« عدالت در سايه آزادي و انتخاب آگاهانه مردم محقق مي‌شود | صفحه اول | نامه به روزنامه تهران امروز »

2 آبان 86

مناظره اى آزاد درباب آزادى بيان

به نقل از روزنامه ایران روزهای شنبه 28ویکشنبه 29مهرماه :
موضوع آزادى بيان و مباحث مربوط به آن چندى پيش در برنامه رويداد ها و تحليل ها در راديو « صداى آشنا» با حضور صاحب نظران و فعالان رسانه اى به مناظره گذاشته شد. در اين برنامه زنده كه با طرح مباحث صريح و چالشى همراه بود ، على اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتى رئيس جمهور (به صورت تلفنى) ، رجبعلى مزروعى نماينده سابق مجلس و رئيس انجمن صنفى روزنامه نگاران ايران و ماشاء الله شمس الواعظين روزنامه نگار و سخنگوى انجمن دفاع از آزادى مطبوعات (در استوديو ) حضور داشتند. روزنامه ايران با توجه به اهميت مباحث طرح شده در اين مناظره راديويى، متن كامل آن را منتشر مى كند و قضاوت درباره اين مناظره را بر عهده خوانندگان محترم روزنامه مى گذارد.

باشركت جوانفكر،مزروعى و
شمس الواعظين انجام شد
•جوانفكر: كار درستى نيست كه وقتى در قدرت هستيم آزادى را به يك شكل تفسير كنيم و وقتى در قدرت نيستيم به گونه اى ديگر
•مزروعى : روح و محتواى قانون اساسى، حق آزادى را به عنوان يك حق بنيادين به رسميت شناخته است
•شمس الواعظين : در عمل شاهد واقعيتى تلخ هستيم كه آزادى بيان وقلم متناسب با تغيير دولت ها در نوسان است

سيد احمد نجفى ‎


مجرى ( پس از معرفى شركت كنندگان در مناظره ) : البته دعوتى هم داشتيم از مسئولان وزارت ارشاد، افروغ نماينده مجلس، مديرعامل خبرگزارى جمهورى اسلامى (ايرنا) و مديرمسئول روزنامه همشهرى كه در اين برنامه حضور داشته باشند اما اين امكان فراهم نشد. بحث امروز با موضوع آزادى بيان و مباحث مربوط به آن در رسانه ها را آغاز مى كنيم.
مزروعى: اميدوارم بحث خوب و مثبتى را داشته باشيم، هرچند كه آزادى مطبوعات و بيان در ايران چشم انداز روشنى ندارد.
شمس الواعظين: انتظار داشتم دوستان ديگرى هم براى چند صدايى كردن بحث در جلسه حضور مى داشتند كه شايد بتوانيم از طريق تلفن از دوستان ديگر هم استفاده كنيم.
مجرى: صاحب نظران درباره موضوع آزادى بيان و قلم و آنچه در اين عرصه مطرح مى شود از جمله اين كه برخى صاحبنظران بر اين قول اتفاق نظر دارند آن چيزى است كه در قانون به آن تصريح شده است و اين دوستان از زاويه مسائل قانونى و تفاسيرى كه از قانون ارائه مى دهند به آن مى پردازند.
در مقابل، عده ديگرى هم هستند كه موضوع را كاملاً سياسى مى بينند البته در بحث مسائل آزادى بيان برخى جامعه شناسان هم نظر دارند كه اين موضوعى كاملاً اجتماعى است. اما از آنجايى كه در ارتباط با مسائل جامعه و ارتباط جامعه و دولت طرح مى شود آزادى بيان را به نوعى مرتبط با مسائل سياسى مى دانند و در آن حوزه تعريف مى كنند.
در قانون اساسى چند اصل مصرح داريم كه به صراحت به آزادى قلم و بيان پرداخته است. از جمله اصل نهم كه هيچ مقامى حق ندارد به اسم حفظ استقلال و تماميت ارضى كشور آزادى هاى موجود را سلب كند و همچنين اصل ۲۴ قانون اساسى نيز بر اين موضوع دلالت دارد. عده اى بر اساس اين قانون بر اين باورند كه بيشتر بايد به بحث آزادى بيان در كشور پرداخته شود و بخش ديگرى هم عنوان مى كنند كه اين قوانين نياز به تشريح و تفسير دارد كه در اين ارتباط سؤالاتى مطرح مى شود از جمله اين كه چه نهادى اين را بايد تفسير كند. آيا دولت بايد اين تفسير را ارائه كند يا نهاد ديگرى ؟
در ابتداى بحث از آقاى مزروعى مى خواهيم كه نظر خود را در خصوص تعريف آزادى و اين كه اساساً موضوع آزادى بيان در اين حوزه چگونه تعريف مى شود بيان كنند.
مزروعى: بحث آزادى بخصوص در كشورما بحث بسيار پرمناقشه و پردامنه اى است ولى در متون علوم سياسى و اجتماعى، آزادى را به عنوان حقوق بنيادين و جزو حقوق اساسى شمرده اند و من فكر مى كنم قانون اساسى ما اصولى كه شما قرائت كرديد كلاً روح و محتواى قانون اساسى هم حق آزادى را به عنوان يك حق بنيادين به رسميت شناخته است. يكى از شعارهاى اصلى انقلاب اسلامى، استقلال ، آزادى و جمهورى اسلامى بود و طبيعى است كه در عرصه عمل اجتماعى آنچه آزادى را عملياتى مى كند و همه بايد بپذيرند قانون است. در بحث آزادى بيان و مطبوعات در ايران به طور مشخص قانون مطبوعات را داريم. اگر چه اين قانون سختگيرانه است اما به عنوان يك مبنا براى بحث بايد پذيرفته شود. نحوه عملياتى شدن آزادى بيان در يك جامعه اى به فضاى سياسى ـ اجتماعى آن هم بستگى دارد يعنى مى تواند مرزهاى فراتر از قانون هم داشته باشد. اما در اين عرصه فصل الخطاب، قانون است. توجه داريد كه در ايران در مبحث آزادى بيان، رسانه ها نقش اصلى دارند اما عمده اين رسانه ها در اختيار حكومت و دولت هستند . از صداو سيما كه به طور انحصارى در اختيار حكومت است تا مطبوعات كه مقدارى فضاى خصوصى در آن باز است باز عمده مطبوعاتى كه در كشور منتشر مى شوند مطبوعاتى هستند كه مورد حمايت دولت و نهادهاى دولتى هستند. راجع به آزادى بيان در عرصه مطبوعات، منحصر به فضاى تنگى است كه در واقع در ايران اجازه داده شده كه يك سرى مطبوعات آزاد و مستقل بتوانند فعاليت كنند كه با بسيارى از مشكلات دست و پنجه نرم مى كنند.
مجرى: آقاى شمس الواعظين ! آقاى مزروعى مهمترين محور پرداختن به آزادى را در حوزه حقوقى دانستند و ضمن اين كه يكسرى مباحث مرتبط سياسى هم مطرح كردند. شما هم تعريف مختصرى از موضوع ارائه دهيد.
شمس الواعظين: نكته اى كه من مى خواهم بحث را با آن شروع كنم از نكته پايانى سخنان آقاى مزروعى است و موضوع را با يك پرسش طرح مى كنم.
سؤال اين است كه چرا با وجود تصريح قانون اساسى در زمينه آزادى بيان و آزادى هاى عمومى با توجه به ركن مهم بحث آزادى در شعارهاى انقلاب كه به آن اشاره كردند و با وجود تقريباً اتفاق نظر بخش اعظم مسئولان كشور جمهورى اسلامى ايران درباره ضرورت آزادى بيان، صرف نظر از قيد و بندهايى كه تعريف مى كنند چرا ما در عمل شاهد واقعيتى تلخ هستيم. اين واقعيت تلخ عبارت است از اين كه آزادى بيان وقلم متناسب با تغيير دولت ها در نوسان است. در يك دولت سطح و حوزه آزادى بيان چنان گسترش پيدا مى كند كه از نظر برخى مسئولان حكومتى به عنوان يك مقوله مخاطره امنيت ملى محسوب مى شود و در دولتى ديگر چنان حاشيه آزادى بيان و آزادى مطبوعات تنگ و محدود مى شد كه گويى اصلاً آزادى بيانى در اين كشور وجود ندارد. با وجود تصريح اركان تئوريك و يا ميثاق ملى ما يعنى قانون اساسى. اگر اين سؤال را بتوانيم تشريح كنيم و درباره آن بحث كنيم به نتايج خوبى دست پيدا مى كنيم.
من كليد واژه و ورودى اين بحث را عدم حل جنبه هاى معرفتى موضوع آزادى بيان مى دانم. يعنى كشور ما داراى يك مشكل معرفتى بر سر آزادى بيان است. هنوز اتفاق نظر معرفتى درباره ضرورت آزادى بيان با وجود بنيادى بودن اين اصل درقوانين ما و قوانين جهانى و منشور ملل متحد در ارتباط با حقوق بشر و در ارتباط با كارآمد بودن اين اصل در سيستم هاى جهانى در كشور وجود ندارد . سيستم هاى جهانى نشان دادند كه اين اصل در هر جامعه اى اجرا شده، آن جامعه ايمن تر و سالم تر است و مشكلات و بحران ها و ناهنجارى ها كمتر است. يعنى به لحاظ كارآمدى هم نشان داده كه اعمال آزادى بيان منجر به سلامتى و بهبود اوضاع روانى و اجتماعى و مناسبات سياسى دولت ها شده است. چرا در كشور ما هنوز اين مسأله به عنوان يك معضل وجود دارد و اين معضل با تغيير دولت ها دستخوش دگرگونى شده است.
مجرى: موضوع آزادى بيان با توجه به قوانينى كه مصرح در قانون اساسى است و موارد متعدد و تفاسير خاصى كه پيرامون آن بخصوص بعد از تشكيل دولت نهم مطرح شده يكى از مبانى بنيادين بعضى از پرسش هايى است كه در حوزه بخصوص مطبوعات طرح شده است. از آقاى جوانفكر كه هم اكنون پشت خط هستند، سؤال مى كنيم اساساً تعريفى كه الآن از آزادى بيان و قلم داريم متفاوت از آن چيزى است كه در سال هاى گذشته داشته ايم؟
جوانفكر: درباره تحليل و تفسيرهاى متفاوتى كه در دولت نهم اشاره كرديد، مايلم بدانم كه اين تحليل ها و تفسير ها كدامند؟
مجرى: ديدگاه هاى متعددى نه بخصوص در دولت نهم، همواره درباره آزادى بيان وجود داشته كه برخى اين را صرفاً موضو ع و مبحث حقوقى مى دانند و آن را ارجاع مى دهند كه اگر ما بتوانيم تفسيرى از قانون اساسى و اصولى كه در خصوص آزادى بيان و مطبوعات مطرح شده ارائه بدهيم و برخى هم آن را موضوعى سياسى و برداشت شده از ديدگاه هاى دولت در مقاطع مختلف ارزيابى كرده اند. آيا اين مى تواند درست باشد؟
جوانفكر: بحث حقوقى درباره آزادى بيان همواره مى تواند وجود داشته باشد. بنابراين بحث حقوقى در اين زمينه، محدود به يك مقطع خاص زمانى نيست.
مى توان گفت آزادى مطبوعات در دولت آقاى احمدى نژاد بسيار برجسته تر از گذشته وجود دارد ولى اشاره اى كه دوستان كردند من استنباط كردم كه ما نتوانستيم تعريف درستى از آزادى بيان ارائه بدهيم و ظاهراً در اين قسمت مشكل داريم وگر نه ، آزادى بيان در قانون اساسى به عنوان ميثاق ملى، به طور كامل تصريح و تأكيد شده است.
شمس الواعظين : عذرخواهى مى كنم كه سخنان آقاى جوانفكر را با توجه به آشنايى ام با ايشان قطع مى كنم. آيا مى توانم اين پرسش را داشته باشم كه به لحاظ آمارى برجستگى آزادى مطبوعات را در دولت احمدى نژاد اعلام كنند. مثلاً به صورت آمار اعلام كنند كه نسبت به سال هاى گذشته ما در چه وضعيتى هستيم، حاشيه آزادى بيان اينگونه شده است، مطبوعات بيشترى وارد عرصه شده اند، دادگاه هاى كمترى تشكيل شده است. از آقاى جوانفكر مى خواهم كه درباره اين مباحث به لحاظ آمارى صحبت كنند.
جوانفكر: متوجه نشدم كه مخاطب من الآن كيست؟
مجرى: آقاى شمس الواعظين هستند.
جوانفكر: خب مواضع ايشان مشخص است.
شمس الواعظين: مواضع شما هم مشخص است. روشن است كه ما هم با يك مواضع مشخص داريم صحبت مى كنيم.
جوانفكر: وضعيت آزادى در دولت نهم كاملاً روشن و مطلوب است. اين پرسش را دارم كه روزنامه هاى اعتماد ملى و كارگزاران در كدام دولت فعاليت خود را آغاز كرده اند؟
مزروعى: هر دوى اين روزنامه ها امتيازشان را در قبل از دولت آقاى احمدى نژاد گرفته اند.
جوانفكر: چه زمانى به وجود آمده و شكل گرفته اند؟
مزروعى: هيأت نظارت بر مطبوعات به عنوان مسئول صدور مجوز انتشار نشريات، تاكنون در دولت آقاى احمدى نژاد اقدام به صدور مجوز انتشار براى هيچ روزنامه اى نكرده است.
جوانفكر: حزب اعتماد ملى كه در دولت آقاى احمدى نژاد شكل گرفته است. روزنامه اعتماد ملى هم متعلق به اين حزب است.
مزروعى: امتياز اين روزنامه را آقاى حق شناس قبل از دولت احمدى نژاد گرفته است.
جوانفكر: شما اشتباه مى كنيد. حزب اعتماد ملى و همچنين روزنامه كارگزاران مربوط به بعد از روى كار آمدن دولت آقاى احمدى نژاد است.
مزروعى: حزب اعتماد ملى بله، ولى روزنامه اعتماد ملى خير. روزنامه يك شخصيت حقوقى مستقل دارد.
جوانفكر: اين روزنامه ها بعداً به وجود آمده اند. اجازه بدهيد وارد اين مجادله ها نشويم.
مزروعى: من دارم به شما اطلاعات مى دهم: روزنامه اعتماد ملى قبل از دولت آقاى احمدى نژاد مجوز انتشار گرفته است.
جوانفكر: شما اشتباه مى كنيد. شما بعداً از وزارت ارشاد سؤال كنيد و اطلاعات خود را كامل كنيد.
مزروعى: آقاى جوانفكر! من عضو هيأت نظارت بوده ام .
جوانفكر: خيلى خوب. فرض را بر اين بگيريم كه من اشتباه مى كنم. به هر حال اين روزنامه در دولت آقاى احمدى نژاد به وجود آمده است.
مزروعى: درست است.


جوانفكر: به هر حال اين دولت اين اجازه را داده كه منتشر شود يا خير؟
مزروعى: اصلاً نيازى به اجازه دولت جديد نبوده است.
جوانفكر: پس اذعان داريد به اين كه نشريات در دولت جديد اصلاً نيازى به اجازه دولت ندارند و مى توانند منتشر شوند؟ يعنى اين دولت اين ظرفيت را نشان داده كه اين روزنامه ها مى توانند منتشر شوند و الحمدلله آزادى در اين دولت وجود داشته است.
مزروعى: اگر خواستيد من آمار تعداد روزنامه هاى تعطيل شده و توقيف شده را هم خدمت شما ارائه مى دهم.
جوانفكر: ارائه مقايسه اى اين آمار نسبت به دولت هاى گذشته حتماً مفيد است.
مجرى: عذرخواهى مى كنم.
جوانفكر: اجازه دهيد در خصوص اشاره اى كه ايشان(مزروعى) كردند اين نكته را طرح كنم كه هيأت نظارت اصلاً ربطى به دولت ندارد اما متأسفانه زمانى كه روزنامه اى توقيف مى شود روزنامه هاى اصلاح طلب، حمله به دولت را آغاز مى كنند. من از ايشان سؤال مى كنم كه توقيف روزنامه ها چه ارتباطى با دولت دارد؟
مزروعى: همانطور كه مى دانيد دبيرخانه هيأت نظارت بر مطبوعات در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مستقر است. رئيس اين هيأت هم وزير فرهنگ و ارشاد است.
جوانفكر: دبيرخانه يك هويت مستقل از هيأت نظارت ندارد و وزير هم يكى از هفت عضو اين هيأت است.
مزروعى: علاوه بر وزير، نماينده ديگرى از دولت در اين هيأت حضور دارد كه در واقع نماينده وزارت علوم است.
جوانفكر: اين گونه نيست، اين فرد نماينده دانشگاه ها است.
مزروعى: نه. وى از طرف وزير علوم معرفى مى شود.
جوانفكر: خير. وى را دانشگاه ها معرفى مى كنند.
مزروعى: من عضو هيأت نظارت بوده ام و قانون مطبوعات هم اينجا هست و مى توان به آن مراجعه كرد تا مشخص شود كه آن نماينده را چه كسى تعيين مى كند.
جوانفكر: دولت تنها يك نماينده دارد. قوه قضائيه، مطبوعات، مجلس و حوزه علميه هم نماينده دارند.
مزروعى: من الآن بند مرتبط با قانون مطبوعات را مى خوانم.
جوانفكر: همانگونه كه گفتم توقيف روزنامه ها هيچ ارتباطى با دولت ندارد و اين هجوم بى امانى كه به دولت مى آورند و انتقاد شديدى كه با بسته شدن مطبوعات متوجه دولت مى كنند هيچ ربطى به دولت ندارد و هيأت نظارت مركب از نمايندگان دستگاه هاى مختلف، اين تصميم را اتخاذ مى كند. آيا اين يك واقعيت هست يا نيست و چرا به دولت حمله مى كنيد؟
مجرى: آقاى جوانفكر! دقيقاً همين گونه است كه شما مطرح كرديد.
شمس الواعظين: نه ما بناى حمله به دولت را نداريم و نه كار ما اين است.
جوانفكر: كار روزنامه هاى اصلاح طلب و دوم خردادى همين است و تا يك روزنامه اى تعطيل شده به دولت هجوم مى آورند و دولت را هدف انتقادهاى تند قرار مى دهند. اين اقدام را انجام نداده اند؟
مزروعى: اجازه دهيد اين ماده قانونى درباره اعضاى هيأت نظارت بر مطبوعات را براى شما بخوانم. نوشته: يكى از استادان دانشگاه به انتخاب وزير فرهنگ و آموزش عالى. بنابراين وزير دولت آقاى احمدى نژاد آن فرد را انتخاب مى كند.
جوانفكر: ساير اعضاى هيأت نظارت بر مطبوعات چطور؟ آن ۵ تن ديگر بالاخره صاحب حق رأى هستند يا نه ؟
مزروعى: آن ۵ تن هم در واقع نمايندگان حوزه علميه، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و . . . هستند.
جوانفكر: اين ۵ تن چه ربطى به دولت دارند؟
مجرى: اين ايراد نيز به اين قانون وارد است كه نوشته است
« وزير فرهنگ و آموزش عالى» و ( به شكل جديد آن : وزير علوم، تحقيقات و فناورى) اصلاح نشده است.
جوانفكر: اجازه بدهيد اين بحث روشن شود كه بالاخره اين
۵ تن صاحب رأى هستند يا نيستند؟
مزروعى: هيأت نظارت بر مطبوعات متشكل از ۷ تن و داراى حق رأى هستند ولى دبيرخانه اش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است.
جوانفكر: اين موضوع نسبتى با دولت ندارد. بالاخره اين ۵ تن حق رأى دارند يا ندارند؟
مزروعى: بله، حق رأى دارند.
جوانفكر: پس چه ربطى به دولت دارد؟
مزروعى: اجازه بدهيد من نكته دوم را در خصوص بحث شما مطرح كنم.
جوانفكر: چرا دوم خردادى ها بى انصافى مى كنند و زمانى كه هيأت نظارت روزنامه اى را مى بندد به دولت هجوم مى آورند و حمله مى كنند؟
شمس الواعظين : شما اين مدعا را بايد با دليل اثبات كنيد.
جوانفكر: روزنامه هاى همسو و همفكر خودتان را نگاه كنيد. روزنامه كارگزاران، اعتمادملى، اعتماد و بقيه در زمان تعطيلى هر روزنامه انواع و اقسام هجوم ها را به دولت آورده اند. چرا؟
مزروعى: آقاى جوانفكر! دولت مسئوليت مستقيم نسبت به بستن و توقيف مطبوعات را ندارد ولى فضاى عمومى جامعه كه در اختيار دولت است.
جوانفكر: فضاى عمومى جامعه كه در اختيار دولت نيست. شما خودتان اين نكته را قبول كرديد كه . . .
مزروعى: چى را قبول كردم؟
جوانفكر: شما تأييد كرديد كه دولت نهم با مجوز چند نشريه اصلاح طلب كه به قول شما در دولت گذشته صادر شد، مخالفت نكرد و به آنها اجازه انتشار داد و آنها از كمك هاى دولت برخوردار بودند.
مزروعى: بله، اما صحبت هاى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت آقاى احمدى نژاد و يا صحبت هاى خود حضرتعالى را درباره مطبوعات مرور كنيد.
جوانفكر: چه موضوعى را مى گوييد؟
مزروعى: اين كه مدام دم از كودتاى رسانه اى مى زنيد.
جوانفكر: مدير مسئول يك روزنامه اصلاح طلب در جمع مديران مسئول گفته است كه تضعيف دولت نهم حق طبيعى آنهاست و اشكالى در تخريب دولت نمى بيند. شما اين كار يعنى ساقط كردن و پائين كشيدن دولت با كار رسانه اى را چگونه ارزيابى مى كنيد ؟ساقط كردن يك دولت به وسيله رسانه آيا معنى ديگرى جز كودتاى رسانه اى دارد؟ تحريف و قلب واقعيت ها و كتمان حقايق ازسوى يك رسانه را با چه تعبيرى مى توان توجيه كرد. اگر شما تعبير ديگرى جز كودتاى رسانه اى داريد، مى توانيد جايگزين اين مفهوم كنيد.
مجرى: موضوعى كه مطرح شد خود بخشى از مباحث مربوط به آزادى بيان را شكل مى دهد.
جوانفكر: يعنى ساقط كردن دولت، به منزله آزادى بيان است؟
مزروعى: در هيچ جاى دنيا به وسيله مطبوعات، دولتى ساقط نشده است و نخواهد شد. اين تصورات موهومى است كه شما دامن مى زنيد.
جوانفكر: يعنى ترجيح اين است كه خودمان را به جهالت بزنيم ؟ شما بر روى كودتاى نرم كه در برخى كشور ها انجام شد و دولت ها را ساقط كردند و بخشى از واقعيت دنياى امروز است، قلم قرمز مى كشيد؟
مزروعى: كدام كشورها؟
جوانفكر: خودتان نگاه كنيد ببينيد كجا ها بوده است. يعنى شما در فضاى جهانى زندگى نمى كنيد؟
مزروعى: فكر مى كنم كه تصور شما اشتباه است.
مجرى: ارائه همين مباحثى كه آقاى مزروعى و از طرفى هم جنابعالى با اين صراحت مطرح مى كنيد خود يكى از جنبه هاى بررسى مبحث آزادى بيان است. در واقع اگر ادعاى كسانى كه معتقدند به نوعى آزادى بيان تحديد شده صحت داشت ما نبايد به صراحت اين موضوعها را مطرح مى كرديم. از شما مى خواهم با توجه به سال ها خدمت در عرصه رسانه اى و ديدگاهى كه در اين زمينه داريد، اين پرسش را پاسخ دهيد كه آزادى بيان و مطبوعات مى تواند به عنوان يك تفسير نوسانى مورد بحث باشد؟ آيا مى توان گفت كه امروز يك تفسيرى از آن ارائه دهيم و نهايتاً اين كه چه مرجعى در كشور مى تواند تفسيرى متناسب با مفاهيم قانون اساسى به ما ارائه كند؟
جوانفكر: كار درستى نيست كه اين بحث را به قانون اساسى ربط دهيم. اين تفسيرهايى كه شما كرديد، تفسيرهاى امثال ما است. وقتى در قدرت هستيم، آزادى را به يك شكل تفسير مى كنيم و وقتى در قدرت نيستيم به گونه اى ديگر. اگر در قدرت بوديم، خواهيم گفت كه آزادى به طور تمام و كمال وجود دارد و از قدرت كه آمديم كنار ادعا خواهيم كرد كه آزادى در انحصار دولت است و حرف هايى را مى زنيم كه اصل وجودى خودمان را هم با اين حرف ها نقض مى كنيم. به نظر من اصل و اساس آزادى در قانون اساسى تبيين شده و به صراحت مورد تأكيد قرار گرفته و هر دولتى كه از سوى مردم انتخاب شود، بايد در چارچوب قانون اساسى، آزادى بيان را تضمين كند. متأسفانه مشكلى كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه احزاب، گروه ها و جريان هاى سياسى از آزادى براى اهداف خاص سوءاستفاده مى كنند. توجه داشته باشيد كه دشمن هم مى تواند از اين امر براى تأثير گذارى بر افكار عمومى استفاده كند. مسأله آزادى بيان و مطبوعات، حربه و فرصتى است كه دشمنان ملت ها در بسيارى از موارد، از آن در جهت منافع خود استفاده كرده اند. آنها از رهگذر اين فرصت، مى خواهند امكان تأثير گذارى بر افكار عمومى پيدا كنند و مردم را به رفتار يا واكنشى ترغيب كنندكه متضمن اهداف و منافع خودشان باشد.
با اين وجود اعتقاد راسخ ما اين است كه مطبوعات بايد آزاد و مستقل از جناح ها و جريان هاى سياسى باشند و به جاى منافع گروه هاى خاص، منافع مردم را دنبال كنند. رسانه بايد آزاد و مستقل باشد تا بتواند در جهت منافع ملى وتأمين حقوق مردم حركت كند. اطلاع رسانى اصل كار مطبوعات است و بايد به صورت شفاف و صادقانه و فارغ از منافع جريان ها و گروه هاى خاص صورت بگيرد. نمى شود خبرنگار را موظف كرد كه اطلاع رسانى شفاف انجام دهد و در عين حال ملاحظات خاص فلان جريان سياسى را هم در نظر بگيرد. در چنين وضعى، منافع ملى نيز قربانى مصالح گروه هاى سياسى خواهد شد.

مجرى: در اينجا از آقاى شمس الواعظين كه تب و تابى براى پاسخ دادن داشتند اين سؤال را مطرح مى كنم كه با توجه به ديدگاه آقاى جوانفكر اساساً دولت ها هستند كه به لحاظ قدرت اين تفسير را ارائه مى دهند و واقعاً اين تفاسير گوناگون است.
شمس الواعظين: به لحاظ عملى چنين اتفاقى در دولت هاى بعد افتاده است. خوشحالم كه مشاور مطبوعاتى رئيس جمهورى به زبان آوردند و اعتراف كردند كه هر دولتى در قدرت باشد تفسير خاص خودش را اعمال مى كند و اين بلبشويى كه بر آزادى بيان حاكم است ناشى از همين ديدگاه است. . .
جوانفكر: اين بلبشويى كه شما مى گوييد ناشى از ديدگاه بنده نيست، بلكه ناشى از ديدگاه شما و دوستان شما است كه در گذشته اعمال كرديد. ما كه طرفدار آزادى در كشور هستيم. آزادى را در كشور تضمين كرده و به آن عمل مى كنيم .
شمس الواعظين: من حرف شما را قطع نكردم. اجازه دهيد. . . .
مجرى: آقاى شمس الواعظين! در دولت خاتمى هم اين ديدگاه بوده . . .
شمس الواعظين: دولت آقاى خاتمى نيز ديدگاه خودش را اجرا كرده است.
جوانفكر: پس چرا در آن دولت ساكت مانديد و هيچ چيز نگفتيد؟!
شمس الواعظين: چرا. . . ما روزنامه نگاران داد و فرياد مى زديم . . .
جوانفكر: در دولت آقاى خاتمى شما همصدايى كرديد...
شمس الواعظين: اگر شما در اين مناظره بخواهيد اينگونه در بحث ها مداخله كنيد نشان مى دهيد كه در اجرا هم همين رفتار را مى كنيد.
جوانفكر: شما نيز داريد مداخله مى كنيد. بگذاريد مردم قضاوت كنند.
شمس الواعظين: من قضاوت خودم را مى گويم. اجازه دهيد من چند نكته را اشاره كنم. روزنامه نگاران و رسانه هاى گروهى جزو وظايفشان اين است كه حدود و ثغور و نوسانات آزادى بيان و آزادى مطبوعات را در دولت هاى مختلف به صورت مقايسه اى مطرح و بيان كنند و يك خط تشريحى را براى افكار عمومى بيان كنند. اين وظيفه ماست. شما از ما نخواهيد كه به وظيفه خودمان عمل نكنيم.
جوانفكر: ما كى از شما خواستيم به وظيفه خود عمل نكنيد. ببينيد شما بار ديگر چيزى را به من نسبت مى دهيد كه صحيح نيست.
شمس الواعظين: براى ما تفاوتى نمى كند كه كدام دولت است. سؤال ما اين است كه آيا در دولت آقاى احمدى نژاد به استثناى تهران امروز، آيا يك روزنامه ديگر با توجه به وجود ميليون ها مخاطب سرگردان، مجوز صادر شده است يا خير ؟ مى دانيد آخرين تيراژ مطبوعات روزانه ما در ارديبهشت ،۷۹ رقم ۳‎/۸ ميليون نسخه بوده است. آقاى جوانفكر مى توانند از رقم فعلى مطلع باشند و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اين اطلاعات را دريافت كنند. هم اكنون تيراژ روزنامه هاى يوميه به ۱‎/۲ ميليون نسخه رسيده است. اين آمار چه علامتى را به من و شما نشان مى دهد؟
مجرى: آقاى جوانفكر ! آيا اين آمار درست است؟
جوانفكر: صداى مرا براى لحظاتى از استوديو قطع كردند؟
مجرى: آيا تيراژ روزنامه ها مى تواند به عنوان يك مصداق براى بررسى آزادى بيان مطرح شود؟
شمس الواعظين: صداى شما وصل است كه جواب مى دهيم.
مجرى: صداى شما به استوديو وصل است. . . آقاى جوانفكر! آيا تيراژ روزنامه ها مى تواند يك شاخص براى بررسى آزادى بيان باشد؟
جوانفكر: در گذشته يك توسعه سطحى و كمى در بحث روزنامه داشتيم. ما اين همه روزنامه در كشور داريم كه انتشار برخى از آنها، اصلاً ضرورتى ندارد. روزنامه با تيراژ سه يا پنج هزار شماره چه اهميت و جايگاهى دارد؟ روزنامه هاى شبيه به هم چه خاصيتى دارند؟ اين افتخار نيست كه ما هزار نشريه بى كيفيت و بدون مخاطب داشته باشيم. روزنامه هاى موجود بايد عمق و كيفيت پيدا كنند و وارد لايه هاى مربوط به فعاليت هاى اساسى و جدى جامعه شوند و با اين مسائل به صورت سطحى برخورد نكنند. گيرما اين نباشد كه چرا چهار تا روزنامه كم شد يا زياد شد. گير ما اين باشد كه چرا روزنامه هاى ما كيفيت مطلوب را ندارند. بياييم اين مشكل را ريشه يابى كنيم و به حل آن بپردازيم. روزنامه هاى ما اغلب درگير مسائلى هستند كه نبايد وارد آنها شوند. فضاى روزنامه ها بهتر است تغيير كند دائماً از اين حرف مى گيرند و به ديگرى مى دهند و از او حرف مى گيرند و به آن يكى مى دهند و هر كس هم براى اين كه حرفش مورد توجه قرار گيرد، آن را تند و تيز مى كند كه اين امر باعث انتقاد ديگران مى شود و انتقاد ها هم عمدتاً متمركز بر افراد و اظهارات آنهاست و اين همان اشتباهى است كه در فضاى رسانه اى كشور وجود دارد زيرا از اين رويكرد هيچ منفعتى جز تشويش خاطر و آشفتگى ذهنى جامعه، عايد مردم نمى شود. آيا بهتر نيست روزنامه ها به جاى حرف ها و آدم ها به سراغ عملكردها، كاركردها، تصميمات و برنامه ها بروند و به مردم گزارش بدهند كه چه تحولى در حوزه هايى كه به سرنوشت كشور و مردم ارتباط مستقيم پيدا مى كند، در حال وقوع است. اين حق مردم است كه بدانند ثروت ملى و سرمايه هاى كشور چگونه به هزينه گرفته مى شود و دولت سرگرم انجام چه اقداماتى در كشور است و اين اقدامات چه تأثيرى در سرنوشت جامعه خواهد داشت. اطلاع رسانى در اين موارد برعهده رسانه ملى و مطبوعات است اما مشاهده مى كنيم كه در اين بخش يك غفلت فراگير حاكم است. اخيراً به همت دولت، جمعى از نمايندگان رسانه هاى ارتباط جمعى از جمله خبرنگاران خبرگزارى هاى مهم كشور، از اجراى مصوبات سفرهاى استانى دولت در سه استان بازديد كردند و گزارش هاى متنوعى تهيه و مخابره شد اما همين روزنامه هاى اصلاح طلب از نشر اخبار و گزارش هايى كه خبرنگاران و گزارشگران از محل اجراى پروژه ها و طرح هاى دولت مخابره كردند، خوددارى ورزيدند. اين كار يعنى كتمان حقايق از مردم و به نظر مى رسد كه آنها همچنان مايلند در فضاى نادرست گذشته باقى بمانند و با واقعيت ها كنار نيايند. پس اشكال كار در كم يا زياد شدن چهار روزنامه جديد نيست بلكه اشكال اساسى به كيفيت كار شمارى از رسانه ها و نگاه آنها به عرصه مديريت كشور برمى گردد.
مجرى : توضيح بايد بدهم كه ما صداى شما را در استوديو داريم.
جوانفكر : بسيار خوب، اما در يك مقطع زمانى صداى من به استوديو نرسيد.
شمس الواعظين: ما صداى شما را داشتيم و به همين دليل هم جواب شما را مى داديم.
جوانفكر: لحظه اى كه شما جواب مرا مى داديد، مراد من نبود.
مجرى: من از آقاى مزروعى به عنوان رئيس انجمن صنفى روزنامه نگاران كه در بحث مربوط به رسانه ها صاحبنظر هستند اين پرسش را دارم كه آيا وضعيت رسانه ها اساساً مى تواند يك شاخص براى آزادى بيان باشد و اصلاً كيفيت و كميت رسانه ها چه ارتباطى با هم دارد؟
مزروعى: فكر مى كنم كه زاويه نگاه آقاى جوانفكرمتفاوت است. الآن در دنيا براى آزادى بيان و اندازه گيرى آن شاخص هايى را تعريف كرده اند.
مجرى: ممنون مى شوم اين شاخص ها را توضيح دهيد.
مزروعى: يكى از اين شاخص ها تيراژ مطبوعات است. طبق استانداردى كه سازمان ملل تعريف كرده براى هر نفر بايد يك نسخه روزنامه منتشر شود.
جوانفكر: اين كه به تنوع روزنامه ها بستگى ندارد. مى تواند يك يا دو روزنامه باشد و ۳ ميليون يا ۵ ميليون تيراژ داشته باشد. هم اكنون نمونه هاى زيادى از اين روزنامه ها را مى توان در دنيا سراغ گرفت.
مزروعى: يك مقدار حوصله كنيد. اين همه شما صحبت كرديد و تريبون راديو در اختيار شما بود و ما ساكت مى شويم تا هر وقت كه صحبت هاى شما تمام شد.
جوانفكر: ما مى خواهيم با هم بحث كنيم تا به يك نتيجه روشن برسيم. مردم هم قضاوت مى كنند. لطفاً جوسازى نكنيد. شما تيراژ روزنامه در دنيا را مى گوييد؛ بله درست است ولى دليلى ندارد كه هزار روزنامه با تيراژ ۵ هزار نسخه اى داشته باشيم.
مزروعى: صحبت من تمام نشده بود كه . . .
جوانفكر: بله، بفرماييد. فقط آقاى مزروعى جوسازى نكنند... و روش هاى گذشته را دنبال نكنند. مردم نيز خودشان قضاوت مى كنند.
مجرى: متشكر. درود بر شما.
مزروعى: طبق اين شاخص بايد در ايران با يك جمعيت ۷۰ ميليون نفرى ما ۷ ميليون نسخه در روز روزنامه داشته باشيم
مجرى: يعنى براى هر ده نفر يك روزنامه داشته باشيم.
مزروعى: بله. مفهوم آن اين است كه بايد ۷ ميليون نسخه روزانه داشته باشيم تا در سطح عادى جهانى قرار بگيريم. با توجه به آمارى هم كه آقاى شمس الواعظين گفتند، الآن اين رقم در كشور ما ۱‎/۲ ميليون نسخه در روز است ما با اين قاعده جهانى فاصله بسيار زيادى داريم. حتى در مقايسه با كشورهاى همسايه كه به لحاظ شاخص هاى سواد و شهرنشينى با ما خيلى فاصله دارند ما قابل مقايسه نيستيم. براى مثال در كشور پاكستان تيراژ روزنامه ها بسيار بالاتر از اين استاندارد جهانى است. بنابراين يك بحث اين است كه ما به لحاظ تيراژ با استاندارد جهانى فاصله داريم. نكته دوم حرف درست آقاى جوانفكر است كه رسيدن به اين تيراژ بستگى به تنوع روزنامه ندارد ولى مجموعه تيراژ روزنامه ها بايد اين نياز را در جامعه تأمين كند. اما نكته مهم اين است كه روزنامه هم يك كالاى اقتصادى است. مشترى وقتى مى خواهد روزنامه را از بازار بخرد، نگاه مى كند بابت پولى كه مى دهد، آن روزنامه چقدر مى ارزد؟ يعنى بازار، سطح كيفيت اين كار را تعيين مى كند و مخاطب است كه در دكه روزنامه فروشى از بين روزنامه هاى منتشر شده انتخاب مى كند كه كدام روزنامه به نيازهاى خبرى، تحليلى واطلاعاتى وى پاسخ مى دهد؟ اگر در ايران تيراژ مطبوعات ما چنين وضعيت اسفبارى دارند و به روايتى كه آقاى جوانفكر مى گويد، به لحاظ كيفى پاسخگو نيست به دليل شرايط، محدوديت و ملاحظات فراوانى است كه بر فضاى رسانه اى كشورمان بخصوص مطبوعات تحميل كرده ايم.
جوانفكر: شما اشتباه مى كنيد.
مزروعى: از ابتدا اينگونه بوده و الآن هم تشديد شده است.
جوانفكر: اصلاً اينگونه نيست. آقاى مزروعى! از ذهنيت هاى خودتان خارج شويد. شما بايد اين اشكال را بسيار جدى بدانيد كه روزنامه هاى ما متأسفانه در وضعيتى هستند كه براى اطلاع رسانى به جامعه، ارزش لازم را قائل نمى شوند.
مزروعى: من از شما سؤال مى كنم كه . . .
جوانفكر: شما سؤال تان را فراموش نكنيد. ابتدا به اين سؤال پاسخ بدهيم كه روزنامه ها چقدر براى افكار عمومى ارزش قائل هستند؟ اطلاع رسانى يك جريان توقف ناپذير و تعطيل نشدنى است. ۱۶-۱۵ روز تعطيلات نوروز را روزنامه ها تعطيل مى كنند، مگر هفته پيش نبود كه روزنامه ها ۳ روز تعطيل كردند. كجاى آن دنياى پيشرفته اى كه شما از آن سخن مى گوييد اين وضعيت وجود دارد و سرانه روزنامه هايشان كه درست مى گوييد تيراژشان بايد اين تعداد باشد، روزهاى تعطيل دست از انتشار مى كشند و مردم را در بى خبرى و بى اطلاعى ر ها مى كنند؟ در اين كشورها، روزهاى تعطيل تيراژ بيشترى از روزنامه ها و با محتواى بيشترى نسبت به ساير روز ها منتشر مى شوند و مطالب متنوع تر و مصاحبه هاى جامع ترى را به مخاطبان خود ارائه مى دهند. نمونه اى از اين روزنامه ها را سراغ دارم كه يك سال است در ايران رحل اقامت افكنده و مى خواهد با رئيس جمهور ما مصاحبه بگيرد اما هنوز موفق نشده است. مصاحبه با رئيس جمهور ما براى اين خبرنگار بسيار ارزشمند و حياتى است و در واقع براى آن روزنامه، تيراژ و آگهى مى آورد. روزنامه هاى ما چقدر به اين مسأله اهميت مى دهند؟ بياييد وارد اين بخش از مسائل رسانه اى شويم.
لذا به جاى اين كه با شعار، فضا را غيرواقعى نشان دهيم، بهتر است مسائل عينى و درست را در عرصه ارتباطات مورد توجه قرار دهيم و براى آنها راهكار ارائه كنيم.
مجرى: آقاى مزروعى ! در اين بخش سؤالى كه از آقاى جوانفكر داشتيد را مطرح كنيد.
مزروعى: آقاى جوانفكر! اين سؤال را دارم
جوانفكر: سخت نباشد. . .
مزروعى: نه. الحمدلله شما كه خبره هستيد. بفرماييد كه الآن چند درصد از فضاى رسانه اى كشور در اختيار بخش خصوصى و نيروهاى خارج ازدولت است.
جوانفكر: منظورتان از «دولت» چيست؟
مزروعى: دولت به معناى قوه مجريه و همچنين به معنى state و يا كل حكومت. شما درباره هر دو پاسخ دهيد.
جوانفكر: دولت را مردم براى تحقق اهداف و تأمين حقوق خود تشكيل مى دهند. دولت فى نفسه كه حقوقى ندارد هرچه كه هست متعلق به مردم است. مگر جز اين است؟
مزروعى: چرا مغلطه مى كنيد؟ الآن اداره رسانه هاى كشور. . .
جوانفكر: داريد به گروه هاى گذشته تان برمى گرديد كه ما اصلاً قبول نداريم.
مزروعى: آقاى جوانفكر ! شما هرچى دلتان مى خواهد مى گوييد ولى وقتى من سؤال مى كنم . . .
جوانفكر: چرا مى گوييد مغلطه؟ من در حال پاسخ به شما بودم. اجازه دهيد. مردم خوب مى فهمند كه صحبت هاى من مغلطه هست يا نه. چرا به شعور مردم توهين مى كنيد.
مزروعى: ببخشيد. بنده از شما عذرخواهى مى كنم.
جوانفكر: از مردم عذرخواهى كنيد.
مزروعى: به من بگوييد چند درصد اداره رسانه هاى كشور در اختيار دولت و بخش غير دولتى است؟
جوانفكر: در پرداختن به اين بحث، درصد معنى ندارد كه مثلاً بگوييم۲۰ درصد مربوط به اين بخش و بقيه مربوط به بخش ديگر است. من فقط اين نكته را بگويم كه ما به عنوان دولت، مثل دولت هاى گذشته عمل نكرديم كه بياييم همه وقت خودمان را بر سر درست كردن دسته و گروه و جريان سياسى بگذاريم و بعد از درون اين احزاب و گروه هاى سياسى روزنامه منتشر كنيم. ما سراغ اين گونه كار ها نرفتيم. چرا كه قصد نداريم قدرت را در يد و اختيار خود قبضه كنيم و آن را براى خودمان يا همفكرانمان بقا ببخشيم.
مزروعى: روزنامه ايران روزنامه دولت است يا نيست؟
جوانفكر: اين روزنامه مربوط به دوره ما نيست واز زمان دولت هاى قبل منتشر مى شده است. الآن بيشتر روزنامه ها را دوستان شما در اختيار دارند. برخى روزنامه ها از گذشته وجود داشته و به دولت هيچ ارتباطى ندارد. چرا آنها را به دولت نسبت مى دهيد؟
مزروعى: آيا روزنامه ايران در اختيار دولت نيست؟
جوانفكر: اين روزنامه از گذشته بوده و الآن هم دارد فعاليت مى كند. چه ربطى به دولت نهم دارد؟ مگر در دولت اصلاحات روزنامه ايران وجود نداشت؟
مزروعى: من از شما سؤال كردم.
جوانفكر: من هم دارم به شما پاسخ مى دهم كه ما روزنامه ايران را تأسيس نكرديم. ما به دنبال اين مباحث نرفتيم و شما روزنامه ها، گروه ها و جريان هاى سياسى را درست كرديد تا قدرت را در يد اختيار خود نگه داريد.
مزروعى: ما درست كرديم. اما الآن در اختيار كيست؟
جوانفكر: قدرت، امانت مردم است و بايد به مردم بازگردانده شود. كمتر از دو سال ديگر انتخابات رياست جمهورى برگزار مى شود. هركسى را كه مردم انتخاب كردند، قدرت به او تحويل داده مى شود. علاوه بر اين ما به دنبال اين نيستيم كه قدرت را براى خودمان حفظ كنيم اما شما روزنامه هايى را درست كرديد كه هدفشان حفظ قدرت براى خود و هفكرانشان و ممانعت از انتقال قدرت به ديگران بود. به خرداد سال ۱۳۸۴ و انتخابات رياست جمهورى برگرديد كه اين روزنامه هاى وابسته به جناح شما چه آتشى را بر سر برخى از نامزدهاى انتخاباتى ريختند. اين گونه اقدامات جزو وظايف و مأموريت هاى مورد انتظار از هيچ روزنامه اى نيست. شما و دوستان شما فضاى رسانه اى كشور را آلوده كرديد. نگذاشتيد رسانه هاى ما ارتقا و اعتلا پيدا كنند. روزنامه هاى ما امروز در وضعيت مطلوبى نيستند و شما در اين زمينه مقصر و مسئوليد. چرا چنين آسيب هايى دامنگير روزنامه هاى ما شده است؟ چرا نتوانسته ايم ۴ روزنامه نگار برجسته، تحليلگر و در عين حال متعهد به آرمان ها و اهداف ملت ايران را به دنيا معرفى كنيم؟ چرا چند تا روزنامه برجسته در منطقه نداريم.
مجرى : در واقع پاسخگويى به اين چرا ها محور اصلى اين برنامه است .
جوانفكر: به اين دليل بوده كه فضا را آلوده و مسموم كردند.
مجرى: آقاى شمس الواعظين! چرا ما واقعاً چنين روزنامه نگارهاى برجسته اى را نداريم؟
شمس الواعظين: روزنامه نگار برجسته در كشور داريم اما به دليل پاره اى محدوديت ها . . . . (ناتمام)
جوانفكر: . . . لابد محدوديت هايى كه دولت اعمال مى كند ؟
شمس الواعظين: نه. من اصلاً اسم دولت را نياوردم. ما تا چوب را برمى داريم شما فرار مى كنيد؟
جوانفكر: نه. من دارم مى آيم وسط ميدان. ما اهل فرار نيستيم.
شمس الواعظين: آقاى جوانفكر! من هم سوابق كارى شما را مى شناسم. حداقل شما مرا به عنوان يك كارشناس در حوزه رسانه مى شناسيد.
جوانفكر: خير، من شما را به عنوان كارشناس قبول ندارم.
شمس الواعظين: بسيار خوب. خوشحالم كه شما مرا كارشناس نمى دانيد. مى دانيد براى چه ؟ . . . براى اين كه ۳۰ سال از عمر بنده در كار روزنامه نگارى و مطبوعات بوده است.
جوانفكر: و بقيه كارها؟
شمس الواعظين: بله. حالا شما مى خواهيد نمره بدهيد يا خير، من به اين كار ها كارى ندارم. الآن بحث بر سر اين است كه ايجاد يا توليد يا پرورش نسل روزنامه نگار برجسته فقط در فضاى آزاد و دموكراتيك با آزادى بيان به وجود مى آيد. جوامعى كه روزنامه نگاران برجسته در آنها پرورش يافته و حتى كسانى را تربيت كرده كه يك سال رحل اقامت در ايران مى افكنند تا با رئيس جمهورى اسلامى ايران مصاحبه بگيرند. اين روزنامه نگاران برجسته در چه فضايى به وجود آمده اند؟ ما هم اكنون روزنامه نگارانى را در داخل كشور داريم كه يا ممنوع الكار هستند و يا تن به مهاجرت داده اند.
جوانفكر: آنها روزنامه نگار نيستند و آنها را به عنوان روزنامه نگار معرفى نكنيد.
شمس الواعظين: آقاى جوانفكر ! لطفاً اهانت نكنيد. من متأسفم.
جوانفكر: واقع بينى بهتر از ابراز تأسف است.
شمس الواعظين: من پيش از اين در يك مصاحبه اعلام كرده ام كه متأسفم مشاور رسانه اى رئيس جمهور نه آمار مى داند و نه قوانين مى داند و نه تركيب هيأت نظارت بر مطبوعات را مى داند. نه آمار تيراژ روزنامه ها را مى داند و نه استاندارد جهانى حاكم بر مطبوعات را.
جوانفكر: دليل اين كه مى گويم شما كارشناس نيستيد همين است. شما داريد هوچى گرى مى كنيد و از اين طريق مى خواهيد مقاصدتان را دنبال كنيد. شما حرفتان را بزنيد. اين افكار عمومى هستند كه در مورد دانش و بينش من و شما قضاوت مى كنند. به مردم اجازه بدهيد خودشان قضاوت كنند.
شمس الواعظين: آقاى جوانفكر! اجازه بدهيد اگر نوبت من است صحبتهايم را ادامه دهم. من تا صبح حرف هاى شما را مى شنوم.
مجرى : آقاى شمس الواعظين ! به زمان برنامه هم توجه كنيد.
شمس الواعظين: ما وقت بقيه را هم مى گيريم براى بحث ها . . .
جوانفكر: اين يك برنامه مناظره است براى روشن شدن مسائل رسانه اى كشور.
شمس الواعظين: اگر مشاور رئيس جمهور نداند شاخص هاى مربوط به آزادى مطبوعات و بيان در جهان امروز چيست و ساخت هيأت نظارت بر مطبوعات را نداند، ضمن اين كه همين ظرفيت هايى كه خودتان در اين گفت و گو داريد نشان مى دهيد من ديگر احتياجى ندارم به بيان دلايل ديگر و خود نشاندهنده آن است كه شما در عمل هم اين محدوديت ها را براى رسانه ها ايجاد مى كنيد.
جوانفكر: شما هر توهينى مى خواهيد مى كنيد و بعد هم با هوچى گرى مى خواهيد بنده را محكوم كنيد. بنده اين شيوه آزادى بيان را كه شما مروج آن هستيد، قبول ندارم. مردم هم بنده را مى شناسند و هم شما را. بهتر است براى شعور و فهم مخاطبان اين برنامه احترام قائل شويم.
شمس الواعظين: پس سكوت كنيد تا من صحبت كنم و مردم قضاوت كنند.
مجرى: متأسفانه موضوع در اين برنامه جمعبندى نشد و اميدواريم كه در يك فرصت ديگر. . . (ناتمام)
شمس الواعظين: يك كمى ياد بگيريد سكوت اختيار كنيد.
جوانفكر: از حرفى كه زديد و آموزشى كه داديد متشكرم.
شمس الواعظين: بايد هم آموزش بدهيم.
مجرى : با توجه به مباحثى كه هم آقاى جوانفكر و هم شما مطرح كرديد با اين وقت محدود نمى توان به همه آنها پرداخت. با توجه به محدوديت زمانى، آقاى جوانفكر ممنون مى شوم كه در مدت يك دقيقه به جمعبندى بحث بپردازيد.
جوانفكر: جمعبندى را به عهده من نگذاريد و خود شما به عنوان مجرى اين كار را انجام دهيد.
مجرى: من حتماً اين جمعبندى را مى گويم. جمعبندى از صحبت هاى خودتان را بفرماييد.
جوانفكر: مسائل مبتلابه فضاى رسانه اى ما آن چيزى نيست كه اين دوستان مى گويند. واقعيت ها چيز ديگرى است كه دارد كتمان مى شود و بر روى آن سرپوش گذاشته مى شود. آن واقعيت ها بايد بررسى شود. من بار ها از اصحاب رسانه و صاحبنظران و انديشمندان حوزه ارتباط جمعى تقاضا كرده ام كه دور هم بنشينيم و به ريشه يابى آسيب ها بپردازيم. وضعيت امروز رسانه اى در كشور ما مطلوب و در شأن ملت ما نيست. آن دوستان ما هم مى گويند مطلوب نيست اما دلايلى كه آنها ارائه مى كنند، واقعى نيست. آزادى بيان در كشور ما تضمين شده است مخصوصاً در دولت نهم. متأسفانه اين واقعيت هم انكار ناپذيراست كه از آزادى بيان ومطبوعات سوء استفاده شده است .
مجرى: ما البته به دنبال رسيدن به يك نقطه مطلوب از نظر تعريفى و كاربردى در اين گونه برنامه ها هستيم اما بسيارى از دوستان كه ما متوقع هستيم در مباحث موشكافانه وارد شوند متأسفانه همكارى نمى كنند. شما در جريان هستيد كه بحث براى طرح بسيار است و جاى مباحث كارشناسى هم وجود دارد.
جوانفكر : بله حتماً سعى كنيد در اينگونه برنامه ها از افراد خبره و كارشناس دعوت كنيد.
مجرى : آقاى مزروعى جمعبندى شما از مباحث اين برنامه چيست؟
مزروعى : خيلى بحث پراكنده شد و ما امشب آموزش هاى زيادى را از آقاى جوانفكر ديديم. يكى از شاخص هاى دولت نهم عدالت محورى است. يكى از شاخص هاى عدالت هم تنظيم وقت است.
جوانفكر: من كه مسئول تنظيم وقت برنامه نيستم.
مزروعى: در صحبت همه وارد مى شديد.
جوانفكر: من نظرم را ارائه كردم. شما هم مى توانستيد ورود كنيد و نظرتان را بگوييد. يادتان باشد اين يك مناظره است.
شمس الواعظين: مشكل ما نه دولت نهم و نه دولت هشتم و... است. دولت دهم هم مشكل را حل نمى كند.
جوانفكر: ما مثل شما نااميد نيستيم.
شمس الواعظين: ما مشكل معرفتى در ارتباط با آزادى بيان داريم و تا زمان حل مشكل معرفتى يعنى جهان بينى ما نسبت به آزادى بيان به عنوان ضرورت و يكى از حقوق ابتدايى بشر و تا زمانى كه آن را به رسميت نشناسيم نمى توانيم درباره ابعاد و پيامدهاى مربوط به اين مسأله صحبت كنيم.
مجرى : ديدگاه هاى متعددى در اين برنامه مطرح شد و مدعوين در نهايت جمعبندى هاى خاص خود را ارائه دادند. با توجه به پايان زمان برنامه ها با شنوندگان خداحافظى مى كنيم.



   نظرات

محمد :

اين حرفهاي آقاي جوانفكر رو با حرفهاي زمان انتخاباتش مقايسه كه ميكنم خنده ام ميگيره ...آدمها وقتي به قدرت ميرسن چقدر عوض ميشه..البته جالبتراز اين حرفهاي آقاي كلهر در رمان انتخاباته..جالب اينه كه كه ميگه دولت در زمينه ازادي بيان نقشي نداره

 

رضا موسوي :

مناظره جالبي بوده البته شانس آورديد كه بقيه مدعووين نيومدند وگرنه احتمالا همونجا نقدا يك پرونده براتون تشكيل ميدادند...البته من انتظار اين حرفها رو از آقاي جوانفكرو مجري وفادار داشتم ولي نكته جالب تكرار جمله (مردم قضاوت ميكنند)بود...به نظر من اين نشون دهنده ترس ناخودآگاه آقاي جوانفكر از افكار عمومي بوده...و اين ترس به صورت يك سايه تهديد مدام توي حرفهاش ديده ميشه

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007