« مسئله كارآمدی | صفحه اول | نظم بازار »

26 مرداد 87

از چراغانی تا خاموشی

ماه شعبان در فرهنگ دینی ما جایگاه و یژه ای دارد و در سراسر جهان اینرا در زندگی و رفتار مسلمانان می توان دید چون این ماه نوید فرارسیدن ماه رمضان و مهمانی خدا را می دهد . در فرهنگ شیعی این ماه اهمیت مضاعف دارد چون دراین ماه میلاد سه تن از امامان ( امام حسین ، امام زین العابدین و امام مهدی ) شیعه است و طبعا میلاد آنان توسط شیعیان جشن گرفته می شود و به ویژه در مورد میلاد امام زمان در نیمه شعبان که جشن و چراغانی و شیرینی و... سنت جاری است . من ضمن تبریک این اعیاد به همه شیعیان و دوستداران اهل البیت و آرزوی اینکه همه ما پیروانی صادق و وفادار و به تغبیر امام صادق زینت برای آنها باشیم اما مناسب می دانم تا با بازگویی تجربه های سال های اخیر نشان دهم که چگونه از همین مناسبت ها و احساسات مردم برای پیشبرد اهداف سیاسی و تسخیر قدرت و حکومت استفاده شده است و عنوام آنرا از« چراغانی تا خاموشی » گذاشتم تا با واقعیت جاری انطباق داشته باشد .

انتخابات دور دوم شورای های شهر وروستا ،‌که آزادترین انتخابات در جمهوری اسلامی بود و نامزد همه گروهها و احزاب در آن فرصت حضور یافته بودند ، در بهمن ماه سال 1381برگزار شد و با کمال تعجب بدلیل عدم حضور اکثریت مطلق مردم در انتخابات ، به ویژه در شهرهای بزرگ ، محافظه کاران که با تابلوی « آبادگری » به میدان انتخابات آمده بودند با رای حداقلی پیروز شدند و اکثریت را در شوراهای شهر های بزرگ بدست گرفتند . تحلیل اینکه چرا اکثریت مردم در آزادترین انتخابات مشارکت نکردند و به آسانی مسیر به قدرت رسیدن اقتدارگرایان را هموار کردند در این جا مطمح نظر من نیست و البته اگر به جغرافیای سیاسی آن دوران برگردیم آنرا ناشی از یک تحلیل خطا و نگاه به خارج می دانم (سرخوردگی از روند تحولات داخلی از یکسو وتاثیرات حمله آمریکا و متحدانش به افغانستان در سال 1381 و زمزمه حمله به عراق از سوی دیگر موجبات این چنین تحلیل و نگاهی را در غالب ایرانیان فراهم آورده بود ) اما محافظه کاران این پیروزی را به عنوان برتری « گفتمان اصولگرایی » جشن گرفتند و عزم خود را برای تسخیر مجلس و دولت جزم کردند و تمام قوا و تلاشهای خود را برای تحقق این هدف بسیج کردند و ازجمله با استقرار شوراهای شهر دور دوم شیوه های عملی را پیش گرفتند که راه دستیابی آنها را به قدرت هموار نماید و طبعا نوع عمل شورای شهر تهران به عنوان پیشانی اصولگرایی می توانست نقشی تعیین کننده در پیمودن این مسیر داشته باشد . با شهردار شدن آقای آحمدی نژاد سلسله کارهایی در پیش گرفته شد تا نشان داده شود کشتیبان را سیاستی دگر آمده است و ازجمله تظاهر به دینداری و ارزشگرایی و...در حد اعلا مدنطر قرارگرفت و میلیارد ها تومان از پول بی زبان مردم برای اینکار ( کمک به مساجد و هیات ها و...) اختصاص یافت و ازجمله چراغانی مفصل و بی مانندی در تابستان سال 1382 به مناسبت اعیاد ماه های رجب و شعبان و رمضان در سطح شهر تهران انجام گرفت تا نشانگر این سیاست نوین باشد و اینکه چقدر این اداره کنندگان اصولگرای شهر تهران به اعیاددینی اهمیت می دهند و...و برپایه آنچه گفته شد حداقل رقمی معادل 30 میلیارد تومان در آن سال صرف این چراغانی شد تا به مستضعفان عالم نشان دهند که اینان راه ظهور امام زمان را روشن کرده اند ! والبته من که مسیر خانه ام از خیابان ولی عصر می گذرد و در این زمان از ابتدا تا انتهایش چراغانی شده بود از این سرمایه گذاری حض بصر می بردم و اینکه چگونه می توان با پول مردم اینگونه عمل کرد و عوام فریبی کرد و...
گذشت روزگار و امداد های آشکار و پنهان غیبی و...ناشی از اینگونه کارها اختیار دو قوه مقننه و مجریه را بدست این اصولگرایان داد و آقای احمدی نژاد از مقام شهرداری تهران به مقام ریاست جمهوری اسلامی ایران ارتقا یافت و جاکمیت یکدست اصولگرایان براداره کشور شکل گرفت و ظاهرا دیگر چراغانی شهر تهران اولویت و اهمیت خود را از دست داد و ساخت هزار ورزشگاه و...در دستور کار قرار گرفت . حافظه ام یاری نمی دهد که چه سالی بود که کم کم رشته های چراغانی از خیابان های تهران جمع شد اما آنچه برایم جالب است اینکه وزارت نیروی دولت اصولگرای نهم امسال اطلاعیه ای صادر و به کرات از رسانه ملی خوانده شد که بدلیل کمبود تولید برق و خاموشی ها مردم از چراغانی برای اعیاد رجب و شعبان پرهیز و با شیوه های دیگر جشن بگیرند ! شما تصور کنید اگر یک چنین اطلاعیه ای را دولت خاتمی می داد چه قشقرقی بپا می شد و لابد لشکر کفن پوشان بود که به راه می افتاد و...و این در حالی بود که دولت خاتمی با سرمایه گذاری مناسب در بخش برق امکان همان چراغانی را برای اصولگرایان فراهم آورده بود و آنها بدون توجه و اشاره به این موضوع فقط می خواستند نان آن چراغانی را بخورند و حالا با گذشت سه سال از حاکمیت یکدستشان بدلیل اتخاذ سیاست های اشتباه و عدم سرمایه گذاری مناسب در بخش برق از مردم می خواهند که چراغانی نکنند و برای جلوگیری از خاموشی به صرفه جویی در مصرف برق بپردازند ! فقط گذشت سه سال لازم بود تا مردم ایران « از چراغانی تا خاموشی » را تجربه نمایند و دریابند که اداره کشوری مانند ایران با ظاهرسازی و شعار دهی و بی برنامگی و توزیع پول و ورزشگاه سازی و...ممکن نیست و اگر ساخت زیربناها رها شود جز عقب ماندگی و خاموشی و...نصیب کشور و مردم نخواهد شد . متاسفانه داستان اداره کشور ما به داستان مشهور مار نوشتنی و مار نقاشی شبیه شده است و سوگمندانه باید گفت که به هردلیل مارنقاشی ( همان ظاهرگرایی مفرط) بر مار نوشتنی ( عمق و اینده نگری و برنامه ریزی ) پیروز شده است و حاصلش جز خاموشی در همه ابعاد و جوانب نیست . اشکال دولت خاتمی همین بود که با صرف منابع کشور در ساخت زیربناها و رونق بخشی به فضای کسب و کار در کشور با مجموعه سیاست هایش در عرصه داخلی و خارجی کشور را رو به چراغانی و رشد می برد اما در پی ظاهر گرایی و ...نبود اما رقبایش با استفاده از همین امکان چراغانی جشن گرفتند و قدرت را قبضه کردند و کار بجایی رسانده اند که خاموشی به سر سفره مردم آمده است و نمی دانم این « از چراعانی تا خاموشی » چقدر می تواند حافظه تاریخی مردم ما قلقلک دهد تا دگرباره مفتون ظاهرگرایی و شعاردادن ها و...نشوند و در انتخابات ها رایی بدهند که حاصلش خاموشی نباشد .




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007