« مردمسالاری دینی | صفحه اول | اقتصاد و آسیب های اجتماعی »

9 تیر 87

چه باید کرد؟

به قولی در همه سالهای پس از انقلاب شرایط ایران حساس و ویژه بوده است بگونه ای که کاربرد این واژه ها گویا در توصیف وضعیت کنونی ایران معنای خود را از دست داده و دیگر هیچ حساسیت و نگرانی ای را بر نمی انگیزد ! با ین حال به نظر می رسد مجموعه سیاست هایی که دولت نهم و به تعبیر دقیقتر جناح یکدست حاکم در سه سال اخیر در عرصه داخلی و خارجی به اجرا گذاشته است نظام جمهوری اسلامی ایران را با شرایط حساس و ویژه و تعیین کننده ای مواجه ساخته است . در عرصه داخلی در همه عرصه های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی شاهد بسته شدن فضا و انسداد هستیم و بهترین دلائل و شواهد براین مدعا وضعیت انتخابات و مطبوعات و کتاب و فیلم و...است . انتخابات مجلس هشتم نشان داد که فاتحه انتخابات آزاد و رقابتی و عادلانه و سالم و قانونی در سایه قرائتی که اصولگرایان از اسلام و جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی دارند خوانده شده است و دیگر جایی برای رقابت و شرکت در انتخابات برای هر آن کسی که اینان غیرخودی اش می دانند وجود ندارد و ...در عرصه اقتصاد هم که وضع از آن خرابتر است که بشود توصیف کرد و در عرصه سیاست خارجی و پرونده هسته ای هم هر روز فشارهای جدیدی متوجه ایران می شود و جریان نمد مال کردن بخوبی اجرا می شود و...

بحث را اگر یک کمی عمقی تر بنگریم جریان تحول خواه و نوگرای ایران ، که در برگیرنده علمای نواندیش دینی و روشنفکران و نخبگان می شود ، از بیش از یکصد سال پیش تلاش و مبارزه خود را برای ساختن ایرانی نو همگام با تحولات علمی و صنعتی و سیاسی و اجتماعی عالم شروع کرد و در قالب جنبش های مشروطیت ، نهضت ملی ، انقلاب اسلامی و اصلاحات آنرا پی گرفت اما سوگمندانه باید گفت که به رغم برخی تحولات روبنایی در جامعه ما همچون اخذ رویه تکنولوژیک و بورکراتیک کشورهای پیشرفته و صنعتی ، هنوز جامعه ما با آنچه آرزوی رهبران و سردمداران این جریان بوده است فاصله بسیار دارد و به نظر می رسد نحوه عمل جناح یکدست حاکم فعلی این فاصله را به احسن وجه به نمایش گذاشته است ! بدون آنکه بخواهم به کالبد شکافی این شیوه عمل بپردازم اما همه آنانی که خود را متعلق به جریان تحول خواه و نوگرای ایران می دانند و از این وضعیت رنج می برند باید به این سئوال بیاندیشند که چرا به رغم بیش از صد سال مبارزه و تلاش و جنبش وضعیت ما اینگونه شده است که ما هنوز اندر خم یک کوچه توسعه مانده ایم و کشورهای مشابه ما همچون مالزی و ترکیه و...در حال پیمودن هفت شهر توسعه اند؟ و بدنبال آن باید به این سئوال جواب داد که برای گریز و رهایی از این وضعیت « چه باید کرد؟ »
در ادبیات توسعه بحث های بسیار در باره عقب ماندگی و توسعه نیافتگی کشورهای مبتلابه شده است اما در وجه اثباتی غالب نظریه پردازان توسعه بر این وجه اشتراک نظر دارند که تا وقتی اداره امور در این کشورها بدست نخبگان ( کادر های آموزش دیده و متخصص و صاحب صلاحیت های لازم برای مدیریت و... ) با یک چشم انداز و اهداف مشترک ( در واقع برنامه عمل برای حرکت از وضعیت موجود بسوی وضعیت مطلوب ) نیافتد تحقق و اجرای هر گونه برنامه توسعه ای ممتنع است . به نظر من مهمترین نقد یا دلیلی را که می شود بر ناکامی جرایان تحول خواه و نوگرای ایرانی از ابتدا تاکنوان ، واز جمله بر جریان اصلاحات ، وارد و اقامه کرد اینکه کارگزاران این جریان دارای یک چشم انداز و اهداف مشترک در قالب برنامه عمل نبودند و هر کسی از ظن و نگاه خود وارد این جریان و کار وزار شده بود و چون خواسته ها و مطالبات بسیار متنوع و متکثر و قابل جمع در یک برنامه نبود به تدریج و در گذر زمان علاوه بر کار شکنی و بحران آفرینی و...جریان ضد اصلاحات ، اختلاف و تنازع و ...بین افراد و گروه های تحول خواه دامنگیر و توده مردم در صلاحیت و توان اینان دچار تردید شده و کار بجایی می رسد که یاس و سردرگمی جریان غالب می شود و فرصت ظهور یک ناجی اقتدارگرا را فراهم می آورد . به نظر من این بیماری تاریخی ما ایرانیان و از جمله عالمان و روشنفکران و نخبگان ماست که از کار تیمی و برنامه ای عاجز هستیم و همین ضعف باعث شده است که همه جریان های تحول خواه به رغم پرداخت هزینه های سنگین بصورت فردی و در برخی مقاطع جمعی در دستیابی به ا هداف ناکام مانده و مغلوب جریان های اقتدارگرای متکی بر سازمان های نظامی و امنیتی شوند . در شرایط امروز جامعه ما و در پاسخ به سئوال « چه باید کرد؟ » به نظر من تنها راه چاره پیشاروی جریان تحول خواه باور به یک کار تیمی و دستیابی به یک چشم انداز و اهداف مشترک ( در قالب یک برنامه عمل با اهداف حداقلی ) است . البته من می دانم که پذیرش این ایده خود راه طی راه دشواری را می طلبد اما اگر افراد و گروه هایی که واقعا ادعای تحول خواهی و توسعه ایران را دارند حاضر به پذیرش و انجام یک چنین ایده ای نشوند حتی اگر به فرض فرصت دوباره ای برای اداره امور بیابند بازهم موفق نخواهند نشد . تا نخبگان تحول خواه ایرانی الزامات کار تیمی را نپذیرند و از منش ها و خصلت های فردی و هویت طلبانه خود نگذرند و تا وقتی ما کار در چارچوب یک برنامه عمل مشترک را تمرین نکنیم قطعا راه موفقیت بروی ما بسته خواهد بود . هرچند طیف و جریان اصلاح طلبی آنقدر متنوع و متکثر و گسترده شده است که جمع کردن آن به معجزه شباهت دارد و جریان اقتدارگرا هم دائم بر تفرقه آن دامن می زند و کار می کند اما به نظر من مهمترین شاخصی که می تواند در شرایط کنونی جریان اصلاح طلب واقعی را براه اندازد پایبندی به همین ایده است که بپذیرند در سایه یک کار تیمی مشترک به یک برنامه عمل مشترک برسند و آنرا مبنای عمل سیاسی و اجتماعی خود قرار دهند و اگر می خواهند وارد انتحابات ریاست جمهوری آتی نیز بشوند با این برنامه وارد شوند. البته این شرط لازم برای هرگونه عمل سیاسی و موفقیت در آن است اما شرط یا شروط کافی دیگری را برای حفظ و ارتقای این جریان می طلبد که در فرصت های آتی به آن خواهم پرداخت .



   نظرات

کیارس :

آقای مزروعی..به نظر من دیگه اکثر مردم ایران متوجه شده اند که مشکل از جانب شخص رهبره ولی خوب هنوز کسی جرات ابراز این نظر رو در مجامع رسمی نداره و خوب حق هم دارن چون عواقب وحشتناکی در انتظار شون خواهد بود..در کشوری که نمیشه به رئیس جمهورش گفت بالای چشمت ابروست چطور میشه از رهبرش کوچکترین انتقادی کرد.

مزروعي : باسلام ، در هرگونه اظهار نظر بايد جانب انصاف را رعايت كرد چرا كه هم اكنون در ايران از روساي سه قوه براحتي انتقاد مي شود و آگر شما مطبوعات را بخوانيد مي بينيد كه هر روز به آنها گفته مي شود بالاي چشمشان ابرو وجود دارد .در مورد رهبري هم خود ايشان گفته اند انتقاد ازرهبري اشكالي نداره اما به نظر من مشكل غالب ما ايرانيان اين است كه روش انتقاد كردن را نمي دانيم و وقتي قرار مي شود انتقاد كنيم به قاعده و قانون عرفي و اخلاقي و...پايبند نيستيم و همين كار را خراب مي كند . مثال روشنش همين كاري است كه اين آقاي پاليزبان كرده است كه بسياري از افراد را متهم به فساد كرده است بدون آنكه دلائل مستند و محكمه پسندي ارائه كندو...

 

هما :

سلام. من فكر مي كنم آدم ها هميشه خود تعيين كننده سرنوشت خود هستند. هيچ كس و هيچ چيزي نمي تواند آزادي و اختياري را كه خداوند به آدم داده است بگيرد. از دوستان من عده اي به دنبال درس و مشقند. نخبه هاي كشور هم هستند. با همه سختي هايش مي روند در جاييكه بتوانند به اهداف علمي و زندگي علمي خود دست يابند. عده ديگري فقط حرفش را مي زنند و گله مي كنند. من فكر مي كنم لياقت مردم ما، لياقت خود ما، چنين حكومت هاييست كه داريم. من 3 سال پيش براي اين فرد تمام راي خانواده ام را جمع كردم. حالا از چه گله كنم؟ آن جمعيت ميليوني كه بهش راي دادند الان گله مند چه هستند؟ ما ايراني ها دچار يك بيماري فرهنگي خاص هستيم كه نمي دانم چيست. روان اجتماعي مردم ما بيمار است. وگرنه از سال هاي پيش تاكنون، اين همه حكومت ناكارآمدرا بالاي سرمان نداشتيم. ان الله لا يغير ما بقوم حتي يفيروا ما بانفسهم.

مزروعي : باسلام ، انسانها دموكراسي و نوع زندگي كردن را در سايه آزمون و خطا مي آموزند و قطعا انسان با عبرت آموزي از اشتباهات و خطا مي تواند آينده خود را بسازدو خيلي نبايد ناراحت اينگونه رخدادها بود هرچند براي ما هزينه دارد . اما از جنبه مثبت هم مي شود به اين موضوع نگاه كرد و آن اينكه اگر ما دريافته ايم اين وضعيت نامطلوب است با تمام توان و تلاش در صدد تغيير آن برآييم و ديگران را نيز با خود همراه سازيم آنگاه حتما به حكومت مطلوب دست خواهيم يافت و باز هم اين جمله صادق است كه هرمردمي ليلقت همان حكومتي را دارند كه مي پذيرند.

 

هما :

راستي شما چرا نظرات رو فيلتر مي كنيد؟!

مزروعي : باسلام ، من نمي دانم منظور شما كدام مطلب است اما چون اين وبلاك بنام من است براي انتشار مطلب در آن قواعدي دارم كه عمدتا اخلاقي است . بطور مثال اگر در مورد افرادي الفاظ حاوي تهمت و توهين و اهانت و...و نامناسب از سوي نظر دهنده بكار برده شود انتشار نمي دهم . والبته مطالبي كه مي تواند عبور از مرزهاي قانوني باشد .حالا اگر شما خواهان توضيح وبحت بيشتري هستيد از طريق تماس تلفني مي توانم در خدمت شما باشم .

 

سیامک :

ظاهرا دو راه وجود ندارد!!!یا پذیرش بسته پیشنهادی اروپا و پایان دادن به دردهای مردم و یا ایستادگی تا آخر ولو جنگ با تمام دنیا!!!
که این دومی تحت هیچ شرایطی به نفع ایران و در شان ایران نیست.همان بهتر که محترمانه بسته پیشنهادی اروپا پذیرفته بشه و حداقل امتیازاتی بشود گرفت!!!

مزروعي : با سلام ، هرچند مدتهاست و بنا به يك تصميم جمعي امثال بنده ديگر راجع به پرونده هسته اي و سياست خارجي تهاجمي دولت مطلبي ارائه نمي كنم تا اينگونه گفته نشود كه ما سد راه آقايان براي كسب پيروزي هاي هسته اي هستيم اما بنظرم اينگونه نيست كه شما گفته ايد و راه سوي هم وجود دارد و آن تعامل مثبت و هوشمندانه و مدبرانه با دنيا و كشورهاي قدرتمند است و اتفاقا در شرايط كنوني از اين فرصت مي توان براي طراحي و اعلام اين سياست استفاده كرد.

 

رضا :

با سلام بر شما

فکر کنم اگر بگویم تنها یک شخص به نام آقای دکتر احمدی نژاد، به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران با آن افکار ساده انگارانه و سطحی کافی بود تا
یک خاورمیانه را به سمت و سوی جنگ سوق دهد، سخن گزافی نگفته باشم

 

کوروش :

جناب آقای مزروعی
درپاسخ به چه بایدکرد؟
این سئوال را می بایست 11سال پیش مطرح می کردید نه حالا ودرضمن آیا هشت سال فرصت که مردم ایران با آن همه حمایت همه جانانه وکم نظیر درطول تاریخ ایران دراختیارآقای خاتمی وهم فکران جنابعالی گذاشتند کم بود شما فقط آب به آسیاب دایره اقتدارگرایی وتمامیت خواهان ریختیدمگر همین ملت دولت ومجلس رایک دست تحویل شما نداند؟کدام قانون را برای رهایی ازاین همه مصیبت وگرفتاری از مجلس جنابعالی وهمفکرانتان بیرون آمد؟درکشوری که حکم حکومتی سدراه مجلس قانون گذارش است وقانون مطبوعات ولوایح افزایش اختیارات رئیس جمهور بوسیله حکم حکومتی از مجلس خارج باید گردد شما دنبال چه می گردید؟وقتی جناح چپ وگروه های به اصطلاح اصلاح طلب ازلحاظ منش سیاسی باگروه راست شامل همه گروهای آن تفاوت های اساسی دارندشما دنبال چه چیز هستید؟مگر شمانمی دانید که اهرمهای حاکمیت دردست گروه رقیب است وبرفرض اینکه درانتخابات ریاست جمهوری دوره دهم هم یک اصلاح طلب ریئس جمهور شود؟آیا تکلیف قوه قضائیه نیروی انتظامی سپاه -شورای نگهبان وغیره که کشوردرقبضه انان می باشد چیست ؟پس بدانید که مردم می دانند که چه کارکنندواگر هم مردم به آقای احمدی نژاد هم رای دادند می دانستند که چه کاری انجام دهند وای کاش آن هشت سال فرصت هم دران ختیار اینه قرارمی گرفت تا تکلیف ملت با خودشان وجهان تا به یکسره می شدوبه قول معروف مرگ یکبا روشیون هم یکبارآقای مزوعی کاراین ملت ازچه باید کرد دیگر گذشته است ملت ایران درطول تاریخ خود یک دین به جامعه روحانیت برای اجرای حکومت اسلام بدهکاربوده است وباید منتظر چهره واقعی این حکومت نیزباشیم وبرای آیندگان پند واندز باشدوخود قضاوت کنندآقای مزروعی برای شما دعا می کنم
الله اعلم به حقایق المور
اصفهان

مزروعي : با سلام ، هرچند حرف هاي شما هيچ تازگي ندارد و بارها و بارها آنها را شنيده و خوانده ام و فرض مي گيرم همه آنها درست ، خوب چه نتيجه اي از آن مي شود گرفت؟ ظاهرا شما مي خواهيد نتيجه بگيريد كه هيچ كاري نبايد كرد و گذاشت كه نظام فرو بپاشد؟ خوب اگر نپاشيد چه بايد كرد؟ و يا اين فروپاشي به چه قيمتي ؟ به هرحال اجازه بدهيد هركسي بر اساس برداشت و فهم خودش مسئوليتش را انجام بدهد و اصلاح طلبان هم اگر كاري مي كنند بر اساس فهم و برداشت و مسئوليت خودشان اينكار را مي كنند و اگر در انتخابات شركت كردند قطعا راي مردم تعيين كننده خواهد بود . اما شما در اين تحليل اينقدر تند رفته ايد كه يادتان رفته است كه از 48 ميليون راي دهنده فقط 17 ميليون آنهم در دور دوم با همه حرف و حديث هايش به آقاي احمدي ن‍اد راي دادند پس اينگونه نبوده است كه اكثريت مردم به ايشان راي داده باشند تا تكليف جمهوري اسلامي روشن شود بلكه يك اقليتي به ايشان راي دادند و بقيه مردم به هردليل از انتخابات كنار كشيدندو به نظر مي رسد اگر فضاي جديدي براي اصلاح امور ببينند همين ها به ميدان مي آيند به وي‍ه كه اينان حالا تجربه دو دوره خاتمي و احمدي ن‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژاد را هم دارند.

 

کوروش :

جناب آقای مهندس مزروعی
باسلام واحترام
ازپاسخ جنابعالی بسیار سپاسگزارم،ازاینکه عامیانه باجنابعلی صحبت می کنم به لحاظ این است که وقتی وبلاگ شما رامطالع می کنم می بینم اکثر مخاطبان شمابصورت عامیانه باجنابعالی گفتگو می کنند!جنابعال برداشت اینجانب را ارمسائل جاری کشور تند قلمدادفرمودید؟که نخست لازم است درخصوص رای مردم به احمدی نژادخدمتتان عرض کنم استنباط بنده از هفده میلیون رای ملت به خاطر این بوده است که مردم واقعاایشان را بعنوان یک منجی وعدالت گسترانتخاب کردند؟مردم ازورودمجددآقای هاشمی نگران بودند!ونمی خواستنددوباره مسائل گذشته تکرارشود؟وهمه دنیا می دانندکه رای جناح راست بابسج تمام امکاناتشان ازسپاه گرفته تا بسیج ،کمیته امدادامام ،صداوسیما ،شورای نگهبان ،تریبون های نمازجمعه وغیره به بیش از هفت میلیون نفر هم نمی رسد.که این هفت میلیون نفر هم به نوعی ازحاکمیت ارتزاق می نمایند.اما سخن اینجاست؟ملت ایران استراتژی درست ومشخصی ازجناح چپ درحوزه سیاست کذاری نداردوهنوز نمی دانندجناح چپ شامل چه گروهاوچه جناحی است ؟آیا گروه وحزب گارگزاران سازندگی به سرکردگی آقای هاشمی وبرادرش جزء جناح چپ است؟آیا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وحزب مشارکت وحزب اعتماد ملی وحزب همبستگی ومردم سالاری و.....جزئ جناح چپ می میباشند.یا فقط مجمع روحانیون مباز شاکله اصلی آن راتتشکیل داده است ؟واگر نیستند آیا به نظر شما می توان همه آنها راباسلایق وتفکرات سیاسی متفاوت یکجا جمع کرد؟که تجربه تاکنون نشان داده است .خیر،!جاناب آقای مزروعی بنده یکی ازحامییان وطرفداران جناح چپ بخصوص جناب آقای خاتمی بودم وحتی به خاطراین هزینه وتاوان هم دارم می پردازم که جای مطرح کردن ان دراین صلاح نیست!اما می خواهم بگویم که فضای دوم خرداد76 بافضای امروز بسیارمتفاوت است ، اینکه فرمودیدمردم حالا دوتجربه دوره آقای خاتمی وآقای احمدی نژادرادارندواقعا درست است .این مردم باچه امیدی دوباره می خواهند به جناح چپ یا اصلاح طلبان رای دهندوباتوجه به اینکه هنوز انتخابات شروع نشده گروه اصلاح طلب هرکدام مدع پست ریاست جمهوری اند؟بنده خدمت شما عرض نمودم برفرض این که مردم رئیس جمهورراهم ازسررهای از این همه مشکلات طاقت فرسای کشورانتخاب نمایند.آیا به نظر شما می تواندبامجلس هشتم که هفتاددرصدش رانیرهای سپا ه تشکیل داده است کارکندیا باقوه قضائیه وصدا وسیما وغیره وذالک ؟جناب آقای مزروعی اینکه اگربنده گفتم مردم درست انتخاب کردند(احمدی نژاد)منظور ده میلیون رای بخاطر این بوده است که آقای احمدی نژادبامجمعه حاکمیت از سپاه گرفته تابسیج ،نیروی انتظامی ،صداوسیما،قوه قضائیه،شورای نگهبان مجلس شورای اسلامی ونهادرهبری وغیره تکلیف وضعیت مردم رامشخص کنندواستراتژی وسیاست آن واضح وروشن می باشد جناح راست اعتقاد شدید به عالم غیب وزمینه ظهورامام زمان (ع)راداردوحتی مرزهای میهنی برای آنها مطرح نیست وبه مرزهای اسلامی فکرمی کنندومرزهای اسلامی ازچین کرفته تا اروپا وافریقا وتازگی حتی امریکای جنوبی گسترش داردوسئوال من ازجنابعالی ودوستان اصلاح طلب که آیاجناح چپ واصلاح طلبان نیز این استراتژی سیاسی ومذهبی رادارندیاخیرواگر ندارند استراتژی سیاسی ومذهبی آنها چیست؟که مردم به اعتمادکنند.جناب آقای مزروعی بااین تفاسیرآیابهتر نیست جناح چپ آگر واقعادغدغه ملت ایران رادارد بجای گرفتن پست رایاست جمهوری کمی به مجلس خبرگان رهبری توجه کند؟!واز مردم کمک بخواهد
ازاین که شما رانارحت می کنم پوزش می طلبم .بالاخره بایددشمن رابه مخالف ومخالف را به موافق وموافق رابه دوست مبدل ساخت.

مزروعی : باسلام ، نمی دانم از کجا شما به این نتیجه رسیده اید که من از طرح این مسائل ناراحت می شوم در حالیکه امثال بنده با این مسائل زندگی می کنیم و هربار باید پاسخگو باشیم و در این وبلاگ بارها بدین مطالب پاسخ داده ام و اگر شما مطالب مرا مطالعه مستمر کرده بودید پاسخ خود را می یافتید .در پاسخ به بخشی از مطالب شما :! - کشور ما در حال گذار به دموکراسی است و دوران گذار اقتضائاتی دارد که از جمله آنها تعد و تکثر فراوان احزاب است و این بیشتر به هویت طلبی افراد و روحیات و خلقیات ما ایرانی ها بر می گردد و طبعا این وضعیت به همه نیروهای سیاسی ایران برمی گردد ویکی از آقات چنین وضعیتی عدم شفافیت در مواضع فکری وسیاسی افراد و گروههاست که این شامل اصطلاح چپ وراست هم می شود و در موردگروه های اصلاح طلب هم مصداق دارد بنابراین باید این دوره را سپری کرد تا بتدریج احزاب دارای مانیفست فکری شوندودر هم ادغام گردند و در شرایط فعلی طبعا گرایشات کلی احزاب و گروه ها را بهم نزدیک یا درو می کند و خیلی نباید در این باره سخت گیری کرد . 2 - اگر ما به عنوان یک ایرانی می خواهیم در ایران بمانیم و رندگی کنیم در هرحال نمی توانیم نسبت به سرنوشت کشور و اداره آن بی تفاوت باشیم و از اینرو باید تا آنجا که می توانیک در اصلاح امور بکوشیم و اینگونه نیست که آدمهای دیگر که با ما مخالفند دچار تغییر و تحول نشوند و ثابت بمانند بنابراین ما وظیفه ملی و دینی و شهروندی خودمان را انجام می دهیم و این حق ماست که با شرکت در انتخابات مصادر حکومتی را بدست آوریم وبه دیگران نشان دهیم که گرایش غالب در جامعه بسوی کدام تفکر و نیروی سیاسی است اما اگر آنها به رغم این گرایش امکان کار ندادند( همانگونه که پس از دوم خرداد رفتار کردند) خوب ما وظیفه خود را انجام داده ایم و به وجدانی و دینی آسوده ایم وزندگی بشر به نظر من یعنی همین! آیا زندگی انبیاء الهی و مصلحان بشری غیر از این بوده است ؟ تلاش بسیاری شان در زمان حیاتشان شکست خورده اما در دراز مدت میوه داده است ضمن اینکه من هیچ جاگزین بدیلی را در مقابله با شرایط فعلی نمی شناسم که کم هزینه تر و پرسود تر باشد .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007