بركات انتخابات
سال دیگر زمان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران است، و هرچند در مورد برگزاری یك انتخابات آزاد، رقابتی، عادلانه و سالم (با توجه به چند انتخابات اخیر) حرف و حدیث بسیار وجود دارد اما از هماكنون میتوان آثار و نشانههای خیز برداشتن نیروها و گروههای فعال فكری و سیاسی را برای مواجهه با این رخداد و بهرهبرداری از آن دید. از یك طرف جناح حاكم برای ادامه حاكمیت خود نیاز به رای مردم دارد و به ناچار باید با پاسخگویی نسبت به عملكرد خود در دوران مسوولیت و دست زدن به اقداماتی كه بتواند اعتماد دوباره رایدهندگان به این جریان را در پی داشته باشد به میدان انتخابات آید، و از سوی دیگر اصلاحطلبان با نقد عملكرد جناح حاكم و ارائه چشماندازی متفاوت و مقایسهای از عملكرد دوران اصلاحات و دولت نهم تلاش میكنند تا با بازسازی جایگاه و نیروهای خود و جلب اعتماد قهركردگان از صندوقهای رای و افراد خاموش جامعه به مصاف رقیب قدرتمند خود بروند و از امكان انتخابات برای تغییر وضعیت موجود و انجام اصلاحات استفاده كنند.
در این گیرودار انتخاباتی است كه هریك از طرفین (و ایضا نیروهای خارج از این دو) با تكیه بر عملكرد خود و گفتمانی خاص عرصه عمومی را صحنه چالشهای فكری و سیاسی و انتقادی ساخته و راه آینده بهتر را به روی شهروندان برای تصمیمگیری باز مینمایند و در نهایت میتوان انتظار داشت كه در سایه یك انتخابات آزاد با رای اكثریت مردم رئیسجمهور برگزیده و سكاندار قوه مجریه شود، و این از «بركات انتخابات» در نظامهای مردمسالار است كه در هر مقطع انتخاباتی مردم از آن برخوردار میشوند.
هرچند هنوز معلوم نیست نامزد جناح حاكم در انتخابات ریاستجمهوری آینده چه كسی است اما از قرائن و شواهد میتوان دریافت كه آقای احمدینژاد در پی آن است تا خود را به عنوان نامزد یگانه جناح حاكم اثبات كند و از پشتیبانی كامل نیروها و گروههای این جناح در انتخابات آتی بهره برد و از این رو تلاش دارد كه در سال آخر مسوولیتش دست به كارها و اقداماتی بزند تا شرایط محیطی و رای افراد را به نفع خود رقم زند و قطعا اگر انتخابات و نیاز به رای نبود هرگز نیازی به انجام این كارها نمیشد و این از «بركات انتخابات» است كه رئیس قوه مجریه را وا میدارد برای انتخاب مجدد دست به كارهایی بزند كه رایآور باشد! آقای احمدینژاد با استفاده از امكانات و وضعیت منحصر به فردی كه دارد در این آخرین سال دولت نهم با درك اوضاع وخیم اجتماعی و اقتصادی ناشی از سیاستهای اشتباه دولتش و اینكه اگر در همین شرایط وارد انتخابات شود شكست خواهد خورد، چراكه حتی بخش قابل توجهی از نیروها و گروههای اصولگرا از او حمایت و پشتیبانی نخواهند كرد، به ناگاه با یك چرخش كامل نسبت به سیاستهای گذشته اقتصادی دولتش در عرصه داخلی و سیاست خارجی درصدد بازسازی وضعیت رای خود برآمده است. محتوای طرح تحول اقتصادی دولت و اجزای آن، كه به گونهای از بازگشت دولت نهم به نظام اقتصادی بازار خبر میدهد و در تقابل كامل با شعارها و مدعاها و سیاستهای اقتصادی و اجتماعی دولت نهم از بدو روی كارآمدن تاكنون قرار دارد، شاهدی براین مدعاست. دولتی كه با شعار بردن درآمد نفت به سر سفرههای مردم و عدالت محوری و بهبود معیشت و اقتصاد اقشار محروم و متوسط بر سر كار آمد و با افزایش بودجه عمومی و تثبیت قیمتها و... وضعیت كنونی را رقم زده و اسباب نارضایتی اقشار وسیعی از مردم را فراهم آورده است میخواهد با یك دوربرگردان (همانند طرح اصلاح ترافیك تهران) به آزادسازی قیمت حاملهای انرژی و نقدی پرداخت كردن یارانه آنها بپردازد و اصلاح ساختار اقتصاد كشور را پی گیرد، و به همین شكل در عرصه سیاست خارجی نیز با یك دور برگردان از تنشزایی به تنشزدایی روی آورده و تلاش دارد تا با انجام برخی اقدامات فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از سیاست خارجی تهاجمی همین دولت را مهار و به ویژه آثار مخرب و هزینهزای ناشی از تحریمهای اقتصادی را از روی دوش اقتصاد كشور بردارد و راههای تنفسی بسته شده را باز نماید و به واقع از تغییر سیاست در عرصه سیاست خارجی برای تغییر در عرصه سیاست داخلی به نفع خود بهرهبرداری نماید.
اینكه آیا این اقدامات آقای احمدینژاد به نتیجه مطلوب میرسد یا نه؟ محل بحث ما نیست و البته نویسنده امیدوار است به نتیجه برسد اما این نوع چرخش در مواضع و اقدام را باید از «بركات انتخابات» در جمهوری اسلامی ایران دانست و به همین دلیل بر ماست تا آنجا كه میتوانیم از نهاد انتخابات پاسداری كنیم و نگذاریم این نهاد موضوعیت خود را در اداره كشور از دست دهد چرا كه تا وقتی این نهاد وجود دارد و دولت باید مشروعیت خود را از رای مردم بگیرد ناچار از انجام اقداماتی است كه رای و رضایت مردم را در پی داشته باشد و همین رای است كه حتی سرسختترین افراد و سیاستها را اصلاح میكند و راز تداوم نظامهای مردمسالار نیز در همین نكته كلیدی نهفته است. والبته اصلاحطلبان باید بدانند در میدانی كه رقیب همه گونه امكانات و قدرت مانور دارد و به راحتی میتواند با دست زدن به اقداماتی میزان رایآوری خود را افزایش دهد آسان نمیتوان وارد شد و ورود به این میدان تمهیدات و مقتضیات و برنامههای ویژهای را میطلبد و قطعا در انتخابات آینده نیرویی پیروز میدان انتخابات خواهد بود كه «بركات انتخابات» ی بیشتری را برای مردم عرضه كند و به نظر میرسد انتخابات آینده ریاست جمهوری نقطه عطف و سرنوشتسازی برای ایران و ایرانیان خواهد بود.
نظرات
باقر :
خدا را شكر كه احمدي نزادهم به ليبرالها ومرعوبين پيوست
باقر - July 27, 2008 9:02 AM
رضا :
جناب مزروعی
به نظر جناب عالی با توجه به عملکرد بسیار ضعیف دولت نهم و رویگردانی مردم از آن و همچنین مشارکت خیلی پایین مردم در انتخابات مجلس، حضور آقای خاتمی در انتخابات دهم قطعی است یا به انتظار اتفاقات تازه ای باید بمانیم؟ به نظر شما با فرض شرکت و انتخاب آقای خاتمی، شرایط دوم خرداد 76 باز هم فراهم خواهد شد یا سنگ اندازی های بسیار بیشتر از آن زمان را شاهد خواهیم بود؟
مزروعی : با سلام ، طبعا باید منتظر ماند و دید روند تحولات به چه سمت و سویی می رود و فکر می کنم که هم اکنون برای تصمیم گیری آقای خاتمی زود است . در مورد شرایط پس از انتخاب ایشان هم خیلی دشوار است پیش بینی کرد اما به نظر من شرایط به دشواری پس از دوم خرداد نخواهد بود چون مردم و همینطور بخشهایی از اقتدار گرایان تجربه چدیدی از حاکمیت یکدست اصولگرایان را دارند و جامعه بسیار نرمتر از قبل شده است و کار برای دولت اصلاحات راحتتر خواهد بود اما ترمیم و به سازی خرابکاریهای دولت فعلی البته کار بسیار دشواری خواهد بود .
رضا - July 28, 2008 1:21 PM
الف قنواتی ,وبلاگ قلم سبز :
به افتاب سلامی دوباره خواهیم کرد
این روزها جقدرشبیه روزهای پیش ازدوم خرداد است.این روزهاتکاپوها مخالفتها وموافقتها با فرزندفاضل وباتقوای امام چقدرشبیه روزهای جاودان دوم خرداد است انجاکه فرزندان امام (ره)اعتماد دورباره ایرانیان رابدست اوردندونشان دادندجناح خط امام دارای پتانسیل های فراوانی است.بایدپرسید خاتمی چه دارد که افتاب وجودش هرگز خاموش نمیشود اگرچه برخی سعی می کنندبه چهره اسمانی اوکه ریشه در پیامبرمکرم اسلام دارد چنگ بزننداماخاتمی خاتمی است.ببینیدحتی یک خاتمی به ظاهرضعیف شده هم چه هول وهراسی رادرجناح های تندرو به وجودمیاورد.تاریخ تکرارشدبازهم روزنامه کیهان وحسین شریعتمداری اتش بیارمعرکه شدندوخط مقدم حمله به خاتمی عزیزشدند.اگرخاتمی راردصلاحیت کنندکه چنین چیزی بعیداست دمکراسی راردکرده اندوتاریخ کشوروتمامی تلاشها برای ازادی راردکرده اند.ماازسیدمی خواهیم دوباره بیایدتاراه ناتمام کشوررابه سوی توسعه ازادی بیان وعدالت وکرامت ایرانی رابه پایان برساند.مامنتظر خاتمی هستیم ملت ایران منتظراوست تابه سوی فردای بهتر برای ایران اسلامی برویم.
الف قنواتی ,وبلاگ قلم سبز - July 29, 2008 12:09 AM
حامد :
با سلام و درود خدمت آقای مزروعی
در مصاحبه ای که آقای صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با شبکه "صدای آمزیکا" داشتند اشاره به این مطلب فرمودند که گرفته شدن سفارت آمریکا در ایران به خاطر افکار گروه چپ و افکار مارکسیستی بود و این آنها بودند که قدم پیش گذاشتند می خواستم نظر شما را در این باره مطلع شوم.
ایشان همچنین اضافه فرمودند که تمامی دردسر های دوران ما به خاطر همان اتفاق بود ولی زمانی که مجری تلویزیون صدای آمریکا از ایشان می پرسید که اگر آنها این کار را کردند در حال حاضر و در این زمان موضع آنان چگونه است ایشان به شدت طفره می رفتند و پاسخی نمی دادند.
ضمنا سخنان دیگری نیز فرمودند مثلا مشکل کمبود بنزین در ایران را به خاطر زیاد شدن ناگهانی ماشین ها (جالب ترین و خنده دار ترین حرف ایشان بود) می دانستند. ایشان می گفتند ماشین ها افزایش یافته و نیروگاهها محدود است. آیا اینگونه تحلیل کردن درست است. با سپاس اگر حرف هایم پراکنده بود ببخشید فقط به خاطر این بود که این مصاحبه هم همینگونه بود و سر و تهی پیدا نکرد و ایشان به سوالات درست جواب نمی دادند
مزروعی : با سلام ، در مورد گرفتن سفارت آمریکا تاکنون بحث و تحلیل فراوان شده است و اشکال بسیاری از این بحث ها این است که آنرا از ظرف تاریخی اش جدا می کنند و آنگاه به داوری می پردازند . آنچه بنده می دانم آنکه گرفتن سفارت در آنزمان مورد تایید اکثریت قاطع مردم ایران بود و کمتر کسی از نیروهای سیاسی با آن مخالفت داشت و امام خمینی نیز بر همین اساس آنرا انقلاب دوم لقب دادند و اینطور نبود که همه اینها تحت تاثیر تفکر چپ و مارکسیسته بودند بلکه علت آن بر می گشت به تاریخ روابط آمریکا و ایران و به ویژه نقش آمریکا در کودتای 28 مرداد علیه دولت ملی دکتر مصدق و روی کار آوردن دوباره رژیم پهلوی و حمایت های همه جانبه از این رژیم دیکتاتوری و ظالم ، و بنابراین نمی شود این حرکت را به یک چنین ایده ای تقلیل داد. درمورد دردسرهای بعدی نیز من با ایشان هم نظر نیستم و البته فکر می کنم که در سال های بعد و به ویژه پس از فروپاشی شوری و تغییری که در جغرافیای سیاسی جهان بوجود آمد ما باید با درک تحولات جهانی به سمت تنش زدایی و بهبود روابط با آمریکا حرکت می کردیم و در زمان دولت خاتمی گام هایی از سوی دو طرف در این زمینه برداشته شد اما بدلیل مخالفت نیروهای درونی از دو طرف به نتیجه نرسید و متاسفانه در جریان پرونده هسته ای و سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد این روابط بدتر هم شد و البته اخیرا شاهد برخی تحرکات در این زمینه هستیم که امیدوارم به نتیجه برسد . در مورد بقیه حرف های ایشان هم بنده نظری ندارم و فکر می کنم خیلی نباید حرف های ایشان را جدی گرفت .
حامد - July 30, 2008 12:59 AM
جواد عالی پور :
سلام
ازشما برای نقدهای شما تشکر می کنم.
چندتامطلب ویکی دو تا سوال دارم که امیدوارم(مطمئنم) جواب های شما قانعم کنه؟!
1- چرااشخاصی مثل آقایان تاج زاده ، آرمین ، صفایی ،رضا خاتمی یا حتی شخص شما برای انتخابات گذشته یا این دوره کاندیدای ریاست جمهوری نمی شین؟!
شخصا سید محمد خاتمی رو در حد جنون دوست دارم اما برای روزی که خاتمی نباشد چه برنامه ای داریم؟!
(امیدوارم جوابتون بحث اجماع احزاب و به نتیجه رسیدن برای کاندیداتوری و ... نباشد به دلیل این که احساس می کنم اصلا اراده ای در این عزیزان برای حضور وجود نداره)
2- همه براین نکته واقفند که انتخابات برای احزاب ما مخصوصا اصلاح طلبان حکم دستگاه شوک رو داره،چرا؟!
چرا بعداز هر انتخابات دوباره به کما می ریم ؟!
برای مثال سایت مشارکت بعداز انتخابات مجلس هشتم شاید نزدیک به 10روز یا بیشتر up date نشد چه رسد به خود آقایون که یکی دو ماهی ساکت بودن یا کمتر صحبتی ازشون به میون اومد ؟!!
واقعا چرا ؟!!
این شائبه داره تقویت میشه که جبهه اصلاحات هم صرفا برای کسب قدرت وارد انتخابات میشه و احزاب دارن تبدیل می شن به ستاد انتخابات ؟!
آیا بهتر نبود بعداز انتخابات نهم ریاست جمهوری فعالیت های حزبی با برنامه ریزی وبا سطح پوشش وسیع تر آغاز می شدو کار آگاهی رسانی به عنوان هدف وآرمان احزاب دنبال می شد ودر کنار آن گزینه هایی برای انتخابات آماده می شدند ؟!
3- انشاءالله که سید میاد وحتما انتخاب می شه ولی از امروز(!!) باید برای دوره یازدهم برنامه داشت وگزینه ها را مشخص کرد!
4- سعید حجاریان زنده است به لطف خدا، اما او را از ما گرفتند ولی بدانیم که سعید عسگر ها هنوز زنده اند !!
آیا جبهه اصلاحات ودر واقع 80 در صد مردم ایران فقط یک گزینه برای انتخابات دهم دارند ؟!!
5-آیا وقت اون نرسیده که به تحلیل وقایع انقلاب بپردازیم و انحرافات احتمالی رو مشخص کنیم به دلیل اینکه به عنوان کسی که مسائل انقلاب رو از اول تا به حال تقریبا مرور و دنبال کردم انحرافاتی می بینم که اساسا بعضی وقتا به نظرم می رسه ما اصلا راه رو داریم اشتباهی می ریم ؟!
ممنونم و ببخشید!!
مزروعی : با سلام ، ما باید با تحلیل درستی از شرایط حرکت کنیم وگرنه کارسیاسی مان به کمترین نتیجه ای نخواهد رسید. با این تذکر باید یادمان باشد که ما در کشوری زندگی می کنیم که شرایط ثابت و پایداری ندارد و غالب نیروهای عمل کننده در آن و به ویژه نیروهای حکومتی از قانون و قاعده تعریف شده ای پیروی نمی کنند و عرصه سیاسی ما به نوعی شطرنج بازی با گوریل را تداعی می کند و در این شرایط طبعا شما نمی توانید انتظار کار حزبی و سیاسی همانند کشورهای پیشترفته داشته باشید بلکه باید از امکانی استفاده کنید که قادر به گذشتن از این شرایط و برهم زدن شرایط موجود باشید و به همین دلیل ما از نامزدی آقای خاتمی حمایت می کنیم چون در شرایط موجود او تنها فردی است که امکان برد در این بازی شطرنج خطرناک را دارد اما اگر شرایط تغییرکند و قاعده روشنی بر رقابت سیاسی در ایران حاکم شود آنوقت شما خواهید دید که نیروهای بسیاری در جناح اصلاح طلب وجود دارند که شایستگی نامزدی برای ریاست جمهوری را داشته باشند اما در مورد ژاسخ به سئوالات :
1- بنده و دوستانی که نام برده اید همه در قالب کار حزبی و تشکیلاتی عمل می کنیم و طبعا وقتی خرد جمعی بر نامزدی فردی تعلق گیرد تبعیت خواهیم کرد اما همانگونه که ابتدا آوردم در شرایط فعلی فقط بر روی نامزدی آقای خاتمی توافق داریم و فکر می کنیم تنها با نامزدی ایشان می توان در انتخاباتی آتی پیروز شد .
2- کلا احزاب برای رسیدن به قدرت شکل می گیرند و هرکس غیر از این گوید خلاف گفته است و بنابراین فصل انتخابات جایی است که تمام فعالیت های درونی احزاب بیرون می ریزد و و همینکه شما گفته اید شوک به احزاب وارد می شود و در همه کشورها همین گونه است و اختصاص به ایران ندارد. به کما رفتن احزاب شکست خورده پس از انتخابات نیز طبیعی است و خیلی نباید سخت گرفت هر چند علت به کما رفتن سایت مشارکت برخی مشکلات فنی و شخصی بود! اما مطمئن باشید که احزاب پس از انتخابات در درون خود به فعالیت ژرداخته و خود را برای انتخابات بعدی آماده می کنند و طبعا در این دوره فعالیت هاشان دیگر آنچنان نمود بیرونی ندارد .
3 - من فکر نمی کنم ما به لحاظ داشتن برنامه مشکل داشته باشیم بلکه شرایط ایران بگونه ای است که به نظر برخی دوستان اصلا برنامه ای را نمی تابد . بطور مثال قانون برنامه چهارم توسعه که توسط دولت و مجلس اصلاحات تدوین و تصویب شده است بهترین برنامه برای اداره کشور است اما می بینید که کمترین بها به آن در اداره کشور داده نمی شود بنابراین اگر اصلاح طلبان به قدرت برسند و اراده شان بر اجرای همین برنامه باشد کفایت می کند.
4 - در مورد تحلیل وقایع انقلاب و انحرافات بوجود آمده نیز دوستان ما در حد توان و امکانات رسانه ای اینکار را انجام می دهند و تکیه بر راهبرد اصلاحات هم با یک چنین نگاهی است و اینکه باید با انجام اصلاحات انقلاب را به مسیر اصلی اش بازگرداند و به تحقق شعارهای اصلی انقلاب که همانا استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی ة عدالت اجتماعی ، پیشترفت و توسعه ، ...بود، کمک کرد .
جواد عالی پور - July 31, 2008 9:15 PM