« سیاست‌های اقتصادی‌احساسی نتیجه نمی‌دهد | صفحه اول | ضرورت اعتمادسازی برای تحول اقتصادی »

19 تیر 87

وقاحت؛ حد و مرز نمی‌شناسد

این عنوان برگرفته از متنی است با این نام " تماشاگر مرگ نهاد غيرمدنی باشيم، در حاشيه انحلال انجمن صنفی روزنامه‌نگاران شبه‌حزب مشارکت " نوشته فرهاد جعفری درسایت گویانیوز، واگر نامناسب است به نوشته ایشان برمی گردد . هرچند این فرد در نوشته هایش خود را فردی بسیار دموکرات و آزادیخواه و...می نمایاند اما همانند غالب ما ایرانیان بدون آنکه اطلاعات کافی و دقیق و ریز راجع به موضوع داشته باشد و حتی قبل از نوشتن کمی زحمت بخود بدهد و از افراد و منابع مطلع در باره آنچه می خواهد بنویسد تحقیق کند در واکنشی احساسی و از سر ... به دیگران نیز توصیه کرده است که بنشینند و تماشاگر مرگ نهاد غیر مدنی ( یعنی انجمن صنفی روزنامه نگاران ) باشند ! واقعا از اینکه ایشان اینهمه دمکرات و آزادیخواه و مدنی و..ا ست باید ممنون بود و از ایشان پرسید شما حتی برای یکبار شده است برای پاسخگویی به حس کنجکاوی و سئوالاتی که در این نوشته در رابطه با انجمن مطرح کرده اید پا به انجمن بگذاریذ و از مسئولان آن سئوال کنید که چه می کنند؟

برای اینکه بدانید این نوشته چقدر از مرحله پرت و دور از انصاف و هرگونه نگرش دموکرات مآبانه و آزادیخواهانه است از همان مطلعش شروع می کنم . ایشان مدعی شده اند " سالی که خيلی هم ازش نگذشته است؛ «رئيس هيات مديره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران» داور جشنواره‌ی مطبوعات آن سال بود. يادداشت اقتصادی خودش، برنده‌ی جايزه‌ی «بهترين يادداشت اقتصادی سال» و سکه‌های زر مربوطه شد! " لابد ایشان بهتراز من میداند که چه سالی جایزه برده ام که اینگونه با قاطعیت مطلع نوشته اش را بیان آن قزار داده است تا بقیه متن اش را بر پایه این مطلع استوار سازد و به خواننده متن اش القاء نماید سالی که نکوست از بهارش پیداشت و انجمنی که رئیسش این است تکلیفش معلوم است وغیرمدنی و...است و باید تماشاگر مرگش بود! به اطلاع ایشان می رسانم که مقاله بنده در سال 1374 و در دوران وزارت آقای میر سلیم در وزارت ارشاد و جشنواره ای که معاونت مطبوعاتی این وزارتخانه متولی اش بود به عنوان «بهترين يادداشت اقتصادی سال» انتخاب شد و جایزه اش هم سکه های زر نبود و یک عمره مفرده بود که از قضای روزگار با دوستانی همچون کیومرت صابری خدا توفیق انجام آنرا به من داد ، و لابد ایشان می دانند که « انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران » در مهرماه سال 1376 تاسیس شد و به تدریج که کار داوری و اجرایی جشنواره مطبوعات به انجمن منتقل شد من بدلیل همین مسئولیت انجمن صنفی و حضور در داوری دیگر در مسابقه جشنواره مطبوعات شرکت نکردم تا این شبهه ای که ایشان ( والبته در همه سال های گذشته در مطبوعات راست گفته شده و به عنوان حربه ای علیه بند و انجمن از آن استفاده شده است ) متذکر آن شده اند پیش نیاید اما ظاهرا ایشان هم به رغم همه مدعاهایش فریب این تبلیغات را خورده است . خوشبختانه گزارش سالانه و تجمیعی جشنواره های مطبوعات بارها از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد با همه جزئیات اعم از داوران و برندگان منتشر شده و در دسترس است و اگر ایشان توانست این مدعای خود را اثبات کند خوب حق با ایشان اما اگر نتوانست باید جرئت پذیرش اشتباه را داشته باشد و بنویسد که در این باره اشتباه و داوری نادرست کرده است و طبعا بقیه مطالب و مدعایش راجع به انجمن نیز بی اعتبار می شود و...
من در پی پاسخگویی و نقد بقیه نوشته ایشان که ناشی از بی اطلاعی نسبت به عملکرد انجمن است ، نیستم اما از روی دشمنی برخی افراد و نهادها با انجمن و با حداقل هوش ، هر فردی می تواند بفهمد که برخورد با انجمن و تلاش مجدانه و بی رودربایستی و خلاف قانون برای انحلال انجمن چرا انجام می گیرد و مشکل جامعه ما همین است که در برخی بزنگاهها روشنفکران و... هم بیاری اقتدارگرایان می آیند و دیگران را به تماشاگری مرگ یک نهاد مدنی دعوت می نمایند ! و هم اینان انتظار دارند در سایه این اقدام روزی جامعه ما به دموکراسی و ازادی و جامعه مدنی و نهادهای صنفی ! دست یابد .یا للعجب! ببینید این نویسنده چگونه استدلال کرده است " فراموش کرده ايد که چطور بر سر آرای آقای «عليرضا رجائی» در تهران و به نفع کانديدای راست سنتی، آقای «حداد عادل» معامله کردند و با آسودگی تمام «يکی از ما» را به «يکی از خودی‌های رقيب» فروختند و نشان‌مان دادند که در نظر آنان «ما» و «حقوق» مان؛ فقط تا همين اندازه می‌ارزيم که موضوع «بند و بست و معامله با رقيب» قرار بگيريم. نه بيشتر؟! " خوب اینگونه می نماید که نویسنده آقای « علیرضا رجایی » را قبول دارد و برحقوق از دست رفته اش دل سوزانده و...لابد ایشان اطلاع ندارند که همین آقای رجایی سه دوره است که با رای اعضای انجمن صنفی در هیات مدیره انجمن حضور دارد و در جریان همه مسائل انجمن هستند ! آقایان عبدی ، بورقانی ، آرمین ، زیدآبادی ، شمس الواعظین وگرانپایه هم در دوره های مختلف هیات مدیره حضور داشته اند و اگر بنده هم ( که فکر نمی کنم به لحاظ مواضع فکری و سیاسی برای روزنامه نگاران ناشناخته باشم ) در هیات مدیره انجمن بوده ام در همه ادوار با رای اعضا و در یک رقابت انتخاباتی آزاد بوده است و به جرئت می توانم بگویم که شیوه اداره انجمن یکی از دموکرات ترین شیوه ها در اداره یک نهاد مدنی در ایران بوده است و ناراحتی اصولگرایان و تلاششان برای انحلال انجمن به همین موضوع برمی گردد که آنها می دانند در هر انتخاباتی که توسط مجمع عمومی انجمن برگزار شود آنها بازنده اند چون شاکله اصلی روزنامه نگاران اصلاح طلبی است و انها در هر انتخابات به نامزدهای اصلاح طلب برای هیات مدیره رای می دهند و این واقعیتی که از سوی وزیر کار در ملاقات و مذاکره ای که با او داشتیم اعلام شد ! و به همین دلیل حالا تصمیم گرفته اند صورت مسئله را پاک کنند و انجمنی دست ساز و دولت ساخته بسازند و البته بعضی دوستان دموکرات هم به کمکشان آمده اند که مبارک باشد ! در پایان اینرا می افزایم که هرچند مجموعه مخالفت ها و دشمنی ها با انجمن در حال آوار شدن بسوی بنده است و نوک پیکان اقتدارگران متوجه حذف من از انجمن بدلائل متعدد است و اینرا در آشکار و نهان ابراز می دارند و من نیز آماده ام برای حفظ و بقای انجمن همه تیرهای رها شده را بجان بخرم و...و خوشحالم که در یازده سال گذشته هر آنچه در توان داشته برای استوار سازی این نهاد صنفی و مدنی بکار گرفته ام و اگر هرگونه حساب و کتابی باشد پاسخگویم چرا که« آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است » اما این آقای نویسنده اگر ذره ای صداقت و به مدعاهای خود در باره دموکراسی و جامعه مدنی و...باور دارد حداقل می تواند با آقای رجایی تماس گیرد تا دریابد انجمن صنفی روزنامه نگاران در این سال ها چه کرده است ؟ وچه مواضعی گرفته است ؟ و در آن سالی که در ظرف سه روز نزدیک به سی مطبوعه توقیف موقت ! شد فقط این نهاد بود که به داد بیکار شده ها رسید، و در مورد روزنامه نگاران زندانی چه خدماتی کرد و..




   نظرات

مهدي بوترابي :

ناداني ... منفعت طلبي و خيلي چيزهاي ديگر نيز هست كه حد و مرز ندارند. موفق باشيد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007