« اقتصاد ملی دانایی محور | صفحه اول | بعد از ما نوبت به حذف اصولگرايان مي‌رسد »

6 بهمن 86

نامه اعتراض وشکایت از رد صلاحیت

هیات محترم نظارت بر انتخابات استان تهران

سلام علیکم ، احتراما عطف به نامه شماره 1111/ م / 8 به تاریخ 02/11/1386 معاون استاندار و فرماندار تهران مبنی بر رد صلاحیت اینجانب برای نامزدی نمایندگی هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی به استناد بند 1 و 3 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی ، بدینوسیله و با استناد به تبصره ماده 51 این قانون و ماده 30 آئین نامه اجرایی انتخابات اعتراض و شکایت خود را نسبت بدین موضوع اعلام داشته و با توجه به توضیحات ذیل درخواست رسیدگی و اعلام صلاحیت دارم :

1- اعلام رد صلاحیت اینجانب به استناد بند 1 ماده 28 یعنی « اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران » وجه عرفی ، شرعی و قانونی ندارد و اگر آنرا تهمت و اتهامی به غایت نادرست (که تبعات حقوقی برای نسبت دهندگان دارد) ندانم قطعا نسبتی نارو است ! بنده در خانواده ای متدین و مذهبی و زحمتکش زاده شدم و تا آنجا که بیاد می آورم به انجام احکام و فرائض اسلامی پایبندی داشته و در گذر عمر بر عمق اعتقاد و باورم به آموزه های دینی افزوده شده است . در باره اعتقاد و التزام عملی به « نظام جمهوری اسلامی ایران » نیز خداوند این توفیق را به من داده که از جوانی در متن مبارزه با رژیم طاغوت پهلوی به رهبری امام خمینی (ره) قرار گیرم و برای پیشبرد انقلاب اسلامی و برپایی این نظام و حفظ آن تا مرز شهادت (تیر خوردن در تظاهرات قبل از انقلاب و حضور داوطلبانه در جبهه های جنگ تحمیلی پس از انقلاب ) به پیش روم و در همه پرسی تعیین نوع نظام در 12 فروردین 1358 به « جمهوری اسلامی ایران » رای دادم و در حد وسع و توان خود در سال های پس از انقلاب در مسئولیت های گوناگون بدین نظام خدمت نموده ام . بر پایه این سابقه برایم بسیار عجیب و غریب می نماید چگونه اعضای محترم هیات اجرایی مرکز حوزه انتخابیه تهران- ری- شمیرانات و اسلامشهر ، که بنده هیچیک آنها را از نزدیک نمی شناسم اما بنا به تعریف قانون باید از معتمدین و متدینین باشند و به آداب و اخلاق دینی مقید و ملتزم ، به خود اجازه داده اند که مرا در شمول این بند قرار داده و رد صلاحیت کنند؟ همانگونه که رهبر کبیر انقلاب فرمودند :" عالم محضر خداست ، در محضر خدا معصیت نکنید "، و چه معصیتی بالاتر از این می تواند باشد که مسلمانی را به نامسلمانی متهم و او را از حقوق اساسی اش محروم کنند؟ و من داوری نهایی در این باره را به خدا می سپارم و قطعا همه ما باید روزی در پیشگاه خدا و دادگاه عدل الهی نسبت به اعمالمان پاسخگو باشیم .
2- اعلام رد صلاحیت اینجانب به استناد بند 3 ماده 28 یعنی « ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه » نیز وجه و مستند قانونی ندارد . من به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1358رای دادم و پس از بازنگری و اصلاح آن در سال 1368نیز بدان رای دادم . هر چند من نمی دانم اعضای هیات اجرایی با چه متر و معیاری ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه را اندازه گیری کرده و بنده را فاقد آن دانسته اند اما من در برگه های ثبت نام برای داوطلبی نمایندگی مجلس نسبت بدین موضوع اعلام نظر و تعهد نموده ام و از آنجا که عملی نافی این نظر و تعهد در زندگی ام نمی بینم لذا تمسک به این بند را نیز رد نموده و خود را واجد صلاحیت برای نامزدی نمایندگی مجلس می دانم .
3- برپایه مصوبه مورخ 22/8/78 مجمع تشخیص مصلحت نظام درخواست دارم به صورت کتبی دلایل و مدارک رد صلاحیتم را به اینجانب ارائه دهید . درعین حال آمادگی خود را جهت حضور در جلسه هیات نظارت برای هرگونه توضیح و دفاعی اعلام می دارم . و از آنجا که بر پایه آموزه های دینی و اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حق نامزدی نمایندگی مجلس و انتخاب شدن را جزء حقوق مسلم و اساسی شهروندان و خودم می دانم و محروم شدن از این حق را جز بر پایه مدارک و مستندات مستدل و قانونی ، غیرقانونی و بلا وجه و سلیقه ای می دانم لذا درخواست دارم بدون هرگونه ارفاق و ملاحظه ای نسبت به بنده ، مدارک و مستندات رد صلاحیتم را در اختیار رسانه های عمومی برای انتشار قرار دهید تا از این طریق به شفاف سازی فضای سیاسی و انتخاباتی و سالم و قانونی بودن روند رسیدگی به موضوع صلاحیت ها و عدم مداخله نگرشها و سلایق سیاسی در امر بزرگ انتخابات کمک شود و راه هرگونه سوء استفاده و شائبه را در داخل و خارج کشور نسبت بدین موضوع ببندد . مطمئن باشید گردن امثال بنده در برابر رفتار های قانونی مثل مو باریک است اما آموزه های اسلامی و سنت و سیره نبوی و علوی ( که البته هیات اجرایی مرا به عدم اعتقاد و التزام بدان متهم نموده است!) به من آموخته است که در مقابل رفتارهای غیر قانونی و خلاف عرف و مروت سکوت نکنم و برای احقاق حق خود به هرگونه که بتوانم اقدام کنم .


رجبعلی مزروعی فرزند رمضان
داوطلب نمایندگی انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
حوزه انتخابیه تهران- ری- شمیرانات و اسلامشهر
4/11/86



   نظرات

مهدی فرنیان :

برادر ارجمند جناب آقای مزروعی
امیدوارم هیات نظارت با بررسی دقیق امور صلاحیت شمارا تائید نماید.متن نامه یسیار عالی و با لحاظ کردن اصول حقوقی و قانونی نگاشته شده است.امیدوارم در تمام عرصه های زندگی موفق و سربلند باشید.

مزروعی : باسلام وتشکر از حس ظن و لطف شما، امیدوارم خداوند به همه انصاف و مروت و عدل در داوری عنایت فرماید .

 

امیر :

سلام وعرض تاسف بابت حذف شما و دیگران از رقابت.
همانطور که هر کسی در ایران می دانست شماهم رد صلاحیت شدید اما:
1- چرا امید داریدو شکایت داروغه به داروغه می برید. به مردم و نیروی آنها ایمان ندارید؟ آیا این مردم انقلاب کرده و جنگ دیده توان گرفتن حق خود را از حکومت فعلی ندارند؟ یا نمی خواهند؟ چرا نمی خواهند؟
2- (نظر به پاسخ قبلی شما در مورد انقلاب) حالا در این انقلاب چه می کنید؟ اگر شما هنور هم به اصلاحات فکر میکنید تا کی میخواهید تعارف کنید و تصور کنید تمام معضلات مربوط به یک توده سرطانی داخل مجموعه است و از سر تا ذیل حکومت همه محق و معصوم هستند؟ با بیرون کشیدن این توده همه چیز اصلاح می شود؟
3- اگر رهبری نسبت به شما نظر مثبت داشت آیا کسی می توانست شما راحذف کند؟
4- آیا رهبری گرایش سیاسی دارد؟ اگر نه که ....
اگر آری پس وای به حال دگراندیشان با این همه تمرکز قدرت.
5- به نظر شما وقت اصلاح قانون اساسی نرسیده؟
با تشکر به سئولاتم پاسخ دهید.

مزروعی : با سلام و تشکر از توجه شما ، پاسخ به سئوالات شما حوصله و وقت می خواهد که متاسفانه در شرایط کنونی ندارم ضمن اینکه فکر می کنم اگر مطالب وب سایت بنده را بطور مرتب مطالعه کرده باشید تا حدودی پاسخ خود را می یابید اما اجمالا اینکه من فکر می کنم بین" نظام" و "کارگزاران نظام" باید تفاوت قائل شد .من هنوز برای نظام مشروعیت قائل هستم و از اینرو تمام تلاشم را برای اصلاح در دورن نظام بکار می برم و درمورد کارگزارن نیز از طریق امر به معروف و نهی از منکر و نقد وانتقاد در درجه اول به تغییر رفتار آنها و در درجه بعدی به تغییر آنها از طریق رای مردم می اندیشم و عمل می کنم و به همین دلیل از هرامکانی برای پیشبرد این هدف استفاده می نمایم ونامزد شدن برای انتخابات و شکایت و...همه در این چارچوب انجام می گیرد ضمن اینکه حجت را بر خودم و حکومتگران تمام می کنم . در مورد سئوال مربوط به رهبری هم من نظرشان را نمی دانم اما به نظرم آنگونه نیست که ایشان در جزئیات امور انتخابات و در مورد افراد دخالت کنند. در مورد قانون اساسی هم فکر می کنم اگر زمانی به همه اصول قانون اساسی موجود عمل شد ( که البته این به یک آرمان دوردست می ماند) آنگاه می توان از تغییر و اصلاح آن سخن گفت در حالی که به همین قانون اساسی به هر دلیلی عمل نمی شود چه امکانی برای عمل به قانون دیگری وجود دارد؟ در مورد نقش مردم ورجوع به آنان هم بحث از اینها سخت تر و دامنه دار تر و...است که بشود به آسانی بیان کرد و خود موضوع دهها کتاب تحلیلی است و...

 

محمد :

من فکر می کنم نظام به انجا رسیده که باید حرف ولی فقیه اول باشد یعنی ان دفعه رهبر گفت ناطق مردم گفتند خاتمی کاری کردند که خاتمی بد جلوه داده شود تا حرف اقا درست در بیاید این دفعه اقا گفت احمدی نژاد و همان شد که می خواست و به این خاطر اگر از ... باز صدا و سیما و رهبر بر طبل او می کوبند .همه اینها بخاطر این است که به مردم ثابت کنند ولی فقیه الهام از غیب می گیرد و مردم جاهل هستند .و بعد در کشور نباید شخصیتی محبوبتر از او باشد لذا تخریب خاتمی و هاشمی یک پروزه وسیع است و متاسفانه اصلاح طلبان یا این را می فهمند یا نمی فهمند من که از کار انها هیچ سر در نمی اورم...

مزروعی : با سلام ، من هم از کار شما سر در نمی آورم که چرا این نظرتان را بصورت ناشناس برای من می فرستید به مثابه پوست خربزه ! و لابد انتظار هم دارید انتشار دهم؟ برادر عزیز بحث قدرت سیاسی و منافع حاصله از آن به گونه ای است که عمل برخی افراد و گروهها را برای حذف و طرد رقبای سیاسی شان توجیه کند و طبعا از هر امکانی برای توجیه و پیشبرد این سیاست استفاده و از جمله رهبری استفاده کنند بطور مثال فردی که ریئس صدا وسیما می شود طبعا برای حفظ پست خود آیا باید به گونه دیگری عمل کندجز اینکه خود را مطیع و فرمانبردار رهبری نشان دهد و رضایت همفکران خود را بدست آورد؟و....
در مورد تخریب خاتمی و هاشمی هم همین موضوع مصداق دارد و اصلاح طلبان هم اینرا می فهمند و بر پایه هیمن فهم و مجموعه ای که در کشور با آن مواجهند عمل می کنند حال اگر شما به نوع عمل آنان ایراد و اعتراض دارید باید آنرا بیان کنید و ضمن نقد راهکار خود را برای مواجهه بهتر عرضه دارید وگرنه جز غرزدن و... نتیجه ای از نظر شما نمی توان گرفت .

 

مرداني :

حكايت اصلاح طلبان و شعارهايشان حكايت آن فرديست كه داشت در دريا كاسه ي ماست خالي مي كرد ...از او پرسيدند چه مي كني؟گفت مي خواهم دوغ درست كنم...گفتند مگر بدين صورت دوغ درست مي شه؟...گفت فكرشو بكن اگه بشه چي مي شه!!حالا هم دائما شعار مي دهند كه فلان قانون را تغيير مي دهيم بعد ها به فرض محال اگر هم انتخابات سالم برگزار شد و انتخاب شدند...بعد يك سري قانون تصويب مي كنند كه يا با نظر رهبري بررسي نمي شود يا شوراي نگهبان آن را رد مي كند ...بعد در پايان مي گويند ما مي خواستيم كاري كنيم نگذاشتند...به راستي براي من و دوستان دانشجويمان چه حرف و ابزار جديد قدرت داريد نسبت به پايان مجلس ششم كه ما را اميدوار سازد به اثرگذار بودن تلاشهايتان...تازه در آن موقع قوه مجريه را هم در اختيار داشتيد...اگر اصلاح طلبان مي خواهند راي جمعيت خاموش و تحريمي ها را به دست بياورند بايد بدانند كه جمعيت تحريمي ها به هيچ عنوان خصومت با آمريكا ندارند و هيچ قرابتي هم با آرمان هاي رهبر فقيد انقلاب و قانون اساسي كنوني ندارند...و حتي از نظارت هاي بين المللي بر انتخابات در ايران بسيار استقبال مي كنند....

مزروعی : با سلام، من فکر می کنم که هر نیروی سیاسی باید بتواند پیامدهای نحوه عملش را بررسی و پیش بینی نماید تا آنگاه بتوان در باره درستی یا نادرستی آن اظهار نظر کرد . با همه آنچه شما گفته اید آیا وضعیت جامعه به لحاظ شاخص های مختلف در دوره حاکمیت اصلاح طلبان بهتر بود یا حالا؟ ممکن است پاسخ شما این باشد که در هر دو دوره مورد رضایت نبوده است اما این پاسخ سئوال من نیست چرا که امور را باید بطور نسبی سنجید و اگر پاسخ شما این باشد که دوره خاتمی بهتر بود همین برای شعارهای اصلاح طلبی و حضور در عرصه سیاست کفایت می کند چون لااقل جلوی بدتر شدن اوضاع را می گیرند و این به نفع مردم است و اگر توانستند کارهای بیشتری انجام دهند چه بهتر. اما در مورد جلب رای جمعیت خاموش و تحریمی ها ، من نمی دانم شما چگونه نظر همه آنها را بدست آورده و سخنگوی آنها شده اید اما فکر نمی کنم اصلاح طلبان باید به این دلیل نظرات خود را تغییر دهند و برداشت من هم این نیست که جمعیت خاموش جامعه اینگونه باشند که شما توصیف کرده اید! هر کدام از موضوعاتی که شما به آن اشاره کرده اید بحث جداگانه ای می طلبد و اینگونه نیست که به سادگی بشود در باره آن اظهار نظر کرد . البته در مورد تحریم ها هم من تا کنون در نیافته ام که شیوه عمل آنها چه اثر و پیامدی می تواند در عرصه سیاسی ایران داشته باشد.

 

Abasi :

با سلام، برای من بسیار عجیب و سئوال برانگیزاست که شما و امثال شما همه چیز را حتی عطسه مقامات دیگر کشورها را تحلیل می کنید و نظر میدهید ولی چگونه است که رفتار و سخنهای رهبر کشوررا نمی توانید تحلیل کنید. زمانیکه ایشان به عبارتی شروع به خود زنی کرد ( سخنرانی که در آن اعلام نمود هرکس مخالف من بود دلیل بر مخالفتش با ولایت فقیه نیست ) چطور نتوانستید تحلیل کنید که فرمان رد صلاحیتها صادر شده و وی برای اینکه مورد اتهام قرار نگیرد سخنرانی خود را می کند تا دامنش را از این آلودگی پاک کند. میدانید ذوب شدگان در ولایت اگر در جائی هم ایشان دوگانه صحبت کنند از دفترشان راجع به موضوع استفتاء میکنند و قاعدتا دفتر هم مطابق دستور صادر شده همان موضع خفیه را اعلام میکند.

مزروعی : با سلام ،برادر عزیز! آخر این چه شیوه نظر دادن است که من ناچار از حذف و سانسور نظرشما شوم تا قابل انتشار شود؟ مشکل ما ایرانیان همین است که حتما باید حرفمان را در قالبی بزنیم که متضمن کلمات بد و...باشد در حالیکه برای بحث و تبادل نظر لزومی به اینکار نیست ومی بینید که من اصل سخن شما را انتشار و نظر خودم را دراین باره می آورم.اول اینکه اگر شما مطالب وب لاگ بنده را خوانده باشید مطلبی دال بر مدعای خودتان ( برای من بسیار عجیب و سئوال برانگیزاست که شما و امثال شما همه چیز را حتی عطسه مقامات دیگر کشورها را تحلیل می کنید و نظر میدهید) پیدا نمی کنید پس این مدعای شما نادرست است.دوم در مورد سخنان رهبری هم بنده اصل را بردرست بودن می گذارم چرا که ما بر اساس آموزه های دینی باید حکم به ظواهر کنیم و تا زمانی که دلیلی بر نادرست بودن آن نیافته ایم نباید برداشت های خلاف کرد وعمل دیکران را پای او بنویسیم . سوم من در باره عمل ذوب شدکان در ولایت و...هم هیچ اطلاعی ندارم و فکر نمی کنم که چنین مطلبی صحیح باشد .

 

یک دانش آموز :

با سلام خدمت آقای مزروعی
من نامه ی شما را چندین بار خواندم ولی از حرف های شما سر در نیاوردم شما هم حرف های دیگران را زده اید شما هم مثل دیگران نوشته اید من در خانواده ای و ...
بهتر نبود شما اصلاح طلبان که قشر باسواد این جامعه هستید به جای آنکه در جواب رد صلاحیت ها از انقلاب و جنگ صحبت کرده اید در جواب نامه اینگونه می نوشتید که ما اشتباه کردیم. اشتباه کردیم که انقلاب کردیم. خوب بعضی بر این باورند که شما می خواهید خون شهدا پایمال نشود. من فردی هستم که خود خرج زندگی ام را تامین می کنم(به صورت جزئی) ولی می خواهم بدانم تا کی باید نان دانه ای 60 تومان بخورم که خون شهدا پایمال نشود
این سخنان به منزله انتقاد به شما نیست شاید الآن هم که این حرف ها را می زنم احساساتی باشم ولی بعضی وقت ها احساسات بهتر از عقل آدم عمل می کند (ولی این یک قاعده کلی نیست).

مزروعی : باسلام و تشکر از توجه شما ، انسان وقتی نامه می نویسد متناسب با مخاطب می نویسد و این نامه من خطاب به کسانی است که امثال بنده را به دلیل عدم اعتقاد و التزام به اسلام و جمهوری اسلامی و وفاداری به قانون اساسی رد صلاحیت کرده اند و من ناچار ازپاسخگویی به آنها بوده ام اما در ارتباط با سخن شما قطعا حق با شماست و این انقلاب و نظام باید پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی مردم باشد و هیچ توجیهی نمی تواند این عدم پاسخگویی را شرح دهدبا این حال من فکر نمی کنم انقلاب کردن اشتباه بود برای اینکه رژیم شاه رژیمی فاسد و ظالم ووابسته و...بود و این مردم(ونه اصلاح طلبان) بودند که انقلاب کردندو البته برای رسیدن به اهدافی که الان در حسرت تحقق آنها مانده ایم و...

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007