیین کننده و اندازه گیرنده این آزمون شده است . شرح و بسط این مدعا را به فرصتی دیگر وا می نهم .
بر پایه آنچه آمد ـ و متاسف از اینکه نتوانستم همه مکنونان ذهنی ام در این باره را در قالب این نوشته و کلمات انتقال دهم – فکر می کنم برای من اینکه « چرا خاتمی باید بیاید؟ » پاسخ به آینده جمهوری اسلامی ایران است و اینکه شرایط تاریخی به گونه ای گشته است که تنها نامزدی او می تواند افقی روشن بسوی آینده بگشاید و به همه آنانی را که به فردایی بهتر برای ایران می اندیشند امید و گرمایی دوباره بخشد و... واگراینگونه شود و فرصتی دوباره برای انتخاب مردم فراهم شود تا شاید گریزگاهی باشد برای رهایی و...



   نظرات

مهدي بوترابي :

عالي بود

 

ناشناس :

خاتمي بيايد دوباره با افراد ونهادهاي سنگ انداز روبرو مي شود. در اين شك نداريم كه خودش مرد خوبي است واما دستش بسته است. شما دليل بياوريد كه چرا اقدامي براي تغيير قانون اساسي صورت نمي گيرد. ما كه عمرمان را در اين بازيهاي سياسي باختيم. از ترس احمدي نژاد بايد بريم به خاتمي راي بدهيم. كي يك چهره جديد كه توانايي ويژه داشته باشد مي آيد. اما بنده خدا آدم سالمي بود. يادش به خير اوايل دوره احمدي نژاد، يك كاغذ مي گرفت دستش كه اسم مقامات دله دزد دولت قبل است و هنوز حتي يكي از آنها محكوم به ريالي دزدي نشده !!! اما در اين دولت مدرك آكسفورد هم جعل شد...

مزروعی : یاسلام ، دوست عزیزناشناس! از قدیم گفته اند از کوزه همان تراود که در اوست ! هراتفاقی که در جامعه ما می افتد ناشی از ساختار درونی و حقیقی و ظرفیت فکری و....همین جامعه است و ما باید به این فکر کنیم که چرا جامعه ما در یک شرایط و زمانی جریان اصلاح طلبی و حتی خاتمی را با شعار عبور از خاتمی پس زد و حاصلش حاکمیت اقتدارگرایان و آقای احمدی نژاد شد؟ تا وقتی بطور دقیق برای این سئوال پاسخی نیابیم هر اصلاحی در قانون اساسی فائده ای نخواهد داشت و سئوال مهمتر این است که مگر به همین قانون اساسی موجود عمل می شود که ما در پی یک قانون اساسی دیگر باشیم ؟ و چرا به این قانون اساسی همچون قانون اساسی دوران مشروطه عمل نمی شود؟ تا زمانی که ما نتوانیم ظرفیت درونی و ساختار حقیقی جامعه مان را تغییر داده و ذهنیت غالب مردمان را با آموزه های مدرن از قبیل آزادی ، دموکراسی ،‌حقوق شهروندی ، ...آشنا و آشتی دهیم و معرفت لازم در این باره بوجود آوریم تغییر ساختار حقوقی و نوشتن دهها قانون اساسی مشکل ما را حل نمی کند و انجام اینکار نیز نیاز به حوصله و صبر و کار مدام فکری و فرهنگی و سیاسی و...دارد و اگر امثال بنده از آمدن آقای خاتمی به عرصه سیاست و انتخابات دفاع می کنیم برای دستیابی به همین مقصود است چون ایشان بصیرت و چشم اندازی را در منظر مردم ما قرار می دهد که ما را به مقصود می رساند وگرنه دستیابی به قوه مجریه امر چندان مهمی نیست و یکی از بزرگترین دستاوردهای دوران اصلاحات ایجاد همین بصیرتی است که شکل جامعه امروز ما حتی در دوران حاکمیت یکدست اصولگرایان نسبت به قبل از دوم خرداد تغییر داده و تا حدودی ارکان و قوای حکومتی را در معرض نقد و انتقاد و پاسخگویی قرار داده است .

 

میر فندرسکی :

دوست من سلام.از تحیرابتدای مطلبتان متحیرم!شما که سالها نماینده مجلس بودید وبا ساختار حاکمیت ونوع تعریف ان از منافع ومصالح ملی توسط آن آگاه هستید واولویتهای آنرا میدانید چه جای تعجب؟! استدلالهای شما صحیح است اماتهیج کننده نیست. شرایط امروز ما حاصل نبوغ! احساس تکلیف!توان مدیریت!و... شمای نوعی ودوستان مشارکتی و کارگزارانی و...و رقبای دست راستیتان در طول 30سال گذشته بوده که جمع تعداد همه آانها از500 نفر هم تجاوز نمیکند.در تمام این مدت حتی یک نفر دراین دایره بسته به هیچ اشتباهی در تصمیم گیری اعتراف نکرده ودیگران را مقصر دانسته! بهتر است ما به بیطرفی دراین بازی همچنان ادامه دهیم .
مدیر داخلی ستاد شما در انتخابات میاندوره ای مجلس درساختمان خیابان شیخ صفی

مزروعی : با سلام و تشکر از حسن ظن شما ! اینکه اداره کشور بزرگی مانند ایران را به 500 نفر تقلیل دهیدبه هر عنوان و اسم ، جز ساده نگری و ساده کردن صورت مسئله ایران نیست . کشور ایران را همه ایرانیان با نوع رفتار و عملشان می سازند و طبیعی است که اگر عده ای بیطرف بمانند ابه هردلیل اداره امور بدست آنانی می افتد که فعالند! بنابراین اینگونه استدلالها فقط می تواند تسکین دهنده و توجیه کننده بی عملی و...باشد و به نظرم ساده سازی مسائل نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه بر دامنه و حجم مشکلات می افزاید . بهتر بود شما بجای اینگونه نقد و طعنه زنی و دنبال اعتراف به اشتباه کردن و توبه دیگران راه حل خود را برای برون رفت از این وضعیت ارائه می دادید وگرنه اعلام بیطرفی و انفعال که نیازی به اعلام ندارد .

 

سیاستمدار :

با سلام وتشکر از این نوشتار
مقاله ای در کالبد شکافی انتخابات نوشته ام ارزش مطالعه دارد.
به نظر من تکلیف انتخابات مشخص است وبه قول بعضی ها کاغذ پاره ها ارزش ندارند
وزیر کشور هم مدرکش متقلب است حتما انتخابات سالم برگذار می کند

 

میر فندرسکی :

با سلام.چرا فکر میکنید که من سوء ظن دارم؟اتفاقن به صداقت وحسن نیت شما باور دارم ودر طول شبهاوروزهایی که درجوانی با شما همراه بودم به آن رسیدم و معتقدم که افردی همچون شما وجناب شیرزاد درعرصه سیاست کشور کمیاب است وعملکرد شما درمجلس موید مطلب است.اما بحث چیز دیگری است.شما از کجا میدانید که من بی عملم که نتیجه گرفتید که درپی توجیه آنم؟ مگر عمل سیاسی و مهمتر ازآن عمل اجتماعی حضور در انتخابات است؟ چه بسا بر عکس!محرومیت دو ترم از تحصیل در دانشگاه قبل از 2خردادکمترین هزینه ای است که پرداخته ام.و همچنان هم فعالم .اما با تجربه بیشترواهدافی دیگر.!اتفاقن ادبیاتی که دوستان وهمراهان گذشته را با کوچکترین ابراز وجودی متهم به تندروی.یا بی عملی میکند باعث شده در بزنگاه انتخابات ستادها از نیروهای بی چشمداشت و خلاق تهی وانباشته از...باشد.ونتیجه آن معلوم!
ما نیازی به ابراز پشیمانی ازسوی کسی نداریم اما تا وقتی گروهی در نقد عملکرد خود دست به عصا قدم می زند آمادگی انجام اشتباهای بزرگتر را دارد. جناب مزروعی روی عدد بحثی نیست من میگویم 500 شما بگویید 5000 در اصل ماجرا چه تغییری ایجاد میکند.قطعن درایت شما در فهم منظور من راهگشاست به نظر شما چند نفر در کشور تصمیم ساز ویا تصمیم گیرهستند میدانید که منظور من فلان نماینده که از نمایندگی برخواستن و نشستن را خوب فرا گرفته ودر پی منافعی است که خود آنها را تعریف کرده.نیست .مگر خود نمی گفتید 7فقیه شورای نگهبان و...پس چه ساده انگاری؟نکته آخر اینکه کسی برای ریاست جمهوری میتواند حداقلی از پارامترهارا داشته باشد که برای نامزد شدنش انگیزه داشته وبا دیگران رقابت کند و دوستانش را برای حمایتش مجاب نماید مانند آنچه در آمریکامثلن دیدیم!اینکه فردی را با خواهش وتمنا وارد عرصه کرد وفرد بر سر مردم منت بگذارد که میاید و اختیار امورشان را بر عهده مگیرد نتنها چندان دلچسب و دمکراتیک نیست بلکه راه پاسخگو نبودن فرد بعد از کسب قدرت را باز مگذارد .دقت کنید جناب هاشمی در انتخابات گذشته عنوان کردند به این دلیل وارد عرصه شدند که اولن فرد قابلی معرفی نشده و دوستان خیلی اصرار کردندوایشان احساس تکلیف .درست یا غلط این برای مردم جذاب نیست بهر حال جناب خاتمی ضمن کوتاهی ها و فرصت سوزیهای فراوان 8ساله که نمونه های آن فراوان است برای نامزدی مجدد باید انگیزه و دلایل قوی خود را ارائه دهدو همحزبیهای مشارکتی را اقناع نماید وحزب آن را به جامعه منعکس کند ونه بر عکس!قطعن تحریم انتخابات تحصن در مجلس نافرمانی مدنی ..و...را اگر شما پیشنهاد دهید عین عمل سیاسی است واگرنتیجه اعمال رئیس جمهور قبلی مردم را به این نتیجه برساند نشانه بیعملی!!با تشکر از ابراز احساسات دلگرم کننده تان مجبورم امضایم را تغییر دهم !!دبیر دبیرستانهای تهران.

مزروعی : با سلام ، آنچه من پاسخ دادم در رابطه با نوشته و نظر شما بود و طبعا بنده از نوع عمل شما اطلاعی ندارم . در مورد این نوشته شما نیز یک بحث مبسوط و پایه ای می طلبد و اختلاف من و شما احتمالا به تحلیلی که از شرایط ایران داریم برمی گردد و اینکه هرنوع مقایسه ای بین ایران و آمریکا که چه عرض کنم حتی بین ایران و ترکیه یا پاکستان هم قیاس مع الفارق است ! وما باید با درنظرگرفتن شرایط ایران سیاست ورزی کنیم وخیلی از مسائل را این شرایط به ما تحمیل می کند و مهم این است که ما بتوانیم در مورد راهبردهای مطرح برای خروج از این شرایط بحث کنیم و نه اینکه مرتب به طرح بحث های تکراری و اینکه به اشتباهات گذشته بپردازیم مشغول شویم . امثال بنده فکر می کردند برای پیشبرد راهبرد اصلاح طلبی باید از امکانات موجود و انتخابات و آقای خاتمی ( با همه این نکاتی که شما به آن اشاره کرده اید ) باید استفاده کرد حال شما اگر این راهبرد را قبول ندارید باید راهبرد مورد نظر خود را مطرح کنید و نه اینکه به بحث های گذشته برگردید . راهیرد تحریم به تجربه ثابت شده که نه تنها هیچ تاثیر گذاری ندارد بلکه فقط بی عملی سیاسی و انفعال را در پی داردو بنابراین نمی تواند تغییری در شرایط ایران بوجود آورد ضمن آنکه اقتدارگرایان بشدت از آن استقبال می کنند چون به آنها فرصت می دهد با رای حداقلی همچنان به حاکمیت خود ادامه دهند بنابراین اگر شما راهبرد دیگری می شناسید که در آن عمل سیاسی هم باشد مطرح کنید تا در مورد آن به بحث بپردازیم .

 

صمد مهدي پور :

با سلام

خاتمي همچنان محبوب دلهاي انسانهاي آزاد انديش وآزاده است.خاتمي را هم عقل حکم مي کنم وهم دل تاييد مي کند که انسان بزرگواري است،يک شخصيت علمي و داراي استقلال شخصيت و داراي صبر وحوصله و سعه صدرفراوان. سن سياسي بنده چندان نيست ولي يکي ازانتخاباتي که درآن شرکت کردم و با انگيزه راي دادم انتخاب آقاي خاتمي بود حلالش باد.حرف زيبايي زدند که خاتمي اگرآبرويي دارد ازمردم گرفته واگر مردم بخواهند مجددا براي خودآنها هزينه خواهد نمود اين چيزي جزمردم داري وتفکردموکراسي وتوجه به ارزشهاي والاي انساني نيست هرکسي نمي تواند اين نظررا اظهارکند مگرآنکه که با تمام وجود اين گفته خودراقبول داشته باشد.خاتمي انساني صادق است .انساني که سعي کرده خودش باشد نه اينکه صرفا هرچه ديگران مي خواهند.خاتمي سعي کرده تا حد امکان وتلاش کرده اززيرماسک وپرسونا خارج شود و خود و من واقعي خود راشفاف نشان دهد.ظاهر سازي ريا وتملق وعوام فريبي دراوديده نشد.هرچند بعضي اوقات فکرمي کنم حيف خاتمي است که مجددا وارد ميدان وگود شود اي کاش نسخه ديگري ازايشان وجود داشت و او وارد گود ميشد وخاتمي محبوب ازبالاي گود اوراتشويق وقوت قلب مي داد.نمي دانم با اين وضعيت اسف باري که در دولت فعلي ايجاد شده چه کسي مي خواهد آن راتعمير واصلاح کند.خاتمي محبوب بايد بداند که اگرکانديدا ومنتخب شد دوران سخت تري را بايد پشت سربگذارد چون ممکن است مردم ازاو انتظاراتي داشته باشند که به دليل خرابکاري هاي امروز به اين راحتي نه ايشان نه هيچ کس ديگري نتواند به سرعت اصلاح کند.بايد همان اول با مردم صحبت کند.
2-آزادي بيان وعقيده يکي از بهترين حقوقي است که خدا به انسان عنايت کرده جوامع دموکراسي ودولت دموکراتيک به حق آزادي بيان وعقيده احترام مي گذارد .دولت هايي که ازبيان وآراء وعقايدملت جلوگيري مي کنند درواقع ضعيف وناتوان ومشگل دارهستند.3-مردم بدليل وضعيت امروز خيلي افسرده ،دلمرده وبي انگيزه مي باشند به خاطرهمين ممکن است عده زيادي درانتخابات آينده شرکت نکنند.مگراينکه مجددا خاتمي محبوب وهمفکران او روح تازه اي درجامعه بدمند.
4-آسان ترين کار دنياآن است که آنچنان که هستيم باشيم وسخت ترين کار دنيا آن است که ديگرانت مي خواهند خاتمي مصداق اين جمله است

5- آن روزکه پشت پرده افشا گردد سيماي گريم کرده رسوا گردد
تزوير و ريا نمايش ننگيني ست هرچند که خوب اجرا گردد. مصداق دولت فعلي باآن شعارهاي کذائي واين اعمال ورفتار عوام فريب براي کسب رآي مجدد است

 

صمد مهدي پور :

خدمت جناب آقاي مزروعي وخانواده محترم عرض سلام دارم
اين روزها خيلي زياد همواره اين مضمون درذهنم تداعي مي شود.که دردم نهفته به زطبيبان مدعي باشد که ازخزانه غيبش دوا کند .ازبس دراين کشور بي عدالتي،ريا،چاپلوسي،تملق،دروغ وپاچه خاري ديده ومي بينم دلم پر از درد ورنج است.واگرهم حرف وصحبت منطقي مي کنم با اينکه اهل منطق وخرد وعقل قبول دارند وتاييد ميکنند اما باز هم بنده را منع از موضع گيري مي کنند ومي گويند ولش کن پي گيري و دفاع فايده اي ندارد.مستبدين وحکومت هاي ديکتاتور هم همين رامي خواهند که اينقدر مردم اذيت شوند تا دلسردي بي اعتمادي تمام وجود مردم رابگيرد وآنها هرطوردلشان خواست برمردم بتازند وحکومت کنند.اگربخواهيم جلوي ظلمي بايستيم وحقي را بازستانيم متاسفانه خودمان رامجرم ومتهم مي کنند چون به عبارتي قدرت دست آنها است و ازاختياراتي که دراختيارشان جهت حل مسائل ومشکلات بنده گان خدا گذاشته اند درجهت اهداف خود سوءاستفاده مي کنند.(نمونه اي از آن دردانشگاه صنعتي اصفهان برايم اتفاق افتاد)جناب آقاي مزروعي مي نويسم تا بعضي ازاين به ظاهرمسئولين شايد بخوانند وشايد ازباب فذکرانما انت مذکرباشد.بايد بدانند که انسانهاي پاک و وارسته و بدون هيچ توقع و انتظاري جهت حق و عدالت از بالاترين دارائي وثروت خود که جان است گذشتند ولي شاهدم که چقدر بعضي از اين انسانهاي به ظاهرمسئول که پست ومسئوليتي را اشغال کرده اند،ازمسئوليت واختياراتي که چند صباحي به انها داده اند جهت اهداف خود سوء استفاده مي کنند چرا که بر اين باورند که هدف وسيله را توجيه ميکند ما به اهداف ناحق خود برسيم حال به هر وسيله اي که ممکن باشد.(قرار شهداي عزيز اين نبود) اين مسائل درحکومت هاي ديکتاتور ومستبد ديده مي شود.ولي اميد است که درآينده مجددا يک فردي برمسند اختيارات قرار بگيرد که به مردم و به راي و نظر و خواسته هاي انسانها وارزش هاي انساني اعتقاد و باورداشته باشد ومجددا بو وعطر دموکراسي وحکومت دموکراتيک ومردم مدار به مشام برسد. اين روزها با اسم سيدمحمد خاتمي عزيز وگرامي بوي عطر دموکراسي به مشامم مي رسد.هرچند که حيف خاتمي است که در اين منجلابي که درست کرده اند وارد شود.اما حتي ظاهرا بزرگان هم بر اين باورند که جز خاتمي گزينه ديگري نمي تواند وارد گود شود وشايد اگرخاتمي آن آب صاف وپاک که چمشه زلال وخروشان ومواجي است بتواند اين آبهاي لجن آلود را به کناري بزند.
جناب آقاي مزروعي دلم پر است و شايد مطالبم جسته گريخته باشد خوشحالم جائي را پيدا کرده ام که بتوانم عقده گشائي کنم ونظرات خود رابيان کنم.اگرمطالب مرتبط با موضوعات مطرح شده شمانمي باشد عذر خواهي مي کنم.به خاطر همين است که ميگويم دردم نهفته به ز طبيبان مدعي باشد که از خزانه غيبش دوا کند.با تشکر ازحوصله و وقتي که صرف مي نماييد.
صمد مهدي پور27/06/1387ساعت14

مزروعی : باسلام ، صمد عزیز خوشحالم که درد دلت را با من در میان می گذاری و این وبلاگ خط ارتباطی خوبی است برای همین درددلها و همواره در اختیار شماست تا هرچه می خواهد دل تنگت بگوید و چون سخن از دل برآید حتما بر دل می نشیندو امیدوارم که وجدان های بیمار دریابند که این درد دل یک فرزند شهید است و پاسخگو باشند .

 

میر فندرسکی :

با سلام
دوست عزیز بنده قصد مجادله ندارم.اما از آنجا که احتمال میدهم عده بسیاری از افرادی که در سالها ی قبل به جناب خاتمی و اصلاح طلبان رای دادند وآنهارا به ریاست جمهوری ونمایندگی مجلس رساندند.امروز یا در انتخابات شرکت نمیکنند ویا رای خود را تغییر داده اند.(وپاسخ شما در چرایی این مطلب در موفقیت عمل سیاسی شما موئثر است)لذا اگر نظر اینجانب را حداقل به بخش کوچکی از آنها تعمیم دهید تلاش در اقنائ افرادی نظیر بنده تمرینی است در مواجهه ناگریزتان در هماورد ماهای آینده.
1-یک مشکل فرهنگی که بین مردم ونخبگان ما اپیدمی است اینکه معمولا" افراد بیشتر بدنبال نفی نظر مخاطب با ساده ترین مستمسکند وحتی قبل از اینکه بطور کامل سخن طرف مقابل را بشنوند بفکر جواب به او هستند. لذا سخن ویا نوشته های مخاطب را سرسری از گوش وچشم میگذرانند وبجای پاسخ به
نکات اصلی بحث از حواشی ومثالهای طرف مقابل بهانه ای یافته و ادبیات تحقیری را استارت میزنند.تفاوت مناسبات اجتماعی و فرهنگی وسیاسی بین جامعه ایران وامریکا ویا فعالیتهای حزبی بین ایران و پاکستان امری بدیهی است.و مبرهن است که من به آن واقفم و گوشزد آن امری زائد ودر عین حال بی ربط. صرف نظر ازانتقاد به نفس حضور خاتمی در انتخابات من به نحوه ورود ایشان به این عرصه ایراد وارد نمودم و متذکر شدم خواهش و تمنا ازسوی دوستانشان واکراه از سوی ایشان نشانه عدم انگیزه لازم وعدم آمادگی انجام مقاومتی در خور انتظار مردم در برابر فشار جناح تمامیت خواه حاکمیت پس از پیروزی احتمالی است .حال اینکه فردی با خود انگیختگی لازم بیاید وخود را در نزدیکترین حزب به تفکراتش نامزد کند و سپس ازسوی حزب به جامعه معرفی شود چه کار سخت و عجیبی است که شما عدم انجام آنرا به تفاوتهای بین ایران وامریکا و پاکستان احاله میدهید؟!
2-اختلافمان را به تفاوت تحلیلمان از شرایط ایران منسوب دانستید اتفاقا" تحلیل شرایط امروز ایران چندان پیچیده نیست و صرفنظر از تحلیلهای رسمی درمحافل غیر رسمی تحلیلها بهم شبیهند .اختلاف ما بر سر چگونگی مواجهه با این شرایط است.یا نباید سودای قدرت داشت .حال به هر اسمی: ( خدمت. تکلیف. نجات کشور. و...)ویا آماده دادن هزینه آن هم بود .
یکی از بستگانم هرگاه که میخواهیم برای حل یک مشکل خاص آن مورد را ریشه یابی کنیم وگذشته را مرور کنیم وبه علت العلل برسیم از ترس اینکه بر تصمیمات گذشته اش ایرادی وارد شود میگوید گذشته را صلوات . حالا چه باید کرد؟وعملا" نطق همه را کور میکند واز قضا مشکلش سریالی تکرار میشود. دوستان اصلاح طلب هم هرگاه متکلم وحده هستند مرتب از دستاوردهای دوران مدیریتشان با آب وتاب سخن میرانند اما همینکه مخاطب گوشه ایی از سستی ها و نا پایداریها و خطاهایشان را گوشزد میکند میگویند گذشته ها را صلوات ونباید به عقب برگشت!.وغافل از اینکه اصل مشکل همانجاست و راه حل نیز همانجا.
شاید شما هم به نحوه مواجهه جناب خاتمی در موارد بسیاری از جمله عکسل عمل به دستگیری نا عادلانه بسیاری از دانشجویان و روزنامه نگاران وحتی افرادی از جمله کرباسچی نوری عبدی لقمانیان و..... و میزان حمایت علنی از نمایندگان متحصن ویا اصل برگزاری انتخابات مجلس هفتم و یا حتی عدم جسارت لازم در گرفتن عکس دسته جمعی سران کشورها در سازمان ملل و... انتقاد دارید اما این انتقادات زمانی ارزشمند است که در طول 4سال گذشته بطور علنی مطرح وپاسخ مناسب هم به جامعه منتقل میشد. نمیشود ادعای دمکرات بودن داشت اما حتی ادای آن را هم در نیاورد. اصلاح طلبی واقعی در ایران هزینه دارد نمی شود در عافیت بود وپشت دیگرانی که زندانی و مجازات می شوند سنگر گرفت بعد که آبها از آسیاب افتاد باز از سنگر درآمدو طلب رای کرد. راستی چرا بیشتر افرادی که در دوره اصلاحات به ناحق زندانی شدند در اعتراض به رفتار اصلاح طلبان یا روزه سکوت گرفته اند ویا زبان به انتقاد علنی گشوده اند؟
3-اگر صلاحیت خاتمی تایید نشود چه واکنشی نشان میدهید؟ مانند خود او که با رد صلاحیت شما کنار آمد با آن کنار میآیید؟!یا بدنبال حکم حکومتی میدوید؟!یابازی را نیمه کاره رها میکنیدو اعلام تحریم؟!چرا؟با شرکت در انتخابات به این شکل در واقع حق تصمیمگیری شورای نگهبان را پذیرفته اید.
3-از بنده طلب راهبرد آلتر ناتیو نموده اید!
این مثل آن میماند که بیماری بعد از بدتر شدن حالش از روش درمانی پزشکش انتقاد کند وطالب تغییر آن از سوی پزشک باشد وپزشک مورد نظر با ناراحتی بگوید اگر خودت تجویز بهتری سراغ داری بگو وگرنه همینکه من میگویم!در حالی که تجویز وظیفه پزشک است نه بیمار!وبیمار میتواند با مشاهده تاثیرات روش درمانی آنرا مفید یا غیر مفید بداند.
در این مورد نیز شما به عنوان لیدر یک حزب صاحب ادعا و یک نماینده سابق مجلس و یک فعال سیاسی واجتماعی و...واجد ارائه راهبرد صحیح هستید ومن بعنوان یک شهروند حق قبول ویا رد آنرا دارم.طلب راهبرد آلترناتیو از من( شهروند نوعی )مضحک نیست؟ شما باید از انتقاد استقبال کنید حتی اگر انتقاد بدون استدلال و شامل یک کلمه(نه)باشد چون کسی که در انتخابات برایتان توضیح نمیدهد که چرا بشما رای نداده این شمایید که باید ما را مجاب کنید به همین دلیل در نوشته اول گفتم(استدلالهای شما درست است اما تهیج کننده نیست)یعنی عده ای از مردم میدانند خاتمی بهتر از احمدی نژاد است اما نه آنقدر که ارزش آمدن و رای دادن را داشته باشد ونه قبل از آنکه به اشتباهها و فرصت سوزیهایش اعتراف و قول عدم تکرار آنرا بدهد .در این صورت است که مردم برای شرکت ورای مجدد تهییج خواهند شد.
رای و نظر امروز مردم نتیجه فعالیتهای گذشته تان است و رای فرذا نتیجه اعمال امروزتان از صمیم قلب امیدوارم طوری عمل کنید که بتوانید ما را با خود همراه سازید .هرچند آنگونه که معلوم است در به همان پاشنه می چرخد. تنها با ترساندن مردم از احمدی نژاد نمی توان برای خاتمی رای خرید.
بهروزو سربلند باشید.
میر فندرسکی
دبیر دبیرستان های تهران

مزروعی : باسلام و تشکر از شما ، من نمی دانم چگونه پاسخگوی شما باشم چون شما از مسندی کاملا حق بجانب سخن می گوئید و به قول خودتان شاید گوشتان نظرات بنده را نمی شنود ! دوست عزیز! این انتقاداتی که شما نسبت به گذشته اصلاح طلبان و خاتمی بیان کرده اید صد ها برابرش در سال های گذشته بیان شده و هیچ مطلبی باقی نمانده است و همه اینها بصورت علنی بوده است حالا شما باز اصرار دارید که ما روی اینها متمرکز شویم و لابد امثال بنده و خاتمی باید اینها را روی کاغذ بنویسیم و برگردن بیاویزیم و از گذشته توبه کنیم تا مورد قبول شما واقع شود؟ برادر عزیز ! اگر شما اهل سیاست و فعالیت در عرصه عمومی باشید فکر می کنم به اندازه کافی در این باره بحث شده است و حالا باید به فکر چاره بود وگرنه سال ها می شود راجع به اینها بحث و جدل کرد . در مورد رای دادن یا ندادن مردم من نمی دانم شما بر پایه چه سندی و نظر سنجی ای اینگونه نظر می دهید اما نظر سنجی های انجام شده اینرا نشان نمی دهد ضمن اینکه ما به عنوان اصلاح طلب چه در گذشته و چه در هم اکنون برپایه عقل جمعی تصمصم گرفته و حرکت می کنیم و هر آنچه شده و می شود حاصل این عقل جمعی است حالا اگر درست عمل نکرده ایم یا تصمیم ما جواب نمی دهد بیشتر از این عقلمان نرسیده است حالا شما می خواهید تکلیف مالاق بکنید؟ دوست عزیز! ما به این راهبرد رسیده ایم و از نظر ما عمل به این راهبرد بیمار را شفا می دهد اما در قیاس با مثال شما هنوز این دارو عمل نشده ایراد گرفته اید که شفا نمی دهد! ضمن اینکه برمثالاتان خدشه وارد است چون در عرصه اجتماع و سیاست همه هم بیمارند و هم طبیب و عمل جمعی همه ماست که سرنوشت کشور را می سازد.نکته آخر اینکه در عرصه سیاست و حکومت اینگونه نیست که حتی اگر راهبرد شما درست باشد جواب می دهد وشکست یک جریان سیاسی در انتخابات را نباید معیاری برای نادرستی راهبرد آنها گرفت چراکه در شرایطی یک جریان اقلیت منسجم با در اختیار داشتن امکانات مالی و تبلیغاتی و...می تواند بر جریان اکثریت متشتت و...غلبه کندو انتظار نمی رود که انجام کودتای پارلمانی و...را به حساب پیروزی یک جناح و شکست جناح دیگر بگذارید . دوست عزیز! من مثل شما نمی توانم در مورد رای دادن یا ندادن مردم به آقای خاتمی اظهار نظر کنم اما در شرایط ایران اورا بهترین گزینه برای محک نظر مردم نسبت به راهبرد اصلاح طلبی می دانم با همه آن سوابقی که دارد و می شناسیم و من هیچ انتظار بیشتری از او نسبت به گذشته ندارم و اگر او بیاید معنایش همین است چرا که انتظار بیشتری از ظرفیت وجودی او داشتن نادرست است حال اگر مردم به او رای دادند خوب معلوم می شود که این راهبرد را پذیرفته اند و اگر همه رای ندادند تکلیف ما روشن می شود و دیگر مسئولیتی بر دوش ما نیست و لابد اکثریتی که راهبرد دیگری را پذیرفته اند هزینه هایش را نیز پذیرفته اند و همینطور افرادی که به هردلیل رای نداده اند بنابراین جای بحث چندانی باقی نمی ماند.

 

محمود :

با سلام
جناب ميرفندرسكي با چنين نظراتي آدم را به آينده‌ي ميان مدت لااقل، اميدوار مي‌كنيد. اينكه اينقدر مسئله را درست مي‌بينيد و بيان مي‌كنيد دست‌مريزاد دارد. من با شما كاملا هم‌نظرم. و به عنوان توضيح واضحات خدمت آقاي مزروعي عرض مي‌كنم كه نيامدن خاتمي بهترين خدمتش به ايران خواهد بود. چرا؟ عرض مي‌كنم.
اگر بيايد يا پيروز مي‌شود يا نه. اگر پيروز نشود كه وا‌مصيبتا دوباره 30 ميليون راي به پاي تاييد نظام ريخته شده و مثل انتخابات مجلس امتيازات تحريم هم از دست رفته و نظام فعلي لااقل تا 4 سال واكسينه خواهد شد. اما اگر پيروز شود در خوشبينانه ترين حالت شرايط دوم خرداد را خواهيم داشت. كيهان هست مجلس مخالف هست شوراي نگهبان هست گروههاي فشار هستند شبه‌نظامي‌ها با توان بيشتري هستند و خلاصه هر نه روز يك بحران خواهد بود.
اما اگر نيايد؛ كروبي 4 ميليون 50 هزار توماني (يا 100 هزارتوماني؟!) خواهد داشت و بين محافظه‌كاران هم رقابتي ديدني شكل خواهد گرفت كه اين رقابت توشه‌اي خواهد بود براي آينده‌ي اصلاح‌طلبان اگر عاقل باشند و سياست ورز. و نتيجه‌اش هم با تدبير و حمايت آشكار و يا پنهان اصلاح‌طلبان پيروزي عقلاي محافظه‌كاران (مثلا قاليباف) خواهد بود. چنين ريس ‌حمهوري مي‌تواند طي 8 سال و يا حتي 4 سال دستاوردهايي داشته باشد كه بعدها اصلاح‌طلبان بتوانند در شرايطي بهتر از آن دستاوردها استفاده كرده و پروژه توسعه سياسي را به پيش برند. دم‌دستي ترين اين دستاوردها مسئله هسته‌اي و رابطه با امريكا و نزديكي به نظام بين‌الملل خواهد بود.
و حرف پاياني اينكه به نظرم اصرار دوستان اصلاح‌طلب (همان 500 يا 5000 نفر) براي آمدن خاتمي نه مصالح مملكت، كه منافع شخصي است. آنها 4 سال بيكار بوده‌اند و از تمام مناصب مياني حتي، كنار گذاشته شده‌اند و احتمال بازنشستگي‌شان تا 8 سال آينده هم بعيد نخواهد بود، پس حق دارند آبي براي خود گرم كنند و معناي درست خيانت همين است.
همچنين بايد عرض كنم اينكه احمدي نژاد را مقابل خاتمي قرار مي‌دهيد تاكتيك است . روشن است كه خاتمي در هر شرايطي بر احمدي نژاد رجحان دارد اما درستش اين است كه خاتمي را با قاليباف مقايسه كنيد. حتي فكر مي‌كنم اگر لابي‌هايي با قاليباف داشته باشيد او كسي هست كه فضاي محدودي را براي حفظ و توسعه‌ي خودتان در اختيارتان بگذارد.
با عرض پوزش از نثر نامرتبم. وقتم كم بود.

مزروعی : باسلام ، من برداشتم از مجمومعه نظر شما این است : خرابی چو از حد بگذرد آباد می گردد! خوب من اینرا باور ندارم و فکر می کنم جلوی خرابی را باید از هرکجا می شود گرفت ! اما نمی دانم چگونه شما توانسته اید بخود اجازه دهید و انگیزه تمام آدم هایی را که بدنیال خاتمی هستند به رسیدن به پست و مقام تقلیل و تحویل کنید؟ آیا آنهایی که دنبال دیگران هستند برای رضای خداست ؟ و آیا اصولا طرح چنین مدعایی در عرصه سیاست معنا دارد؟ شما با این نوع نگرش همه سیاستمداران و مصلحان و حتی پیامبران را می توانید متهم کنید که برای پست و مقام تلاش می کردندو...برادر عزیز! اینها باید چه کاری بکنند که متهم به این نشوند ؟ لابد همه شان باید سکوت کنند و درخانه بنشینند تا شما راضی شوید که بدنبال پست و مقام نیستند! برداشت من این است که شما به هردلیل موافق آمدن خاتمی نیستید حال برای اینکه این حرف را به کرسی بنشانیددنبال دلیل گشته اید و حتی از دلیل عبور کرده و به انگیزه آدم ها ( که جز خدا به آن دسترسی ندارد) رسیده اید در حالیکه فکر نکرده اید که اگر این انگیزه را برای طرفداران خاتمی به رسمیت بشناسید بطریق اولی باید برای طرفداران دیگران هم به رسمیت بشناسید و از این منظر دیگر نمی توانید ارجحیتی برای این یا آن قائل شوید! بنابراین دوست عزیز اجازه بده اینرا برای همه برسمیت بشناسیم که نامزدهای خود را معرفی کنند و حق انتخاب را به عهده مردم بگذاریم و شما نباید اینقدر نگران خاتمی باشید. خوشبختانه یا بدبختانه من از آنهایی نیستم که در این چهارسال بیکار شده اند و نگران شغلم باشم اما مسئولیت دینی و اجتماعی ام به من حکم می کند آنچه را به نفع کشور و مردم می دانم اعلام کنم و لاغیر.

 

میر فندرسکی :

سلام بردوست خوبم
با تشکر از اینکه به نوشته ام پاسخ دادید نکاتی را بطور خلاصه معروض میدارم باشد که پاسخ احتمالیتان برای من و دیگر خوانندگان مفید و راهگشا باشد.
علی رغم تصور شما من نظر شما را بطور کامل میشنوم آنچه تاکنون نوشته اید بطور خلاصه اینست که:
1-تاکنون صدها برابر بیشتر ازمن به خاتمی انتقاد شده ودیگر کافیست.
2-شمابه خاتمی وتکرار گذشته قانعید و نامزدی او را راهبرد درست میدانید.
3-شهروندان اصلاح طلبی که این راهبرد را نمی پسندند خود راهبرد جایگزین ارئه دهند.
الف-تاکنون چند بار جناب خاتمی در مورد دوران ریاستشان وتصمیماتشان با روزنامه نگار اصلاح طلبی که منتقد برخی از آن تصمیمات بوده به مصاحبه نشسته و پاسخگو بوده؟ کدام انتقاد را وارد دانسته؟نتیجه اش در رفتار سیاسی بعدی اش چه بوده؟
اینکه انتقاد بشود اما منتقدین را تندرو و رادیکال و...نامید واز پاسخ منطقی طفره رفت چه فایده؟
شما عملکرد خاتمی را حداکثر توان ایشان میدانید واین یعنی تجربه این سالها در افزایش توانایی ایشان بی تاثیر بوده در ضمن هیچ یک از انبوه انتقادهای ارئه شده راهم نپذیرفته چرا که در آنصورت عملکرد ایشان امروز با گذشته متفاوت بود در حالیکه شما عملکرد ایشان را بر اساس ظرفیت وجودیشان میدانید وانتظار بیشتری هم ندارید خوب حتما" هزینه مترتب بر این نظر را هم میپذیرید.
ب-شما به امور بدیهی هم خدشه وارد میکنید. در جامعه سیاستمداران راهبرد های سیاسی موردنظرشان را تدوین وبه جامعه ارائه میدهند و طرفداران در صورت پذیرش راهبرد با عمل جمعی آنرا اجرا وتلاش مکنند که آن راهبرد موفق شود.ارائه راهبرد سیاسی وظیفه و حق سیاستمداران است نه شهروندان ولی اجرای آن امری جمعی است.می خواهیم پیکر سیاستهای غلط چهارسال گذشته را تشیع کنیم شما سیاسیون وتریبون بدستان نوحه می خوانید و ملت سینه میزنند. شما آرام و بی شور میخوانید و سینه سه ضرب طلب میکنید حال اگر معترض راهبرد انتخاب نوحه شویم میگویید خودتان بیایید بخوانید .!
ما سینه زنیم پدر جان نه نوحه خوان اما نوحه درست و غلط را تشخیص میدهیم. به این مثال خدشه وارد نکنید که دیگر راه ندارد!!
ج-شکی نیست رضایت مردم ازخاتمی در پایان دوره ایشان بشدت کاهش یافته بود واین مطلب متاسفانه خود را در عدم انتخاب نزدیکترین فرد به ایشان (معین)در انتخابات ریاست جمهوری و همچنین لیست تهران انتخابات مجلس ماهای گذشته نشان داد . آنچه من درمورد میزان مشارکت ونوع رای- بخشی از مردم گفتم ناظر بر منطق بالا و دیدها وشنیده های خیابانیست ونه نظر سنجی علمی قابل اتکا!
شما هم به این نظر سنجی ها دل نبندید نظر سنجی که آقای کروبی و احمدی نژاد را در انتخابات گذشته واجد کمترین شانس میدانست!!
د-نقش ذاتی یک راهبرد سیاسی انسجام یک اکثریت متشتت است اگر این توان را نداشته باشد اصلا" چرا تدوین میشود؟نوشته اید با نامزدی خاتمی وعدم انتخاب ایشان مسئولیت از دوشتان برداشته میشود!برعکس-عملکرد احمدی نژاد تنها برگ برنده شماست و شما بدون زحمت خاصی وبدون انجام فعالیتهای حزبی که درجامعه نمودی داشته باشد
فرصت بادآورده ای نصیبتان شده وحال اگر توان ارائه راهبرد درست را نداشته واین فرصت را از دست بدهید قطعا" در آینده باید پاسخگو باشید.
نامزدی خاتمی ساده ترین ودمدست ترین تصمیم است
که فاقد کمترین میزان جسارت .
ودر ضمن نوعی تحقیر مردم در آن مستتر!
نتیجه عملکرد خاتمی مردم رابه انتخاب احمدی نژاد رهنمون کرده واین مطلب مرا نسبت به آینده بیمناک میسازد!
نامزدی خاتمی نشان دهنده نا موفق بودن شما در فعالیت حزبیتان است یعنی شما در طول چهار سال گذشته هیج برنامه عملیاتی نداشته اید
البته این مطلب جای بحث مبسوطی دارد که در این نوشته نمیگنجد.
و- اما اینکه حق بجانب سخن میگویم:شاید به این دلیل است که هنوز بخشی از عصبانیت ازبرخی تصمیمات گذشته ایشان در ذهنم تهنشین شده که باید تلاش کنم آنها را بزدایم ودیگر اینکه وقتی ریاست جمهورمان حق به جانب ترین و خود رای ترین و لجبازترین در جهان است ازمن شهروند چه انتظاری دارید مزرعی جان!!!
جسور و کاردان باشید وموفق.
دبیر دبیرستان های تهران

مزروعی : با سلام ، واقع اینکه نوع نگرش و تحلیل من و شما بطور پایه ای متفاوت است و از همین رو توضیحات من در پاسخ شما راه بجایی نمی برد چراکه اگر ما در نگرش و تحلیل پایه به تفاهم نرسیم قطعا در این مسائل مطرح شده از سوی شما هم به نتیجه نخواهیم رسید اما طبعا بحث در مورد نگرش و تحلیل پایه در حوصله این نوشته و وبلاگ نیست . من برای اینکه شما بدانید از نقد و انتقاد و بیان مطالب مرتبط با حوزه عمومی و سیاست هیچ ابایی ندارم همه مطالب شما را انتشاردادم اما نمی دانم چرا شما بر برخی مسائل اصرار دارید که در شرایط حاضر پرداختن به آنها فائده ای ندارد چراکه مافات مضی و ما هیچ رخدادی در گذشته را نمی توانیم تغییر دهیم و ما باید رو به آینده داشته باشیم و باز نمی دانم چرا شما بلاتشبیه همچون بازجویان ...اصرار دارید که آقای خاتمی و...بیایند در منظرعمومی و بقول شما در مصاحبه با خبرنگار بنشیند و مورد پرسش قرار گیرد و...در نهایت از گذشته خود لابد استغفار و توبه کند تا مورد قبول شما قرار گیرد! در حالیکه اگر شما برنامه آقای خاتمی را در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و 80 می خواندید بسیاری از این انتظارات که ازخاتمی می رفت و از قضا جزء انتقادات شماست اصلا در برنامه ایشان نبود . مشکل آقای خاتمی این بودکه به تعداد رای دهندگان به ایشان انتظار وجود داشت در حالیکه ملاک ارزیابی عملکرد دولت خاتمی نه انتظار رای دهندگان بلکه برنامه ایشان باید باشد و شما اگر واقعا می خواهید یک بحث انتقادی در باره عملکرد ایشان را دنبال کنید اول باید به برنامه ایشان استناد کنید تا بشود در این باره بحث کرد و اصلا نمی دانم شما آن دوبرنامه را دیده اید و مطالعه کرده اید ؟ از اینروست که من تکرار بسیاری از نقد و انتقادات را بلاوجه می دانم و بی فائده ، و قطعا اگر خاتمی بخواهد در انتخابات آتی حاضر شود حتما باید برنامه بدهد و این برنامه ملاک کار او خواهد بود. در مورد بقیه نظرات شما من حرف تازه ای ندارم چون زبان ما مشترک نیست و من هرچه می نویسم شما برداشت دیگری می کنید مثلا راجع به ظرفیت وجودی خاتمی و بطور کلی آدمها ، آیا این ظرفیت نامحدود است ؟ آیا کسی که می تواند وزنه ای 100 کیلویی را بردارد و بیش از این نمی تواند ما باید از او بخواهیم که بیشتر بردارد؟ من نوشتم که ظرفیت وجودی آقای خاتمی همان است که ما یکبار دیده ایم و حال باید روی همین ظرفیت سرمایه گذاری کنیم حال شما ایراد می گیرید که چه و چه ،من با توجه به همین ظرفیت اورا بهترین نامزد می دانم چرا که در شرایط ایران بهتر از او نمی شناسم یا لااقل از ظرفیت وجودی دیگران اطلاع ندارم حال این کجایش تحقیرمردم و...است؟ من امیدوارم میدان انتخابات بروی همه باز باشد تا همه آنانی که فکر می کنند ظرفیت های دیگری وجود دارد به میدان بیایند و مردم آنرا که بهترین است انتخاب کنند. در مورد فعالیت های حزبی و...هم متاسفانه نوع نگرش و داوری شما اشتباه است و البته در جایگاه شهروند نشستن و طلبکار بودن آسانترین کاری که هر فرد ایرانی می تواند بکند در حالیکه هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی بدون حضور فعال شهروندان معنا و امکان نمی یابد و علت بسیاری از این انتقادتی که شما مطرح کرده اید که اکثریت غالب ایرانیان می خواهند شهروند باشند و طلبکار تا اینکه در امور مشارکت داشته باشند و هزینه بپردازند! من حداقل بیش از ده سال است در چندین نهاد سیاسی و مدنی فعال هستم و بخوبی اینرادرک و حس کرده ام که غالب مردم ما و حتی اعضای این نهادها در حالیکه حاضر نیستند هیچ هزینه ای برای مشارکت بپردازند در همان حال می خواهند از همه مزایای احتمالی بهره برند! راهبرد دادن و کار و...از دیگران می خواهند اما خود حاضر نیستند ذرة مثقالی همکاری و کمک کنند و البته دائم هم در حال نقد و انتقاد همانانی هستند که در حال فعالیتند! در حالیکه امر سیاست و اجتماع به عمل همه شهروندان بستگی دارد و هیچ حزب یا جریان سیاسی بدون همراهی شهروندان نمی تواند کاری بکند .

 

دوست بی طرف :

باسلام نظرتان بسیارمنطقی است اما به نظر من باید خاتمی را برای موقعی که رقیب سرسختی مقابل اصلاح طلبان قرار گرفته نگه داشت نه الان که با کارهایی که احمدی نژاد انجام داده اگر یک چوب سفید با عنوان رقیب هم کنار او قرار بگیره پیروز میشه.

مزروعی : باسلام ، متاسفانه اینگونه که شما تصور نموده اید نیست و شما ظاهرا از تاثیرگذاری و رای سازی نیروهای غیبی و حزب پادگانی و....غافلید؟

 

محمود :

با سلام
سخن شما را درمورد انگيزه‌ شناسي مي‌پذيرم.
چند سوال هم دارم:
1-از كجاي نظر من مستفاد مي‌شود كه"خرابی چو از حد بگذرد آباد می گردد!"؟
2 - واقعا از فحواي كلام من بر‌نمي‌آيد كه اصلاح‌طلبم و انگيزه خدايي‌اي در رقباي اصلاحات نمي‌بينم؟
3 - به نظر شما من نمي‌فهمم كه نقطه‌ي ضعف نظر مرا(كه در واقع ناشي از خودماني بودن با اصلاح‌طلبان بود)مستمسكي قرار داديد براي طفره رفتن از سوالاتم؟ اين از ساده‌ترين روشهاي سفسطه است.
4 - خواهش مي‌كنم سعي نكنيد مرا قانع كنيد و قسمتهاي زير را دوباره بخوانيدو روي آن كار كنيد.
" اما اگر خاتمي نيايد؛ كروبي 4 ميليون 50 هزار توماني (يا 100 هزارتوماني؟!) خواهد داشت و بين محافظه‌كاران هم رقابتي ديدني شكل خواهد گرفت كه اين رقابت توشه‌اي خواهد بود براي آينده‌ي اصلاح‌طلبان اگر عاقل باشند و سياست ورز. و نتيجه‌اش هم با تدبير و حمايت آشكار و يا پنهان اصلاح‌طلبان پيروزي عقلاي محافظه‌كاران (مثلا قاليباف) خواهد بود. چنين ريس ‌حمهوري مي‌تواند طي 8 سال و يا حتي 4 سال دستاوردهايي داشته باشد كه بعدها اصلاح‌طلبان بتوانند در شرايطي بهتر از آن دستاوردها استفاده كرده و پروژه توسعه سياسي را به پيش برند. دم‌دستي ترين اين دستاوردها مسئله هسته‌اي و رابطه با امريكا و نزديكي به نظام بين‌الملل خواهد بود."
"همچنين بايد عرض كنم اينكه احمدي نژاد را مقابل خاتمي قرار مي‌دهيد تاكتيك است . روشن است كه خاتمي در هر شرايطي بر احمدي نژاد رجحان دارد اما درستش اين است كه خاتمي را با قاليباف مقايسه كنيد. حتي فكر مي‌كنم اگر لابي‌هايي با قاليباف داشته باشيد او كسي هست كه فضاي محدودي را براي حفظ و توسعه‌ي خودتان در اختيارتان بگذارد"

مزروعی : باسلام و تشکر ، من شما را به دوباره خواندن نظرتان دعوت می کنم و اینکه دعوت به دوباره رئیس جمهور شدن احمدی نژاد ایا جز خرابی چون از حد بگذرد آباد می گردد معنای دیگری هم دارد؟ در مورد بقیه نظرتان هم داوری را به عهده دیگران می گذارم . اما در مورد آقای کروبی و...دوست عزیز شرایطانتخابات گذشته با شعار 50 هزار تومان با شرایطی که آقای احمدی نژاد می خواهد پول توزیع نماید و ...خیلی فرق دارد و دیگر آنگونه شعارها جاذبه ای ندارد البته از اصل این موضوع که طرح اینگونه شعار و روش ها چقدر به نفع مردم و کشور است می گذرم . در مورد آقای قالیباف هم ظاهرا شما ایشان را خوب نمی شناسید ضمن اینکه از تیره نظامیان است و...و در آخر باید بگویم که نوع نگاه من به سیاست مسئولیت دینی و اجتماعی است و خیلی به شکست و پیروزی فکر نمی کنم هرچند تمام تلاشم را برای پیروزی می کنم و در این مسیر راهی را توصیه می کنم و می پیمایم که درست می دانم و عقل جمعی که بدان وابسته ام آنرا تایید می کند .

 

میر فندرسکی :

سلام
بسیار خوب .بنابر میل شما که در تمام پاسخ هایتان عیان بود بنده این گپ خودمانی را با چند جمله ختم میکنم .
قانونمداری و مقاومت در برابر سلب غیر قانونی حقوق بدیهی ملت از جمله آزادی انتخاب کردن وانتخاب شدن و....جزئ برنامه های جناب خاتمی نبود؟!
اگر بود عملکرد ایشان چگونه بود؟مثلا" برگزاری انتخابات دوره هفتم آیا در راستای برنامه ایشان و دفاع از حق ملت بود؟
آیا استحکام پایه های جامعه مدنی ودفاع از نهادهای مدنی در برنامه های ایشان نبود؟.(البته اگر از عقب نشینی ایشان در تبدیل جامعه مدنی به مدینته النبی با اغماض بگذریم) در دفاع از نهاد های مدنی که بنا حق مورد ظلم واقع شدند مانند موسسات نظرسنجی که اتهام جاسوسی خوردند و تعطیل شدند یا برخورد های انجام شده با کانون صنفی فرهنگیان و ده ها نمونه دیگر که شما با برخورد سطحی از آنها میگذرید
چه عکس العمل قابل دفاعی داشتند؟
پس چگونه مصادیق ارائه شده به عنوان نمونه کوچکی از انتقادات جامعه به ایشان بلا وجه است؟
من قصد ندارم شما را در تنگنا قرار دهم که مجبور به اعتراف...شویدشما از معدود سیاستمداران پاک وشریف وشجاع کشورید اما متاسفانه چون بجای پاسخ به سئوالات واضح اصل اختلاف را به تفاوت نگرش وتحلیل پایه منسوب میکنید واستراتژی فرار بسمت جلو را برگزیده اید تردیدم نسبت به همراهی بیشتر از گذشته شده است .
شرکت در مصا حبه مطبوعاتی و پاسخ به سئوالات خبر نگار منتقد در یک روزنامه توسط فردی که هشت سال رئیس جمهور بوده کار خیلی عجیبی است؟! این کار حتما" ضرر ندارداگر البته فایده نداشته باشد!
اتفاقا" من هم نمی فهمم شما چه اصراری در نهی این عمل دارید وبه سبب آن خواسته ادبیات مرا به ادبیات بازجویان تشبیه میکنید!
ایشان اگر نامزد انتخابات نشوند ما انتظار بلند کردن وزنه 10 کیلویی راهم از ایشان نداریم چه رسد به100 کیلویی اما اگر میخواهد نامزد شود وضع فرق میکند .
اینکه شما بهتر از خاتمی نمیشناسید بر میگردد به ضعف تشکیلات حزبیتان که بعد از 12 سال نتوانسته یک فرد توانمند موجه ومقبول به جامعه معرفی کند .
خود متذکر شده اید که حتی افراد عضو نهاد های سیاسی ومدنی هم حاضر به پرداخت هزینه نیستند ومن اضافه میکنم که مضافا" از دیگران که هزینه پرداخته اند هم به موقع دفاع واقعی و مردانه نمیکنند واین یکی از انتقادهای بلا وجه!!من بود.
درتمام جهان سیاستمداران درصد کوچکی از جمعیب کشور ها را تشکیل میدهند وبرای حضور در قدرت وکسب نظر مردم راهبرد اداره کشور را ارائه میدهند و در مصاحبه ومناظره از آن دفاع کرده و آماده دادن هزینه های آنند واز شهروندان طلب هزینه نیمکنند
شما میتوانید با عضو گیری در بین مردم علاقه مند وآموزش آنان کادرسازی کرده وهزینه کارهای سیاسیتان را سرشکن کنید.
بدرود.
دبیر دبیرستانهای تهران

مزروعی : با سلام و تشکر از حسن ظن و لطفی که نسبت به من داشته اید متاسفانه همچنان اختلاف من و شما در نوع نگرش و تحلیل پایه مان از جامعه ایران می باشد و من اینرا به قصد فرار به جلو و....مطرح نکردم بلکه برای این مطرح کردم که اصل اختلاف را بدانیم و اینکه تا وقتی من و شما در تحیل پایه اشتراک نظر پیدا نکنیم در فرعیاتی که شما مطرح کرده اید به نتیجه مشترکی نمی رسیم و البته اختلاف نظرهای فکری و سیاسی افراد و گروه ها در جامعه از همین نکته ناشی می شود و اشکالی هم ندارد اما باید بدانیم که اختلاف از کجاست و اینجاست که نیاز به بحث دارد و در حوصله این وبلاگ نیست و افراد در طی بحث های مستمر و طولانی می توانند در این باره به نتیجه برسند و یکی از کارکردهای حزب در جوامع مدرن همین است که افراد را همفکر و هم افق می کند . حال با گذشت از این بحث و با اینکه می دانم شما همچنان قانع نخواهید شد در پاسخ به سئوالات شما :
1- ما با تحلیلی تاریخی به راهبرد اصلاح طلبی رسیده ایم و باید مقتضیات یک چنین راهبردی را بپذیریم که عبارت از عمل سیاسی در چارچوب نظام سیاسی و قانون اساسی موجود بصورت مسالمت آمیز و تدریجی و قانونی است بنابراین هرگونه انتظاری از آقای خاتمی و اصلاح طلبان باید در این چارچوب تعریف می شد و متاسفانه خیلی از انتظاراتی که در آن دوران مطرح شد و موجبات سرخوردگی بسیاری را فراهم آورد خارج از این دائره بود مثل انتظار تغییر قانون اساسی و حذف ولایت فقیه و یا این تصور که رئیس جمهور قدرت مطلقه دارد و حتی می تواند جلوی کارهای قوه قضائیه ( حتی اگر غیرقانونی باشد ) را بگیرد ناشی از همین تصور و انتظارات بی جا بود که هرگز در برنامه آقای خاتمی و اصلاح طلبان وجود نداشت و مشکل همین جاست که خیلی ها با رای دادن تصورات و انتظارات خود را اصل گرفتند و چون محقق نشد آنرا به پای ناکامی اصلاح طلبان نوشتند در حالیکه معیار و ملاک برای ارزیابی عملکرد دولت خاتمی و اصلاح طلبان در مجلس ششم باید برنامه اعلامی آنان در انتخابات باشد و لاغیر،وگرنه هرکسی می تواند مدعی خواسته هایی شود و عدم تحقق آنها را به دولت خاتمی و اصلاح طلبان نسبت دهد.
2 - درعین حال هرفرد یا جناحی در انتخابات پیروز شودو مسئولیت دولت و مجلس را با برنامه در اختیار گیرد تنها در ظرف موجود جامعه ( ساختار حقیقی و ساختار حقوقی) و آرایش نیروهای سیاسی و توازن قوای موجود می تواند عمل کند و اینگونه نیست که فعال مایشاء باشد و هرچه بخواهد بتواند بکند و اینرا بخوبی می توانید در کشورهای توسعه یافته ببینید چه رسد به کشور ما که جز آرایش نیروهای سیاسی و توازن قوا در آن تعیین کننده نیست بنابراین حتی این خواسته که اصلاح طلبان بتوانند به همان برنامه ای که می دهند عمل کنند بستگی تام و تمام به شرایط و میزان پشتوانه سیاسی و اجتماعی آنان دارد و اینکه چگونه بتوانند در تعامل نیروها عمل کنند. متاسفانه باید گفت هرچند که آقای خاتمی رای بیش از میلیون نفر را با خود همراه داشت و یا اکثریت مجلس ششم بدست اصلاح طلبان بود اما قاطبه این رای دهندگان با رای دادن کار خود را تمام می دانستند و حاضر به هزینه دادن بیش از این نبودند ( و حالاهم نیستند و درآینده هم نیستند ) و به همین دلیل اصلاح طلبان از یک قدرت و نیروی بالفعل اجتماعی برخوردار نبودندو این در حالی بود که نیروی رقیب با استفاده از امکاناتی که در اختیار داشت اگرچه در اقلیت بودند اما یک قدرت بالفعل اجتماعی در اختیار داشتند و با تمام نیرو وارد میدان می شدند و عمل می کردند .بطور مثال پس از ماجرای طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم روزهای پس از آن ما شاهد حضور سازمانیافته و انبوه نیروهای اقتدارگرا به عنوان اعتراض در جلوی مجلس بودیم و این در حالی بود که هیچگونه عکس العملی از سوی نیروهای اصلاح طلب حتی نوع رادیکالش نه در جلوی مجلس بلکه حتی در جای دیگر مشاهده نشد! و طبیعی است که صحنه سیاسی در این وضعیت چگونه می شود و به همین دلیل با گذر زمان توازن نیروها بهم خورد و کار بجایی رسید که آقای خاتمی ناچار از برگزاری انتخابات آنچنانی مجلس هفتم شد! البته برای منهم این اقذام دولت خاتمی یک خطای فاحش و ناپذیرفتنی است و قطعا یکی از انتقادات وارده به او در همین جاست اما درعین حال آنگونه هم نیست که انجام اینکار را در ظرف سیاسی ایران غیرمترقبه و ...بدانم و حالا به این دلیل راه آینده را بروی خودم و خاتمی ببندم . دوست عزیز از زمان نهضت مشروطیت تاکنون و بیش از صد سال است که در این کشور برای حاکمیت قانون از سوی اصلاح طلبان و....تلاش و مبارزه می شود و هنوز این هدف تحقق نیافته است آیا بهتر نیست بجای اینکه ما یقه آقای خاتمی را که اتفاقا گام های نسبتا خوبی در این باره برداشت و البته ناکامی هایی از نوع مورد اشاره شما هم داشت بچسبیم و...به علت یابی و پاسخ این سئوال بپردازیم که چرا به رغم بیش از صد سال مبارزه و تلاش حاکمیت قانون در کشور ما محقق نشده و همچنان غریب مانده است ؟ و این همان بحث پایه ای است که باید بدان پرداخته شود .
3- در مورد استحکام پایه های جامعه مدنی و نهادهای مدنی و کار حزبی به نظرم اقدام های بسیار خوبی در دوران دولت خاتمی برداشته شد که از شرح آن می گذرم اما به نظر من به هزاران دلیل اکثریت غالب مردم ما هیچگونه تمایلی به کارجمعی و حزبی و مشارکت در نهادهای مدنی ندارند و اینرا من از روی تجربه می گویم . من نمی دانم شما که اینگونه و براحتی در این باره نظر می دهید چقدر تجربه کار در نهادهای مدنی یا حزبی دارید اما من بخوبی می دانم که چقدر اینگونه سخن گفتن آسان ولی عمل بدان مشکل است . دوست عزیزاولا ورود به این تشکل ها داوطلبانه است و فرد باید انگیزه لازم وکافی داشته باشدونمی شود به سراغ افراد رفت بلکه باید راه برای ورود این افراد به تشکل ها و احزاب باز باشد و این راه حداقل در تشکل های اصلاح طلب باز بوده است اما اینرا هرایرانی متوسط الهوشی می داند که کارسیاسی بطورکلی و حزبی بطور خاص و آنهم از نوع اصلاح طلبش چقدر آب می خورد و چه هزینه ها و فائده هایی دارد. آخر در کشوری که وزیر کشور را کتک بزنند و زندان ببرند آیا دیگران چه پیامی دریافت می کنند؟ اینگونه نیست که شما تصور می کنید که افراد زیادی برای کار سیاسی و حزبی صف کشیده اند و احزاب سستی می کنندو...و یا درمورد نهادهای مدنی هم ، والله تا آنجایی که من تجربه دارم و دریافته ام شما یک تصور ذهنی از این موضوع دارید در حالیکه در عرصه سیاست و اجتماع عمل و واقعیت عینی تعیین کننده است . درست یا نادرست و به هردلیل در شرایط کنونی اکثریت غالب جامعه ما و حتی بسیاری از نیروهای ی که ادعاهای فراوان دارند حاضر به پرداخت هیچگونه هزینه و حتی مشارکت در کار سازمانیافته نیستند و این در حالی است که می خواهند از فائده های هر حرکت اجتماعی یا نهادهای مدنی و حزبی بهره مند شوند و طبیعی است که در این شرایط چه باری بر دوش معدود افراد و احزاب فعال می افتد . حال در این شرایط شما انتظار دارید آموزش حزبی و شناسایی نیروها و...انجام شود؟
4- خوشبختانه ما در حزب خودمان افرادی را داریم که شایسته نامزدی ریاست جمهوری هستند و کمبودی از این نظر نداریم و بنابراین ایراد شما وارد نیست اما ما باید در ظرف سیاسی موجود عمل کنیم .شما لابد می دانید که به هیچیک از افراد جبهه مشارکت برای نامزدی مجلس اجازه حضور ندادند حال ما چگونه می توانیم از افرادحزب برای نامزدی ریاست جمهوری استفاده کنیم ؟ اما درعین حال ما بنا برتحلیلی که داریم می خواهیم در انتخابات حضور یافته و پیروز شویم در این شرایط بهترین گزینه آقای خاتمی است با همه سوابق و لواحق ایشان . بنابراین نوع تصمیم گیری ما روشن است و این به ضعف حزبی ما برنمی گردد( هرچند ما ضعف های بسیار داریم ) بلکه به شرایط محیطی و محدودیتها و امکانات برمی گردد.
5 - در هیچ کجای عالم اگر شهروندان ( حداقل بخشی از آنها ) یاریگر سیاستمداران نباشند اینها کاری نمی توانند بکنند! این یاریگری می تواند بصورت کمک های مادی ، وقت گذاشتن برای حضوردر فعالیتهای جمعی ، کارحزبی و....باشد و البته رای دادن در انتخابات ، اما درایران متاسفانه برای غالب مردم این به فقط رای دادن تقلیل یافته است و این در حالی است که انتظارات بسیار بالایی هم دارند ، و این نوع عمل توازن بین عمل و خواسته های رای دهندگان و سیاستمداران کاملا برهم زده است و تقزیبا آنگونه شده که سیاستمداران باید قهرمان باشندتا بتوانند به درصدی از این مطالبات پاسخگو باشند و از دل این وضعیت همین استبداد و اقتدارگرایی بیرون می آید ! دوست عزیز! شما رفتار طبقه متوسط ایران را که باید حامل تحول و دموکراسی خواهی در ایران باشد مطالعه و بررسی کنید و اینکه افراد این طبقه چقدر حاضرند در این مسیر کار وتلاش کنند؟ من همواره مشی این بوده است که یک سوزن بخودم بزنم و یک جوالدوز به دیگران ، و ازاین منظر آقای خاتمی را بیانگرمیانگین واقعیت های موجود جامعه مان می شناسم و مشی و مرام اورا چاره جوی گذار از این وضعیت ، والبته براین نکته تاکید دارم که اگر ایشان بخواهد بیاید حتما باید با برنامه ای روشن و حداقلی بیایدتا هرکسی خواست به ایشان رای بدهد تکلیف خود را بداند و از ظن خود یاراو نشودو...

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007