« تولید ثروت و عدالت اجتماعی | صفحه اول | مسئله زمان و اقتصاد دانایی »

10 فروردین 87

پاسغ به یک نظر

در دنیای مجازی همچون دنیای واقعی ما ایرانیان (از جمله بنده حقیر سراپاتقصیر) کمتر می توانیم به بحث های نظری برای دستیابی به یک فهم متقابل بهتر از یگدیگر و حرکت بسوی فهمی مشترک برای زندگی بهتر و درک بهتر از آموزه های دینی بپردازیم اما به هرحال تمرین در این مسیر هرچند در دنیای واقعی ما ایرانیان بدلیل سوء تفاهم ها و جاه طلبی ها و استبداد گری و...تقریبا متروک و ناممکن است اما در دنیای مجازی تا حدودی ممکن است و آنچه در ادامه آمده است هر چند با موازین بحث و گفتگوی فارغ از اتهام زنی و مفید فاصله دارد اما می تواند تمرینی در این مسیر باشد و امید وارم با مشارکت دیگر خوانندگان و ارائه نقد و نظرهای آنان در این ایام تعطیل عید به استفاده مفید از وقت و زمان دامن زند و مرا در ادامه اینگونه مباحث یاری رساند .

سلام چرا اینقدر ترسیده اید که بدنبال اسم من هستید اما درمورد سخنانتان
1.اگر شما این را می پذیرید که احکام آنهائی هستند که باید در مورد انها تقلید نمود در همین احکام اطاعت از فقاهت یک اصل می باشد که دلیل واضح آن همان تقلید کردن از فقیه دارای شرایط وارده در رساله می باشد.در ضمن شما جمهوری اسلامی را در حال حاضر به عدم پاسخگویی به مردم متهم کرده اید خب مردم تابع فقاهت هستند بنابراین مسولین در وهله اول پاسخگوی فقاهت باشند بنابراین پاسخگویی باید براین باشد که مسولین تاچه حد نسبت به قوانین دین نزدیک هستند ویا نزدیک تر شده اند ودر وهله دوم مردم نیز خواستار تابعیت کامل مسولین از فقاهت هستندمردم نیز در مقام پرسش از این خواسته خود می پرسند.2.اگر منظور شما و یا به تعبیری توجیه شما از نظریه پردازی بدون پشتئپوانه علمی والبته با پشتوانه حزبی این ها ست که گفته اید یک سوال مطرح می شود وان اینکه آیا احکام در نماز و روزه خلاصه شده وایافقاهت در مورد احکام اجتماعی و سیاسی و ... برنامه ای ندارد ؟بهتر بود لااقل خارج از گرایشات حزبی این دو مسئله زیرا خلط نمی فرمودید : اولا تابعیت فقاهت تابعیت از شخص فقیه نیست بلکه تابعیت از تخصص اوست بنابراین با فوت فقیه باب فقاهت بسته نمی شود ثانیا در قران به کرات دعوت به تفکر ودقت و بررسی شده اما در همین قران ویا به تعبیر بهتر در دین اسلام و بالاخص تشیع بررسی و تفکر و دقت با مبنای دین گفته شده نه با مبنای سکولار وامثالهم بنابراین از طرفی دعوت به پیروی از فقاهت واز طرفی دیگر دعوت به تفکر و نظریه پردازی با مبنای فقاهت
اما در مورد امتحان مقدمات دینی شما اگر واقعا داری چنین ادعا یی هستید اولا در عمل علم خود را نشان دهید ثانیا دروس مقدماتی از اسم اش مشخص است مقدم هستند و نه متن اصلی که شما این قدر به داشتن آن در پوست خود نمی گنجیددر ضمن در دوران اصلاحات انتخابات خبرگانی برگزار شد که بدستور شورای نگهبان امتحانی قرار شداز ثبت نام کنندگان گرفته شود تا شرط اصلی شرکت در انتخابات که همان دارا بودن اجتهاد است محرز شود یادمان نرفته برادران اصلاح طلب مان چگونه دو پا داشتند و دو پا قرض گرفته و به کجا رفتند.
در مورد پایبندی به حزبتان من خودم نزدیک 6 ماه تقریبا پیوسته سایت نوروز را نگاه میکردم اگر قصدتان اعلام برائت از این دوستان هست حرفی نیست ولی اگر نگاهی به آرشیو این سایت بزنید تاکتیک هایی از قبیل اصل برائت ثبت نام فله ای و...که یا افراد مورد نظرتان احراز صلاحیت شوند ودر صورت عدم این کار تمامی لباسهای عثمان رو به نشانه مظلومبت تان علم کنید که کردیدو اینها برای تحریم انتخابات بودکه منجر به شکست تان شد و تکتیک بعدیتان زنده نمودن حوادثی از قبیل کوی دانشگاه بود که این بار هم نتونستید چرا دیگر چون رمقی برایتان نمانده رضا خاتمی بدنال نفس مصنوعی از طریق سفارتخانه های آلمان و...افتاده است
در مورد عرفی شدن دین شمابه دولت اصلاحات اشاره نموده اید اگر از دولت اصلاحات هیچ مفسده ای ظهور نمی کرد غیر از تاسیس حزبی که از بودجه بیت مال هزینه شد ودر مجلس 6 ام علنا چوب حراج به آبروی این ملت زدند کافی می باشد در ضمن مراج آنقدر خود را به احمدی نژاد نزدیک مبینند که از او انتقاد می کنندیادتان نرفته که بدنبال انتقادات آیت ا...مصباح یزدی چه ها که نگفتید ویا در همین روزنامه ها ونشریات اصلاح طلب به اهل بیت پیامبو دین ر چه توهیناتی شد که منجر به تعطیلی برخی از آنها شد انگار دوستان اصلاح طلب بدنبال فرمت نمودن گذشته خود افتاده اند و لطفا در مورد وضعیت اخلاقی ودوران اصلاحات سخنی نگویید که هنو.ز هم سی دی فقر و فحشا در خانه های مردم هست شما کسر شان داشتید که خود را پیرو خط امام بگویید حال از شاگرد امام بهره سیاسی می گیرید چرا که زنده نیست تا از خود دفاع کند و بگوید آقای مزروعی تمامی کتب استاد را بخوان نه چند سطر و آن هم گزینشی
در ضمن درست می گویید باید ادای زنده هارا درآورید تا مردم ب همرگ فکری و عقیدتی شما پی نبرند والبته نخواسته ام تمامی گناهان را برسر شما بریزم چرا که گناه اصلی و تقصیر اصلی بر ماست که بعد از جنگ شما ها و همفکرانتان را مسولیت دادیم تابه وهم خواب آلودتان چوب حراج به سرمایه های انقلاب بزنید
شما که از کتب استاد بهره می برید لااقل در دعاهای ایشان نسبت به امام زمان (عج)چیزی ندیده اید چرا عارتان می آید که رئیس جمهور ایران اسلامی در آغاز بحث خویش برای امام عصر (عج)دعا میکند؟ اگر منظورتان خرافات است شما باید پاسخگوی این پرسش باشید که چرا با ترویج تساهل وتسامح زمینه را برای این خرافات و پذیرش انها در میان برخی فراهم نمودید.این را می گویم که آدم خوب آدمی است که به فکر حیات است ونه ادای زنده رادرمی اورد ونه کسی که مرده.حتما قران خوانده اید در سوره انعام آیه 122 و97 نحل خداوند تعریف کاملی از حیات و ممات نموده که اگر وقت کردید آنهارا ببینید معنی حیات وممات منظور من را خواهید فهمید مگر اینکه قران خواندن هم را عامل عرفی شدن دین بدانید. در مورد خودی و غیر خودی و تمسک تان به سنت نبوی آیه 29 فتح جواب فکر کنم کافی برایتان باشد.در ضمن مرگ حزبی و فکری تان را بر عموم مردم تعمیم ندهید که مردم زنده بودن خویش را با حضور درانتخابات با فراغ از رای به چه افرادی و احزابی نشان دادند.اگر اسم من خیلی برایتان مهم است بنویسد یک مخاطب این ضعف شما رو نشون میدهد که اسم من رو دانستن یک دغدغه برای شما شده والبته یک حربه برای تحت تاثیر قراردادن مخاطبان .می خواتستم از درد اصلی شما ها که همان ولایت فقیه هست بگویم ولی تحمل شما را از انتقادات رو وقتی دیدم قانع شدم که شعار زنده باد مخلف من برای دشمنان این آب و خاک هست نه برای مردم ایران اسلامی . بقیه بحث ها بماند برای وقتی که شما تحمل انتخاب مردم را داشته باشید.

مزروعی : با سلام ، عزیز گرامی ! نمی دانم شما با چه انگیزه ای و از چه جایگاهی اینگونه بحث و مجادله می کنید اما شرط اول هربحث و مجادله ای این است که طرفین بحث مسئوولیت خود را در قبال سخنان و مدعایشان بپذیرند وگرنه معلوم نمی شود که چقدرنسبت به مدعایشان صادق و مسئوولیت پذیرند از اینروبود که من به ناشناس بودن شما اشاره کردم . بطور مثال شما ادعا دارید که جز فقها دیگران نمی توانند راجع به امور سیاسی و اجتماعی نظر بدهند خوب آیا این اصل شامل حال شما می شود یانه؟ اگر می شود( که بنا بر نظر شما می شود) آیا شما فقیه هستید که اینگونه نظر می دهید؟ و اگر نیستید که شما صلاحیت اینگونه نظر دادن ندارید و نظر شما بی اعتبار است . خوشبختانه یا بدبختانه از روزی که خودم را شناخته ام کمتر اهل ترس بوده ام و دلیلش همین نوشتن با اسم ورسم است اما ظاهرا شما که خیلی شجاع هستید و سوابق آنچنانی دارید حتی از نوشتن اسم خود ابا داریدو...من هرگز ادعای مجتهد بودن نکردم که شما بحث رابه جاهای دیگر برده ومطالب نامربوط نوشته اید بلکه من بر طی مقدمات برای فهم ام از اسلام به عنوان یا مسلمان اشاره کردم و حتی برپایه همان نظرشما که اسلام را بایداز فقیهان آموخت در ابتدای رساله های عملیه آمده است که هر مسلمانی باید اصول عقائد دینی را یر پایه عقل و استدلال فهمیده باشد و تقلید در اصول حرام است وپس از آن باید به سراغ تقلید در احکام دینی برود .اما اینکه شما حیطه احکام را به تمام مسائل سیاسی و اجتماعی و...تعمیم داده اید و اطاعت ازفقاهت را به عنوان یک اصل به این مسائل هم تعمیم داده و ضروری شمرده ایدکفایت از موضوع در اثبات نظر شما نمی کند چراکه اولا اگر شما کتابهای شهید صدر را خوانده باشید در می یابید بیشتر مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در منطقه الفراغ دینی قرار دارد که حکم دینی مشخصی توسط فقها در باره آنها صادر نشده است و همین که عقل جمعی مسلمانان(که فقها را هم شامل می شود) عدم مغایرت آنها را با آموزه های اسلامی پذیرفت کفایت می کند. بطور مثال شما هرگز نمی توانید در مورد بسیاری از اصول قانون اساسی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران حکمی از سوی فقها بیابید ( بطور بارز در مورد اصل تفکیک قوا که پدیده ای جدید است و هیچگونه سابقه ای در سنت اسلامی ندارد) اما مجلس خبرگان قانون اساسی (که اکثریتش را فقها تشکیل می دادند) این قانون را با استفاده از تجربیات بشری در حکومتداری و در تناسب با زمان و در عدم مغایرت ( ونه درانطباق با احکام دینی ) تدوین کردند اما پس از آن به رای ملت گذاشته شد چراکه برای اجرا نیاز به قبول و رای مردم داشت همانگونه که حق حاکمیت حتی برای امام معصوم نیاز به رای و بیعت مردم دارد در حالیکه بنابرنظر شما چون فقیهان آنرا تایید و تصویب کرده بودند دیگر به رای ملت نیازی نداشته و مردم باید از آن اطاعت می کردند و این خلاف سنت اسلامی و در زمان ما امام خمینی است . نکته دیگر اینگه اطاعت از فقاهت در عمل ناچاربه اطاعت از فقیه تحویل می شود خوب اگر در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فقها فتوای مختلف و متعارض صادر کردند تکلیف مقلدان چه می شود؟ بطور مثال اگر فقیهی (یا فقهایی) شرکت در انتخابات را تحریم کرد و در مقابل فقیه (یا فقهایی) شرکت در انتخابات را واجب اعلام کرد تکلیف چه می شود؟ لابد می دانید که برخی فقیهان نظام فعلی بانکی کشور را ربوی می دانند واتفاقا اینان از همان فقیهان سنتی هستند که حتی بدلیل اشتهار شورای نگهبان آنها را به امتحان دعوت نکرد خوب در صورت پذیرش اصل اطاعت از فقاهت شما اینجا چه باید کرد؟ می بینید مسئله به این آسانی ها که شما مطرح و آنرا حل کرده اید ، نیست؟ این موضوع ماجرا ها دارد و به خاطر همین تعارض ها بود که در ابتدای انقلاب حاکمیت یک نظام حقوقی و قانونی بر کشور پذیرفته شد و به جای اطاعت از فقاهت ( وبه عبارتی درست تر فقیهان) نشست و هیچکسی نمی تواند بطور مثال در دادگاهها عمل خود را بر پایه اطاعت از فقاهت ( باز بطور بارز اقدام به قتل در مورد مهدورالدم بودن افراد) توجیه کند بلکه باید پاسخگوی عمل خود بر پایه قانون باشد . اگر شما به صحیفه نور مراجعه کنید ملاحظه می کنید که امام خمینی بر پایه آموزه های اسلامی همه مردم را به آگاهی در امور سیاسی و اجتماعی و نوعی اجتهاد دراین امور دعوت می کند بطور مثال شرکت در انتخابات و رای به افراد را به عهده تک تک افراد ملت وا می گذارد و اینرا از لوازم حکومتداری می داند به همین دلیل در انتخابات مجلس دوم که عده ای بر پایه نظر شما می خواستند جامعه مدرسین فهرستی از نامزدهای نمایندگی را برای سراسر کشور بدهند و مردم با اطاعت از فقاهت به آنها رای بدهند امام بر آنها نهیب زد و گفت این کار شما بدتر از رضاخان است چرا که رضاخان می خواست روحانیت و دین را از صحنه سیاست بیرون کند و شما با این کارتان می خواهید همه مردم را از صحنه سیاست بیرون کنید! آنگاه امام از همه احزاب و گروهها خواست فعالانه وارد عرصه انتخابات و معرفی نامزدها شوند و گفت جامعه مدرسین حداکثر می تواند برای شهر قم اقدام به معرفی نامزد کند و در نهایت هم این مردم هستند که با شناخت و نظرخود(که نوعی اجتهاد است) به نامزدی رای می دهند،ملاحظه می کنید که سیره امام خمینی در مسائل سیاسی و اجتماعی غیر از آن نظری است که شما بر آن پافشاری دارید و البته این نظر شما در نهایت به نظریه " ذوب در ولایت " ختم می شود که هیچ پایه عقلی و نقلی ندارد و من چون خود را پیرو امام می دانم هیچ مشکلی از این نظر ندارم و از ادامه بحث می گذرم که خود بحث مفصلی را می طلبد.
در مورد مسئله پاسخگویی من استناد به نوشته استاد شهید مطهری کرده ام و اگر ایشان را به عنوان یک فقیه قبول دارید ایشان صراحتا پاسخگویی به مردم و نه خدا یا فقیهان را در حکومتداری لازم دانسته اند و اگر منظورشان پاسخگویی به فقیهان بود حتما می نوشتند! اما حتی اگر نظر شما را بپذیریم بفرمائید شورای نگهبان به کدام مرجع دینی پاسخگوست؟ واز کجا می شود در یافت که اقدامات آنها با دین و فقاهت تطبیق دارد؟ عزیزگرامی ! در اصل اطاعت از فقاهت و عدم پاسخگویی نهادهای حکومتی به مردم خدشه های فراوان وارد است واز جمله اینکه طرفداران اسلام فقاهتی بنیادگرا چندان اعتنایی به نظریات فقهایی همچون استاد شهید مطهری و شهید دکتر بهشتی و مراجعی چون آیات عظام منتظری و صانعی در این باره ندارند که بر پایه آموزه های مسلم دینی همچون اصل همگانی امر به معروف و نهی از منکر نظارت بر حکومت و حکومتداران را وظیفه تک تک مسلمانان می دانند و هر مسلمانی باید خود باید در این امور به آگاهی و اقدام برسد و قطعا در مسائل سیاسی و اجتماعی تقلید از فقیه معنا ندارد بلکه در جامعه اسلامی وضیفه هر مسلمانی است که خود را برای انجام این وظیفه آماده نماید و سیره صدر اسلام هم نشان می دهد که این وظیفه به عهده همه مسلمانان و نه عده ای خاص بوده است .
در مورد شرکت در انتخابات و سایت نوروز فکر می کنم شما حوصله نداشته اید بدقت مواضع مشارکت را در باره انتخابات پیگیری کنید وگرنه اصرار برنظر خود نمی کردید و آسمون وریسمون بهم نمی بافتید . درمورد عرفی و سکولار شدن و عملکرد اصلاح طلبان و ارجاع به آیات فکر می کنم شما برای فرار از عملکرد دوران آقای احمدی نژاد به اینها چسبیده اید و اگر شما صادق و مسئوولیت پذیر هستید بطور مشخص بنویسید سخن احمدی نژاد برای ورود زنان به استادیوم های ورزشی از چه موضعی بود؟ و فرستادن تیم های ورزشی زنان به مسابقات جهانی در دوره آحمدی نژاد برچه پایه فقهی استوار است؟ و می دانید که در همان دوران اصلاحاتی که شما توصیف کرده ایدکفتن یا انجام چنین کارهایی نا ممکن بود! اما در این میان یک ادعای غریبی مطرح کرده اید و آن اینکه " اگر از دولت اصلاحات هیچ مفسده ای ظهور نمی کرد غیر از تاسیس حزبی که از بودجه بیت مال هزینه شدو.." خوب آیا طرح چنین مدعایی دلیل هم می خواهد یا نه؟ وقتی آدم ناشناس می شود نتیجه اش همین می شود که هر مدعا و اتهامی را بدون دلیل می تواند مطرح کند! مصلحت حکم می کرد که لااقل شما برای اینکه به بقیه نظرات و مدعایت خدشه وارد نشوداز ورود و طرح چنین موضوعی می گذشتید اما ظاهرا شما نمی توانید از عهده یک بحث نظری بدون اتهام زنی عملی خارج شوید! آخر عزیز گرامی فکر نمی کنی که بیش از دو سال و نیم است که همه امور کشور به دست کسانی افتاده است که آرزویشان نابودی جبهه مشارکت است و اینها اگر به کوچکترین سندی در استفاده از بیت المال توسط مشارکت داشتند تا حالا صدباره افشاو افراداین حزب را محاکمه و...می کردند؟ خوب شاید آنها ناتوان بوده اند و شما در مقامی هستید که اسنادی مبنی بر اثبات مدعایتان دارید خوب منتظرم تا آنها را رو نمائید و ما را رسوا؟ و آنگاه معلوم خواهد شد که این حزب را دولت اصلاحات ساخته یا افرادی امثال بنده یک لا قبا برای کار سیاسی؟ در مورد فقر و فحشا هم الحمدالله در سایه دولت اسلامی آقای احمدی نژاد دیگر نه فقری هست و نه فحشایی ، و سی دی فقر و فحشایی آقای ده نمکی مال همان دوران اصلاحات بود و بس ، و حالا دیگر دوران اخراجی هاست و طنز جبهه وجنگ ! وچون بیش از این حوصله خوانندگان سر می رود قضاوت و داوری در مورد نظرات شما و پاسخ بنده را به عهده آنان وا می گذارم .



   نظرات

نیما :

آقای مزروعی!با سلام وتبریک سال نو خدمت شما.خوشحالم که برای بحثهایی این چنین در ایام عید ابراز تمایل کرده اید.این روزها سالروز رفراندوم ورای مثبت مردم به جمهوری اسلامی است.ابتدائا عرض می کنم بنده که جوانی 25ساله هستم ودر آن موقع هنوز متولد نشده بودم اگر امروز رفراندومی برگزار شود با وجود همه مشکلات به جمهوری اسلامی رای می دهم.چرا که به کلیت ان معتقدم.ولی در این مورد سوالی از شما دارم که میدانم خودتان هم هنوز به کلیت نظام معتقد وملتزم هستید.نظریه اصلاح طلبان این است که حدوث وبقای هر حکومت با رای وخواست مردم صورت می گیرد.شخص آقای خاتمی هم بارها در سخنانشان بیان کرده اند که اگر مردم حتی حکومت دینی رانخواهند نمی شود به زور این حکومت را بر آنان تحمیل کردوالبته جریان مقابل ونشریاتی همچون پرتوسخن وآقای مصباح وهمفکرانشان همان طور که مستحضر هستید در این سالها بارها با این نظرها مخالفت کرده اند. می خواستم از شما بپرسم آیا در ساختار فعلی حکومت ما امکان تغییر مسالمت آمیز حکومت(اگر به فرض محال مردم خواهان تغییر آن باشند)وجود دارد؟با توجه به این که در قانون اساسی آمده است برخی اصول اولیه قانون اساسی تغییر ناپذیرندممنون می شوم اگر پاسخم را بیان بفرمایید.متشکرم.

مزروعی : باسلام وتبریک سال نو به شما وآرزوی سالی خوش وخرم برای همه ایرانیان . در پاسخ به سئوال شما باید بحث را از دو وجه مورد توجه قرار داد یکی وجه نظری و یکی وجه عملی ، در وجه نظری همانگونه که شما آورده اید دیدگاه اصلاح طلبان در مورد حدوث و بقای هر حکومتی و از جمله حکومت دینی رای ونطر مردم است وآنرا شرط لازم می دانند اما در وجه عملی آنچه تعیین کننده است ساختار حقیقی جامعه و خواست واراده مردم است و حتی قانون اساسی براین پایه تعین و تفسیر یافته و عمل می شود . به عبارت دیگر ساخنار حقوقی هر جامعه ای برآمده و تعین یافته از ساختار حقیقی آن جامعه است ( به تعبیر جامعه شناسی روبنا و زیربنا ) و ایندو رابطه ای دو سویه با هم دارند بنابراین آنچه در نهایت می تواند تعیین کننده مسیر و حرکت جامعه باشد خواست و اراده اکثریت مردم است که راه تخقق خود را می یابد. بطور مثال آیا هم اکنون به همه اصول قانون اساسی موجود عمل می شود ؟ روشن است که نه ،وچرا عمل نمی شود چون ساختار حقیقی جامعه ما ( به دلایلی که جای بحثسش اینجا نیست ودر مطالب دیگر به آن پرداخته ام ) این اجازه را به صاحبان قدرت می دهد که قانون اساسی موجود را آنچنان که می خواهند تفسیر و عمل نمایند که نمونه واضح این نوع عمل کردن همین انتخابات اخیر برای مجلس بود ، متاسفانه همین مشکل در رژیم گذشته هم اتفاق افتاد که چون مردم راه مسالمت آمیز برای اصلاح آن نیافتند سرانجام منجر به انقلاب شد که همان تحقق خواست واراده مردم بود و طبعا اگرروزی فرا رسدکه خواست اکثریت مردم نتواند از راه های مسالمت آمیز به تغییرو اصلاح حکومت منجر شود خود بخود می تواند به راه های دیگری از قبیل انقلاب کشیده شود و به نظرم در این صورت بحث تکیه بر قانون اساسی و مواد غیر قابل تغییر آن سالبه به انتفاع موضوع است ! و به همین دلیل است که ما براصلاحات در درون نظام و اجرای تام و تمام همین قانون اساسی موجود تکیه می کنیم برای اینکه رخداد هر انقلابی در جامعه هزینه بسیار دارد ضمن آنکه تجربه ایران معاصر نشان می دهد که انجام انقلابها هم مشکل گشای مسائل ما نبوده وبه مردمسالاری واقعی منجر نشده است و به لحاظ نطری و تجربه عملی می توان گفت که دموکراسی از دل انقلاب و شورش و جنگ مسلحانه زاده نمی شودبلکه ازتولید قکرو تغییر تدریجی ساختار حقیقی و حقوقی جامعه زاده می شود بنابراین بایدبا این زاویه دید به موضوع نگاه کرد و خیلی به متنی که نوشته دست بشر است و توسط همین ها می تواند تغییر کند نچسبید! البته روشن است که برای حفظ نظم و امنیت در جامعه باید تا آنجا که ممکن است براجرا و التزام عملی به قانون اساسی موجود ،که پشتوانه رای اکثریت مردم را با خود دارد،تاکید داشت و تغییر در آنرا هم از همان راههای پیش بینی شده در آن تعقیب کرد وبه نظر من در هر شرایطی این حق اکثریت مردم است که بتوانند ساختار حقوقی جامعه را متناسب با خواسته شان تعریف و تعین بخشند .

 

dr fariba mosave :

با عرض سلام
{{باز می گویم صد افرین به دولت قبل.جناب محمد خاتمی}}
بسیار متشکرم که نامه من را مورد توجه قرار دادید.شما می توانید با متصل کردن چند سایت اقتصادی و جلب توجه انها تبلیغ کنید.و در مورد رهبران سایت شما بسیار وسیع است.و دقیقا خاطرم نیست کجای سایت بود.

مزروعی : با سلام و تشکر از لطف شما ، نمی دانم چگونه می توانم اینکار را انجام دهم و اگر شما بتوانید در این باره راهنمایی بیشتر و کمک نمائید ممنون خواهم شد . در مورد بخش دوم هم تا مصداق ها بطور دقیق روشن نشود متاسفانه نمی توانم پاسخگوی شما باشم .

 

محسن :

سلام
میگم خدا خوب خارتون کرده که دستتون از بیت المال واسه مدتی کوتاه شده زد و بندای فامیلی هم که ادامه داره زمین بخر و بفروش
راستی هنوز دلارهای اول انقلاب رو داری یا تو بازار سیاه اون موقع آبش کردی
علی جون هر روز یه رنگ عوض میکنی یه موقع روژ لب دانشجوها رو از رو لباشون پاک می کردی (اول انقلاب رو میگم)حالا هم نون اینوری افتاده فعلا تو تنور با بی دینی و لائیک بازی بخور از این کادون.

مزروعی : با سلام و تشکر از لطف و مخبت شما ، من در تردید بودم که این نظر را انتشار دهم یا نه؟ اما حیفم آمد که نظراین دوست عزیزی ناشناس را که سعی کرده چنان نشان دهد که از اسرار من بسیار آگاه است ! وافشاگری کرده است همینطوربی پاسخ گذارم و امیدوارم اگر ذره ای صداقت دارد در پی حقیقت باشدو بداند گه پرونده زندگی من قبل و بعد از ایشان زیرذره بین حکومتیان بوده و هست واگر ذره ای خلل در آن بود تا حالا صدباره افشا کرده بودند و حداقل در دلایل ردصلاحیتم برای نمایندگی مجلس روی آن مانور می دادند وحدارا شکر: آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است ؟ اما پاسخ :
1- من از ابتدای انقلاب کارمند دولت جمهوری اسلامی بوده ام و از بیت المال مطابق ضوابط قانونی حقوق می گرفته ام و خدا را شاکرم که هیچگاه بیش از دستم به بیت المال دراز نبوده که کوتاه شود و پرونده بنده موجود است و هنوز هم در همین حد از بیت المال به من خقوق می دهند.
2- خوشبختانه یا بدبختانه فامیل های بنده جزآسیب و هزینه ای که از ناحیه وابستگی به من نصیبشان شده است هیچ سودی نبرده اند و هیچیک از آنها بنایی بلد نیستندتا در کار زمین خریدن وبساز و بفروش باشند که اگر هم بودند اشکال شرعی و قانونی نداشت !
3- ظاهرا امثال بنده در حد مردم عادی هم نمی تواند معامله و معاشرت داشته باشدچراکه اینطوری منعکس می شود! بله من در سال حدود 70 با دو نفر از دوستان قدیم در مارچین برای خرید یک زمین شریک شدم و این زمین سه تکه شد و در سه نوبت توسط همان دوستان به فروش رفت که آخرین بار در اسفند سال گذشته بودو سرجمع این معامله هم به 15 میلیون تومان نرسید ! و چون من در اصفهان نبودم داماد بزرگ خانواده ما زحمت انتقال پول را کشید که اینگونه از جانب شما متهم شده است ! به هرحال نوع زندگی و دارایی بستگان من در مارچین پیش روی شماست ،لااقل اگر بامن بدلیل سیاسی بودن و...خرده حساب دارید با آنها کاری نداشته باش که اصلا اهل کار سیاسی و...نیستند!
4- من در مدت چهار سال از طرف وزارت ارشاد ماموریت خارج کشور داشتم و خوشحالم که در آندوره به فکر جمع آوری دلار نبودم و در پرونده کارمندی ام ثبت و ضبط است که در این مدت بخشی ار حقوق دلاری ام بایت کمک به جبهه وکارهای خیر در اختیار دولت گذاشتم ووقتی پس از چهار سال به ایران برگشتم کل پس اندازی که از اول انقلاب تا سال 68 داشتم برای خرید یک واحد آپارتمان که تاکنون هم در آن ساکنم به مبلغ 3/3 میلیون تومان پرداختم و دلاری برای باقی نماند تا در بازار سیاه بفروشم.
4- خوشبختانه یا بد بختانه من اهل رنگ عوض کردن نبوده ام که اگر بودم امثال توبراحتی نمی توانستند اینگونه در موردش افشاگری کنند؟ من در هیچ دوری اینکار را که نوشته ای" روژ لب دانشجوها رو از رو لباشون پاک می کردی (اول انقلاب رو میگم) " نمی کردم و اینرا براحتی می توانی از همدوره ای دانشگاهی بنده بپرسی ! البته قبل از انقلاب که خیلی ها و ازجمله وزیر علوم دولت آقای احمدی نژاد جرئت اسلام خواهی نداشتند من در دانشگاه با دوستان همفکر وهمراه با دانشجویانی که مراعات موازین عرفی و اسلامی را نمی کردند و هرزگی را رواج می دادند برخورد می کردم اما پس از انقلاب و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی همواره بر برخورد فکری و فرهنگی تاکید داشته و برخورد خشنونت آمیز ار هر نوعش را نادرست می دانستم وروز بروز بیشتر برای درستی این موضعم واقف شده ام .
5- نوشته اید:" حالا هم نون اینوری افتاده فعلا تو تنور با بی دینی و لائیک بازی بخور از این کادون." طبعا تا زمانی که ندانم شما دینداری یا بی دینی را با چه متر و معیاری اندازه می گیرید پاسخی برای شما ندارم اما خدا را شکر می کنم که آنور برای ما نانی نداشته است که بخواهیم جای دیگر برای خود نانی بجوئیم! من به لحاظ اعتقاد و باور دینی همانی هستم که بودم و الحمدلله تجربه جمهوری اسلامی و فرصت گذر زمان بر عمق بینش و نگرشم نسبت به اسلام افزوده است . دوست عزیز! وقتی من در حد مردم عادی از نظر شما ( دیگران بماند) نمی توانم معامله و معاشرت داشته باشم آنوقت چه نانی؟ لابد شوخی می فرمائید! ظاهرا من آب بخورم امثال شما متوجه می شوند! واگرواقعا شما آدرس تنوری را دارید که در آن نان پخته می شود یه من بدهید تا بروم سهمم را بگیرم !
6- برای اینکه خیال شما و دوستانی که هراز گاه مرا در رسانه هاشان مورد لطف قرار می دهند راحت شود کل دارایی های خود وبستگانم را به مبلغ یک میلیلرد تومان به مزایده می گذارم( قابل توجه اینکه در ابتدای روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و در پاسخ به دروغ و تهمت روزنامه سیاست روز اینرا به میلغ 500 میلیون تومان به مزایده گذاشته بودم که مشتری پیدا نشد ودر سایه سیاست های مشعشعانه دولت کریمه اسلامی ایشان قیمتش در این مدت دوبرابر شده است!) خوب اگر مشتری هستید یا الله که سود خوبی نصیب بنده و فامیلم می شود .
7- حال من از شما سئوال می کنم: من به عنوان یک شهروند جمهوری اسلامی با هر گرایش فکری اصلا حق زندگی کردن دارم یا نه ؟ و اگر دستم از بیت المال کوتاه شود برای زندگی چه باید بکنم؟ و آیا حق معامله ومعاشرت همانند دیگران و مطابق موازین قانونی را دارم یا نه؟ ظاهر از نظر شما برای من و لابد خانواده و فامیلم هیچگونه حقی جز مردن قائل نیستید؟ و اگر اسلام شما این است قطعا من نامسلمانم !
8- ظاهرا شما جای خدا هم نشسته اید که ادعا دارید" میگم خدا خوب خارتون کرده " واینهم نشانه ایمان زیاد شماست ! دوست عزیز من خوب شد شما زمان پس از پیامبر و ائمه و حتی سال های قبل از انقلاب نبودید وگرنه همه آن آدم هایی را که بواسطه اسلام خواهی و حق طلبی به تبعید و زندان و مصیبت گرفتار می شدند به خوار شدن از سوی خدا متهم می کردید! نه برادر! گول ظواهر دنیا را نباید خورد و قدرت و حکومت و روی آوردن دنیا به برخی ها را نمی توان عزت شمرد که همه آنچه انسان در این دنیا می بیند امتحان و بلاست و عزت و خواری آدمها فقط روز حساب و قیامت معلوم می شود. خواهشا این قسمت را بگذار برای خدا، وبهتراست هریک از ما به فکرآنروز باشیم و در این دنیا به جای خدا ننشینیم و اگر قرار است در مورد فردی حرفی بزنیم به خود نسبت دهیم و نه به خدا ، که این ظلم در حق خدا و بنده اش است ، واینهم یکی از آفات حکومت دینی است که بسیاری خود را در جای خدا می گذارند و به آسانی در مورد بندگان خدا داوری و جایشان را تعیین می کنند؟

 

bosh :

this is very good site

 

قنبر حاجي وند :

سلام آقاي مزروعي
هر چند دير هنگام است ، ليكن عيد نوروز را خدمت شما تبريك عرض مي كنم .
به اميد سالي خوش براي تمامي روزنامه نگاران .
قنبر حاجي وند - اورميه

مزروعی : با سلام ، منهم سال نورا به شما تبریک می گویم و امیدوارم سالی خوش و خرم داشته باشید.

 

امیر بهادر :

آقای مزروعی سلام...همه ما با مواضع شما آشنا هستیم و می دانیم که به خاطر پایداری درر تفکراتتان چه هزینه های پرداخت کرده اید..شما به پرت و پلاهای امثال این محسن توجهی نکن...به نظر من مشکل روحی دارند...شما یکی از پاکترین نمایندگان مردم ایران بوده و هستید و خواهید بود.

مزروعی : با سلام و تشکر از لطف و محبت و حسن ظن شما ، امیدوارم و دعا می کنم شایسته تعریف شما باشم اما من قبول کرده ام که پاسخگو باشم و تا آنجا که مقدور باشد انجام وظیفه خواهم کرد .

 

پیاده نظام دلسوز اصلاحات :

آقای مزروعی خواهش می کنم با توجه به وزنی که داخل جبهه دارید تلاش کنید که کاندیدای اصلاح طلبان یک سال قبل از انتخابات معلوم شود و کار تشکیلاتی از 1 سال قبل شروع شود.دیگر نمی شود به ایجاد موج در ماه های منتهی به انتخابات دل بست.نباید هم از تخریب کاندیدا ترسید.همیشه تخریب کاندیداهای اصلاح طلب توسط جناح مقابل یک نعمت برای اصلاح طلبان بوده.
یا علی حاج آقا

مزروعی : با سلام ، انشاالله با کمک و یاری شما همین خواهد شد .

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007