« چوب خدا صدا ندارد | صفحه اول | چوب خدا صدا ندارد(2) »

1 تیر 87

انهدام سرمایه اجتماعی

اعتماد در همه ابعاد و جوانب و سویه هایش زیربنا و ملات اصلی « سرمایه اجتماعی » در هرجامعه است و رخداد هرگونه رشد و توسعه ای نیز منوط به میزان حداقلی از این سرمایه است . به جرئت و بر پایه مطالعات و تحقیقات انجام شده می توان گفت که میزان توسعه یافتگی هر کشوری ارتباط مستقیم با میزان « سرمایه اجتماعی » موجود در آن دارد و نوعی همبستگی مثبت و وثیق بین « سرمایه اجتماعی » و توسعه در هر واحد ملی برقرار است . بطور مثال اگر جمهوری اسلامی ایران توانست 8 سال جنگ تحمیلی را با همه خسارات مادی و انسانی برای رفع تجاوز و دفاع از تمامیت ارضی اش تحمل نماید انجام این رخداد جز در سایه « سرمایه اجتماعی » حادث از وقوع انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی ممکن نبود چرا که در سایه تحولات سیاسی و اجتماعی درون جامعه آنچنان اعتماد و عزمی در غالب افراد بوجود آمده بود که تجلی آنرا می شد در جهت گیری واحد آنها و آمادگی برای هرگونه از خود گذشتگی در تحقق اهداف ملی دید و بهترین تجلیگاه این « سرمایه اجتماعی » در میدان های جنگ و جهاد با دشمن و دفاع از منافع ملی بود . متاسفانه باید گفت پس از پایان جنگ تحمیلی و رحلت امام خمینی به هردلیل برای حفظ و ارتقای این « سرمایه اجتماعی » آنگونه که شاید و باید و در تناسب با شرایط جدید تلاش و برنامه ریزی نشد و بر پایه مطالعات و تحقیقات انجام شده نه تنها در گذر زمان بر ذخیره « سرمایه اجتماعی » در کشور ما افزوده نشده ، بلکه از آن کاسته شده است ! بدون آنکه بخواهم به تحلیل و کالبد شکافی این موضوع بسیار پراهمیت بپردازم با تکیه براین مقدمه فشرده می خواهم براین نکته انگشت گذاشته و تاکید نمایم که یکی از اصلی ترین موئلفه هایی که بنیانهای « سرمایه اجتماعی » را در یک جامعه می سوزاند فساد و شیوع گسترده آن در جامعه است . فساد ریشه های اعتماد بین آحاد جامعه با یگدیگر و به ویژه با حکومتگران و در نهایت نظام سیاسی را می سوزاند و همچون خوره به جان « سرمایه اجتماعی » می افتد و فرصت های طلایی هر کشور برای رشد و توسعه را از بین می برد و در گذر زمان واحد ملی را به سرزمین سوخته تحویل می کند و همه افراد آن سرزمین از این رخداد زیان می بینند و...

ما ایرانیان بدلیل تاریخ دیرپای استبدادی و غیر مردمی ذهنیت و نگاه خوشبینانه ای نسبت به حکومتگران و سیاستمدارانمان نداریم و با یک داوری کلی و غیر دقیق همه آنها را متهم به فساد و سوء استفاده از قدرت و حکومت می کنیم و بدلیل شکست تلاشهای انجام شده در اصلاح این وضعیت طبعا خود را ناتوان از رویارویی درست با این موضوع می دانیم اما به همین دلیل این آمادگی ذهنی و روانی را داریم که هر ادعایی را در این باره مطرح می شود به آسانی بپذیریم و با هر کسی که با شعار مبارزه با فساد به میدان سیاست آمد از او استقبال نموده و با او همراه شویم ! هرچند الگوی حکومتی که امام خمینی بینان نهاد تا حدودی توانست به اصلاح این ذهنیت و روحیه مدد رساند اما سوگمندانه باید گفت روند تحولات پس از امام به نوعی باز تولید و بازگشت به همان ذهنیت و روحیه دامن زده است به گونه ای که امروز در جامعه و از زبان مردم کمتر دولتمرد و سیاستمداری را می توان یافت که سالم و پاک مانده باشد و در پرونده اش نشانی از سوء استفاده و فساد مالی و...نباشد ! البته رقابت های سیاسی و جناحی هم در این زمینه بیشترین خوراک را فراهم کرده است و بدتر آنکه خود سیاستمداران و حکومتگران هم هر از گاهی بر این آتش سوزان هیزمی افکنده اند و سرجمع این روند و وضعیت جز بی اعتمادی روزافزون به همین مجموعه نبوده است و به نظرم این رخدادی است که تامل ، توجه و عمق نگری همه سیاستمداران و حکومتگران ما را می طلبد که در پی چاره ای عاجل برای حل این موضوع باشند چرا که سیل حادث می تواند به دریایی خروشان تبدیل شود و همه را با خود ببرد.
از این منظر آنچه اینروزها به عنوان افشاگری یک فرد در مورد فساد اقتصادی برخی مقامات و افراد محترم مطرح شده است هرچند به لحاظ حقوقی فاقد مبنا و توجیه است و قطعا در یک کشور دارای حساب و کتاب و قانونمند کسی جرئت انجام یک چنین کاری را بخود نمی داد چون می دانست که باید در مقابل کوچکترین مدعا و حرف هایی که می زند باید پاسخگو باشد اما آنچه به نظر من مهمتر و اساسی تر است اینکه اینگونه افشاگری ها جز اینکه تیشه به ریشه « سرمایه اجتماعی » در ایران بزند و شهروندان را نسبت به دولمتردان و سیاستمداران – والبته در این مورد خاص عالمان دینی – بدبین و بی اعتماد سازد و بر ذهنیت منفی تاریخی ایرانیان نسبت به سیاستمداران و حکومتگران دامن زند هیچ دستاورد مثبت دیگری به همراه نخواهد داشت . متاسفانه باید گفت بی اخلاقی در رقابت های سیاسی آنچنان دامنگیر شده است که دیگر دامن هیچ سیاستمدار و دولتمردی را سالم نگذاشته است و من از این در تعجبم که چرا جناح حاکم متوجه این وضع نیست ، و چرا هر روز بر این کوره می دمد ! وقتی رئیس دولت نهم شعارها و وعده های انتخاباتی اش را بر مبارزه با فساد اقتصادی و مافیای نفت و...قرار داد و پس از استقرار دولت نهم تاکنون در هر فرصتی بر وجود باندهای بانفوذ فساد و مافیا در درون نهاد های حکومتی تاکید کرده است بگونه ای که آنها می توانند هر مصوبه ای رامی خواهند از مجلس می گیرند ، در دولت هم ایضا و در دیگر نهادها هم به همچنین ، و رئیس دولت هم به رغم تمام خواست و تلاشش از خلع ید اینان عاجز شده است ! آیا از درون یک چنین فضای تبلیغاتی و سیاسی عملی جز افشاگری های این چنینی انتظار می رود؟ و خوشمزه اینکه در این جنگ مغلوبه ای که در درون جناح حاکم براه افتاده است ارگان شاخص مدعی اصولگرایی ناراحت از اینکه چرا نام یکی از اصلاح طلبان در این افشاگری نیست میخواهد کاسه و کوسه ها را بر سر اصلاح طلبانی بشکند که هیچ نفغ و نقشی در این ماجراها ندارند و فقط با چشمانی حیرت زده و تاسف بار به صحنه افشاگری ها می نگرند !
اقتصاد ایران روزهای سختی را تجربه می کند و قطعا یکی از مشکلات آن فساد اقتصادی است اما به نظر نویسنده سیاست های نادرست اقتصادی دولت نهم دهها برابر فساد اقتصادی مشکل ایجاد کرده است ضمن آنکه راه مبارزه با فساد اقتصادی افشاگری نیست ! راه درست آن پایبندی به مردمسالاری و ارج نهادن به آزادیهای سیاسی و اجتماعی است درآنصورت نظارت مردم در قالب نهادهای مدنی و صنفی و احزاب سیاسی و مطبوعات و مجلس جای هیچگونه افشاگری آنهم از سوی افرادی که پیشینه و کارنامه سیاسی و اجتماعی روشنی ندارند باقی نمی گذارد و قطعا تا زمانی که حکومتگران احساس نکنند در خانه ای شیشه ای نشسته اند و نور افکن نظارت مردم توسط نهادهای مدنی برآنها می تابد دامنه فساد ادامه خواهد داشت . پدیده افشاگری در یک جامعه بیش از آنکه به درد درمان بیماری فساد بخورد نشانه عمق یافتن بیماری در درون آن جامعه است که اگر معالجه نشود بیمار را می کشد . و جامعه ای از افشاگری خوشش می آید و استقبال می کند که از بیماری خود غافل است چرا که افشاگری توسط هرکس و با هر محتوا خانمانسوز و بنیان کن « سرمایه اجتماعی » است . افشاگران حتی اگر دلسوز باشند و قصد اصلاح داشته باشند در عمل و نتیجه درست مصداق این مثلند که بر سر شاخه نشسته بن می برند! همه ما ، وبه ویژه سیاستمداران و دولمتردان جناح حاکم ، باید از این رخداد درس آموخته و عبرت بگیریم و بدانیم بر خلاف مثل رایج که جاقو دسته خودش را نمی برد در عرصه سیاست و حکومت چاقو دسته خودش را می برد ! آیا اینکه همه سیاستمداران و دولتمردان در ایران ، فارغ از اینکه به کدام جناح تعلق خاطر دارند ، هر روزه متهم به انواع و اقسام اتهامات شوند با آن ذهنیت منفی ای که غالب ایرانیان نسبت به سیاستمداران و حکومتگران دارند چه حاصلی ببار می آورد؟ آیا نتیجه جز این می شود که اینها هیچکدام به درد حکومت و مسئولیت نمی خورند و باید فکری دیگر کرد؟و...عقل حکومتی و قطعا دینی و اخلاقی حکم می کند که طرحی نو در عرصه سیاست و حکومت ایران انداخته شود و برای بازسازی « سرمایه اجتماعی » بر پایه قواعد شناخته شده چاره اندیشی و اقدام شود تا در این دنیای پرآشوب و مسابقه سرسام آوری که برای رشد و توسعه در عالم براه افتاده است ما بتوانیم راه خود را بیابیم و به پیش رویم وگرنه در گذر زمان جز اینکه شاهد « انهدام سرمایه اجتماعی » و عقب ماندگی مان از قافله رشد و توسعه باشیم حاصلی نصیبمان نخواهد شد و باید امیدوار بود و دعا کرد که این چنین مباد .



   نظرات

salari :

salam man sardabire mahname rona hastam modati ghabl chand ta soal khedmate shoma mail kardam raje be mozue naft dar iran ama moteasfane hich pasokhi be man nadadid in shomare hamin roza chap mishe .alan bana daram shomareye badi ro be mozue barname rizi va sazmane barname bodje dar iran az ebteda ta alan ekhtesas daham mikhastam beporsam aya forsati be ma midahid ke ye maghale ya mosahebi ba shoma dashte bashim manun va tashakor

مزروعی : با سلام ، متاسفانه بدلیل گرفتاری های متفرقه فرصت نوشتن مقاله ندارم .

 

رضا :

با سلام

می خواستم بگویم که آن 80 درصد مردم که به پای صندوق های رأی مجلس هفتم نرفتند، شخصیت والای آقای خاتمی را -حتی اگر به زعم مخالفان به اصطلاح اصول گرا با خانم های ایتالیایی دست داده باشد و بازوی خانمی را فشرده باشد- قبول دارند و بالطبع برای خلاص شدن از آن چه که در این سه سال اخیر برایشان اتفاق افتاده است، به وی رأی خواهند داد، نه به دولتی که از نمازش تاعروسی اش و سخنرانیهایش همه عوام فریبی و تبلیغات به نفع خود است! گویی خدا را فراموش کرده اند...

مزروعی : باسلام ، نکته جالب اینکه تبلیغات پرشدت اصولگرایان راجع به موضوع دست دادن آقای خاتمی با خانم ها ایتالیایی آنچنان بوده است که گویا شما هم در این مورد به تردید افتاده اید و مشکل کشور ما همین که اصولگرایان با در دست داشتن همه تریبون های تبلیغاتی می توانند دوشاب را بجای دوغ بخورد مردم بدهندو...و تازمانی که این مشکل حل نشود بعید است بشود راه نجاتی برای کشور پیدا کرد .

 

رضا :

بنده به تردید نیافتاده امجناب مزروعی، بلکه اشاره کردم حتی اگر هم"به زعم اصولگرایان عوام فریب" این گونه باشد.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007