« فقیر درمانی یا فقر درمانی؟ | صفحه اول | نادرستی سیاست‌های اقتصادی و افزایش قیمیت‌ها »

21 اردیبهشت 87

از خاتمي مي ترسند

علي مزروعي نماينده مجلس ششم درگفت وگو با روز به دلايل حمله اخير محافظه کاران به سيد محمد خاتمي به دليل اظهارات اخير وي و از جمله اين که: " منظور آيت الله خميني از صدور انقلاب اين نبوده است كه ما اسلحه بگيريم و در ديگر كشورها انفجار ايجاد كنيم"، پرداخته است. به گفته اين فعال سياسي، نگراني جناح راست از حضور مجدد خاتمي درانتخابات آتي رياست جمهوري، علاوه برانتخابات هشداردهنده مجلس هشتم، آنها را به تشديد روند تخريب وي تشويق کرده است. اين گفت وگو را مي خوانيد.

تشديد فشارهاي جناح محافظه کار بر آقآي خاتمي بعد ازسخنان ايشان در خصوص نسخه صحيح صدورانقلاب و پرهيز از دخالت در کشورهاي ديگر با چه انگيزه اي صورت مي گيرد؟

به نظر من اين اتفاق جديدي نيست. به هرحال دوستان اقتدارگراي ما حتي بعد از دوم خرداد و مشاهده راي بالايي که مردم به آقاي خاتمي دادند بازهم مي گفتند دولت ايشان بيش ازشش ماه دوام نمي آورد و تمام توانشان را درآن زمان به کاربردند که نگذارند ايشان اقدامات موفقيت آميزي انجام بدهد. آن دوران گذشت و آقايان برخر مراد سوارشدند. منتها فکر مي کنم نتايج انتخابات مجلس هشتم يک هشدارباش بسيار سنگيني به آنها داده و آنها متوجه شدند که پايگاه سست وضعيفي درجامعه دارند و با توجه به اينکه انتخابات آتي رياست جمهوري درپيش است بسيار وحشت کرده اند. چراکه احتمال مي دهند يکي از نامزدهاي انتخابات آقاي خاتمي باشد. بنابراين توپخانه شان را آتش کرده اند و طبيعي است که منتظر هستند آقاي خاتمي جمله اي بگويند تا به ايشان حمله کنند. اين ناشي از وضعيت بسياردشواري است که الان با آن مواجه هستند؛ مخصوصا چون با توجه به ناکارآمدي اي که مجلس ودولت ازخود نشان داده اند، برمحبوبيت آقاي خاتمي روز به روز درجامعه افزوده مي شود. درحال حاضر، چون نگاه اکثريت جامعه به آقاي خاتمي به مثابه يک منجي شده و انتظار دارند که آقاي خاتمي آنها را از اين وضعيت نجات بدهد، اينها هم به اين موضع گيري ها افتاده اند وتلاش خواهند کرد که جريان تخريب را به نهايت خودش برسانند.

آيا نسخه اي که آقاي خاتمي از "صدورانقلاب" ارائه کرده اند، طعنه به کساني است که نسخه اي که ازصدور انقلاب ارائه مي کنند همان نسخه دخالت درکشورهاي ديگر وموضوعات ديگري است که ايشان مطرح کرده اند؟

چارچوب فکري آقاي خاتمي مشخص وهمان سياست تنش زدايي با کشورهاي قدرتمند است. جداي ازآن آقاي خاتمي بحثي پايه اي را مطرح کردند که صدور انقلاب به معني مداخله درامور کشورهاي ديگرنيست، بلکه به اين معني است که ما بتوانيم الگوي موفقي ارائه کنيم که خود به خود ديگر کشورها به خصوص کشورهاي مسلمان به آن توجه خواهند کرد و اين مي شود صدور انقلاب. نگاه آقاي خاتمي نگاه درستي است که برگرفته ازنگاه انقلاب و امام است ومعلوم نيست که چرا اقايان چرا برآشفته شدند و اين جريان تخريب را به راه انداخته اند.

همزماني اظهارات آقاي خاتمي با حضورهيات عراقي در ايران به منظوربررسي دخالت هايي که به تهران در ناامني هاي عراق نسبت داده مي شود تصادفي است؟

ببينيد، اظهارات آقاي خاتمي يک هفته پيش از ورود اين هيات در ديدار با يک انجمن اسلامي دانشگاهي مطرح شده بود. ديروز هم آقاي خاتمي ديدگاهشان را به صورت شفاف دراين زمينه گفتند. مهم اين است که ايشان تکيه کردند بر اصل عدم مداخله واصلا نگفتند ايران درجاهاي ديگرمداخله مي کند يانه. اما اين دوستان بدون اينکه در صحبت هاي آقاي خاتمي دقيق بشوند و وجه اثباتي ماجرا رابگيرند، انگار که ترسيده باشند يک دفعه به ميدان آمده اند و بهانه گيري مي کنند و جريان تخريب را شروع کرده اند. نگاه آقاي خاتمي مصداقي نبوده و بحث اينکه مداخله انجام مي شود يا نه را در نظر نداشته است. بحث شان اين بوده که اصل صدور انقلاب چيست وچه کارهايي بايد بشود وچه کارهايي نبايد بشود. اين به مفهموم آن است که تکيه ايشان بيشتر بر الگو سازي در داخل وتوجه به عزت واحترام مردم بوده است.

به نظر شما اظهارات آقاي خاتمي تا چه اندازه انتقاد از سياست خارجي دولت آقاي محمود احمدي نژاد است؟ با توجه به اينکه نسخه اي که آقاي خاتمي از "صدورانقلاب" مطرح مي کنند، با نسخه آقاي احمدي نژاد و همفکرانشان تفاوت جدي دارد.

قطعا آقاي خاتمي با آنچه به عنوان سياست خارجي تهاجمي ازسوي دولت آقاي احمدي نژاد مطرح شده موافق نيستند و اين خيلي روشن است. اين سياست جز فشارو تحريم نتيجه ديگري براي کشور به ارمغان نياورده است. بنابراين روشن است که آقاي خاتمي با اين سياست موافق نيست. البته درصحبت هاي اخيرشان به صورت مشخص نقد خود را متوجه اين سياست نکرده اند، اما ازچارچوب کلي فکري آقاي خاتمي واصلاح طلب ها مي توان اين موضوع را فهميد که با اين سياست ها موافق نيستند.

آيا احتمال گسترده شدن حملات محافظه کاران به آقاي خاتمي طي ماه هاي آينده وجود دارد؟

بدون شک. آنها بسيار از ورود مجدد آقاي خاتمي درعرصه سياست و نامزد شدن براي انتخابات نگران هستند و وحشت دارند. طبيعي است که همه نيرو و توانشان را به کار گيرند که آقاي خاتمي را تخريب کنند و با تبليغات پرشدت بکوشند که و جهه ايشان را درجامعه خراب کنند. اما با توجه به تجربه پيش وپس از دوم خرداد، اين تبلغيات مخرب نه تنها ازمحبوبيت آقاي خاتمي کم نخواهد کرد، بلکه برآن خواهد افزود.

به نظر شما نسخه اي که آقاي خاتمي ازصدور انقلاب مطرح مي کنند ونسخه دولت فعلي کدام درميان مردم ونخبگان ازاقبال بيشتري برخورداراست؟

ببينيد، الان که آقاي احمدي نژاد و حاکميت دنبال صدورانقلاب نيستند وازاين واژه هم استفاده نکرده اند. آنها يک برنامه هسته اي دارند و اين برنامه تهاجمي را هم براساس آن تعريف کرده اند و اين را يک دفاع مي دانند با آن تعابيري که به کار مي برند، که حق خودشان مي دانند که به اين دانش دست پيدا کنند و فکر مي کنند با اين سياست تهاجي مي توانند به اهداف خود برسند و بنابراين بحث صدور انقلاب مطرح نيست. به نظرم آقاي خاتمي يک بحث ايجابي را مطرح کردند، که به جاي اينکه نگاهمان به خارج باشد و اينجا و آنجا برويم و براي خودمان گروه هايي را پيدا کنيم دردرجه اول بايد کشورخودمان را آباد کنيم و بگوييم چگونه اسلامي مي تواند يک الگوي حکومتي موفق از خودش داشته باشند. آن موقع اصلا نيازي نيست که به جاي ديگر برويم وتبليغ بکنيم. آن موقع خود به خود دنبال ما مي آيند به خصوص مسلمانان که به دنبال يک الگوي حکومتي مطلوب مي گردند.

اما اگرايران درعراق دخالت نمي کند و اين بخشي ازسياست خارجي دولت نيست چرا بايد بخش هايي از جناح راست نگران بشود ازاين موضوع؟

چون آنها دنبال بهانه هستند. قبل از اين ماجراهم درايام انتخابات شديدا شاهد اين توپخانه بوده ايم. بعضي از مطبوعات راست وقتي اصلاح طلب ها را متهم مي کردند که مرعوب هستند و آمريکايي ها از آنها حمايت مي کنند، آنجا اسم آقاي خاتمي را هم مي آوردند. بنابراين تخريب ايشان از نظر ما يک خط مداومي است که توسط آنها دنبال مي شوند چون از اصلاح طلب ها وآقاي خاتمي نگران هستند. اين موضوع اخيرا تندتر شده آن هم به دليل اينکه جناح اقتدارگرا درايران پايگاه بسيار سست و ضعيفي پيداکرده است.

براساس چه تحليلي شما معتقدهستيد که پايگاه محافظه کاران درکشورسست وضعيف شده است؟

به دليل مشارکت کم مردم درانتخابات ومشارکت زيرسي درصدي وحتي بيست درصدي مردم درشهرهاي بزرگ. ديگراينکه درجاهايي که اصلاح طلب ها يک رقابت نسبي با محافظه کاران داشته اند پيروزشده اند. حتي درجاهايي که بين اصولگرايان رقابت بوده است، اصول گراياني راي آورده اند که منتقد دولت هستند. همه اينها نشان مي دهد که مردم وقايع را تعقيب مي کنند وآنجا که امکان تاثيرگذاري دارند راي مي دهند وآنجا که ندارند درانتخابات شرکت نمي کنند.



   نظرات

مهدی خانعلی زاده :

پاسخ شما در آدرس زیر :

http://www.mehdinews.com/post-526

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف شما نسبت به ینده و همفکرانم ، من نمی دانم شما چند سال سن دارید ولی احتمالا همسن فزندان من می باشید و اقرارمیکنم که وقتی من همسن شما بودم و کمتر سرد و گرم دنیا را چشیده بودم و هنوز دانشم مثل امروز نبود که بدانم هنوزنادانم تقریبا مثل شما فکر می کردم و در هر مورد هم حکم صریح می دادم و عده ای را حاکم و عده ای را محکوم می کردم ! من در ابتدایی که این وبلاک را راه انداختم در سال 83 دوستان زیادی بسراغم می آمدند و خیلی پرشورتر از شما هم علیه اصلاح طلبان و خاتمی می نوشتند اما به یمن عملکرد بسیار درخشان دوستان اصولگرا در مجلس و دولت و همه جای حاکمیت روز بروز بدلیل درستی پیش بینی بنده ازتعداد آنها کاسته شده است و حتی بعضی هاشان از اشتباه خود برگشته اند! و حالا پس از مدتها چشم بنده به جمال شما روشن شده است که فکر می کنم شما هم با گذار روزگار و کسب تجربه و دانش و شناخن واقعیات عرصه سیاست و قدرت تغییر می کنیدو این نوشته را ازمن برای آنروز حفظ کنید! اما من نوشته شما را خواندم و چند نکته را در باره آن یادآور می شود:
1- امثال بنده در دامن امام بزرگ شده ایم و از روزگار نوجوانی تا زمانی که امام خمینی به رحمت خدا رفت همه گفتار و نوشتار اورا شنیده و خوانده ایم وزمانی که خیلی ها جرئت حمل رساله و نوارهای سخنان و اعلامیه های امام را نداشتندو بعضی هاشان در دولت نهم به وزارت رسیده اند( مصداق بارزش وزیر علوم) بنده مقلد و مبلغ و مروج امام بودم اما از امام یادگرفته ام که متحجر و متصلب در فکر واندیشه و تحلیل مسائل مستحدثه و حوادث واقعه نباشم. امام درپیام معروفش به علمای حوزه هشدار داد که نقش زمان و مکان را در استنباط احگام فقهی فراموش نکند چه برسد در تحلیل حوادث جاری سیاسی و اجتماعی ، و قطعا این حکم شامل حال سخنان امام هم می شود . بطور مثال امام پی از حادثه کشتار مکه فرمود :" اگر از صدام بگذریم از فهد نمی گذریم." اما شما به خوبی می دانید که پس از رحلت امام و در زمان فهد در سال 1370 روابط بین ایران و عربستان برقرار شد و این روابط روزبروز هم گسترش یافت و هیچکسی هم نگفت که اینکار خلاف نظر امام است چرا که همه می دانستند که آن سخن در شرایط خاصی گفته شده است که در شرایط دیگرمصداق ندارد. شما که سخن آقای خاتمی را در رابطه با کارتر در تناقض با سخن امام قرار داده اید تا از این رهگذر نتیجه دلخواه خود را بگیرید دچار نوعی تصلب شده اید برای اینکه سخن امام و خاتمی راجع به یک در دومقام و زمان مختلف بوده است . سخن امام در زمانی گفته شده که امام در مقام رهبری یک انقلاب و کارتر در مقام رئیس چمهوری آمریکا و در مقابل انقلاب بوده است اما سخن خاتمی در مقام یک شهروندایرانی در مورد یک شهروند دیگر در آمریکا بوده است ضمن اینکه کارترپس ار ریاست جمهوری کاملا با آن کارتر قبلی تفاوت دارد و یک نشانه اش اینکه اخیرا برخلاف نظر مقامات حاکم در آمریکا به سوریه سفر و با مقامات جنبش حماس دیدار و گفتگو کرد. دوست عزیز! شما که اینهمه برای میراث امام نگرانید چرا آنچه هرروزه درداخل کشور و برخلاف نظرات و وصایای صریح امام توسط نهاد های حاکم می افتد هیچ واکنشی نشان نمی دهید؟ بطور مثال دخالت نظامیان در سیاست و خیلی واضح و روشن در انتخابات؟ آیا خطر این بیشتر است یا عدم همخوانی نظر آقای خاتمی در مورد کارتر با نظر امام؟ از اینگونه مثال ها فراوان می توان زد که از آن می گذرم .
2- درمورد آقای خاتمی آورده اید :" (مثل قضیه دست دادن با دخترهای ایتالیایی که اول کمال خرازی آن را تایید کرد و گفت در اثر فشار جمعیت بوده است و بعد از آن ابطحی موضوع را کاملا تکذیب کرد). اولا آنکه در این باره اظهارنظر کرد صادق خرازی بود و نه کمال خرازی ! و لابد شما تفاوت ایندو را می دانید. ثانیا آقای صادق خرازی این ادعا را تایید نکردکه آقای ابطحی تکذیب کندو حتی آقای خرازی توضیحی بررد آن آن در مطبوعات نوشت! حال اگر شما بازهم اصرار بر مدعای خود دارید باید دلیل اقامه کنید و آدرس نخنان ایشان را بدهید تا معلوم شود چقدر مدعای شما درست است! ضمن اینکه شما باید بپذیرید که آقای خاتمی حداقل اینرا می داند که زیر ذره بین است و حتی اگر عقل دنیا بین هم برای او قائل باشید می داند که نباید اینکار را بکند چه برسد به اینکه او روحانی است و شئون روحانی خود را حفظ می کند، ولابد شما فراموش نکرده اید که در زمان ریاست جمهوری اش هم پس از سفر به ایتالیا عکسی از او در نماز جمعه ها و سایت ها و...منتشرکردند درکناریک زن جوان ...
3- نوشته اید :" در جواب ایشان باید گفت که اولا ما غیر از خدا از هیچکس نمی ترسیم.شما اگر از کسی یا چیزی ترس دارید لطفا آن را به دیگران نسبت ندهید.ثانیا ما از چه چیز خاتمی باید بترسیم؟" امید وارم که شما واقعا از خدا بترسید چراکه اگر کسی از خدا بترسد دیگر اینگونه که شما در مورد یکی از بندگان خدا نوشته اید نمی نوشت! در احادیث و روایات دینی ما آمده است که حرمت آبروی مسلمان از حرمت کعبه و خانه خدا بیشتر است و نمی دانم شما چگونه خداترسی هستیدکه براحتی حرمت ابروی مسلمانی را می برید؟ به هرحال من برداشتم این است که ایم مایی که گفته اید از خدا می ترسند از قضا از تنها کسی که نمی ترسند خداست وگرنه اینهمه ظلم وجفا در حق دیگران و به خصوص مخالفان و منتقدان خود روا نمی داشتند و از قضا اینان فقط از مردم و رقبای سیاسی شان مثل خاتمی می ترسند! دلیل روشنش هم این است که اجازه برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه و سالم نمی دهند چون از نتیجه آن وحشت دارند! و فکر نمی کنم دیگر لزومی داشته باشد درباره انتخابات اخیر و نظر شما در این باره توضیحی بدهم که عدم حضور بیش از 70 درصد مردم تهران در انتخابات خود بهترین دلیل بر رد مدعای شماست و متاسفانه بر خلاف نظر امام راحل که بارها فرمودند :" میزان رای ملت است" از انتخابات مجلس هفتم بدین سو میزان رای یک اقلیت شده است و ما با پدیده حاکمیت اقلیت بر اکثریت روبرو هستیم و اگر باز اصرار کنید که اینگونه نیست توسیه می کنم که یکبار دیگر تاریخ صدر اسلام را بخوانید تا بدانید چگونه جریان غیراصیل حاکم و علی خانه نشین شد و...

 

امیر :

سلام

بسیار جای تاسف است که امید داریم آقای خاتمی بیاید تا وضع از حالت فعلی بدتر نشود! پس کی باید بهتر شود؟ آیا در این قحط الرجال کسی نیست که بتواند وضع را بهتر کند؟

شکر خدا شما وب سایت دارید و بهتر از دیگران می دانید همان 20 میلیون رای که آقای خاتمی را انتخاب کرد، اکنون به دنبال چه هستند! اگر قرار به تکرار بود که دکتر معین گزینه بهتری بود. شاید شما هم از آن 20 میلیون قطع امید کرده اید و چشم به منتخب تدارکچی گراها دوخته اید؟ خلاصه اینقدر کورکورانه خاتمی خاتمی نکنید!

مزروعی : باسلام ، ظاهرا شما تازه خواننده وبلاگ من شده اید وگرنه جنین نمی نوشتید. من نمی دانم شما دنبال چه گزینه ای می گردید؟ حداقل اگرگزینه خودتان را معرفی می کردید بهتر می شد دراین باره بحث کرد .اصولا در این بحث عوامل بسیار زیادی دخالت دارد که موضوع قحط الرجالی آخر آنهاست! درعین حال من نمی دانم آن 20 میلیون رای دهتده دنبال چی هستند و نمی دانم شما میدانید یانه؟ واگر می دانید چگونه با آن دست یافته اید؟ اما من به عنوان یکی از آن 20 میلیون می دانم دنبال چی هستم و آن نجات کشور ازاین وضع اسف بار است .در مورد دکتر معین هم تجربه نشان داد که رای کافی نداردوضمن آنکه نیروهای اصلاح طلب روی او اجماع ندارند. درضمن من نمی دانم شاخص و معیار اندازه گیری شما برای تشخیص اینکه من کوررانه کورزانه ازخاتمی حمایت چیست؟ اما اگر به همین اندازه که برای خودتان شعور و عقل قائل هستید برای من هم بودید هرگز چنین داوری را نه در مورد من بلکه دیگران نمی کردید چراکه منهم به همین آسانی می توانم شما را به کوررانه کوررانه فکرکردن و نوشتن متهم کنم و طبیعی است که اتکای به اینگونه منطق هرگونه راه بحث و گفتگو را می بندد و من تعجب می کنم از اینکه شما با اتکای به این منطق بازهم برای من نظر داده اید! آخر دوست عزیز! اگر من دارم کوررانه کوررانه راهی را می روم دیگر چه زخمتی برای شما؟ واز کجا معلوم که شما راه درست می روید؟

 

:

با سلام ابتدا درگذشت آقای معیری را تسلیت عرض می کنم.
من هم با شما موافق هسستم که این تخریبها تا ثیری بر محبوبیت اقای خاتمی ندارد همان طور که در دوم خرداد سال هفتاد وشش باوجود آن همه تخریب ها و فضا سازی ها علیه آقای خاتمی ایشان به ریاست جمهوری برگزیده شدند.
مطلب دیگری را میخواستم عرض کنم و آن اینست که وقتی آقای مرعشی که خود از سران ائتلاف اصلاح طلبان است مجلس ششم را رادیکالترین مجلس پس از انقلاب می داند (نقل از وب سایت ایشان) انتظار شما از مخالفان اصلاحات چیست؟

مزروعی : باسلام ، من متن مصاحبه ایشان را مطالعه کردم .ایشان در پاسخ به این سئوال که :" در مصاحبه اي گفتيد كه مجلس ششم را مجلس راديكال مي دانم، مصاديق اين راديكاليسم چه بود؟ " می گوید :
مرعشي: مجلس ششم مجلس پر تحركي بود، افكار جديدي آمده بود و وارد عرصه سياستهاي كشور شده بود و جوانترهايي كه تازه وارد عرصه سياسي شده بودند به دنبال راهي مي‌گشتند براي ابراز وجود و علاقمند به نو آوري‌هايي در مسائل مديريتي و سياسي كشور بودند.
ملاحظه می کنید که جغرافیای بحث ایشان نوعی مقایسه بین فضای مجلس و قبل از آن است و اینکه مجلس ششم در مقایسه با مجالس پس از انقلاب رادیکالترین بوده است و این کاملا درست است و به نظرم با ارزیابی کسانی که واژه رادیکال را به نحوی منفی در باره مجلس ششم می برند و ازجمله در همین مصاحبه مصاحبه کننده اصرار برالقای آن داشته است تفاوت دارد و خلاصه کاربرد واژه رادیکال بسته به اینکه در چه حغرافیایی بکار گرفته شود می تواند مثبت یا منفی باشد و به نظرم آقای مرعشی بر جنبه مثبت تاکید داشته و اینرا از کل مصاحبه می توان دریافت .

 

امیر :

سلام

از اینکه از کلمه"کورکورانه" اینقدر برآشفتدید،مرا ببخشید. هیچ نوع قصد توحین ندارم و نداشتم اما از اینکه (بعنوان یکی از آن 20 میلیون) دوباره بدون اینکه بدانم خاتمی (یا هر کس دیگر) چه برنامه دارد، و چه میزان توان دوباره به خاتمی رای نخواهم داد.

1- حدود 4 ماه است که به وب سایت شما سر میزنم.
2- من هیچ گزینه ای ندارم. منتظر می مانم تا کاندیداها برنامه هایشان را بدهند و ببینم از حمایت چه گروهها و اشخاصی برخوردار می شوند انگاه انتخاب می کنم.اما در حال مهندس موسوی رابه خاتمی ترجیح می دهم چون او شاید بتواند از پس مقام مع.... برآید.

3- از "کورکورانه" استفاده کردم چون حس می کنم (نه تنها در این سایت بلکه در اکثر سایتها) جوی راه افتاده تا خاتمی را تنها منجی جلوه کند.
4- دلیل این قدر حمایت شما را از خاتمی نمی فهمم. خاتمی انسان بزرگی است و کارهای بزرگی هم کرده. اما من بشخصه بابت رای که به او (و نمایندگان مجلس 6) دادم خودم را از او طلبکار می دانم جون ... مصلحت اندیشی ...
5- من 32 سال دارم. زمان انقلاب 3 سالم بود. معتقدم شما و هر کس که دست به حرکات انقلابی (در مقابل اصلاح و رفورم)زده است اگر کورکورانه عمل نکرده با چشم یاز هم نبوده. البته قبلا در این مورد جواب مرا داده بودید. اما قانع کننده نبود.
6- آیا واقعا اعتقاد دارید تما حرکات شما (منظور شما و همفکرانتان) روشنگرایانه (متضاد کورکورانه) بوده است؟
اگر اینطور باشد دیگر امیدی به آینده نیست.

مزروعی : با سلام ، شما آزادید به هرکس می خواهید رای بدهید یا اصلا رای ندهید اما باید بدانید دنیای سیاست دنیای سیاه و سفید نیست و دنیایی خاکستری است و در این میدان شما باید از میان امکانات و گزینه های موجود یکی را انتخاب کنید اما الزاما این به معنای بهترین گزینه نیست .درمورد بقیه مطالب شما قبلا نوضیح داده ام و توضیح تازه ای ندارم جز اینکه تاکید کنم تا وقتی ما تعریف روشن و مشترکی ار واژه های کورکورانه و ایضا رو شنگرانه نداشته باشیم طبعا نمی توانیم در مورد سئوال 6 شما گفتگو داشته باشیم . نکته ای که فقط می توانم اضافه کنم اینکه شما بین دو واژه کورکورانه و خطا احتمالا خلط کرده اید چراکه از قدیم گفته اند انسان جایزالخطاست و این شامل حال همه انسانها وازجمله اصلاح طلبان می شود و قطعا آنها در دوره اصلاحات دچار پاره ای خطاها و ضعف ها بوده اند اما وقتی شما واژه کورکورانه را به کار می برید یعنی آنها از سر ناآگاهی یا اجبار یا...دست به کارهایی زده اند که نباید می زدند واین نادرست است اما اینکه اصلاح صلبان از سرآگاهی دست به اقداماتی زده اند که با تکیه بر قضاوت پسینی می توان آنها را خطا و اشتباه دانست درست است .

 

مهدی خانعلی زاده :

سلام
فقط درباره قضیه تکذیبیه صادق خرازی (که من به اشتباه کمال خرازی نوشته بودم) منبع من جوابیه ای است که ایشان به روزنامه کیهان ارسال کرده اند.می توانید اینجا را ببینید:
http://www.rajanews.com/News/?11809

در ضمن از پاسخگوییتان متشکرم.چون عادت مالوف دوم خردادی ها این است که به جای پاسخگویی ، شروع به جار و جنجال می کنند !!!
یا علی

مزروعی : با سلام ، برای من خیلی عجیب است که شما بجای ارائه متن کامل آقای خرازی از یک منبع بیطرف یا منعکس کننده کامل توضیحات ایشان مرا به سایت رجانیوز و از آنجا به کیهان ارجاع داده اید که در دشمنی و کینه جویی ایندو نسبت به خاتمی و اصلاح طلبان کوچکترین تردیدی نیست و از متن کیهان این امر بخوبی هویداست ! دوست عزیز اگر طالب حقیقتی هستید باید از راهی بروید که امکان دسترسی به حقیقت را میسر سازد و مسیر رجانیوز و کیهان بدلیل مواضع روشن آنان علیه خاتمی پیش از وقوع این حادثه که اورا به صدها اتهام متهم و محکوم کرده اند نمی تواند وافی به مقصود باشد.من بازهم منتظر اصل متن توضیحات آقای خرازی هستم و به شما توصیه می کنم در مسادلی از اینگونه که با آبرو وحیثیت مسلمانی سر وکار دارد بیش از احتیاط به خرج دهید و مواظب باشید با طناب رجانیوز و کیهان به چاه ویلی نروید که سرانجامش جهنم باشد . دوست عزیزی که بنظر می رسد دغدغه دینداری و ارزشها و اخلاق را دارید تا جائیکه بیادم می آید علمای دینی همواره به ما سفارش می کردند در امور شبهه دار وارد نشویم و اگر قرار به ورود بود باید بنا را بربرائت افراد مسلمان بگذاریم ونه اینکه افرادی را از روی خبرهای مجهول و شایعات و...متهم و آبروی آنها را بریزیم ! دوست عزیز پیامبر گرامی اسلام فرمود من برای اتمام مکارم اخلاق مبعوث شدم و هیچیک از اینکارهایی که امثال گهیان و ...می کنند (وجالب اینکه کیهان جزء اموال عمومی و مسئولش نماینده ولی فقیه است !) انطباقی با موازین و اخلاق اسلامی ندارد. البته امثال بنده اینرا بخوبی می فهمد که چرا کیهان و...اینکارها را می کنند چون همانگونه که در مصاحبه گفته ام از خاتمی می ترسند و دعوا هم یک دعوای سیاسی و به تعبیر عامیانه دعوا سر لحاف ملاست و متاسفانه تمسک به این شیوه های مبتذل و غیر اخلاقی از سوی برخی که ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کر کرده است باعث شده است که برخی تحلیگران و علمای علم سیاست در نوشتن راجع به رخدادهای ایران از اصطلاح ماکیاولیسم اسلامی استفاده کنند که درمخیله افرادی مثل من هرگز تصور آن نمی رفت اما متاسفانه در دروان پس از امام با سرعت شگفت انگیزی در حال تجربه کردن آن هستم .

 

سولماز :

جامعه ی ایرانی را بیش از هر صفت دیگری میتوان به "تنوع طلبی" منسوب کرد. آقای خاتمی اینبار اگرچه بیش از 15 میلیون، اما 20 میلیون رای ندارد، و جناح حاکم هم بلد است چگونه کاندیدایش -شده با یک برتری مویی و ساختگی- بالا بکشد. من به شخصه آقای نجفی را نامزد مناسبی میدانم. مطمئناً ذائقه ی بسیاری از مخاطبان را راضی خواهد کرد!

 

امیر :

سلام

انسان جایزالخطاست در مقابل خداوند فقط. انسان در مقابل هم نوعان خود پاسخگو است (باید باشد) حتی در جزئیات اعمال و رفتار. سیاست و مملکت داری جایگاه سعی و خطا نیست. اصلاح طلبان باید پاسخگو باشند اگر در مورد پایگاه مردمیشان صادق هستند.

مزروعی : باسلام،دوست عزیز! اینکه انسان جائزالخطاست با اینکه در مقابل هم نوعان پاسخگو باشد تناقضی نداردو اتفاقا بدلیل همین موضوع است که باید پاسخگو باشدو اگر خطایی نبود اصلا پاسخگویی معنا نداشت به ویژه افرادی که مسئولیتی را در جامعه می پذیرند باید در جرئیات اعمال و رفتار خود در عرصه سیاست و مملکت پاسخگو باشندو اصلاح طلبان هم ایضا باید پاسخگو باشند اما در عین حال باید بدانیم که همه عرصه های زندگی ما و ازجمله عرصه سیاست و مملکت داری عرصه های سعی و خطاست و این اختصاص به ما ندارد بلکه همه ملت ها و کشور مسیر رشد و توسعه را با سعی و خطا طی کرده است و فقط کافی شما تاریخ این کشورها را بخوانید تا دریابید چگونه راه پیموده اند بطور مثال اگر تاریخ علم افتصاد را بخوانید در می یابید به مقتضای زمان و تجربیات حادث اززمان آدام اسمیت تا کنون چندین مکتب اقتصادی شکل گرفته است و امروزه نیز شما نمی توانید یک اجماع مشترک بین اقتصاددانان در مورد اینکه چه الگوی اقتصادی می تواند کامل و راهگشا باشد پیدا کنید و بحث از اینکه شما نوشته اید بسیار ظریف تر و پیچیده تر است . اینکه نظام های دموکراتیک رو به انتخابات ادواری و جابجایی دوره ای قدرت آورده اند ناشی از همین تجربیات بشری است و اینکه خطاها را به حداقل برسانندواینکه حزبی پس از یک دوره رای نمی آورد و جای خود را به حزب و جریانی دیگر می دهد بدلیل همین خطاهایی است که انجام داده است وگرنه همچنان رای اکثریت مردم را با خودداشت و در قدرت می ماند. اصولا ما ایرانیان نگاهمان به همه چیز و همه کس دوگانه بینی سیاه و سفید است در حالیکه باید از این دوگانه بینی درآئییم و به این عادت کنیم که در دنیای خاکستری زندگی می کنیم و همه انسانها در هر سطحی جائزالخطا هستند .

 

مرتضی :

سلام دکتر عزیز
این بار باگفتن این نحوه پاسخگویی بیش از همیشه به شما اعتقاد پیدا کردم. البته من هم در حد بچه های شما هستم. ولی خواهشی که دارم این است که مگر تفاوتی میکند که سن مخاطب چقدر و یا مطالعات مخاطب چیست؟ من به عنوان مخاطب شما سوالی کرده ام و شما یا جواب می دهید یا خیر. کار شما روشنگری است. ما اگر جوانیم شما پیر دیر سیاست هستید. به هر حال به نظر من زیبنده ی شما نیست که در ابتدای برخی پاسخ ها این مطرح شود. و اما. . .
محافظه کاران که بیشتر محافظ پول و اقتصاد شخصی خود هستند ، بیش از بیش نه تنها از خاتمی که از مردم می ترسند. بهترین مردم برای حاکمیت حال حاضر ، مردم مرده هستند ، مردمی که سکوت کنند. خاتمی هم تا زمانی ساکت باشد از دید آنان ادم بسیار خوبی است و به محض سخن گفتن از هر نا روایی به او دریغ نمی کنند. دنیا سیاست دنیای خاکستری است ای کاش من این را زودتر فهمیده بودم. ملت ما در زمان انتخابات به دنبال کسی می گردد که اصلا وجود خارجی ندارد. فقط در دنیای خاکستری می توان به دنبال کسی بود که سیاه نباشد. به هر حال امید است که مردم در انتخابات اینده به گونه ایی عمل کنند که حاصلش احمدی نژاد و یا فردی بدتر از او نباشد. ای کاش ارتباطات و اطلاعات در ایران به قدری بود تا می دانستیم راه کدام است و چاه کدام. با بسته بودن اطلاعات متاسفانه رفرنس برخی می شود کیهان و رجا نیوز. مردم دنیا با یک دهم این ثروت کنونی ملت ما به اسانی و رفاه زندگانی می کنند و انوقت ما هنوز فرق استبداد - دروغ و حقه بازی را نمی فهمیم. به زودی احساسی و جو گیر می شویم و تا دلتان بخواهد دچار ازمون و خطا. انگار نمی خواهیم از گذشته از حال از علم استفاده کنیم. ای کاش اطلاعات ازاد بود. واقعا آزادی چه نعمت بزرگی ست. ما مردم ایران نمی توانیم انرا لمس کنیم چون استبداد زده هستیم. چون ارتباط نداریم و اطلاعات نداریم. بر سرهمین قانون اساسی که به اعتقاد من جز استبداد از ان بر نمی خیزد هم اتفاق نظر نداریم. رییس جمهور به عنوان حافظ منابع مردم و مدیر اجرایی مملکت با تبر به جان این مردم افتاده چون علم این کار را ندارد چون در قبال حرفهایی که می زند متعهد نیست. چون نظارت وجود ندارد. نه کارشناس است و نه به نظرات کارشناسی عمل می کند. برخلاف دستور مجلس هر چه بخواهد می کند. حال اگر خاتمی در این بین بگوید که خود گویی و خود خندی و در اخر هم عجب مردم هنرمندی هستی بر او می تازند. من نمی دانم باید یک رییس جمهور چقدر به مردمش ... کند تا صدای این مجلس در بیاید. و یا ره... چقدر بی... باشد تا قوه نظارتی ان به کار بیفتد. اینها همه درد است. ان وقت مشکل جامعه دست دادن مثلا خاتمی با یک دختر ایتالیایی است که اگر راست باشد خنده دارست. هزاران هزار دلار ضرر اقتصادی به این مملکت در اثر بی لیاقتی و بی تدبیری انان وارد می شود و هنوز مدعی و طلبکار مردمند. مردمی که هر چه دارند دو دستی در طبق اخلاص تقدیم همین ها کرده است. عجب ادمای پر رویی. خاتمی هر چه هست انسانی است که به ملتش دروغ نگفت و تا در توانش بود به منافع ملی پرداخت .تا توانست و در توان داشت از فرار مغزها جلوگیری کرد. ای محافظه کاران تمامیت خواه شما جز عکس آن آیا عمل کرده اید؟ مطمئنا اینده نشان خواهد داد که چه فجایعی دراین سه سال بر سر ایران آمده است .ای کاش مجلس نظارت می کرد و ای کاش و ای کاش. . . بله انان از خاتمی می ترسند چون نمی توانند از عهدش برایند و . . . .

مزروعی : با سلام ، من هرچند با نوع ادبیات و برخی واژه های شما موافقت ندارم اما نظر شما جهت اطلاع دیگر خوانندگان انتشار می دهم. اما درمورد تذکر ابتدایی شما هم حق با شماست و هم نیست . مشکل دنیای مجازی همین است که آدمی نمی داند مخاطبش کیست؟ و همانطور که می دانید در علم ارتباطات مهمترین موضوع برای هرگونه ارتباطی مخاطب شناسی است . لابد در مطالب سایت دیده اید که همین مشکل را با یکی دیگر از خوانندگان وبلاگ از منظر دیگری هم داشتم . به هرحال منظور من از طرح آن مطلب بیشتر مخاطب شناسی بود و قطعا من اگر بدانم با چه فردی وبا چه سطحی از دانش و تجربه رودررو هستم بهتر می توانم پاسخگ باشم و گفتگو کنم و هرگز هدفم ار طرح این بحث این نبوده است که سما برداشت کرده اید.امیدوارم با این توضیح توانسته باشم این نکته را برسانم که در هرنوع بحث و گفتگو مخاطب آدمی و سن وسال و مطالعات او مهم است . دوستانه یه شما بگویم که در دوره جوانی من با پدرم برسر برخی برداشت ها و موضوعات اختلاف داشتم و هرچه او استدلال می کرد قانع نمی شدم حالا که در سن او قرار گرفته و تجربه ای همانند او در زندگی پیداکرده ام می بینم عین همین مشکل را من با فرزندانم دارم! ملاحظه می کنید که برخی مسائل و موضوعات را آدمی فقط در سایه گذر عمر و جایگاهی که در زندگی و حیات اجتماعی بدست می آورد ومی فهمد ولاغیر! و من همواره غصه می خورم که چرا آنروزها به نظرات پدرم توجه نکرده وآنها را درک نمی کردم و با همین یادآوری توجه ودرک نکردن به نظراتم توسط فرزندانم را توجیه و تحمل می کنم هر چند آنها هم روزگاری متوجه این موضوع می شوند که دیر است !

 

عشق وطن د.ع :

بسمه رب الشهدا و الصدیقین
کلام را با نام خدای شهیدان آغاز نمودم و چنین می گویم ای برادر عزیز سعی کنید با جاه طلبی خود خسر الدنیا و آلاخره نشوید
برادر عزیز
شما 5 دلیل بیاورید که خاتمی خوب است
با 5 دلیل شما را محکوم میکنم که آقای خاتمی شایستگی این را ندارد که رییس جمهور مملکتی به بزرگی ایران شود
من دیگر به خاتمی کاری ندارم من جناحی را نام میبرم که در حال حاظر سر چشمه خیلی از فساد هاست چرا با مملکت خود چنین میکنید کدام پیروزی قاطع همان بس که شیخ اصلاحات و پرچمدار آن گفت که ما در تمامی حوزه های رای گیری می توانیم شرکت کنیم
آیا این فرافکنی چیزی جز خدمت به دشمن است
نه اینکه شما ها بودید که 909 نفر از رد صلاحیت شدگان قطعی را به صحنه انتخابات آوردید تا بتوانید از رد شدن آنها سوء استفاده کنید
نه این آقای خاتمی شما بود که در این اوضاع خطرناک که دشمن ما را مورد هجمه بسیاری وسیعی قرار داده است باید بگوید منظور امام ره در مورد صدور انقلاب نه این بود که ما سلاح در دست بگیریم و در دیگر کشور ها ایجاد انفجار کنیم به هیچ دلیلی نمی توان انکار کرد که ارتباطی بین حرف های آقای خاتمی و اظهارات ژنرال ها و همچنین ریاست جمهوری آمریکا نبوده است
وقت کم و سخن بسیار میخوام جهت تنویر افکار عمومی وب گردا عزیز جواب من را در همین قسمت بدهید و علم دفاع برگزینید تا مردم حق را دریابند هر چند قبلا هم چیزی نوشته بودم که گویا شما زیاد راغب به انتشار آن در وب سایتتان نبودید در هر حال اگر هم این صحبت ها را منتشر نکنید نشان از بزدل بودنتان است اما اگر جواب مرا بدهید حداقل نشان از شجاعت شما در خال دفاع است هر چند می دانم که شما ها چندان نمیتوانید مدافع خوبی باشید چون جای دفاعی ندارید
سلامتی حی منتظر عج صلوات

مزروعی : باسلام ، واقع اینکه من نتوانستم منظور مشخص شما دریابم و اینکه بطور جزیی چه اشکالات و ایراداتی نسبت به مطالب من دارید ولی اجمالا فهمیدم که با اصلاح طلبان و بنده (لابدبرای قرب به خدا!) مخالفید ، خوب این مخالفت حق شماست اما اگر شما دلایل مخالفتتان را بصورت دقیق تر و جزیی (حالا 5 دلیل یا کتر یا بیشتر) بیان می کردید آنگاه من هم می توانستم نظراتم را در این باره بیان کنم البته نه برای اینکه شما متقاعد شوید چون با این موضعی که شما دارید تکلیف همه چیز ار قبل روشن است اما برای فهم یگدیگر و جلوگیری از سوء تفاهم این کمک می کند. نکته دیگر اینکه حالا که شما اینگونه مخالفید آیا این حق مخالفت را برای دیگران هم به رسمیت می شناسید که مخالف نظر شما باشند یا نه ؟ و آیا برای شهروندان ایرانی حق و حقوقی برای مخالفت با مقامات و جناح های حکومتی و سیاسی قائل هستیدیا نه؟ ویا اینکه خودتان و فکرتان وجناح وافراد مورد تاییدتان را حق مطلق و غیر قابل خطاو...می دانید و هیچ حقی برای مخالفت دیگران با آن قائل نیستید؟ اگر شما جواب اینها را دادید آنگاه من براحتی می توانم به شما جواب دهم . ونکته پایانی اینکه منهم به شما انذار می دهم که مواظب باشید این توصیه و سفارشی که به دیگران می کنید در باره خودتان فراموش نکنید و خسرالدنیا و والاخره آنهم برای دیگران نشوید و اتفاقا معنای و مفهموم مابقی این آیه می تواند برای همه ما آموزنده باشد و اینکه خدا می فرماید در حالیکه انسانها می پندارند که دست به اعمال نیک می زنند سرانجام کارشان خسرالدنیا و والاخره است و دعا می کنم خداوند همه بندگانش ازجمله بنده و شما را از این بلیه نجات دهد .

 

محبوبه :

سلام
سخن تا چه حد بی پایه و اساس کدوم انتخابات هشدار دهنده بود همون که اصولگراها 80 درصد رأی اووردند دیگه هرکی میخواد رأی بیاره بیاره به جهنم شما چرا خودتو آلوده به گناه دروغ میکنی شما مثل اینکه هروقت احمدی نژاد رو تلویزیون نشون میده خاموش میکنی که از آمار طرفداراش خبر نداری نه آقا قدرت مقابله ندارید آخرتتون رو هزینه نکنید فوق فوقش با این دشمنیها و خرابکاریها رأی تهران رو کمپلت (به فرض محال)ازش گرفتید با شهرستانهایی که تابحال رئیس چمهور به خودشون ندیده بودندو زمان احمدی نژاد چند بار چند بار دیدن چیکار میکنید حتی صدای دروغاتون به اونها نمیرسه شما فقط یک راه برای پیروزی تو انتخابات دارید اونهم اینه که از دشمنای انقلاب کمک نگیریدو حمایتشون نکنید همین

مزروعی : باسلام ، برای اطلاع خوانندگان و اینکه بدانند طرفداران آقای احمدی نژاد چه نگاهی به رخدادها و انتخابات دارند . امیدوارم هم ایشان و هم من اونقدر عمر کنیم تا معلوم شود دریم انتخابات آزاد و سالم و عدلانه حق با کیست و فکر نمی کنم اگر انتخابات آزاد باشد نیازی به کمک گرفتن از کسی باشد .

 

عشق وطن د.ع :

به نام خداوند شهيدان راه حق
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما و تمامي دوستان عزيز
عرض به حضورتان به زودي جوابتان را خواهم داد منتظر باشيد جناب آقاي مزروعي

مزروعی : باسلام ، خوشحال می شوم که نظرات شما را دریابم اما فکر نمی کنم برای گفتگو کردن نیازی باشد اینگونه وارد شوید و از خداوند شهیدان راه حق مایه بگذارید و خداوند خود به صفات رحمان و رحیمش با بندگان سخن گفته است تا به همه ما بیاموزد که در رابطه با انسانها باید رابطه رحمانی و رحیمی برقرار کردو...

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007