« آمار اشتغال و بيكاري | صفحه اول | ما زياران چشم ياري داريم »

28 مرداد 86

شرايط رقابتي

هر انساني در بدو تولد حامل سرمايه يي است که به تعبير مولاي متقيان علي (ع) مي توان به آن «عالم اکبر» لقب داد که در جرم کوچکي جاي گرفته است. به فرض اينکه شرايط محيطي انسان مساعد باشد انسان ها چگونه مي توانند اين سرمايه بالقوه را بالفعل کرده و عالم اکبر خود را به نمايش گذارند؟پاسخ آنکه فقط در يک «شرايط رقابتي» سالم و عادلانه مي توان انتظار چنين رخداد و اتفاقي را داشت. «شرايط رقابتي» حتي فردي را که پا ندارد مي تواند قهرمان دو کند؛ اتفاقي که اخيراً افتاد و بسياري را حيرت زده کرد، چرا که انسان در سايه همان سرمايه وجودي اش ابزارسازي مي کند و براي قهرمان دو شدن همچون ديگران که پا دارند، پا مي سازد و قهرمان مي شود و اين نمونه را درهمه عرصه هاي حيات بشري مي توان تعميم داد. امروزه کمترين ترديدي در اين موضوع نيست که اقتصادهاي توسعه يافته حاصل «شرايط رقابتي» بوده و جز در سايه چنين شرايطي انتظار رشد و پيشرفت اقتصادي و رفاه همگاني، افسانه يي بيش نيست.

فروپاشي نظام هاي اقتصادي مبتني بر تمرکز و انحصار و عدم رقابت به رغم تکيه بر شعارهايي همچون جامعه بي طبقه و امحاي مالکيت فردي و برقراري عدالت اجتماعي در دوران معاصر شاهدي محکم بر اين مدعا است، چرا که در اين چنين شرايطي انگيزه هاي دروني انسان ها به کمترين حد کاهش يافته وحتی کشته می شود و دیگردليلي براي تلاش و کار بيشتري نمي يابند. خداوند فطرت آدمي را به گونه يي آفريده است که براي دستيابي به منابع کمياب هستي يعني ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات تلاش کند و تا آنجا که مي تواند خود را به قله هاي ممکن برساند اما اين حرکت فقط در «شرايط رقابتي» اتفاق مي افتد ولاغير، حتي در مسير خير و صلاح نيز خداوند انسان ها را به مسابقه و رقابت دعوت کرده است، چرا که «شرايط رقابتي» به انگيزه ها دامن مي زند و مسير پيش رو را تا عالم اکبر امتداد مي دهد. اگر در اقتصاد بر آزادسازي، خصوصي سازي، مقررات زدايي و... تاکيد مي شود براي اين است که دامنه «شرايط رقابتي» گشاده شود و انسان ها در دامن چنين بستر و نهادي بتوانند با اتکا بر سرمايه هاي وجودي خود (که در هر انساني به گونه ای تجلی می یابد) در عرصه اقتصادي فعال شوند و در تقاطع اين فعاليت ها جامعه به رشد و پيشرفت در همه عرصه هاي حيات انساني دست يابد.
«شرايط رقابتي» نبايد منحصر به عرصه يي خاص مثل اقتصاد شود بلکه ايجاد اين شرايط بايد به همه عرصه هاي حيات انساني از جمله فرهنگ و سياست نيز تعميم داده شود. اگر امروزه بر راي مردم در اداره امور جوامع و انتخابات براي قواي مجريه و مقننه تاکيد مي شود از اين رو است که از طريق «شرايط رقابتي» بتوان بهترين و برترين نيروهاي فکري و سياسي و اجتماعي را به درون اين قوا برد و در سايه برنامه و انديشه آنان به اداره بهينه امور کشور پرداخت. قطعاً همچنان که عدم رقابت و شرايط انحصاري در عرصه اقتصاد منجر به توليد کالاي کم کيفيت و گران قيمت و هرز روي منابع و از بين بردن حق انتخاب مصرف کنندگان مي شود، در عرصه سياست نیزهمين اتفاق مي افتد، اگر قرار است در سايه اجراي سياست هاي ابلاغي اصل 44 با همه لوازم و مقتضياتش يک «انقلاب اقتصادي» در کشور بيفتد، که اميدوارم بيفتد، در عرصه سياست نيز ما نياز به نوعي سياست هاي ابلاغي داريم که «شرايط رقابتي» را براي بازيگران و فعالان سياسي تامين و تضمين کند. همچنان که يک اقتصاد پويا و رشديافته فقط در سايه مشارکت همگاني و رقابتي مردم تحقق مي يابد، در عرصه سياست نيز بايد همين گونه باشد و انتخابات در پيش روي مجلس هشتم فرصت مغتنم و مساعدي براي اين آزمون است. ايجاد «شرايط رقابتي» سالم و عادلانه براي اين انتخابات نه تنها به مشارکت فعال مردم در راي دادن و حاکميت بر سرنوشت خويش دامن خواهد زد بلکه بيشترين منفعت را از طريق جذب بهترين و کارآمدترين نيروها نصيب حکومت خواهد کرد. اما اگر بخواهد تجربه انتخابات فرمایشی و نمایشی و غیررقابتی مجلس هفتم تکرارشود از هم اکنون باید فاتحه نه بر مردگان بلکه زندگان این ملک و نظام خواند چرا امروزه ارزیابی کارنامه مجلسی که از درون چنین انتخاباتی برآمده خود بهترین دلیل وشاهد بر ناکارآمدی آن است ! ومولوی گفته است : ذات نایافته از هتسی بخش - کی تواند که بود هستی بخش، آخر مجلسی که برآمده ازشرایط رانتی و انحصاری و غیررقابتی و...باشد چگونه می تواند با رانت و انحصار و فساد و تبعیض و...مبارزه نماید وبه اصلاح امور کشور بپردازد؟




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007