« يک مقايسه ساده اما پرمعنا درباره مواضع اقتصادي رئيس جمهور | صفحه اول | فقیر درمانی یا فقر درمانی؟ »

11 اردیبهشت 87

يك محاسبه ساده و يك پرسش

برپايه اصل پنجاه و سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران: «تمامي دريافت هاي دولت در حساب هاي خزانه داري كل متمركز مي شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام مي گيرد.» اصل پنجاه و دوم: «بودجه سالانه كل كشور به ترتيبي كه در قانون مقرر مي شود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي شود. هرگونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.» به تصريح از اين اصول مي توان دريافت كه هيچ گونه درآمد و هزينه اي توسط دولت و ديگر نهادهاي حكومتي نمي تواند خارج از چارچوب قانون بودجه مصوب مجلس انجام شود و بنابراين قوانين بودجه سنواتي اصلي ترين سند در مورد ارزيابي درآمدشها و هزينه هاي دولت است. با توجه به اين موضوع به انجام «يك محاسبه ساده و يك سوال » در مورد درآمد ارزي حاصل از صادرات نفت و گاز طي سه سال 1384 الي 1386 و هزينه هاي انجام شده اين درآمد بر پايه قوانين بودجه مي پردازم به اميد آن كه پاسخگويي يابد.

1- بر پايه گزارشات منتشره توسط بانك مركزي جمع درآمد ارزي حاصل از فروش نفت و گاز در سه سال گذشته برابر 195 ميليارد دلار بوده است (8/53 براي سال 84، 4/62 براي سال 85 و 8/78 ميليارد دلار براي سال 86). بر پايه عملكرد قوانين بودجه اين سه سال جمعا 5/112 ميليارد دلار از اين درآمد در قالب منابع عمومي ذيل سر فصل هاي واگذاري هاي دارايي هاي سرمايه اي (فروش نفت خام)، واگذاري هاي دارايي مالي (برداشت از حساب ذخيره ارزي) و در آمدها (ماليات عملكرد و سود سهام شركت نفت) با تصويب مجلس منظور و هزينه شده است.
2- برپايه شيوه اي كه در تدوين قوانين بودجه سنواتي از سال 84 به اين طرف در پيش گرفته شد حداكثر 10 درصد از درآمد حاصل از فروش نفت و گاز به شركت نفت تعلق مي گيرد. براين پايه مي توان انتظار داشت كه 5/19 ميليارد دلار از درآمد حاصله به حساب شركت نفت واريز و از اين طريق هزينه شده باشد پس جمع هزينه هاي ارزي دولت نهم در سه سال گذشته بالغ بر 132 ميليارد دلار مي شود و ما به التفاوت آن با درآمد ارزي حاصله 63 ميليارد دلار مي شود.
3- برپايه ماده يك قانون برنامه چهارم توسعه بند الف: «از سال 1384 مازاد عوايد حاصل از نفت نسبت به ارقام پيش بيني در جدول شماره (8) اين قانون در حساب سپرده دولت نزد بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تحت عنوان «حساب ذخيره ارزي حاصل از عوايد نفت» نگهداري مي شود.» هرچند ارقام جدول (8) مورد اشاره چندين بار توسط دولت نهم و مجلس هفتم تغيير داده شد و محاسبه ارقام هزينه در فوق بر پايه اين تغييرات بوده است با اين احوال بايد رقم 63 ميليارد دلار به «حساب ذخيره ارزي» در سه سال گذشته واريز مي شد و دارايي اين حساب به همين اندازه افزايش مي يافت.
4- بر پايه گزارش بانك مركزي وقتي آقاي خاتمي دولت را تحويل آقاي احمدي نژاد داد، دارايي «حساب ذخيره ارزي» در پايان شهريور ماه 84 برابر بود با 14774 ميليون دلار (10005 ميليون دلار موجودي نقدي و 4769 مطالبات مربوط به تسهيلات ارزي)، كه با احتساب واريز 63 ميليارد دلار مازاد حاصل از درآمد نفت طي سه سال گذشته دارايي اين حساب بايد در پايان سال 86 حداقل برابر با 7/77 ميليارد دلار مي شد اما گزارشات منتشره توسط بانك مركزي رقمي بسيار كم تر و حدود 15 ميليارد دلار (يعني به همان ميزان تحويل گرفته شده از دولت خاتمي در ابتداي كار دولت نهم) را در اين حساب نشان مي دهد.
حال با اين توضيحات و انجام «يك محاسبه ساده» طرح «يك سوال » مي ماند و آن اينكه تكليف 63 ميليارد دلار گمشده در اين ميان چه مي شود؟ حقيقت اينكه نويسنده كه پيگير اين حساب و كتاب بوده است تا امروز نتوانسته پاسخي براي اين سوال بيابد اما اميدوارم مراجع مسوول براي رفع ابهام از امثال بنده و پاسخگويي به افرادي كه اين سوال براي آن ها نيز مطرح است و همچنين شفاف سازي در درآمدها و هزينه هاي عمومي و بودجه هاي سنواتي به توضيح و پاسخ در اين باره بپردازند و معلوم دارند كه بر سر اين درآمد برپايه قوانين جاري در كشور چه آمده است؟ و البته پاسخ به اين سوال مي تواند به گونه اي روشنگر شعار «بردن نفت بر سر سفره هاي مردم» هم باشد.



   نظرات

امین :

"با سلام"
این مبلغ گم شده، حتما به خاطر بخششهای بزرگوارانه رییس جمهور به کشورهایی مثل سوریه وبولیوی وونزوئلاو سریلانکاو... است!گویا مردم آن کشورها مهمتر هستند.بااین همه واقعا نمیدانم چرا مردم مااینقدر فراموشکارندو مشکلات را سریع فراموش میکنند وجوگیر میشوند!!نمونه بارزش همین سفرهای استانی دولت نهم که مردم اینچنین باشوروشوق از آقایان استقبال میکنند.گویاهیچ مشکلی ندارندوهمه مسائلشان حل شده!این هم سئوالی است که برای من ایجاد شده ونتوانستم برای آن پاسخی پیدا کنم!!؟؟
"باتشکر"

مزروعی : باسلام ، من امیدوارم که مسئولان در این باره توضیح دهند وگرنه همین برداشت ها در جامعه تقویت می شود و من هنوز در نیافته ام که چگونه می شود یک چنین اختلافی بین درآمدها و هزینه ها وجود داشته باشد .

 

ارش :

با سلام به نظر من تشکیل صندوق ذخیره ارزی یکی از کارهای تاریخی در عرصه اقتصاد بود که در دوره ریاست جمهوری اقای خاتمی اتفاق افتاد تا بدین وسیله بجای واردات بی رویه ازاین سرمایه در مواقع بحران وهمچنین در مواقعی که قیمت نفت پایین می اید استفاده شود اما یک سوالی داشتم ایا صندوق ذخیره ارزی فقط در کشورهایی که دارای منابع نفت و گاز هستند تشکیل می شود؟

مزروعی : با سلام ، تا جایی که من می دانم حساب یا صندوق ذخیره ارزی در کشورهایی که صادرات نفت و گاز دارند تشکیل شده است و علت آنهم تعلق این درآمد به همه شهروندان است و اینکه این از آین درآمد باید به ,نوان یک ثروت ملی و بین نسلی استفاده شود .

 

حسام :

سلام جناب مزروعی !
بنده حسام هستم. همان که در مطلب قبلی فرمودید مخاطب شما نیستم !!
اتفاقا جنابعالی و دوستانتان، چه این جناح چه آن جناح، مورد خطاب که نه ... مورد سوال من و امثال من هستید!و باید بدانید چه امروز چه فردا باید پاسخگوی اعمال و تصمیمات گذشته اتان باشید. خواه مثل آقای خاتمی که متاسفانه در آن جلسه دانشگاه تهران به اشک و انابه توسل جست و پاسخی به پرسشهای جمعی از دوستان قبلی (بفرمایید ابزار به قدرت رسیدن در دوم خرداد )نداشت ، خواه امثال آقایان گنجی و سازگارا و پیرموذن که پاسخی جز تبرئه جویی از گذشته خویش نیافته اند...
برادر من!
مگر میتوانید با یک ژست عن تلکتوئه (خود روشنفکرخوانده) از پاسخ فرار کنید ؟؟!!
سوالات خیلی سخت نیستند:

1- چه کردید که آن بلاهای خانمانسوز بعد از انقلاب به جان این کشور و مردم افتاد؟
2- چرا با اعمال دن کیشوتی خود از دیوار ابرقدرتها بالا رفتید ؟ نتیجه چه شد؟
3- چرا این کشور را از سرمایه های ملی خود و داشته های عزیزش مثل بازرگان و سحابی و خیل عظیم مغز و سرمایه محروم کردید و امثال ... را جایگرین کردید؟ آیا این کارها را احمدی نژاد میکرد یا امثال ...که همگی از دوستان شمایند ؟؟
4-امروز که برای هر دلار نفتی چرتکه می اندازید و دنبال دلارهای گمشده میگردید؛ چرا از گذشته یاد نمیکنید وقتی در دولت موسوی عزیز شما میلیاردها دلار از حسابهای دولت قبل از انقلاب بیرون میکشید و با ترفندهاخرج خرید موشکهای اسباب بازی( چون قدرت عمل نداشتند) میشد و بعدا در تهران ستاد تبلیغات جنگ شما ( یعنی... ) بدروغ میگفتند "امروز بغداد هدف فلان تعداد موشگ قرار گرفت" چرا آن زمان دنبال سراغ دلارها و پولهایی که خارج ار ردیفهای بودجه برای خرید تسهیلات و کمک به فلسطین و حزب الله لبنان با هدایت ... هزینه میشد نمیگشتید ؟!
حالا صداقت شما در ضرورت نظارت افکار عمومی بر نحوه دخل و خرج دولت پذیرفتنی است ؟!
وقتی در دوم خرداد مردم یکبار دیگر با تصور اینکه از گذشته خود پشیمانید و میخواهید جبران مافات کنید، فرصتی به شما دادند چه کردید جز فرصت سوزی؟؟
آقای ...را چه کسی به وزارت برگزید ؟؟
بعد از آن همه "فشار از پایین" برای تغییر... از قوه قضاییه ؛ وقتی شاهرودی به آن سمت رسید چه کسی به استقبالش رفت و او را "برادر عزیز" خواند ؟؟؟!!!

برادر من !
تمام اینها را گفتم که بدانید یک فرد غیرمتخصص مثل من هم اسیر سینه زنیهای شما زیر علم " مردم " نمیشوند و نیک میدانند علت اینهمه دادوقال شما خلع ید از تاثیرگذاری بر این زدوبندهاست. البته زد وبند صرفا جنبه مال و منال ندارد که همیشه ادعا میکنید هیچ ندارید و هرکه میگوید بیاید بگیرد و افشا کند...
بسیار مواقع حب قدرت از حب ثروت مخربتر است !
برادر من!
ایکاش شما هم مثل خیلی ها دزد بودید ولی توجه داشتیدکه ارزش تصمیم گیری و عمل شما ممکنست هزاران برابر دزدیتان اثر مخربتری راشته باشد.
موضوع کوتاه آمدن در لایحه اصلاح قانون مطبوعات؛ مخالفت با رابطه با امریکا؛عدم لغو نظارت استصوابی و ... اینها که دیگر به شما و رایی که در مجلس داشتید مربوط است؛ نیست؟؟ پس لطفا همینها را پاسخگو باشید بقیه را پیشکش!

لطفا نگویید : ما میخواستیم؛ آنها نگذاشتند.
برادر من! اگر قرار بود آنها بگذارند که دیگر نیازی به شما نبود, بود ؟؟؟! پس بگویید شما "چه کرده اید" اینکه آنها نمیخواستند "بشود" بر ما البته واضح و مبرهن است !

اگر همچنان بنده را مخاطب خود نمیدانید و " سانسور جمله آخر .." که سهل است؛ همه را هم خط بزنید و سانسور کنید " سوال من" باقیست. همچنان مطالبتان را میخوانم و برای "سوالات بعدی" مستند میکنم !
راستی مگر سالهای سال در وزارت ارشادتان از معادیخواه و خاتمی و مهاجرانی و مسجدجامعی "مدیریت سانسور" نداشتید؟ نتیجه چه شد؟!

نه برادر! دیگر "رایی" درکار نیست. بگذار آقایان با همان 13% رای "دلفینهایشان" به مجلس و دولت و ... بروند و حالش را ببرند!

پرسیدید راه حل چیست ؟
میگویم: گام اول اصلاح اینست که بپذیرید " اشتباه کرده اید" تا گام بعدی را بگویم.
اگر بخواهید توجیه اشتباه کنید یا اشتباهی توجیه کنید، در به همین پاشنه میچرخد و فقط سوالات من بیشتر و سختر میشود.
این گوی و این میدان. منتظر پذیرش اشتباهات گذشته اتان هستم!

مزروعی : با سلام ، ظاهرا شما دستتان به دیگران نمی رسد همه سئوالاتتان را ازمن کرده اید؟ و جرم من همین است که خودم را در معرض سئوال قرار داده ام !وگرنه دیگرانی که خود را درمعرض سئوال قرار نداده اند خیالشان از جانب امثال شما تخت تخت است! خوب اینهم از خلقیات ما ایرانیان است که به آنکه دستتمان می رسد بیشتر زور می گوئیم و زورگویان اصلی هم خوشخال از اینکه راحت به کارشان مشغول هستند! بگذریم که هیمن شیوه باعث تحکیم استبداد و دیکتاتوری در این سرزمین ونهادینه شدن تاریخی آن شده است ! اما در مورد مطالب شما که من برخی اسامی را سانسور کردم چون خود آنها را اگر یافتید باید پاسخگو باشند و من حداکثر می توانم پاسخگوی اعمال خودم باشم و اینکه شما تصور کرده اید من باید پاسخگوی اعمال دیگران باشم اشتباه است چراکه اگر شما بپذیریدمن به صرف ایرانی بودن باید پاسخگوی سئوالات شما باشم شما هم به همین دلیل باید پاسخگو باشید و نمی دانم چه فرقی میان من و شما در این باره وجود دارد؟ در ضمن شما به سئوال قبلی من به درستی پاسخ نگفته اید و جالب اینکه شرط گذاشتیه اید که من بپذیرم اشتباه کرده ام تا شما راه حل نشان دهید، واقعا که شما هم به روش تواب سازی برای اصلاح امور باور دارید؟ اما برای اینکه بدانم شما چه راه حلی دارید من می پذیرم که اشتباه کرده ام حوب حالا راه حل شما چیست ؟ و تازمانی که شما راه حل ارائه نکنید طبعا اینهمه سئوالات شما هیچ مشکلی را حل نمی کند واز محتوای آنها هم جز تکیه بر روش هایی که آنها را مورد سئوال قرار داده اید بر نمی آید . شما هم مثل برخی که نامشان را برده اید جز به محاکمه و محکوم کردن و لابد اعدام کردن امثال بنده فکر نمی کنید و نظام مطلوب شما جز استبداد و دیکتاتوری از گونه دیگر نمی شودو.... اما در مورد سئوالات :
1- منظورم از مخاطب نبودن شما این نبود که شما بطور کلی مخاطب من نیستید بلکه هر مطلبی مخاطب خاص خودش را دارد و فکر می کنم این کاملا روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد.
2 - مطمئن باشید که من خودم را برای هرگونه پاسخگویی در این دنیا به مردم وامثال شماها ودر آخرت به خدا آماده کرده ام و هیچ نگرانی از این بایت ندارم و از گذشته خودم هم هیچ پشیمانی ندارم چراکه تاکنون در حق هیچ بنده خدایی ظلم روانداشته و حق هیچکسی را ضایع نکرده ام هرچند ممکن است در انجام وظائفم و آنچه باید انجام می دادم قصور وتقصیر داشته باشم.
3- نمی دانم سن شما چیست؟ وچقدر ازجغرافیای سال های منجر به انقلاب و پس از آن مطلعید و در ذهن دارید اما من حداقل این سال ها را به خوبی در ذهن دارم و می دانم هر بلایی به تعبیر شما به سر ما و این کشور آمده است با موافقت و همراهی اکثریت مردم این سرزمین بوده است و اینگونه که شما تصور کرده اید کار امثال بنده بوده است قطعا نادرست و اشتباه است .
4 - من از دیوار ابرقدرتها بالا نرفتم اما شما نباید فراموش کنید که این ابرقدرتها بودند که از دیوار ما سال ها بالا رفتند! با همه این احوال شما نباید فراموش کنید که قاطبه مردم ایران از این بالارفتن از دیوار حمایت و پشتیبانی کردند و روزها و شب ها در خیابان های اطراف سفارت آمریکا خوابیدند و...و اینگونه که شما موضوع را ساده کرده اید نبوده است واگر قرار به اشتباه و خطا باشد یک خطای ملی است و همه مردم ایران از جمله شما در آن شریکند.
5 - در مورد دولت بازرگان و کناره گیری آنان از عرصه اجرایی من کاری نبوده ام تا پاسخگو باشم اما اگر قرار به تحلیل درست باشد من هر دو طرف قضیه را مقصر می دانم و اینکه بازرگان خود نباید استعفاء می داد و کنار می رفت والبته قبول دارم که برخوردهای نادرستی با آنها شد و آنها نباید از صحنه سیاسی ایران کنار زده می شدند.
5- در مورد دلارهای نفتی زمان جنگ ودولت موسوی من اشکالی نمی بینم و میزان درآمدها و هزینه ها روشن است شما که ادعا داریدغیر از این است با ارائه محاسبه و عدد و رقم به اثبات مدعایتان بپردازید وگرنه با کلی گویی و اتهام زنی هرمدعایی را می شود مطرح کرد .آنچه من نوشته ام آنهم با نام ونشان با تکیه بر عدد و رقم و اطلاعات آشکار است و حداقل از شما که اینهمه سئوال و مدعا دارید و به خود اجازه می دهید که دیگران را به سئوال و محاکمه بکشید این است که حداقل سئوالات کیفرخواستان مبتنی بر دلیل باشد .
6- خدا شما را بیامرزد که به امثال بنده تخیف داده و نوشته اید :" ایکاش شما هم مثل خیلی ها دزد بودید ولی توجه داشتیدکه ارزش تصمیم گیری و عمل شما ممکنست هزاران برابر دزدیتان اثر مخربتری راشته باشد. موضوع کوتاه آمدن در لایحه اصلاح قانون مطبوعات؛ مخالفت با رابطه با امریکا؛عدم لغو نظارت استصوابی و ... اینها که دیگر به شما و رایی که در مجلس داشتید مربوط است؛ نیست؟؟ پس لطفا همینها را پاسخگو باشید بقیه را پیشکش!" ظاهرا شما در حدمعمول هم اخبار مجلس ششم را دنبال نمی کرده اید وگرنه لااقل اینها را خطاب به من نمی نوشتید و البته لابد می دانید که مجلس 290 نماینده دارد و با رای اکثریت نمایندگان باید لایحه یا طرحی تصویب شوم و از قضای روزگار من در طرح اصلاح مطبوعات کوتاه نیامدم ، در مورد رابطه با آمریکا مجلس کاری ای نیست اما بنده و دوستانم بحث رابطه و مذاکره با آمریکارا در مجلس بازکردیم ، درمورد اصلاح قانون انتخابات و لغو نظارت استصوابی نیز مجلس ششم مصوبه داشت اما با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد و به نتیجه نرسید. من در عملکرد خودم در مجلس ششم کاملا پاسخگو هستم و وجدانم راضی است که به وظائفم به درستی عمل کرده ام.
7 - در مورد برخی سئوالات من نمی توانم پاسخگو باشم چون ارتباطی با من ندارد و اصولا این اشتباه شما وامثال شماست که بنده را پاسخگوی هرآنچه در این کشور پس از انقلاب یا دوران اصلاحات افتاده است بدانند . بنده یک شهروند جمهوری اسلامی ایران هستم همانند دیگر شهروندان ، و البته به میزان مسئولیت و نقشی که داشته ام باید پاسخگو باشم و لاغیر؛ و امیدوارم شاهد روزی باشم که همه ایرانیان خود را پاسخگو بدانند و نه دادستان و پرسشگر و طلبکار دیگران ! ایران ملک مشاع همه ایرانیان است و همه شهروندان ایرانی در ساخت حکومت و هرآنچه بر سر این سرزمین می آید نقش دارند و هیچکسی نمی تواند خود را کنار کشد و دیگران را مقصر بداند. برای من هم بسیار آسان است که همانند شما مدعی سئوالات و پاسخگویی از جانب شما شوم( شمایی که ناشناسید و هیچ مسئولیتی نیز متوجه تان نیست) و بپرسیم در همه این سال هایی که مدعی هستید اینهمه بلا و...سر این کشور آمده است کجا بودید؟ و چه می کردید؟ و...

 

مرتضی :

علی اقا
می دانم که شما این ادبیات را نمی پسندید ولی نگفتن من مسئله را حل نمی کند و فقط صورت آن را پاک می کند.
با در نظر گرفتن برخی رویداد ها نیاز به محاسبه نیست به آسانی می توان حدس زد که آن میلیاردهای بی زبان نفتی سر از کجا در آورده است:
1.سفرهای دوره ای این آقا به بهانه ای سرکش(عوامفریبی) به نقاط مختلف که چنانچه این سفرها انجام نگیرد و هزینه ای آن صرف همان مردم گردد به مراتب بهتر است. ای کاش او می فهمید برای کمک به همان مردمی که او قصد کمکشان را دارد فکر و برنامه لازم است نه عوامفریبی.
2.جهانگردی علاوه بر ایرانگردی هزینه دارد.بولیوی ونزوئلا ونیکاراگوئه خرج دارد. که هزینه اش از محل اعتبارات ماست. خانه سازی در انطرف ابها و برای جوانان امریکای جنوبی به مراتب واجبتر از مردم و جوانان ایران است. ای بمیرد انکس که فقر این مردم تا گلو غرقاب در درد را می بیند و پول خودشان را برای آنها خرج نمی کند .آخر این آقایان ایرانی هستند؟ بعید است.
3.باج دهی به سوریه و لبنان وعراق کمکهای 500 میلیون دلاری به اعراب فلسطینی به قصد ماجرا جویی که بالاخره دود ان دور یا زود به چشم ما ملت ایران خواهد رفت. کمک به حزب الله برای جنگ با اسراییل که هزینه تک تک موشکها و خانه های تخریب شده لبنان از جیب ما پرداخت شد. ای کور باد چشمانی که این همه فریاد را می شنوند و چشم خود می بندند.
4.از همه مهمتر بی برنامگی در این دنیای وانفسا که همه و همه مستلزم پراخت هزینه است.
ایا با این ولخرجی ها چیزی ته کاسه می ماند؟

مزروعی : باسلام ، همانگونه که شما یادآور شده اید من با ین ادبیات و کلی گویی های بدون دلیل ( همانند کلی گویی های آقای احمدی «زاد در مورد مافیا و مفسدان اقتصادی ) موافق نیستم ضمن آنکه می دانم رئیس دولت هر گونه هزینه ای بخواهد بکند ( چه برای سفرهای استانی و چه کمک های خارجی ) باید مجوز قانونی داشته باشد و اینگونه نیست که هر گونه بخواهد می تواند از درآمد نفت هزینه کند و پرسشی که من مطرخ کرده ام بر پایه اطلاعاتی بوده است که در اختیار من بوده و امیدوارم به این پرسش از سوی مسئولان پاسخ داده شود و معلوم شود اطلاعات من ناقص بوده است . در ضمن من با کمک به کشورهای دیگر بشرطی که قانونمند و تامین کننده منافع ملی ما باشد مخالف نیستم و به این موضوع نباید به صورت تبلیغاتی و منفی برخورد کرد بلکه باید در چارچوب یک نگرش تحلیلی تامین کننده منافع ملی به آن پرداخت ضمن آنکه مجموعه ارقامی که به دیگران کمک می شود مشکل چندانی را از اقتصاد داخلی ما حل نمی کند .

 

مرتضی :

سلام علی آقا
سپاسگزارم که با صبر و حوصله به مخاطبان سایت خود پاسخ می گویید. برای اولین بار حوالی سالهای 75-76 بود که شما را در محوطه نمایشگاه کتاب تهران دیدم و شما با مردم در خصوص رابطه با امریکا با لهجه ی غلیظ اصفهانی سخن می گفتی. خوشم آمد و همان روز رفتم و یک روزنامه سلام گرفتم. ولی این کار را ادامه ندادم. وقتی توی مجلس در مورد طرح اصلاح مطبوعات شجاعتت را دیدم گفتم زنده باد. به هر حال شما هنوز به اصلاحاتی فکر می کنی که دیگر معنی اون برای برخی مردم عوض شده. عکستو که توی سایت نوروز دیدم به نظر می رسد که من همسن پسر یا دخترت باشم(37). و گاهی که برخی به شما می پرند خجالت می کشم ولی بازم احسن که این منتقدین که حتما دلشان درد مردم را دارد به نرمی پاسخ می گویی.
و اما در مورد کلی گویی های من
1.می دانم که برای هر اقدامی باید سراغ ردیف بودجه مربوطه رفت. ولی این ادم اگه بودجه می فهمید که این بلا رو سر اون نمی اورد. و یا بودجه ذهن کوچک خود را ابلاغ نمی کرد. که حتی صدای مجلس همراه خود را در اورد.
2.کدام منافع ملی می گوید جوانان کشورت از بیکاری اعتیاد ایدز و هزار و یک اسیب اجتماعی در عذاب باشند و تو این پول را خرج خانه سازی در بلاد دیگر کنی. به خدا چراغی که بر خانه رواست بر مسجد حرام است حرام است وحرامست.
3.اقداماتی که در این مملکت در حال انجام است نیاز به عدد و رقم ندارد. یارو این قدر بی سواد است که تا ایران را ویرانه نسازد دست وردار نیست. تو خود جواب سوالت را بهتر از هر کسی می دانی.

روزگارتان به نکویی باد

مزروعی : با سلام ، ازاینکه نسبت به من حسن نظر و لطف داشته اید ممنون هستم و دعا می کنم که اینگونه باشم که شما می بینید .

 

ali :

سلام
لطفن این ادرس را در سایتتان بگذارید تا هموطنان به گوگل در استفاده از خلیج عربی به جای خلیج فارس اعتراض کنند برای بر داشتن این عنوان جعلی یک میلیون امضا لازم استhttp://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

 

ي الف :

سلام. آقاي مزروعي من خيلي وقت پيش يه نظري دادم در يكي از مطالبتون كه مقداري تند بود . تازه اتفاقي اونو ديدم . شرمنده! پوزش مي خوام.

مزروعی : با سلام و تشکر ، منکه یادم نیست ولی این لطف و محبت و انصاف شما را نشان می دهد .

 

حسام :

جناب مزروعی، مجددا سلام!
اولا متشکرم از اینکه لفظ قبلی خود را در تشخیص "مخاطب" اصلاح کردید اگرچه در توجیهش مطلب دیگری اضافه کردید که از آن میگذرم.
ثانیا تمام آنچه بیان شد، صرفا برای این بود که متذکر شوم امثال بنده این چیزها در یادمان باقیست و قرار نیست شما مارا ببو .... فرض کنید ! (محض شوخی). بقول معروف: می بخشیم ولی فراموش نمیکنیم! تا نهضت های فاشیستی دهه 50 و 60 دوباره بازتولید نشوند
شاید اگر نبود این "به یاد داشتنها" تابحال دهها هیتلر در مهد نانسیونالیست پرور آلمان رشد کرده بودند! ولی واقفید که آنجا از گذشته اشان پند گرفته و اجازه ظهور هیتلر بعدی را نمیدهند همانگونه در فرانسه هم تجربه پیشگیری از ظهور مجدد فاشیست وجود دارد. بگذریم.

و اما در خصوص تقریرات جنابعالی ...
1- طبق معمول بازی " کی بود، کی بود؛ من نبودم ..." راه انداخته اید! و مکرر گفته اید " ...آنها را اگر یافتید باید پاسخگو باشند و من حداکثر می توانم پاسخگوی اعمال خودم باشم و اینکه شما تصور کرده اید من باید پاسخگوی اعمال دیگران باشم اشتباه است ..."
برادر من !
ازشما بعید است که متوجه منظور بنده نباشید (امیدوارم به کوچه علی چپ نزده باشید!)
جنابعالی بواسطه حضور در عرصه سیاسی اجتماعی واجد دو شخصیت هستید یکی شخصیت فردی که مرا با آن کاری نیست و فرقی هم نمیکند "دستم به شما برسد یا نرسد" خود دانید و خدای خود ! خوشبختانه در نوشته قبلی هم اشاره تلویحی داشتم "ایکاش دزد بودید و ..."
و دیگری شخصیت اجتماعی و سیاسی شماست (اگر نگوییم بواسطه حضور قرص و محکم خود در یک حزب فراگیر شخصیت حقوقی نیز دارید!). روی تمام سخن بنده با شخصیت دوم شما و آن نحله فکری و جریانی است که خود را متعلق بدان میدانید( خط امامی یا چپ اسلامی یا روشنفکر دینی یا سوسیال اسلامی- مکتب اصفهان یا روزنامه نگار ملی-مذهبی ویا هر اسم دیگری که برآن میگذارید . اگرچه احتراز دارم از اسامی کیهان نشینان چون تجدیدنظر طلب شرمنده یا چپ امریکایی یا ... که بیشتر ردگم کن هستند تا روشنگر! ). اگرچه شما سخنگوی این جریان نیستید ولی همانطور که گفته اید در این فضای غبارآلود سیاسی که ساخته اید این جریان نیز خود را پاسخگو نمیداند! لذا شما که خود را پشتیبان این تفکر میدانید و به تئوری پردازی اقتصادی این جناح مشغولید و و تمام قد به نقد و تخطئه عملکرد جناح مقابل اهتمام ورزیده و شبانه روز در روزنامه ها و نشستها و بیانیه های اقتصادی جناح مطبوع خود رد پایی از شمامشاهده میشود؛ شما که خود را عرضه داشته و دریچه ای گشوده اید و با دهها عدد و رقم میخواهید چیزی را ثابت کنید ( آیا بازهم به کلی گویی متهم میفرمایید؟! یعنی اینها هم نیازمند ارائه سند و مدرک است ؟!!! حداقل روزنامه های سرمایه و اعتماد و ... و هکذا کمیسیون اقتصادی مجلس ششم و برنامه چهارم توسعه و ... را که انشاالله منکر نمیشوید ! یا شاید همین سایت متولد ماه مهر را !!) شما هم قرار نیست از اندیشه و ایدئولوژی خود به وقت مقتضی دفاع کنید؟! گویا همه شما یا "عباس دودزدوزانی" هستید یا "عباس عبدی". یا تماما میپذیرید یا تماما رد میکینید ! بالاخره نفهمیدیم کجایند "بین العباسین" که آن دوستتان میگفت ؟؟!! کسی که به درستی بگوید کجا اشتباه کرده اید و کجا را بدرستی حرکت کرده اید و محکم پای آن می ایستید.
از این منظر باید بگویم چه بد کردید که آن اسامی را حذف کردید ! بالاخره شمایان چیزی بنام حزب و یار و هم تیمی و تشکیلات را قبول دارید یا خیر ؟! یا به قولی :شما هم وقتی دونفر میشوید، حزب تشکیل میشوید و وقتی سه نفر شدید ،انشعاب میکنید !!؟ آیا مرحوم خلخالی میتواند سر بردارد و پاسخ بدهد یا "آنان " که در انتخابات برایش رای جمع میکردند باید از تفکر و عمل سیاسی او دفاع کنند ؟!
حالا منظور از "آنان" جناب تنزه طلب مزروعی است یا کل جریان مطبوع ایشان ؟!
کوتاه سخن : برادر من ! برایت متاسفم که با شخصی طرف شده ای که مثل خودت "هفت خط" است و با این مغلطه ها لالمان نمیگیرد !
2- جنابعالی کریمانه اشتباهک خود را پذیرفته اید ! آخیش ! دلم خنک شد ! حالا دیگه آشتی !
نه برادر من! بعید است شما به تبعات این پذیرش واقف نباشید . حداقلش اینست که مثل آقای موسوی یا موسوی خویینی ها تا مدتها و لااقل تا زمانی که حداقلی از شرایط فراهم نشود باید دور فعالیت سیاسی را خیط بکشید! البته فعلا از محاکمه و ... حرفی نمی زنم چون وقتش حالانیست والا پرونده هنوز مختومه نشده ! بقولی شاید وقتی دیگر !!... بی دلیل نبود که گفتم بگذار آقایان با 13 درصد آرای دلفینهایشان به مجلس و دولت بروند !!
البته واضح و مبرهن است که به حساب آقایان هم در وقت مقتضی رسیدگی میشود! اینان فعلا دارند با وعده و وعید زمان میخرند.
برادر من! آسیاب به نوبت!!

3- "حاجی اناً شریک !!!"
خیلی علاقه دارید بنده و امثال بنده را شریک ندانم کاریهای خودتان ( البته آن شخصیت دوم را میگویم نه جناب شما را) نمایید ! بسیار خوشرو تشریف دارید!
فرض کنید "حسام" یک جوان 29 ساله و چند ماهه است! یعنی درست 22 بهمن 57 متولد شده! خب در پاسخ دادن شما فرقی میکند ؟؟!!
آیا در ایجاد این بساط نقشی داشته است ؟؟!!
چه کسی پدر و مادر او را به هزار رنج و درد گرفتار کرد؟ خانواده اش را بدروغ فریب داد و با "آری" به نظام جدید او را از طبقه متوسط جامعه به فقیر تبدیل کرد و اکنون به دلیل سیاستهای کوپونیستی دوستانتان و فقر غذایی اش در کودکی بشدت بیمار است. باید از چه کسی شکایت کند ؟!! از احمدی نژاد؟؟؟!!!
فرض کنید به دلیل آموزشهای فوق العاده اسلامی مراکز فرهنگی شما همچون مدارس (با معاونت پرورشی آقایان رجایی و باهنر و اکرمی و هکذا مظفر و حاجی)و کانون پرورش فکری وسوره و ... و حتی ممنوعیتهای ویدئو و ماهواره و ... اکنون از دین برگشته و معتاد است یا به تن فروشی مشغول است .
خب از این بابت از چه کسی شکایت کند؟!باازهم احمدی نژاد ؟؟!!
فرض کنید بواسطه سیاستهای تبعیض آمیز دوستانتان در دانشگاهها جهت سهمیه بندی پذیرش، او موفق به قبولی در دانشگاه نشده و لاجرم بواسطه سیاستهای جنگ طلبانه و شهادت طلبانه دوستانتان در حوزه نظامی( یا حتی اگر با هزار ترفند از فیلتر گزینشهای سیاسی دفتر نخست وزیری وقت عبور کرده و به دانشگاه رسیده باشد ولی بدلیل سیاستهای سرکوبگرانه و تنگ نظرانه دوستانتان در محیط دانشگاه -در دوره اول معین)
مجبور به ترک دیار گشته و آواره و سرگردان بصورت پناهنده در کشورهای استعمارگر و ضدبشری ( به زعم شما) نان خشکی سق میزند!
خب او از چه کسی شکایت کند؟! لابد احمدی نژاد !!!
جل الخالق ! ما قاعده تناسخ روح را شنیده بودیم ولی نه در یک زمان ! آخر ایشان در آن زمان در گوشه ای داشت ماستش را میخورد و کاری به کار تشکیل وزارتخانه یا سازمان اطلاعات نداشت؛ داشت ؟؟؟!!!
قاعدتا حالا که این روح در کالبد ایشان ظهور کرده، دستاوردهایش را سالها بعد خواهیم دید و برایش سوت و کف خواهیم زد !!!!

و این قصه سردراز دارد ...

برادر من ! حالا من اگر این سوالها را پرسیده ام، پاسخ اینست :"امیدوارم شاهد روزی باشم که همه ایرانیان خود را پاسخگو بدانند و نه دادستان و پرسشگر و طلبکار دیگران ! ایران ملک مشاع همه ایرانیان است " ؟!!!
عجب خوشرو هستید شما ! حالا امثال من شده ایم "طلبکار" ؟؟!! واقعا نباید باشیم ؟؟؟!!!!
آنجا که افاضات شما "در مورد برخی سئوالات من نمی توانم پاسخگو باشم چون ارتباطی با من ندارد و اصولا این اشتباه شما وامثال شماست که بنده را پاسخگوی هرآنچه در این کشور پس از انقلاب یا دوران اصلاحات افتاده است بدانند" را میخوانم یا جایی که خودرا یک شهروند عادی میدانید، اوج خوشرویی شماست .
لابد باید اینها را آن دانشجوی توسری خوری جواب بدهد که به جرم نکرده خود سالها دربند است !!!!
یا آن کارگر یا معلمی که فقط گفته " من گرسنه ام" !!!؟؟
آخر اگر قبول بفرمایید اینها
هم "شهروند" هستند ! فقط یک تفاوت دارند: نه سیاستمدار خواندشان، نه به آلاف والوفی رسیدند، نه بورس تحصیلی و سمت و ... ولی جالب است که سیاسیونی چون شما اینها را فقط در مواقع رای و حالا پاسخگویی شهروند میدانند نه بیشتر !

4- آنجا که گفته اید :
" از قضای روزگار من در طرح اصلاح مطبوعات کوتاه نیامدم "

"بنده و دوستانم بحث رابطه و مذاکره با آمریکارا در مجلس بازکردیم"
"درمورد اصلاح قانون انتخابات و لغو نظارت استصوابی نیز مجلس ششم مصوبه داشت اما با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد"

من کمکتان میکنم :
" بنده و دوستانم بدلیل آزاد نبودن انتخابات تحصن کردیم و از مجلس استعفا دادیم ..."
" ما لایحه دوقلو به مجلس بردیم، نگذاشتند"
"ما در مجلس که بودیم رفتیم زندانها را دیدیم و گفتیم آزادشان کنند ولی نکردند"
" من ..."
" ما ..."
برادر جان!... بسه دیگه ... دیگه نگو !
تو که کشتیش !!...

جوابتان اینست : لطفا روغن ریخته را نذر امامزاده نکنید !!!
در طرح اصلاح مطبوعات چگونه کوتاه نیامدید که مطبوعات را فله ای به مسلخ بردند ولی شما بازهم بر کرسی مجلس باقی ماندید؟؟!
در لغو نطارت استصوابی چقدر پایدار بودید که انتخابات ریاست جمهوری هفتم را سرافرازانه و مجلس هفتم و ریاست جنهوری هشتم را مفتضحانه برگزار کردید و خیلی عمل سیاسیتان بالا بودکه از "بداخلاقیهای انتخاباتی" به خدا شکوه کردید؟!... وای چه باشکوه! ... طرف غش کرد !!!!
اینقدر در برخورد با زندانی کردن و ... سفت برخورد کردید که یک قاضی جوان(حقوق ناخوانده ولی خوب گرفته!) یک تنه همه شما را فشل کرده بود و بعد ازبه بند کشیدن شهردار و وزیر و نماینده مجلس، الحق آقای خاتمی شانس آورد که با لباس از کرسی پایین آمد ( خلع لباس حداقل حکم ایشان بود!)
برادر من! شما چندتا وزیر و شهردار و استاندار و ... را به خواسته فلانی و بهمانی کنار گذاشتید؟! خیلی سخت بود که محکم عزل قاضی جوان را به هزاران دلیل درخواست میکردید و تا انجام آن در محل کارتان حاضر نمیشدید؟؟!!تا درس عبرتی بشود برای قاضیچه های بعدی! نه اینکه هیئت حل اختلاف راه بیندازید و ...
نگویید نمیشد. دیدید که کروبی در یک مورد کرد و شد ! البته همینکه تا روز آخر در مجلس تشریف داشتید هم مدیون جسارت ایشانید والا... !
تصور میکنید امروز آقایان با برخی یکه تازیهای احمدینژاد موافقند ؟؟!! خیر برادر جان! تنها تفاوت اینست که ایشان قدرت خودش را الکی خرج این و آن نمیکند. همین !
حالا شما ببین ایشان مستظهر به چه چیزی است و شما با 22 میلیون رای چه !!
مثلا خیلی عیب داشت اگر آقای خاتمی خودش را مقلد منتظری اعلام میکرد و مطابق تکلیف ایشان در ابتدای ریاست جمهوری عمل مینمود ؟! فکر میکنید بعد از 8 سال با او بدتر از این رفتار میشد ؟!
مثلا بیت امام 19 سال به جفاهای آقایان چیزی نگفت، حالا خیلی حرمتش را نگهداشتند؟؟!!!
برادر من ! سستی و بی عملی خودتان را گردن این و آن نیندازید!
همین مجلس بی خاصیت هفتم (به زعم شما) را ببینید چگونه پای برخی از مصوباتش می ایستد؟! اگرچه این کارها خیلی دیر انجام میشود درست مثل استعفای شما در پایان مجلس !! همان که گفتم قضیه روغن و امامزاده است! وقتی مطمئن شدید به بیرون از قدرت پرتاب شدید، برای کسب آبرو ... بگذریم.

از این دست خاطرات بسیار است! ولی من هنوز هم اعتماد به نفستان را تحسین میکنم وقتی میکویید " مطمئن باشید که من خودم را برای هرگونه پاسخگویی در این دنیا به مردم وامثال شماها ودر آخرت به خدا آماده کرده ام و هیچ نگرانی از این بایت ندارم و از گذشته خودم هم هیچ پشیمانی ندارم چراکه تاکنون در حق هیچ بنده خدایی ظلم روانداشته و حق هیچکسی را ضایع نکرده ام هرچند ممکن است در انجام وظائفم و آنچه باید انجام می دادم قصور وتقصیر داشته باشم."

تصور میکنم از خلال این گفته ها به راهکار مورد نظرم پی برده اید !
آری این چنین بود برادر! لطفا تا زمانی که اشتباه عملکردتان را نپذیرفته اید و قرار است با رفتارهای سانتیماتالیستی خود دوباره مردم را سرکار بگذارید ، نیایید بهتر است ! بگذارید تکلیف آن جناح دیگر را به گونه ای دیگر روشن کنیم. متاسفانه حضور شما، حق و ناحق را بهم میریزد.
این چنین است که گفتم " دیگر رایی در کار نیست"

نتیجه:
شما آدمهای خوبی هستید (انشاالله)؛
ولی سیاستمداران بد و بی عرضه ای هستید (ماشاالله)؛
کنار بکشید(بحول الله)؛
تا کارمان به سرانجام برسد (ان تنصرالله)؛
این پایان گفتگو بود (صدق الله)

مزروعی : باسلام ، دوست عزیز! فرق بنده بی عرضه با شمای باعرضه این است که من با اسم ومشخصات و پذیرش مسئولیت حرفها و عملکردم می نویسم و شما بدون هرگونه شناسایی و پذیرش مسئولیت هرچه می خواهد دل تنگتان می نویسید و به هرکسی براحتی اتهام می زنید و...با این حال ازدادن هرگونه راحل از این وضعیتی که قبولش نداریدبا گذاشتن شروطی (مثل شروط آمریکا برای مذاکره با ایران !) طفره می روید و این نشان می دهد که شما فقظ معترضید ( مثل غالب ایرانیان ) و هیچ راه حلی ندارید و دست به هیچ عملی هم نمی زنید ! و من خیالم از بایت پاسخگویی به شما در روز مبادا راحت است و مطمئن باش که از امثال شما هیچ نگرانی ندارم اما چون به این باور دارم که راه نجات کشور ما در گفتگو و مفاهمه است و دراین گفتگو من و شما تنها نیستیم و دیگرانی هستند که اینها را می خوانند و منطق هریک از ما را ارزیابی و داوری می کنند بنابرای ضمن انتشار مطلب بدون سانسور شما (البته به منظور اینکه مخاطبان بهتر با ادبیات و منطق شما آشنا شوند) درحدی که لازم می دانم پاسخ می گویم :
1 - شما همچنان اصرار دارید که من باید پاسخگوی هر آنچه در انقلاب وپس از آن اتفاق افتاده است و همچنین جناح فکری که بدات تعلق دارم ، باشم چرا که یک آدم سیاسی هستم . خوب دوست عزیز حتی اگر من یک سیاستمدار باشم این خواسته شما مبتنی بر کدام اصل حقوقی و اخلاقی است ؟ وچرا این خواسته شامل همه ایرانیان از جمله شما نمی شود؟ از نظر حقوقی قاعده ای وجود دارد بنام اصل توازی اختیارات و مسئولیت ، یعنی هر آدمی به میزانی که اختیاراتی دارد به همان میزان هم مسئولیت دارد و باید پاسخگو باشد، و اینگونه نیست که هر فردی باید پاسخگوی مسائلی باشد که دررابطه با آنها هیچگونه اختیار و مسئولیتی نداشته است! بطورمثال اگر قاضی ای بناحق حکم اعدام فردی را داد( مثل حکم اعدام آقاجری) خود او باید پاسخگوی این عملش باشد و شما نمی توانید بدلیل نماینده بودن من در زمان صدور این حکم بنده را مسئول و پاسخگو بدانید و از من پاسخگویی بخواهید! البته من نه به عنوان یک نماینده بلکه به عنوان یک شهروند و به قول شما سیاستمدار در رابطه با این می توان موضع بگیرم و آنرا محکوم کنم و بیشتر از این نمی توان کاری انجام دهم ! و هکذا اگر شما اصل تفکیک قوا و مسئولیت را قبول داشته باشید( که در تمام نظام های دموکراتیک پذیرفته شده است) باید قبول کنید که نمایندگان مجلس و رئیس جمهور نمی توانند در کار قوه قضائیه دخالت وزندانیان را آزاد کنند و...مگر اینکه شما به قدرت مطلقه برای رئیس جمهور و مجلس قائل باشید که این عین استبداد ودیکتاتوری و سیوه تفکر و عمل اقتدارگرایانه است که ظاهرا شما با آن مخالفید و نسبت بدان معترض! به لحاظ قواعد اخلاقی هم هر فرد پاسخگوی عملی که خود انجام داده یا در آن بنحوی مسئولیت داشته است . حال اگر هنوزشما اصرار بر خواسته تان بدون توجه به این اصل حقوقی و قواعد اخلاقی داشته باشید معنی اش جز این نیست که شما هم می خواهید جامعه ای بسازید مبتنی بر خواسته خودتان و بدون توجه به اصول حقوقی و اخلاقی ، و این یعنی استبداد و دیکتاتوری و خود رایی! و در نهایت الگوی موردنظر شما همان است که ظاهرا بدان معترضید و می خواهید آنرا براندازید! و این مشکل تقریبا همه ما ایرانیان است که در ذهن و روح استبداد زده ایم و در حالیکه پز مبارزه با استبداد و دیکتاتوری و...می گیریم خودآگاه یا ناخودآگاه در پی برپایی استبدادی دیگریم! دوست عزیز! لااقل شما که در پی پاکسازی ما(ولابد جامعه) هستی بگو شما را در دادگاهی محاکمه خواخند کردکه...تا من اطمینان یابم که حق دفاع دارم! ونه اینکه شما(که معلوم نیست چقدر صلاحیت قاضی بودن دارید ) خود بجای قاضی بنشینید و مرتب هم حکم صادر کنید!
2- فرض کنیم که حق کاملا با شماست و شما هم صلاحیت قاضی بودن را دارید و من باید به کیفر خواست شما پاسخگو باشم خوب شما نوشته اید:" جنابعالی بواسطه حضور در عرصه سیاسی اجتماعی واجد دو شخصیت هستید یکی شخصیت فردی که مرا با آن کاری نیست و فرقی هم نمیکند "دستم به شما برسد یا نرسد" خود دانید و خدای خود ! خوشبختانه در نوشته قبلی هم اشاره تلویحی داشتم "ایکاش دزد بودید و ..."
و دیگری شخصیت اجتماعی و سیاسی شماست (اگر نگوییم بواسطه حضور قرص و محکم خود در یک حزب فراگیر شخصیت حقوقی نیز دارید!). روی تمام سخن بنده با شخصیت دوم شما و آن نحله فکری و جریانی است که خود را متعلق بدان میدانید( خط امامی یا چپ اسلامی یا روشنفکر دینی یا سوسیال اسلامی- مکتب اصفهان یا روزنامه نگار ملی-مذهبی ویا هر اسم دیگری که برآن میگذارید ." از نظر شما من از چه زمانی این شخصیت دوم را پیدا کرده ام؟ آیا در سال هایی هم که در ایران نبوده ام باید پاسخگوی آنچه در ایران افتاده است باشم؟ اگر حد و حدود همین تعریفی را که کرده اید برای من روشن کنید آنوقت منهم می توانم به شما نشان دهم برخی از این مطالبی که نوشته اید اصلا ربطی به من ندارد ضمن آنکه کلی گویی های رایج در جامعه ماست که هرفردی برای راحت کردن خود و گریز از مسئولیت می گوید و شاید به منظور همان هدفی که شما بدان اشاره کرده اید گفتنش بد نباشد . البته باز اگر قرار به اثبات مدعایی باشد دلیل می خواهد و در عرصه اقتصاد حتما باید متکی به عدد ورقم باشد.
3- من تنزه طلب نیستم ودلیلش اینکه خودم را پاسخگوی امثال شما هم می دانم . اصل تنزه طلبی خانه نشینی را می طلبد و هفت خط هم نیستم! چرا که اگر هفت خط بودم وضع و روزم در ایران بهتر از این بود و حداقل این عرضه را داشتم که از ایران بروم! دوست عزیز! تصور شما از من اشتباه است همانگونه که بسیاری از تصورات دیگرتان هم اشتباه است . اینکه نوشته اید : " همه "شهروند" هستند ! فقط یک تفاوت دارند: نه سیاستمدار خواندشان، نه به آلاف والوفی رسیدند، نه بورس تحصیلی و سمت و ... ولی جالب است که سیاسیونی چون شما اینها را فقط در مواقع رای و حالا پاسخگویی شهروند میدانند نه بیشتر ! " خوب اینها چه ربطی به من دارد ؟ اگر منظورتان این است که من یا دوستان من به آلاف و الوفی رسیده اند یا بورس تحصیلی و سمت و...گرفته اند آدرسش را بدهید تا ببنیم منظورتان کیست؟ اما اینکه سیاسیونی مانند بنده مردم را موقع رای دادن می خواهیم کجای اینکار اشکال دارد؟ مگر در دیگر کشورها جز این است که احزاب از مردم می خواهند بدانها رای دهند ؟ اینها که مردم را اجبار به رای دادن نمی کنند و مردم رای دهنده عاقل و بالغ و
رشیدند و خود تصمیم می گیرند به چه افرادی یا حربی رای بدهند یا ندهند. من نمی دانم که اشکال شما به چیست؟ مگراینکه شما از زنده بودن و فعالیت امثال بنده ناراحت باشید و همانگونه که در انتهای مطلبتان آورده اید از ما بخواهید کنار بکشیم! خوب چرااینکار را انجام دهیم ؟ ما خود را عرضه می کنیم اگر مردم قبول داشتند به ما رای می دهند و اگر قبول نداشتند رای نمی دهند و البته این رای دادن یا ندادن مردم مبتنی برشناخت و تحلیلی است که از ما دارند ، حال کجای اینکار اشکال دارد که شما به آن گیر داده اید؟ اگر نگاه مردم به ما همانگونه باشد که شما مدعی هستید و طوری نشان می دهید که شما سخنگوی آنان هستید خوب آنها به ما رای نمی دهند و ما هم ادعایی نداریم اما اگر غیر از این بود کجایش اشکال دارد ؟ وآیا شما حرفهایتان را پس می گیرید؟
4 - در مورد بقیه مطالبتان پاسخی غیر از آنچه گفتم ندارم اما می خواهم یک نکته را به شما یادآور شوم و آن اینکه چرا شما اینقدر اصرار دارید که من (یا امثال من) به اشتباهاتمان در گذشته اعتراف کنیم و تواب شویم؟( عین سیستم تواب سازی ...) دوست عزیز، شما دروان کودکی و نوجوانی نداشته ای؟ آیا در آن دوران دچار اشتباه و خطا نشده ای ؟ آیا انجام این اشتباهات و خطاها به عمد بوده است یا سهو؟ و آیا شما با بالا رفتن از نردبان این اشتباهات و خطا ها با اینجا نرسیده ای؟ و چه تضمینی وجود دارد که فردا به کار و تصمیمی که امروز انجام می دهی اشتباه و خطا لقب ندهی ؟ فرق شما و من در همین جاست که حداکثر شما از نردبان اشتباهات و خطاهای ما بالا رفتی و حالا در آن بالا می خواهی ما را محاکمه کنی ونردبان را بیاندازی پائین بدون اینکه فکر پائین آمدن را کرده باشی! شما چه بخواهی و چه نخواهی دوران کودکی و نوجوانی شما با همه اشتباهات و خطاها با شماست و اگر بخواهی آنرا حذف کنید داری بخشی از هویت و تاریخ خودت را حذف می کنی پس بهوش باش که با خود چه می کنی؟ قطعا ما ( ونه من) در پیمودن تاریخ گذشته اشتباهات و خطاهایی را مرتکب شده ایم تا بدینجا رسیده ایم حال بایدبا نگاه به گذشته و عبرت آموزی برای رفتن بسوی آینده خود را آماده سازیم و کاری کنیم که در آینده این اشتباهات و خطاها تکرار نشودو اینکار جز با نگاه ببخش اما فراموش نکن ویا بخش فراموش کن فقط انجام شدنی است وگرنه با نگاه شما چرا قدرت بدستانی که همه را به محاکمه و...تهدید می کنی باید از مواضعشان کوتاه بیایند و قدرت را واگذار کنند؟


 

[ج طاهری :

سوالات بی پاسخ دراین دولت فراوان است .شایداین خمسه مسروقه سرازکشورهای دوست وبرادر وهم کیش!!!درنیکاراگوئه،ونزوئلاوکوبادراورده باشدواینجاست که شعرسعدی برسردرسازمان ملل مصداق پیدامیکند بالاخره نفت سرسفره بیایدولوسفره برادران بی دینمان باشد.

 

:

بنظر من به دور از افراط گرايي هر حركتي از جانب اصلاح طلبان خشتي بود بر خشتي جهت ساختن اين خانه .بخصوص كلام واعمال سيد بزرگوار جناب اقاي خاتمي.ليكن اعمال و كلامااين يكي هركدام طوفاني بوده است بر بنيان اين خانه ايكاش كمي مهر بر دلها و چشمهاشان برداشته شود ويا كلاه يا كلاه گيسشان رابردارند و واقعیات را بهتر ببينند.

 

آذين :

سلام ميخواستم اگه ممكن هستش ادرس اي ميل آقاي حسام رو داشته باشم.

مزروعی : با سلام ، واقع اینکه من تاکنون آدرس ایمیل نظردهندگان را انتشار نداده ام و حالا این خواست شما را انتشار می دهم تا اگر آقای حسام دوست داشت آدرس ایمیلش را در اختیار شما بگذارم .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007