« يك محاسبه ساده و يك پرسش | صفحه اول | از خاتمي مي ترسند »

18 اردیبهشت 87

فقیر درمانی یا فقر درمانی؟

اگر انسانی از دیدن « فقیر» ی در جامعه دلتنگ و ناراحت نشود براحتی می توان گفت از عواطف انسانی و نوع دوستی بشری بویی نبرده است و تقریبا کمتر انسانی را می توان یافت که نسبت به فقرا بی تفاوت باشد و از کنار فقیران بدون تامل بگذرد اما مهمتر از ابراز عواطف و کمک به فقیران این است که فکر کنیم چرا با این پدیده دردناک در جامعه روبرو هستیم ؟ بدون شک وجود فقیران ناشی از « فقر» موجود در جامعه است و هرچند شکاف فقر و غنی یکی از پدیده های دیرین تاریخ بشری است و کم و بیش غالب جوامع بشری با آن درگیرند اما تجربه تاریخ معاصر نشان می دهد که برخی جوامع با تکیه بر علم اقتصاد و دیگر معارف و دانش ها و فن آوری ها توانسته اند مسیر توسعه ای را سامان و سازمان دهند که حاصل آن « فقر درمانی » جامعه و به حداقل رساندن فقیران بوده است . به عبارت دیگر در این جوامع برنامه « فقر درمانی » به جای « فقیر درمانی » راهگشا بوده و بطور نسبی منجر به تحقق « عدالت اجتماعی » شده است .

در ایران متاسفانه ما با هر دو پدیده « فقیر » و « فقر » مواجه ایم و به رغم هزینه بالایی که در بودجه عمومی دولت برای بهبود وضعیت فقیران هر ساله تخصیص می یابد تاریخ سه دهه گذشته بهبودی را در این زمینه به نمایش نمی گذارد و جامعه ما هنوز از شکاف فقر و غنی در رنج است . سئوال این است که چرا به رغم صرف این هزینه ها و یارانه سنگینی که دولت برای بهبود وضعیت فقیران متحمل شده است همچنان ما باید شاهد رقم قابل توجهی از فقیران در جامعه باشیم ؟ به نظر نویسنده علت این رخداد را باید در نگاه غالب بر نظام تصمیم گیری کشور مبنی بر « فقیر درمانی » به جای « فقر درمانی » یافت . در نگاه « فقیر درمانی » اقدامات حمایتی مستقیم مثل کمیته امداد اصالت می یابد اما در نگاه « فقر درمانی » باید جریانی از « تولید ثروت » در جامعه براه افتد که نتیجه آن بهبود وضعیت فقیران و کاهش تعداد آنان به مرور زمان باشد .
از منظر دیگران تمام هم و غم دولت باید متوجه « فقر درمانی » باشد تا « فقیر درمانی » ،چراکه بدلیل عواطف انسانی و نوع دوستی در غالب انسانها شهروندان خود به وظیفه « فقیر درمانی » اقدام می کنند و به ویژه در جوامع اسلامی که کمک به هم نوع انقاق در راه خدا و عبادت شمرده می شود دست زدن به این اقدام خدا پسندانه داوطلبان فراوان دارد و حداکثر دولت باید با به رسمیت شناختن نهادهای خیریه و مدنی بستر هموار و مناسب اینکار را فراهم کند . فراموش نکنیم که تاسیس کمیته امداد در سال های ابتدای انقلاب برای تحقق همین هدف بود اما بعد ها با وصل شدن این نهاد به بودجه عمومی به گونه ای نگاه « فقیر درمانی » به جای « فقر درمانی » در نظام تصمیم گیری نشسته است که امروز اداره امور اقتصادی کشور بدون وجود این کمیته ناممکن بنظر می رسد ! در حالیکه اگر دولت « فقر درمانی » را راهنمای عمل خود قرار می داد باید فضای اقتصادی و کسب و کار را بروی مردم گشاده می داشت و مجموعه سیاست هایی را در پیش می گرفت که حاصل آن تثبیت اقتصاد کلان و ایجاد امنیت و آرامش برای فعالان عرصه اقتصاد و کار آفرینان باشد. در اقتصادی که کارفرمای بزرگ آن دولت باشد و دولت با بهره گیری از امتیازات انحصاری راه رقابت را بروی دیگران ببندد و با مداخله هر روز در قوانین و مقررات هیچ ثبات و امنیت و آرامشی را برای فعالان بخش خصوصی و مردم باقی نگذارد هرگز « فقر درمانی » تحقق نمی یابد و بار عظیم « فقیر درمانی » همچنان تا اطلاع بعدی بر دوش بودجه عمومی دولت باقی خواهد ماند و البته با این شیوه توزیع یارانه های غیر هدفمند ضمن آنکه روزبروز بر رقم بودجه مورد نیاز افزوده خواهد شد از دامنه فقیران نیز کاسته نخواهد شد .
اقتصاد ایران روزهای سختی را سپری می کند و بیماری های آن در حال ظاهر و حاد شدن است و مسئله « فقر » یکی از این بیماری هاست که جز با « فقر درمانی » نمی توان آنرا چاره کرد و البته داروی شفابخش این بیماری دامن زدن به جریان « تولید ثروت » در کشور با قبول همه مقتضیات مرتبط با آن است . در یک ضرب المثل چینی آمده است که برای کمک به فقیر گرسنه می توان سه اقدام کرد اول به او ماهی داد ، دوم به او ماهیگیری با قلاب آموخت و به او قلاب داد ، و سوم به او ماهیگیری با تور و توربافی یاد داد و کمکش کرد تا صید و تولید کند . روشن است که در این ضرب المثل حکیمانه چه عمقی برای رهایی یک جامعه از فقر نهفته است چراکه می خواهد بگوید اگر اقدام اول در پیش گرفته شود که همان راهبرد « فقیر درمانی » است فقیر با خوردن ماهی سیر می شود اما همچنان فقیر مانده و در وعده دیگر گرسنه و محتاج کمک باقی می ماند . اقدام دوم هر چند نوعی راهبرد « فقر درمانی » است اما فقط فرد فقیر را از فقر می رهاند ولی اقدام سوم هم فرد را از فقر می رهاند و هم ابزار تولید برای رهایی دیگران از فقر می زاید و به « تولید ثروت » در جامعه دامن می زند . بار سنگین « فقیر درمانی » را باید از روی دوش بودجه عمومی برداشت و راه را بروی « فقر درمانی » گشود ، آنگاه می توان با هدفمند کردن یارانه ها و صرف بودجه ها در مسیر تولید افق تازه ای را به روی اقتصاد ایران باز کرد و اینکه چهره خشن و نامیمون فقر از جامعه ما بتدریج رخت بربندد .



   نظرات

آرش :

با سلام به نظر من باید به جای کارهای روبنایی و مقطعی با برنامه ریزی و استفاده از نظرات کارشناسانه به دنبال حل این معضل بود. متاسفانه همین معضل فقر باعث مشکلات فراوان دیگری در استان اذربایجان غربی شده است مردم استان نیز همچنان منتظر اقدامات مسئو لان هستند.

 

بهمن هاتفی :

سلام
کاش آن ضرب المثل چینی همان دو قسمت اول را داشت که برای بحث فقر درمانی و فقیر درمانی شما هم کافی بود و بحث تولید ثروت را قاطی آن نمی کردید که من در این موارد به یاد مادربزرگ مرحومم می افتم که دعا می کرد تمامی جوانان در کنکور در رشته ای که می خواهند قبول شوند.
مطلبی در باره تورم نوشته ام که با توجه به تخصص شما برایم مهم است که نظر شما را بدانم. امیدوارم فرصت کنید و آنرا بخوانید

مزروعی : باسلام ، مطلب شما را خواندم و واقعش اینکه هضم مطلب شما برای من ثقیل بودچراکه نگاه طبقاتی داشتن به این موضوع چندان برایم توجیه پذیر نیست و تا حالا هم ندیده ام اقتصاددانی از این منظر به موضوع پرداخته باشد.

 

مهدی :

سلام،

در جایی می خوندم که احزاب برای اعلام سیاست هاشون در مورد مبارزه با فقر در مبارزات انتخاباتی دو راه در پیش می گیرن. بعضی وعده می دن که مثلا طی مدت 5 سال، نرخ فقر رو به میزان 25% کاهش بدن. بعضی دیگه بیشتر بر برنامه هاشون برای کاهش فقر تاکید می کنن بدون اینکه به نتیجه کمٌی حاصل از این برنامه ها که در آینده مبنای قضاوت قرار بگیره تاکید کنن.
در کشور ما هم من فکر می کنم در درجه اول به خاطر مهجوریت آمارهای اقتصادی در برنامه ها باید بر مبنا قرارگرفتن این آمارها برای قضاوت در مورد عملکردها تاکید بشه. و از طرف دیگه نیروهای سیاسی هم با توجه به اینکه همیشه متهم می شن که بدون برنامه مشخص وارد عرصه انتخابات می شن تلاش کنن برنامه های ممکن برای کاهش فقر رو وارد گفتمان عمومی کنن.
من خیلی با روش های فقرزدایی در کشورهای دیگه آشنا نیستم ولی فکر می کنم تاکید شما بر "تولید ثروت" هرچند درسته اما در همه کشورها لزوما ایجاد اشتغال به عنوان تنها راه حل فقر مدنظر نیست و برنامه های مشخصی برای طبقات پایین مورد توجه قرار می گیره.

مزروعی : با سلام ، من کاملا با نظر شما موافق هستم و در فعالیت های اجنماعی و سیاسی ام تلاش می کنم به همین نظر شما عمل کنم .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007