« انتظارات و بازار سرمايه | صفحه اول | اقتصاد و اخلاق »

16 مرداد 86

آقاي باهنر چرا اتهام مي زنيد؟

روزنامه شرق در روز پنجشنبه 11 مردادماه مصاحبه اي را با آقاي باهنر نايب رئيس مجلس هفتم و از چهره هاي شاخص و فعال جناح محافظه کار چاپ کرد که انگيزه اين جوابيه شد. از نظر من آقاي باهنر از چهره هاي باتجربه و معقول جناح مقابل است و به لحاظ فکري و سياسي رقيب خوبي براي جناح اصلاح طلب که بنده بدان تعلق دارم، است اما نمي دانم چرا در ماه هاي اخير که چند مصاحبه با مطبوعات داشته است پا از جاده انصاف بيرون نهاده و در هر مصاحبه مطالبي را به اصلاح طلبان، به ويژه نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم نسبت داده که کاملاً نادرست است و به همين دليل من به عنوان يکي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم براي دفاع از خود و همفکرانم ناچار از اين پاسخگويي شدم که اميدوارم آقاي باهنر بدان توجه لازم را مبذول داشته و پاسخگو باشند. هرچند آقاي باهنر تلاش بسيار کرده اند که در اين مصاحبه با تمسک به بحث «خودي و غيرخودي» راه را از هم اکنون به روي رقيبان فکري و سياسي خود ناهموار کرده و ببندند و به گونه اي اعمال «نظارت استصوابي» به شيوه رايج در مجالس چهارم به بعد و به ويژه مجلس هفتم را توجيه کنند اما در ادامه نشان خواهم داد که مطالب (يا بهانه هاي) مطرح شده از سوي ايشان نادرست است و نمي تواند مبناي چنين توجيه و تطهيري باشد.

1- آقاي باهنر در مصاحبه شان براي مصداق «غيرخودي» گفته اند «مثلاً آن آقايي که از تريبون مجلس گفت دين نه تنها افيون ملت هاست بلکه افيون حکومت ها هم هست، چيزي که 50 سال مارکسيست ها در دنيا تعقيب کرده بودند و امام آن را باطل کرد و اعلام کرد که دين نه تنها افيون ملت ها نيست بلکه مهم ترين موتور محرک آزاديخواهي و استقلال طلبي ملت ها مي تواند باشد. اما يکي از نمايندگان مجلس ششم آمد و اين نظر را نقض کرد.» به طور قطع و يقين مي گويم که اين مدعاي آقاي باهنر نادرست و اتهام به يکي از نمايندگان مجلس ششم است که چون فردش را مشخص نکرده اند طبعاً شامل حال همه نمايندگان لابد اصلاح طلب مي شود، آقاي باهنر با رجوع به مشروح مذاکرات مجلس ششم و جست وجوي رايانه اي به راحتي مي توانند دريابند که طرح چنين مدعايي هيچ پايه و مستندي ندارد و من به جد از ايشان مي خواهم که مستند اين مدعا را عرضه کنند در غير اين صورت بايد با اعلام اشتباه از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم عذرخواهي کنند.

2- آقاي باهنر در ادامه مصاحبه براي توضيح بيشتر درباره «غيرخودي» و در پاسخ به اين سوال که «اما باز هم شخصاً نگفتيد مصاديق کساني که به دشمن چراغ سبز نشان مي دهند چه کساني هستند» گفته اند «بگذاريد باز هم با مثال زدن جواب اين سوال را بدهم. مثلاً ما در نظام جمهوري اسلامي ايران يک شوراي عالي امنيت ملي داريم که مصوباتش با تصويب رهبري لازم الاجراست. اين شورا در جريان پرونده هسته اي به اين نتيجه رسيد که بايد ايستادگي کرد و تسليم اروپا نشد اما برخي در مجلس ششم شوراي اسلامي طرح سه فوريتي نوشتند که نبايد در مقابل اروپا ايستادگي کرد. اينها غيرخودي هستند.» باز اين سخن آقاي باهنر نادرست و اتهامي بيش نيست. این دروغی بود که اول بار روزنامه شریعتمدار کیهان ساخت وآنگاه با تکرار این روزنامه ودیگررسانه های اقتدارگرا انچنان درست نموده شد که ظاهر فردی چون با هنر هم باورش شده است، ومعلوم است که بر کیهانیان و من تبعه که ازهفت دولت در خبرسازی آزاد ونا پاسخگو هستند حرجی نیست و نیاز به جوابیه هم ندارند اما خوشبختانه مجلس هفتم آن چنان که همه مي دانيم به دست اصولگرايان افتاده و فردي چون باهنر به عنوان نايب رئيس اين مجلس به همه اسناد و مدارک و سوابق مجلس ششم دسترسي دارد و خوب است ايشان براي اثبات اين مدعا اقامه دليل و سند کنند. اگر ايشان کمترين ردپايي از نوشتن يک چنين طرح سه فوريتي توانستند ارائه کنند آن وقت حق با ايشان است در غير اين صورت بايد به دليل اتهام زدن از برخي نمايندگان در مجلس ششم عذرخواهي کنند و البته در هر دو مورد فوق به تعبیررایج اهل قضا به دليل نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي لابد بايد مورد پيگرد قضايي قرار گيرند.

3- آقاي باهنر در بخشي ديگر از مصاحبه شان ضمن اينکه لطف و مرحمت کرده اند و گفته اند «البته در اصلاح طلبان هم خيلي ها خودي هستند، حتي اکثريت اصلاح طلبان خودي اند» بلافاصله اضافه کرده اند «اما تعدادي از اصلاح طلبان به دنبال اين بودند که شوراي نگهبان نباشد، در حالي که مطابق قانون اساسي شوراي نگهبان متضمن اسلاميت و جمهوريت نظام است. مجلس هم متضمن جمهوريت نظام است. تلاش براي حذف اصولي از قانون اساسي که متضمن اسلاميت و جمهوريت نظام است، ساختارشکني است.» روشن است که تا وقتي اين «تعدادي از اصلاح طلبان» نام برده و معلوم نشوند آن لطف اوليه ايشان هم که «حتي اکثريت اصلاح طلبان خودي اند» نيز افاقه نمي کند و حتي بنده به عنوان يک اصلاح طلب نمي دانم کدام «تعداد از اصلاح طلبان به دنبال اين بودند که شوراي نگهبان نباشد» وامید وارم ایشان برای این مدعای خود هم اقامه دلیل وسند نمایند، اما اين را مي دانم که همه اصلاح طلبان بلااستثنا به عملکرد شوراي نگهبان در انتخابات ها و اعمال «نظارت استصوابي» ايراد و اشکال و انتقاد داشته و دارند. جالب آنکه آقاي باهنر در جايي از مصاحبه شان گفته اند «بگذاريد بحث اشخاص را مطرح نکنيم و غيبت ايشان را نکنيم» که درس اخلاقي خوبي براي همه ماست اما چگونه مي شود ايشان که اين همه محتاط و اخلاقي اند به اصلاح طلبان که مي رسد هر چه مي خواهند به راحتي مي گويند و نسبت مي دهند و در واقع غيبت همه آنان را روا و مجاز مي دانند؟به نظر بنده آنچه شما مطرح کرده ايد نوعي بهانه گيري است (که البته در طرحش هم نادرست مطرح کرده ايد) و به نظرم تجربه انتخابات مجلس هفتم نشان داده که نيازي به اين بهانه گيري ها نيست، راست و پوست کنده بگوييد که ما تعريف خودمان را از «خودي و غيرخودي» داريم و اجازه نمي دهيم که «غيرخودي»ها در انتخابات حضور پيدا کرده و وارد مجلس شوند و قطعاً در اين صورت با اطمينان کامل مي توانيد بگوييد که «اين بار 90 درصد به پيروزي در انتخابات مجلس هشتم اميدواريم.»
داستان اصلاح طلبان واقتدارگرایان وانتخابات بلاتشبیه مثل آن داستان معروف گرگ وبره وآب خوردنشان شده است! گرگ که در بالا دست آب می خورد وقتی دید بره ای در پائین دست دارد آب می خورد هوس کرد اورا بخورد وبا این انگیزه شروع کرد به بهانه گبری از بره و نهیب زد که چرا آب را گل می کنی؟ وبره جواب داد که اگر گل هم بکنم که تو در آن بالا دستی و کاری به تو ندارد! اما گرگ بدون آنکه به روی مبارک خود بیاورد گفت حالا چرا سر وصدا می کنی؟ و بره بیچاره که هوس گرگ را فهمیده بود پاسخ داد ببین اگر می خواهی مرا بخوری بیا بخور دیگر چرا بیهوده بهانه می گیری؟ آقای باهنر برای خوردن اصلاح طلبان ورد صلاحیت آنها که دیگر نیازی به این همه فلسفه بافی در باره «خودی وغیر خودی» و بهانه گیری نیست! فقط طنز تلخ تاریخ اینکه در کنار گوش کشورما و در یک نظام سکولار جریانی اسلامگرا اجازه حضور در یک انتخابات کاملا آزاد ورقابتی می یابد و برای بار دوم پیروز انتخابات می شود وقوای مقننه و مجریه را در اختیار می گیرد اما در نظام جمهوری اسلامی ایران افرادی که اعلام وفاداری به این نظام وقانون اساسی اش دارند اجازه حضور در انتخابات ونامزدشدن با توجیهات عجیب وغریب از گونه هایی که آقای باهنر بخشی از آنرا باز کرده اندرا نمی یابند! واقعا این درد را به کجا باید برد؟ روشن است که در سایه چنین وضعیتی آقای باهنر و همفکرانش براختی می توانند همانند انتخابات مجلس هفتم نه به پیروزی 90 در صد امیدوار، بلکه به پیروزی 100در صد اطمینان داشته باشند! وباز هم پیروزی خود را در یک میدان غیرآزاد وغیر رقابتی وغیر قاتونی وناسالم جشن بگیرند.

سوال اساسي از آقاي باهنر و همفکرانش اين است که اگر واقعاً شما «رفتار عمومي مردم را رفتاري عقلايي و حساب شده» مي دانيد چرا اجازه نمي دهيد که خود آنان درباره نامزدها و انتخاب شان تصميم بگيرند؟ اين تناقض بزرگي است که در اعمال همزمان «نظارت استصوابي» و «انتخاب مردم» نهفته است و در سايه نظريه «خودي و غيرخودي» نيز قابل توجيه نيست. آقاي باهنر عزيز، شما مي توانيد بطور شفاف از انديشه و مشي خود دفاع کنيد اما در اين مسير «چرا اتهام مي زنيد؟» آنهم به کسانی که دستشان از همه جا کوتاه است و امکان چندانی برای پاسخگویی ندارند .

نکته: یاد آور می شوم که متن سانسورشده این جوابیه روز دوشنبه 15 مرداد درروزنامه شرق چاپ شد ،که اگر با متن چاپ شده مقایسه کنید این نهایت دست به عصا راه رفتن این روزنامه ورعایت خط قرمز های نانوشته ونامحدود توسط این روزنامه را نشان می داداما همه این رعایت ها وملاحظات فرا قانونی افاقه نکرد وهیات نظارت بر مطبوعات یکدست اقتدارگرا با تراشیدن دلیلی واهی وکاملا غیر منطبق با قانون بشدت محدود کننده مطبوعات فعلی(مصاحبه با یک خانمی که سوابق بد دارد) بار دیگر این روزنامه را توقیف کرد! واین فرق ما با آقای باهنر وهمفکرانش است . آنها تا دلشان بخواهد رسانه دارند وهرچه می خواهند دل تنگشان می گویند اما ما در همین حد اندک ونازک هم تحمل نمی شویم وتازه به پیروزی 90 درصدی در انتخابات امیدوارند!واقعا که چه پیروزی بزرگی ! اما اگر اندکی خود را مرد میدان انتخابات آزاد ورقابتی و سالم وقانونی می دانند امکانی رویاروی فراهم آورند تا همه حرفهای دو طرف را لااقل بشنوند وداوری کنند واز اینرو از آقای باهنر دعوت می کنم برای رعایت عدل وانصاف ومروت و...در بحث وکلام فرصتی فراهم آورند تا در این باره در منظر عمومی مناظره رودر روی نمائیم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.




 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007