« از چراغانی تا خاموشی | صفحه اول | جنبش عدالتخواه دانشجویی »

28 مرداد 87

نظم بازار

بارها به این موضوع فکرکرده ام که جامعه ای با مشخصات و ویژگی های جامعه ما ( استبداد زده ، پایبندی حداقلی به موازین اخلاقی و قانونی ، نظام اداری و قضایی ناعادلانه وآلوده به فساد و تبعیض ، ناشایسته سالاری حاکم ، ...) چگونه امورات خود را می گذراند و دوام و بقا دارد ؟ در همه رفتارهای روزمره مردم در پی دستیابی به پاسخی در این باره و رمز گشایی از آن بودم . دراین تاملات دریافتم که آنچه سرانجام به رفتار مردم نظم می دهد و آنها را به زندگی در کنارهم وا میدارد به رغم همه صفات و مسائل منفی قواعد نوشته شده و نانوشته اقتصادی و معیشتی و یا همان دست نامرئی آدام اسمیت یعنی منافع فردی است . برخلاف آنچه تصور و تبلیغ می شود منافع فردی موتور محرکه آدمیان در میدان زندگی و جامعه است و خداوند آنچنان این عامل محرکه را در جان آدمی تعبیعه کرده که سرجمع آن به نفع همه آدمیان ورفع کننده حوائج اقتصادی و معیشتی و ایضا دیگر وجوه حیات اجتماعی آنان است .

فکر می کنم بهترین کسی که این قوه محرکه و نظم دهنده حیات اجتماعی را توانسته در قالب نظریه پردازی بریزد فردریک فون هایک اقتصاددان مشهور اتریشی است . اوبر این نظر است :« نظم بازار دقیقا به این دلیل برتر است که به توافق برای اینکه چه اهدافی دنبال شود ، نیازی ندارد . این نظم به افراد با ارزش ها و اهداف متفاوت اجازه می دهد برای حفظ منافع و تامین منافع متقابل خود در کنار یکدیگر با مسالمت زندگی کنند زیرا هریک از آنها در مسیر تعقیب منافع شان اهداف افراد دیگر با منافع متفاوت و احتمالا متضاد را ترفیع خواهند داد . » وی تاکید می کند :« در چنین نظمی ، نقشی برای اعمال سیاست وجود دارد که باید در جهت افزایش فرصت های تمامی افراد ناشناخته در بازار برای نیل به اهداف نامعلوم باشد . منافع نظم بازار از منافع میلیون ها نفر که می توانند هدف های فردی خود را دنبال کنند ریشه می گیرد و مستلزم آن است که از جانب ما تلاشی برای کنتری نظم یا میزان ارضای این نیازها انجام نگیرد . بنابراین هدف سیاست های عمومی در یک جامعه آزاد این نیست که تلاش کند معیار واحدی از ارزش ها و اهداف را براین نظام تحمیل کند بلکه این است که اجازه دهد تا اهداف فردی متنوع و بسیاری برآورده شود . » به جد می توانم بگویم که اگر نظم بازار فارغ از دخالت گسترده دولت در ایران بود ما امروز جامعه عادلانه تری به لحاظ همه شاخص های اقتصادی و اجتماعی داشتیم چرا که در شرایط رقابتی بازار افراد جز در سایه تلاش و دانش و خلاقیت و کارآفرینی و زحمت خود صاحب درآمد اقتصادی یا جایگاهی منزلتی نمی شوند و نظم بازار هر آنکس را بر جایی که شایسته آن است می نشاند ویک تعریف عدل را اعطای هر ذیحقی به حقش است محقق می سازد ، در حالیکه مداخله گسترده دولت در ایران باعث برهم خوردن شرایط رقابتی و ایجاد رانت های فراوان برای افرادی شده است که به گونه ای فرصت طلبانه و بدون کار و تلاش و شایستگی سر در سفره دولت ( درآمد نفت ) کنند یا دست اندازی بذان نمایند و در زمانی اندک صاحب ثروت فراوان شوند و...
قطعا « نظم بازار » نیم بند جامعه ما را بر سرپا نگه داشته است و هیچ عاملی جز عمل اقتصادی روابط کنونی شهروندان را را سامان نمی دهد و هرکجا که مداخله دولت وارد این نظم می شود جز ایجاد بی نظمی و ظلم در پی ندارد و اگر پس از سی سال و به رغم همه شعارها و نیت ها و زحمت ها و خدمات عدالت اجتماعی همچنان گمشده و مسئله اصلی جامعه ماست جز به این مقوله مداخله گسترده دولت و برهم زدن قواعد « نظم بازار » برنمی گردد . براحتی می توان ملاحظه کرد که اگر مردم به حال خود در مسائل اقتصادی واگذارده شوند بهتر عمل و حتی ملاحظه یکدیگر را می کنند اما وقتی پای دولت در میان می آید پای دیگرش فساد و رشوه و...است و اینکه چگونه می شود از رانت دولتی بهره برد و...و حاصل آنکه به رغم از بین بردن هزار فامیل زمان شاه با انقلاب باز جامعه ما گرفتار طبقه ای جدید و نوکیسه است که آن هزار فامیل را در جیبش می نهد و دور جهان می گرداند! البته این « نظم بازار » تا یک جاهایی کار می کنندو از یک جایی کنشگران این بازار را به شورش و عصیان وا می دارد چرا که می بینند یک اقلیتی بدون آنکه کار و تلاش کنند و شایستگی اش را داشته باشند از قله های ثروت و منزلت بالا رفته و بر دیگرانی که شبانه و روز زحمت می کشند و...فخر می فروشندو...و متاسفم که بنویسم جامعه ما به این سمت می رود مگر آنکه اولیای امور کشور با درک این موضوع تصمیم بگیرند پای دولت را از مداخله در امور اقتصادی و اجتماعی بیرون کشند و اجازه دهند شهروندان در سایه « نظم بازار » به باری پرداخته و به جایگاه مناسب اقتصادی و اجتماعی خود دست یابند و طبعا این بیرون کشی پای دولت به معنای گسترش هرچه بیشتر آزادی هاست . اگرچه امروزه از خصوصی سازی و آزاد سازی و ...صحبت بسیار می شود و اینکه حاکمیت قصد دارد از دامنه مداخله خود در امور اقتصادی بکاهد اما عمل دولت نهم اینرا نشان نمی دهد و به همین دلیل به رغم توزیع سهام عدالت و پول و...توسط این دولت اوضاع اقتصادی به ضرر اقشار منوسط و فقیربرهم خورده است چرا که جناح حاکم در غایت باورهای خود به آزادی باور ندارد و « نظم بازار » هم جز در سایه آزادی باور و پویا نمی شود اما همین قدر از « نظم بازار » دوام و بقای جامعه ما را باعث شده است و نمی دانم تا کی و کجا می تواند این نظم جامعه ما را نگه دارد ؟




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007