« سومین سالگرد وبلاگ | صفحه اول | گزارش یک مناظره »

20 اسفند 86

تحصن اعتراض در دفاع از جمهوریت بود

نوروز: رجبعلی مزروعی نماينده مردم اصفهان در مجلس ششم درخصوص نحوه تصمیم گیری نمايندگان اصلاح طلب در آن مجلس اظهار داشت: در مجلس ششم، فراکسیون مشارکت به تنهایی تصمیم نمی‌گرفت، بلکه فراکسیون دوم خرداد بود که باحدود 220 نماینده‌ای که داشت ، تصمیم گیری می‌کرد و در این تصمیم‌گیری‌ها معمولا همه اعضای فراکسیون ها مشارکت داشتند .

عضو دفتر سياسي جبهه مشاركت در خصوص علت شکل گیری تحصن نیز بیان داشت: گاهی اوقات که راجع به تحصن از سوی منتقدان یا دوستان صحبت به میان می آید، برخی مسایل فراموش می شود . مثلا هیچ کدام سوال نمی‌کنند که چرا تحصن شروع شد؟ مگر نمایندگان مجلس کار و زندگی نداشتند؟

وی ادامه داد: یک اتفاقی افتاده بود و یک حقی از یکسری ضایع شده بود و این تحصن اعتراضی بود به ضایع شدن آن حق، اگر این موضوع را حذف کنیم، اصلا نمی توان راجع به این ماجرا صحبت کرد و این وضعیت بود که موجبات انجام این کار را فراهم کرد که البته اصلاح هم نشد و هنوز هم کسانی که به تحصن ایراد می‌گیرند، می‌خواهند صورت مسئله را پاک کنند.

مزروعی ادامه داد: اگر شورای نگهبان و مراکز حافظ حقوق شهروندی بیایند و حقوق مردم را ضایع کنند، نسبت به این عمل چه عکس العملی باید نشان داد؟ خصوصا نمایندگانی که در مجلس سوگند خورده اند که پاسدار قانون اساسی و حقوق شهروندان باشند و متحصنین هم نمی‌گفتند که ما را تایید صلاحیت کنید، بلکه می گفتند همه ما را رد کنید ولی کسانی که بدون مدرک و مستند قانونی رد صلاحیت شدند را تایید صلاحیت کنید. تحصن یک اعتراض بود نسبت به حقی که ضایع شده بود.

وی در توضیح بیشتر چرایی انجام تحصن گفت : با رد صلاحیت نزدیک به یک سوم داوطلبان نمایندگی مجلس (حدود سه هزار نفر ) توسط شورای نگهبان در مراحل مقدماتی انتخابات مجلس هفتم ،که غالب آنها به جناح اصلاح طلب تعلق داشتند و بیش از صد نفر از این افراد نماینده مجلس ششم بودند ، در واقع تکلیف انتخابات و بیش از 190 کرسی مجلس هفتم پیشاپیش تعیین شده بود و عملا انتخابات توسط مردم به انتصابات توسط شورای نگهبان تبدیل شده بود در این شرایط چه واکنشی از سوی نمایندگان باید نشان داده و انجام می شد؟ نمایندگان مجلس در ابتدای کارشان سوگند می خورند که پاسدار حقوق ملت باشند و چه حقوقی بالاتر از حق نامزد شدن و انتخاب کردن توسط شهروندان می باشد؟ افراد و گروههایی که خود از این رد صلاحیت های سیاسی و غیر قانونی بهره مند و در شرایطی کاملا غیر رقابتی و رانتی بر کرسی های مجلس هفتم نشستند اینروزها با عوض کردن صورت مسئله تلاش می کنند تحصن نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم را نوعی ساختار شکنی تبلیغ و از این نمد وسیله ای برای تکرار انتخابات غیر رقابتی و نمایشی و فرمایشی مجلس هفتم و راه یافتن دو باره خود به مجلس هشتم بسازند ، در حالیکه صورت مسئله اصلی این است که اگر شورای نگهبان آنگونه عمل و خیل کثیری از داوطلبان را رد صلاحیت نمی کرد اصلا دلیلی برای تحصن باقی نمی ماند و بنابراین مقصر اصلی تحصن آنان هستند و نه نمایندگان متحصن ! و می دانیم که این عمل شورای نگهبان به گونه ای بود که هم مجلس و هم دولت خاتمی را به اعتراض وا داشت و رئیس دو قوه در نامه ای مشترک به صراحت نوشتند که تکلیف 190 کرسی مجلس را پیش از انتخابات تعیین شده است ؛ لابد حضراتی که اینگونه نسبت به تحصن نمایندگان واکنش نشان داده و می دهند انتظار دارند که در این کشور هر حقی از افراد ضایع شد آنها حق هیچگونه اعتراض و فریادی را ندارند و باید تسلیم محض باشند تا یک گروه و جناح هر کاری می خواهد بکند و حتی حق تعیین سرنوشت و حاکمیت را از عموم مردم گرفته و در اختیار افراد و گروهی خاص قرار دهد که این رخداد قطعا با روح و محتوای قانون اساسی و به ویژه اصل 56 این قانون در تقابل است .

مزروعی آویزان شدن به واژه ساختار شکنی توسط اقتدارگرایان برای نقد و تخطئه تحصن و آنرا دلیل رد صلاحیت داوطلبان نمایندگی اعلام کردن نوعی فرار به جلو و گریز از واقعیت برای پاسخگویی به مردم در انجام انتصابات به جای انتخابات و عدم باور به جمهوریت و مردم سالاری توسط یک جریان فکری و سیاسی ، که فعلا در قدرت و حاکمیت دست بالا را دارد ، دانست و افزود : من تاکنون جز کاربرد فراوان این واژه (ساختار شکنی ) توسط اقتدارگرایان هیچ تعریف د قیق و جزیی از آن ندیده ام تا دریابم کجای کار متحصنین ساختار شکنی بوده است؟ جدای از اینکه نمایندگان متحصن قبل از انجام تحصن هم بدون تمسک شورای نگهبان به این عمل و ساختار شکنی رد صلاحیت شده بودند و بنابراین بر خلاف مدعای اقتدارگرایان این نمی تواند دلیل و توضیح دهنده واقعی رد صلاحیت آن دوره و این دوره نمایندگان متحصن و خیل کثیری ازاصلاح طلبان باشد اما ظاهرا آقایان فراموش کرده اند که مجلس ششم تا آخرین روز کاری اش در ساختار موجود به ایفای وظیفه پرداخت و نمایندگان متحصن به گونه ای اعتراض و رفتار خود را سازمان و سامان دادند که کوچکترین خللی به کار مجلس و وظائف نمایندگی شان نیاید و کاملا در ساختار موجود عمل کردند و کوچکترین کار خلاف قانونی انجام ندادند و همین حضرات مخالف تاکنون قادر به ارائه یک دلیل حقوقی و قانونی مبنی بر خلاف بودن این عمل نتوانسته اند ارائه کنند و همواره آنرا از زاویه ای سیاسی و جناحی مورد حمله قرار داده اند و به صراحت می گویم تا زمانی که واژه ساختار شکنی را تعریف نکرده و بطور جزیی و دقیق ابعاد آنرا مشخص نکنند و با کلی گویی به اینگونه واژه ها برای نقد و تخطئه اصلاح طلبان متمسک شوند بیش از پیش بر خالی بودن دستشان از یک استدلال حقوقی و قانونی اعتراف دارند و اینکه به هر شیوه و سیله ای می خواهند قدرت خود را با حذف و طرد دیگران بقا بخشند و به قاعده هدف ، وسیله را توجیه می کند وفا داری و پایبندی خود را نشان دهند !

وی در خصوص اظهارات کروبی درباره اتفاقاتي كه در مجلس ششم رخ داد، نیز گفت: من ضمن احترام و ارادت به ایشان ، صحبت‌های آقای کروبی را یک روایت از وقایع مجلس ششم می دانم و روایت های دیگری نيز هست که امیدوارم امکان بیان آنها وجود داشته باشد . به نظر من آقای کروبی کارخوبی در بازگویی این مباحث کردند و دوستان ما هم ان شاءالله روایت های خود را بگویند تا یک تاریخ شفاهی کامل از مجلس ششم و وقایع آن داشته باشیم . قطعا برای داشتن یک تصویر روشن از عملکرد مجلس ششم و نقاط قوت و ضعف آن باید همه این روایت ها در کنار هم قرار گیرد و گرنه هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری توسط یک فرد یا گروه می تواند جانبدارانه ، ناقص و ابتر باشد .

مزروعی ادامه داد: بطور خاص الان چون 4 سال از واقعه تحصن گذشته و ما قدری از جغرافیای سیاسی و زمانی که این واقعه در آن شکل گرفت ، فاصله گرفته ایم ، مباحث ارتباط زمانی و تاریخی خود را از دست می‌دهند و همین امکان را بوجود می آورد که هر فرد و گروهی روایت خود از این واقعه را از آنجا شروع کند که فکر می کند به درد اثبات مدعایش می خورد ، زیرا شروع تحصن و اتفاقاتی که در حین تحصن افتاد و در آخر پیامدهایی که از این کار برآمد ، این ها زمان‌های متفاوت اما مرتبطی دارد .

اين نماینده مجلس ششم افزود: چون بدلیل سفر در تصمیم‌گیری‌های اولیه نبودم و از میانه راه به دوستان ملحق شدم، نمی توانم در باره این مرحله اظهار نظر دقیق کنم، ولی می‌دانم که رایزنی هایی در این مرحله با آقایان خاتمی و کروبی انجام شده و دوستان در هر مرحله تلاش می کردند تا با استفاده از این مشاوره ها کار را ادامه دهند و قطعا شروع این تحصن با این مشاوره ها همراه بوده و در ادامه هم روایات مختلفی وجود دارد که تا همه آنها گفته نشود نمی شود در این رابطه جمع بندی کاملی داشت . اما اینرا می دانم که مخالفت ها ی برخی دوستان که اینروزها و به مناسبت انتخابات در پیش رو با حدت و شدت بیان می شود آنروزها اینگونه بیان نمی شد و اینرا براحتی می توان از مشروح مذاکرات مجلس ششم و فیلم جلسات پس از تحصن دید .

وی همچنين درباره برخي تندروي‌ها در اين مجلس گفت: مسئله تندروی و تندرو ها هم مانند ساختار شکنی تا وقتی تعریف و دقیق نشود و معیار و شاخصی برای اندازه گیری و رتبه بندی نداشته باشد یک واژه کلی و سیال است و من هیچگاه متوجه نشدم که اینگونه واژه‌ها را چگونه می شود به دیگران اطلاق کرد و خود را بری از آن دانست؟البته این یکی از آفات فرهنگی ما ایرانیان و حتی نخبگان و فعالان سیاسی ماست که همواره بر دوش واژه های کلی و کشدار سوار می شوند و به دلیل حاکمیت فرهنگ استبدادی از شفاف و دقیق گویی پرهیز و فرار می کنیم و دوست داریم خود را معتدل و دیگران را تندرو و...بنامیم و نه اینکه در یک فضای آرام و آزاد با گفتگو منطق و مشی یگدیگر را بفهمیم و تعامل وتفاهم با یگدیگر را تمرین نمائیم ، بنابراين هر کس با گرایشی که دارد می تواند طرف دیگر را تندرو بنامد . مزروعی افزود : بطور مثال برخی نامه نوشتن جمعی از نمایندگان مجلس ششم به رهبری را مصداق تندروی می دانند و می دانیم که نوشتن همین نامه چه واکنش هایی را از سوی نیروهای مخالف اصلاحات در پی داشت و نزدیک به شصت تن از نمایندگان امضاء کننده این نامه به انحاء مختلف از سوی گروه های فشار و لباس شخصی ( که همه شان پس از حاکمیت یکدست اقتدارگرا مثل آب به زمین فرو رفتند) مورد ضرب و شتم واقع شدند و همین نامه هم دلیل رد صلاحیت بسیاری از امضا کنندگان از سوی شورای نگهبان شد و باز هم اینرا دلیل ساختار شکنی می دانند ، خوب سئوال این است که اگر جمعی از نمایندگان ملت نتوانند به رهبری نامه بنویسند و تحلیل خود را درست یا غلط با رهبری در میان گذارند پس تکلیف دیگران روشن است ! کجای اینکار اشکال دارد؟آیا حضرت علی (ع) در مقام حکومت دیگران را دعوت نمی کرد تا به او مشورت دهند و حتی خود را بری از خطا نمی دانست؟ واقعا جای تعجب بسیار دارد که این اقدام ساختار شکنی و تندروی نام گیرد و دلیلی برای برخورد خشن و غیر قانونی با نمایندگان مردم شود ؟ و حق داوطلبی نمایندگی مجلس از آنها گرفته شود.و آیا اینگونه برخورد ها هیچگونه تناسبی با مردمسالاری دینی دارد؟ و آیا ظرفیت نظام جمهوری اسلامی ایران بلاتشبیه مثل برخی نظام های سلطنتی و یکه سالار تحمل پذیرش و هضم یک نامه نمایندگان ملت به رهبری از موضع نقد و توصیه را ندارد؟ به نظرم اگر قرار به کار بردن واژه های کلی و کشدار باشد اتفاقا باید به افراد و گروه هایی که مخالف این عملند و به نظرم راه را بروی رهبری برای ارتباط صریح و بدون واسطه و تعارف با شهروندان از جمله نمایندگان ملت می بندد تندرو و افراطی اطلاق کرد .


وی در پاسخ به این سوال که چرا برای مسئله برخورد با دانشجویان تحصن نکردید، پاسخ گفت: حق انتخاب شدن و انتخاب کردن جزء حقوق پایه شهروندی است و نمی‌توان آن را با وقایع دانشجویی و مسایل دیگر مقایسه کرد، هر چند نسبت به آن مسایل هم دوستان ما هرطور که توانستند عکس العمل نشان دادند، ولی این جا حق مسلم شهروندی یک عده نادیده گرفته شده بود و اساسا نوعش با بقیه جاها فرق می کرد و اگر آن شیوه نهادینه می‌شد، جمهوریت نظام زیر سوال می رفت و این اعتراض در دفاع از جمهوریت نظام بود.

نماینده سابق مردم اصفهان افزود: در قضیه تحصن، افراد شاخص زیادی دخالت داشتند از جمله آقای خاتمی در این واقعه نقش داشت و تا زمانی که همه یا غالب افراد دخیل در این واقعه خاطرات خود را نگویند نمی توان این واقعه را بطور همه جانبه تحلیل و بررسی کرد و البته گذشت زمان به فهم بهتر این واقعه و آثار و پیامد هایش و درستی یا نادرستی اقدام نمایندگان معترض کمک خواهد کرد و فکر می کنم که هنوز زود است که در این باره به جمع بندی نهایی رسید و تکرار آنچه در انتخابات مجلس هفتم رخ داد در انتخابات مجلس هشتم می تواند خود دلیل و شاهدی محکم بر درستی این عمل باشد هرچند آن صدای اعتراض تا امروز شنیده نشده است و قطعا آن اعتراض برای حفظ و بقای نظام جمهوری اسلامی ایران بود .

مزروعي در پایان گفت: به نظر من هزینه ای که از جیب نظام برای تشکیل مجلس هفتم شد، نتیجه دلخواه را نداشت و امروز حتی از زبان برخی نمایندگان راهیافته به این مجلس گفته می شود که مجلس هفتم آن نقشی که در باید اداره کشور می داشت، نداشت و عجب اینکه ظاهرا اراده براین است که این تجربه شکست خورده تکرار شود و باز هم کشور از انجام یک انتخابات آزاد ، عادلانه ، رقابتی و سالم و داشتن یک مجلس کارآمد و توانا محروم شود ! و البته امثال بنده جز هشدار و انذار چه می توانند بکنند اگر چه همین ها برای ما پرونده ساختار شکنی و عدم التزام به ...می شود و صد البته خداوند به احوال همه آگاه است .



   نظرات

صادق :

سلام،
یهود مقیم ایران ضرب المثلی داشتند،میگفتند:« عقل شما مسلمانان پس کار می آید»
واقعا چرا ما،سالها پس از یک اتفاق،تازه به آن فکر میکنیم یا حسرت آن را میخوریم که چرا بوقت خودش از فرصت استفاده نکردیم.
چرا آنها که باید،از تحصن یا جنبش دانشجویی پشتیبانی و استفاده احسن نکردند.مگر این اتفاقات هر روز باید میتواند در این مملکت رخ دهد؟اصلا مگر میتواند هر روز تکرار شود؟
من فکر میکنم این«مصلحت اندیشی»آفت نه تنها این مملکت بلکه آفت دین ماست و دست آخر آفت جانمان خواهد شد.
مصلحتی که در مذهب با «دروغ مصلحتی» شروع و به شیوع کلاه های شرعی و نهایتا نفاق های شرعی (پنهان) منجر شده،تا آنجا که بزرگان و علمای دینمان نیز مصلحت عقول عوام را اندیشیده،از پرداختن به بعض از احکام و ارکان و بلکه اصول دین پرهیز میکنند.
از آنجا که همین نوع مذهب در تمام رگهای زندگی ما(بصورت رسانه ای 24 ساعته یا همان دین دولتی )بناچار جریان دارد ،به «مصلحت نظام اندیشی» در برابر مصلحت مردم و آزادی های آنان و حتی در برابر مصلحت اسلام منجر شده است.
واقعا این اصول و آرمانهای انقلاب چیست که برای پایبندی به آنهاباید همان اصول را بپای خودش فدا کرد؟
شما که به آنها ایمان دارید،فکر نمیکنید باید دوباره آنها را یک به یک مرور کرد و تازه کرد؟
آیا اصول،فقط نزد زندانیان زمان شاه است و فقط آنها دلشان بیشتر بحال این مردم میسوزد؟تا زمانی که این مملکت بنام میراث و دستاوردهای انقلاب در میان نسل انقلاب ،بزکشی میشود ،وظیفه نسل من چیست؟
بنشینم و صبر پیش گیرم،دنباله کار خویش گیرم.
تا روزی که نسل پیر و فرتوت انقلاب بقضای الهی فرمان یابند و کاش ببینند که فرزندان آنها به تلاش بیهوده آنها حتی باور هم نخواهند داشت!
و امیدوار باشند که فرزندان آنها به اصول انسانی پایبند باشند ،که قطعا به اسلام بچشم دیگر مینگرند ، انقلاب که جای خود دارد!

مزروعی : با سلام ، حرف حساب جواب ندارد !

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007