« نگاهی به اقتصاد ایران در سال 86 | صفحه اول | انتخابات آزاد ؛ ساز و کار خود اصلاحی نظام سیاسی »

27 اسفند 86

پاسخگویی به خدا یا مردم ؟

در 23 دیماه در این وبلاگ مطلبی نوشتم ذیل عنوان « راستی آزمایی نظام سیاسی » ، و الان متاسفمم بنویسم بدلیل مجموعه آنچه در جریان انتخابات مجلس هشتم رخ داد نظام سیاسی ما در این راستی آزمایی مردود شد و البته دعا می کنم و امیدوارم با این جشن هسته ای که از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد مرتب برای شادی مردم به مناسبت صدور گزارشات آژانس و دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و قطعنامه های شورای امنیت گرفته می شود و مردم دیگر از این موفقیت های پی در پی و شادی های فراوان کلافه شده و در پوست خود نمی گنجند و نمی دانند با اینهمه موفقیت و شادی چه کنند؟در راستی آزمایی آژانس مردود نشویم که کارمان زار است ! اما غرض از نوشتن این مطلب باز کردن باب بحثی است بنام « پاسخگویی به خدا یا مردم ؟ » چرا که « پاسخگویی به مردم » با ساز و کارهای تعریف شده یکی از ارکان های اصلی نظام های مردمسالار با هر محتوایی است و اگر این امر با هر توجیه و تحلیلی تعطیل یا تحویل به « پاسخگویی به خدا » شود دیگر جمهوری حتی با قید یا صفت دینی معنا ندارد و خود عاملی برای گرایش به مادیگری و جدایی دین از سیاست و قدرت می شود ، همان اتفاقی که در دنیای غرب افتاد و موجبات گریز از دین را در عرصه حیات اجتماعی شان به ویژه عرصه قدرت و حکومت رقم زد. برای اینکه بدانید این نظر چقدر قابل بحث و تامل است در ابتدا توجه همگان را به فرازی از نوشته استاد شهید آیت الله مطهری در " کتاب علل گرایش به مادیگری " جلب می کنم :

" سومين علت گرايش هاي مادي ، نارسائي هاي برخي مفاهيم اجتماعي و سياسي بوده است. در تاريخ فلسفه سياسي مي خوانيم آنگاه كه مفاهيم خاص اجتماعي و سياسي در غرب مطرح شد و مساله حقوق طبيعي و مخصوصا حق حاكميت ملي به ميان آمد و عده اي طرفدار استبداد سياسي شدند و براي توده مردم در مقابل حكمران حقي قائل نشدند و تنها چيزي كه براي مردم در مقابل حكمران قائل شدند وظيفه و تكليف بود، اين عده در استدلالهاي خود برا ي اينكه پشتوانه اي براي نظريات سياسي استبدادمابانه خود پيدا كنند به مساله خدا چسبيدند و مدعي شدند كه حكمران در مقابل مردم مسئول نيست بلكه او فقط در برابر خدا مسئول است ولي مردم در مقابل حكمران مسئواند و وظيفه دارند. مردم حق ندارند حكمران را باز خواست كنند كه چرا چنين و چنان كرده اي؟ ويا برايش وظيفه معين كنند كه چنين و چنان كن فقط خداست كه مي تواند اورا مورد پرسش و بازخواست قرار دهد مردم حقي بر حكمران ندارند ولي حكمران حقوقي دارد كه مردم بايد ادا كنند.از اين روطبعا در افكار و انديشه هانوعي ملازمه و ارتباط تصنعي بوجود آمد ميان اعتقاد به خدا از يك طرف و اعتقاد به لزوم تسليم در برابر حكمران و سلب حق هرگونه مداخله اي در برابر كسي كه خدا اورا براي رعايت ونگهباني برگزيده است واورا فقط در مقابل خود مسئول ساخته است از طرف ديگر، وهمچنين قهرا ملازمه بوجود آمد ميان حق حاكميت ملي از يك طرف و بي خدايي از طرف ديگر...
از نظر فلسفه اجتماعي ، نه تنها نتيجه اعتقاد به خدا پذيرش حكومت مطلقه افرادنيست و حاكم در مقابل مردم مسئوليت دارد بلكه از نظر اين فلسفه ، تنها اعتقاد به خدا است كه حاكم را در مقابل در مقابل اجتماع مسئول مي سازد و افراد را ذيحق مي كند و استيفاي حقوق را يك وظيفه شرعي معرفي مي كند. "

خدا بیامرزد استاد مطهری را که نمی دانم اگر امروز زنده بود و عمل برخی مقامات و نهادهای حکومتی ما که به تصریح یا تلویح خود را پاسخگوی هیچ فرد و نهادی نمی دانند و فقط « پاسخگوی به خدا » می دانند ، چه می گفت ؟ و چه می کرد؟ اینان به صراحت نه « پاسخگویی به مردم » بلکه به تاریخ و آنچه در تاریخ نوشته و برجای می ماند نیز هیچ باوری ندارند و معلوم نیست اگر تاریخ و مردم قابل پاسخگویی نیستند چرا خداوند آنهمه آیات قران ( بیش از 2500 آیه )را به بازگویی از تاریخ و عبرت از گذشتگان اختصاص داده است ؟ و یا حضرت علی در نهج البلاغه بارها همگان و از جمله افراد منصوب به حکومت در ولایات را یادآور می شود که شما را مردم در آئینه گذشتگان می بینند و در مقایسه با آنان در باره شما داوری می کنند! اما و صد اما که در روزگار ما ظاهرا دیگر این حرف ها شنیده نمی شود و آنها که بیشتر قدرت دارند بیشتر راه پاسخگویی به مردم را می بندند. فراموش نمی کنم که در دوران اصلاحات که بحث مرتبط با حاکمیت قانون و آزادی و دمکراسی و...دامنگیر شده بود سال 82 را سال پاسخگویی نام نهادند و البته منظورشان پاسخگویی اصلاح طلبان در دولت و مجلس به مردم بود ، اما جالب اینکه در انتهای همین سال در ماجرای انتخابات مجلس هفتم ناپاسخگوترین اقدام از سوی حاکمیت برای تشکیل مجلسی بی خاصیت و ناپرسشگر و فرمایشی انجام گرفت و شورای نگهبان حتی حاضر به پاسخ شکایت دسته جمعی ما به قوه قضائیه در باره رد صلاحیت های بدون دلیل و مدرک نشد و با توپ و تشر دبیر شورای نگهبان به قوه قضائیه پرونده این شکایت باز نشده ، بسته شد ! به قول یکی از دوستان روحانی ما علما و روحانیون قبل از انقلاب خود را سخنگوی خدا روی زمین می دانستند اما پس از انقلاب این امر وارو گشته و خدا سخنگو و تایید کننده کار اینان شده است و هر کاری که اینان می کنند او ناچار باید تایید کند !

پس از انقلاب به جز سال های اول که تمسک و تظاهر به دینداری و ارزش مداری سکه رایج بود و اکثریت جامعه هم می پسندید هیچ مجلس و دولتی به اندازه مجلس هفتم و دولت نهم ادعای دینداری و ارزش مداری و البته اصولگرایی ! نداشته است اما در مجموع فکر می کنم نوع عملکرد حاکمیت یکدست اصولگرا دستاوری جز دامن زدن به عرفی شدن دین و گریز هرچه بیشتر مردم از دین به همراه ندارد ! کافی است نوع تبلیغات اصولگرایان با پسوندهای مختلف را در انتخایات بدون رقیب اخیر مرور نمایید تا دریابید در هیچیک از مواد تبلیغاتی آنها دیگر اثری از دینداری و ارزشمداری و پیروی از امام و رهبری و ولایت فقیه و...نیست و جز وعده آب و نان و...نمی دهند! ( در مورد اصلاح طلبان که تکلیفشان در این باره پیشاپیش روشن است !) و از قضای روزگار همه اینان نان همین دینگرایی را می خورد و شب و روز دیگران را به بی دینی و چه و چه متهم می کنند ! تصور کنید اگر یک فرد خارجی به کشور ما در ایام انتخابات می آمد چه تفاوتی بین این کنشگران اصولگرا با دیگر کنشگران در کشورهای سکولار می یافت؟ به نظرم هیچ فرقی نمی یافت و براین نظرم و در جایی دیگر نوشتم که از این منظر اصولگرایان بزرگترین خدمت را به روند عرفی و سکولار شدن جامعه ما کرده اند و در حالیکه اصلاح طلبان را به طرفداری نظریه جدایی دین از سیاست متهم می کنند خود با عملشان تحقق این نظریه را در جامعه ما دامن زده اند ، واین همان اتفاقی است که استاد مطهری در کتاب " علل گرایش به مادیگری " توضیح و تبیین نموده است . نشانه روشن آنهم اینکه در دوره حاکمیت اصولگرایان دیگر گروه های کفن پوش و لباس شخصی و فشار و...مثل آب به زمین رفته اند ، در شرایطی که هیچ دلیل و شاهد و شاخصی بر رشد ارزش های دینی و کاهش آسیب های اجتماعی و حتی فقر و فساد و تبعیض نسبت به قبل به ویژه دوران اصلاحات وجود ندارد و اگر نگوئیم وضع بدتر نشده بهتر هم نشده است اما چون " دولت اسلامی " بر سرکار است و می خواهد حکومت را تحویل امام زمان بدهدپس دیگر نیازی به کفن پوش و...نیست ، وآیا عرفی شدن بهتر از این می توانست اتقاق بیافتد؟ وروحیه غالب افراد جامعه بسوی مادیات و منافع شخصی و...رود؟ و روزبروز از ارزش آموزه های دینی و اخلاقی در عرصه روابط اجتماعی و سیاسی و به ویژه حکومتی کاسته شود؟ و...




   نظرات

امیر :

سلام

پاسخگویی به خدا در عمق ارکان این نظام رسوخ کرده و مسئولین در تمام رده ها خود را به خدا جوابگو می دانند نه مردم. آنها برای رضای خدا کار میکنند تا رضای خلق خدا. این موارد از ابتدای انقلاب تبلیغ شده است. نکته جالب تفسیر رضای خداست که هر کدام آنرا در جهت منافع شخصی تفصیر می کنند.

 

مهدی :

سلام
من تا چند ماه پیش ایران بودم ولی الان دارم ادامه تحصیل می دم در مقطع دکتری در خارج از کشور. اما خیلی بیشتر از خیلی از ایرانیهای داخل کشور اخبار رو دنبال می کنم و پیگیر هستم.
حرفهای شما به کنار، من می خواهم چند تا موضوع رو مطرح کنم و بپرسم. امیدوارم بحث خوبی بشه.
1- فارغ از همه بحث ها، یکی از مهمتریم مساله ایکه من همیشه باهاش مشکل دارم اینه که نسل جدید(متولدین 1360 به بعد)، خیلی از مسایل اجتماعی و سیاسی دور هستند و هیچ مشارکتی نمی کنندو باهاشون هم که حرف می زنی و دلیل می پرسی، کلا دلایل نامربوط می گن و به نظرم اصلا وضع خوبی نیست.من خودم متولد 1360 هستم و به عینه می بینم که بالای 70% از همسن و سالام و نسل بعدی کلا کاری به این کارها ندارن.
2- یک سوال دارم راجع به نتیجه انتخابات، تا الان یک میلیون و هفتصد هزار رای شمرده شده و آقای حداد عادل که نفر اول هستند حدود هفتصد هزار رای. آقا انصاری رو اگه نماینده جناح چپ در نظر بگیریم با حدود سیصد هزار رای، یعنی هفتصد هزار رای سفید یا باطله داریم؟ یعنی این تعداد نفر فقط برای داشتن مهر انتخابات در شناسنامه در آن شرکت می کنند؟
3- به نظرم باید از الان به فکر انتخابات ریاست جمهوری بود و تکلیف رو با گروه اعتماد ملی مشخص کرد و کاملا از آنها جدا شد.
لطفا نظرتون رو بنویسید.
ممنون.

مزروعی : با سلام ؛ در مورد مطالبی که مطرح کرده اید و نظر بنده را خواسته اید :
1- در مورد نسل پس از انقلاب سخن شما درست است و علت آنرا باید در تحولات جهانی و داخلی و سپهری که این نسل در درون آن پرورش یافته و بزرگ شده است ، یافت . همانگونه که می دانید انقلاب اسلامی آخرین انقلاب مردمی قرن بیستم بود و پس از آن جز فروپاشی بلوک شرق دیگر واقعه دیگری بصورت انقلاب های گذشته نداریم و از اینرو نظریه پردازان اجتماعی بگونه ای از پایان عصر انقلاب ها و آرمانگرایی ها سخن می گویند و طبیعی است که با نبود آرمانگرایی انگیزه برای به مسائل سیاسی و اجتماعی کاهش می یابد و آثار اینرا می توان در همه جای جهان در جوانان مشاهده کرد .در ایران بدلیل تجربه انقلاب و جنگ و ناکامی در عمل به و عده های انقلاب سرخوردگی و دلزدگی درخیلی از افراد نسل انقلاب و مردم راه یافته واز طریق خانواده ها و جامعه به متولدین 1360 به بعد منتقل ودلایل مضاعفی را برای بی تفاوتی آنان نسبت به مسائل بوجود آورده است ضمن اینکه رفتار حکومتگران با جوانان در ابعاد مختلف رفتاری منطبق بر تحمل و مدارا نبوده و به ویژه در عرصه سیاست توعی سیاست گریزی را در آنان دامن زده است و حکومتگران ما به اینکه اقلیتی از جوانان مطابق با استانداراردهای آنان تربیت شده و رفتار می منند رضایت داده و خیا عظیمی از آنان را رها و از خود رانده اند! به هرحال این واقعیت تلخی است که وجود دارد و باید با نحلیل درست برای آن راه حل مناسب و منطبق بر زمان و شرایط پیدا کرد .
2- در مورد رای دادن در شهرهای بزرگ به خصوص وقتی انگیزه مشارکت پائین باشد همین اتفاق می افتد و در تهران چون غالب افراد حوصله رای دادن به سی نفر را ندارند خودبخود یک چنین تفاوت رایی حاصل می شود . در مورد رای آقای حداد هم لابد می دانید که رای ایشان در این انتخابات کمتر از رایی است که در انتخابات مجلس ششم وهفتم آورد وسرانجام با رانت شورای نگهبان
وارد مجلس ششم شد اما چون طرفدارن جناح راست همیشه بصورت تکلیف دینی در انتخابات حضور می یابند یک کف رای نسبتا ثابت دارند اما در مورد رای آقای مجید انصاری ، هروقت میزان مشارکت در انتخابات بالا باشد رای اصلاح طلبان بالا می رود و چون میزان مشارکت در تهران پائین بوده است در نتیجه رای اصلاح طلبان هم کم بوده است و رای سرگردان هم زیاد داریم چون انگیزه شرکت آنها سیاسی نبوده است .
3- حتما باید به فکر انتخابات ریاست جمهوری بود و تجربه ثابت کرده که تنها راه پیروزی اصلاح طلبان در این انتخابات تجمیع همه آنان ذیل یک نامزد است و از این منظر باید در پی جلب اعتماد ملی بسوی ائتلاف فراگیر اصلاح طلبان بود و امیدواریم که تجربه این انتخابات به دوستان اعتماد ملی آموخته باشد که جز در سایه همکاری و ائتلاف نمی توانند راهی بسوی پیروزی طی نمایند.

 

:

ایکاش انسان ها در خواب هم کابوس نبینند

 

ناصر :

سلام
دوست عزيز وقتي شما شكايت ميبري به خدا چرا انتظار داري آنها به مردم جوابگو باشند؟

 

مهدی زاده :

ممنونم بسیار عالی بیان شده است

 

سعید :

تقدس گرایی و تقدس بخشی دو مقوله ای است که در طول تاریخ به منظور سرپوش گذاشتن بر روی ناتوانایی ها و ستمگری های حاکمان وجود داشته است.
قبل از اسلام و در دوران عرب جاهلیت، حامان آن دوره با سوء استفاده از عدم آگاهی مردمان آن عصر اقدام به بهره گیری از این شیوه می کردند و برای بت تقدس خاصی قائل می شدند و مالکیت بت را مصادره می کردند تا به این نحو به خود تقدس بخشند و راه حکومت خود بر مردم را هموار سازند.
در دوره ما نیز حاکمان به واسطه بهره گیری از این روش و سوء استفاده از عقاید و ارزش های مردم که در طول تاریخ شکل گرفته و جزئی از وجود انان شده است، سعی می کنند تا ارزش های معنوی مردم واسلام و خدا را برای خود مصادره کنند و به خود تقدس بخشند تا بدین وسیله راه حکومت خود و سلطه بر مردم را هموار سازند.
البته تاریخ نشان داده است که خورشید پشت ابر پنهان نمی ماند و حقیقت برتری خود را بر کذب و دروغ نشان می دهد.

 

فرشاد رییسی :

جناب آقای مزروعی سلام
من این سولاتم را در جای جای پایگاه خبری نوروز به صورت کامنت گذارده ام اما دریغ از جواب. خواهشمندم جواب این سوالات رابدهید که پرسشهای همان مردم دلزده و سرخورده ایست که در انتخابات ریاست جمهوری هفتم و هشتم ومجلس ششم آنگونه به شما دلبستند و اکنون اینگونه گوشه ای کز کرده اند. ما عاشق خاتمی هستیم ما جوانان دلبسته راه اصلاح طلبی هستیم اما ما هم اشتباه داریم همانگونه که همه دارند. اما آیا ما در انتخاب لیدری به نام خاتمی اشتباه کردیم؟ آیا تصور چه گوآرا را در مورد ایشان نباید میداشتیم؟ آیا یک لیدر و رهبر نباید دلسوز امتش باشد؟ آیا نباید اگر بدی بر امتش حادث شد اول خود او طعمش را بچشد؟ پس چرا در کوی دانشگاه که بهترین فرصت را در اختیارشان قرار دادیم انگونه میدان را برایمان خالی گذاشتند؟ آیا آقای خاتمی آنقدر قاطعیت نداشتند که به عنوان بالاترین مرجع اجرایی کشور حداقل نگذارند آنهمه دانشجو روانه زندان شوند؟ ایا مجلس ششم با آن قدرت بی نظیرش نمیتوانست در مقابل حکم حکومتی و بازداشت دانشجویان ووووو...تحصن کنند در حالیکه زمانیکه حق خودشان پایمال شد چنین کردند. و چه زیبا در دام اقتدار گرایان افتادید با بی عملیتان. آیا منتظرید دستگاه حاکمه بار دیگر اجازه تشکیل مجلس ششمی را به شما بدهد اری میشود اگر این خاطرات تلخ را با منطق از ذهن میلیونها مردم خواهان تغییر و اصلاح و نه تغییر نظام پاک کنید.

مزروعی : باسلام ، دوست گرامی در پرسش شما فرضیاتی نهفته است که نادرست و آنگاه شما از این فرضیات نادرست انتظارات یا خواسته های را مطرح کرده اید که آنهم نادرست است ! آقای خاتمی هرگز ادعای لیدری اصلاح طلبان را نذاشته و ندارد و در انتخابات هم به عنوان رئیس جمهور منطبق براساسی به میدان آمد و در همان حد هم باید از او انتظار می داشت . تصور شما از لیدری آقای خاتمی حتی فراتر از اینهاست و شما از او قدرت مطلقه تصور دارید که نه تنها با تفکر اصلاح طلبانه سازگاری ندارد بلکه در عالم خارج هم واقعیت ندارد و اگر همه شرایط برای یک رئیس جمهور در ایران مهیا باشد حداکثر یک سوم ثدرت را دراختیار دارد و اینگونه نیست که رئیس جمهور بتواند در کار قوه قضائیه دخالت کند و نگذارد کسی را به زندان ببردوحتی اگر دولت و مجلس همسو باشند بازهم در ساختار قدرت ایران نمی توانند هر کاری می خواهند بتوانند بکنند . در عرصه سیاست و قدرت این توان و آرایش نیروهای سیاسی در درون و برون قدرت است که می تواند تعیین کننده باشد وطبعا نقش مردم در مناقشات و مبارزات سیاسی تعیین کننده می شود حال اگر مردم به هردلیلی ساکت بودند و دست به عمل سیاسی نزدند نتیجه و پیامد سکوت وبی عملی شان گریبان خودشان را می گیرد ، متاسفانه همین تصورات و انتظارات نادرست باعث آن سرخوردگی شد و ظاهرا به رغم روی کار آمدن اقتدارگرایان و عملکردمنفی شان در تمام زمینه ها هنوز شما در دام آن تصورات مانده اید! در حالیکه براحتی می توانید با مقایسه شرایط امروز و دوران خاتمی به خوبی دریابید که چه تفاوت زیادی اینها با هم دارند و اگر همان مسیر به رغم همه کاستی ها و ناتوانی ها ادامه می یافت کشورمان می توانست راه رشد و توسعه را بپیماند و مسائل و مشکلانش به تدریج حل شود . امثال بنده همان کار و تلاشی را می کنم که قبلا می کردم حال اگر مردم همراه شدند وضع به نفعشان تغییر خواهد کرد اما اگر نکردند لابد از وضع موجود راضی هستند و اگرنیستند باز مسئوول چنین وضعی خودشان هستند و نمی توانند دیگران را سرزنش کنند.

 

محسن :

سلام
ایا انتظار غیر از این داشتید.انها به وظیفه عمل کردند شما نیز هم چنین.باید قاعده بازی را بپذیرید.باید قبول کنید که سیستم به بن بست رسیده.همین و بس .متاسفانه دوستان اصلاح طلب نمی خواهند واقعیت را بپذیرند

مزروعی : با سلام ، این به بن بست رسیدن سیستم را من متوجه نشدم امیدوارم از کلی گویی پرهیز و با جزئی نگری آنرا تشریح نمائیم تا کمکی به من وخودتان برای برون رفت از شرایط کنونی بکنیم .

 

محمدحسيني :

با سلام
دو نكته را بايد به بحث بگذارم كه اولي مربوط به بحث جدايي دين از سياست است كه قبلا هم در جايي ديگر گفته ام : آيا خود آقاي خميني با اين جمله در جريان حذف آقاي منتظري دين و سياست را از هم جدا نكرد؟ نقل به مضمون :"شما بهتر است در حوزه علميه به مسائل مذهبي بپردازيد و از دخالت در مسائل سياسي خودداري كنيد"
دوم در مورد آقاي ... و گروه ايشان است كه متاسفانه در جريانات يكي دو سال اخير از ياران سابقشان بريدند تا از چنگ شوراي نگهبان و حذف و رد صلاحيت رهايي يابند غافل از آنكه در پيشگاه مردم پايگاه خود را نيز از دست مي دهند و ديديم كه مردم چه درصدي راي به آنها دادند .بهتر است به خود بيايند و مطمئنا نجابت گروه اصلاح طلبان كه جواب هتاكي ها و حملات آنها را در اين مدت ندادند بسيار بجا و سنجيده بود.

 

xپسر :

یک ویژگی مثبتی که توی مطالب شما هست اینه که از خود آموزه های دینی برای نقد حاکمیت استفاده می کنید متاسفانه بعضی از همفکران شما اینقدر از موضع ایسم های مختلف و یا مفاهیم وارداتی مثل جامعه مدنی(که می تونه درست..ناقص..یا از اساس نادرست باشه) حاکمیت رو نقد می کنن که این کار این شائبه رو در ذهن خواننده(مخصوصا نسل جوون)ایجاد می کنه که اعمال نادرست حاکمیت حقیقت دین هست و این به شدت موجب دین گریزی می شه...اون جمله ای که در مناظره با آقای نادران از نهج البلاغه گفتید هنوز توی گوش من هست..خیلی زیبا بود:"با من مثل جباران سخن مگویید"...وقتی حضرت امیر با اون عظمت این جمله رو میگن دیگه...امیدوارم همین رویه رو ادامه بدید ...آموزنده است

 

morteza :

salam Aghaye Dr Mazruee
az alan befekre ryasat jomhoori bashid. bedanid ke mardom hatman khatami ra entekhab khahan kard.
1.az dodastegig beparhizid ke shekast az ane shomast
2.barnameh dashteh bashid baraye 4 sale ba tamame mavanee.va nagueed ke ma tasavvor nemikardim in shavad.
3.forsat kamast va kar ziyad
morteza

مزروعي : با سلام و تشكر ، امبدوارم كه با درك شرايط توسط تمام اصلاح طلبان بتوان همانگونه كه شما انتظار داريد عمل شود .

 

بهروز :

سلام
پیش فرض اول من یک اصلاح طلب مشارکتی هستم.(به خدا)
پیش فرض دوم سالها است که با اثار و ارا شما اشناو همراه هستم پس احتیاجی به اغنا من ندارید
پیش فرض سوم اگر نخواستید در وب پاسخ بدید ایمیل بدید
تا الان اقای انصاری به عنوان سر لیست و بزرگ مرد یاران پیشنهادی خاتمی و اتلاف با 346000 رای در رتبه 28 قرار دارد در رتبه بالای ایشان نسرین سلطان خواه حقیقی قرار دارد و در رتبه پایین ایشون خانم زهره الاهیان.(راستی این دو نفررا تا چه حدی مشناسید اصلا میشناسید) .پس 3 فرض به وجود میاید
1)اصلاح طلبان در بهترین حالت در رده 28 تمایلات مردم قرار دارند
2)در انتخابات تقلب رخ داده و مهندسی انتخابات انچنین سرنوشت اصلاح گلبان را رقم زده است
3)مردم حضور نیافته اند و اصلاح طلبان رای نیاورده اند.
شما در پاسخ به اقا مهدی گفتید که شرکت نکردن مردم در شهر های بزرگ دلیل این وضعیت است.
با همه این توضیحات بالا از شما خواهشمندم که یک بار دیگر دلیل شرکت کردن در این انتخابات را برای من مشارکتی توضیح دهید

مزروعي : با سلام، شركت در انتخابات جزیی از مشی سیاست ورزی اصلاح طلبانه برای پاسداری از " نهاد انتخابات " است که اگر امروز از آن درست استفاده نمی شود ولی با حفظ آن در آینده می شود از آن به درستی استفاده کرد اما در رابطه با انتخابات اخیرمی دانیم که این انتخابات انتخاباتی غیرآزاد،نابرابر و نیمه رقابتی بود واز اینرو در مورد شرکت در آن بین گروه های اصلاح طلب اختلاف نظر وجود داشت اما وقتی این گروه ها وارد ائتلاف شدند پذیرفتند که بر اساس خرد جمعی ائتلاف اصلاح طلبان عمل کنند و چون رای اکثریت گروه ها به شرکت در انتخابات در حوزه هایی که رقابت نسبی وجود داشت قرار گرفت مشارکت نیز آنرا پذیرفت و شرکت کردو در بیانیه های مشارکت نیز بخوبی این موضوع توضیح داده شده است و همچنین در مورد تحلیل نتایج انتخابات ، اگر شما مشارکتی هستید و این بیانیه ها را خوانده اید من مطلبی اضافه تر از آنها برای اقناع شما ندارم . در مورد تهران و نتایج آن حرف و حدیث وجود دارد اما روشن است که به هر دلیل 70 درصد مردم تهران در انتخابات شرکت نکرده اند و طبیعی است که وقتی کشارکت مردم پائین باشد این به ضرر اصلاح طلبان و به نفع اقتدارگرایان تمام می شود که طرفدارانشان بصورت سازمانی و پادگانی و در هر شرایط پای کار و صندوق رای هستند و آنرا می توانید از مقایسه رای آقای حداد عادل در انتخابات سه دوره ششم ، هفتم و هشتم با یگدیگر در یابید. درمجموع می توان گفت که به رغم آنچه اتفاق افتاده شرکت در انتخابات مجلس هشتم توسط اصلاح طلبان ازجمله مشارکت کار درستی بوده و ترکیب مجلس هشتم و اقلیت اصلاح طلب در آن بهتر از مجلس هفتم شده و انتظار می رود این مجلس نقش موثرتری در اداره کشور داشته باشد .

 

محمد :

با سلام
این انتخابات هم گذشت و بازهم قافله اصلا حات عقب افتاد.
از حالا باید دنبال یک گزینه قوی بود که بتونه شراط رو با نفع اصلاحات بر گردونه.
به نظر من تنها کسانی که میتونن مردم رو برای رای دادن پای صندوق بکشن . آقای خاتمی و آقای دکتر مهاجرانی هستند.
لتفا شما هم نظرتون رو بفرمایید.

مزروعی : با سلام ، در مورد آقای مهاجرانی که فکر نمی کنم با این شورای نگهبان و آن پرونده ای که برای ایشان ساخته اند شانسی وجود داشته باشد و درمورد اقای خاتمی هم هنوز خود ایشان تمایل به این کار نشان نداده اند اما کلیت حرف شما درست است و باید از حالا به فکر بوداما من با شما در مورد عقب افتادن قافله اصلاحات از انتخابات موافق نیستم چون انتخاباتی به مفهوم واقعی نبود تا اصلاحات از آن عقب مانده باشد و این اتفاق به انتصابات بیشتر شبیه بود و قطعا اگر انتخابات به مفهوم واقعی برگزار می شد آنوقت معلوم می شد که قافله اصلاحات کجا قرار داردوما در تحلیل مسائل نباید در دام اقتدارگرایان بیافتیم وفکر کنیم که آنها توانسته اند در یک مسابقه پیروز شوند .

 

:

jenabe akbar agha mazroui salam.ham eslah talabaan (na ahameye anhaa balke aksareshaan)hamaanande eghtedaar garaayan be donbale ghodrat va estefade az raanthaye dolati hastand va sarfe nazar az bazi didgaahaaye roshanfekrieshaan naatavaan dar ejraye sho,aarhaaye khod hastand.mesaalhaaye besyaari hast ke dar majlese sheshom ghaabele estenaad ast.va amaa aghaye khatami be hefze ehterami ke baraye ishaan ghaa,el hastam vali ishaan raa mesdaghe baareze khiaanatkaare be omide nasle javaan va miaan saal midaanam ke baa maslehat talabi va adame shojaa,ati ke dar modares va alirezaa noori va mohandes mousavi khouinhaa va akabre alami soragh darim mojeb shod ke yase va naaomidi va bi tafaavoti raa dar maa daaman bezanad.dindari vashojaa,at agar nist estefaa behtarin gozine bood hataa dar saalhaaye paayani riaasat jomhouri ishaan.darbe bozorg tarikh be rouye ishaan goshoude shod vali ishaan az dare koocheke poshti khaarej shodand,majaale barasi amalkarde 8 saale riaasat jomhouri va 4 saale majlese sheshom darin jaa moyasar nist vali agar emkaani baashad haazeram baa estenaade ba tarikh be shoma aziz ke dar safaa va sedaghate shoma shaki nadaram arz konam.

مزروعی : با سلام و تشکر از شما ، من تلاش می کنم که خودم را تا آنجا که امکان دارد جای دیگران بگذارم و از منظر آنان به مسائل نگاه و عمل کنم نه اینکه به قول معروف بیرون گود بنشینم و به دیگران بگویم لنگش کن ! بطور مثال من در مجلس بودم و بهتر از شما نمایندگان و نوع موضع گیری و عمل آنها می شناسم و حداقل در مورد یکی از این نمایندگانی که شما از او نام برده اید می دانم همه شجاعتش در مجلس ششم متوجه دولت خاتمی بود ( که در این مورد اقتدارگرایان برای او کف می زدند و مزدش را با تایید صلاحیت برای مجلس هفتم گرفت) و هرگزاز خطوط قرمز عبور نمی کرد! طبیعی است که با این برداشت نسبت به بقیه نظرات شما هم موافقت ندارم ضمن اینکه دامن زدن به این بحث ها را هم مفید فائده نمی دانم چون هرچه بوده متعلق به گذشته بوده و ما دیگر نمی توانیم دخل و تصرف و تغییری در آن بدهیم بلکه نگاه ما باید به حال و آینده باشد و اینکه با همه این تجربیات برای بهتر شدن امور چه باید کرد ؟ اما به نظر می رسد شما با یک کاسه کردن اصلاح طلبان و اقتدارگرایان و اینکه همه اینان به دنبال منافع خود هستند دیگر هیچ راه نجاتی متصور نیستید و فقط می خواهید با انتقادکردن آنهم نسبت به اصلاح طلبان خودتان را راحت کنید؟ در حالیکه من اینگونه تصور نمی کنم و با ترجیح اصلاح طلبان بر اقتدارگرایان و اینکه بدنبال منافع بودن را باید قاعده مند کرد در پی اصلاح امور بصورت تدریجی ونسبی هستم و به رغم همه مسائل و مشکلات و کاستی ها و انتقادات عملکرد اصلاح طلبان را در دولت خاتمی و مجلس ششم قابل دفاع و قبول می دانم . در ضمن تقاضا دارم که بزبان فارسی نظرات خود را بنویسید که خواندن متن فارسی با حروف انگلیسی برایم مشکل است .

 

ا-ر :

من خودم جزء نسل سوم انقلاب هستم و علاقه شديدي به انقلاب اسلامي و امام دارم ولي متاسفانه شاهد اقداماتي هستيم كه جوهره انقلاب و نظام را رفته رفته سست و اسيب پذير ميكند راستي كه عده اي آمده اند و خودشان را به هر صورتي به مردم تحميل كنند به خودشان اجازه ميدهند كه در مورد همه چيز مردم قضاوت كنند اعلام ميكنند اين آقا آدم بدي نيست ولي صلاحيت نماينده شدن را ندارد ميتونه در جاي ديگه خدمت كنه گستاخي تا اين حد !!!از طرف ديگه يه عده تندرو كه هيچ كاري جزء بهانه دادن به طرف مقابل از دستشان بر نمياد سخن از عبور از نظام و حاكميت را ميدهند شما بگيد اقاي مزروعي ما چه كنيم منتظرم

مزروعی : باسلام ، شما مطالعه و مطالعه و مطالعه کنید و در مورد شناخت اسلام حتما کتاب های آستاد شهید مطهری را بخوانید ودر مورد امور سیاسی هم با احتیاط ومشورت با افرادخبره و صاحب تجربه عمل کنید. امر سیاست امر بسیار پیچیده و همچون کلاف سردرگمی است که ورود بدان باید با نهایت احتیاط ووسواس همراه باشد و شما نباید عجله کنید بلکه باید کسب تجربه کنید و بدانید که در میدان سیاست همه بدنبال منافع خود ذیل عناوین و شعارهای بسیار زیبا و دلفریب هستند و فقط اندکی را می توان یافت که واقعا بدنیال کارسیاسی از زاویه رضایت خدا و خدمتگزاری به مردم هستند والبته شناخت اینها و یاری رساندن به آنها باید وجهه همت شما باشد .

 

javad :

ba salam dirouz nazari ersaal kardam vali naam va poste elktronik raa faramoush kardam ke alaan ersaal mishavad.lotfan darj va omid ke aghaye mazrouii pasokh befarmaayand.

مزروعی : با سلام ، با توجه به ایام عید و عدم دسترسی من به اینترنت این تاخیر رخ داده است وگرنه من در انتشار نظرات و پاسخ به آنها کاری به نام و پست آنها ندارم .

 

:

سلام اولا در موردپاسخگویی به خدا ازنظر شما چیست؟ چرا که آخرش نفهمیدیم این دینی که شما ازش دم می زنید همون دینی است که نفاق رو مذمت کرده و ...
ثانیا در مورد پاسخگویی دولت اصلاحات ومجلس اصلاحات همگان بخوبی دیدند که در مقام پاسخگویی فقط بلد هستید اسمون ریسمون بهم ببافید تا حدی که خودتون رو هم توش غرق کنه والبته پاسخگویی شما متناسب با مذاق غربی ها ست که خوب یادتون هست که متن لاتین پشت سر متحصنین مجلس ششم
ثالثا در مورد عرفی شدن دین لطفا جایگاه خودتون رو در بررپسی اینچنین موضوعات تخصصصی بشناسید چرا اون مرج تقلیدی که سالها بجای حزب بازی ومشارکت بازی عمر و زندگیش رو صرف پژوهش و تحقیق و اجتهاد در دین نموده باید در این مورد نظر بده ولطفا آیت ا.. صانعی رو پیراهن عثمان نکنید بقیه اش بمونه برای بعد...

مزروعي : با سلام ، منكه منظور شما را در نيافتم اما جهت اطلاع ديگران از منطق شما آنرا انتشار مي دهم .

 

فرشا‌‌‌درييسي :

جنات مزروعي با تشكر فراوان از جوابتون و تبريك سال نو. اما اقاي مزروعي شما فقط با نخبگان طرف نيستيد به خدا. با مردم روستاها و شهرهايي مواجه هستيد كه با يك ميليون تومان وام ......واين اوج بي فر ....وقتي ميگويم در دام اقتدار گرايان افتاديد از اين حرف آشفته نشويد و آنرا به مني كه همه جا همراه بوده ام با طعنه و كنايه بر نگردانيد؟ ببينيد كجاي كارتان اشكال دارد كه ما دانشجويان اينگونه تنها مانده ايم و در مقابل سوالات عامه نميتوانيم قانعشون بكنيم حتي جوابي كه به سوالاتم داديد با كنايه به خودم برگردانديد .

مزروعی : با سلام ،دوست عزیز! متاسفانه من این سخن شما را در نمی یابم که ما چگونه می توانیم با عامه مردم ارتباط برقرار کنیم آنهم در شرایطی که همه امکان های ارتباطی از ما گرفته شده است در عین حال اینراهم باید بدانیم که اداره درست کشورها بدست نخبگان و تحصیلکرده هاست ودر ایران هم اگر بخواهد کشور درست اداره بشود باید کار بدست نخبه ها و تحصیلکرده باشد و ما اگر بتوانیم نحبگان را توجیه کنیم کار درستی انجام داده ایم اما مشکل این است که در ایران اکثر نخبه ها در مقابل شرایط منفعل شده اند وبرای گریز از رویارویی با مشکلات مهاجرت به خارج را ترجیح می دهندو...در مورد وام و...اینها نگران نباشید چراکه این کارها فقط در کوتاه مدت انهم به مدد در آمد نفت امکان دارد اما در دراز مدت مردم و کشور را بیچاره می کند و آنوقت خواهید دید که چه اتفاقی می افتدو این خود بهترین دلیل براین است که کشور بدست نحبگان اداره نمی شود و در آینده باید بهای سنگینی را بابت این کار بپردازند وشاید هم اکنون گوش عامه مردم بدلیل همین اقدامات به حرف های ما بها ندهد اما بزودی همین ها در می یابند که چقدر حرف های ما و دیگران درست بوده است همانگونه که امروز فهمیده اند شعار بردن نفت به سر سفره های مردم یعنی چه ؟

 

شمامی :

بسمه تعالی
با سلام ، در وضعیت فعلی نظام حاکمیت در مملکت ما تقریبا منحصر بفرد است و در هیچ جای دنیا وضعیتی بدتر نمی توان پیدا نمود در مقایسه با ظلم و ستم وتجاوز به حقوق مردم.
به اعتقاد من این آقایان کوچکترین اعتقادی به دین ندارند و طبق فرموده سرور آزادگان برای تمام طیف حاکمیت دین لق لقه زبان برای تحکیم اقتدار تشنگان قدرت می باشد.

مزروعی : با سلام ، اگر بنا بر مقایسه باشد متاسفانه من با شما هم نظر نیستم چرا که جاها و کشورهای دیگری بدتر از ایران وجود دارد و ما در ارزیابی و داوری نباید جانب انصاف را از دست بدهیم و به نظرم اینگونه نیست که همه آقایان به دین اعتقاد نداشته باشند و...اما آنچه برای من مهم و ملاک قضاوت است نه این مقایسه هاست بلکه مقایسه با آموزه های اسلامی است که متاسفانه نظام و مسئولان آن با آن آموزه ها فاصله بسیار دارند و ازاین جهت باید تاسف خورد و با انجام امر به معروف و نهی از منکر به اصلاح آن پرداخت .

 

:

عجب منطق قشنگی دارید " نمی دانم راحت جانم "بحث من واضح بود چرا در موردی که تخصص ندارید نظر می دهید؟ در ضمن چقدر به اعتقادات حزبی تون پایبندید؟اگر واقعا پایبند بودید در انتخابات شرکت نمی کردید .عرفی شدن دین یعنی دین را از تاثیر انداختن واین همان فرهنگ تساهل وتسامح ایست که 8 سال بدنبال تحقق آن بوده اید.در ضمن آقای مزروعی ادای زنده ه ارو درآوردن هنر نیست

مزروعی : با سلام ، عزیزی که حتی از گذاشتن نام مستعار هم پرهیز داری باز هم بدلیل ایجازمن منظور شما را در نیافتم اما اگر قرار به بحث تخصص در اموردینی باشد در مورد احکام دینی و تقلید حق با شماست اما در مورد عقاید ومعارف که تقلید حرام است و هر مسلمانی خود باید به مرز شناخت رسیده باشدو در مسائل مرتبط با امور اجتماعی و سیاسی و اخلاقی که حتما هر فرد مسلمان خود باید صاحب نظر باشد و من خود را در این امور صاحب نظر می دانم و البته جهت اطلاع شما می گویم که من دروس مقدماتی دینی را خوانده ام و حاضرم در این مورد امتحان بدهم تا خیال شما آرام شود اما من کلا به تقلید در غیر احکام از مراجع باور ندارم و اینرا وظیفه تک تک مسلمانان می دانم و این نکته را اضافه کنم که اگر نظر شما را بپذیریم آنوقت خیلی ها در کشور دیگر حق اظهارنظرراجع به بسیاری از مسائل را نخواهند داشت که در راس آنها آقای احمدی نژاد قرار می گیرد . من به کار حزبی پایبندم ( والبته اینرا نباید با اطاعت از حزب اشتباه کرد) و اگر شما پیگیر مواضع مشارکت در باره انتخابات بودید در می یافتید که حزب طی بیانیه ای موضع خود را شرکت در انتخابات در حوزه های قلبل رقابت اعلام کرد و بنده هم از این موضع پیروی کردم و نمی دانم شما از کجا به این نتیجه قاطع رسیده اید که من به پیروی از حزب نباید در انتخابات شرکت می کردم؟
اگر عرفی شدن دین را همین بگیریم که شما بیان کرده اید آیا در8 سال زمان خاتمی کسی آنهم در مقام ریاست جمهوری جرئت می کرد از رفتن زنان به استادیوم های ورزشی سخن بگوید؟ یا تیم فوتبال زنان و...را به مسابقات جهانی بفرستد؟ یا برنامه های صدا و سیما اینگونه باشد که امروز هست؟ یا ...عزیز گرامی ! عرفی شدن دین یعنی همین ها که ذیل " دولت اسلامی " و زمینه سازی برای ظهور امام زمان انجام می گیرد ! و دیگر از کفن پوشان و لباس شخصی ها و....و تظاهرات هم خبری نیست؟ عرفی شدن که شاخ و دم ندارد و حالا اگر شما می خواهی هر آنچه شده و می شود را به اصلاح طلبان نسبت بدهی اشکالی ندارد ولی برای یکبار هم شده وقت بگذار و کتاب "علل گرایش به مادیگری " را بخوان تا دریابی که چه افراد و دولتی در ایران بیشترین کمک را به روند عرفی کردن دین کرده و می کند؟
در آخر شما بفرمائید اگر من ادای زنده ها را در نیاورم پس چه کنم؟ لابد از نظر شما آدم خوب آدم مرده است ؟ وحیاتی را که خدا به آدمی داده است از نظر شما فقط برای خودی هاست و دیگران همه باید بمیرند و حکومت برجامعه گورستانی مطلوب شماست؟ آیا پیامبر هم با آدمیان همین رفتار را داشت ؟

 

ایمان :

سلام
به نظر من شما اصلا اصلاح طلب نیستید
اصلا هیئت حاکمه ایران به طور کلی ایرانی نیستند و همه دست نشانده بیگکانگان هستند مانند روسیه اعراب و ...امیدوارم یک وطن پرست واقعی بیاید وشما جیره خواران را چه سلطنت طلب چه اصلاح طلب و چه عربی مابهای مذهبی را کنار بزند منظورم کل نظام هست.

مزروعی : با سلام ، برادر عزیز! شما اول تعریفتان از ایرانی بودن ، اصلاح طلب بودن و...را ارائه کنید تا آنگاه من بتوانم در باره نظر شما فکر کنم! بااین توصیفی که شما کرده اید از کجا معلوم که خود شما ایرانی باشید؟ و این وطن پرست مورد آرزوی شما از کجا می آید؟ در ضمن اگر معلوم کنید کجا جیره می دهند تا من مراجعه کنم و ببینم جیره می دهند و یحتمل استفاده کنم ممنون خواهم شد چرا که تا حالا جیره ای به من نرسیده است و مغبون شده ام ! و فقط حرفهایی از اینگونه به من رسیده است که پشیزی نمی ارزد و از قدیم گفته اند حرف زدن که مالیات ندارد؟ و قطعا اگر مالیات و مسئولیت داشت شما نمی توانستید به این راحتی دیگران را متهم و خودتان را راحت کنید.

 

یک ایرانی :

تارضای خدا چه باشد. مطمئنااگراینها به فکررضای خدا بودند الان دسته جمعی استعفا داده وحکومت رابه افرادشایسته می سپردند.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007