« واقعا که وقاحت حد و مرز نمی شناسد | صفحه اول | خاطره ای از گذشته »

30 تیر 87

تخریب سرمایه اجتماعی

در همه عرصه های حیات و زندگی انسانها تخریب بسیار آسانتراز سازندگی و آبادانی است . ساختمانی رفیع را در عرض چند ثانیه با دینامیت می توان منفجر ساخت اما ساختن همین بنا وقت و هزینه و فکر و...بسیاری را بخود اختصاص داده است . شکل گیری « سرمایه اجتماعی » در یک جامعه نیز همانند ساختن یک بناست که وقت و هزینه و فکر و...بسیار می طلبد و در سایه خشت های « اعتماد»ی که در گذر زمان در هرجامعه بر هم نهاده می شود ساخته می شود و ارتقاع می یابد . و این انباشت « سرمایه اجتماعی » است که راه رشد و توسعه را بروی هرجامعه باز می کند و در عرصه رقابت نفس گیر جهانی جایگاه هر واحد ملی را در رده بندی توسعه انسانی تعیین می کند . طبعا برای ساخت و انباشت « سرمایه اجتماعی » تک تک شهروندان هر جامعه ای مسئولیت دارند اما آنانی که به نمایندگی از مردم مسئولیت اداره جامعه را در قواو نهادهای حاکم بدست می آورند در این عرصه مسئولیتی بس فراتر دارند و باید با اتخاذ سیاستهای مناسب بسترهمواری را برای سرعت گیری انباشت « سرمایه اجتماعی » فراهم آورند و چشم اندازی روشن و افقی گسترده وامیدوار کننده و فردایی بهتر را بروی زندگی شهروندان به نمایش گذارند و امید به آینده را در آنها مشتعل سازند و انگیزه کار و تلاش و خلاقیت و...را در آنان دامن زنند ...

یکی از بهترین شاخص های اندازه گیری میزان « سرمایه اجتماعی » در یک جامعه تعداد نهادهای مدنی و صنفی ( نهادهای مردمی و غیر دولتی ) فعال در آن جامعه است چراکه شگل گیری و کار در این نهادها کاملا داوطلبانه و با انگیزه های غالبا معنوی و کمک به غیر است . افرادی که بطور داوطلبانه و از سر مسئولیت دینی و اجتماعی در قالب این نهادها برای حل مشکلی اجتماعی گردهم می آیند علاوه بر تمرین کار تیمی و استفاده از خرد جمعی ، در پیوند تنگاتنگ با حوزه فعالیت خود باری را از دوش جامعه و حاکمیت برمی دارند و با ایفای نقشی واسط وپلی بین جامعه و دولت به نوعی تعادل بخشی در حوزه عمومی یاری رسانده و از طریق تعامل و مذاکره و همکاری با نهادهای حکومتی از عمیق شدن شکاف بین دولت و مردم جلوگیری می کنند و مسیر حرکت جامعه و نظام سیاسی را از فرورفتن در آشوب های اجتماعی و سیاسی مصون می دارند و به آن نوعی ثبات و پایداری می بخشند که شرط لازم پیمودن هرگونه راه توسعه ای است . به همین دلیل است که در جوامع توسعه یافته هزاران هزاران نهاد مدنی و صنفی با قدمت بالا وجود دارد و هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود و جریان انباشت « سرمایه اجتماعی » شان رو به ارتقا و رشد است .
در ایران به جز نهادهای خیریه و مذهبی که از قدمتی طولانی برخورداراست و کارکردهای اثربخشی در ساخت اجتماعی داشته اند تجربه نهادهای مدنی و صنفی بدلیل ساخت سیاسی استبدادی حاکم فرصت بروز و ظهور چندانی نداشته است و در ایام کوتاهی هم که بدلیل فضای باز سیاسی و اجتماعی فرصت فعالیت یافته اند با تغییر شرایط جوانمرگ شده اند چراکه از سوی نظام سیاسی و حاکمان با نوعی بدبینی مفرط نسبت به فعالیت این نهاد های مدنی و صنفی نگاه شده و عملا فضای تنفسی را بروی آنها بسته و راه انحلال را بروی آنها گشوده اند! در سایه این روند به جرئت می توان گفت هیچ نهاد مدنی و صنفی را در ایران نمی توان یافت که عمرش طولانی و بیش از دوسه دهه باشد و متاسفانه بدلیل همین عدم انباشت تجربه و « سرمایه اجتماعی » است که بیش از صد سال است ما ایرانیان در جا می زنیم و هر تجربه ای را از نقطه صفر شروع می کنیم و به تعبیری چرخ را هراز گاه از نو اختراع می کنیم و...و جالب اینکه در تداوم این چرخه باطل قوا و نهادهای حاکم که باید بیشترین نقش و سهم را در جریان انباشت « سرمایه اجتماعی » داشته باشند و خود بیشترین بهره را از آن ببرند متاسفانه بیشترین نقش و سهم را در « تخریب سرمایه اجتماعی » با مانع تراشی و تعطیلی و ...نهادهای مدنی و صنفی دارند چراکه در تصور آنان این نهادها فقط به عنوان زائده ای از دولت قابل قبول اند و اگر غیر از این باشد حیات و فعالیت آنها تحمل نمی شود .
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به لحاظ نظری و مبنایی شگل گیری و فعالیت نهادهای مدنی پذیرفته شده است . به ویژه در اصل بیست و ششم این قانون آمده است :" احزاب ، جمعیت ها ، انجمن های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند ، مشروط باینکه استقلال ، آزادی ، وحدت ملی ، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند . هیچکس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت ." هر چند در سال های پس از جنگ و به ویژه در دوران دولت اصلاحات فضای نسبتا مساعدی برای اجرای این اصل فراهم آمد و جامعه ما شاهد رشد کمی و کیفی نهادهای مدنی و صنفی در جامعه بود اما متاسفانه باید اذعان کرد که به لحاظ عملی هنوز حاکمیت اجرای همه جانبه این اصل و مقتضات آنرا نپذیرفته است و عملکرد دولت نهم کارنامه خوبی را در این زمینه به نمایش نمی گذارد . آخرین نمونه عملکرد این دولت در رابطه با نهادهای مدنی و صنفی را می توان در نوع مواجهه دو ورازتخانه کاروامور اجتماعی و فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم با « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » مشاهده کرد که با هیچ منطق حکومتداری همساز نیست . آخر انجمنی که از بدو تاسیس تاکنون در چارچوب این اصل قانون اساسی فعالیت کرده و کوچکترین تخلفی از قوانین و مقررات جاری در جمهوری اسلامی ایران نداشته است و با ارائه خدمات صنفی در حد و وسع امکاناتش توانسته اعتماد دو سوم روزنامه نگاران ایران را جلب کند بگونه ای که بطور متوسط در طول عمر یازده ساله اش هر روز یک نفر به اعضایش اضافه شود و همواره آمادگی خود را جهت تعامل و همکاری با قوا و نهاد های حاکم جهت حل مسائل و مشکلات روزنامه نگاران اعلام کرده است چه مزاحمتی برای این دو وزارتخانه داشته است که حالا در پی برخورد و انحلال آن برآمده اند؟ آیا این عمل راجز تکرار همان تجربه تاریخی « تخریب سرمایه اجتماعی » چه نام دیگری می توان نهاد ؟ و تا کی باید مردم ایران از شگل گیری انباشت « سرمایه اجتماعی » در قالب نهادهای مدنی و صنفی محروم بمانند؟ در کشورهای توسعه یافته « انجمن صنفی روزنامه نگاران » شان قدمتی حداقل بیش از پنجاه سال دارد اما در کشور ما انجمنی با عمر یازده ساله تحمل نمی شود و به صراحت اعلام می شود که این انجمن منحل و انجمنی جدیدی بجای آن تاسیس شود ! راز عقب افتادگی ما همین است که دولتمردانمان فقط به حال می نگرند و آینده نگری ندارند و به همین دلیل براحتی به « تخریب سرمایه اجتماعی » دست می زنند و به واقع سرشاخ نشسته و بن می برند . و البته بر همکاران روزنامه نگار و اعضای انجمن است که برای حفظ این تجربه و انباشت سرمایه ای که صورت گرفته است و برای هموار کردن مسیر رشد و توسعه ایران نگذارند چراغ انجمن خاموش شود و با حمایت و پشتیبانی خود نشان دهند که این انجمن یک نهاد صنفی مورد تایید اعضاست و هرگونه تصمیم گیری در مورد آن فقط با رای و نظر اعضا قابلیت اجرا دارد .



   نظرات

حامد :

با سلام
نظر خود را درباره هدفمند کردن یارانه ها اعلام نمایید؟ آیا این طرح در آینده موفقیت آمیز خواهد بود ؟ یا فقیر تر شدن مردم متوسط جامعه را در بر خواهد داشت؟ با تشکر

مزروعی : با سلام ؛ والا تا امروز من طرح مکتوبی ندیده ام و از جزئیات این طرح اطلاعی ندارم و با این کلیاتی که تاکنون گفته شده است نمی توانم اظهار نظر بکنم راجع به پیامدها و نتایج آن .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007