« گزارش یک مناظره | صفحه اول | نگاهی به اقتصاد ایران در سال 86 »

22 اسفند 86

حقوق اقتصادي ملت

در فصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ذيل عنوان «حقوق ملت» اصولي آمده است كه قطعا اجراي تام و تمام آن ها مي تواند تحقق نظام آرماني مندرج در اين قانون و ميثاق ملي باشد اما به طور خاص به چند اصل كه در برگيرنده «حقوق اقتصادي ملت» است، توجه كنيد:



اصل بيست و هشتم: «هركس حق دارد شغلي را كه به آن مايل است و مخالف اسلام و مصالح عمومي و حقوق ديگران نيست، برگزيند. دولت موظف است با رعايت نياز جامعه به مشاغل گوناگون براي همه افراد امكان اشتغال به كار و شرايط مساوي را براي احراز مشاغل ايجاد كند.»
اصل بيست و نهم: «برخورداري از تامين اجتماعي از نظر بازنشستگي، بيكاري، پيري، از كارافتادگي، بي سرپرستي، در راه ماندگي، حوادث و سوانح و نياز به خدمات بهداشتي و درماني و مراقبت هاي پزشكي به صورت بيمه و ... حقي است همگاني. دولت موظف است، طبق قوانين از محل درآمدهاي عمومي و درآمدهاي حاصل از مشاركت مردم، خدمات و حمايت هاي مالي فوق را براي يك يك افراد كشور تامين كند.»
اصل سي ام: «دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم آورد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد.»
اصل سي ويكم: «داشتن مسكن متناسب با نياز، حق هر فرد و خانواده ايراني است. دولت موظف است با رعايت اولويت براي آن ها كه نيازمندترند به خصوص روستانشينان و كارگران زمينه اجراي اين اصل را فراهم كند.»
و در اصل 43 (فصل چهارم قانون اساسي ذيل عنوان «اقتصاد و امور مالي») آمده است: «براي تامين استقلال اقتصادي جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد، با حفظ آزادگي او، اقتصاد جمهوري اسلامي ايران براساس ضوابط زير استوار مي شود:
1- تامين نيازهاي اساسي: مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه.
2- تامين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند؛ در شكل تعاوني، از راه وام بدون بهره، يا هر راه مشروع ديگر كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروه هاي خاص منتهي شود و نه دولت را به صورت يك كارفرماي بزرگ مطلق درآورد. اين اقدام بايد به رعايت ضرورت هاي حاكم بر برنامه ريزي عمومي اقتصاد كشور در هر يك از مراحل رشد صورت گيرد.
3- تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كاري چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي، فرصت و توان كافي براي خودسازي معنوي، سياسي و اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار داشته باشد.
4- رعايت آزادي انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به كاري معين و جلوگيري از بهره كشي از كار ديگري.
5- منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام.
6- منع اصراف و تبذير در همه شوون مربوط به اقتصاد اعم از مصرف، سرمايه گذاري، توليد، توزيع و خدمات.
7- جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور.
8- تاكيد بر افزايش توليدات كشاورزي، دامي و صنعتي كه نيازهاي عمومي را تامين مي كند و كشور را به مرحله خودكفايي برساند و از وابستگي برهاند.»
بدون آن كه به بازنويسي ديگر اصول اقتصادي قانون اساسي بپردازم، سوال اساسي اين است كه در عرصه عمل چقدر به اين «حقوق اقتصادي ملت» پاسخگويي شده است؟ و چه نهادهايي در گذشته و حال و آينده پاسخگوي اين مطالبه بوده و بايد باشند؟ و چرا در هر انتخاباتي همين اصول در قالب شعارها و وعده هايي رنگين ارايه مي شود و گروه و جناحي راي مي آورند اما همچنان «حقوق اقتصادي ملت» بر زمين مانده و ادا نمي شود؟ اشكال و ايراد در كجاست؟ به نظرم اشكال و ايراد به تك تك ما ايرانيان بازمي گردد كه اولا به «حقوق اقتصادي ملت» آن چنان كه در قانون اساسي آمده است، واقف نيستيم، ثانيا حاضر به پيگيري و استيفاي آن با هزينه هاي مترتب نيستيم، ثالثا به انتخابات و راي دهي خود در اين باره نيز چندان اهتمام نداريم ، و در آخر اين كه به دنبال پاسخ خواهي و ارزيابي همان هايي كه بر پايه شعارها و وعده ها به آنها راي داده ايم هم نيستيم و اين گونه است كه با گذشت نزديك به 28 سال از تدوين و اجراي قانون اساسي همچنان «حقوق اقتصادي ملت» تامين نشده است.



   نظرات

احمد :

جناب مزروعی عزیز ما در اصفهان منتظر شما بودیم...

مزروعی : باسلام ، متاسفانه مدتی است بدلیل کمردرد کمتر مسافرت می کنم اما هروقت دوستان در اصفهان برنامه ای داشته باشند در خدمتشان هستم .

 

Kazem Shahsavani :

جناب آقای مرزروعی- باسلام
تمام مطالبی که فرمودید حق مردم است ، اما جالب است در سایرکشورها منظور( افغانستان - پاکستان و تاجیکستان نیست) بدون نعماتی خدادادی مانند: نفت ، گاز ، آب شیرین ، معادن و آب و هوای چهار فصل و ... امروزه از بهترین امکانات برخورداند حتی مهاجرین از این تساوی اقتصادی برخوردارند. اما در ایران آنقدر با شعارهای رنگی و پر زرق و برق مردم مواجه هستند که دیگر از همه چیز بیزارند ، مدیران لایق از کار برکنار شده اند.
مشکل در ایران نداشتن مدیریت است.
به راستی چرا یک روزی برای بهبود زندگی و سایر موارد از مستشاران استفاده می گردند.
با احترام مجدد

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007