« بودجه یا بردن نفت سر سفره های مردم؟ | صفحه اول | انتخابات و برنامه »

29 بهمن 86

نظریه انتظارت

یکی از مباحثی که در علم اقتصاد و تحلیل اقتصاد کلان مطرح و مورد توجه می باشد « نظریه انتظارات » است . برپایه این نظریه آحاد فعالان اقتصادی ( افراد و بنگاهها) نحوه رفتار و عملشان در مصرف ، پس انداز و سرمایه گذاری را بر پایه نوع انتظاراتی که از محیط پیرامونشان دارند ، تنظیم می کنند . به ویژه شاخکهای حسی و اطلاعاتی افراد حقیقی و حقوقی که تحرک بیشتر و نقش موثرتری در عرصه فعالیت های اقتصادی دارند نسبت به محیط کسب و کار اطرافشان حساستر است و دائره دید و تحلیل آنها نه تنها در برگیرنده محیط ملی بلکه بین المللی است و از اینرو در افقی جهانی تصمیم گرفته و عمل می کنند . آنچه امروزه در ادبیات اقتصادی دنیا بنام « درجه ریسک » برای کشورها نامبرده می شود برآمده از یک چنین نگاهی است ، و در واقع برخی موسسات تحقیقاتی با تعریف عملیاتی ازمولفه هایی که می تواند بطور کمی « نظریه انتظارات » را در مورد روند اقتصاد کلان یک کشور نشان دهد به محاسبه و عرضه این شاخص اقدام می کنند و البته رقم اعلامی برای هرکشور تاثیر بسیار بسزایی در هزینه های معاملاتی و جریان ورود و خروج سرمایه و به ویژه جلب سرمایه خارجی آن کشور دارد .

دو مولفه اصلی و مورد توافق برای اندازه گیری درجه ریسک و برآورد انتظارات در عرصه اقتصاد کلان یک کشور «امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی» است ، هرچند باید در نگاهی عمیق تجمیع این دو مولفه را ناشی از عملکرد یک واحد ملی (حکومت و مردم) و برآیند فعالیت همه عرصه های حیات یک ملت دانست . مولفه اول غالب ترین وجهش را در برسمیت شناختن حقوق مالکیت برای آحاد شهروندان با همه لوازم و مقتضیاتش و فعالیت گسترده بخش خصوصی در اقتصاد نشان می دهد و مولفه دوم طیفی از مسائل همچون حاکمیت قانون ، ثبات سیاست ها و قوانین و مقررات دولتی ، جابجایی مسالمت آمیز و قانونمند قدرت ، ثبات اقتصاد کلان و بودجه دولت ،...دربر می گیرد . طبعا به میزان غیبت یا کمبود هریک از این عوامل مولفه ناشی از آن دچار نقصان و کاستی بوده و در عرصه کلان آثار منفی خود را در فعالیت های اقتصادی آحاد جامعه ظاهر می سازد و موجبات کندی سرعت رشد و توسعه اقتصادی واحد ملی را فراهم می آورد که به خوبی می توان آنرا در نرخ رشد اقتصادی و سرمایه گذاری هر کشور ملاحظه و مشاهده کرد .

در قانون برنامه چهارم توسعه برای اجرا در سال های 1384-1388 با صرف منابع ارزی 2/42 میلیارد دلار و 128468 میلیارد تومان در قالب بودجه عمومی دولت پیش بینی شده بود که عملکرد اقتصادی کشور نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه 8 درصد و نرخ رشد سرمایه گذاری 2/12 درصد را محقق ساخته و مسیر دستیابی به اهداف کمی و کیفی سند چشم انداز توسعه بیست ساله در افق 1404 را هموار سازد اما در آستانه رسیدگی به لایحه بودجه سال 1387 در مجلس هفتم باید توجه نظام تصمیم گیری کشور را به این موضوع جلب نمود که به رغم هزینه حداقل سه برابر رقم ارزی و یک و نیم برابر رقم ریالی پیش بینی شده در جداول قانون برنامه ، عملکرد اقتصاد کشور قادر به تحقق نرخ رشد اقتصادی و سرمایه گذاری هدفگذاری شده نبوده است و نرخ رشد متوسط اقتصادی و سرمایه گذاری حاصله برای سه سال 84 تا 86 حداکثر 6 و 6/5 درصد می باشد . سئوال اصلی این است که چرا به رغم افزایش قابل توجه هزینه های دولت چنین نتیجه ای ببار آمده است ؟ قطعا پاسخ به این سئوال را باید در ذیل « نظریه انتظارات » ناشی از تغییر و تحولات حادث در سه سال گذشته و برآورد آن از سوی آحاد فعالان اقتصادی و موسسات تحقیقاتی جستجو کرد . به نظر این نویسنده مجموعه حوادث واقعه و نوع نگاه و عمل اصولگرایان در مجلس و دولت و بطور کلی حاکمیت در عرصه سیاست داخلی و خارجی موجبات گریز سرمایه و سرمایه گذاری را در اقتصاد ایران توسط بخش خصوصی فراهم آورده است و این در حالی که نرخ بهره وری نهاده های تولید نیز هیچگونه بهبود و رشدی را در زیر مجموعه نهادهای بهرمند از بودجه عمومی نشان نمی دهد . من فرض را بر این می گذارم که جناح حاکم تمام توش و توان خود را برای بهبود وضعیت اقتصاد کشور و پاسخگویی به مطالبات و نیازهای اقتصادی و معیشتی مردم بکار بسته و می بندد اما واقعیت موجود حکایت از آن دارد که جریان تولید ثروت و سرمایه گذاری در کشور روزبروز در حال نحیف شدن است و حیات جامعه ما به گونه ای آشکار و پنهان به توزیع درآمد سرشار نفت وابسته شده ، و نهادینه و عمیق شدن این وضعیت بدترین گزینه پیشاروی اقتصاد ایران می تواند باشد که با کاهش قیمت نفت فقط می توان عمق خطر و بحران این وضعیت را دریافت . فقط به عنوان اشاره می توان گفت که نرخ تورم و بیکاری دو رقمی خود نشانه ای از وضعیت بد اقتصاد ایران و به گونه ای ناامنی اقتصادی و عدم ثبات سیاسی است که بازتاب آنرا بخوبی می توان در نوع انتظارات شکل گرفته در جامعه ملاحظه کرد و متاسفانه نوع شعارها و وعده های دولتمردان نیز در دامن زدن به این انتظارات و افزایش مطالبات موثر بوده است ، و این در حالی که امکانات و مقدورات اقتصادی کشور و دولت تناسبی با این انتظارات نداشته و حتی در بهترین شرایط هم به دشواری قادر به برآوردن آنهاست .

از آنجا که بودجه عمومی دولت دیگر ظرفیت افزایش ندارد و پاسخگویی به انتظارات اقتصادی شکل گرفته در اذهان شهروندان ایرانی جز از طریق سرمایه گذاری و تولید و کارافرینی و بهره وری امکان ندارد جناح حاکم باید با مرور حوادث و وقایع سه سال گذشته و بازنگری کلی در سیاست هایش و در مسیر تصویب لایحه بودجه سال آینده راهی را بپیماید که به امنیت اقتصادی و ثبات سیاسی در جامعه دامن زند و درجه ریسک اقتصادی ایران را کاهش دهد تا موجبات آشتی و مشارکت فعال آحاد اقتصادی بخش خصوصی داخلی و خارجی را با اقتصاد ایران فراهم آورد و اسباب دامن زدن به سرمایه گذاری و تولید ثروت شود . کالبد شکافی بیشتر این موضوع را به فرصت دیگری وا می گذارم .




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007