« ماهیت قدرت | صفحه اول | مسئله كارآمدی »

23 مرداد 87

تحقیر ارباب رجوع

اول اینکه همواره دعا می کنم که خداوند سروکار مرا کمتر با ادارات و دستگاههای دولتی و عمومی بیاندازد و تا جائیکه توانسته ام از رجوع به اینهاپرهیز داشته ام اما زندگی و گذران امور روزمره برخی مواقع آدمی را مجبور به رجوع به ادارات دولتی و عمومی میکند . دوم اینکه فرق امثال من با خیل عظیم مردمی که هر روز ناچار از رجوع به ادارات دولتی هستند در این است که با نگاهی روزنامه نگارانه به همه چیز نگاه کرده و تجارب خود را می نویسند بدون آنکه در میان مسائل و مشکلات کلان کشوری بعضا این موضوع اهمیت چندانی داشته باشد هرچند برخی نظریه پردازان توسعه برپایه جمله « کوچک زیباست » انجام و پیشبرد هرگونه برنامه توسعه ای را مشروط به انجام اصلاحات در همین امور کوچک و روزمره زندگی مردم می دانند . سوم اینکه سالهاست طرحی بنام طرح « تکریم ارباب رجوع » در ادارات دولتی و عمومی اجرا می شود و همه ساله در هفته دولت جشنی در این باره برپا می شود و... اما به نظرم در ایران بنیان سامان و سازماندهی ادارات دولتی و نهادهای عمومی مثل شهرداری برای « تحقیر ارباب رجوع » بوده است و به رغم همه تحولات سیاسی و اجتماعی و فن آوری ( که نقش این آخری در تحول اداری از دیگر عوامل بیشتر بوده است ) هنوز هم شیوه تحقیر رویه غالب در برخورد با ارباب رجوع در ادارات ماست و طبعا تا زمانی که این شیوه تغییر نیابد بحث و طرح « تکریم اربای رجوع » یک بحث و طرح نمایشی خواهد بود . یکی از محورهای اصلی قانون برنامه چهارم توسعه انجام اصلاحات اداری و نهادی بود به گونه ای که بواقع ادارات و دستگاههای دولتی در خدمت مردم و تکریم آنان قرار گیرند اما همچنانکه بقیه محورها و سیاست های این برنامه به فراموشی سپرده شد ظاهرا انجام اصلاحات اداری نیز از یاد رفته و نظام زنگ زده اداری همچنان و با همان شیوه ها به حیات خود ادامه می دهد و شهروندان هم بناچار و از سراجبار با آن به گونه ای کنار می آیند و البته فساد دامنگیر نیز از تبعات و لوازم یک چنین وضعیتی است .


اما تجربه من : اینروزها ناچار از دریافت وام از یک بانک خصوصی با نرخ سود حدود 25 درصد و ده ساله شدم ( لازم به ذکر است که تاکنون به گونه ای زندگی خود را سامان داده ام که به جز از وام های اداری اندک استفاده نکرده ام اما بزرگ شدن فرزندانم و سامان دادن به زندگی آنان مرا ناچار از گرفتن این وام کرده است ) ، خوب پس از سیر تکمیل مدارک در بانک مربوطه ( که تهیه مدارک لازم و ضامن و...خود داستانی دارد ) به دفترخانه ارجاع شدم و یکسری مدارک هم آنجا گرفتند و درست پس از یکماه وقتی برای انتقال سند بنام بانک به دفترخانه رفتم تازه معلوم شد که دفترخانه برداشتش بجای انتقال سند رهن بوده است و... تازه شد اول کار و اینکه دفترخانه چند نامه استعلام از شهرداری و مترو و اداره مالیاتی را بدستم داد که باید پاسخ اینها را بیاوری . جالب اینکه دفترخانه آدرس اینها را هم نداشت ! خوب من یکی از آشنایان را مسئول پیگیری کردم و ایشان پس از پیداکردن آدرس و رجوع با من تماس گرفت که فقط خود مالک یا وکیل قانون اش می توانند پیگیر موضوع باشند و بنده بناچار خود پیگیر شدم . اول به شهرداری رفتم .ظهر بود و همه مشغول نهار و نماز ، و منکه باید منتظر می ماندم به صف نماز جماعت پیوستم و نمازم را خواندم . آنگاه نامه ای را برای استعلام در طرح تفصیلی نبودن ملک به بایگانی دادم و مسئول مربوطه پس از پیداکردن پرونده گفت برو فردا بیا و من ملتمسانه از او خواستم که اگر می شود پرونده مرا بدهد خودم ببرم به اداره مربوطه و پاسخ را بگیرم ، و این بار گفت شما بروید خودم می فرستم . در این فرصت به سراغ انجام نامه دوم برای پرداخت عوارض نوسازی و نقل و انتقال و سهم آموزش و پرورش رفتم . خوشبختانه در این قسمت نوبت گرفتن بصورت ماشینی بود و نوبت گرفتم و پس از نیم ساعت نوبتم شد و در اینجا حسابی شانسم گفت چرا که مسئول مربوطه مرا شناخت و اظهار ارادت کرد و کارم راه انداخت و درنهایت قبضی بدستم داد که باید اینرا در بانک پرداخت کنید و بیاوری تا پاسخ را بگیری . دراین فاصله به اداره دیگر مراجعه و جریان نامه دیگر را پیگیری کردم و گفته شد منتظر بمان تا نامه آماده شود . سراسیمه خود را برای پرداخت قبض با بانک رساندم اما برق رفته بود و گفته شد به بانک دیگر رجوع کن ، با شتاب خود را به بانکی دیگر رساندم و پول را پرداختم و با عجله به شهرداری برگشتم . حالا دیگر ساعت حدود سه بود . قبض را تحویل دادم و نامه پاسخ را گرفتم و واقعا مسئول مربوطه در حق من لطف بسیار کرد . به قسمت دیگر هم مراجعه کرده و پاسخ نامه را گرفتم وراهی شرکت مترو شدم چون به من گفتند که تاساعت 5 کار می کنند اما در راه با خود فکر می کردم که شهرداری به هردلیل می خواهد از شهروندان پول بگیرد خوب چرا باید برای این پول گرفتن اینهمه وقت وهزینه به دوش آنها بگذارد ؟ آیا این باعث نمی شود که شهروندان از شهرداری فراری شوند یا برای انجام کار خود به فساد روی بیاورند ؟ یا...
شکت مترو در بزرگراه رسالت ( نرسیده به بزرگراه شهید باقری ) قرار دارد و برای گرفته پاسخ استعلام اینکه ملک در مسیر مترو قرار ندارد باید به آنجا می رفتم . ساعت حدود 4 بعد از ظهر خود را به آنجا رساندم و در کمتر از نیم ساعت معطلی پاسخ را گرفتم و خسته و گوفته عازم منزل شدم تا خان بعدی را فردا پیگیری کنم . صبح روز بعد به اداره مالیاتی که نزدیک منزلمان بود مراجعه کردم به امید اینکه کار پاسخ استعلام هارا تمام کرده و به دفتر خانه ببرم . پس از اینکه با مکافات جای پارک پیداکردم به فرد مربوطه مراجعه کردم و مدارک خواسته شده را ارائه کردم اما ایشان بدون دقت کافی و اینکه قصد کمک داشته باشد گفت شما باید کپی صورت مجلس تفکیکی همه واحد های آپارتمانی ساختمان را ارائه کنید و توضیح و التماس بنده هم فایده نداشت . خلاصه کار من درآمد . زنگ به مالک اصلی ساختمان مرا به دفترخانه انتقال سند حواله داد و من خود را حوالی ظهر به دفترخانه مربوطه رساندم و با حدود دوساعت معطلی و لطف دفترخانه مدارک را گرفتم و برگشتم و خود را با عجله حدود ساعت دو به اداره مالیاتی رساندم و به سراغ مسئول مربوطه رفتم و جالب اینکه این بار مدارکی را که صبح خواسته بود مطالبه نکرد و منهم دیگر چیزی نگفتم و پرونده ای برای من تشکیل داد و مرا به طبق دیگری ارجاع داد . در آنجا باز مسئول مربوطه با درخواست مدارک پرونده ای تشکیل داد و گفت برو فردا بیا که من ملتمسانه از او خواستم که کار مرا امروز راه بیاندار و او هم دلش برحم آمد و گفت این پرونده را باید به آن میز ببری تا دستور بدهند و بعد دبیرخانه ببر تا ثبت کنند و برگردون پیش من ، و من اینها را انجام دادم و پرونده برگردونم پیش ایشان ، و بالاخره ایشان با این کلام که می بینید من چگونه کار شما را راه انداختم و شما اینگونه نیستید و...نامه ای نوشتند تا پس از گردش مجدد و ثبت آنرا من به قسمت دیگر ببرم و من اینکار را کردم و خلاصه پس از طی این مراحل و منازل قبضی صادر شد که باید در بانک پرداخت شود . در فرصتی که معطل صدور قبض بودم چشمم به صندوقی افتاد که روی آن شعار « تکریم ارباب رجوع » نوشته شده بود و البته داخل آنهم یک نامه بود! قبض که بدست بنده داده شد خود را با عجله به بانک رساندم و در آخرین دقایق تعطیلی بانک پول را پرداختم و به اداره مالیاتی برگشتم و قبض را دادم . مسئول مربوطه فردا بیایید پاسخ را بگیرید و دیگر جای هیچ التماسی برای من نگذاشت جز اینکه تقاضا کنم فردا آنرا به یکی از آشنایان که می فرستم تحویل دهند و لطف کرد و گفت بنویس و من نوشتم به آقای ...تحویل دهید و خسته و کوفته عازم منزل شدم در حالیکه فکر می کردم آدم برای مالیات دادن به دولت چقدر باید متحمل زحمت شود؟ و راز اینکه ایرانیان هیچ تمایلی به پرداخت مالیات یا هر پول دیگری را به دولت ندارند بخوبی فهمیدم ، و اینکه دولت هم به همین دلیل کاری کرده که در هنگام انجام معاملات توسط مردم اینها به جبر و زور و تحقیر ارباب رجوع گرفته شود و...و در عین حال با دانش اقتصادی ام بیاد افزایش هزینه های مبادله و معاملاتی ، که سم مهلک برای رونق کسب وکار و توسعه است ، و قیمت مسکن ناشی از این نوع عوارض و مالیات و...افتادم و اینکه چگونه دولت خودش این هزینه ها را بدوش مردم بار کرده و باعث گرانی و تورم و بدبینی و...مردم می شود ، و تعجب از اینکه چگونه ما مردم اینها را تحمل کرده و اعتراض نمی کنیم و...و با خود فکر می کردم چقدر راحت می شود با مکانیزه و رایانه ای کردن مشخصات املاک هر دفترخانه می تواند با رجوع به آن تکلیف این امور مشخص کند و اگر فرد باید مبالغی را بپردازند از طریق همین مکانیزم عمل نماید آنوقت چقدر در وقت و هزینه و ترافیک و سوخت و...صرفه جویی می شود؟ ظاهرا قرار است که هنوز کشور را با نظام عهد بوقی و قاجاری اداره کنیم چرا که اگر مردم تحقیر نشوند که فرمانبر نمی شوند و تازه اگر سیتم مکانیزه شود عده زیادی در ادارات بیکار می شوند و...خلاصه اینکه بعید است به این زودی ها نظام تحقیر تغییر کند و غالب ما ایرانیان نیز این وضعیت را پذیرفته ایم و بدنبال راهی می گردیم که کارمان را حل کنیم از طریق آشنا یا پارتی یا پول و رشوه و...و فقط در این میان سرکسی بیکلاه می ماند که بخواهد از راه درست و قانونی کارش را پیش ببرد و اینجاست که باز دعا می کنم خداوند سر وکار مرا به ادارات و دستگاههای دولتی و عمومی نیاندازد! و نمی دانم در این واویلای امور این نوشته در کجا قرار می گیرد ؟



   نظرات

ف :

با سلام
جناب مزروعی گرامی این مطلب شما بسیار قابل تامل است.
ولی بنده با ارباب رجوع کار می کنم و همیشه طوری کار کردم که حق با اوست... ولی شما باید این را هم در نظر بگیرید همیشه هم حق با ارباب رجوع نیست . کسی که بیاید و دشمنام و ناسزا بگوید و بعد هم گاز اشگ آور در صورت کارمندی بپاشد و بعد هم مجوز حمل اسلحه را به رخش بکشد از دید چنابعالی باز هم ارباب رجوع است؟؟؟

مزروعی : باسلام ، قطعا همیشه حق با ارباب رجوع نیست اما من به رفتار کلی با ارباب رجوع اشاره کردم البته ضمن اینکه برخی نکات را ننوشتم و درنوشته ام هم هیچ آدرسی را ندادم ( اگر مراجع مربوطه بخواهند می دهم ) تا موضوع بصورت کلی مطرح و دردسری متوجه کسی نباشداما در همین نوشته آوردم که برخی افراد خوی برخورد داشتند و نکته ای که بنظرمن بسیار اهمیت دارد اینکه نام اداری ما و نه نحوه عمل تک تک افراد بر پایه تحقیر ازبای رجوع تعریف و سازماندهی شده است و باید برای اصلاح این فکر و اقدام کرد .

 

صادق :

سلام.
مسلما کارمندان محترم ادارجات، بدلیل آموزشهای بسیار و با توجه به سابقه کار و حسب موضوع شغلی، به قوانین و حقوق مراجعین و مودیان آگاهی کامل دارند. بنابراین من گمان میکنم «تحقیر ارباب رجوع» ناشی از آن است که ارباب رجوع به حقوق خود آگاهی جزیی هم ندارد و آنچه میداند همه‌اش تکالیف است، آنچه را هم نمیداند حمل به تکلیف میکند. فلذا در بسیاری از اوقات که طبق روال ساده اداری کارش انجام میشود، گمان میکند که کارمند محترم در حق او لطف نموده است. «تکریم ارباب رجوع» نیاز به آموزش و آگاهی ارباب رجوع دارد و الا با هزاران شعار و بیلبورد و تابلو و همایش های درون سازمانی به کرسی نخواهد نشست.

در ضمن من حدود ۱۰ روز قبل دو مقاله برای شما به آدرستان ارسال نمودم، آیا دریافت نمودید؟

مزروعی : با سلام ، من مقالات شما را دریافت نکردم مجددا ارسال فرمائید .

 

:

جناب مزروعي
با سلام بايد خدمتتان برسانم در ادارات وقتي شايسته سالاري از بين ميرود و اقوام و آشنايان به مقام و موقعيت چنگ مي اندازند روحيه و انگيزه را از مجموعه ميگيرند ووقتي در محيط كار تنش و نابساماني باشد حوصله ارباب رجوع ديگر سيخي چند؟

مزروعی " با سلام ، کاملا حق با شماست اما آیا تک تک ما شهروندان نباید به حال یکدیگر رحم کنیم و کرامت یکدیگر را پاسداریم ؟

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007