« کارنامه دو مجلس ششم و هفتم | صفحه اول | قدرت و توهم »

11 خرداد 87

مجلس در راس امور

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فصل پنجم به «حق حاكمیت ملت و قوای ناشی از آن» اختصاص دارد و اصل پنجاه‌وهشتم ذیل این فصل صراحت دارد: «اعمال قوه مقننه از طریق مجلس شورای است كه از نمایندگان منتخب مردم تشكیل می‌شود و مصوبات آن پس از طی مراحلی كه در اصول بعد می‌آید برای اجرا به قوه مجریه و قضائیه ابلاغ می‌شود.» و اصل هفتاد‌ویكم: «مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می‌تواند قانون وضع كند.» و اصل هفتاد‌وششم: «مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحص در تمام امور كشور را دارد.» بر پایه این اصول مجلس جایگاه منحصر‌به‌فرد و ممتازی در اداره امور كشور دارد و به‌واقع می‌توان گفت كه مجلس تجمیع اراده ملت برای اجرای قانون اساسی و پاسداری از آن در همه ابعاد و جوانب می‌باشد و به همین دلیل است كه نمایندگان منتخب مردم در ابتدای كار خود باید سوگند یاد كرده و متن قسم‌نامه را امضا نمایند (مطابق اصل شصت‌وهفتم). برای اینكه مجلس بتواند این نقش منحصربه‌فرد و ممتاز را ایفا كند و به تعبیر رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) «مجلس در راس امور» باشد، میثاق ملی ما شرایط ویژه‌ای را برای نمایندگان مجلس تعریف و تعیین كرده است.

بر پایه اصل هشتادوششم «نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهارنظر و رای خود كاملا آزادند و نمی‌توان آنها را به سبب نظراتی كه در مجلس اظهار كرده‌اند یا آرایی كه در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده‌اند تعقیب یا توقیف كرد.» و اصل هشتاد‌وچهارم: «هر نماینده در برابر تمام ملت مسوول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی كشور اظهارنظر نماید.» روشن است كه تجلی استفاده از این ظرفیت قانون اساسی در عمل نمایندگی و در یك فرصت چهارساله ظاهر می‌شود و تجمیع عمل نمایندگان در یك‌ دوره است كه از مجلس چهره‌ای قوی یا ضعیف در نگاه شهروندان می‌سازد و نمایندگانی كه بتوانند از این فرصت استفاده كرده و استعدادها و ظرفیت‌ها و شجاعت‌های خود را در خدمت به مردم و پاسداری از حقوق آنان به منصه ظهور رسانند چهره می‌شوند و دردل و ذهن شهروندان و تاریخ جای می‌گیرند و قطعا انجام این كار هیچ ارتباطی در تعلق به جریان اكثریت یا اقلیت مجلس ندارد بلكه به زمان‌شناسی، دانش، شجاعت، تعهد و... هر نماینده ارتباط می‌یابد.
ایران پس از مشروطه و انقلاب اسلامی مجالس و نمایندگان بسیاری را تجربه كرده است و زمان و دوره مجلس هشتم كه از دو روز پیش آغاز به كار كرده است نیز همچون گذشتگان به‌سرعت سپری می‌شود. اگرچه چهار سال دوره مجلس و نمایندگی به لحاظ تاریخی زمان اندكی است اما به لحاظ تاثیرگذاری و ایفای نقش در تاریخ یك ملت می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و افرادی كه در این مجلس مسوولیت نمایندگی ملت را یافته‌اند باید این ظریفه را دریابند و توجه داشته باشند كه از این فرصت اندك چگونه می‌خواهند استفاده كنند.
در حافظه تاریخی مردم ما (به‌رغم آنكه شایع‌ است مردم ایران حافظه تاریخی ندارند)، نام‌ها و نشانه‌ها می‌ماند و اینگونه نیست كه عمل نهادها و افراد فراموش شود. بهترین نشانه‌اش اینكه نام‌هایی همچون مدرس و مصدق در عرصه فعالیت‌های سیاسی و پارلمانی مانده است. هرچند متاسفانه باید گفت كه هیچ‌یك از این دو و افراد مشابهشان سر سالم از عرصه سیاست به گور نبردند و رنج‌ها و زحمت‌های بسیار متحمل شده و در تنهایی و غربت‌ دار فانی را وداع گفتند اما هرگاه می‌خواهند از نمایندگانی آگاه و شجاع و فداكار و زمان‌شناس و... یاد كنند و نام ببرند به اینها اشاره دارند. خدا رحمت كند شهید مدرس را كه می‌گفت اگر من اینگونه عمل می‌كنم برای اینكه خود را از قید «داشتن» و «خواستن» خلاص كرده‌ام چون اگر آدمی داشته باشد (مال و پست و...) برای نگه‌داشتن آن ملاحظه‌كار و محافظه‌كار می‌شود و اگر به دنبال خواستن باشد هم ایضا! به تعبیر حافظ: غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است. نماینده باید آزاده باشد تا از آزادی و مردم‌سالاری و حقوق شهروندی و منافع ملی و... با شجاعت و ایستادگی دفاع نماید و «مجلس» به معنای واقعی «خانه ملت» شود و نگاه و امید همه مردم به سوی مجلس باشد و آن را مأمن و پناهگاهی برای خود بدانند. در یك كلام «مجلس در راس امور» مجلسی است كه با انجام وظایفش در قانونگذاری و نظارت و تحقیق و تفحص و نطق‌های پیش از دستور و... نقطه تقاطع حكمرانی خوب و آرامش‌گاه ملی باشد و همه شهروندان ایرانی احساس كنند كه نبض آنها در مجلس می‌‌زند و نماینده‌ای در ‌آن دارند.



   نظرات

امیر :

مجلسی که حکم حکومتی می پذیرد، شورای نگهبان اعضایش و قوانینش را فیلتر می کند و نهایتا تشخیص مصلحتش با کسان دیگری است، در راس همه امور نیست. این قدر از این قانون اساسی دفاع می کنید لااقل یک بار هم نقدش کنید. کلام خدا نیست که مقدس باشد. گل سرسبد مجالس ایران مجلس 6 بود که شما نمایندگان قدر آنرا آنطور که باید ندانستید و به این زودیها هم گمان نکنم تکرار شود.

مزروعی : باسلام ، حتما شما هم این جمله رایج را شنیده ای که : چپ آواز افکند از راست شد ! ایدوارم این نوشته شما مصداق این جمله نباشد ودر مورد مجلس ششم هم به اندازه کافی بحث شده است و فکر نمی کنم که دیگر احتیاجی به نمک پاشیدن بر زخم ما باشد و می بینید که که با همه این احوالی که شما توصیف کرده اید اقتدارگرایان از صدر تا ذیلشان چه کینه و خشمی نسبت به نمایندگان اصلاح طلب این مجلس دارند و به هیچوجه اجازه نمی دهند آنها حتی در انتخابات مجلس نامزد شوند . درمورد نقدقانون اساسی هم قبلا به اندازه کافی در این وبلاک بحث شده است اما بنده خدا مگر اصلا قانون در این کشور حاکم و به همه اصول همین قانون اساسی عمل می شود که حالا شما در پی نقد قانون اساسی هستید؟ امثال بنده خواسته شان عمل به همین قانون است به اتهام عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه و...از حق نامزدی در انتخابات مجلس محروم شدیم حالا شما هم از موضعی دیگر بنده را ما هول می دهید ! قطعا قانون اساسی کلام خدا نیست و قابل نقد است و خوشحال می شوم که بدانم نقد شما به این قانون چیست؟ اما به نظر من تا زمانی که حاکمیت قانون به معنای واقعی در این کشور برقرار نشود این بحث و نقد فقط می تواند یک ورزش فکری روشنفکری تلقی شود و اثر خارجی چندانی نخواهد داشت .

 

آرش :

با سلام به نظر من اگر مجلس ششم ضعیف عمل می کرد و مجلسی کم تاثیر بود این همه حساسیت پیرامون آن ایجاد نمی شد و در واقع نیازی نبود که نمایندگان اصلاح طلب آن دوره (منظورم اصلاح طلبان پیشرو)رد صلاحیت شوند و شما هم می توانستید برخی محافظه کاری هارا بکنید تا گرفتار مشکل رد صلاحیت نشوید تا به جای یک دوره چند دوره نماینده مجلس شوید!اما این کار را نکردید چون به نظر من به عهد خود با مردم پای بند بودید ومجلسی در راس امور میخواستید.
مطلب دیگری را می خواستم حضورتان عرض کنم که تا کنون با کسی در میان نگذاشته ام.حدود سه سال پیش من وبرخی دیگر از دوستان دانشجو در ستاد انتخاباتی آقای دکتر معین کار می کردیم. خدا می داند با چه مشکلاتی روبه رو بودیم بر خلاف دیگر ستادها که هزینه های آنچنانی صرف می کردند ما خودمان پول اجاره ستاد را دادیم ستادهای دیگر ده ها و شاید صد ها کارگر استخدام کرده بودند ولی در ستاد دکتر معین کسی پول دریافت نمی کرد وهمه به خاطر تداوم اصلاحات وبرای عزت وسربلندی ایرانیان شب وروز زحمت می کشیدند. امیدوارم با حضور آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر توفیق خدمت به اصلاح طلبان حداقل به عنوان یک سرباز را داشته باشم.

مزروعی : باسلام ، قطعا حامیان آقای دکتر معین همینگونه بودند و همواره تاسف من این است که چرا یک فردی مانند ایشان نتوانست رای بیاورد و آقای احمدی نژاد با این مشخصاتی که روزبروز آشکارتر می شود رای آورد و این واقعیت تلخ جامعه ماست که باید ما را بیش ار پیش به فکر واندیشه و تلاش وادارد.

 

روشن :

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ...>> آیا این جمله و متن کوچک دلیل بر این نیست که این نظام کشور متعلق به تمام احاد مردم ایران و افکار ،اقوام و ادیان و نژادهای آن نیست.؟ منتخب مردم در چه شرایطی ؟ با چه آگاهی ؟ طبق کدام فعالیت آزاد احزاب و گروهها و روند سیاسی و با کدام انتخابات؟ حالا صحبت از مجلس و قانون آن چه معنی و مفهومی دارد؟ یک بار و فقط حداقل برای یک بار در عمرتان صادق باشید. هر چند که نبوده و نخواهید بود. ننگ و نفرین ابدی نثار کسانی باد که جز تزویر و ریا، تحریف حقایق کاری دیگر بلد نیستند.ننگ و نفرین بر کسانی که کشور را در فقرو فلاکت غوطه ور کرده اند. ز بند بندگی خواجه کی شود آزاد *** چو فرخی نشوی گر غلام آزادی !؟

مزروعی : با سلام ، واقع اینکه آنقدر ناروشن نوشته اید که من منظور شما را نفهمیدم تا پاسخگو باشم ! جناب روشن ، شما که اینقدر در فضای مجازی که هیچ محدودیت و خطری ندارد اینقدر ناروشن می نویسید و دیگران را به عدم صداقت و...متهم می کنید چگونه انتظار دارید دیگران آنگونه که شما نوشته اید عمل کنند ؟ از قدیم کفته اند خوب است آدم یک سوزن به خودش بزند یک جوالدوز به دیگران ! آخر شمایی که حتی حاضر نیستید یک سوزان به خودتان بزنید وحتی اسم و مشخصات درستی از خودتان برجای گذارید چگونه انتظار دارید که دیگران را این چنین مورد خطاب قرار می دهید؟ مشکل غالب ما ایرانیان همین است که ما مرگ را برای همسایه می خواهیم نه خودمان ، و البته تا روزی که این چنین هستیم اوضاع هم به همین منوال خواهد بود . فرق من و شما در همین است که من به همان اندازه ای که می توانم هزینه بدهم حرف می زنم و می نویسم و ریاکاری و...ندارم اما شما از من می خواهید که بجای شما هم حرف بزنم و بنویسم و هزینه بدهم که این خواسته ای غیر منطقی و حتی غیر انسانی است . من اگر خیلی هنر کنم فقط می توانم بار مسئولیت و وظیفه خود را بر دوش کشم و لاغیر! و شما هم نباید انتظار داشته باشید که بارتان را بردوش دیگران بیاندازید و حالا این گوی و این میدان.

 

امیر :

سلام

اولین نقد بنده به همان اصل مترقی ... است. من قانون دان ،حقوقدان، انقلابی و... نیستم اما این اصل به هیچ وجهی حتی به اندازه یک میلیمتر در مخم فرو نمی رود. خداوکیلی از اون 98% که به این قانون رای دادند چند درصدشون حتی یک بار متن قانون اساسی رو خونده بودن یا اصلان نگاهی به اوراق آن انداخته بودند. با شناخت کمی که من از هم وطن هایم دارم و آمار مطالعه و کتالخانی در این مرز و بوم من فکر نکنم بیش از 0.5% واقعا خونده بودن.

مزروعی : با سلام ، به هر حال شما دلیل اینکه این اصل در مختان فرو نمی رود را نگفته اید تا بشود در باره آن بحث کرد چون به قول امام صادق ما باید فرزندان دلیل باشیم! البته اگر منظور شما ناسازگاری با دموکراسی است در این وبلاگ چندین بار در این باره بحث کرده ام و از شما سئوال می کنم آیا نظام سلطنتی و پادشاهی با دموکراسی سازگاری دارد یا نه؟ اما در مورد آن 98 درصدی که رای به قانون اساسی دادند قطعا در همه کشورها همینگونه است و اینگونه نیست که شما تصور کنید همه آنها که رای می دهند اهل مطالعه اند و به ظرائف امور واردند بلکه بسیاری از افراد از روی شناختی که نسبت به جریان امور و افراد دیگر دارند به رای دادن اقدام می کنند . جهت اطلاع شما بنده یکی از رای دهندگان به قانون اساسی و آن 98 درصد هستم که با خواندن متن قانون و اطلاع از مفاد آن رای دادم و خیلی های دیگر را هم به رای دادن قانع کردم و الان هم از رای دادن خود دفاع می کنم و به شما اطمینان می دهم که مشکل کشور ما قانون اساسی نیست بلکه عمل نکردن به قانون است و اصلا پدیده ای بنام حاکمیت قانون بدلیل ساختار حقیقی جامعه ما وجود ندارد تا آنگاه من وشما بتوانیم در باره درست یا نادرست بودن بعضی مواد قانون اساسی بحث کنیم .

 

آرمین سنایی :

آقای مزروعی سلام علیکم.
نقد های ... که همیشه از خواندن آن لذت می برم.همچنین امیدواری و نیاز به تلاش و کوشش بیشتر که هم در مطالب و هم در این کامنت بالایی به آن اشاره کردید ،در این هوای پس امیدواری و نشاط رو به من تزریغ می کنه. فکر می کنم یکی از نیاز اساسی سران و بدنه اصلاحات هم همین باشد.
سلامتی و سعادت رو براتون آرزو دارم.

مزروعی : با سلام ، با تشکر از لطف و محبت و حسن ظن شما ، من با اجازه شما آن قسمتی را که مربوط به خودم بود سانسور کردم و بنایم براین است که از انتشارمطالبی که در تعریف من است خود داری کنم و همه عزیزانی که نسبت به من لطف می کنند انتظار انتشار آن مطالب را نداشته باشند .

 

رضا :

با سلام و درود

جناب مزروعی! اگر شما هم می توانید بفرمایید، اما از موافقان دولت نهم و مجلس هفتم می خواهم که تنها به 3 مورد از مصوبه های مهم و حیاتی دوره ی چهار ساله این مجلس غیر از کوباندن دولت ها و مجالس قبلی اشاره نمایند. به حتم به چنین فردی می توان جایزه داد! شما هم نظر و رأی خود را در این رابطه بفرمایید.

مزروعی : با سلام ، مجاس هفتم البته دو مصوبه قابل اعتنا داشت یکی قانون خدمات کشوری که دولت از اجرای آن تاکنون خودداری کرده است و دیگری قانون مرتبط با سیاست های ابلاغی اصل 44 که هنوز در مجمع تشخیص منتظر تصویب است! و البته نمی دانم در نهایت تصویب و اجرای این دوقانون به آن همه هزینه ای که نظام و کشور برای تشکیل این مجلس فرمایشی پرداخت می ارزد یا نه ؟

 

مرتضي :

علي آقا سلام
ابتدا به سهم خودم از زحماتي كه در ان دوران در مجلس كشيديد سپاسگزارم ولي بايد بگويم كه به چند دليل مجلس ايران در راس امور نبوده و نيست كه اين هم نظر شخصي من است و تنها نكاتي است كه به ذهن من مي رسد و كارشناسان امر بهتر مي توانند اظهار نظر كنند.
1.نمايندگان با يك روند دموكراتيك به مجلس راه نمي يابند و دستچنين شدن آنها در شوراي نگهبان عاملي بازدارنده براي آنهاست كه البته استثناتي نيز وجود دارد كه نمايندگان واقعي در دوره بعد به تيغ نظارت ضد قانوني استصواب به مجلس راه نيافته اند.
2.بدعت گذاري توسط نمايندگان مصلحت انديش راه را بر انديشه مي بندد كه از آن جمله مي توان به حكم حكومتي اشاره كرد كه نه وجاهت قانوني دارد و نه از اختيارات رهبري است و تنها از عهده غضنفرهاي اجرايي بر مي آيد.
3.گرچه قانون اساسي ميثاق مثلا ملي است. ولي با توجه به تفسير به راي شوراي نگهبان انقلاب( و نه قانون) و راهكارهاي به كار رفته براي به روز كردن(رفراندم) آن و اشكالات زيادي كه در براي مجالس به آن گرفته شده و به حق نيز مي باشد. در شرايط كنوني به نظر مي رسد كه نياز به باز نگري و ترميم اساسي دارد.از جمله آن مي توان به اصل 110 آن اشاره كرد. همين نشان مي دهد كه بايستي نمايندگان بر اساس خواسته هاي يك نفر حركت كنند و خطوط قرمز حكومتي پر رنگي كشيده شود.
4.حال كه به فرض مجلس نماينده واقعي مردم است و مصمم به ارائه قوانين عالي. آيا با اين قانون اساسي مي توان آنها را به اجرا دراورد.؟ آيا افراد شوراي نگهبان هم نمايندگان واقعي مردمند؟
ولي در مورد ذهن فراموشكار مردم ايران بايد گفت كه بلي ما فراموشكاريم و به ياد ماندن نوادري چون مصدق و مدرس نشاني از حافظه آنها به حساب نمي ايد. ايا مردم به ياد دراند كه از طرف امام در بهشت زهرا در 12 بهمن 57 چه وعده هايي شنيدند؟ آيا به ياد دارند كه رييس جمهور احمدي نژاد چه وعده هايي دل انگيزي به انها داد؟ ايا به ياد مي اورند كه در مجلس قبلي كساني وعده اي ژاپن اسلامي به انها داده بودند؟ شايد به ياد مي اورند و سكوت پيشه مي كنند و يا خود را به فراموشي مي زنند.
و اما. . . اي كاش تمامي كساني كه در راه حفظ نظام گام بر ميداشند در راه حفظ مردم گام برميداشتند. انوقت خودبخود هم مجلس در راس امور بود و هم نظام و . . .
اصلاحات پايدار و به اميد روزاي روشن. . . .

مزروعی : با سلام ، به نظر من آنچه جای شک و تردید ندارد اینکه به قانون اساسی در همه ابعاد و جوانب عمل نمی شود و براحتی می توان تشخیص دا که شکل و محتوای انتخابات مجلس در زمان امام خمینی و اکنون از زمین تا آسمان فاصله گرفته است و نظارات استصوابی اختراعی بود که پس از رحلت امام صورت گرفت و در گذر زمان انتخابات مردم را به انتصابات شورای نگهبان تبدیل کرده و رای اقلیتی از مردم تعیین کننده و در واقع تزیینی برای لفظ مدعایی مردمسالاری دینی شده است بنابراین اشکال از قانون اساسی و محتوای آن نیست ( که البته در جای خود قابل بحث و نقد است ) بلکه اشکال از ساختاری در درون جامعه ماست که اجازه می دهد حکومتگران به تدریج از اجرای قانون فاصله گیرند و به استبداد روی آورند و متاسفانه این تجربه چندین باره است که در ایران معاصر تکرار می شود : یکبار پس از مشروطه ، یکبار پس از نهضت ملی شدن صنعت نفت و بار دیگر پس از انقلاب اسلامی و دوم خرداد! و بجای بحث های دیگر به این موضوع فکر کرد که چرا در ایران این پدیده رخ می دهد و به رغم خواست مردم و انجام انقلاب باز پس از گذشت زمان ما به سر خط برمی گردیم و تا این درد شناخته ودرمان نشود هیچ بحث دیگری فائده ندارد .

 

یک دوست :

در این 1 ماه شاهد برق رفتن های روزانه در شهرهای مختلف کشور هستیم ؟ به نظر شما علت چیست؟
2- بعضی اعتقاد دارند با داشتن انرژی هسته ای این مشکل حل میشود؟ آیا واقعا اینگونه است؟

مزروعی : باسلام ، علت روشن است عدم سرمایه گذاری مناسب برای تولید برق متناسب با روند نیاز مصرفی کشور ، واین برمی گرد به مجموعه سیاست های اقتصادی اشتباه دولت احمدی نژاد اعم از سیاست تثبیت قیمت حامل های انرژی تا سفرهای استانی و هزینه درآمد نفت در ورزشگاه سازی و دیگر کارهای نمایشی زودبازده! مطمئن باشید که این مشکل با داشتن انرژی هسته ای حل نمی شود و اصولا آنهائیکه دنبال فن آوری انرژی هسته ای هستند بدنبال حل مشکل تولید برق نیستند و ظاهرا برای مقاصد دیگر به آن احتیاج دارند !

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007