« که کار آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها | صفحه اول | يك محاسبه ساده و يك پرسش »

7 اردیبهشت 87

يک مقايسه ساده اما پرمعنا درباره مواضع اقتصادي رئيس جمهور

در دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوري نهم در سال 84 تنها نامزدي که «برنامه» عملياتي خود را براي اداره کشور در صورت انتخاب شدن و به عهده گرفتن مسووليت قوه مجريه ارائه نداد، آقاي احمدي نژاد بود، اما در عوض ايشان با نگاهي کاملاً انتقادي و حتي نفي يي نسبت به عملکرد دولت هاي پس از انقلاب «شعارها» و «وعده ها»ي بسياري داد و با تکيه کلام «شدني» است و «ما مي توانيم» چشم اندازي را به روي مخاطبان خود مي گشود که گويا در همه سال هاي پس از انقلاب ناگشوده بوده است، و دولت هاي پس از انقلاب هر يک به دلايلي (خوش بينانه، غفلت يا تغافل و بدبينانه؛ آلوده شدن به مفاسد و اشرافي گري و...) از پس انجام آن برنيامده اند و ايشان با تشکيل «دولت اسلامي» و استفاده از نيروهاي خالص و انقلابي به تحقق اين «شعارها» و «وعده ها» موفق خواهد شد.

بخشي از اين «شعارها» و «وعده ها» به نقل از دو روزنامه حامي ايشان در آن ايام (کيهان و رسالت) به اين شرح است؛ «رفع مشکلات جوانان از
قبيل اشتغال، مسکن، ازدواج، ايجاد فرصت بالندگي آنها، تامين نيازهاي فرهنگيان، واگذاري امور به مردم و مديريت کم هزينه از اولويت هاي برنامه من است.» (9/3/84) «بسياري از لوله هايي که به خزانه وصل است و اموال مردم را مي مکد، قطع خواهم کرد.» (12/3/84) «اگر دولت در اختيار اصولگرايان قرار گيرد، اولويت اصلي آن، تامين نيازهاي آموزش و پرورش و معلمان خواهد بود.» (12/3/84) «حل مشکلات معيشتي مردم از اولويت هاي اصلي برنامه دولت آينده است.» (16/3/84) «با يک درصد صرفه جويي در بودجه ظرف پنج سال مي توان بسياري از مشکلات کشور را رفع کرد.» (17/3/84) «آنقدر درباره مشکلات نظام بانکي فرياد مي زنم تا درست شود.» (17/3/84) «بايد جامعه نمونه اسلامي و عاري از فقر و تبعيض در کشور ايجاد کنيم.» (22/3/84) «ما آن توسعه اقتصادي را مي خواهيم که آثارش در سفره همه ملت قابل مشاهده باشد.»(24/3/84) «آزادسازي اقتصادي يعني اينکه فرصت در اختيار همه مردم قرار بگيرد و دولت از ضعيف ترها حمايت کند.» (25/3/84) «اختصاص يک درصد بودجه براي جوان ها» (25/3/84) «برنامه هاي خود با محوريت عدالت، مبارزه با فساد و رانت خواري و باز کردن ميدان براي ورود جوانان به عرصه مديريت را بعد از انتخابات در چند جلد چاپ مي کنم.» (25/3/84) «رسيدگي به وضعيت کشاورزان و روستانشينان از اولويت هاي کاري اينجانب است.» (29/3/84) «عوايد و پول حاصل از توسعه صنعت نفت بايد سر سفره هاي مردم قابل مشاهده باشد.» (31/3/84) «با ايجاد ثبات سياسي و اقتصادي به ويژه از طريق ثبات در قوانين و مقررات و سياست ها در حمايت از توليد شرايط مناسبي را براي رونق اقتصادي و سرمايه گذاري گسترده اقتصادي فراهم خواهم کرد.» (31/3/84) «به صاحبان سرمايه اعم از خرد و کلان اطمينان مي دهيم از منابع مالي آنان به نحو بهينه در پروژه ها و برنامه هاي اقتصادي به خوبي بهره خواهيم گرفت.» (31/3/84) «حفظ کرامت انسان ها، جلوگيري از توسعه فقر و فساد و تبعيض و از بين بردن بي عدالتي از محورهاي مورد تاکيد است.» (31/3/84) «دست مافياي قدرت و قبيله را از سر نفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پاي اين قضيه بگذارم.» و «معتقد به شفاف سازي معاملات نفتي کشور و نحوه هزينه کردن پول حاصل از آن هستيم.» (31/3/84) «مردم بايد اثرات افزايش قيمت نفت را در سر سفره هايشان مشاهده کنند.» و «عدالت گستري، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض از شعارهاي اصلي من است.» (5/4/84) و پس از انتخاب در دور دوم انتخابات باز «شعارها» و «وعده ها» اين گونه ادامه مي يابد؛ «ما مي خواهيم جلوي رانت ها را بگيريم.»، «سطح رفاه را به حداکثر مي رسانيم.»، «توزيع عادلانه امکانات و فرصت ها در کشور»، «رسيدگي سريع به مشکل مسکن و ازدواج جوانان»، «کاهش هزينه ها و کوچک نمودن دولت»، «اعطاي تخفيف آب، برق، گاز و تلفن»، «با رويکرد ليبراليستي اقتصاد بايد مبارزه شود.»، «اقتصاد بايد توسط مردم و با محوريت عدالت اداره شود.»، «نرخ سود بانکي بايد کاهش يابد.»، «بانک ها بايد اصلاح شوند و با کمترين هزينه بيشترين خدمات را بدهند.»، «بايد با ويژه خوارها برخورد شود.» و «بودجه ها بايد بر اساس محروميت توزيع شود.» (8/4/84)...

ملاحظه مي شود که چه حجمي از «شعارها» و «وعده ها»ي اقتصادي از سوي نامزد اصولگرا در ايام انتخابات مطرح شده است چرا که اصولگرايان در همه سال هاي دولت خاتمي و اصلاحات همه انتقادات و مخالفت هاي خود با اصلاح طلبان را روي مسائل اقتصادي متمرکز و از اين طريق مخاطبان خود را به کم توجهي و ناپاسخگويي اصلاح طلبان به مطالبات معيشتي و اقتصادي اقشار متوسط و محروم جامعه متوجه مي کردند و در گذر زمان و در سايه تبليغات پرشدت رسانه يي توانستند مسائل اقتصادي و معيشتي را به نقطه کانوني چالش در ميدان سياست ايران تبديل کرده و اين گونه از آن در ايام تبليغات انتخابات بهره گيرند. بگذريم از اين بحث که اين جناح در سال هاي پس از 68 و قبل از رخداد دوم خرداد 76 و روي کار آمدن اصلاح طلبان همه نقطه توجهش متوجه مسائل فرهنگي و اجتماعي بود و خود را به صفت «ارزشي» متصف مي کرد و در صف اول مبارزه با «تهاجم فرهنگي» ميداندار بود و هر از گاهي در اين زمينه حادثه يي مي آفريد و حتي در دوران خاتمي به رغم تغيير رويکرد به مسائل اقتصادي باز هر از گاهي در عکس العمل به مسائل فرهنگي و اجتماعي تظاهرات به راه مي انداخت و... و اين از تراژدي هاي تاريخ پس از انقلاب اسلامي است جناحي که خود را بيش از ديگران «اسلامگرا»، «ارزشي» و «اصولگرا» مي داند در روند حوادث و وقايع به جايي رسيده است که نقطه کانوني انديشه و عمل اش روي مسائل اقتصادي متمرکز و همه افکار و اذهان شهروندان را بدان سوي متوجه کرده است و به عبارتي جامعه شناسانه گويي همچون باورمندان به مارکسيسم «اقتصاد» براي اينان به «زيربنا» تبديل شده است که اين چنين «شعارها» و «وعده ها»يي را در اين حجم به مردم مي دهند!

حتي اگر قبول کنيم که مقتضاي رقابت و تبليغات انتخاباتي «شعار» و «وعده» دادن، و متاسفانه در ايران نه برنامه دادن است و به ويژه پس از انتخابات فرد منتخب در قامت رياست جمهور و قوه مجريه بايد تمام نيرو و توانش را براي عمل به «شعارها»، و «وعده ها» متمرکز و مصروف کند و با شناخت بهتر و دقيق تر از امکانات و مقدورات و نظام کارشناسي کشور بر تحقق «شعارها» و «وعده ها» در انطباق با واقعيت ها پيگير باشد و از دادن «شعارها» و «وعده ها»ي بيشتر و ناشدني خودداري و از دامن زدن بر مطالبات اقتصادي و معيشتي جامعه پرهيز کند اما مشاهده مي کنيم که آقاي احمدي نژاد در قامت رئيس دولت نهم همچون دوران تبليغات انتخابات رياست جمهوري به دادن «شعارها» و «وعده ها» ادامه داده و با سفرهاي استاني هر روزه بر حجم و تعداد آنها مي افزود و مي افزايد، قطعاً مي توان «در يک مقايسه ساده اما پر معنا» دريافت که دولت نهم گوي سبقت را در دادن «شعارها» و «وعده ها» از همه دولت هاي پس از انقلاب ربوده و رتبه «برترين» را به خود اختصاص داده است. برپايه تحقيقي که در احصاي «شعارها» و «وعده ها»ي دولت نهم به نقل از رسانه هاي حامي تا پايان سال 1385 انجام گرفته است، دولتمردان 4892 عنوان «شعار» و «وعده» به مردم داده اند و اين در حالي است که بر پايه اعلام دولت تعداد مصوبات استاني هيات دولت طي همين مدت 6200 عنوان بوده است که از 4298 عنوان آن ردپايي در رسانه ها يافت نشده است. حال اگر مصوبات استاني دولت را (6200 عنوان) با قول ها و «وعده ها»يي که در اين تحقيق در موارد غيراستاني از منابع تحقيق جمع آوري شده (3090 عنوان) جمع بزنيم به عدد 9290 مصوبه و «وعده» يا قول مي رسيم که اگر آن را به دوره 17 ماهه تحقيق انجام شده تقسيم کنيم با اندکي اغماض درمي يابيم دولت نهم طي اين مدت روزانه 17 «وعده» و قول به مردم داده است. البته اگر امکان اين وجود داشت که مصوبات، تصميمات عادي يا وعده هاي غيرکمي و شعارگونه دولتمردان نيز به اين عنوان اضافه شود قطعاً با عدد بزرگتري روبه رو بوديم، فقط اگر بار مالي اجراي مصوبات و «وعده ها»ي دولت نهم از ابتداي دوره تا پايان سال 1385 را محاسبه و آن را با امکانات و بودجه دولت مقايسه کنيم يا تعارض در «وعده ها» ميان وعده دهندگان يا «وعده»هاي يک وعده دهنده در زمان هاي متفاوت را بررسي کنيم آنگاه به روشني درخواهيم يافت که دولت نهم در چه فضايي حرکت کرده است، و به طور قطع روند صعودي طرح اين «شعارها» و «وعده ها» همچنان ادامه داشته است و البته سخنراني آقاي احمدي نژاد در چهارشنبه 28 فروردين ماه سال 87 در قم را بايد نقطه عطفي در پاسخگويي به اين حجم عظيم از «شعارها» و «وعده ها» به شمار آورد چرا که در اين سخنراني جناب ايشان با تکرار و تاکيد بر انجام همان «شعارها» و «وعده ها» چنان سخن گفت که گويي همچنان در جايگاه يک «نامزد رياست جمهوري» سخن مي گويد و اينگونه نيست که با گذشت بيش از دو سال و نيم مسووليت قوه مجريه و اداره کشور بايد پاسخگوي عمل به اين «شعارها» و «وعده ها» باشد. البته حيف است در اينجا به اين موضوع اشاره نشود که آقاي احمدي نژاد در تمام ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري نهم به رغم سر دادن آن همه «شعار» و «وعده ها»ي اقتصادي هيچ «شعار» و «وعده»يي در مورد «سياست خارجي» و «انرژي هسته يي» نداد.

با همه اين احوال دولت احمدي نژاد اين بختياري را داشته است که در بهترين شرايط اقتصادي و سياسي در عرصه داخلي و خارجي در مقايسه با زمان روي کار آمدن همه دولت هاي پس از انقلاب، اداره کشور را به عهده بگيرد. رقم ذخاير ارزي کشور حدود 40 ميليارد دلار در مقايسه با حدود سه ميليارد دلار زمان روي کار آمدن خاتمي و کمتر از اين براي دولت هاي قبلي، تحويل 15 ميليارد دلار موجودي «حساب ذخيره ارزي» به دولت نهم از سوي دولت خاتمي و فقدان يک چنين موجودي براي همه دولت هاي قبلي، روند افزايشي قيمت هر بشکه نفت پس از روي کار آمدن دولت نهم به گونه يي که درآمدي افسانه يي را در خزانه اين دولت وارد ساخت؛ 8/53 ميليارد دلار در سال 84 ، 5/62 ميليارد دلار در سال 85 و 8/78 ميليارد دلار در سال 86، جمعاً 1/195 ميليارد دلار در سه سال در مقايسه با رقم 6/172 ميليارد دلار هشت سال دولت خاتمي، و در عرصه سياست و محيط خارجي نيز کشور بهترين موقعيت و روابط را با کشورها به ويژه کشورهاي همسايه نسبت به همه سال هاي پس از انقلاب داشت. به اضافه اينکه دولت احمدي نژاد پشتوانه همه تجربيات اداري و کارشناسي و انباشت سرمايه يي را که در گذشته انجام شده بود، به همراه داشت و به لحاظ روند تحولات سياسي در شرايطي روي کار آمد که همه نهادها و قواي حکومتي در همسويي فکري و سياسي با آن قرار داشتند؛ واقعه يي که در همه سال هاي پس از انقلاب سابقه نداشت. به لحاظ حقوقي نيز اسناد « چشم انداز بيست ساله توسعه کشور» و « قانون برنامه چهارم توسعه » افق کاري روشني را پيش روي دولت قرار مي داد و به تعبيري همه مقتضيات براي يک جهش اقتصادي در کشور در جهت تحقق اهداف کمي و کيفي قانون برنامه چهارم و چشم انداز بيست ساله آماده بود، اما و صد اما که با «يک مقايسه ساده اما پر معنا» به راحتي مي توان دريافت که به رغم آن همه شعارها و وعده ها دولت نهم حتي در حد همان دولتي که اصولگرايان بيشترين انتقادات و مخالفت ها را با آن بيان و انجام دادند، نه تنها موفق نبوده است، بلکه به دليل عدم پايبندي به اجراي قانون برنامه چهارم توسعه و بي برنامگي و اتخاذ سياست هاي غيرعلمي ، نامنسجم و متعارض و بها ندادن به نظرات کارشناسي تا مرز انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور، اقتصاد ايران از مسير توسعه يي خارج شده و در شرايط بسيار شکننده و بحراني قرار گرفته است. مرور سخنراني آقاي احمدي نژاد در قم و واکنش مراجع و علماي ساکن در اين شهر نسبت به وضعيت اقتصادي کشور به ويژه بحث تورم و گراني خود بهترين شاهد بر اين مدعاست و جالب اينکه تقريباً همه دولتمردان که خود به گونه يي در به وجود آوردن اين وضعيت نقش داشته اند و سهيم بوده اند نيز همانند رئيس دولت نهم به گونه يي در اين باره سخن مي گويند که گويي فقط ديگران (منظور البته مافياي قدرت و ثروت و دست هاي نامرئي و فاسد و... نيست،) در ايجاد اين وضعيت مسوول و مقصرند و گوينده نه تنها هيچ مسووليتي در اين باره به عهده نداشته و ندارد بلکه خود منتقد اجراي اين سياست ها بوده است.

براي انجام «يک مقايسه ساده اما پرمعنا» و اينکه بدانيم بر سر اقتصاد کشور پس از روي کار آمدن دولت نهم به رغم آن همه «شعارها» و «وعده ها»ي اقتصادي و معيشتي براي بهبود زندگي شهروندان به ويژه اقشار متوسط و فقير چه آمده است به مقايسه عملکرد شاخص هاي کلان اقتصادي کشور دوره هشت ساله دولت خاتمي ، که موقعيت و جايگاهش را در عرصه ساختار سياسي ايران مي دانيم ، و سه ساله دولت احمدي نژاد مي پردازم؛ دولت خاتمي با درآمد ارزي 6/172 ميليارد دلار و هزينه ارزي حدود 160 ميليارد دلار در هشت سال به طور متوسط سالانه اقتصاد ايران را با نرخ رشد توليد ناخالص داخلي 5/4 درصد، نرخ رشد سرمايه گذاري 5/8 درصد و نرخ تورم 7/15 درصد با واردات متوسط 8/20 ميليارد دلار در هر سال به پيش برده است و بر پايه اطلاعات مرکز آمار ايران شاخص هاي نابرابري و رفاه اجتماعي را نسبت به گذشته بهبود بخشيده و البته 15ميليارد دلار هم در «حساب ذخيره ارزي» تحويل دولت نهم داده است اما دولت احمدي نژاد با درآمد ارزي 1/195 ميليارد دلار و هزينه ارزي در همين حدود در سه سال به طور متوسط سالانه اقتصاد ايران را با نرخ رشد حداکثر 3/6 درصد، نرخ رشد سرمايه گذاري 5/4 درصد و نرخ تورم 7/15 درصد با واردات متوسط 50 ميليارد در هر سال مواجه ساخته است و به رغم همه «شعارها» و «وعده ها» وضعيت توزيع درآمد و شاخص هاي نابرابري و رفاه اجتماعي را نسبت به دولت خاتمي و گذشته بدتر کرده است و موجودي «حساب ذخيره ارزي» را به کمتر از آنچه تحويل گرفته تقليل داده است. آنها که با اعداد و ارقام و تحليل و مسائل اقتصادي آشنايند به راحتي از اين مقايسه معناهاي بسيار درمي يابند اما اين روزها مردم کوچه و بازار و همان هايي که مخاطب اصلي اصولگرايان و رئيس دولت نهم در اين سال ها بوده اند نيز به راحتي مي توانند با نگاه به سبد درآمدها و هزينه هاي خود با انجام «يک مقايسه ساده اما پرمعنا» در دو دوره دولت خاتمي و احمدي نژاد دريابند که تکليف آن همه «شعارها» و «وعده ها» چه مي شود؟ و اقتصاد ایران به کجا می رود ؟



   نظرات

ارش :

با سلام از مقاله های دقیق ومستند شما بسیار استفاده می کنم می خواستم سوال کنم الگوی اقتصادی کشور همسایه مان ترکیه چه بود که اکنون اقتصاد شانزدهم جهان است .

مزروعی : با سلام ، الگوی اقتصاد ترکیه اقتصاد بازار است و دولتمردان حاکم براین کشور در یافته اند که مجموعه سیاست های داخلی و خارجی این کشور باید در تعامل و همسازی با این الکو باشد تا بتوانند جریان رشد و توسعه را در این کشور به پیش برند .

 

shahsavani :

دوست عزیزم - جناب آقای مزروعی
باسلام و احترام، مطالب شما را تقریباً خواندم شعارها را که خواندم یاد آن مطلب انگلیسی افتادم که میگویند اگر می خواهد حکومت کنید ایرانیها رانه گذارید سیرشوند و عربها را گشنه نگه ندارید(محرمانه: متاسفانه سرنوشت کشورما را افراد نادان جامعه تعیین می کنند اما متاسفانه افراد با سواد و روشنفکر که با این اتفاقات با حکومت مشکل پیدا کرده اند و حاضر به رای دادن نیستند، اما مردم ناگاه که متاسفانه در حاشیه شهرها قراردارند و گرفتار یکسری مسائل خاص کاذب مذهبی شده اند اقدام به رای دادن بدون آگاهی می نمایند من در همین ایام وارد همان حاشیه شهرها شدم با شرکت در دعا مطالبی دیدم که جای تاسف است ، دوست عزیز اگر می خواهید ممکت نجات یابد باید افرادی که آگاهی دارند با شرکت در دعاها اقدام به آگاه نمودن مردم نمایند، متاسفانه این مردم بیشتر به چادر یا مسائل حاشیه ای فکر می کنند امافقر که در پس این چادر است یا نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که چه کارهایی میکند، جوانان آنها را به بدترین راها کشانده اند) به هر صورت برای موفقیت در دوره های بعدی نیاز است که افرادی از جانب اصلاح طلبان وارد این مناطق شده و برای دوره ریاست جمهوری کارهای زیربنایی را انجام دهند.
متشکرم - اگر نظرتان را بدهید ممنون می شوم.

مزروعی : با سلام ، من با نظر شما به این شکل موافق نیستم چراکه حتی اگرهمه مدعای شما را هم بپذیریم به هرحال این واقعیت جامعه ماست و هر سیاست ورزاصلاح طلبی باید با توجه با این واقعیت برنامه خود را تنظیم کند ضمن اینکه نباید فکر کرد مردم دیگر کشورها خیلی با ما فاصله دارند آنچه مهم است و شما به آن اشاره کرده اید اینکه جریان آگاهی بخشی و خرافه زدایی باید بطور مستمر در جامعه دنبال شودو تجربه تاریخی ما نشان داده همین مردم در مقاطعی که موضوع را خوب در یافته اندبه میدان آمده اند و فداکاری کرده اند و در نهایت هم باید بدانیم که ما هرکاری می کنیم برای همین مردم و بهبود زندگی آنهاست .

 

عين الهي :

مقاله بسيار خوبي بودو لازم است در زمينه هاي مختلف اين کار ادامه پيدا کند و در عين حال در مقياس خرد هم براي فهم بهتر ارائه شود البته اگر کميته اي تشکيل مي شود اين کار را ادامه دهد تا در انتخابات رياست جمهوري بطور نظام مند ارائه شود تاثير گذار خواهد بود .

 

محسن :

ميخواهي بگويي دردوران اصلاح طلبان وضع اقتصاد مردم خوب بود.اگرشماسواداقتصادي داشتيد كه حال وروزتان اين نبود امروز سايت عصرايران مقاله جالبي در مورد شكست شمادرانتخبات نوشته واقعاازاين مقاله خوشم امد لب مطلب راگفته واقعا اين همه سال كشوردراختيار شمابود نتوانستيد 1مليون نفر نه300هزار نفررانتوانستيد جمع كنيد .اين همه داد روشنفكري جامعه شناسي سياستمداري ميزنيدپس اين علم ودانش شما كي به درد شما ميخورداقاي مزروعي به نظز من اين راي دهندگان ثابت جناح راست ابتدا به ساكن طرفدارشما بودندودرزمان امام به شما راي ميدادندوراي دهندگان ثابت شما بودند .شما انها راازدست داديد. به قول عصر ايران طرفداران شما كي به ياري شما ميايندشما كه داريداخرين نفس هايتان راميكشيد.شمااگرهمانطوري كه ادعاي اقتصاددان بودن راميكنيداگرمردم دردوران اصلاحات وضعشان خوب بودكه ازدرد فقر ونداري به احمدي نژاد راي نميدادند .بابا صد رحمت به احمدي نژاد كه الان واقعا به قول رهبري دارد كارگري مردم را ميكندگراني وتورم ي كه الان دركشور وجود دارد در اكثر كشورهاي جهان وجود دارد وتورم جهاني است وربطي به دولت نداردولي شما داريد ازاب گل الود ماهي ميگيريد كه البته اين ماهي راهم نتونستيد بگيريدواقاي احمدي نژاد چرابرنامه خود رابراين منوال قرارداده ايد كه از اشتباهات دولت استفاده كرده ومردم رابه سوي خود جلب كنيدچرابرنامه نميدهيداگربرنامه داريدچرامردم به ان توجه نميكنند راستش مردم ازهردو جناح خسته شده اند ولي از درد بي كسي است انشالله بزودي اخرين بهانه تان رادر انتخابات رياست جمهوري خواهيم ديدوشكست اقاي خاتمي را هم به عينه نظاره ميكنيم. راستي پس اين همه حزب .جبهه تشكيل ميدهيد براي چه مگر غير ازاين است كه به اصطلاح كادر سازي ميكنيد پس چرا پس از11سال دوباره دست به دامن اقاي خاتمي شده ايد پس كادرهاي حزبي شما كو؟ لابد بوجوداورنده كميته انظباطي دانشگاهها هم كادر سازي است همو كه براي اولين بار دانشجويان را ستاره دار كرد اقاي مزروعي مردم ازديدن چهره هاي تكراري شما خسته شده اند.كناربرويد.

مزروعی : با سلام ،دوست عزیز! اگر شما خواننده مطالب من بطور مستمر بودید درمی یافتید که پاسخ همه سخنان متنوع شما را در گذشته داده ام اما به پاس نظر و در واقع طرح سئوالات مختلف پاسخ می گویم و از آخر شروع می کنم :
1 - اگر لطف کنید و مشخص کنید که من (ویا ما) از کجا باید کنار برویم ممنون خواهم شد. خوشبختانه در سایه دولت مهرورز و عدالت خواه احمدی نژاد امثال بنده و دوستانم همه از کار ومسئولیت برکنار یا باز نشسته شده ایم آیا باز هم باید بیشتر کنار برویم؟ درضمن شما با استناد به چه ساز و کاری دریافته اید که مردم (واژه ای که معلم نیست در برگیرنده چه افرادی است) از دیدن چهره های تکراری امثال بنده خسته شده اند؟ واقع اینکه حتی در این شرایط وانفسا من هرکجا می روم و افرادی مرا می بینند جز محبت و اظهار لطف نمی کنند و حتی یک مورد نیافته ام که غیر از این باشد .
2 - در مورد فردی که مدعی هستید که بوجود آورنده کمیته های انظباطی دانشگاهها بوده من هیچ اطلاعی ندارم که کیست نا بتوانم پاسخ دهم جز کادرهای ماست یا نه ؟
3- در مورد اینکه آیا ما غیر از آقای خاتمی را برای ریاست جمهوری نداریم اگر شما تضمین بدهید که شورای نگهبان افراد دیگر را تایید صلاحیت بکند آنوقت مشکل حل است و ما افراد زیادی را برای اینکار داریم . دوست عزیز! انگار شما در ایران زندگی نمی کنید و فراموش کرده اید که حتی آقای معین با آنهمه سوابق و لواحق صلاحیتش مورد تایید شورای نگهبان واقع نشد و با حکم حکومتی و آنهم به خاطر مهندسی انتخابات ریاست جمهوری که نتیجه اش احمدی نژاد شد در میدان انتخابات ماند! عالم سیاست عالم واقعیات و نه تخیلات است و اگر ما روی نامزدی آقای خاتمی تاکید داریم بدلیل این واقعیات است و نه اینکه گزینه های دیگر نداشته باشیم و در واقع شرایط عینی موجود اینرا به ما تحمیل می کند.
4- در مورد پایگاه اجتماعی هر جناح و گروه فقط در شرایط یک انتخابات آزاد و سالم و رقابتی و عادلانه می توان سخن گفت و لاغیر! بنابراین تا زمانی که چنین شرایطی تامین نباشد ادعای شما باطل است اما تجربه همه انتخابات های پس از انقلاب حکایت از پایگاه نسبتا ثابت 15 درصدی رای برای جناح راست داردچرا که اینها هیچگاه نیروهاشان از حضور در انتخابات محروم نشده اند والبته به نظر می رسد در سال های اخیر پایگاهشان نه تنها تقویت نشده بلکه رو به تحلیل رفته است .
5- اگر قرار باشد که نیرویی سیاسی بدلیل شکست در انتخابات یا هر دلیل دیگری مثا عدم همراهی اکثریت مردم از صحنه سیاسی کنار برود پس امام خمینی باید پس از شکست قیام 15 خرداد از صحنه مبارزه و سیاست کنار می رفت اما امام ماند وآنقدر تلاش و کار کرد که مردم را با خود همراه و انقلاب کرد. درکشورهای دیگر هم می بینید که احزاب در انتخابات ها چگونه شرکت می کنند در یک دور می برند و در دور دیگر بازنده می شوند و جابجایی قدرت بدون هرگونه درگیری و... اتفاق می افتد و اینگونه نیست که حزب شکست خورده از صحنه سیاست کنار برود .مشکلی که در ایران وجود دارد نه مسئله شکست وپیروزی است بلکه اقتدارگران حاکم اصل جابجایی قدرت و انتخابات آزاد و میزان بودن رای ملت را قبول ندارند و به همین دلیل بحث نظارت استصوابی را پس از رحات امام اختراع کردند و با رد صلاحیت چهره های اطلاح طلب عملا اجازه انتخاب به مردم نمی دهند و کثیری از مردم هم دلیلی برای شرکت در انتخابات و رای دادن نمی بینند و طبیعی است که در این شرایط پیروزی اقتدارگرایان تضمین است ! و نمی دانم شما چگونه می توانید از چنین انتخاباتی می توانید شکست اصلاح طلبان را نتیجه بگیرید و روی آن مانور دهید؟ البته مثل تحلیل عصر ایران می توان با ندیده گرفتن واقعیات ادعای بسیار مطرح کردو خوش خیال بود.
6- ظاهرا شما معنای مقایسه را با خوب بودن وضع اقتصدی مردم خلط کرده اید. وقتی دوچیز با هم مقایسه می شوند از آن می توان به داوری نسبی رسید و من در این مقایسه فقط قصدم همین بوده است و در هیچ کجای نوشته ادعا نکرده ام که وضع اقتصادی مردم در زمان خاتمی خوب بوده است؟ اگر غیر از این است از متن نوشته نشان دهید. درمورد برنامه اقتصادی اصلاح طلبان ما برنامه داشتیم و شما اگر علاقه دارید می توایند به متن قانون برنامه سوم و چهارم توسعه که اصلاح طلبان نهیه وتدوین وتصویب کردند مراجعه کنید و در عمل هم اجرای این برنامه موجبات بهبود شاخص های اقتصادی کلان کشور را فراهم آورد و متاسفانه با روی کارآمدن دولت نهم و به فراموشی سپردن اجرای قانون برنامه چهارم موجبات وضعیت کنونی که صدای همه را درآورده است شده است و شما کافی است که به سخنان آقای دانش جعفری وزیز اقتصاد دولت نهم در مراسم تودیعش مراجعه کنید تا دریابید چه فاجعه ای در اقتصاد ایران رخ داده است .
7 - تورم وگرانی پدیده جهانی نیست و عمدتا پدیده ای داخلی است . در کنار ما کشور ترکیه یا حتی کشورهای نفتی مشابه ما مثل عربستان و کویت و امارات و...که بیشتر از ما وصل به اقتصاد جهانی هستند نرخ تورمشان در همین سال ها یک رقمی است پس می بینید نسبت دادن تورم به خارج که از سوی دولمتردادن دولت نهم در بوق می شود و شما هم باور کرده اید با یک نگاه ساده به کشورهای همسایه و حتی نفتی رنگ می بازد ! قطعا نرخ بالای تورم در ایران به مجموعه سیاست های اقتصادی اشتباه دولت نهم و سیاست تهاجمی خارجی اش برمی گردد و لاغیر! جهت اطلاع شما و برای مقایسه نرخ متوسط تورم سالانه در دوره هاشمی5/25 درصد بود که در دوره خاتمی به 15 در صد کاهش یافت و قرار بود که با اجرای برنامه چهارم به 9/9 درصد در سال 87 برسد اما دولت نهم آنرا به 22 در صد در سال 86 رسانده است و...و منظور شما را از ماهی گرفتن از این آب گل آلود نمی دانم یعنی من ( و یا ما) نباید این وضع را تحلیل کنیم؟ ظاهرا شما فراموش کرده اید که هیمن ها که الان حاکمند در زمان خاتمی چه بر سر اصلاح طلبان آوردند و هر روز با شعار معیشت و اقتصاد به جنگ و کارشکنی و بحران آفرینی و هر نه روز ایجاد یم بحران پرداختند.
8- من هر چه از علم ودانش دارم از پول و سرمایه این ملت است و وظیفه خود می دانم آنچه را می فهم در هر جایی باشم (دردرون یا برون حکومت ) به عنوان یک شهروند مسئول بیان دارم و می دانم که بازگویی برخی مطالب و مواضع در ایران چه هزینه های سنگینی در پی دارد و هیچ سیاست ورز اصلاح طلبی در این کشور سر سالم به گور نبرده است ! بنابراین فکر می کنم علم ودانش من بیش از آنکه به درد من بخورد و وسیله کسب نان و نام من باشد باید به درد جامعه بخورم و با همین رویکرد به کارم ادامه می دهم و گذر روزگار و تجربه های اجتماعی ثابت خواهد کرد که آیا من در این مدعایم صادق هستم یا نه ؟ و هیمن برای من کفایت می کند که در آینده معلوم شود چه کسانی در پی خدمت صادقانه بوده اند و چه کسانی با قبضه قدرت و حذف دیگران چه بلایی را سر کشور و مردم آورده اند والبته من ( وما) در همه حال و احوال رای و نظر آزاد مردم را تعیین کننده می دانیم .

 

امین :

باعرض سلام وتشکر از مطالبی که بیان فرمودید.ضمن تایید فرمایشات شما ولی چگونه است که مردم دیگر اقبالی به اصلاح طلبان ندارند ودر انتخاباتهای مختلفی که برگزار میشود حضور اندکی پیدا میکنندومحافظه کاران با اتکا به رای اندک ولی سنتی خودشان به پیروزی میرسند(نمونه اش همین مجلس هشتم)؟آیا دررای شماری خدای ناکرده!دستکاری میشود؟!یامردم واقعا از اصلاح طلبان نا امید شده اند؟در ضمن به نظرشما با این وضعیت نامناسب اقتصادی حاکم بر جامعه بازهم احمدی نژاد انتخاب میشود یا امیدی هست!!؟
"باتشکر مجدد"

مزروعی : با سلام ، به نظر شما وقتی حق انتخاب مطلوب از مردم گرفته می شود آیا باز باید در انتخابات شرکت کنند؟ نظارت استصوابی برای همین اختراع شد که حق انتخاب را از مردم بگیرند و جز اقلیتی تمایل به شرکت در انتخابات نداشته باشد تا مجاسی گوش به فرمان تشکیل و حاکمیت یکدست تکمیل شود . بنابراین اینگونه نیست که اکثریت مردم از اصلاح طلبان برگشته باشند و بهترین دلیلش اینکه حاکمیت یکدست اجازه حضور به نامزد های شاخص اصلاح طلب برای رقابت در انتخابات را نداد و اینها اگراز رویگردانی اکثریت مردم از اصلاح طلبان مطمئن بودند قطعا اجازه حضور به آنها می دادند.در مورد دستکاری در آراء و...هم خدا می داند! درمورد انتخاب مجدد آقای احمدی نژاد هم باید منتظر اوضاع زمانه و تصمیم مقامات عالی ونیروهای غیبی ماند چون به نظرمن با انتخاباتی از نوع مجلس هشتم و..و رای حداقلی و دور دومی که نیازی با ین حرف ها و میزان بودن رای ملت نیست !

 

رضا :

با سلام

1- بنده فکر می کنم شرکت تنها 11 درصد از مردم تهران در انتخابات و در دیگر شهرهای بزرگ هم در همین مایه ها - که کلاً رسانه ها و صدا و سیما از انتشار دقیق آن سر باز زدند!!! - نشانه ای از فشار بیش از حد بر مردم و خسته شدن از شعارهای سیاسی بدون توجه به معیشت مردم است. در واقع در عدم حضور حدود 80 تا 90 درصد مردم درپای صندوق های رأی، تنها آن دسته ای رأی خود را در صندوق ها انداختند که نتیجه ی آرایشان جز آقایان منتخب نمی توانست باشد، والا نظر صحیح مال همان خیل افرادی است که نیامدند رأی بدهند. نمی دانم قرار هست از این اتفاق تلخ درس عبرتی گرفته شود یا باز هم مثل کبک...؟

2-متاسفانه در جریان انتخابات مرحله ی اول و دوم دروغ های بسیاری از سوی مسؤولان به خورد مردم داده شد. نگاهی به خبر خبرگزاری های دولتی و ارایه ی هر چند کم امار، هر آدم باهوشی را متوجه این مسأله می سازد. این قضیه نشان می دهد که در این دولت خدمتگزار، روراستی با مردم تنها در حد حرف است و بس!

موفق باشید.

مزروعی : با سلام ، برپایه آمارهای اعلام شده میزان مشارکت مردم تهران در انتخابات دور اول مجلس حدود 26 درصد و در دور دوم حدود 13 درصد بوده است و من ضمن هم نظری با شما یادآور می شوم که در کشورهای جهان سوم در یک تحلیل دقیق حتی میزان مشارکت بالای مردم نمی تواند ملاک ارزیابی و داوری در باره مردمسلاری و...در این کشورها باشد . به هرحال تجربه انتخابات اخیر باید برای حاکمان بسیار عبرت آموز و پیام آور باشد و امیدوارم و دعا می کنم که آنرا دریابند .

 

محسن :

سلام آقای مزروعی. بنده سایت شما رو تازه پیدا کردم و به موقع مطالب رو خواهم خواند.

اما قالب و نحوه قرارگیری جملات و کلمات به گونه ایست که چشم رو خسته می کنه. طول خط ها خیلی زیاده اگه می شه فکری به حالش بکنید.

مزروعی : با سلام ، با تشکر از لطف شما تلاش می کنم که اصلاح کنم .

 

محمد حسين :

مقاله بسيار دقيق و كاملي است. با اين مقالات است كه عمق فاجعه اي كه دارند بر سر اين مملكت مي آورند مشخص مي شود. من مهندس نفت در مناطق نفتخيز هستم و به چشم خودم مي بينم كه پروژه هايي كه در بوق و كرناميكنند همه پوشالي است و دل همه متخصصان پر از خون.همه طرح ها هم به علل مختلف يكي پس از ديگري به تاخير مي افتد

 

دکتر مجید :

با سلام - تا حدودی با نظر اقای محسن موافقم ولی یقین دارم در همین شهر تهران که در جنوب شهر زندگی میکنم هنگام رای دادن افراد با سواد زیادی بودند که نمی دانستند باید به چه گروه یا کسی رای بدهند و در انتها به لیست اصولگراها که بر در و دیوار داد میزد البته در غیاب لیست اصلاح طلبها-رای میدادند-بنده مطمئنم مردم تهران نه شهرستانها کاملا بی تفاوت شده اند و رام-خواهشا این مجادلات بیهوده را نکنید که سرانجام همه ما مرگ است و...-زندگی فقط همین 100 سال اولش سخت است هموطن....

 

داود :

اقای مزروعی با تشکر از شما اگر مخالفین اقای خاتمی در دوران ایشان هر 9روز یک بحران برایش ساحتند بنظر میرسد این دولت هم هر از چند گاهی برای خودش بحران درست کرده است که البته دودش به چشم ملت رفته است که البته با دقت نظر شما میتوان انرا حساب و جمع بندی کرد

 

مهدی :

سلام آقای مزروعی

به نظر من مکانیزم انتخاباتی در ایران به شدت معیوبه که این امکان رو به نامزدها می ده بدون پشتوانه کارشناسی و اجرایی وعده های انتخاباتی بدن. از طرف دیگه در شرایطی که امروزه بواسطه قدرت رسانه های خبری سیاستمداران باید به شدت در مورد آنچه بر زبان می آرند محتاط باشند، اما در کشور ما سیاستمداران براحتی حرف هایی می زنند بدون آنکه نگران این باشند که بواسطه اون باید هزینه ای بپردازند. این هزینه می تونه یک شکست انتخاباتی باشه یا حداقل یک تضعیف جایگاه فرد در افکار عمومی.
یک نکته دیگه هم در مورد اشاره شما به اعتراضات در دوران خاتمی در قالب تظاهرات، به نظر من سیاستمداران ما باید به این نتیجه برسند که در کار سیاسی شکل گیری این نوع اعتراضات امری طبیعی است و نباید به گونه ای در مورد اونها صحبت بشه که اصلا نباید هیچ واکنشی در جامعه نسبت به برنامه ها و سیاست ها صورت بگیره و در قالب تظاهرات بروز پیدا کنه. هر چند متاسفانه امکان بروز این اعتراضات برای همه به طور عادلانه وجود نداره.

مزروعی : باسلام ؛ من کاملا با نظر شما در مورد اعتراضات مدنی و مردمی موافقم اما پس ازروی کارآمدن اقتدارگرایان در مجلس و دولت و تشکیل حاکمیت یکدست ملاحظه می کنید که دیگر از این تظاهرات مردمی و کفن پوشی و...دیگر خبری نیست و اصلا هیچگونه امکانی برای اعتراض وجود ندارد. خوب حالا چه نتیجه ای می گیریم جز آنکه آن تظاهرات ها و کفن پوشی ها و... همه سازمان یافته بود و از سوی برخی نهاد ها حمایت می شد تا هرنه روز یک بحران آفریده شود و مردم از اصلاحات و اصلاح طلبان زده شوند و از صندوق های رای رویگردان و بشود آنچه الان می بینیم .

 

محسن :

واقعا گفتن اين موضوع كه تاييدصلاحيت معين براي مهندسي انتخابات بود داراي دونوع بارمنفي است وباعث تاسف است 1مگركسي ازنتيجه انتخابات خبر داشت كه چنين تصميمي بگيرد.2نشانه ضعف جبهه مشاركت درادعاي حزب فراگيربودن است.اين حرف شما مرابه ياد اين كلام محافظه كاران مي اندازدكه اصلاح طلبان درهرحال نق خواهند زد صلاحيت كانديداها راتاييدكني يا نه بهرحال انها دنبال بهانه براي انتقادهستند .درموردتاييدصلاحيت ها اين نكته ضروري است كه شمادرشوراي دوم وسوم وانتخابات رياست جمهوري نهم مشكل تاييدنداشتيد اما بازهم راي نياورديد.حتي درانتخابات مجلس هشتم هم به رغم اينكه حق شما پايمال شد اما شما می توانستيد با نواوري وجلب توجه مردم وارايه برنامه جامع وكامل كه ريشه مشكلات راحل كنداعتماد مجدد مردم راجلب كنيد چراكه به طريق اولي مردم (اكثريت) طرفدارشماهستند (حالا به هر دليل).درمورد پاسخ شماره 4پاسخ شما نشان دادكه هدف شما استفاده ابزاري ازاقاي خاتمي است وبه دليل اينكه كسي از شما تاييد نمي شودناگزيربه حمايت يا كانديدا نمودن نه بدليل ساير دلايل موجبه براي كانديدا شدن فرد اصلح به ايشان گرايش داريد.درمورد بوجوداورنده كميته هاي انظباطي منظورم اقاي معين است كه بعدا دمكراسي خواه شد.درمورد تورم جهاني ازشما كه اقتصاددان هستيد اين پاسخ بعيد است الان درتمام كشورهاي همسايه تقريبا موضوع گراني مطرح است وحتي شبكه الجزيره هرروزازكشورهاي گوناگون خبردرمورد گراني پخش ميكند.به رغم اينكه بخشي ازگراني مربوط به دولت است اما بخشي زيادي ازتورم جهاني ولابد منه است.

مزروعی : با سلام ، ظاهرا شما تازه خواننده مطالب ینده شده اید وگرنه همانگونه که در پاسخ قبلی یادآور شدم این نظرات را مطرح نمی کردید چون به اینگونه نظرات هم قبلا پاسخ داده ام اما بازبه احترام شما تکرار می کنم :
1- در مورد مهندسی انتخابات ریاست جمهوری نهم یک وقت ما قضاوت پیشینی و قبل از انتخابات داریم و یک وقت قضاوت پسینی و پس از انتخابات واینکه بسیاری از مسائل از پس پرده در می آید . ماقبل از انتخابات به هر دلیل متوجه این نکته نشدیم که انتخابات مهندسی شده است و تایید آقایان معین و مهر علیزاده هم فقط برای این انجام شد که موجیات تعدد نامزدها را در جبهه اصلاحات فراهم آوردو رای اصلاح طلبان را بین این نامزدها توزیع و اسباب بالاآمدن فرد مورد نظر فراهم شود اما آقایان رضایی و قالیباف بدلیل ارتباطات خاص متوجه مهندسی انتخابات شدندوبه هیمن دلیل آقای رضایی از نامزدی در شب آخر انصراف داد و آقای قالیباف هم ستادهایش را تعطلیل کرد. اینکه آیا امکان داردکسی از نتیجه انتخایات خبر داشته باشد ، بله در ایران با این ساختار سیاسی ای که ما داریم این امکان برای آن کسی که همه امکانات مادی و اطلاعاتی و نظامی و تبلیغاتی در اختیارش هست وجود دارد.
2- تنها انتخاباتی که اصلاح طلبان در آن مشکل تایید صلاحیت نداشتند انتخابات دور دوم شوراها بودو لاغیر! نمی دانم شما چقدر دقیق مسائل سیاسی و انتخاباتی را دنبال کرده اید اما در انتخابات دور سوم شوراها که نظارتش با مجلس هفتم بود و نه شورای نگهبان باز چهره های شاخص اصلاح طلب تایید نشدندو در انتخابات ریاست جمهوری هم آقای معین با حکم حکومتی تایید شد! بنابراین برخلاف نظر شما اصلاح طلبان همواره با مسئله تایید صلاحیت مواجه بوده و این امر مانع از برنامه ریزی درازمدت و قابل محاسبه برای شرکت در انتخابات بوده و عملا میدان انتخابات را بروی اقتدارگرایان برای برنامه ریزی درازمدت با خیال آسوده باز می کند ورقابتی غیر آزاد و ناعدلانه را بوجود می آورد که نتیجه اش معلوم است !
3- بدون آنکه بخواهم وارد تحلیل چراخی رخداد عدم حضور و مشارکت مردم در انتخابات دور دوم شوراها شوم به گونه ای که رقم مشارکت به پائین ترین حد خود رسید اما چون در این انتخابات اصلاح طلبان مشکل رد صلاحیت نداشتند پس از اعلام نتایج شکست خود را در شهرهای بزرگ پذیرفتند و به رقیب پیروزی اش را تبریک گفتند و هیچ نق و غری هم نزدند! اگر شما توانستید یک مورد نق وغر دراین باره نشان دهید آنگاه حق با شماست که اصلاح طلبان در همه حال نق می زنند!
4 - با اینکه از نظر من و با قضاوت پسینی انتخابات ریاست جمهوری نهم مهندسی شده بود اما به لحاظ تحلیلی علت شکست اصلاح طلبان در انتخابات در این انتخابات کاهش رای و پایگاه آنان نبود بلکه تعدد نامزدهای آنان در چهارنفر بود. شما اگر رای داده شده به این چهارنفر را جمع بزنید می بینید 17 میلیون در مقابل رای 11 میلیونی به نامزدهای جناح راست می شود و این به معنای آن است که اگر اصلاح طلبان یک نامزد می داشتند نتیجه انتخابات را می بردند اما به هر دلیل مجموعه اصلاح طلبان نتوانستند مهندسی انتخاب را متوجه شوند و دچار اشتباه محاسبه و تاکتیک شدندکه این شامل حال مشارکت هم می شود.وبه نظرم هر حزب فراگیر در هرجای دنیا و ازجمله ایران دچار اینگونه ضعف ها و اشتباهات می شود چون می خواهد عمل سیاسی کند و آنکه عمل نمی کند اشتباه و ضعف نداردو فکر نمی کنم در این عالم حزبی را بتوان شناخت یا درست کرد که دچار اشتباه و ضعف نشود.
5 - در مورد برنامه باز شما پاسخ مرا نداده و موضوع تازه ای را مطرح کرده اید در باره انتخابات مجلس هشتم ! دوست عزیزآیا شما برنامه هایی را که تا کنون اصلاح طلبان داده اند خوانده اید؟ و حتی آیا برنامه ای که اصلاح طلبان برای همین انتخابات داده اند دیده اید؟ خوشبختانه اصلاح طلبان تنها گروهی بوده اند که در همه انتخابات ها برنامه داده اند اما مشکل ایران این است که برخلاف نظر شما اکثریتی از مردم چندان توجهی به مطالعه و برنامه ندارند و عوامل دیگری در رای و نظر آنها تاثیر دارد.
5- در مورد آقای خاتمی و استفاده ابزاری ظاهرا شما فراموش کرده اید جغرافیای سئوالتان چه بود که من آنگونه جواب دادم ! شما نوشته بودید آیا شما کادرها و افراد دیگری را ندارید که نامزد ریاست جمهوری کنید و من پاسخ دادم که داریم اما شما مشکل صلاحیت آنها را حل کنیدو اصلا بحث اینکه کدامیک شایسته تر و مطلوب شما هستند نبود اگر این سئوال مطرح باشد قطعا از نظر مجموعه دوستان ما آقای خاتمی صلاحیت و شایستگی اش از همه بیشتر است ضمن اینکه هیچگونه مشکلی هم از نظر تایید صلاحیت و دغدغه های مرتبط ندارد و بهترین وبرترین گزینه برای اصلاح طلبان است و فکر نمی کنم اصلا بحث استفاده ابزاری در این جا موضوعیت داشته باشد چرا که شما در هر حال و در باره هر فرد دیگر هم می توانید این ادعا را مطرح کنید و راهی تجربی هم برای اثبات یا رد این مدعای شما وجود ندارد!
6-در مورد تورم جهانی شما می توانید به گزارشات بانک جهانی و ضندوق بین المللی و روزنامه های خودمان مراجعه کنید تا دریابید نرخ تورم جهانی در سال گذشته 5/4 در صد بوده است و امسال پیش بینی می شود حدود 5تا7 درصد باشد( اگر قبول ندارید بنویسید تا مرجع معرفی کنم) ودر مورد کشورهای همسایه نیز به جز عراق و افغانستان که تکلیفشان روشن است نرخ تورم بقیه کشورها تک رقمی است و این در حالی است که ارتباط آنهخا با اقتصاد جهانی بیش ازماست .حال شما که در سواد اقتصادی بنده تردید کرده اید و لابد به سواد خودتان شک ندارید به بنده آدرس بدهید که کدامیک از کشورهای همسایه نرخ تورمش دورقمی است تا مدعای شما کمی درمورد سواد بنده درست از کار در بیاید.اگر بحث گرانی در جاهای دیگر هم مطرح می شود فقط در لفظ با ما اشتراک دارد وگرنه در محتوا مثلا برخی کشورها نگرانند کخ نرخ تورمشان از 3 درصد به 7 درصد برسد یا نرخ بیکاری شان از 5 درصد به 7تا9 درصئد برسدو...خلاصه میان ماه من تا ماه گردون ، تفاوت از زمین تا آسمان است !
7 - در نظر قبلی تان شما تشکیل کمیته های انضباطی در دانشگاهها را به یکی از کادر های مشارکت نسبت داده بودید و من از شما خواستم که اورا معرفی کنید ولی حالا شما آقای معین را به این عنوان معرفی کرده اید! خوب می دانید که آقای معین عضو و کادر مشارکت نیست پس آن ادعای شما باطل است اما قعا آقای معین اصلاح طلب و از دوستان و همفکران ماست و نامزد ما برای ریاست جمهوری بود . در مورد عملکرد ایشان در مورد کمیته های انضباطی من نمی توانم پاسخگو باشم چون در جریان جزئیات شکل گیری این کمیته از ابتداتاکنون و ارزیابی عملکردش نیستم اما اینرا به خوبی می دانم که در زمان وزارت آقای معین فعالیت های دانشجویی چگونه بود و امروز چگونه است و اهل نظر می دانند که تفاوت از آسمان تا زمین است به گونه امروز دیگر جای نفس کشی هم برای فعالیت های دانشجویی باقی نمانده است .

 

رضا :

با درود جناب مزروعی

مطلبی نوشته بودم، ثبت نشده بوده است یا تأیید؟

(از نخستین نظرهای مربوط به این مطلب)

مزروعی : با سلام ، مطلبی را که بنام شما بود همراه با تظرم در باره آن انتشار دادم.

 

سيد مرتضي ابراهيم زاده :

جناب اقاي مزروعي سلام.از مقاله ي مستند و علمي شما ممنونم.پاسخ شما به كاربران نيز منطقي و از سر تعقل مي باشد كه اين نيز قابل تقدير است. بخش زيادي از جامعه كه عموما گرايش اصلاح طلبي دارند به سمت بي تفاوتي و بي خيالي سياسي رفته اند و اين براي انجام فعاليت سياسي كه منوط به حضور مردم مي باشد بسيار خطرناك است. همانطور كه فرموديد اقتدارگرايان خواهان حضور حداقلي مردم در پاي صندوق راي هستند پس تلاشي براي پر رنگ تر شدن حضور مردم نخواهند كرد.مي خواستم ببينم شما به عنوان يكي از اصلاح طلبان فعال در حوزه ي سياسي اقتصادي چه برنامه ايي براي به صحنه كشيدن اين جمعيت خاموش داريد؟آْيا كار علمي و نظر سنجي معتبري انجام شده تا معلوم شودكه حضور دوباره ي آقاي خاتمي همراه با موفقيت ايشان همراه است يا نه؟ آقاي خاتمي يك سرمايه ي ملي و گوهري ارزشمند براي حركت اصلاحي كشور است آيا تدبيري براي مقابله با تخريب هاي احتمالي ايشان شده است؟ جامعه ي ما حداقل در ظاهر مذهبي است آيا براي تهمت هايي كه در اين زمينه به آقاي خاتمي وارد مي شود جواب درخوري انديشيده شده است؟ آيا در زمينه ي ادعاي نداشتن اقتدار و قدرت آقاي خاتمي در طول هشت سال دوره ي رياست جمهوري از طرف دانشجويان و افرادي كه امروز جز تحريم كننده هاي انتخاب هستند فكري شده؟ آيا آسيب شناسي هشت سال دوره ي اصلاحات انجام گرديده ؟آيا به اتحاد بين اصلاح طلب ها فكري شده و مشخصا حضور همزمان اقاي خاتمي و آقاي كروبي؟آقاي كروبي نشان داده اند كه براي كسب قدرت قدمي عقب نمي نشينند و در اين بين با بيان برخي حرف ها موجب بهم خوردن اتحاد اصلاح طلب ها مي شوند آيا در اين زمينه فكري شده؟ من به عنوان يك اصلاح طلب افتخار مي كنم كه در راه اصلاح جامعه قدم بر دارم و ورود آقاي خاتمي را ارج مي نهم ولي قبل از اينكه اعتبار اين شخصيت بزرگوار در كارزار انتخاب زير سوال رود با يك كار ميداني و دقيق ميزان اقبال ايشان در بين مردم را جويا شويد و مهم تر از همه به نيازهاي مردم جدا از زبان آكادميك پاسخگو باشيد همان كاري كه هشت سال آن را به خوبي انجام نداديد هر چه شما بگوييد رشد اقتصادي هشت درصداست يك كارگر متوجه ي آن نمي شود مثلا در زمان انتخاب رياست جمهوري جناب آقاي دكتر معين كه راي بنده به ايشان تعلق گرفت با يك لب تاپ در پشت تلويزيون قرار گرفتند و مانند كلاس هاي دانشگاهي ايشان با مردم صحبت كردند ولي اگر همان حرف ها را به زبان مردم كوچه بازار بيان مي نمودند شايد اقبال بيشتري پيدا مي كردند منظورم عوامفريبي نيست بلكه بيان واقعيات و شعارها به زبان قابل فهم مي باشد.براي شما آرزوي موفقيت مي كنم و به جنبش اصلاحي اميدوارم...

مزروعی : باسلام ، به نظرمن جامعه ما در حال تجربه است و ما باید بتوانیم این تجربه ها را تحلیل و به ذهن خودآگاه افراد جامعه بیاوریم و اینکار با سیاست ورزی مستمر و اصلاح طلبانه ممکن است و اینکاری که بنده و دوستانم در قالب جبهه مشارکت پیگیر آن هستیم و برنامه کاری ما براین پایه است که بتوانیم با آگاهی بخشی به جامعه آنها را به نقطه تصمیم گیری و خروج از سکوت وانفعال بکشانیم . در مورد آقای خاتمی و نکاتی که مطرح کرده اید ما در ابتدای راهیم و هنوز وارد بحث جدی در این باره نشده ایم و قطعا اگر ما بخواهیم با آقای خاتمی به عنوان نامزد وارد انتخابات ریاست جمهوری بشویم باید به این نکاتی که شما مطرح کرده اید بپردازیم و امیدوارم که در آینده بتوانم از نقطه نظرات شما دراین باره بهره مند شوم .

 

مرتضی :

جناب مزروعی
با سلام از تحملی که در پاسخ به منتقدین بکار می گیرید سپاسگزارم.
البته دوست عزیز آقای محسن ناصواب نمی گویند. به نظر می رسد مقداری جوگیر شده اند. هر رخداد را باید در ظرف زمان خود ریخت و از دیدگاه خود به بررسی مسایل پرداخت. «مردم» کلمه زیبا و درشتی است که به راستی و یا ناراستی هر فرد برای توجیه افکار خود استفاده می کند. من هم یکی از همان مردمی هستم که در ظرف سخنان آقای محسن نمی گنجم. من معتقدم در بین 3 دولت هاشمی خاتمی و احمدی نژاد دولت خاتمی موفق ترین بود. دلایل هم زیاد است. شواهد حاضرند ولی ما مقداری سریع حرکت می کنیم. ساختن بسیار سخت است ولی حرف زدن اسان و راحت. ما می خواستیم از فردای انتخاب خاتمی مثل اروپا زندگی کینیم. این غیر ممکن بود.
جناب مزروعی حرفهای شما در مورد دوران هاشمی وبی اخلاقی های افرادی که هر روز خود را به رنگی در می اورند تا در پوستین خلق افتند کاملا بجاست. کیست که نداند هر سال به بهانه ایی چگونه عده ایی روزگار را بر مردم جنگ کشیده زهر کردند همانها بعدا به نام اسلام و . . . . دانشجویان را به ضرب و شتم گرفتند. به مهاجرانی و عبدالله نوری حمله کردند. هر روز به بهانه ایی قمه های اخته خود برکشیده و به روزنامه ها حمله می کردند. سخنرانی هر کسی که از اصلاحات دفاع می کرد بهم می زند وفریاد وا اسلاما سر می دادند. آخر در کجای دنیا این گونه به رییس جمهور(خاتمی) و کابینه اش ناجوانمردانه حمله می کنند؟ من از دوره اول هاشمی دانشجو بوده ام و تا همین اواخر دانشجو بودم. خفقان و بی برنامگی در دولت احمدی نژاد بی سابقه است.
جناب مزروعی اینها به کنار رفتن شما و امثال شما راضی نمی شوند. می گویند شما نباید باشید. این خاصیت قدرت است. ولی به کوری چشم آنان نه تنها شما که ما هم که جرات سخن گفتن را نداریم هستیم. مردمی که مثل من فکر می کنند و خاموشند کم نیستند و بسیار. با این شورای نگهبان و این بساط چاره ایی غیر از فروپاشی از درون ندارند. 15 درصد شرکت در انتخابات یعنی چه؟ یعنی اینکه عده ای عظیم خاموش ناراضی(به هر دلیل) حاضر به تایید این وضعیت نیست. آفرین بر شما . فریاد بزن بگذار تا این صدا های خموش به سخن ایند. فریاد بزن. من هم مثل شما فکر می کنم. و روزی این من ما خواهد شد. خاتمی با تمام انتقاداتی که به او داشتم و دیگر ندارم غیر قابل قیاس با احمدی نژاد است. حداقل این مرد تا بود راست گفت و با مردم صادق. خاتمی نه بت بود که بشکند ونه قهرمان رویا های مرم. من شرمگینم که قدر روزهای طلایی اصلاحات را ندانستم. خاتمی سعادتی بود که در خفقان آمد و رفت افسوس که قدرش را ندانستیم.
خاتمی به دلیل خدماتی که به ایران کرد جاویدان است گرچه همان عده چماق بدست شعبانی (بی مخ) نخواهند او باشد. تاریخ را بعد از ما می نویسند. همان گونه که امیر کبیر مصدق زندگان همیشه تاریخند. خاتمی! من هم از تو به خاطر صداقت ، شرف ، دانایی و خدماتی که در ان فضای خفقان و نامردانه به ایران کردی ممنونم. من یکی از فرزندان تو هستم و به داشتن هموطنی مثل تو افتخار می کنم تو شاهکار کردی. در ان شرایط خوب بودی .

مزروعی : باسلام و تشکر از لطف و همراهی شما ، من با یرخی تعابیر بکاربرده شده در متن موافق نیستم اما نظر شما را جهت گفتگو میان خوانندگان وبلاگ انتشار می دهم .

 

حسام :

با این مقایسه ها قرار است چه چیزی ثابت شود ؟
اینکه دولت احمدی نژاد مطلقا ناکارآمد است؟! اینکه دولت خاتمی مطلقا کارآمد بود ؟! اینکه دولت خاتمی نسبت به احمدی کارآمدتر بود ؟!... خلاصه قرار است "کارآمدی" را با مقایسه چنین شاخصهایی معنا کنید؟!!!
به نظر من اینها قیاس مع الفارق است و متاسفانه به بیراهه میروید !
بنده معیار دیگری به دست میدهم ، شاید مبنایتان را به آنحا ببرید قدری همزبان شویم.
1- کشور ما یک کشور جهان سومی و توسعه نیافته است.
خصوصیات این کشورها چیست؟ اغلب مردمانی کم فرهنگ, استبدادپذیر, ناسالم (ازنظر اقتصادی) و ... دارد. ساختار حکومتی بروکرات و بشذت دولت سالارو قبیله ای دارد. از نظر معنوی بشدت متعصب و ضدبشری است. غیرمولد و رانت جو با درآمد سرانه پایین و فاقد زیرساختهای علمی و اقتصادی و ...
خب سوال درست اینست که دولتهای قبلی و فعلی کی و کجا ملاک کارآمدیشان را پیشرفت در این شاخصها قرار داده اند ؟؟؟
با مشکل فساد اقتصادی درتمام دولتهای پس از انقلاب ( فعلا راجع به قبل از انقلاب نظری نمیدهم) چگونه برخورد شده است؟! اینکه خاتمی خودش بالشخصه سلامت اقتصادی داشته برای کشور معیار بهبود این شاخص است ؟؟؟؟ نگاه کنید به کشور چین و نحوه برخوردش با این مقوله را.
درمورد مشکل تعصب مذهبی و ... وضع ایران بهتر شده است یا هند ؟!!
از نظر دمکراسی و بهبود اوضاع اقتصادی ترکیه کجاست و ما کجا؟!!
از نظر زیرساختهای علمی و اقتصادی آیا وضع بهتری از مالزی داریم ؟؟؟
..... و خلاصه برای تمام این شاخصها معیارهای مقایسه ای فراوان است.
توجه کنید من برای مقایسه ام از سوییس و نروژ و ... اسمی نبردم بلکه کشورهایی را مثال زدم که تا قبل از انقلاب اوضاع رقت بارتری را نسبت به ما داشته اند و حالا آنها کجا هستند و ما کجا ...!!
خب بفرمایید دولتها را با این شاخصها مقایسه کنید!چه آنهایی که قبولشان دارید وچه آنهاییکه ندارید.

برادر من !
اصولا مشکل شما اینست که ابتدا وضع خراب را میپذیریذ و سپس بد و بدتر را با هم مقایسه میکنید ! در حالی که ...

بهتر است در یک کلام بگوییم " ...

مزروعی : با سلام ، اول اینکه جمله آخر شما را سانسورکردم چون نیازی به اینگونه نوشتن برای بحث نیست . ثانیامخاطب من در این مطلب امثال شما نیست که ظاهرا اصل نظام جمهوری اسلامی ایران را به همین دلایلی که گفته اید قبول ندارید و من ضمن پذیرش اینکه در مقایسه با کشورهای ترکیه و مالزی وچین وهند عقب مانده ایم و برخی خصوصیات منفی که بدان اشاره کرده اید طبعا اگر مخاطبم شما باشیدبه گونه ای دیگر بحث را مطرح می کنم و آن اینکه اگر من همه مدعای شما را بپذیرم آنوقت شما چه راه حلی برای گذار از این وضعیت دارید؟

 

مصطفی :

باسلام و تشکر از اینکه پاسخ کاربران را میدهید جسارتا باید عرض کنم یک اشتباه بزرگ تاریخی توسط اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری شد که اگر نمیشد امروز ما گرفتار این همه بحران نبودیم آیا بهتر نبود همه اصلاح طلبان بجای معرفی و حمایت از چند کاندیدا ( معین کروبی و مهرعلیزاده )از هاشمی حمایت میکردید؟ در اینحالت آراء خرد نمیشد و بکام دیگران هم تمام نمی گشت .

مزروعی : با سلام ، دراینکه اصلاح طلبان به هردلیل نتوانستند روی یک نامزدتوافق کنند و این اشتباه بود شکی نیست اما مشکل همین بود که روی کدام نامزد توافق کنند؟ حالاهم جز اینکه راه چاره ای برای عدم تکرار این اشتباه پیدا کنیم طرح هر بحث دیگری از گونه سئوال شما فائده ای ندارد چرا که قابلیت عمل نداردو بنابراین پاسخ به سئوال شما بلاموضوع است .

 

محسن :

سلام آقای مزروعی.
مطلبی که الان می خوام عرض کنم ارتباط مستقیمی با این نوشته شما ندارد.
من این سوال رو تو سایت آقای شیرزاد هم پرسیدم اما جواب قانع کننده ای دریافت نکردم.
به نظر شما اینکه حاصل انتخابات نهم شد محمود احمدی نژاد، تا حد زیادی نتیجه عملکرد و اشتباهات 8 ساله اصلاح طلبان نبود؟
اگر نبود پس لطفا بگید چی شد که یک چهره ناشناخته بدون هیچ برنامه و بدون هیچ حمایت مالی اومد شد رییس جمهور؟
لطفا نگید تقلب شد، از حدود 20 میلیون رای حداکثر 3 میلیونش می تونه تقلب باشه، شما در مورد 17 میلیون باقی مانده صحبت کنید.
بنده فکر می کنم اشتباهات وحشتناک( یکی اش تخریب چهره آقای هاشمی ) و افراط کاری های اصلاح طلبان( مثل بحث عبور از خاتمی، برگزاری رفراندوم و ...که توسط چهره های تندروی مشارکتی مطرح می شد ) و بی برنامه بودن اونها(اولین و مهم ترین مثال عملکرد ضعیف شورای شهر در اون دوران بود که همش دعوا بود و هیچ کاری انجام نشد. بسیاری از جلسات ار رسمیت می افتاد و ... همین باعث شد ابادگران اولین سنگر رو فتح کنند) باعث شد بخش با سواد و تحصیل کرده مردم( مثل بسیاری از ساکنان تهران که طرفداران سابق خاتمی بودند و به احمدی نژاد رای دادند) از اصلاح طلبان سرخورده بشند. علاوه بر این در این هشت سال هیچ برنامه ای برای همراه کردن توده های مردم در انتخابات وجود نداشت. انگار 70 میلیون جمعیت ایران همه دانشجو و تحصیل کرده و روزنامه خوان هستند. در واقع از قشر عظیمی از روستاییان و افراد عامی و دهک های پایین از نظر سواد و فرهنگ هیچ نشانی دیده نمی شد. در حالی که همین قشر به سرعت جذب شعارهای پوپولیستی احمدی نژاد شدند.
ممنون از اینکه وقت می ذارید و نظرها رو می خونید و جواب می دید.

مزروعی : با سلام ، دوست عزیز! اگر در هربحث و تحلیلی داده های اولیه اطلاعاتی درست نباشد یا این داده ها بین دو طرف گفتگو مشترک و مورد توافق نباشد طبعا نتیجه گیری ها هم نادرست و محتلف خواهد بود . بطورمثال شما آورده اید :" یک چهره ناشناخته بدون هیچ برنامه و بدون هیچ حمایت مالی اومد شد رییس جمهور؟ " وبه نظرم این نادرست است چراکه آقای احمدی نژاد از زمانی که شهردار تهران شد و صدا وسیما در خدمتش قرارگرفت وهمه امکانات مالی و تبلیغاتی برخی نهاد ها به کمکش آمد و از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری نام او به عنوان رئیس جمهور در برخی محافل ومجامع مطرح می شد دیگرجایی برای این داده شما از نظرمن نمی ماند البته قبول دارم که هیچ برنامه ای نداشت که به نظرم این مسئله مهمی برای رای دهندگان به ایشان نبود. ویا آورده اید:" لطفا نگید تقلب شد، از حدود 20 میلیون رای حداکثر 3 میلیونش می تونه تقلب باشه، شما در مورد 17 میلیون باقی مانده صحبت کنید." لابد می دانید که آقای احمدی نژاد در دور اول 6 میلیون رای آورد و در دور دوم 17 میلیون! و همه حرف در همین جاست که چگونه این رقم حاصل شد؟ حتی اگر بپذیرم کل کسانی که در دور اول به نامزدهای اصولگرا رای دادند در دور دوم به ایشان رای دادند باز جمع آنها می شود 11میلیون و نه 17 میلیون! وحتی اگر بپذیریم که در این رای هیچ تقلبی نبوده است بازهم باید بدانیم این رای یک سوم واجدین شرایط رای دادن می شود(17 میلیون از 48 میلیون رای دهنده ) و این به معنای آن است که ایشان با رای اقلیت مردم بر اکثریت حاکم شده اند! بنابراین در مورد رای آوردن آقای احمدی نژاد نباید دچار اشتباه بشویم و حمایت ابر و بادومه و خورشید وفلک از ایشان فراموش نشود اما با همه این احوال اینکه چرا اوضاع اینگونه گشت وبه قول شما خیلی ها از اصلاح طلبان برگشتند و کناره گرفتند بارها و بارها در این باره بحث شده است وهرفرد و گروهی از منظر و دیدگاه خود بر برخی عملکردها و افراد مثل شما دست گذاشته اند والبته بعضا دراین مسیردچار افراط و تفریط هم شده اندکه از آن می گذرم و چون من نگاهم به آینده است و فکر میکنم فقط از گذشته باید عبرت گرفت می گویم خوب همه اشتباهاتی راکه شما آورده اید اصلاح طلبان مرتکب شده اند حالا چه نتیجه ای می خواهید بگیرید ؟ مشکل همین جاست که همه ما در اشکال گرفتن و اشتباهات دیگران را شماره کردن استادیم اما آنجا که قرار می شود رفع اشکال کنیم و جلوی اشتباهات را بگیریم پای همه مان می لنگد! دوست عزیز! اینهایی که شما نوشتید برای امثال بنده اظهر من اشمس است اما مثلا اینکه چگونه می شود بدون داشتن رسانه و صدا و سیما با توده مردم ارتباط برقرار کرد و...والله به عقل من راه حلی نمی رسد و نمی دانم شما راه حلی برای اینکار دارید یا همینطوری مدعایی را مطرح می کنید؟ درعین حال یادآور می شوم اینکه شما مطرح کرده اید :" بحث عبور از خاتمی، برگزاری رفراندوم و ...که توسط چهره های تندروی مشارکتی مطرح می شد " نادرست است چرا که هیچیک از اعضای مشارکت بحث عبور از حاتمی را مطرح نکردندواگر شما هنوز بر این مدعا اصرار دارید باید آدرس و کد برای اثبات مدعایتان بیاورید و در مورد رفراندوم هم بحث رفراندوم در چارچوب قانون اساسی و مطابق اصل پنجاه ونهم بود که بحث قابل دفاعی بود .

 

سولماز :

در جوامع ایده آلیست (از جمله ایران) همیشه شعار و وعده برد بیشتری دارد تا برنامه. دست کم امیدواری ام این است که در اثر این "آزمون" شعور عمومی جامعه به "خطا"ی گرایش خود پی برده باشد.

 

امیر :

جناب محسن باسوادعزیز!
فکر کنم وقتی بدبختی و گرانی و چندبرابر شدن مشکلات زندگی را مردم با همه وجود دارند حس می کنند و داد همه به هواست مقاله سایت عصر ایران و اظهارنظر شما انسان باسواد نمی تواند دردی از مردم دوا کند!
از دولت سر مثل شماست که این دولت داره به طور شبانه روزی به مردم خدمت میکنه!
حتی خواب هم از چشم ملت رفته از بس که ای دولت شبها هم خدمت می کند!
رای مردم به احمدی نزاد از فقر نبود بلکه از طمع بود و سادگی!ای فرد باسواد اگه یک نگاه ساده به دور و برتون بیاندازید می فهمید که به فضل الهی آقای احمدی نزاد داره معنای فقر واقعی را به 90% جامه مفهمونه!
به فضل الهی حدود یک سال دیگه بیشتر از عمر دولت خدمتگزار باقی نمونده!
به فضل الهی موفق باشید!

 

sangari :

salam,aya shoma nemikhahid ghabool konid ke hokoomate mazhabi natije-ee behtar nakhahad dasht, che be dast osoolgarayan che eslahtalaban?

مزروعی : با سلام ، من با نظر شما موافق نیستم و کما وبیش در نوشته هایم در همین وبلاگ دیدگاهم را در این باره ارائه کرده ام .

 

amin :

آقای مزروعی شما بجای آدرسهای انحرافی به مردم و یا توپ را در زمین این و آن انداختن خودتان را اصلاح کنید . در زمان خاتمی اصلا کاری نشد تا بخواهد خوب یا بدش معلوم شود . املای ننوشته هم که غلط ندارد . دوم اینکه شما در آن دوران همه چیز را در قبضه خودتان گرفتید و تا توانستید خوردید و خوراندید به دوستانتان . مثل همان زمینهای دارآباد برای نمایندگان که امروز هم سایتها نوشته بودند . شما در نزد مردم بعنوان سیاست بازهای بی ادب که البته برای دشمنان مثل امریکا و انگلیس و ... خوب رعایت ادب را می کنید اما برای رئیس جمهور و سایر مسئولین کشور خودمان نه . شما پهلوان هستید اما پهلوان ننه که بیرون از بچه ها کتک می خورد و در خانه مادرش را کتک می زند . سوم در زمان خاتمی اگر یک روزنامه جمله ای ر علیه ایشان می نوشت چنان جنجالی بپا می کردید که وامصیبتا دارندمنتخب ملت را تهدید و تحقیر می کنند و .... اما حالا بیشترین توهینها و اهانتها به پاکترین مسئول اجرایی کشور که هیچ چیز را برای خودش نمی خواهد و البته ترسهای ... شماها را هم از تحلیلهای آبکی به دلش راه نمی دهد میکنید و اسم اینکارتان را هم دموکراسی می نامید . یادتان هست در برنامه چراغ چه قشقرقی بپا کردید . حالا چند صد تا از این برنامه ها برای ایشان در سایتها و روزی نامه هایتان بطور روزانه دارید ؟ چهارم شما اگر حداقلی از سواد اقتصادی داشتید و با رانت و ... مدرک نمی گرفتید می دانستید که اقتصاد را و قیمتها را فقط و فقط عرضه و تقاضا تنظیم می کند بدین معنا که وقتی تقاضا زیاد است یعنی اینکه قدرت خرید مردم زیاد است و وقتی قدرت خرید زیاد است یعنی پول و نقدینگی زیاد است و نقدینگی زیاد هم حاصل کارهای عظیمی است که دارد صورت می گیرد و شما در 8 سال حتی جرات نکردید یکی از آنها را اجرا کنید مثل تمام طرحهای نیمه تمام شماها و کاهش سود بانکی و .... آیا شما می دانید در امریکا بعنوان اصلی ترین الگوی ذهنی شما و دوستانتان در سال 2007 شش مرتبه قیمت بنزین افزایش یافت و مردم هم یک کلمه اعتراض نکردند چون سیاسیون و اقتصاد دانانشان واقعیت را به مردم می گویند و مانند شما برای رای مملکت را هم به حراج نمی گذارند . اگر این افزایش قیمت در ایران بود شما برای این دولت چه حرفها درمی آوردید ؟ مگر شما برای بحث بنزین اینقدر سمپاشی نکردید که ملت گرفتار شده و کارهایشان خوابیده و ... ولی وقتی دولت بصورت حساب شده بنزین آزاد را اعلام کرد دیدید که کمتر از 1 درصد بنزین آزاد مصرف می کنند و این بدان معناست که همه تحلیلهای شما یا آبکی و به دور از عقلانیت و علم است یا مشحون از فریبکاری و تعمد در خراب کردن دولت و سیاه نمایی علیه ایشان است که در هر دو صورت شما صلاحیت اظهار نظر در اینخصوص را ندارید . لطفا پاسخهای بنده را بدهید .

مزروعی : با سلام و ادب حدمت جنابعالی! من پاسخی برای شما با این لحن و بیان که سرشار از توهین و اتهام زنی است ندارم و آنرا با حذف واژه ای که شایسته شما نمی دانم انتشار می دهم تا دیگر خوانندگان هم در جریان قرار گیرند که مدافعان دولت اصولگرای نهم با چه منطقی از این دولت دفاع می کنند اما چون شما به همه اصلاح طلبان اتهام خوردن و رانت و...زده اید و منهم وکیل آنها نیستم واز این نظر فقط وکیل خودم هستم خواهش می کنم هرچه ره خورده و برده ام و یارانتی استفاده کرده ام از جمله در درس خواندن و...افشاء وبرآفتاب کنید تا معلوم شود که مدعاهای شما چقدر درست است؟ در عین خوشحال خواهم شد کخ چند طرح بزرگ ملی را که در دولت نهم براه افتاده یا تمام شده است برشمارید تا حداقلی از حقیقت در مدعای شما باشد وگرنه کلی گویی و اتهام زنی و...که کار مشکلی نیست به خصوص اینکه درکشورما حرف زدن و شعار دادن و...هیچ معونه ای ندارد و شما اینرا به بهترین وجه در گفتار و رفتار رئیس دولت نهم می بینید چه برسد به دیگران .

 

علي :

هرجاازجواب منطقي ومبرهن بازميمانيد به سفسطه وگاها بي حوصلگي درعدم ادامه بحث روي مياوريد اين البته رويه خوبي براي شما نيست. ماميگوييم دليل شكست شمادرفلان انتخابات چيست وبريدن مردم ازشمارادليل مياوريم اما شماميگوييد مانتيجه انتخابات راپذيرفتيم مشكل اين نيست مشكل اين است كه شما معتقديد مردم هنوز طرفدارشماهستند امااماروارقام خلاف اين راميگويند درمورد انتخابات نهم واقعا پاسخ شمادرمورد مهندسي انتخابات تعجب اوراست يعني شما بعنوان نخودي بودن خوددرانتخابات اذعان داريدوميگوييد كساني كه انتخابات نهم رامهندسي كردندازشما بصورت ابزار رسيدن به هدفشان استفاده كردندسوال اين است چراشمااجازه داديد اينگونه شود مگر شما دريك ميدان تقريبا برابر نبوديد پس چراازپارامترهاي خود استفاده نكرديد براي حزبي كه ادعاهاي شمارادارداين حرفها بعيد است.درمورد اراي اقاي كروبي وان تز معروف 50هزارتوماني وي رامگرفراموش كرديد به اندازه اراي وي دراين مورد جك ساخته شدواقعاساده انديشانه است اگرفكركنيد اراي كروبي اراي اصلاح طلبان بودند ديدگاهاي كروبي اصلا تقاربي بااراي اصلاح طلبان نداشت بسيارعوام فريبانه بود.اراي مهرعليزاده هم تقريباقومي بود اراي اقاي هاشمي هم اراي ثابت ايشان بودند كه هموارهانهارادارند.بهرحال من شرايط شمارادرك ميكنم كه ازلحاظ سياسي به شما وهم حزبي هايتان فشارشديدي وارداست اما درمورد برنامه هاهم ذكراين نكته ضروري است كه اين چه طور برنامه است كه اكثرراي دهندگان باان حتي اشنايي كمي هم پيدانكردند.چرابرنامه هاي كروبي (اگرانرابرنامه بدانيم)واحمدي نژادوحتي هاشمي بعلت ساده فهم بودن انها مورد توجه است اما بقول ان دوست گرامي كه گفت اقاي معين با لپ تاب به صداوسيماامد راهيچ كس باورنكرد.تازه شمااگربرنامه داريدانراساده فهم كنيدوخودوانهاراازقالبهاي روشنفكري صرف خارج كنيد البته من به بينندگان وهم بحثان توصيه ميكنم بيشترازاين به شمافشارنياورند بهتراست. درمورداراي اقاي معين وجامعه شناسي انهاونحوه شكل گيري انهادركامنت بعد صحبت خواهم كرد .عذرازتصديع

مزروعی : با سلام ،من حرف جدیدی ندارم و پاسخ هایم همانی است که قبلا نوشته ام و نظر شما را جهت دوستانی که خواننده وبلاگ هستند انتشار می دهم . جالب اینکه شما به هیچیک از سئوالاتی که من از شما پرسیده ام جواب نمی دهید و در عین حال اصرارید مطالب جدیدی در اثبات نظرتان عرضه کنید .بطورمثال شما هر دفعه روی برنامه نداشتن اصلاح طلبان تکیه داشتید که من نوشتم اینگونه نیست و از شما پرسیدم که شما این برنامه را دیده و خوانده اید؟ وشما حالا بدون آنکه جواب آن سئوال را بدهید از من پرسیده اید:" درمورد برنامه هاهم ذكراين نكته ضروري است كه اين چه طور برنامه است كه اكثرراي دهندگان باان حتي اشنايي كمي هم پيدانكردند" اگر شما پاسخ مرا دادید آنوقت منهم پاسخ شما را در این مورد می دهم . درضمن هیچگونه فشاری از سوی خوانندگان متوجه من نیست و نگران این نباشید ، قطعا اگر فشار حکومتیان نبود آنوقت می شد فهمید که وضعیت ما چگونه است وگرنه طرح نظرتانی از گونه نظرات شما امری بسیار طبیعی در عرصه فعالیت های سیاسی است و برای من که هزاران بار اینگونه نظرات را شنیده ام بسیار طبیعی تر است و البته متاسفانه امکانی هم برای اثبات یا رد آنها وجود ندارد.

 

محسن :

سلام.
من محسن دومی هستم که در مورد انتخابات نهم و اشتباهات اصلاح طلبان صحبت کردیم.
از آقازاده ( منظورم وزیر نفت اسبق نیست منظورم پسرتان است ) که این محفل رو راه انداخت و از همه کسانی که در انزوای سیاسی اصلاح طلبان نقش داشتند متشکرم چون باعث شد اقلا ما بتونیم دو کلمه با بزرگان اصلاح طلب اختلاط کنیم! و یک تشکر بزرگ هم از شما دارم بابت وقت و حوصله برای پاسخ گویی، بعضی از کامنت ها واقعا از مرحله پرت هستند اما شما به انها نیز پاسخ دادید که قابل تحسین است.
اما ادامه بحث
از اینکه شما اشتباهات اصلاح طلبان را پذیرفتید خوشحالم. در مورد عبرت از گذشته و نگاه به آینده هم با شما هم عقیده ام.
هدف من از بیان اشتباهات آن دوران این بود که علی القاعده ما الان نباید دنبال این باشیم که مجلس و رئیس جمهوری مثل 8 سال بعد از دو خرداد داشته باشیم چون راهگشا نیست. هر چند اگر باشیم هم هرگز به مقصود نمی رسیم چون قدرت و ابزارهای بازدارنده و سیستم اطلاع رسانی و نیروهای نظامی و ... همه چیز بر علیه این جریان است و محافظه کاران حکومت را سه قبضه در اختیار دارند. با اوضاع انتخابات مجلس اخیر هم مشخص شد رد صلاحیت مجلس هفتم یک اتفاق نبود، بلکه یک تصمیم بود که مجریان آن هم چنان در اجرای آن کوشا هستند و ( به زعم خودشان ) دیگر اشتباه مجلس ششم هرگز تکرار نخواهد شد.
بنده فکر می کنم جمهوری اسلامی به سمت استبداد و دیکتاتوری در حرکت است و روز به روز دایره بازیگران و دست اندرکاران تنگ تر می شود و عده ای طرد می شوند...
به نظر شما با این اوصاف چشم انداز سیاسی 10 تا 15 سال آینده چیست؟
آیا این حرکت ادامه خواهد یافت یا این دیگ نارضایتی ها و سرخوردگی ها به زودی جوش می آید و شاهد یک برخورد و رخداد جدی مثل حادثه کوی دانشگاه و به تبع آن تغییر اوضاع به سمت آزادی و دموکراسی بیشتر خواهیم بود؟
در این میان نقش امثال شما جز این اطلاع رسانی بسیار محدود چیست؟ و نقش من دانشجو چیست؟ آیا باید بنشینیم و نظاره گر باشیم و هر از چندی هم شکوه و گلایه ای؟ یا کوله بار سفر ببندیم و عطای مملکت را به لقایش ببخشیم؟ ( هر چند من الان هم ایران نیستم ولی پس از پایان تحصیل برخواهم گشت)
ممنون

مزروعی : با سلام ، اولا اینکه آورده اید:" از آقازاده ( منظورم وزیر نفت اسبق نیست منظورم پسرتان است ) که این محفل رو راه انداخت و از همه کسانی که در انزوای سیاسی اصلاح طلبان نقش داشتند متشکرم چون باعث شد اقلا ما بتونیم دو کلمه با بزرگان اصلاح طلب اختلاط کنیم!" من متوجه منظورتان نشدم چراکه نه من جزء بزرگان اصلاح طلبم و به همین دلیل در گذشته هرکس اراده می کرد می توانست با من مکاتبه و گفتگو کنم و من در همه سال های پس از 68 یک روزنامه نگار بوده ام و افراد براحتی می توانسته اند از طریق روزنامه ها با من ارتباط برقرار کنند بنابراین اگر از جانب شما اراده و عزمی برای ارتباط با من نبوده است نباید اینرا به اینگونه توجیه و کنایه بزنید . اما در مورد اصل موضوع من به عنوان یک مسلمان و شهروند وظیفه خودم می دانم که مردم و جامعه را به اصلاح گری وضع موجود دعوت کنم اما اینکه اینکار کی در جامعه ثمر و میوه می دهد به صد ها عامل بستگی دارد و من نمی دانم کی نتیجه می دهدهمچنانکه در تاریخ ما شاهدیم که بسیاری در راه اصلاح گری جان دادند و ثمره کارشان را ندیدند اما راهی را بنیان نهادند که بعدها ثمرداد بنابراین آنچه برای من مهم است اینکه من باید به وظیفه خود که همان آگاهی بخشی و انذار دادن است عمل کنم باقی آن بعهده مردم و زمان است و به قول مرحوم دکتر شریعتی اگر من چنان زندگی کنم که در لحظه مرگ بر بیهوده بودن زندگی ام تاسف نخورم برای من کفایت می کند .

 

صفر :

با سلام آقای مزروعی شما در زمانی که بر خر مراد سوار بودید چه کار کردید که حالا این گروه بخواهند انجام دهند.مگر شما با بیست و دوملیون رای چه گلی به سر ملت بیچاره زدید اینها هم مثل شما .خدا این مملکت را از شر شیاطین انس و جن نجات دهد.

مزروعی : با سلام ، هرچند من منظور شما را از سوار بر خر مراد نمی دانم و احنمالا منظور شما از خر مراد بودن دولت در دست اصلاح طلبان از سال 76 و مجلس از سال 79 است و لابد توجه دارید که دیگر قوا ونهادهای حکومتی نه تنها با اصلاح طلبان در دولت ومجلس همراه نبودند بلکه بحران آفرینی و کار شکنی هم می کردند باز این احوال اگر مشخص فرمائید که منظور دقیق شما از " چه کار کردید " چیست آنگاه پاسخگوی شما خواهم بود .متاسفانه غالب ما ایرانیان روی واژه های کلی (مثل خرمراد) سوار می شویم و معلوم نیست جز نق زدن و اعتراض کردن دنبال چی می کردیم ؟ در ضمن حکومت کردن کردن و جابجایی قدرت و نیروها یک امر بشری است و شما اینرا می توانید در همه کشور ببینید . بطورمثال امروزه در آمریکا می بینید چه جنجالی برای انتخابات برپاست و بخشی از شهروندان آمریکایی همچون شما براین باورند که جمهوریخواهان حاکم کاری برای آنها جز ایجاد هزینه جنگ در افغانستان و عراق نکرده اندوگلی به سر ملت نزده اند و برعکس عده ای نسبت به عملکرد دموکراتها نظرمنفی دارند با این احوال به آنها لقب شیطان نمی دهند و آنها را از صحنه سیاست بیرون نمی کنند و بالاخره افراد یکی از این دوحزب اداره امور آمریکا را بدست می گیرند و به پیش می برند ،درایران هم خیلی جدای از این تجربه نمی توان عمل کرد و عملکرد دوجریان سیاسی موجود درایران را باید با هم سنجید و داوری کرد وهمه ادعای بنده این است که اصلاح طلبان در دوره ای که به تعبیر شما بر خر مراد سوار بودند اگر گلی بر سر ملت نزنند لااقل باری هم بر دوش آنها ننهادند و هرروز در کوچه و خیابان مشکلی برای آنها نتراشیدند! اینکه دعا کرده اید خوب است اما حتما توجه دارید که دعای هرکسی مستجاب نمی شود و دعای بی عمل هم قطعا مستجاب نمی شود و برای اینکه کشور از شرشیاطین جن و انس نجات یابد به عمل تک تک ایرانیان و از جمله شما بستگی دارد و قطعا با نق زدن و...نیز این هدف مححق نمی شود .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007