« نظریه انتظارت | صفحه اول | شکایت به خدا »

1 اسفند 86

انتخابات و برنامه

در نظام های مردمسالار میدان انتخابات فرصت بهره گیری از تمام توش و توان علمی و کارشناسی جامعه و ارائه « برنامه » از سوی احزاب و گروه های سیاسی و مشارکت و حضور فعال شهروندان در عرصه تصمیم گیری برای اداره کشور است . در نهایت آن حزب یا جناحی که با رای مردم اکثریت مجلس یا مسئولیت قوه مجریه را بدست می گیرد باید ضمن پایبندی به « برنامه » مورد تایید اکثریت رای دهندگان و اجرای آن طی دوران مسئولیت ، پاسخگوی عمل خود در برابر منتقدان و احزاب رقیب باشد و در فرصت انتخابات بعدی در یک میدان رقابتی میزان موفقیت یا ناکامی خود با رای و نظر مردم ارزیابی نماید و آمادگی پذیرش شکست و جابجایی قدرت با رقیب را داشته باشد . راز بقا و پویایی این نظام ها نیز در همین رقابت برنامه ها و تجمیع توانها ( سرمایه اجتماعی ) برای اداره بهتر امور و پاسخگویی مستمر به مطالبات مردم و جلب رضایتمندی آنان است . در واقع در نظام های مردمسالار هیچ گروه و حزب و جناحی نمی تواند تکیه زدن بر کرسی های قدرت و مقام های حکومتی را تصور کند مگر با جلب رای و نظر اکثریت مردم ، و اینهم ممکن نیست جز با ارائه برنامه و عمل به آن در دوره مسئولیت ، و بازکردن میدان انتخاب و رقابت در مقاطع ادواری انتخاباتی بروی مردم . به عبارت روشن این کلام مبارک که «مردم با هیچکس در هر مقام و مسئولیتی عقد اخوت نبسته اند» فقط وقتی امکان عملی و تحقق خارجی می یابد که مردم هر از گاهی بتوانند نسبت به عملکرد مسئولان حکومتی و برنامه آنها در مقام مقایسه با برنامه ها و تجربه های رقیب اظهار نظر و رای نمایند تا از اینطریق بر مشروعیت و کارآمدی دائمی حکومتگران در پاسخگویی به مطالبات و خواسته شان دامن زنند ، در غیر اینصورت این کلام جز جمله ای زیبا نخواهد بود و کاربرد مفیدی هم نخواهد آمد .

برای شهروندان ایرانی فرصت انتخاباتی پیش روی مجلس هشتم می توانست فرصتی مغتنم برای طرح مسائل اساسی کشور ، بحث و بررسی پیرامون آنها و ارزیابی عملکرد جناح حاکم در این باره و ارائه « برنامه » عملیلتی و انتخاباتی برای حل این مسائل از سوی احزاب و جناح های فعال در عرصه سیاسی ایران باشد . در مراحل مقدماتی انتخابات هم اینگونه به نظر می رسید و تا حدودی حرکت نیروهای سیاسی و اجتماعی بدین سمت بود اما متاسفانه رخداد رد صلاحیت های گسترده داوطلبان نمایندگی مجلس ، که بیش از 90 درصد نیروهای اصلاح طلب را در برگرفت ، بطور کلی فضای انتخاباتی را در کشور تغییر داده است به گونه ای که اینروزها کمتر در باره « برنامه » انتخاباتی احزاب و جناح ها و آنانی که می خواهند در انتخابات شرکت کنند ، سخن گفته می شود ، و برای اثبات این فرضیه کافی است این وضعیت را با فضای انتخاباتی در کشورهای مردمسالار مقایسه کنیم که عرصه انتخابات در آن کشورها به عرصه ای وسیع برای بحث و گفتگو پیرامون مسائل اصلی و مبتلا به جامعه شان و چگونگی گذار از آنها توسط برنامه های رقیب تبدیل می شود . البته به همین دلیل و براهین دیگر است که غالب صاحبنظران و نظریه پردازان کشورمان براین نظر و باورند که اداره کشور ما بر پایه « برنامه » امکان ندارد و به گونه ای از نظریه « امتناع برنامه » در اداره امور ایران سخن می گویند ، و طبیعی می نماید که در یک چنین شرایطی نیاز به ارائه « برنامه » برای انتخاباتها و رقابت در این زمینه نیز موضوعیت چندانی نداشته باشد و ما فقط با حفظ ظاهر و شکل انتخابات تصور کنیم که برمشروعیت و کارآمدی نظام دامن زده و در مسابقه رقابت و توسعه جهانی می توانیم خود را به پیش بریم .
برای اینکه دائره و دامنه بحث و حساسیت آن در این شرایط زمانی بهتر روشن شود ، و به ویژه توجه آنانی را که نقشی کلیدی در نظام تصمیم گیری کشور برای اداره کشور و آینده جمهوری اسلامی ایران دارند جلب نمایم به این موضوع اشاره می کنم که کشور ما به ظاهر اجرای سه برنامه توسعه را پشت سر نهاده و در حال اجرای برنامه چهارم توسعه است و در همه این برنامه ها هم بنا بر باز کردن اقتصاد کشور ، خصوصی سازی ، تمرکز زدایی و کوچک سازی دولت ، بهره گیری بهینه از درآمد نفت برای سرمایه گذاری در امور زیر بنایی و تولیدی ، افزایش رفاه همگانی و تحقق عدالت اجتماعی و...بوده است اما به رغم این جهت گیری ها و تلاش در اجرایی کردن آنها واقعیت موجود حاکی از بزرگتر شدن حجم و بدنه دولت و سرمایه گذاری ناکافی و پایداری فقر و محرومیت و بیکاری و شکاف طبقاتی در جامعه ماست ! فقط کافی است رقم درآمدی نفت و روند افزایش نسبت بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری را مورد توجه و تامل قرار دهیم که درآمد نفت طی سال های 68 تا 85 بالغ بر 565 میلیارد دلار شده و نسبت بودجه کل کشور به تولید ناخالص داخلی نیز از 1/35 درصد در سال 1368 به بیش از 100درصد در سال 1386 افزایش یافته است و در واقع سفره ای به گستردگی وسعت ایران برای مداخله و تصدی گری دولت در اقتصاد فراهم آورده است و تقریبا کمترین جای نفس کشی برای فعالیت های بخش خصوصی باقی گذاشته است ! برای توجه بیشتر یادآور می شوم که اگر توجیه شود که در 16 سال قبل از دولت نهم بر سر اجرای این سیا ست (خصوصی سازی ) و شیوه های عمل آن توافق نظر نبوده و بین نهادهای حکومتی و نیروهای سیاسی چالش و مناقشه وجود داشته است اما پس از روی کار آمدن دولت نهم و هماهنگی کامل بین قوا و نهادهای حاکم و ابلاغ سیاست های مرتبط با اصل 44 در سال 84 و 85 که دیگر نمی توان به یک چنین توجیهی متمسک و متوسل شد ، و در این دو سال چه اتفاقی تازه ای جز ادامه روند گذشته افتاده است ؟ و آیا دولت نهم با همین لایحه بودجه ای که برای سال 1387 به مجلس داده ، در حال بزرگتر شدن نیست ؟وآیا ...
نویسنده به عنوان یک شهروند ایرانی از آنچه در این کشور می گذرد منتفع و متضرر می شود و از آنجا که خواهان توسعه و پیشرفت و سربلندی کشورم هستم نمی توانم تاسف عمیق خود را از اینکه عرصه« انتخابات » به جای اینکه فرصتی برای طرح مسائل اصلی و مبرم جامعه و میدانی برای ارائه « برنامه » های رقیب برای اداره کشور باشد به عرصه ای برای طرح مسائل حاشیه ای و بعضا تفرقه انگیز و مخل به وحدت اجتماعی و فرصت سوزی تبدیل شده است ، ابراز ننمایم . و بطور مثال در نمی یابم در میدان انتخابات خالی از رقابت و برنامه حتی همین جناح حاکم چگونه می خواهد یا می تواند میزان رضایتمندی شهروندان از عملکردش را در دولت و مجلس محک زند و ارزیابی و اندازه گیری نماید ؟ آیا این جناح آنچنان از درستی سیاست ها و دستاورد هایش در جلب رضایت اکثریت شهروندان اطمینان دارد که تغییر و اصلاحی را در آنها ضروری نمی بیند؟ و اگر جواب منفی است اینرا از چه راهی و روشی دریافته است ؟وچه تغییر و اصلاحی را در سیاست هایش را بوجود آورده است ؟ و در هر حال « برنامه » این جناح برای اداره کشور و بدست گیری اکثریت کرسی های مجلس چیست ؟« انتخابات و برنامه » دو روی سکه مردمسالاری است و هریک بدون دیگری معنا نمی یابد و نتیجه نمی دهد و باید امید داشت که انتخاباتی آتی اینگونه باشد تا هزینه برگزاری انتخابات در برابر فائده هایش برای کشور و نظام توجیه پذیر باشد و بر دامنه مشروعیت و کارآمدی نظام بیفزاید .



   نظرات

حسین رضایی :

با سلام
باید بنویسم
باید بنویسم تا مطمئن شوم که هستم
با آن که نیستم
نه در اینجا و نه در هیچ کجا... راستی هیچ یعنی کجا؟
تنها اشاره ای که از ابرویت بارید
و آبرویم را برد
برد تا کنار رودی که بیدی نشسته بود آنجا
من اینجا
همان گیسوی بلند بیدم و با باد می لرزم ... می رقصم

منتظر نظر و راهنمایی شما هستم.
bidobad.blogfa.com

 

یک دوست :

سلام جناب آقای مزروعی عزیز
اینجا ایران است و شرایط بازی در آن با کل دنیا متفاوت..
اینجا انتخابی در کار نیست و همه این را خوب میدانیم و لیکن در رودربایستی گیر کرده ایم و به روی خود نمی آوریم..
اینجا برنامه ای نیست که رای بیاورد
اگر برنامه ای هست چیزی نیست جز برنامه غربال نامانوس نگهبانان منافع عده ای خاص در شورای نگهبان ..
آنچه برجای میماند حضور نمایشی است برای انتخاب آن عده که از قبل شماره صندلی سبز رنگ خود را نیز میدانند و تنها مشکلشان بر سر این است عکسی که برای تبلیغات خواهند گرفت با خودکار باشد و یا ژست متفکرانه.. ته ریش آنکادر باشد یا نباشد ..
مردم نیز... وار یا مجبور به دادن رای به همان برگزیدگان الهی هستند و یا در قهری ملی و نرفتن بر سر صندوقها
که نتیجه عمل در نهایت یکی است..
اینجا ایران است و شرایط بازی در آن با کل دنیا متفاوت..
زنده باشید

مزروعی : با سلام ، با توجه به همین شرایط باید در میدان ماند و آگاهی بخشی کرد تا به تدریج جامعه خود را بازیابد و در گذار به دموکراسی موفق شود .

 

یک دوست :

سلام جناب آقای مزروعی
ممنون از بابت درج نظر اینجانب در سایتتان و اینکه قابل دانستید و جواب دادید.
راستش رو بخواهید در خیلی چیزها میشه که همفکر باشیم ولی در این مورد آخر باید بگم روی حرفهائی که زدم با اعتقاد کامل ایستاده ام و موافق با آگاهی دادن به جامعه هستم که شاید تدریجی بوده و در دراز مدت تاثیر گذار باشه
ولی امیدوارم این آگاهی دادن تدریجی که با شرایط کنونی بالطبع زمانبر خواهد بود با حوصله بی حوصله ایرانی جماعت سازگار باشه و صد البته نیروهای اصلاحی تا اون موقع تحلیل نره
به هر حال در برنامه های زمانبر .. زمان .. نیرو .. کشش و ظرفیت پذیرش و البته حافظه جامعه عواملی هستند که تاثیر مستقیم دارند ..
جامعه ما کم حافظه شده و خیلی چیزها رو خیلی زود فراموش میکنه
هنوز میشه لیست انتخابات مجلس ششم رو به یاد آورد که چه کسی در صدر لیست 61 نفره اعلام شده بود چه کسی اخرین نفر آن
ولی می بینیم که همه اونروزها رو فراموش کردیم
حق یارتان

مزروعی : یاسلام ،دوست عزیزآنچه من وشما در جامعه انسانی با آن مواجهیم (چه خوب وچه بد) حاصل تلاش و کوشش هزاران انسان مصلح در اباس انبیاء واولیاء الهی و عالمان ودانشمندان بوده است و این مسر باید ادامه یابد و قطعا جامعه انسانی روزبروز در حال بهتر شدن وانسانی تر شدن است ، مهم این است که در این چرخه وپویش تاریخ هر یک از ما چه نقشی را برای خود تعریف و ایفا می کنیم و چقدر برای بهبود جامعه خودمان تلاش می کنیم و ما نیاید نگران بقیه باشیم > اگر هر یک از ما به نقش ووظیفه خود به درستی عمل کنیم طعا جامعه ما دچار تغییر شده و آینده بهتری را تجربه خواهد کرد .

 

عماد :

سلام

خیلی خدمتتان ارادت دارم.ولی با بیانیه سوم که حاضر شدید با حداقل نفرات در انتخابات شرکت کنید.جا خوردم ایا قدرت اینقدر مهم است که با وضیعت مردم را تشویق به شرکت در انتخابات کنید.تا حضور بیشتر شود.احساس می کنم باید گفت ....اصلاح ناپذر می باشد.

مزروعی : باسلام ، فکر میکنم اشاره شما به بیانیه ستاد ائتلاف اصلاح طلبان است ونمی دانم چرا آنرا به من نسبت داده اید؟ به هرحال این تصمیم اکثریت گروه های حاضر در ستاد بوده است و باید به آن احترام نهاد اما در آنجاهایی که این بحث شده من به صراحت گفته ام که نیروهای طرفدار اصلاحات در جامعه خود صاحبنظرند و ضمن رصد مواضع گروه های اصلاح طلب اینگونه نیست که تابع اینگونه موضع گیری ها باشند و آنها رای خود را ارزان نمی فروشند و اگر ببینند افراد مورد نظر آنها در رقابت انتخاباتی حضور ندارند خودبخود انگیزه ای برای شرکت در انتخابات نخواهند داشت .

 

ai :

سلام.من هنوز نمي فهمم روز اول كه اين قانون اساسي تاييد شد حداقل 2 درصد گفتند : نه ... اما اين 2% كه امروز بسيار بيشترند چرا بايد زير كاغذ التزام به نظريات 98% را امضا كنند مثل ولايت فقيه و شوراي نگهبان؟ خط قرمز در تمام جهان حفظ كشور و مليت است.چرا اقليت تسنن يا ارامنه يا زرتشتي حق ندارند كه منتخب باشند؛چون قانون اساسي نخبگان جامعه را ملزم به تملق و تظاهر ميكند.چطور وقتي بزرگان نظام بيمار ميشوند به پزشكي كه مشروب مي نوشد و خانمش بي حجاب است رجوع ميكنند و به پزشك سهميه بنياد شهيد كمتر اعتماد دارند اما در اقتصاد و مديريت صنايع جانماز اب ميكشند؟

مزروعی : باسلام : شما چندین سئوال مطرح کرده اید که پاسخ دادن به آنها وقت و حوصله می طلبد ضمن اینکه نمی دانم چرا اینها را از من پرسیده اید؟ من هم یک شهروند مثل شما هستم و هریک از ما وظیفه داریم که با مطالعه و پیگیری پاسخ سئوالات خود را دریابیم و در عین حال این وظیفه مسئولان حکومت ، که ازبیت المال ارتزاق می کنند، است که پاسخگوی سئوالات شهروندان باشند و من به سهمی که از بیت المال ارتزاق می کنم و حقوقی که از نفت می گیرم در حد اختصار به سئوالات شما پاسخ می دهم :
1- در هرکشوری یک قاعده ای را برای تشکیل نظام و حاکمیت می پذیرند و از جمله قابل قبول ترین این قواعددموکراسی و حاکمیت رای اکثریت است ( چون بدیل دیگری ندارد) والبته احترام به حقوق اقلیت.برهمین پایه در رای گیری برای تعیین نوع نظام حاکم برایران پس از انقلاب عمل شده است وروشن است که اقلیت باید رای اکثریت را بپذیرد و در همه کشورهای دموکراتیک به همین گونه است و درمورد قانون اساسی و...هم همینگونه عمل شده است .
2- التزام به قانون و عمل به آن غیر از باور و قبول قلبی آن است.در همه نظام های مردمسالار التزام به قانون شرط همزیستی و حیات جمعی است اما در عین حال شهروندان حق دارند دیدگاه و نظر انتقادی خود را نسبت به قوانین موجود بگویند و برای تغییر و اصلاح آنها نلاش نمایند و اگر توانستند اکثریت جامعه را با خود همراه سازند خودبخود با حضور در مراجع قانونگذاری می توانند به تغییر و اصلاح قوانین بپردلزند . در مورد قانون اساسی نیز هیمن قاعده برقرار است .
3- اقلیت های دینی ( ارامنه ، زرتشتی ها ویهودی ها) سهمیه نمایندگی در مجلس دارند و به رغم جمعیت کم شان از این حق برخوردار شده اند. درمورد اهل تسنن نیز محدودیتی برای حضور در انتخابات های مجلس خبرگان ، مجلس شورای اسلامی و شوراها وجود ندارد. در عین حال شما باید واقعیت جامعه ما را درنظر بگیرید که در هر حال اکثریت غالب آن چه نوع گرایش فکری و دینی دارند و در هر شرایط چگونه رای می دهند .
4- شما به هر عالم دینی رجوع کنید اصل رجوع جاهل به عالم را یکی از اصول بدیهی عقلی و دینی می داند و بحث تقلید از مرجع اعلم دینی در احکام هم بر همین پایه توجیه می شود وبزرگان نظام (که غالبا از عالمان دینی هستند) در این مواردی که اشاره داشته اید برپایه همین اصل عقلی و دینی عمل می کنند و درست هم عمل می کنند! اما در مواردی مثل اقتصاد و مدیریت و...چون پای مسائل دیگر(منافع ، جاه طلبی ، ...) در میان می آید همه چیز در هم می ریزد و خطرناتی از همانگونه که شما اشاره دارید پیش می آید و پاشنه آشیل همه حکومت ها و به ویژه حکومت دینی در همین جاهاست و خلاصه اینکه معلوم نیست چه کسی برای خدا با این میدان آمده است و چه کسی برای خرما؟ و در این جا حق باشماست و امیدواریم بزرگان نظام که در بیماری آنگونه عمل می کننددریابند که در اداره حکومت نیز باید همینگونه عمل کنند .

 

منتظر :

باروي كار آمدن شما اصلاح طلبان دوباره چند سالي از ايجاد فهم و درك مردم از مسائل جلوگيري مي كنيد.
زيرا اينها خودشان براي خود تبليغ منفي هستند
شما ناراحت اقتصاد نباشيد زيرا با يك سيستم سالم در اين كشور ايران در كمتر از 10 سال از كره نيز جلو خواهد زد.

مزروعی : باسلام ، بنده به خوشبینی شما نیستم و نمی دانم به چه دلیلی ما باید فرصت ها را از دست بدهیم و باز نمی دانم شما با چه اطمینانی این سخن را می گویید؟ وچراما باید در انتظار آن بمانیم ؟ در عین حال کشورهایی مثل کره بیش از سه دهه راه پیموده اند تا با اینجا رسیده اند آنوقت ما با ده سال به کره خواهیم رسید؟

 

حسام :

با سلام خدمت آقای مزروعی!
مطلب را خواندم, نگاه جالبی داشتید ولی یک ابهام برایم پیش آمده که بیان میکنم و منتظر پاسخ میمانم.

ماحصل مطلب شما اینست:
1- در مملکت ما امکان برنامه ریزی برای اداره امور وجود ندارد.
2- چرا جناحها برای اداره کشور برنامه ارائه نمیدهند؟

در مورد بند2 نظر جنابعالی را به مقاله اخیر جناب آقای عباس عبدی با عنوان " عامل اصلي برنامه‌ريزي كشور" به نقل از سایت "آینده" جلب میکنم که تا حدودی پاسخ شما را داده است. اما دقیقا ابهام بنده در مورد بند1 است.... برایم جالب است که دو صاحبنظر از یک جناح در فاصله زمانی بسیار کوتاه طی دو مقاله کوتاه در صدد القای این مطلبند که این کشور به هیچ عنوان برنامه پذیر نیست!
یکی موضوع بنزین را بهانه میکند و دیگری انتخابات را.
صرف نظر از درستی یا نادرستی موضوع، چیزی که عجیب بنظر می آید, همزمانی طرح موضوع است!
و اما ابهامات:
1- آیا اینگونه مقالات حاصل یک هماهنگی درون سازمانی و باصطلاح "پاسکاری منجر به گل سیاسی" است که یکی ابتدا فرکانسی از یک موج را تولید و دیگری آن را رزونانس(تشدید) میکند ؟ پس احتمالا باید منتظر تقویتهای بعدی بود تا به یک موج پردامنه تبدیل شده و نهایتا یکی از نطریه پردازان جناح آنرا تحت عنوان "حکومت برنامه ناپذیر" تئوریزه کرده و در جامعه دانشگاهی انتشار دهد و قاعدتا بهره برداریهای سیاسی آغاز شود و ...
چنین روندی قبلا از جناح مطبوع شما مشاهده شده است و خاستگاه نظریه "چانه زنی ..." برما پوشیده نیست!
2- با فرض صحیح بودن این نظرات، آیا حضرات بتازگی و در یک زمان به این کشف بزرگ نایل شده اید و ارشمیدس وار فریاد " اریکا ... اریکا..." سر داده اید؟ !
آیا زمانی که دولت هفتم و هشتم و مجلس سوم و ششم را دراختیار میگرفتید و حتی تا ماه گذشته که به سمت مجلس هشتم هجوم آوردید،از رابطه درآمد نفت و دولت نفتی و برنامه ناپذیری و ... آگاه نبودید؟!!! حالا که از مجلس بازمانده اید، شوک رد صلاحیت شما را به مکاشفه کشانده و به این نتیجه رسیده اید که "ایها الناس ... در این فضای نفتی و این انتخابات و مجلس و دولت و حکومت اصلا نمیشود برنامه ریزی کرد و..."
واقعا باید گفت "....وقتی دستش به نفت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده !!!"

مزروعی : با سلام ، برای اینکه خیال شما راحت شود وبدانید اگر بقیه تحلیل ها و نطرات شما هم برپایه چنین وهمیاتی باشد به شما اطمینان می دهم که هیچ هماهنگی بین بنده و آقای عبدی واینکه بعد به چه وچه تبدیل شود نبوده است و حتی من نوشته آقای عبدی را در روزنانه خواندم! در ضمن نمی دانم شما چقدر مطالب بنده را در این وبلاگ یا در مطبوعات دنبال کرده اید وگرنه چنین ادعایی را مطرح نمی کردید چون قبلا هم در این باره نوشته ام واین بار بدلیل بحث انتخابات و شرایطی که پیش آمده است بار دیگر متذکر موضوع شدم والبته این بحث بنده و آقای عبدی نیست بلکه کافی است شما چند کتاب اقتصادی از آقای کاتوزیان بخوانید یا کتاب «بازار یا نابازار؟» دکتر رنانی را که به حق حق مطلب را در این باره ادا کرده است؟ مطمئن باشید ما به دنبال چانه زنی با کسی نیستیم چرا که در ایران تجریه ثابت کرده است که مقامات حکومتی بعضا آنچنان مست قدرت و حکومت می شوند که اصلابه مقوله ای مثل چانه زنی فکر نمی کنند وهمین هم دلیل سقوطشان می شود و اگر روزی اصل چانه زنی در ایران توسط مقامات حکومتی پذیرفته شود آنروز را باید جشن گرفت چرا که این امکان را فراهم می آورد تا از همه ظرفیت های درونی جامعه برای اداره حکومت استفاده شود وتا آنروز امثال بنده فکر می کنند در حد همین انتشار نظ به حکومتگران مشاوره مجانی بدهد اگر گوش شنوایی باشد .
اما در موردبخش دوم نظر شما نیز کافی است به مطالعه دو قانون برنامه توسعه سوم و جهارم توسعه که توسط دولت خاتمی و مجلس ششم بپردازید تا دریابید که اصلاح طلبان هم نگاه برنامه ای به اداره کشور داشتند و هم به نقش نفت در حهت دهی اقتصاد ایران واقف بودند و تمهید حساب ذخیره ارزی از ابتکارات اصلاح طلبان برای حا این مشکل بود که البته بدلیل ناهماهنگی بین قوای حاکم در دوره دولت خاتمی و انگاه روی کار آمدن دولت احمدی نژاد امکان اجرای این برنامه ها به فراموشی سپرده شد و حساب ذخیره ارزی نیز امروز تقریبا در عملکرد دولت و مجلس اصولگرا! بلاموضوع شده است! حال داوری در مورد جمله آخرتان را به عهده خودتان واگذار می کنم و امیدوارم که شما به اندازه کافی آزاداندیش باشید که بتوانید در همه امور منصفانه قضاوت کنید وباور کنید آنوقت هم که برخی مقامات حکومتی با رای مردم وبه عاریت بدست دوستان ما بود جز رنج و زحمت نبود و فقط چون آقای بورقانی از دوستان ما اخیرا به رحمت خدا رفت زندگی اورا شاهد می گیرم و خود شما را به داوری در مورد بررسی زندگی و میزان دارایی و بهره مندی ایشان در مفایسه با زندگی و میزان دارایی و بهره مندی دیگرانی که فریاد اصولگرایی و...را به آسمان بلند است می طلبم و.

 

نیما :

جناب مزروعی
من صراحت شما را از نزدیک شاهد بوده ام .
به نظر من درانتخابات آینده مشارکت بسیار کم است و اصلاح طلبان بدلیل اینکه قسمت اعظم طرفداران آنها غایبند رای نمی آورند ، آیا این را آنان که ادعای مدیریت راهبردی دارند نمی فهمند که به قیمت ازدست دادن آبروی خود،آبروی رقیب را نخرند؟،تمام مصیبت ما اینست که با خودمان هم تعارف داریم .

مزروعی : با سلام ، من کاملا با شما هم نظرم اما کارجمعی الزاماتی دارد که یکی از آنها گردن نهادن به خرد جمعی و رای اکثریت است و در ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پس از بخث های زیادی به این جمع بندی رسیده اند که باید به آن احترام نهاد و فکر نمی کنماین تصمیم برپایه اینکه پیروز می شوند گرفته شده باشد .

 

یک دوست :

سلام جناب مزروعی

نمیخوام اینجا رو به صحنه جنگ موافق و مخالف تبدیل کنم ولی در جواب این دوستمان که اسمشان منتظر است بگویم:

دوست منتظر عزیزم امید بنده به این است که تا 10 سال دیگر( که شما معتقد هستید از کره جلو خواهیم زد ) آن کره کره جنوبی باشد نه کره شمالی
..
تا 100 سال سیاه فکر کره جنوبی را هم نکنیم که رویایی بیش نیست
اما اگر کمی تحمل کنیم از کره شمالی جلو خواهیم زد ..و حتما با این سیستم سالم !!!!!!!!!! عجبا
کره شمالی: کشوری است کمونیستی از نوع دیکتاتوری مطلق و نه نسبی که مردم در آن به مثایه کارگران کندوی زنبور عسل و یا لانه مورچه ها تنها وظیفه شان تامین مایحتاج ملکه و سربازان گارد و محافظ ملکه میباشد
مردم کره شمالی دقیقا همین شکل هستند .. مردمی که حق انتخاب ندارند .. این حق انتخاب نداشتن حتی در نام بچه هایشان نیز اعمال میشود .. مردمی که حق انتخاب لباس ندارند .. مردمانی که حق انتخاب شغل و تحصیل و خانه و سفر و زندگی و هیچ چیز دیگر ندارند .. مردمی که حق انتخاب سرنوشت خود را ندارند .. جامعه ای که به یک پادگان نظامی شبیه است تا به یک کشور قرن بیست و یکمی
منتظر عزیز منتظر بمانیم با این شرایط حاکم انشالله تا کمتر از 10 سال به کره خواهیم رسید البته از نوع شمالی و نه جنوبی و تازه اگر آنها 2-3 تا راکتور اتمی دارند ما بیشتر هم خواهیم داشت
با این سیستم که شما معتقدید غیر اصلاح طلبان آنرا ایجاد کرده اند و سیستم درستی است خدا کند تا اون موقع جمعیت ایران یه یک سوم کاهش نیابد( با این اوضاع قشر ضعیف جامعه که دو سوم جامعه را تشکیل میدهند تا 10 سال محو و نابود خواهد شد انشالله) تا شیرینی رقابت با کره شمالی را بچشند

پس همچنان خوشبینانه منتظر باشید (ما ضعفا که آنروزها را نخواهیم دید)

مزروعی : باسلام ، نمی دانم وبلاگ بنده چقدر ظرفیت این نوع مجادلات بین دوستان نظر دهنده را دارد اما برای توسعه گفتمان بد نیست . به هرحال من به بد بینی این دوست گرامی نیستم و به خوشبینی آن دوستمان هم نیستم چرا که فکر میکنم جامعه ایرانی به نوعی ساز وکار خود اصلاحی در برابر شرایط و حوادث مجهز است که قطعا از کره شمالی شدن ایران جلوگیری می کند اما اینکه چقدر می توان به کره جنوبی رسید بستگی به همت و کار و تلاش تک تک ما ایرانیان دارد.

 

محمدحسيني :

با سلام ،دوست عزيز يادم مي آيد در يك جلسه در اصفهان يك سوال از شما پرسيدم و شما با بي اهميتي از موضوع رد شديد و گفتيد اين مطالب مشكلات ما نيستند و آن ترقه هايي بود كه در آن مدت در تهران در مي كردند و مي گفتند كه كار مجاهدين خلق و غيره است و هيچ كشته و خسارتي هم بر جا نمي گذاشت و اين واقعا براي ما سوال بود كه اينها كار چه كساني بود و چه منظوري داشتند كما اينكه الآن هم سوال برايم مطرح است كه آنها چقدر به اهدافشان رسيده اند؟
شما در آن ملاقات ما را سه كرديد ولي حالا مي بينم با حوصله تمام مي نشينيد و جواب بسياري از سوالاتي را كه واقعا مطرح نيستند مي دهيد و نمي دانم آيا متوجه نيستيد كه با چه انگيزه هايي شما را مشغول مي كنند؟

مزروعی : با سلام،الان هم براین باورم که آن کارها اهمیت چندانی ندتشته است و جابجایی قدرت سیاسی بیش از آنکه مرتبط با اینگونه کار باشد مرتبط با عملکرد جمعی ما ایرانیان در نوع اندیشه و عمل است اما در مورد وقت داشتن برای پاسخ دادن به سئوالات الحمدلله در سایه مهرورزی دوات نهم وقت بنده بسیار آزاد شده است و براحتی می توانم پاسخگوی سئوالات دوستان مجازی باشم و ادب حکم می کند که به هر سئوال تا حدی که می دانم و می توانم پاسخ دهم .در عین حال من در آنزمان هم پاسخ سئوال شما را از نظرخودم دادم و هرگز قصد سه کردن شما را نداشته ام اما چون شما در ذهنتان پاسخ دیگری می طلبید یا از این پاسخ قانع نشده بودید چنین برداشتی را مطرح می کنید. والبته باید یادآور شوم در همان زمان هم بنده و دیگر نمایندگان شهر اصفهان جلسه ماهانه در دفترمان داشتیم تا پاسخگوی سئوالات باسیم .


 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007