« بودجه و فساد | صفحه اول | هدفمند كردن يارانه‌ها »

1 اسفند 84

تبلیغات دروغین

درادبیات وفرهنگ شیعه بسیار به بحث "تبلیغات دروغین"توسط حکومتهای ظالم وفاسد ونامشروعی که بنام اسلام ودین حاکمیت کرده اند پرداخته شده است.ازاینروهریک ازما بارها این جملات وگزاره هارادرمنابرومجالس وکتابهای دینی وتاریخی شنیده وخوانده ایم :معاویه برای جلوگیری ازشکست لشکرش توسط لشکریان امام علی قرانها رابرسرنیزه کرد وافرادش فریاد زدند مامسلمان،شما مسلمان،چرابایکدیگر بجنگیم؟وبدینگونه توانست ازشکست بگریزدوحکمیت رابسازدو...وهمین معاویه توسط ائمه جماعت وجمعه وراویان حدیث و...توانست آنچنان فضاوجوی رادرشامات بسازد که وقتی به مردم این دیارخبررسید که علی درمحراب مسجد کوفه کشته شده است ازیکدیگرمی پرسیدند مگرعلی نماز می خوانده است؟همچنین یزید بنام اینکه حسین علیه خلیفه مسلمین خروج کرده وخارجی است توانست کثیری ازمسلمانان رافریب داده وآنها به جنگ باامام حسین ویارانش درکربلا بکشاند ودستانشان به خون آن مسلمانان راستین آلوده نماید...حال تصورکنید اگراین افرادوحکومتشان رسانه ها وابزارهای امروزی رادراختیار داشتندچه می شد وچه می کردند؟

خوب تا وقتی حکومت دست دیگران بودبراحتی می شد اینهارا گفت وتبلیغ کردوروی آنهامانورداداما حالا که شیعیان خود حکومت بنام اسلام ودین تشکیل داده اندوبنابرضرب المثل عامیانه خیاط خوددرکوزه افتاده است درعرصه تبلیغات چگونه رفتارمی کنند؟ به نظرمن اگرنه یک تحلیل علمی ومحتوایی ازرسانه های رسمی (صداوسیما،نمازهای جمعه،روزنامه های دولتی وحکومتی،مواضع مسولان ،و...) بلکه یک بررسی سطحی ازاینها نشان می دهد که همان شیوه "تبلیغات دروغین" راهنمای عمل اینها برای حکومتداری شده است وظاهرا حاکمیت یکپارچه اقتدارگرایان برای اینکه نشان دهند ازایران درباره همه موضوعات (ازجمله فن آوری هسته ای) فقط یکصدابلند وشنیده می شود پیروی ازاین شیوه وخفه کردن دیگران رالازمه حکومتداری وپاسداری ازحکومت دینی وشیعی می دانند! متاسفانه باید گفت این قائده ضداخلاقی وکثیف "هدف،وسیله راتوجیه می کند"برای همه زمامداران عالم تعیین تکلیف می کند وکاری به دینداروبی دین ندارد وواقعا بنده درنمی یابم چگونه می شود همزمان بابستن ومسدودکردن همه منافذومجاری اطلاعات بروی جامعه ایران این همه دروغ تحویل مردم داد؟ دراین شش ماه که دولت جدیدبرسرکارآمده

است وقراربوده مشکلات اقتصادی ومعیشتی مردم راسروسامان دهدووضعیت فقرا ومحرومان رابهبود بخشدوریشه "فقروفسادوتبعیض"رابخشکاندو...آنچنان تبلیغاتی برسرپرونده هسته ای ایران راه انداخته اند که نگوونپرس!وخلاصه اش اینکه اگرایران به قن آوری هسته ای دست یابد چه می شود؟همه مشکلات ریزودرشتش حل می شودووضع مردم دگرگونه می شودو...وظاهرا بخشی ازمردم هم این" تبلیغات دروغین"باورشان شده وبااینان همنظروهمراه شده اندو نشانه اش مصاحبه های صداوسیماوحلقه های انسانی به دورتاسیسات اتمی وراهپیمائی های خیابانی و...آیا اینان فکرنکرده انددراین هیاهوی تبلیغاتی ممکن است افرادی بپرسنددرهمین بغل گوش وهمسایگی ما پاکستان وهند صاحب فن آوری هسته ای اند اما همچنان با صدها مشکل اقتصادی واجتماعی وامنیتی و...درگیرند وحتی روسیه وچین،کره شمالی که جای خوددارد.بنده به عنوان یک ایرانی ویه عنوان فردی که چهارسال نماینده مردم اصفهان در مجلس بوده ام تا امروزازمجموعه توضیحات وتبلیغاتی که دراین زمینه شده است اینرا درنیافته ام که این فن آوری چه دستاوردگرانسنگی برای ماداردکه برای بدست آوردن ان بایدباهمه دنیا درگیر شویم؟ آیامادراستفاده ازدیگرفنآوریهابه حدنهایت رسیده ایم؟وآیا...

آقایان مدعی اندکه دستیابی یه فنآوری هسته ای حق ماست،ضمن اینکه می توان پرسیدآیادرمیان همه حق ها چگونه شما روی استیفای این حق متوقف شده ایدودیگرحقوق(ازجمله حقوق شهروندی) رابه بوته فراموشی سپرده اید؟ اما قطعی می توان گفت دستیابی به این حق ازراه "تبلیغات دروغین" درداخل ودرافتادن بادیگرکشورهاوقدرتمندان عالم ممکن نیست.درداخل وقتی می توانید اکثریت مردم رابا این موضوع درگیروهمراه کنید که اسباب مشارکت واقناع آنان رادراین باره فراهم کنید.حال وقتی رسانه هاومطبوعات راازبحث ازاددراین باره منع می کنیدوانتشاراخباردراین زمینه حتی دراین حدکه درغلطان دادیم وآب نبات چوبی گرفتیم خط قرمز می شود دیگرچه جایی برای مشارکت واقناع می ماند؟آیا جزیکصدایی ازاین وضع درمی آید؟والبته فکرمی کنم این وضعیت بیش ازهمه به ضررآنانی است که مسئولیت این موضوع رابعهده دارندچراکه نه تنها خودراازمشورت دیگران محروم می کنند بلکه باید بارتمام پیامدها ونتایج منفی این پرونده رابه تنهایی بدوش کشند.درموردخارج هم این تصورکه ما می توانیم باماشین بی فرمان وترمز خوددرجاده سیاست دنیاآنگونه بتازیم که ماشین طرف مقابل کناربکشد،تصوری باطل وتوهمی بیش نیست. تعامل مثبت ومنطقی بادنیا ودیگرکشورها تنهاراه رسیدن به این حق است ولاغیر،وهرراهی جزاین به ناکجاآباد میانجامدوجمهوری اسلامی ایران را درمعرض خطرجدی وحتی براندازی قرارمی دهد. به نظرم روزهای اخیر روزهای بسیارحساس وسرنوشت سازی برای ایران است وهرگونه اقدام تندروانه می تواند کشورمان راوارد چرخه ای کند که درآمدن ازآن به این آسانی ها ممکن نباشد.راه درست وکم هزینه دستیابی به فنآوری هسته ای دردرجه اول به اصلاح سیاستها در داخل(غنی سازی مردم) ودردرجه بعدی به تعامل مثبت بادنیاوکشورهای قدرتمند(مذاکره باسه کشوراروپایی وبازگشت به موافقتنامه پاریس) بر می گرددوامیدوارم که دست اندرکاران به این موضوع توجه کنند نه اینکه به فیلترکردن این مطلب درسایتهاوپاک کردن صورت مسئله بپردارند.



   نظرات

Mohammad :

سلام

بازم مزاحم ميشم.

متاسفانه با شما اصلا موافق نيستم و قياس شما در بحث را منطقي نمي دانم.

اينکه ميخواهيد به جاي غني سازي اورانيم به غني سازي مردم پرداخته شود موضوعي کاملا بيربط است. سئوال من اين است که در حتي در پيشرفته ترين کشورها نيز آيا سياستمداران چنين حرفهايي ميزنند؟ آيا به عنوان مثال آمريکا حاضر است تحقيقات فضايي اش را متوقف کند و هزينه آن را صرف به قول شما غني سازي مردم نمايد؟ اين در حالي است که بسياري باور دارند اين تحقيقات فايده اي ندارند و در تهايت شايد بتوان از آن در توريست فضايي استقاده کرد. فقط هزينه چند ماه اين پروژه براي اسکان و بازسازي خرابيهاي توفان کاترينا کافي است. آيا نميبينيد که هنوز بعد از گذشت چندماه آوارگان اين توفان آواره اند؟ آيا در اين کشورها فقير وجود ندارد که نياز به غني سازي داشته باشند؟

اين در حالي است که بحث غني سازي اورانيم و استفاده از آن منافع بلند مدت مردم کشور را تضمين ميکند و شايد در کوتاه مدت کمي بر مشکلات مردم بيافزايد ولي در آينده کشور را از نظر انرژي تضمين خواهد کرد.

به نظر شما که اقتصاددان هستيد آيا توليد سوخت هسته اي در ايران براي مردم مفيد تر است يا خريد آن حتي با قسمت پايين تر از خارج از کشور؟ جاي بسي تاسف است که با وجود افزايش بيکاري، سياستمداران ما به جاي تلاش براي کار آفريني که لازمه آن تلاش براي توليد مايحتاج مملکت در داخل است، با افتخار کوس مخالفت با تلاشهاي انجام شده را مي زنند و همراهي ملت را ثمره تبليغات ميدانيد.

واقعا فکر ميکنيد اگر مردم تحت تاثير تبليغات بودند الان رئيس جمهور همين آقاي احمدي نژاد بود؟

بايد بگويم که واقعا حرفهاي شما مصداق همان تبليغات پوپوليستي است که ديگران را به آن محکوم ميکنيد.

مزروعی : این حق شماست که بانظربنده مخالف باشیدونظرتان راابرازدارید،
دیگران درعرصه عمومی هردونظررامطالعه می کنند وبادیگراطلاعاتی که
دارندخود به نتیجه می رسندولزومی برای تاسف خوردن واتهام زدن هم در
این میان نیست.اما درمورد قیاس ایران باآمریکادراین موضوع این قیاس
کاملا مع الفارق است ونمی دانم شما براساس چه وجهی مبادرت به انجام چنین
قیاسی کرده اید؟ غنی سازی مردم هم تنها به معنای نیازهای مادی مردم وتامین
رفاه آنان نیست بلکه جلب رضایت آنان ودامن زدن به مشارکت آنها دراداره
حکومت وامورکشوراست وراه اندازه گیری نحقق چنین امری هم انتخابات آزاد
ورفراندوم عمومی درباره مسائل کلیدی کشوراست. درموردانتخاب آقای احمدی
نژادهم اگرنیروهای غیبی واردعمل نمی شدند نتیجه اینگونه نبود،وحتی اگر
بپذیریم که دخالت شورای نگهبان وحزب پادگانی و...موثرنبوده وواقعا ایشان
راآورده است برپایه نتایج اعلام شده دوردوم وی تنها رای یک سوم رای
دهندگان ایرانی رادارد ودوسوم به ایشان رای نداده اند! آیا ایشان به عنوان
رئیس جمهور نباید به تامین حقوق ورضایت آنان بپرازد؟ وملاحظه می کنید
که اکثریت شهروندان ایرانی با ایشان موافق نبوده اند وتحت تاثیر تبایغات
دروغین وپوپولیستی هم قرار نگرفته اند.

 

محراب :

آقای مزروعی

من نه سیاستمدارم و نه از سیاست خوشم می یاد. اما فکر میکنم موضع شما در باب انرژی اتمی خیانت به وطن و و طن فروشی است. درگیری جناحی شما نباید باعث موضع گیری شما بر علیه منافع ملی شود. می دانم که الان پیش خودتان می گویید تو که منافع ملی نمی دانی چیست حرف نزن. اما ...

خود دانید و خدایتان.

مزروعی : همانگونه که شما حق دارید اینگونه اظهارنظرکنید وحتی بنده را متهم
به خیانت به وطن ووطن فروشی(اتهامی که مثل نقل ونبات دراین ملک توزیع
می شود) می کنید آیا من حق ندارم نظرم را دراین باره بیان دارم؟ شما با چه متر
ومعیاری خیانت به وطن ووطن فروشی رااندازه گرفته که اینگونه وبراحتی حکم
صادرکرده اید؟ آیا بهترنبوده ونیست که بجای حکم صادرکردن مترومعیارتان را
توضیح می دادیدتا بنده نیزبتوانم دریابم کجای کارم مشکل دارد؟ شما که خود
اذعان دارید سیاستمدارنیستیدوازسیاست هم خوشتان نمی آید چگونه بخوداجازه
داده ایدبا ساده سازی مسئله درقالب درگیری جناحی نتیجه گیری نمائید؟ موضوع
موردبحث فراترازاین حرفهاست ودامنش همه ما می گیرد ومن به عنوان یک ایرانی وظیفه وحق خود می دانم که نظرم رادراین باره بیان دارم ولو به مذاق
حاکمان خوش نیاید وحتی متهم به خیانت و...شوم. گذشت روزگاراثبات خواهد
کرد که مدعای چه کسی به نفع کشورومنافع ملی ومردم بوده است .

 

:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقای مزروعی به نظر لازم می آمد که بعضی مطالبی را که شما نگفتید من به ضمیمه مقاله شما اضافه کنم . شایدهیچ چیز به اندازه وارد شدن به مصداق ها و تعریف درست آنها نمی تواند در قضاوت بهتر چنین مسائلی به ما کمک کند کاری که گنجی کرد به صورتی اصلاح طلب ها یک مرتبه اختیار بسیاری از نهادها را برعهده گرفتند هر چند قدر فرصت بدست آمده را کاملا درک نکردند بنده نیز نگارش این چنینی را شیوه بدی نمی دانم هر چند نه سیاستمدارام و نه مقاله نو یس و نه به این کار ها واردم اما سعی خود را می کنم اجازه دهید ابتدا برایتان داستانی بگویم روز جمعه بود و ما عزم نماز کردیم و رفتیم وقتی رسیدم دیدم آقایی چنین وعظ می کرد ای فغان نمی دانید چه می کنند این آقایان مجلسی هر کدام چقدر حقوق و مزایا دریافت می کنند و چقدر خشکه چقدر موبایل و چقدر خانه و... این اواخر بود که کار به رد صلاحیت ها کشیده شده بود و ایشان می فرمودند این آقای نماینده " مهندس رمضانیان پور " که از قضا تمایلات سیاسی یشان کمی متفاوت با ایشان است چندین هزار "یورو" از طرف آمریکای جنایتکار به حسابشان واریز شده است بنده پیش خود فکر می کردم مگر واحد پول آمریکا دلار نیست چطور این آمریکایی های نفهم به جای اینکه به دلار بریزند به یورو یعنی واحد پولی اروپا ریخته اند می خواستم به ایشان بگویم تا تصحیح بفرمایند شاید حداقل بهتر برای مردم قابل فهم باشد که این آقایان چگونه راه خیانت در پیش گرفته اند اما چه کنم که نماز جمعه است وهمه باید ساکت باشیم و یا با خاتمی طرف حساب نبودم که آنچه در دانشگاه تهران بر سرش آوردند من و سایرین نیز... و یا بایستم بگویم آقا این چه فرمایشاتی است چیزی بگوئید تا بگنجد . از این مسائل بسیار است این فقط یکی از هزاران بود دوستان من نمی گویم که حضرات درست می فرمایند یا نادرست که شاید اگر از حق نگذریم در "بعضی موارد" هم درست بگویند من می گویم چرا این نظرات مشفقانه خود را که در بعضی مواقع خیلی مشفقانه هم می شود همیشه نمی فرمایند چرا امروز دیگر نمی شنویم چقدر موبایل چقدر خانه و نعوذ باالله خشکه یا هر چه که اسمش را می گذارند خوب شاید دیگر این مسائل حل شده باشد و یا اساسا وجود خارجی ندارد که بخواهند بگویند اما این آقای عادل در همان ابتدای کار مجلس چه می گفت که اینها مسائلی است که در همه مجالس بوده واین طبیعی است عجیب است ها ؟؟؟ البته اینکه طبیعی است درست است اما به شرط آنکه شما بکنید چرا طبیعی نباشد وقتی بزرگواران خواب می بینند که اسامی تان به تائید امام زمان رسیده است تحت این شرائط نه تنها طبیعی است بلکه شرعی نیز می باشد خودتان را دست کم گرفته اید ها؟؟؟البته فکر نکنید که این قبیل اجتماعات این قدر ساده و بی آلایش ختم می شود که هم وجه تشابه دارد و هم وجه تمایز که من هر دو را برایتان می گویم تشابهش از این لحاظ است که همگی به صورت کاملا سازماندهی شده در کل کشور و در سطح وسیع به دروغ پراکنی می پردازند و وجه تمایز، معمولا در شهرستان های کوچکتر بیشتر به نشر اکاذیب می پردازند به قول خودشان و همراه با پیاز داغ بالاست مثلا در شهرستان ما که شهرستان کوچکی است بیشتر ازاین دست مطالب عجیب و غریب که برایتان نوشتم تعریف می کنند چرا که احساس می کنند خریدار بیشتری دارد البته احساس آنان است دیگر، و "چقدر خوب است اگر عدالتی هست برای همیشه باشد و برای همه نه در بعضی مواقع و برای یک طیف فکری خاص " برادران عزیز چه کرده اید وچه می کنید چگونه دم از عدالت اسلامی و عدالت علی می زنید وقتی که صلاحیت مطرح کردن این مسائل را ندارید واخلاقا از چنین جایگاهی برخودار نیستید متاسفانه سوابقتان این اجازه را به شما نمی دهد . آقایان یک اشکال خیلی بزرگ دارید و آن سیاستی است که برای اخلاق ارزشی قائل نمی شود آری سیاست منهای اخلاق با شما چنین کرده است که خود را مجاب بدانید هرچه می خواهید بکنید مخالفین را ضد دین و خود با ائمه ع قیاس کنید و در تخریب مخالف با هر وسیله ای بکوشید و خود را مدعی آنچه می کند می دانید و ای کاش به تخریب مخالف بسنده می کردید ودیگر روی به سنگ اندازی وکارشکنی نمی آوردید در حالیکه که خود کوچکترین انتقادی را بر نمی تابید و پر بیراه نگفته ام که حتی در برخی موارد منتقد را عین معاند می دانید، آنگاه شعار می دهید که سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست امید وارم چنین نباشد چرا که سیاست شما نام دین ما را نیز مخدوش می کند و اگر چنین است ننگ بر دین و سیاستتان آقایان کجای اسلام می گوید که شما می توانید مخالفین "فکری و عقیدتی" خود را به زندان بیفکنید و کدام حاکم اسلامی است که مورد تایید باشد و چنین می کرد آیا علی ابن ابی طالب چنین می کرد یا رسول الله ، حضرت آیت الله العظمی منتظری مرجع بزرگ تقلید همواره مثال معروفی می زنند که در زمان حاکمیت علی {ع} هیچ بازداشت محاکمه یا زندانی سیاسی وجود نداشت مخالفان ایشان چون عبدالله کواء که از سران خوارج بودند و در نماز علیه امیرالمومنین شعار می دادند ،اما حضرت به پند و موعظه آنان اکتفا می فرمود آری اینان از سران خوارج بودند که حضرت با آنان این چنین رفتار می نمود کل تاریخ صدر اسلام یا زمامداری علی {ع} را که کاوش کنیم چیزی به نام زندانی سیاسی پیدا نمی کنیم همانطوری که هر چقدر قانون اساسی را بکاویم چیزی به نام حکم حکومتی پیدا نمی کنیم . اما امروز تعدادی از فرزندان انقلاب اسلامی را به خاطر ابراز عقیده که ناشی از اختلاف سلیقه و روش آنها برای تداوم انقلاب است به زندان انداخته اند اما اینان نه جزء خوارج اند و نه دست به سلاح برده اند و نه کسی را تحریک کرده اند که سلاح بردارد این مسایل تحت شرایطی اتفاق می افتد که حضرت امام فرمودند حتی کمونیست ها اجازه فعالیت سیاسی دارند و در اظهار نظرات خود آزاد اند کمونیست ها اساسا نه تنها دین را قبول ندارند بلکه ضد دین نیز هستند اما ایشان این چنین فرمودند و ای کاش کمی برای نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی ارزش قائل بودیم آن وقت کار به جایی نمی رسید که فرزندان انقلاب اسلامی را به زندان بیفکنید و یا یکی از پایه گذران انقلاب اسلامی که اتفاقا مرجع تقلید نیز هستند چهار سال درخانه محصور و اموالش را نیز مصادره کنید... البته حکومت اسلامی مصادیق بسیار دارد مثل آل امیه یا بنی عباس و یا علی ع که با وجود این تفاسیر برای بنده جای شک و تردید وجود دارد که منظورشان از حکومت اسلامی یا حاکم اسلامی چیست ؟؟ و خدا را شکر می کنم که امروز بزرگوران به این نتیجه رسیده اند که در این قبیل موارد برای اینکه حداقل کارشان وجهه قانونی داشته باشد می بایست دادگاهی برپا شود و حکمی خوانده شود هر چند با اعمال نفوذ و... چرا که سابق بر این دادگاهی نیز نبود و خود هم می بریدند و هم می دوختند فجایع زنجیره ای دلیلی بر این مدعی است وتعجبی ندارد که امروز هم شعار عدالت سر می دهند آنها می خواهند عدالت را محقق کنند نمی دانم در زمینه تحقق عدالت سیاسی چه برنامه هایی دارند که همگی مدون و در عین حال محرمانه است و حتما در صورت ضرور شاهد خواهیم بود اما آنچه که بیشتر شعارش را می دهند عدالت اقتصادی است به خصوص برخورد با مفسدان اقتصادی علی الخصوص به قول خودشان دانه درشت ها خوب حالا می خواهند از کجا شروع کنند از خودی ها یا غیر خودی ها آنها حتی نمی توانند دانه ریز های غیر خودی را گیر بیندازند چه برسد به خودی ها که نور چشم اند آن وقت چگونه می خواهند با دانه درشت ها برخورد کنند از هر طیفی که باشند چرا که اساسا این قبیل پروندها اسامی خیلی از بزرگتر ها و بابا بزرگها را مطرح می کند که ابدا به صلاح منافع ملی " منافع شخصی وحزبی " نیست . در پرونده شهرام جزایری فقط اسامی نماینگان یا تعدادی از دولتی ها نبودند که خیلی های دیگر نیز بودند . وقتی که خود آلوده شده اند چگونه می توانند دیگران را در مظن اتهام قرار دهند هر چند که درست باشد و سئوال اینجاست که چرا شعاری را می دهند که امکان عملی شدنش وجود ندارد ؟ و بازهم تعجب نکنید اگر امروز می شنوید که مشروعیت نظام متوجه متن و نصوص دینی است نه مقبولیت آن ، امروز آقایان بعد از 26 سال جمهوری اسلامی مطرح می کنند که اساسا
آنچه حضرت امام فرموده اند
به نام جمهوری اسلامی خدای ناکرده به آن اعتقادی نداشته اند و اجازه دهید بنده صریح صحبت کنم البته از آنچه آنان می گویند و به آن معتقد اند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد دروغ است
میزان رای ملت است صحت ندارد حتما اینکه علی ع یا امام حسن ع نیز برای تایید حکومت خود از مردم بیعت می گرفتند نیز دروغ است . اینها همه دروغ است حال می بایست جمهوری را ازاسلامی جدا و یک حکومت اسلامی تشکیل داد تا آقایان بدون هیچ مزاحمتی حکومت کنند .من به آقایان پیشنهاد می کنم که سری به آرشیو صداسیما بزنند
چرا که این آقایان محرم رسانه جناحی کشورند و هر چه بخواهند می توانند در مصاحبه های حضرت امام کنکاش کنند شاید بر فهم و درک آقایان اضافه شود که آن روز ها صحبت از همه چیز بود الا حکومت اسلامی هر چند مشکل این است که نمی خواهند بفهمند و جالبتر آنکه وقتی از رئیس جمهور محترم " در دومین مصاحبه مطبوعاتی ایشان با رسانه های داخل و خارج که از شبکه یک سیما نیز پخش شد " خبرنگار روز نامه شرق پرسید که چنین مسائلی از طرف آقای مصباح مطرح شده ایشان فرمودند "اینها بحث های کارشناسی است باید اجازه داد که بحث شود بلی تحریف نظرات امام بحث کارشناسی است و باید اجازه داد که بحث شود اینکه حضرت امام خدای نکرده چیزی را گفته که به آن اعتقاد نداشته بحث کارشناسی است جالب تر آنکه 20:30 از قول حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه جلیل القدر کیهان گفت ضرورتی نداشت که مصباح یزدی این مسائل را مطرح کند آقای رئیس جمهور وقتی ایشان کوتاه می آیند خواهشا شما دیگر کاسه داغ تر از آش نشوید.مردم می گویند آخر ایشان را ترور می کنند و نمی گذارند که زنده بمانند آخر چه کسی این کار را بکند وقتی که عملا در صف مخالفین ایشان امثال سعید امامی وجود ندارد و معمولا جزء همراهان هستند بنده هیچوقت آرزوی مرگ کسی را نمی کنم و مرگ و زندگی نیز دست خداست نه بنده خدا ضمن آنکه آرزوی عمر با عزت و طولانی برای ایشان دارم. آن چه گفتم صرفا اشاره ای بود به باورهای غلطی که در جامعه وجود دارد و خود ما نیز بیش از سایرین به ترویج آن می پردازیم . از این بابت متاسفم ..اما آقایان از جمهوری اسلامی که سنگش را به سینه می زدید چه باقی گذاشته اید به جز نامی ،استقلال آزادی جمهوری اسلامی کجاست و کدامین یک را محقق کرده اید جمهوری اسلامی و نیمچه آزادی را هم که داشتیم با مرگ امام مدفون شد اکنون به چه دلخوش کنیم به اصلاحاتی که آن را هم به با ناکامی مواجه ساختید حال چه شده است برادران طی 8 سال سازندگی کجا را ساختید که حالا می خواهید آباد هم بکنید نهایتا در طی 8 سال اباد گری آباد هم کردید بعد چه خواهد شد ذهن خلاقتان چه گزینه ای را پیش روی مردم می گذارد و اگر آباد گری با شکست مواجه شد "خدا کند که نشود "چه خواهید کرد وقتی که عملا مجال کار را نیز به اصلاح طلبان ندادید و دیگر شهردار فعلی نیز مثل گذشته ساده زیست ومردمی نیست چگونه روحیه یاس ونا امیدی را که خود به جامعه تزریق کرده اید و امروز آشکار و نهان فریاد می زنید به طراوت و شادابی تبدیل خواهید کرد . امروز کسانی که ساده زی و مردمی باشند و تا حدودی نیز بتوانند انتظارات را برآورده کنند در عین حالیکه تابع باشند و دست بوس کمتر به چشم می خورند یا نهایتا چند تای دیگر باقی مانده اند که البته تجربه پایین این افراد هزینه های بسیارگزافی را متوجه کشور خواهد ساخت و خدا می داند که مسیر توسعه کشور را چندین سال به تعویق بیندازد البته اگر به همین جا ختم شود توجه کنید این خساراتی است که شما وارد می کنید و مسئولیتش نیز متوجه شما خواهد بود . و چقدر سخت و دشوار خواهد بود جواب دادن به ملتی که همه را از چشم شما می بیند و از همه مهمتر کسانی که برای آزادی و استقلال و استقرار جمهوری اسلامی واقعی رفتند و امروز در میان ما نیستند تا کشور و ملتشان زیر بار استبداد و خودکامگی نباشد و آنچه را که دشمان خارجی این ملت نتوانستند محقق کنند شما به آن جامه عمل می پوشانید امروز شما آقایان بزرگترین سد در راه تحقق اهداف متعالی انقلاب هستید که این دقیقا مطابق با خواست ومیل قلبی دشمنان است بدون اینکه آنها متحمل هزینه ای کنید یا دردسری برایشان داشته باشد چه فرقی می کند ناشی از جهالت شما باشد یا به دلایل دیگر... آنچه همواره توجه مرا جلب کرده است دشمنان داخلی هستند که شما آقایان همواره از آنان می نالید من فکر می کنم که چون همواره دغدغه اصلی شما دشمن تراشی است سزاوار ندیدید که در داخل دشمنی نداشته باشیم لذا بامبولی به نام دشمن داخلی درآوردید کدام دشمن داخلی اگر منظورتان افرادی است که سالهای سخت انقلاب و جنگ هم پای شما شاید هم "جلوتر" از شما درکنار ملت و کشور خود ایستادند و از آنچه کشته بودند دفاع کردند ،کسانی که علم انقلاب و جنگ را به حرکت در آوردند و با هر جنگ دیگر مخالف اند آنانی که امروز علم اصلاح نظام سیاسی کشور را برداشته اند و تهمت براندازی می خورند اگر اینها هستند آرزوی هر کشوری است که این چنین دشمنان داخلی داشته باشد البته شما بسیار ناسپاس اید و نمک نشناس در عین حال فراموش کار به جرات می توانم بگویم اگر اینان جمهوری اسلامی ایران رااحیا نمی کردند امروز چیزی به نام جمهوری اسلامی باقی نمانده بود که شما بخواهید آن را از خطرات احتمالی دشمن داخلی مصون بدارید یا به فکر آبادگری آن باشید حفظ صندلی های خود را مدیون این آقایان هستید و چقدر تاسف باراست که چشم امید ما به دشمن داخلی این مملکت است بلی هدف وسیله را توجیه می کند اما امیدوارم حالا که قدر وسیله را نمی دانند حداقل هدف ، هدف با ارزشی باشد که می بایست چنین خساراتی را متحمل شد و مثلا بخواهند به هر قیمت حکومت کنند ، تمام نشود . هنوز دیر نشده بسیاری از مشکلات شما ناشی از عدم رعایت اخلاق است به اخلاق رجوع کنید تا بسیاری از مشکلات کشور نیز حل شود برآورده کردن آزادی که بتوان خواست ملت را دنبال کرد و بدون ترس و واهمه ای به نقد مسائل پرداخت خواست زیادی نیست و آزادی مد نظر ما هم چیزی فراتر از این نیست و اساسا میان آزادی مد نظر ما و آنچه شما از نظر ما به نام آزادی میخوانید تفاوت از زمین تا آسمان است ما خودمان بهتر از شما قادریم تا میان آزادی و بی بندو باری و رواج فساد فرق بگذاریم و میان این دو مرز قائلیم شما چطور آیا مرزی قائل هستید ؟و شایدهم مصلحت در آن است که قائل نباشید ؟ امید است خداوند لطف و رحمت خود را برما نثار کند و همه ما را به راه راست هدایت کند که خداوند می فرماید همه شما خطاکارید و بهترین خطاکاران توبه کنندگان
*آقای مزروعی در خصوص انرژی هسته ای به اشاره همین نکته کفایت می کنم هر چند آقایان بعضی مواقع در نطق هایشان رو به افراط می آورند اما به نظر بیش از دو سال شفاف سازی معقولانه به نظر نمی رسد چه اشکالی دارد کمی هم غربی ها شفاف سازی کنند و دولت خاتمی نیز کم کم به همین نتیجه رسیده بود و به نظر خیلی در این زمینه سخت گیری نموده اید البته این موضوع هر چقدر که مهم باشد که هست نباید به منزله فراموشی سایر شعارهای دوستان یا خواست واقعی ملت که همانا تامین حقوق شهروندی است شود در عین حالیکه بهترین راه برای دستیابی به انرژی هسته ای همراهی و یک صدای مردم است نه تک صدایی دستگاه حاکمه که بهترین روش نیز برای جلب رضایت مردم که رضایت خدا را نیز در پی دارد توجه بیشتر به بی توجهی هاست و اینکه می خواهیم از این انرژی استفاده کنیم تا وسیله ای در راه آبادانی این کشور باشد نه چیز دیگری ... لزومی نداردکه ما برای شهروندان رژیم غاصب صهیونیستی به دنبال محلی برای اقامتشان باشیم "مثلا خاک آلمان یا اطریش" چرا که اساسا نه این کشورها به صهیونیست اقامت می دهند و نه ما رسالت جهانی داریم که یک تنه در شرایطی هیچ شریک سیاسی مناسبی نداریم با تمام دنیا درگیر شویم و به مبارزه با همه مظالم دنیابپردازیم هر چند در مظلومیت مردم فلسطین شکی نیست . اما نه دردی از ملت رنجدیده فلسطین دوا خواهد شد و نه از ما ضمن اینکه به اندازه کافی دشمن خارجی داریم و در داخل نیز نیاز های فراوان .مرا می شناسید چرا که زیاد می نویسم با تشکر ناشناس

 

Abbas :

bel akhareh in miz o sandali ham be onha namimonad, vali tarekh gazavat khodesh ra khahd kard, va tarekh khad nevesht ke majles 6th mardomi tarin majles in mamlakt bad az mashroteh bood, dorod bar shojat va jasaret hamishegi tan, Abbas az Sydney

 

Mohammad :

بازم سلام

هرچند نه علاقه اي به نوشتن دارم و نه وقت زيادي براي آن ولي ناچارم به شما پاسخ دهم.

۱) قياس ايران با امريکا به اين دليل بود که حتي ابرقدرتها نيز که جهان را زير سلطه دارند اهداف بلند مدت خود را با شعار کمک به اقراد ضعيف در جامعه رها نمي کنند. البته مردم ما و به طبع سياستمدارانمان به دست و دلبازي در جهان معروفند و براحتي از حقوق خود يا بهتر بگوييم از حقوق ملت خود صرفنظر مي کنند.

۲) با نظر تکميلي حضرتعالي دولت بايد به جاي برنامه هسته اي به علاوه بر رفاه به مشارکت سياسي و ... مردم هم توجه کند. البته نفهميدم چرا با داشتن دانش هسته اي نميشود به اين مهم پرداخت و داشتن تکنولوژي هسته اي چه ضرري براي مشارکت مردم دارد. شايد با داشتن دولت و در نتيجه ممکلت ضعيف بيشتر ميتوان به آنسوي آبها براي تحت فشار قرار دادن دولت براي کسب آرادي بيشتر براي کساني در راستاي سياستهاي ابرقدرتها گام برميدارند (يا به قولي مردم!) اميدوار بود!

۳) اين مقايسه آراء هم بحث جالبي است که به نظر از اختراعات ايران زمين است. ميشود بگوييد در کدام کشور آراء افراد را با کل افراد واجد شرايط مقايسه ميشود؟ اگر واقعا معيار خوبي است بهتر نيست قانون اساسي را هم به اين صورت عوض کرد تا مشکل شما نيز حل شود و به دليل نداشتن نصف آراء رييس جمهور فعلي خلع شود؟

۴) فکر ميکنيد با گفتن اين حرفها قضاوت افرادي که به احمدي نژاد راي داده اند و در اطرافشان نيز ميدانند که اکثر افراد داراي راي مشابه بودند چيست؟ اگر تعداد اين افراد به قول شما کم باشد مشکلي نيست ولي اگر (به دليل بداخلاقي هاي انتخاباتي!) تعداد آنها زياد باشد فکر ميکنيد در آينده أنها به شما اعتماد خواهند کرد؟

مزروعی : چون ادامه بحث برایم ممکن نیست ودرضمن آنرا مفید نمی دانم برای احترام به شما نظرتان راانتشارمی دهم طبعا درعرصه عمومی دیگران به ارزیابی
وداوری درباره این نظرتان خواهند پرداخت.

 

يك بنده خدا :

واقعا اين مساله خيلي بامزه شده كه چكور يك عده با شعار نان مي آيند و بعد شعارها عوض مي شود ؟

 

یک بنده خدا :

آقای مزروعی شما راست می گویید. اینها اینقدر در خصوص اورانیم در رسانه ها تبلیغ کرده اند که بهتر است به جای بابا آب داد بگوییم بابا اورانیم داد. آخه با چه هزینه ای. من دوست دارم تسلیحات هسته ای هم داشته باشم. ولی آدم بر اساس فرمول هزینه فایده محاسبه می کند. اصلا دوست ندارم فرزندان و شهروندان ایرانی از گرسنگی بمیرند و یا مثل پاکستان اکثر مردم بی سواد و ئگرسنه باشند. من با مطالعاتی در خصوص یوگسلاوی سابق و عراق> لیبی و سوریه اشته ام هیچ شک ندارم که ما دو راه بیشتر نداریم تسلیم یا اشغال و فروپاشی کشور. امید دارم که مسولان نظام دست از لجبازی با نظام بین الملل بر دارند و بقول شما صحنه بین الملل جاده یکطرفه نیست و جای تعامل است و هیچ کشوری نتوانسته است از طریق جنگ و فحاشی به حقوق خود دست یابد و اگر شما اصلاح طلبان در این وضعیت خطیر سکوت کنید به مملکت خیانت کرده اید.
یک دانشجو

 

وب نگار :

بنده با جنابعالی کاملا موافق هستم . اصولا برای هر تکنولوژی و توسعه ای ابتدا باید بستر و زمینهء مناسب داشته باشیم بعد دنبال آن برویم . زمینه وبستر مناسب انرژی هسته ای دموکراسی و حقوق بشر است و بس . و الا وضع جوامع استبداد زده وخیم تر و وخیم تر خواهد شد و حتی کورسو چراغی نسبت به دموکراسی و حقوق بشر و مطبوعات آزاد و شهروند درجه 1 و 2 و تمامی مسائلی که در این حوزه قرار می گیرند نمیتوان متصور بود .
در ثانی بیایید بگویید اگر این انرژی اینقدر ارزان تمام میشود چرا غرب به دنبال نفت و گاز ماست ؟ و دقیقا" قیمت تمام شده این انرژی چقدر است ؟
آنوقت معلوم میشود آیا این سینه چاک دادن ها و حنجره جر دادن ها ارزش دارد یا نه ؟

 

:

در جواب دوستی که در مورد غنی سازی مردم اعتراض داشت باید بگویم در آمریکا مردم غنی سازی شده اند.
در مورد فقر فرهنگی ومالی مردم ایران نیاز به توضیح نیست.نمود فقر فرهنگی را در همین مرثیه های ماه محرم میتوانید ببینید...
مگراقتدارگرایان حاکم در جمهوری اسلامی کی به فکر مردم بوده که انرژی هسته ای دومینش باشد؟
در ضمن آیا غنی سازی تنها حق مسلم احقاق نشده ماست؟
آیا طبق همین قرارداد های بین المللی مردم ما حقوقی مثل آزادی مذهب وبیان را ندارند؟
تا به حال منشور حقوق بشر را نخوانده اید

 

طرفدار آزادی مطبوعات :

تبلیغات دروغین !!!
بله قانون اساسی ما هم با همین تبلیغات دروغین رای 98درصد آورده بود اما بعد از چندین سال از عمر آن معلوم شد که سرابی بیش نبوده است به همین خاطر به شدت از به رفراندوم گذاشتن مجدد آن هراسانند.
البته در قانون اساسی نقاط مثبت هست از قبیل حقوق بشر/آزادی بیان/آموزش رایگان/ و... اما چرا نمیزارن عملی بشه؟چون اینا را برای فریب مردم گذاشتن تا رای اونا رو به نفع قانون اساسی جلب کنند وبعد این اصولو تعطیل و طرفداران این اصولو به بند بکشند!!!(البته هدف بنیان گذار فقید این نبوده است)
همین موضوع در مورد انزژی هسته ای هم مصداق دارد الان دارند مردم را با شعار فریبنده "انرژی هسته ای صلح آمیز حق مسلم ماست" ّ گمراه میکنند و بر صلح آمیز بودن آن تاکید میکنند اما همین که فناوری آنرا بدست آوردند تنها کسی که از مسائل پشت پرده آن بیخبرند مردمند وتنها استفاده ای که نمیشه جنبه های صلح آمیز بودنشه!
نمونه دیگر شعارهای فریبنده برای به قدرت رسیدن بود به قول یکی از دوستان "با شعار نون اومدن ولی دنبال انرژی هسته ای اند"
ما با موشکهای شهابی که داریم مدام دیگرانو تهدید میکنیم وای به روزی که انرژی هسته ای هم داشته باشیم.آنوقت است که باید انقلابو به تمام دنیا صادر کنیم!

مزروعی : به نظرم دراین نظردچارسه خطای منطقی شده اید: 1- شبیه سازی
تاریخی درهمه مسائل وموضوعات باطل است .نمی دانم چرا شما یک چنین
شبیه سازی ای کرده اید؟ آخرزمانی که برای قانون اساسی رای گرفتند به تبلیغات
(چه راستین وچه دروغین) قد نمی دادبدلیل اینکه 50روزپس ازپیروزی انقلاب
بودوهنوزدستگاههای تبلیغاتی مستقرنشده بودوازجمله رای دهندگان من بودم که
برپایه آگاهی واختیاررای دادم.2- با نگاه پسینی نمی توان نسبت به رخدادهای
پیشینی قضاوت وداوری ونیت خوانی کرد وگفت که این اصول برای این گذاشتند که ازمردم رای بگیرند،اینکه درعمل چه اتفاقی افتاده ربطی به محتواو
اصول قانون اساسی ندارد وخودموضوع جداگانه است که در باره آن می توان
بحث وبررسی کرد. اگرمسلمانان به دستورات قرآن عمل نمی کنند این موجب
زیرسئوال بردن قرآن می شود؟ 3- هرگز نمی توان نتیجه بحث دریک مورد را
به دیگران مسائل وموضوعات تعمیم داد وازآن نتیجه دلخواه گرفت بویژه درعرصه مسائل انسانی وجامعه وحکومت که پیچیدگی های فراوان دارد.
باتوجه به آنچه آمد بنده با شیوه بحث شما موافقت ندارم اما درعین حال بااین
نظرشما که قانون اساسی یاید بنا به شرایط ونیاز جامعه به رفراندوم گذاشته
شود موافقم وهراس دراین باره رانادرست می دانم و امیدوارم که زعمای قوم
نیز هراسی ازانجام آن نداشته باشند!

 

يدالله :

آقاي مزروعي من با شما موافقم. ولي حفظ تظام از نان شب هم مهم تر است آقا علي5 سال حكومت كرد معاويه 50 سال بدون تلويزيون. حالا آقايان علي وار حكومت ميكنند يا معاويه وار با تلويزيون. خدا ميداند. تبليغات دروغين كمر مردم را شكسته مردم منفعل ميشوند آقاو حقيقت كم ياب اگرهم يافت شود نمونه اش مي شود خاتمي . اين فلسفه كار دنياست.تا امام زمان راهي نيست انشاءالله تا سيه روي شود هركه در او غش باشد.

 

طرفدار آزادی مطبوعات :

سلام آقای مزروعی
از اینکه خطاهای مرا یادآورشدید سپاسگذارم.
اما درست که در اول انقلاب تبلیغات قد نمیداد ولی همان موقع رای های آری را دست مردم میدادند و خیلی از مردم هم بدون آگاهیهای واقعی رای آری دادند.
در ضمن حفظ نطامی که حقوق مردم و آزادیهای آنان را رعایت نمیکند هیچ هم واجب نیست.

 

گمشده :

با سلام به آقای مزروعی امیدوارم با زندگی کردن در چنین جامعه ای سالم و سرخوش باشید.باید به این نکته توجه داشته باشیم که جامعه ی ما رهبر دارد(!!!!!)ولی جالب اینجاست که قدرت هم در دست این رهبر نیست در این زمانه قدرت از دست رهبر هم گرفته شده جامعه ای که محمود احمدی نژاد رییس جمهور آن باشد مملکت پکیده تر از این نداریم رییس جمهوری که هنوز نداند دانشگاه 3 ستاره چیست کلاهش پس معرکه است و تازه می خواهد فروش نفت را به یورو کند.آقای خاتمی مملکت را نجات داد ولی همه می گویند او جامعه را به بدبختی کشاند و جوان گرا بود در حالی که احمدی نژادبه جوانان هم اهمیت نمی دهد و فقط تظاهر می کند.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007