« مشروعيت سياسي و انتخابات | صفحه اول | پاسخ به یک نظر »

9 بهمن 86

تراژدی رد صلاحیت ها

تا آنجا که بیاد دارم در جایی خوانده ام حوادث و وقایع تاریخی تکرار می شود یکبار بصورت کمدی و بار دیگر بصورت تراژدی ! اگر این قاعده عام نباشد حداقل یک مصداق واقعی پیدا کرده است و آنهم موضوع رد صلاحیت فله ای داوطلبان نمایندگی مجلس هشتم از سوی هیات های اجرایی منصوب دولت نهم است که اینروزها بازارش داغ است و مسئوولان دولت عدالت خواه و مهرورز و ... نهم و طرفداران رسانه ای و منتقدان منصف اش نیز همه تلاشهای خود را با سرهم بندی راست و دروغ و تهمت و اتهام و افترا و...برای توجیه آن بکار بسته اند! کافی است به حجم انبوه مصاحبه ها و نوشته ها و خبر سازی ها و... رجوع کنید تا دریابید چه بازار مسگرهایی برای این موضوع راه انداخته اند تا صدای معترضان و اصلاح طلبان به مردم و جایی نرسد و آنها بتوانند با برگزاری انتخاباتی مشابه مجلس هفتم حاکمیت یکدست را حفظ کنند و پست و مقام را از دست ندهند و نان خود را بنام مردم بخورند و البته همه اینها برای خدمت به بندگان خدا و تعالی کشور است ! بهترین عنوانی که می شود به این ماجرای تکراری داد « تراژدی رد صلاحیت ها » است که یادآور پرده کمدی این ماجرا در انتخابات مجلس هفتم است .

علت تراژدی بودن ماجرا این است که در جریان انتخابات مجلس هفتم وقتی ما نسبت به مسئله رد صلاحیت های فله ای اعتراض و تحصن کردیم برخی دوستان ما در مجلس و از جمله غالب روحانیون موجود ( که نامزد و تایید صلاحیت شده بودند) تلاش می کردند که به گونه ای موضوع با پا در میانی شان فیصله یابد و البته ما هشدار و انذار می دادیم که اگر این روند اصلاح نشود روز دیگر گریبان شما را خواهد گرفت! خوب جدایی ما باعث شد که آن انتخابات بصورت نمایشی و فرمایشی آنهم بدست دولت خاتمی برگزار شود و آن دوستان هم نصیبی نبرند و چهار سال بگذرد و امروز بحث رد صلاحیت گریبان آنها را هم بگیرد و شامل حال همه نمایندگان مجلس ششم از کند رو و تندرو و...و معمم و مکلا با عناوین عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی ایران و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه شود ! خوب برچسب و الصاق این عناوین اگر بر امثال بنده مکلا روا باشد قطعا بر روحانیونی که حتی پایشان به دادگاه ویژه روحانیت هم کشیده نشده است نارواست و جز برچسبی ناچسب نمی باشد . البته اینکه چه شده و کار به کجا رسیده است که امروز روحانیونی به نامسلمانی و...متهم و رد صلاحیت می شوند باید بسیار اندیشه کرد و در این ماه محرم یکبار دیگر تاریخ اسلام را مرور کرد که چرا واقعه کربلا رخ داد و اهل بیت رسول خدا آن بلا و مصیبت آنهم بدست افرادی که خود را مسلمان می خواندند و ظاهرا برای رضای خدا می جنگیدند به سرشان آمد و... بگذریم.

یکی از روحانیونی که بدلیل این برچسب های ناچسب و ناروا در حوزه انتخابیه اصفهان رد صلاحیت شده است جناب حجت الاسلام و المسلمین اسدالله کیان ارثی است که سه دور نماینده مردم فریدن و فریدونشهر در مجلس بوده است . آشنایی و شناخت حضوری من از ایشان به یک تصادف بر می گردد و اینکه پس از بازداشت افرادی در پرونده شهرداری و در خواست وثیقه برای آزادی آنها تا محاکمه من و ایشان برای به سپردن وثیقه برای یکی از آنان ، که دوست مشترک ما بود ، در محل دادگاه حاضر شده بودیم و آنروز من روح آزادگی و جوانمردی را در ایشان یافتم و بعدا با حضور در مجلس ششم این آشنایی و دوستی به رغم برخی تفاوت ها ادامه یافت و عمیق شد . به حق می توانم بگویم او یکی از روحانیون خوش فکر و مردم دار و معتدل و متخلق و آزاده است و البته این نوع خلقیات ریشه در لر بودن او هم دارد . یادم می آید در دوره مجلس ششم تنها یک روز ما در ساختمان مجلس جدید در بهارستان ( اواخر اسفند سال 79 ) جلسه داشتیم . در آن جلسه آقای کروبی سخنرانی مفصلی داشتند و از جمله در باره سوابق آقای کیان ارثی و اقدام برای ازدواج ایشان با دختر آقای خلخالی توضیح دادند و اینکه وقتی خود ایشان اقدام به ازدواج می کنند از آقای کیان ارثی می خواهند تا خطبه عقد ایشان را بخوانند ( اینها در مشروح مذاکرات مجلس ششم ثبت است ) حالا این آقای کیان ارثی که سالها با امام خمینی در قم و نجف همراه بوده و در همه سال های پس از انقلاب جز در مسیر خدمت به نظام قدم نزده است رد صلاحیت برای حضور در رقابت انتخابات شده است ! جل الخالق از اینهمه اخلاق و انصاف و مروت و مسلمانی ! و من نمی دانم که آنانی که این چنین حکمی رای داده اند فردای قیامت چه جوابی می دهند اگر در همین دنیا ناچار از پاسخگویی نشوند؟ و البته آقای کیان ارثی با آن روح بلندی که دارد حتی به این موضوع اعتراض نکرده و شکایت به جایی نبرده است . از قدیم گفته اند زمستان تمام می شود اما روسیاهی به ذغال می ماند . آری در این ملک بسیار آمده و رفته اند اما برای برخی جز روسیاهی نمانده است . امثال بنده خیال می کردیم پس از انقلاب اسلامی پایبندی به آموزه های دینی و اخلاقی دیگر رو سیاهی را زایل می کند اما هرچه می گذرد در می یابم که این خیال واهی ای بیش نبوده و عرصه سیاست و قدرت قواعد خاص خود را دارد . به تعبیر امام حب دنیا آخرین چیزی است که از دل مومن بیرون می رود و نیاز به سالها مجاهدت و مبارزه با نفس دارد اما ظاهرا در یک چرخش تاریخی کار در ایران بدست افرادی افتاده است که بدلیل گرفتاری در حب دنیا وقت مجاهدت و مبارزه با نفس را ندارند و چه تراژدی ای می تواند بالاتر از این باشد که امروز افراد و گروه هایی بنام اسلام و جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به جز خود را مسلمان و ...نمی شاسند و اینگونه است که از « تراژدی رد صلاحیت ها » باید به خدا پناه برد و اگر 4 سال پیش ما به این رخداد اعتراض کردیم و شنیده نشد برای این بود که امروز را پیش بینی می کردیم و قطعا اگر این موضوع نهادینه شود فاتحه جمهوری اسلامی خوانده شده و جز اسمی از آن باقی نمی ماند .



   نظرات

محمد :

جناب اقاي مزروعي گرچه اين كامنت مربوط به رد صلاحيت هاست ولي نقد من نسبت به اصلاح طلبان و مخصوصا زمان 4 ساله مجلس ششم است.مهم ترين نقدي كه من دارم اينه كه اصلاح طلباني كه در مجلس ششم به قدرت رسيدند اساسي ترين و مهم ترين اولويت آنها مباحث سياسي و يا آزادي بيان و از اين جور حرفا بود.حال سوال من اينه كه به نظر شما چنددرصد مردم اولويت اولشان اين جور مسائل و دغدغه هاي سياسي هست؟اولويت اول مردم مسائل اقتصادي ميباشد.اولويت اصلي مردم مسائل رفاهي و پيشرفت كشور ميباشد. ولي متاسفانه اصلاح طلبان دردوران مجلس ششم عملا صحنه مجلس را تبديل به يك لج و لجبازي سياسي با اقتدارگراها كردند. و بايد اذعان كرد كه مجلس ششم هيچ كار مفيد و شاخص در جهت پيشرفت كشور و اقتصاد مملكت انجام نداد. من از شما مي خواستم بپرسم آيا اين نقد قبول داريد و ايا اگر اين بار به قدرت دست پيدا كرديد حداقل اولويت اصلي خودتونو تغيير ميديد يا باز هم مردم بايد شاهد يك دوره حكومت بي فايده باشند؟البته اينم بگم كه من منكر ارزشهاي مهمي مثل دمكراسي و يا آزادي بيان نيستم. ولي خواهشم از اصلاح طلبان اينه كه با آرامتر كردن حركات اصلاحيشان و درنتيجه كمترشدن اصطكاك با اقتدارگراها مقداري از فرصتشان را جهت پيشرفت اقتصاد و علمي كشور قرار دهند. البته چون شما اصلاح طلب بوديد نقد من متوجه شماست ولي مطمئنا در اين بين اقتدارگراها هم مقصرند و من دروبلاگشان از آنها نيز انتقاد مي كنم.

مزروعی : باسلام و تشکر از نظر و حساسیت شما ، من فکر می کنم اگر شما مطالب وب لاگ مرا بطور مرتب مطالعه می کردی هرگز جنین نفد و نظری را مطرح نمی کردید چرا که بارها عملکرد مجلس ششم را در زمینه مسائل اقتصادی و تصویب قوانین مرتبط شرح داده ام وکافی است آنها را با عملکرد مجلس هفتم در همین زمینه مقایسه کنید و نکته مهمتر اینکه وضعیت اقتصادی کشور را در دوره خاتمی با این دوره مقایسه کنید ببینید کدامیک موفق بوده است؟ برادر عزیز! آقای خاتمی و اصلاح طلبان در هشت سال کشور را با هزینه 160 میلیارد دلار درآمد نفت اداره کرده اند اما جناح حاکم اقتدارگرای فعلی در دو سال و نیم همین میزان هزینه ارزی روی دست کشور گذاشته و اوضاع اقتصادی مردم نه تنها بهتر نشده است بلکه بدتر شده است و فقط کافی است شما به گزارش های بانک مرکزی رجوع و ارقام شاخص های کلان اقتصادی را در دو دوره اصلاحات و حاکمیت یکدست کنونی مقایسه کنید. اما اینکه اگر ما به مجلس رفتیم چه می کنیم به نظرم همان راه مجلس ششم را باید ادامه دهیم با این تفاوت که الان تجربه گذشته را داریم و باید پخته تر ئ دقیق تر عمل کنیم تا در همه زمینه های حیات اجتماعی اعم ار سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و سیاست خارجی بتوانیم هماهنگ حرکت کرده و بیشترین افراد جامعه را با خود همراه کنیم .

 

کامران :

فاتحه جمهوری اسلامی بعد از فوت امام خوانده شد.

مزروعی : باسلام ، به نظرم اینگونه نگاه کردن به موضوع فرار از موضوعی بنام انقلاب اسلامی و نظام سیاسی است برای اینکه هیچ آدمی در این جهان وازجمله بهترین خلق عالم پیامبر گرامی و امام علی عمر جاودان ندارند و امام هم از این نمی توانست مستثنی باشد و روزی باید دعوت حق را لبیک می گفت اما همچنانکه از میراث پیامبر باید پاسداری می شد ما هم اگر به امام خمینی باور داریم باید از میراث او پاسداری کنیم و در این مسیر طبعا دچار رنج و هزینه خواهیم شد و آنچه من نوشتم بصورت یک جمله شرطی بود که اگر رای و نظر مردم نادیده و حق انتخاب آنان گرفته شود فاتحه جمهوری اسلامی ایران خوانده شده است و مفهوم مقابلش این است که هنوز می توان امیدوار این اتفاق نیافتد و ما باید تلاش کنیم جلوی این اتفاق را بگیریم . درضمن باید بدانیم که قوانین عام حاکم بر هستی و تاریخ در هر حال کار خود را می کند و ما باید با شناخت این قوانین کار خود را انجام دهیم ویکی از مهمترین این قوانین که در قرآن آمده ،این است : " خداوند حال هیچ قوم و ملتی تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان در حال خودشان تغییر ایجاد کنند" و در همه حال این من و شما و همه شهروندانیم که جهت و محتوای حرکت جامعه خودمان و نظام سیاسی را می سازیم و لا غیر!

 

محسن :

اگر در در دولت آقاي خاتمي محكم در برابر رد صلاحيتها ايستادگي مي شد كار به اينجا نمي رسيد اميد است اين بار حاصل دسترنج خون هزاران شهيد و ملت رنج كشيده اينگونه توسط عده اي نورسيده به بازي گرفته نشود.آقايان هاشمي -خاتمي - كروبي و ساير مراجع و بزرگان مي توانند نقش مهمي ايفا كنند

 

:

...مهم ترین راه های پیش روی اصلاح طلبان شامل موارد زیر است:

الف) تحریم : که از یک سو اصلاح طلبان حاضر به تحمل هزینه ی این خواسته نیستند و از سوی دیگر فایده ای هم از آن حاصل نمی شود.
ب) عدم مشارکت: هزینه هایش از مورد قبلی کم تر، اما فایده اش هم کم تر است.
ج) مشارکت در حوزه هایی که امکان رقابت حداقلی باشد: یک اقلیت خنثی نه سودی برای اصلاح طلبان خواهد داشت و نه وجهه ای برای آن ها در میان مردم باقی می گذارد.
د) گدایی صلاحیت از مقامات بلند پایه: نتیجه مانند مجلس هفتم خواهد بود و همان آثار مورد (ج) برایش پیش بینی می شود.

ظاهراً تمام راه ها بسته است، اما راه حل پیشنهادی من:
از همه ی مردم می خواهیم در انتخابات شرکت کنند و به یک عبارت دوکلمه ای رأی بدهند: "انتخابات آزاد"!

مزایای این پیشنهاد:

الف) در تمام مناطق کشور دست اندرکاران صدای مردم را خواهندشنید و در آمار آراء مخدوش تأثیر ژرفی بر جا می نهد.
ب) برای مردم هزینه ای ندارد، آراء بی هدف را جذب می کند و اصلاح طلبان و ناامیدان از آنها را پیوند می دهد.
ج) برای دعوت کنندگان هزینه ای ندارد و به شیوه ای کاملاً مدنی اجرا می گردد.
د) احتمالاً بسیاری از نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور به آن می پیوندند.
ه) تصویر اصلاح طلبان در ذهن مردم بازسازی خواهد شد و امید به بهبود و تغییر تقویت می شود.
و) فراگیر شدن پیشنهاد می تواند به عقب نشینی طرف مقابل و تجدید نظر او بینجامد که یک پیروزی دلچسب مدنی را شکل خواهد داد.
ز) تبلیغات انتخاباتی به جای این که حول کاندیداها باشد حول "انتخابات آزاد" خواهد بود.
ح) حتماً مقامات بلندپایه هم در خفا آمار را بررسی می کنند و به اندیشه فرو خواهند رفت.(نقل از وبلاگ شخصی ام9

 

علی عبدی :

البته آقای مزروعی این سخن از جناب مارکس است که می گوید هر واقعه دو بار تکرار می شود بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی و نه بر عکس! به نظرم درست هم این باشد که انتخابات مجلس هفتم را تراژدی بنامیم و این یکی را کمدی چون حرف ها همان حرف هاست و بازی ها همان بازی.
پایدار باشید.

مزروعی : باسلام ، اینرا به حساب بالا رفتن سن بنده و فراموشکاری بگذارید اما در این مورد خاص زیاد فرقی نمی کند که کدامیک را کمدی و آن دیگری را تراژدی بگذاریم.

 

رضاپیری اردکانی :

جناب آقای رجبعلی مزروعی نماینده مردم اصفهان درمجلس ششم
بسیارخوشحالم که مجدداً سخنان شما رامی شنوم منتهااین بارازطریق اینترنت . سخنان دلیرانه شما ودفاعیات روشنگرانه تان ازمطبوعات هنوز دراذهان مردم بیدارباقی است . یقیناً نام جنابعالی ونمایندگان شجاع مجلس ششم که درتحصن شرکت کرده ودرنطق های آتشین خود ضعف های نظام راجهت اصلاح مطرح کردند برگ زرین تاریخ خواهدبود.متاسفانه خفاشان زمان تاب دیدن نورراندارند ، داعیه انتخابات آزادرادارند ولی پیشاپیش خود انتخاب می کنند .بازبان بی زبانی خفقان واستبداد را ترویج می کنند ومتاسفانه کاری ازملت برنمی اید. مانده ایم چه کنیم وبااین موج ردصلاحیت ها درانتخابات فرماشی شرکت کنیم یانه ؟ موفق باشید.

مزروعی : با سلام و تشکر از حسن ظن و لطف و اعتماد شما ، مهم این است که ما ناامید نشویم ودر صحنه سیاست بمانیم بالاخره یک روز این سد خواهد شکست .

 

حمید :

باسلام
کسانی که تحصن شمارا بازی ابلهانه میپندارند به خطرات تکرار این بازی واقف اند پس طبیعی است که اینبار اجازه ورود شمابه بازی را ندهند.

 

فریبرز :

جناب آقای محمد که میگی مشکل مجلس ششم الویت دادن به مسائل سیاسی بود و نه اقتصادی...با توجه به وضعیت معیشتی مردم که به قول معروف غالبا با سیلی صورت رو سرخ نگه میدارند حرف شما شاید درست باشه ولی همین مردم به شعارهای آزادی خواهانه آقای خاتمی رای دادند...تا زمانی که مقبولیت سیاسی نباشد یشرفت اقتصادی کاملا غیر ممکن است...همین دولت آمریکا که الان قدرت اول اقتصادی جهان است...برید تحقیق کنید ببینید در مورد اصل اول قانون اساسی آنها که همان اصل آرادی بیان است چه بحث هایی وجود داشته و هنوز هم وجود دارد...و از این اصل به عنوان با افتخارترین اصل قانونشان یاد میکنند...جهت اطلاعات بیشتر حتما فیلم مردم علیه لاری فلینت را نگاه کنید تا معنی این اصل را بفهمید.

 

garavand :

راستش آقاي مزروعي عزيز وقتي انسان مي بيند امثال حجت الاسلام كيان ارثي و آقاي تاج الدين و شيرزاد و حضرت عالي كه بارها وفاداري خود به اسلام و انقلاب را به شكلي عيني با شركت در جبهه و مديريت هاي مختلف اثبات كرده ايد را به راحتي و با خونسردي كنار مي زنند ديگر بايد فاتحه جوانان نسل سوم را بخوانم كه حتي اين سابقه ي شما را هم ندارند و به واقع هيچ جايي براي خود اين جا نمي بينند و انگار به پشيزي هم بر گرفته نشده اند...به راستي چه كسي پاسخ گوي فرار فوج فوج جوانان تحصيل كرده و نخبه است از اين مملكت

 

اسد :

با درود فراوان خدمت آقای مزروعی
یک سوال دارم: آیا صحت دارد که گروها وجناههای مختلف با حضور و چانه زنی در نهاد رهبری سهمیه میگیرند و به طور مثال رهبر 20 یا 25 نفر رااجازه میدهند در انتخابات شرکت کنند تا شاید 10 نفری وارد مجلس شوند؟

مزروعی : با سلام ، من از بازی های روی پرده خبر ندارم چه به بازی های پشت پرده ! اما فکر نمی کنم چنین خبرهایی صحت داشته باشد.

 

روح اله :

أن روزي كه أقاي كروبي حكم حكومتي رومي كردبايداين روزرامي ديد.

 

چغوک :

تا دیروز به خون هاشمی تشنه بودید امروز دست به دامان او شده اید؟
عاقبت خون شهیدان گلویتان را خواهد فشرد.

مزروعی : با سلام ، نمی دانم منظور شما کیست اگر منظورتان من هستم شما در سوابق و نوشته ها و مواضع من نمی توانید مطلبی علیه شخص آقای هاشمی پیدا کنید هرجند وقتی ایشان در قدرت بود من به برخی سیاست هایشان انتقاد داشتم و با احترام به ایشان این نقد ها را بیان می کردم و از زمانی که ایشان دیگر مسئولیت قوه مجریه را نداشتند حتی دیگر این نقد ها را بیان نکردم ومعتقد بودم باید افراد را وقتی در قدرت هستند نقد کرد اما زمانی که منار رفتند نهایت احترام را به آنها گذاشت .در مورد خرج کردن از خون شهداء نیز باید نهایت احتیاط را به خرج دهید و فکر می کنم آنهایی دارند خون شهداء را پایمال می کنند که در این ملک برای رسیدن به قدرت و حکومت و حفظ آن دارند انتخابات و میزان بودن رای ملت را بلاموضوع می کنند و هم اینان بودند که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته با استفاده از بیت المال به چاپ و توزیع میلیونی مطالبی علیه آقای هاشمی پرداختند و هیج کسی هم حریفشان نشد و آقای هاشمی ناچار از شکایت به خدا شد .

 

امیر :

سلام
آیا برای شما و همفکرانتان امکان برگزاری یک گردهمایی عمومی جهت اعتراض به روند موجود نیست؟ آیا اهمیت چنین امری در ایران از مسائل فلسطین کمتر است که هر روز یک راهپیمایی و کمپین برگزار می شود؟

مزروعی : با سلام ، به لحاظ حقوقی و قانونی نباید مانعی برای چنین کاری باشد اما به لحاظ شرایط و واقعیت موجود نیست . دلیلش هم روشن است جناح حاکم از سایه خودش هم می ترسد و اصلاح طلبان کاری نکرده متهم به براندازی نرم و مخملی و...هستند وای به روزی که بخواهند یک تجمع سیاسی برپا کنند؟ در مورد راهپیمایی فرمایشی و حکومتی البته مشکلی نیست اما وای به روزی که گروهی بخواهند یک راهپیمایی برای دفاع از حقوق ملت بگذارند آنگاه است که همه گروههای فشار و لباس شخصی ها و... کفن پوش به صحنه می آیند و...بگذریم.

 

مالک :

سلام،قبل از بررسی صلاحیتها معلوم بود که دیگر این نظام تجربه مجلس ششم را تکرار نخواهد کرد در همه جا صحبت از این بود که نباید این تجربه به ظاهر تلخ دوباره تکرار شود،از مسوولین سپاه گرفته تا روحانیون هر تریبونی که گیر میآوردند این نکته را یادآور میشدند،نمیدانم شما و آقای خاتمی چرا دل خوش بودید.به نظر من بایدشیوه مبارزه راتغییر داد و تا مادامی که آنها رسانه ها را در اختیار دارند حرف ما به هیچ جایی نمیرسد.

مزروعی : باسلام ،بحث بر سر همین شیوه مبارزه و نتیجه بخش بودن آن است و ما شیوه جز اصلاح طلبی با همه لوازم و مقتضیاتش نمی شناسیم خوشحال خواهم شد تا شیوه پیشنهادی شما را بدانم تا آنگاه بشود راجع به آن بحث کرد.

 

مالک :

به نظر شما جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است؟(با وجود قوه قضائیه مستقل،شورای نگهبان مستقل،سپاه مستقل،صدا وسیمای مستقل و ولایت مطلقه فقیه باز هم فکر میکنید میتوان امیدوار بود؟)
ما داریم زور بی خود میزنیم.....

مزروعی : باسلام ، ببینید به قول معروف 124 هزار پیامبر در کنار هزاران دانشمند و مصلح بشری برای هدایت و نجات جامعه بشری و انسانها آمدند نتیجه اش این شده است که ما می بینیم حالا چرا ما باید اینقدر ناامید باشیم؟ ما باید تلاش خود را برای اصلاح حکومت و حکومتگران و جامعه بکنیم اگر نتیجه گرفتیم که به مطلوب می رسیم اگرهم نگرفتیم باز هم دلشادیم که وظیفه دینی و انسانی وشهروندی خودمان را انجام داده ایم و قطعا در جنین دیدگاهی این تلاش ها زوز بیخود نیست و زود یا دیر نتیجه خواهد داد .

 

محمد :

من ابتدا از آقاي مزروعي كمال تشكر را دارم كه با تمام مشغله سياسي كه ايشون دارند اينقدر براي مخاطب احترام قائل هستند كه جواب تمام سوالات را ميدهندو واقعا اين حركت قابل تقدير هست. ولي من نكته اي را درمورد صحبت هاي قبليم بايد بگم: اگر من درمورد ضعف مجلس ششم درمورد مسائل اقتصادي و اولويت نبودن اين مسئله نزد اصلاح طلبان گفتم ايا اين به اين معني هست كه من از مجلس هفتم دارم تعريف مي كنم؟ كه اقاي مزروعي جواب من را داد كه آقاي احمدي نژاد با درآمد 160 ميليارد دلاري چه كرده؟تا زماني كه ما به جاي حل مشكلاتمان يكديگر را حتي به حق متهم كنيم و راه حلي ارائه ندهيم پيشرفت نخواهيم كرد.از زماني كه نفت در اين مملكت كشف شد تا به امروز كه من دارم اين مطلب مي نويسم هيچ طيفي روي كار نيامد تا از تبديل شدن نفت اين منبع بزرگ انرژي به تهديد به جاي فرصت جلو گيري كند.چه مجلس ششم و چه مجلس هفتم.چه دولت اصلاحات چه دولت آقاي احمدي نژاد. من به عنوان يك ايراني نگرانم از اصلاح طلبان خواسته ام اين بود كه حساسيت بيشتري به مسئله اقتصادي و پيشرفت كشور نسبت به مسائل سياسي انجام دهند.چرا يكي پيدا نميشه تو مملكت ما بجاي بازيهاي مسخره سياسي بياد با چند تا اقتصاد دان برجسته مشورت كنه و يك راه حل مفيد پيدا كنه و اونو بكنه شعار انتخاباتيش؟اين همه منابع طبيعي تو كشورمون به جز بيماري هلندي چه دستاوردي داشته؟چرا بزرگترين صنعت كشور ما يعني خودروسازي خيلي بهش علمي نگاه كنيم بايد بگيم يك مونتاژ كار حرفه اي است.آيا ما نيروي انساني و توانايي اينو نداشتيم كه تا الان تو صنعت خوردو حرفي براي گفتن داشته باشيم؟چرا روي جووناي نخبه سرمايه گذاري نميشه؟چرا هاي ديگري كه من به عنوان يك درددل از آقاي مزروعي به عنوان عضوي از خانواده اصلاح طلبان تقاضا دارم به اين سوالات جوابي بدهد و را حلي ارائه بدهد؟ قدري از سياست فاصله بگيريم و به سمت اقتصاد بريم تا پیشرفت كنيم.آقاي مزروعي لطفا بگيد مثلا چرا مجلس ششم درمورد معضلات ديگه كشور از پاينن فشار نياورد تا از بالا چونه بزند؟مثلا همين صنعت خودرو كه واقعا داره به مصرف كننده ها ظلم مي كنه و حقشونو ادا نمي كنه؟ چرا مجلس ششم فشار نياورد تا خودروساز ما مجبور بشه توي اين بازار انحصاري قدري منصفانه تر با مشتري عمل كنه؟اصلا چرا بازرا بايد انحصاري باشه؟آيا فقط درمورد مسائل سياسي بايد با بالا چونه زد؟

مزروعی : یاسلام ، برادر عزیز! پاسخ به سئوالات شما نیاز به بحث های فراوان دارد و اتفاقا سئوال اصلی همین است که چرا تلاش ما ایرانیان پس از صد سال گذشت از نهضت مشروطیت و چند جنبش و انقلاب برای دستیابی به حاکمیت قانون ، آزادی ، مردمسالاری و توسعه به جایی نرسیده است؟ از نظر من این ریشه در ساختار حقیقی ( روابط و مناسبات و نهادهای درونی جامعه ) و حقوقی (نطام حکومتی و روابط حاکم) دارد و تا وقتی اصلاح این ساختارانجام نشود که عمدتا سیاسی و فرهنگی است در عرصه اقتصادی هم نمی توان انتظار توسعه و پیشرفت دارد همانگونه که تاکنون نشده است و در این میان مسئله نفت هم قوز بالاقوز شده است ! با این توضیح مختصر به شما بگویم اولین دولتی که تلاش از درآمد نفت بگونه دیگری در اقتصاد ایران استفاده کند دولت اصلاح طلب خاتمی درقالب برنامه سوم توسعه با تمهید حساب ذخیره ارزی بود واگر شما علاقمند به این مباحث هستید و می خواهید بدانید اصلاح طلبان چه برنامه و نگرشی برای اداره کشورو اقتصاد داشتند حتما باید قانون برنامه توسعه سوم و برنامه چهارم مصوب مجلس ششم را بخوانید تا دریابید که مشکل کشور ما نداشتن برنامه اقتصادی و مشورت با اقتصادانان نیست بلکه این ساختار سیاسی حاکم است که اجازه اجرای این برنامه ها را نمی دهد و در زمان خاتمی همین ساختار هر نه روز یک بحران می ساخت و...و الان هم دولتی بر سرکار است که باور و اعتقادی به برنامه و کارشناسی علمی و...ندارد! در مورد صنعت خودرو هم نباید آنرا موضوعی جدا از کل مسائل اقتصادی کشور دید و در این ساختار همین خودرو تولیدو عرضه می شود البته مجلس ششم اقداماتی را در این زمینه انجام داد واز جمله گزارشی را به عنوان تحقیق و تفحص از صنعت خودرو تهیه و بخش هایی از آنرا در مجلس خواند که همین نکات شما را در آن گزارش آورده بود اما وقتی در این کشور حق بنیادین شهروندان در انتخابات برای نامزد شدن و حق انتخاب برسمیت شناخته نمی شود و افرادی به نام نماینده به ملت تحمیل می شود و همین ها قرار می شود قانون بنویسند و براداره کشور نظارت کنند آنوقت شما انتظار دارید که خودرو با این کیفیت به ملت تحمیل نشود؟ متاسفانه اقتدارگرایان در همه سال های کذشته و به ویژه حالا که همه قدرت را در اختیار گرفته اند به جامعه ما القا کرده و می کنند که پایه و اساس همه مسائل و مشکلات کشور اقتصادی است و مردم جز به اینها نباید فکر کنند اما واقعیت این است که پایه و اساس مشکلات جامعه ما سیاسی و فرهنگی است و تا در این زمینه تغییر و تحولی صورت نگیرد محال است ما در عرصه اقتصادی گامی به پیش برداریم و حاکمیت یکدست اقتدارگرایان اگر هیچ دستاوری برای مردم و کشور ما نداشته باشد اینرا اثبات خواهد کرد که بدون اصلاح ساختار سیاسی امکان توسعه و پیشرفت اقتصادی در ایران وجود ندارد و همینانی که با شعار آبادگری و عدالت محوری و بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم و حل مشکلات اقتصادی و معیشتی بر سر آمدند و با همین بهانه وشعارروز بروز دائره آزادیهای سیاسی و اجتماعی مردم را تنگ تر و سخت تر کرده و کار بجایی رسیده است که دیگر حق انتخابی برای مردم برسمیت نمی شناسند و در پی آنند که انتخابات را به انتصابات و جمهوری اسلامی را به دولت اسلامی تبدیل نمایندجز بر مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی و عقب ماندگی کشورنخواهند افزود و آنوقت شاید مردم ما دریابند که باید راه تازه ای در پیش گیرند و این بار با اگاهی و قدرت و باور بیشتری به اصلاحات روی آورند .

 

افشین میرزا ابوطالبی :

آقای مزروعی من و خانواده ام
همیشه به اصلاح طلبان رای می دهیم چون که همیشه با منطق
بودن و با هر نقصی که داشتن
باز از اصولگراها و راستی ها
بهتر بودن.ولی با این دو فیلمی
که دیدم خیلی نا امید شدم
و موندم که طرف کیو بگیرم
یه فیلم که جدیدآ از شیخ قدرت علیخانی و فیلم آیت الله
خاتمی در ایتالیا رو......

مزروعی : باسلام ،والا من این فیلم را ندیدم و نمی دانم محتوای آتها چیست؟ و چه کسانی آنهارا انتشار می دهند ولی چیزهایی شنیده ام اما این دو نفر را از نزدیک می شناسم و اینرا می دانم که به لحاظ مسائل شرعی و اخلاقی سخت پایبندند. درضمن فراموش نشود که در آستانه انتخابات دوم خرداد دوستان اصولگرا فیلمی با همین مضمون ها علیه آقای خاتمی و اصلاح طلبان ساخته و در تیراژ میلیونی تکثیر و توزیع کردند و در برخی مراکز خاص نمایش دادندو...بعدها عوامل ساخت و توزیع این فیلم شناخته شدند اما آقای خاتمی از شکایتش گذشت و البته ارتقاء مقام هم گرفتند! درعین حال در این انتخابات مجریان و ناظران انتخابات کار شما را راحت کرده اند تا دیگر شما نگران اینکه طرف گدام را بگیریدنباشید وحتما به این نتیجه رسیده اند خیلی خطرناکه اگر افراد اصلاح طلب بیایند در انتخابات به رغم این کارهای تخریبی!

 

:

اوضاع و قوانین سیاسی و اجتماعی ایران که با تعریف و توجیه و خواهش و تمنا تغییر و حل نمی گردد. نیاز به تغییر و تحول اساسی دارد. به عبارتی دیگر این شرایط قضایی و... غیره، تغییر و تحول اساسی را می طلبد، چهار چوب و قوانین و میثاقهای حقوق بشر جهان را می خواهد که جناح حاکم توان و تفکر و جنبهً این تغییرات را ندارند.اینها فقط مانع و سد راه آزادی و دمکراسی هستند.و بایستی از سر را برداشته شوند. با ماست مالی که نمیشود مملکت اداره کرد.

 

حمید رضا اساسه :

سلام اقای مزروعی
ای کاش در مجلس ششم به خاطر مردم و حقوق انان تحصن میکردید (اگر چه حقوق نمایندگان جدا از حقوق مردم نیست)
ای کاش به خاطر تحدید ازادی های مردم که حتی نباید از دیش ماهواره استفاده کنند تحصن میکردید
اگر نتوانید موضع خودتان را شفاف کنید و در تمام حوضه ها عقایدتان را دقیق مشخص کنید و غضنفرها را از خود برانید هیچگاه موفق نخواهید شد
خوشحال میشم به وبلاگم سر بزنید

 

مالک :

باسلام وعرض تسلیت به شما و جامعه خبرنگاران،خواستم منظور شما را از شیوه اصلاح طلبی که نوشته اید بدانم.
به نظر شما ما باید تا کی فقط تجربه کنیم و کی باید عمل کنیم، 150سال پس از مشروطه ما از لحاظ فرهنگ سیاسی پیشرفت داشته ایم یا هنوز در سر جای اولیم،ببخشید که مطالب را خارج از بحث رد صلاحیت ها نوشته ام.ممنون

مزروعی : باسلام ، در این سال ها بحث های بسیاری در این باره شده است و فکر نمی کنم من بتوانم در اینجا به آنها بپردازم اما در برخورد با شرایط موجود جامعه سه روش را می توان در پیش گرفت :1- محافظه کاری و دفاع از وضع موجود، 2- انقلابی گری و براندازی وضع موجود ،3- اصلاح طلبی و تغییرتدریجی وضع موجود.از نظرمن و اصلاح طلبان دو روش 1و2 در جامعه ایران جواب نمی دهد و فقط با تکیه با روش سوم می توان جامعه را به سر منزل مقصود یعنی حاکمیت قانون وآزادی و مردمسالاری و ...رساند والبته طی مسیرحوصله وصبر و ایستادگی می خواهد و مهمترین ابزارش هم آگاهی بخشیدن به جامعه ، تشکل بخشی آنها و عادت دادن آنها به حرکت های سیاسی اجتماعی تدریجی ،مسالمت آمیز و هزینه پرداختن برای دستیابی به اهداف است .

 

پویا صفری :

با درود بر اصلاح طلبانی که موج خستگی و کناره گیری از اردوگاهشان بر می خیزد...

بزرگواران و تلاشگران، به واقع که وضع اسف بار و مبهم و گیج کننده ای فراهم آمده، و به قول جناب جلایی پور اگر تا قبل تحلیل ها تا یک هفته اعتبار داشتند، اکنون به روز و در برخی موارد حتی به ساعاتی ماندگار هستند...!!!

با رد صلاحیت های گسترده ی صورت گرفته دیگر این امر تحریم پدیده ای قابل دفاع تر عملی تر و واقع گرایانه تر نیز می نماید، تا حدی که جناب عارف نیز کناره گیری کرده و زمزمه های تحریم از اردوگاه اصلاح طلبان شنیده شود
می گویند 35 کرسی بیشتر برای رقابت باقی نمانده
آیا می توان با این 35 کرسی امری را به انجام رسانید...؟؟؟
به نظر من اقلیتی قوی نیز می تواند کارساز تر از مجلسی یکدست و اصولگرا باشد که ما را حد اقل تا4سال دیگر نیز به عقب براند، چراکه اگر این مجلس از دست رود، و لااقل اقلیتی از منتقدین در آن نباشند، ریاست جمهوری آینده نیز از دست رفته و یا اگر هم حاصل گردد فرمایشی می گردد، و ما تا 4سال آینده باید ضربات مهلک این اقتدارگرایان را تحمل نماییم و تا سال ها به عقب باز گردیم

اما به نظر می رسد که با کناره گیری جناب عارف و دیگر بزرگان که یکی پس از دیگری کناره گیری می نمایند، این اقلیت منحل گشته، و یا قدرت خود را از دست می دهد، به واقع جناب عارف باید در آینده پاسخگو باشند که چرا این اقلیت قوی را که با حضور افراد با تجربه و مؤثری همچون ایشان معنا می یافت ترک نموده و ما را برای این سال های متمادی به عقب راندند...

امید به آنکه حرکت سنجیده ای را انجام داده و در آینده نیز ضرباتش را ایشان و مردم متحمل نگردند...

با آرزوی بهترین ها برایتان
تا درودی دگر بار بدرود

مزروعی : باسلام،با تشکر از توجه شما ،همانگونه که آورده اید تحلیل ها در ایران اعتبارشان چند روزی بیش نیست از اینرو زیاد نگران نباشید که هزار باده ناخورده در رگ تاک است!

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007