« عدالت و دموكراسی | صفحه اول | تخریب سرمایه اجتماعی »

24 تیر 87

واقعا که وقاحت حد و مرز نمی شناسد

در پی نوشته قبلی در پاسخ به نوشته " تماشاگر مرگ نهاد غيرمدنی باشيم، در حاشيه انحلال انجمن صنفی روزنامه‌نگاران شبه‌حزب مشارکت " آقای فرهاد جعفری ایشان پاسخی نوشته اند ذیل عنوان :" برای کسی تب کن؛ که برايت بميرد! " و البته فرصت را برای عقده گشایی نسبت به بنده و هرآنکس اصلاح طلب می شناسند مناسب دیده اند وبحث هایی که غالب آن هیچ ربطی حداقل به انجمن صنفی و فعالیت های آن ندارند، مطرح کرده اند .

اما نکته کلیدی من در نوشته قبلی این بود که چرا ایشان برای موضع گیری نسبت به انجمن از مطلب کذبی این چنین آغاز کرده اند:" سالی که خيلی هم ازش نگذشته است؛ «رئيس هيات مديره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران» داور جشنواره‌ی مطبوعات آن سال بود. يادداشت اقتصادی خودش، برنده‌ی جايزه‌ی «بهترين يادداشت اقتصادی سال» و سکه‌های زر مربوطه شد! " لابد ایشان بهتراز من میداند که چه سالی جایزه برده ام که اینگونه با قاطعیت مطلع نوشته اش را بیان آن قزار داده است تا بقیه متن اش را بر پایه این مطلع استوار سازد و به خواننده متن اش القاء نماید سالی که نکوست از بهارش پیداشت و انجمنی که رئیسش این است تکلیفش معلوم است وغیرمدنی و...است و باید تماشاگر مرگش بود! " ومن ضمن رد این مدعا نوشته بودم :" خوشبختانه گزارش سالانه و تجمیعی جشنواره های مطبوعات بارها از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با همه جزئیات اعم از داوران و برندگان منتشر شده و در دسترس است و اگر ایشان توانست این مدعای خود را اثبات کند خوب حق با ایشان اما اگر نتوانست باید جرئت پذیرش اشتباه را داشته باشد و بنویسد که در این باره اشتباه و داوری نادرست کرده است و طبعا بقیه مطالب و مدعایش راجع به انجمن نیز بی اعتبار می شود." حالا ایشان این چنین نوشته اند :" سال دقيق اش را به خاطر ندارم (هشتاد و دو يا هشتاد و سه) اما خيلی خوب خاطرم هست که در تالار وحدت نشسته بوديم و مراسم اهداء جوايز را می‌نگريسيتم. «علی معلم» (مديرمسئول و صاحب‌امتياز ماهنامه‌ی سينمائی دنيای تصوير) مجری مراسم بود. و در لحظه‌ای که نام اين فرد را به عنوان «برنده‌ی بهترين يادداشت اقتصادی سال» خواند؛ خود به حيرت افتاد و سخنی هم به اين مضمون گفت که «ايشان هم داور بوده اند و هم برنده. خدا توفيق بيشتر به‌شان بدهد»! (من اگر اشتباه می‌کنم؛ علی معلم هست و می‌شود از ايشان پرسيد تا مطمئن شد.برخلاف ادعای اين فرد؛ من «فريب تبليغات اصولگرايان در اين زمينه» را نخورده ام. بلکه با همين چشم‌های خودم ديده‌ام و با همين گوش‌های خودم شنيده‌ام. وگرنه هرگز آن را به نقل از منبعی که ممکن است تحتِ منافع ناشی از رقابت‌های جناحی، خبری را منعکس کند يا نکند، نمی‌آوردم.
از اين جهت:
تنها در صورتی آماده‌ی پوزش و عذرخواهی خواهم بود که آقای «علی معلم»، مجری مراسم مزبور اين واقعه را انکار کنند. وگرنه بعيد نمی‌دانم که در فاصله‌ی برگزاری مراسم و اعلام رسمی ‌نتايج به روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها؛ و به منظور پيشگيری از آبروريزی بيشتر و ثبت در تاريخ و بی‌اعتبار شدن جشنواره و بی‌اعتبار شدن ساير جوايز در نتيجه‌‌ی چنين داوری پرمناقشه و پر حرف و حديثی؛ مسئولان وقت وزارت ارشاد تصميم به دستکاری در «نتيجه‌ی اعلامی ‌به رسانه‌ها» در خصوص «برنده‌ی بهترين يادداشت اقتصادی» گرفته باشند. تا رسوائی شفاهی، کتبی نشود و سنديت تاريخی پيدا نکند! " واقعا که خیلی عجیب است که ایشان هنوز حرف بنده را قبول ندارد ! همانگونه که در آن نوشته آوردم من از سال 76 به بعد در هیچیک از مسابقه های جشنواره مطبوعات شرکت نکردم که جایزه ببرم و حتی اگر توجبه لایتچسبک ایشان برای دستکاری در اسناد ارشاد را بپذیریم آیا در آن سالن و هنگام جایزه دادن روزنامه نگاران دیگری نبودند و اخبار این مراسم در مطبوعات منتشر نمی شد؟ حتی اگر باز بپذیریم که روزنامه های دوم خردادی برای حفظ آبروی من وانجمن و...اخبار یک چنین مراسمی را سانسور کرده باشند حداقل مطبوعات راست برای سندیت تاریخی و رسوایی خبر آنرا منتشر می کردند یا نه؟ باردیگر به ضرس قاطع می گویم که این مدعایی کذب و نادرست است و طبعا استناد ایشان به آقای معلم حجیت ندارد وبنده هم دسترسی به ایشان ندارم تا در مورد همین مدعا از ایشان بپرسم و چون از قدیم گفته اند که ارائه دلیل بر مدعی است برایشان است که از آقای معلم بر صدق این مدعایشان گواه بگیرند و ارائه کنند در غیر اینصورت مدعایی بدون دلیل و اعتبار است و البته من از پاسخ ایشان در یافتم حتی اگر ایشان براین موضوع آگاه شوند که مدعایی کذب را مطرح و برپایه آن ساختمانی سخت سست بنیان ساخته اند باز مثل غالب ما ایرانیان جرئت پذیرس اشتباه و عذر خواهی ندارند !
جدای ازمباحث نامرتبط با انجمن نقطه ثقل انتقادشان نسبت به انجمن این است :" انجمنی که نه در زمان تشکيل و نه در هنگام عملکرد خود، هرگز «رفتار مدنی» از خود بروز نداد و صرف‌نظر از آنکه حتا به مفاد اساسنامه‌ی خود وفادار نماند؛ و صرف‌نظر از آنکه به لطايف‌الحيل از ورود «روزنامه‌نگاران غيرهمسو» (اعم از مستقل‌ها و محافظه‌کاران) به اين مجموعه ممانعت کرد؛ حتا در مواردی که می‌بايست خصلتِ همه‌نگرانه‌ی صنفی» از خود به معرض نمايش می‌گذاشت و از حقوق روزنامه‌نگاران و مطبوعات غيرهمسو نيز پشتيبانی می‌نمود؛ کمترين واکنش حمايت‌آميزی از خود نشان نداد. " خوب ایشان در مورد « رفتار غیر مدنی » و « عدم وفاداری به مفاد اساسنامه » هیچ دلیلی اقامه نکرده اند و باز مثل غالب ایرانیان فقط کلی گویی کرده اند و تنها نکته ای که در ادامه آورده اند اینکه اداره کنندگان انجمن :" آنکه به لطايف‌الحيل از ورود «روزنامه‌نگاران غيرهمسو» (اعم از مستقل‌ها و محافظه‌کاران) به اين مجموعه ممانعت کرد " که تحقیقا کذب و نادرست است . برای اثبات نادرستی این مدعا فقط کافی است به انجمن تشریف بیاورند و فهرست اعضا را ببیند تا دریابند که روزنامه نگاران عضو انجمن همه گرایشات فکری و سیاسی موجود در جامعه ایران را پوشش می دهند و از قضا اکثریت متعلق به محافظه کاران و مستقل هاست . از برهان خلف هم می شود برای اثبات کذب بودن این مدعا استفاده کرد و آن اینکه ایشان یک روزنامه نگار بقول ایشان غیر همسو را نشان دهدکه برای عضویت در انجمن به انجمن مراجعه کرده است و انجمن اورا بدلیل همسو نبودن ! نپذرفته است . به صراحت اعلام می دارم و فهرست اعضای انجمن نشان می دهد که ملاک عضویت در انجمن جز روزنامه نگار بودن نبوده است و اگر توانست غیر از اینرا نه با مدعا بلکه دلیل وشاهد اثبات کند آنوقت حق با ایشان است و اتفاقا یکی از دلایل مخالفت با انجمن توسط برخی چهره های شاخص اقتدارگرا همین موضوع است . درمورد ادعای دیگر ایشان هم فقط کافی است از دفاع انجمن برای نشریات شلمچه و روزنامه های سیاست و ایران در دست دولت نهم و خبرگزاری فارس ( که در دشمنی اش با انجمن هیچ حد و مرز نمی شناسد ) در همین یکسال اخیراشاره نمایم وایضا نشریات مستقلی مثل نامه و زنان و...
اما در مورد این گزاره ایشان که :" واکنش انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به «لغو امتياز ده‌ها نشريه‌ی مستقل غيرخودی» توسط «هيات‌ نظارت بر مطبوعاتِ دولتِ اصلاح‌طلب» به بهانه‌ی عدم رعايت ترتيب انتشار و با استناد به ماده‌ی ۱۶ قانون مطبوعات (از جمله آبان، کارنامه، يک‌هفتم، جهان انديشه و ...) چه بود؟! (در حالی که اغلب آنان پس از دريافت اخطار؛ چنانچه هفته‌نامه بودند، تقاضای «تبديل موعد انتشار به ماهانه» را تقديم هيات نظارت کرده بودند.) حق با ایشان است چرا که در هیات مدیره انجمن به این جمع بندی نرسیدند که این کار خلاف قانون مطبوعات فعلی است ( هرچند انجمن نسبت به قانون مطبوعات فعلی نگاه انتقادی دارد) وبنابراین انجمن در سایه یک بحث جمعی به چنین نظری رسید و هیچگاه نسبت به نشریاتی که مشمول ماده 16 قانون مطبوعات شدند موضع نگرفت بدون آنکه به گرایش فکری و سیاسی آنها توجه داشته باشد و اگر ایشان نشان داد که در یک مورد انجمن در این باره موضع گرفته است حق با ایشان است و در موارد دیگری که انجمن راجع به توقیف یا تعطیلی مطبوعات موضع گرفته است از این منظر بوده که آن اقدام با موازین قانونی و حقوقی انطباق نداشته است .
در مورد واکنش روزنامه نگاران هم من نمی توانم پاسخگوی ایشان باشم و باید منتظر حضورشان در مجمع عمومی بود چرا که محل اصلی اعلام نظر و تصمیم گیری اعضای انجمن در مجمع عمومی است . در پایان از اینکه ایشان بنده را متوجه این موضوع کرده اند که حاکمان فعلی « دموکرات تر» از اصلاح طلبان گذشته هستند تشکر می کنم و امید وارم در همراهی و همگامی با ایشان در پیشبرد روند دموکراسی در ایران موفق و موید باشند و جز اینکه بگویم « واقعا وقاحت حد و مرز نمی شناسد » و دست به محاسنم بکشم ، حرفی ندارم.




   نظرات

رضا :

جناب مزروعی!

از دولتی مثل دولت نهم و دار و دسته شان مگر انتظار بیش از این دارید؟!

درضمن این طرح اقتصادی رییس جمهور بیشتر به مزاح می ماند تا طرح! مگر گرانی و تورم و اقتصاد جهانی و رابطه های سیاسی با طرح اقتصادی ایشان کنار بیایند، والا ما را به خیر طرح اقتصادی من درآوردی امیدی نیست! در کل فکرمی کنم اصلا بیان چنین طرحی که کاملا بی معنی و فاقد وجاهت علمی است، وبضاعت فکری مجموعه دولت را بیش از پیش نشان داد. واقعا و خدای اش یک سوال از دکتر احمدی نژاد: طرح تحول اقتصادی یعنی چه؟ چه تعریفی دارد؟ باچه نیت و هدفی آن را بر سر زبان آوردید؟ شما می دانید، بنده که خیر! اصلا معنی اش را نمی فهمم!

 

ناشناس :

آقای مزروعی سوالی که برای من پیش آمده این است در شرایطی که مردم ما فقط درگیر زندگی روزمره خود هستند در شرایطی که این مردم درگیر ریا تزویر ودوگانگی شخصیتی می باشند و بدون تعارف در ایران همه سعی می کنند از لحاظ اقتصادی سر همدیگر کلاه بگذارند و باکمال معذرت زندگی ما ایرانیان خلاصه شده در خور و شهوت و استبداد شخصی با چه امیدی در راه آزادی این ملت و کشور قدم گذاشته اید .آیا این کشور استحقاق دمکراسی را دارد؟ آیا برای این مردم این دمکراسی یا دمکراسی خواهان اهمیتی دارند در شرایطی که به عقیده من همین حاکمیت یکپارچه به مراتب دمکرات تر از مردم ماست مردمی که مشروطه را پس زدند به مصدق پشت کردند اصلاحات را تنها گذاشتند و به همین دولت مهرورز قناعت کردند لیاقت آزادی را دارند ؟ چرا بعضی ها دوست دارند قهرمانان ملتی باشند که این قهرمانان برایشان هیچ ارزشی ندارند دوباره می پرسم با چه امیدی و برای چه کسانی خود را وقف آزادی این مملکت کرده اید ؟

مزروعی : باسلام ،واژه " مردم " به نظرم واژه مظلوم و بسیار کشداری در کشور ماست چراکه با تکیه براین واژه همه افراد سخن خود را می گویند بدون آنکه معلوم شود مصداق واقعی سنخنشان کیست ؟ در مورد نظر شما هم این قاعده برقرار است ؟ آخر مگر می شود در مورد بیش از هفتاد میلیون نفر جمعیت با افکار و عقائد و رفتار متفاوت اینگونه سخن گفت ؟ در میان همین مردم و در همه زما نها افرادی و گروه های بوده اند که با فداکاری و از خود گذشتگی راه اصلاح و پیشترفت و توسعه جامعه را درپیش گرفته اند و در مقاطعی موفق شده اند با همراه کردن اکثریت مردم با خود جنبش های بزرگ اجتماعی مثل مشروطه ، ملی شدن صنعت نفت ، انقلاب اسلامی و اصلاحات را براه اندازند و کشور ما یک گام به پیش برند و بنابراین همواره در جامعه ما افرادی و گروه هایی پیشگام بوده اند و البته اینها جزء نخبگان و عالمان و روشنفکران و...بوده اند اما در مورد عامه مردم و رفتارشان طبعا نمی توان انظار داشت مثل اینها عمل کنند چراکه عامه مردم گرفتار زندگی روزمره خود هستند و در شرایط خاصی به میدان می آیند که نیاز به تغییر را با تمام وجود احساس کنند و در ضمن نسبت به رهبری و مفید بودن یک حرکت اجتماعی متقاعد شوند. البته من قبول ندارم که جناح حاکم فعلی اکثریت مردم را نمایندگی می کند آنها با رای اقلیت مردم و با استفاده از رانت نظارت استصوابی و نیروهای غیبی و...حاکم شده اند و اصلا دمکرات نیستند و نمی توانند باشند چون برای رسیدن به قدرت از نردبان دموکراسی بالا نرفته اند و بنابراین آنها را نمی توان در مقایسه با مردم تعریف کرد . به هرحال فکر می کنم مردم ما در مقاطع مختلف قرابت خود با دموکراسی را نشان داده اند اما آرایش نیروهای اجتماعی و ساختارهای موجود بگونه ای بوده است که به هدف خود دست نیافته اند و قطعا این خواسته هنوز در درون جامعه ما وجود دارد و راه تحقق خود را باز خواهد یافت و این وظیفه نیروهای روشنفکر و...است که همچنان پرچم آزادیخواهی و مردمسالاری و...در دست داشته و با آگاهی بخشی و روشنگری جامعه را بسوی آینده بهتر برند و زود یا دیر شاهد خواهید بود که اکثریت این مردم باردیگر برای تحقق این آرمانها به میدان خواهند آمد.

 

محمد شوری :

آقای‌ مزروعی !
اين‌ بخشی‌ ازپاسخ‌ شما به‌نوشته آقای فرهاد جعفری است:
اين آقای نويسنده اگرذره‌ای صداقت و به مدعاهای خود در باره دموکراسی و جامعه مدنی و...باور دارد حداقل‌می‌تواند باآقای‌رجايی تماس گيرد تا دريابدانجمن صنفی روزنامه نگاران در اين سال ها چه کرده است ؟ وچه مواضعی گرفته است ؟ و در آن سالی که در ظرف سه روز نزديک به سی مطبوعه توقيف موقت ! شد فقط اين نهاد بود که به داد بيکار شده ها رسيد، و در مورد روزنامه نگاران زندانی چه خدماتی کرد و...
می‌توانم از شما بپرسم‌ برای من‌چه‌اقدامی انجام‌داديد؟وچه‌كمكی‌كرديد؟
مگر من‌روزنامه‌نگار نبودم؟ مگر من‌ازابتدای تاسيس انجمن‌ونيز روزنامه‌سلام ‌آنجا‌كار نمی كردم؟
من‌ را‌درروزبعدازتعطيلی سلام‌بازدداشت‌ وپس ازدوماه‌به قيد‌وثيقه آزاد وپس‌ازبيش‌از4سال توسط ‌آقای رازينی به‌اتهام‌نوشتن‌ مطالب متعدد درمطبوعات محكوم‌‌شدم.وشما درپاسخ‌به‌اين پرسش ‌من‌كه‌چراهيچ‌ اقدامی برای من‌نكرديد،فرموديدشمارابه جرم‌ مطبوعاتی دستگيرنكردند!
آقای مزروعی الان‌10سال‌ازتعطيلی می گذرد ومن‌دربدترين‌شرايط‌معيشتی به‌علت‌ يك‌ساخت‌وپاخت ‌‌پنهانی والبته‌محترمانه‌،مانع‌ورود‌من ‌به‌مطبوعات‌شديده‌ايدوشده‌اند!
خودتان‌می‌دانيد شماودوستانتان‌غير ازشغل‌سيارروزنامه‌نگاری،كه‌باتعطيلی‌هركدام‌وارديك رروزنامه ديگرشده‌ايد، يك شغل ثابت‌ غيرمطبوعاتی هم‌داريد! اما من‌هميشه‌‌همين‌ ‌شغل ‌رادشتم.
چرادرمورد من‌سكوت‌كرده‌ايد؟آيافكرمی‌كنيد ‌هميشه‌ماه‌پشت‌ابرمی ماند؟ فكر نمی كنيد يك روزی اين‌آقای نويسنده‌وروزنامه نگار كه‌اسمش ‌محمد شوری باشد می‌تواند‌پته‌همه ‌كسانی را كه‌دراين ‌سالهاباوی منافقانه‌برخورد‌كردند‌ راروی آب‌ ريزد،ياچون‌فكركرده‌ايدكه ازرانت ‌قدرت‌ وحاكميت برخورداريد،اين‌اتفاق نمی‌افتد؟ وآن‌دگماتيسم‌نقابداری كه‌ازجريان‌اصلاح طلبی‌برای خودتان‌آنرااختصاصی كرده‌ايد‌ افشاءنمی شودونمی‌كنم‌؟
ظاهر‌ا‌همان‌ 500‌يا400‌نفری‌از4000عضوانجمن‌‌همين‌ها فقط ‌روزنامه ‌نگارند وهمين‌هاهميشه‌درانتخابات‌ شركت ‌كردند وهميشه رای شان ‌فقط‌ به‌اين ‌چند نفراصلاح طلب بوده‌است!
آری باشما‌هم‌صدامی شوم‌ومی گويم:

وقاحت‌ كه‌حد ومرز نمی شناسد!
محمد شوری /نويسنده‌ وروزنامه‌نگار

مزروعی : باسلام ، آقای شوری عزیز! شما خود بخوبی می دانید که مشکلی که برای شما بوجود آمده است هیچ ربطی به کار روزنامه نگاری شما نداشته و مرتبط با فعالیت های دیگر شما بوده است و این قاعده در انجمن بوده است که روزنامه نگاری را بدلائلی غیر از کار روزنامه نگاری بازداشت و...کردند انجمن در مورد او موضعی نگیرد. برای اینکه شما در یابید انجمن در این موضع به یک گونه رفتار کرده است مثال آقایان عبدی ، رجایی و گرانپایه را می زنم که هر چند بدلائلی غیر از کار روزنامه نگاری بازداشت و زندانی شدند و با اینکه در هنگام بازداشت عضو هیات مدیره انجمن بودند انجمن هیچ موضعی در مورد آنها نگرفت و به تعبیر شما هیچ کاری برای آنها نکرد و آنها هم هیچگاه انجمن را از این جهت مورد سئوال قرار ندادند! اشکالی که در کشور ما وجود دارد این است که غالب افراد فکر می کنند و انتظار دارند که یک نهاد صنفی بار دیگر مسائل و مشکلات اعضا را بدوش کشد در حالیکه یک نهاد صنفی باید در حد و حدود مسائل صنفی حرکت کند و نه بیشتر ! انجمن به افرادی که بواسطه فعالیت روزنامه نگاری گرفتار شوند یا بیکار شوند باید کمک کند اما اگر کسی را به جرم فعالیت سیاسی و...بازداشت یا بیکار کردند انجمن وظیفه ای در قبال او ندارد . آقای شوری عزیز! ما با کسی ساخت و پاخت نداریم که سکوت بکنیم یا نکنیم و در مورد شما هم مثل تمام دیگر روزنامه نگاران عضو عمل کرده ایم . من متاسفمم که شما بدلیل مسائل و مشکلاتی که دارید دچار نوعی سوء تفاهم و خیالپردازی نسبت به بنده و دیگران اعضای هیات مدیره انجمن شده اید آنچنانکه تصور دارید ما از رانت قدرت و حاکمیت برخورداریم و...آخر برادر عزیز! این چه رانتی است که همه نیرویشان را جمع کرده اند تا در همین انجمن را که بقول شما هیچکاری نکرده است ببندند؟ و آخر اینکه شما آزادید تا در مورد من هرچه می خواهید افشاگری کنید چراکه آنرا که حساب پاک است از افشاگری چه باک است ؟ اما خدا و پیامبر و معاد را در نظر بگیر چون اگر افشاگری هایت از گونه هایی باشد که در اینجا آمده است جز توهمات و خیالپردازی نیست . دعا می کنم که خداوند به هردوی ما صبر و حوصله و انصاف و حل مشکلاتمان را عنایت فرماید .

 

محمد شوری :

سلام آقای‌ مزروعی!

من قصد افشاگری‌ عليه‌كسی‌ راندارم. اما می دانم‌ آقای رازينی‌ كه‌محاكمه‌ام‌كردمرابه‌جرم‌نوشتن‌ مطالب‌متعدد محكوم كرد.در ثانی‌ شما ازكجا می‌دانستيد من‌ به‌جرم‌ نوشتن‌ درروز بعد تعطيلی سلام‌ بازداشت نشدم؟
ثالثا،اين‌توهم‌ وخيال پردازی خودش يك‌ راه‌ حل‌اساسی برای همه‌ بن‌بست‌ هاست! هرجايی گيركنيم ،طرف‌ رامتهم‌به‌توهم‌ وخيال‌پردازی می كنيم تاآنكه‌طرفمان‌ به‌خاطر اين‌اتهام‌انگ‌ توهم‌نخورد ومتهم به‌تئوری توطئه‌نشود.
من‌ اگر من‌نمي‌ خواهم‌ درباره‌ اشخاص حرف‌ بزنم‌يابه قول شما افشاگری.بنده‌اين‌سالهای بعد ازتعطيلی‌ سلام‌راديده‌ام‌كه‌برمن چه‌گذشته است.مصاديقش‌ گفته‌خواهدشد وضميرمافی ضميرخودش رامی شناشد.
من‌ مهم‌توصيه‌ام‌اين است كه‌خدا وروزقيامت رادرنظربگيريم‌ كه‌:
بل‌الانسان‌علی نفسه بصره
درهرحال‌ من درپی‌ آن‌هستم‌كه‌حق ضايع شده ‌خودم ‌را اعاده ‌كنم. حال ‌اگر متهم ‌به ‌خيال پردازی شوم،چه‌باك؟‌ و با شما هم هيچ خصومت شخصی ندارم. وفقط به‌عنوان يك شخصيت حقوقی(رئيس‌انجمن‌) برای شما نظرم‌ را گفتم.انشاءالله آسمان سياست درايران روزی صاف خواهد شد و فرق‌ توهم و حقيقت نيز معلوم.
درپايان اگرجسارتی‌شد،پوزش ‌می خواهم.
محمد شوری /نويسنده‌/وروزنامه نگار

مزروعی : با سلام ، آقای شوری عزیز! من از ظلمی که بر شما رفته است آگاهم و همانگونه که برای پسرم که همینگونه بر او ظلم شد نتوانستم کاری بکنم متاسفانه برای شما هم نتوانستم کاری بکنم و از این نظر می بینید که فرقی وجود ندارد . در مورد خیالپردازی و...اشاره من به آنچه به عنوان رانت قدرت و حکومت نوشته بودید بود و اینکه اینها توهم و من از رانتی برخوردار نیستم . به هرحال شما از دوستان خوب ما هستید و منهم امیدوارم شرایطی فراهم شود که از همه مظلومان اعاده حق شود. در مورد نوع اتهام و دلیل بازداشت شما طبعا ما دسترسی به آنچه بین شما و آقای رازینی گذشته نداشتیم و براساس شنیده ها همانند دیگر موارد عمل می کردیم و نوع دوستان اتهام شما را مطبوعاتی نمی دانستند و به هرحال امید وارم خداوند به همه ما صبر و عدالت و انصاف عنایت فرماید .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007