« سرمايه انساني و توسعه عدالت محور | صفحه اول | بودجه عملياتي »

8 دی 84

پاسخی به احمدی نژاد در خصوص سیاست خارجی و معیشت مردم

هر حکومتی و دولتی بطور همزمان متولی و مسئول اداره سیاسی و اقتصادی شهروندانش است.
ارتباط سیاست ومعیشت آنچنان وثیق ومستحکم است که هرگونه حرف وسخن وتصمیم واقدام سیاسی حکوتگران ودولتمردان بازتاب وما به ازای عینی خارجی (اقتصادی) پیدا می کند و بالعکس. بسی جای تعجب دارد که در برابر چنین گزاره بدیهی و تجربه شده ای، دولتمردی، آنهم در مقام شخص اول اجرایی کشور، برای توجیه وضعیت خراب و رکود اقتصادی ایجاد شده پس از استقرار دولت جدید و به منظور بستن دهان منتقدان اینگونه سخن بگوید:«آنها(رانت خواران) نمی آیند بگویند چرا منافع ما را در آنجا قطع کردید، بلکه می آیند در جای دیگری اشکال می کنند. مثلا می گویند چرا احمدی نژاد در نیویورک و سازمان ملل صحبت کرد؟! می گویند آقا اینها معادلات جهانی را و دیپلماسی را بلد نیستند و نمی توانند دوستان را حفظ کنند. یا می گویند که اینها (دولت) می خواهند کشور را به سمت جنگ ببرند. این ترفندها را به کار می برند والا نمی آیند بگویند که دولت احمدی نژاد به ما گیر داده و دارد رانت خواری ما را قطع می کند» یا «آخر این چه اقتصادی است که با چند سخنرانی به هم می ریزد» یا و....
در تاریخ انقلاب اسلامی هیچ نامزد ریاست جمهوری به اندازه آقای احمدی نژاد شعارهای «معیشتی» نداده است،
و هیچ دولتی نیز همانند دولت ایشان بر این پایه شکل نگرفته است، و البته هیچ شرایط و امکانی نیز همچون این دولت (حاکمیت کاملا یکپارچه و یکدست) برای تحقق این شعارهاوجود نداشته است، اما سئوالی که امروز به جد و با توجه به رفتار این دولت در عرصه سیاست داخلی و خارجی بروز و ظهور یافته است اینکه چقدر سیاست های این دولت، به ویژه در عرصه سیاست خارجی با بهبود معیشت مردم و اقتصاد کشور همساز و همراه است؟
این از بدیهیات امروز جهان است که اقتصاد کشورها جز در سایه داد و ستد با یکدیگر جریان نمی یابد و رشد و توسعه پیدانمی کند. امروز نظامی موفق به پیشبرد توسعه اقتصادی و بهبود معیشت مردمش است که در تعاملی مثبت و فعال با دیگر کشورها عمل کند و تا حد امکان هزینه ریسک اقتصادی اش را پایین آورده و حداکثر استفاده را از امکانات و سرمایه جهانی ببرد. دولت خاتمی با دریافت این واقعیت سیاست خارجی خود را بر اصل «تنش زدایی» قرار داد و همزمان با بستر سازی های لازم حقوقی و نهادی در داخل توانست هزینه ریسک اقتصادی کشور را پایین آورده و جریان ورودسرمایه خارجی را به ایران دامن زند. گزارش عملکرد اقتصادی دولت خاتمی و دستیابی به نرخ رشد اقتصادی بالا و افزایش درآمد سرانه ایرانیان از 1800 دلار در سال 76 به 2300 دلار در سال 1383 به خوبی حاکی از موفقیت این دولت و ارتباط تنگاتنگ «سیاست خارجی و معیشت مردم» است. اما از زمان روی کارآمدن دولت جدید گویا اصل در سیاست خارجی بر «تنش زایی» قرار گرفته و همه مواضع و گفته های رئیس دولت و تیم همراهش بر این پایه استوارشده است، خوب نتیجه اش در عرصه اقتصادی بازتاب یافته که سقوط شاخص بورس و رکود در کلیه بازارها و خرابی اقتصاد نشانه های بارز آن است. جالب آنکه حتی رسانه های محافظه کار که به تبعات سخنان و مواضع رئیس دولت آشنایند از تیتر و بازتاب دادن برخی سخنان او در عرصه سیاست خارجی خودداری می کنند. بطور مثال می توان به سخنان آقای احمدی نژاد در رابطه با حذف و نابودی اسرائیل اشاره کرد که رسانه های اصولگرا نه تنها به انعکاس دقیق سخنان ایشان نپرداختند بلکه در سعی در ماله کشی و رفوی فراوان این سخنان کردند.
درباره نوع روابط سیاسی و اقتصادی ایران با جهان بسیار سخن می توان گفت و اینکه چرا در گذشته و حال کشور ما نتوانسته است آنچنان که باید و شایسته است از این روابط برای بهبود اقتصاد و معیشت مردم ایران بهره برداری کند. فقط برای نمونه می توان اشاره کرد که جریان گردش مالی صنعت گردشگری در دنیا هرساله حداقل 500 میلیارد دلار است اما سهم ما با همه جاذبه های و ویژگی های توریستی و فرهنگی که داریم رقمی حدود 500 میلیون دلار (یک هزارم درصد)! و این در حالی است که در بغل گوش ما در کشور ترکیه حداقل سالی ده میلیارد دلار از گردشگری درآمد دارد. براستی چرا کشور ما که با دو مشکل اساسی بیکاری و فقر دست و پنجه نرم می کند نمی تواند به سهم مناسب خود در صنعت گردشگری دنیا دست یابد؟ جواب این سئوال و دیگر پرسشهای مشابه را باید در نوع سیاست خارجی و روابط سیاسی و اقتصادی کشورمان با دنیا چیست و طبیعی می نماید تا زمانی که مسئولان اداره کشور به این دو مقوله نگاه یکسان و معقول نداشته باشند وضع رو به بهبود نخواهد رفت.
اداره اقتصاد کشور و ساماندهی معیشت مردم نیاز به آرامش و ثبات و امنیت در عرصه داخلی و خارجی دارد. امروزه صحنه جهانی به گونه ای است که جریان سرمایه و سرمایه گذاری راه خود را می جوید و محیط مساعد خود را می یابد. اگر سرمایه گذاران محیط ایران را مطلوب خود نیابند براحتی راهی دیگر سرزمین ها می شوند و منتظر فرمان دولت ها نمی مانند. آنها به قدر کافی از دانش و توانایی برخورد با شرایط برخوردارند. این دولت ها هستند که باید هوای کار خود را داشته باشند و برای بهره گیری از سرمایه و سرمایه گذاران فضای کسب و کار مساعد بسازند. دولت احمدی نژاد اگر در پی تحقق وعده های خود مبنی بر بهبود معیشت مردم و اقتصاد کشور است باید دولتمردانش کمتر حرف بزنند، و آنگاه که سخن می گویند گزیده و سنجیده و آرامش بخش و تنش زدا سخن بگویند. مواضع و سخنانی که بیشترین هزینه و کمترین فائده را در عرصه خارجی برای ایران در پی داشته باشد نه تنها هیچگونه کمکی به «معیشت مردم» نمی کند بلکه اوضاع را از اینکه هست بدتر می کند.
امروز «سیاست خارجی و معیشت مردم» آنچنان در هم تنیده است که هر گونه موضعی در این باره آثارش را به تدریج در سفره مردم میگذارد. دولتمردانی که ادعای بیشترین تماس را با شهروندان دارند می توانند از آنها در این باره بپرسند، و بپرسند که پس از استقرار دولت جدید وضعیت اقتصادی مردم چگونه شده است؟ در کوتاه مدت بسیار حرفها و شعارها می توان زد اما در میان مدت مردم به سفره هاشان نگاه خواهند کرد، آیا دولت جدید فکر آنجا را کرده است؟ مشفقانه یادآور می شویم که جز با «سیاست خارجی» تنش زدا و تعامل مثبت با جهان نمی توان «معیشت مردم» را بهبود بخشید.



   نظرات

محمد :

اب در هاون میکوبید جناب مزروعی . مردم با از پزشک تا بازاری تا کم سواد و... براحتی گول کم کردن بهره وامها رو خوردن ( البته کار خوبی بود که صورت گرفت(اما اگر دوره خاتمی بود حتما دوباره یه عده کفن پوش راه میافتاد یا رهبر معظم !! در افشانی های آنچنانی می فرمودند که چنان و چنین ... برای شما آرزوی مفقیت میکنم . و از خدا می خوام چشم و گوشهای ملت ما رو باز کنه البته بعد از اینکه بهشون عقل داد . آمین

 

کلاغ سياه :

نانی تلخ
و شرابی گس
و فريادِ بيگاهِ مسافری کِش
خار و صليب در راه است
ا‌ين بوسه‌ی وداعم را
يکسان
بين تمامی مردم
قسمت کنيد
زان پيشتر
که سهواً
لب به زهرِ کينه بيالايد .سری به من بزن شاید حرف مشترکی باشد

 

:

او جايي دگر سوزد وبس

 

ali :

اين مطلب را به صورت ايميل براي " آباد گران و آزمون اصول گرايي " فرستاده بودم و تكرار و تكرار و تكرار مي كنم


با درود بر شما و بر خاندان شما و با آرزوي به ثمر رسيدن تلاشهاي شما و همگان در راه ايجاد جامعه اي سالم و بر اساس راي آزاد و منصفانه ي مردم و بر اساس منشور جهاني حقوق بشر ،
چنانكه بيش از هركس مي دانيد گره اصلي و اساسي مشكلات اقتصادي ما وجود تنش و تشنج در روابط جهاني و در راس آن تشنج و تنش با ايالات متحده ي آمريكا است . بي هيچ منطقي و بي هيچ خردي . به خاطر بياوريم زماني كه ويتنامي ها در ميدان جنگ با آمريكائها در گير جدالي آن سوي مرزهاي توانايي بودند ، شعاري داشتند : تا تا تان تان - مذاكره مذاكره ، جنگ جنگ . و در ششدانگه ي جنگ در كنفرانس صلح پاريس با آمريكائي ها سر ميز مذاكره مي نشستند . ايكاش و اي افسوس كه ما بعد از انقلاب حد اقل از ويتنامي ها فرا گرفته بوديم و مي فهميديم كه چگونه زبان ديپلماسي و گفت وگو ، حتي در شرايط جنگ ، از الزامات جوامع امروزي است . بيچاره شاد روان بازرگان پس از اشغال سفارت آمريكا آمد تلويزيون و التماس كرد : سفارت هر كشور خاك آن كشور است ، شما خاك يك كشور را اشغال كرده ايد . گوش شنوايي يافت نشد . توانمندي خردمندي يافت نشد . در چشم جهانيان به صورت رژيمي ياغي و وحشي در آمديم . زيان ديديم . عبرت نگرفتيم . تحريم شديم عبرت نگرفتيم . شيميائي شديم عبرت نگرغتيم . مجبور شديم به بازار قاچاق و واسطه ها براي اصلي ترين نيازها يمان روي آوريم ، يا بازار كالاهاي بنجل و دست چندم ونامرغوب ، عبرت نگرفتيم . بيچاره خاتمي با شعار تشنج زدايي به ميدان امد ، رقبا به صلاح نديدند . اكنون از آنان بايد عاجزانه در خواست كرد و تضمين داد كه براي خاطر خدا ، براي خاطر خودتان ، براي خاطر بچه ها و نوادگانتان دست از لجاجت برداريد . تضمين مي كنيم جلو ريشخند كنندگان و طعنه زنندگان ر ابگيريم . تضمين مي كنيم براي شهامتتان هورا بكشيم . بياييد و اعلام كنيد كه آماده ايد با ايالات متحده ي آمريكا بر سر يك ميز بنشينيد و مسائل فيمابين را در فضايي آكنده از حسن نيت و دوستي حل كنيد . از سياست ها و برنامه هاي چين ، هند ، كره و... در س بگيريد . اين گونه با سر نوشت مملكت بازي نكنيد . قدر نعمتي كه خدا در كفتان نهاده بدانيد . كفران نعمت نكنيد . ظلم نكنيد . اينقدر خون مخالفان فكري وسياسي خود را در شيشه نكنيد . آنچه شما مي كنيد نه مباني ديني خودتان تجويز كرده ، نه عقل تجويز كرده ، نه سياستمداري تجويز كرده . آخر چه چيزي شما را وادار مي كند اينگونه تيشه برداريد و بر ريشه ي همه بزنيد. آخر چهار قطره نفت اين همه غرور دادرد . چرا به اين خرد نمي رسيد كه اگر به جامعه ي جهاني بپيونديد و رابطه ي معقول و منطقي با جهان برقرار كنيد ، ثروت نفتي در برابر در امد ناخالص ملي ايران رقمي حقير و ناچيز خواهد بود و آنهم عمدتا در صنايع رو به رشد خود كشور مصرف خواهد شد؟



 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007