« آقاي باهنر چرا اتهام مي زنيد؟ | صفحه اول | چگونه از درآمد نفت استفاده كنيم؟ »

17 مرداد 86

اقتصاد و اخلاق

اگر بخواهيم در نهايت مرز فارقي بين يک جامعه ديني با غيرديني تصور و ترسيم کنيم آن مرز «اخلاق» است چرا که آموزه هاي اخلاقي با پشتوانه فرامين خداوندي و وحي جاي چون و چراي چنداني براي مومنان به اديان الهي براي عمل بدان ها باقي نمي گذارد در حالي که راه چون و چرا به برخي آموزه هاي اخلاقي در جوامع غير ديني باز است، ضمن آنکه دينداران بر پايه آزادي و آگاهي و اراده ايماني و معادانديشي رفتار اخلاقي در پيش مي گيرند، اما همانند غير دينداران بر رعايت موازين اخلاقي ناشي از قرارداد اجتماعي مبتني بر خرد جمعي و همگاني هم توافق دارند. خلاصه آنکه دين اصلي ترين پشتوانه «اخلاق» براي جوامع بشري است و حکومت ديني مي تواند در يک جامعه اخلاقي تجلي و تبلور يابد. عدالت، صداقت، امانت، وفاي به عهد، ايثار و ازخودگذشتگي، انفاق و کمک به همنوع،... در يک کلام «آنچه را بر خود نمي پسندي بر ديگران نيز مپسند» فضيلت هاي برآمده از آموزه هاي اخلاقي دين اسلامند و از اين رو پيامبر گرامي هدف غايي بعثتش را اتمام مکارم اخلاقي در جامعه بشري اعلام کرده است.

حال سوال مهم اين است که رفتار و منش اخلاقي ما مسلمانان به طور عموم، و ما ايرانيان به طور خاص و ذيل نظام جمهوري اسلامي ايران چه نسبتي با اين آموزه هاي ديني و اخلاقي دارد؟ و اگر رفتار و منش موجود ما فاصله قابل توجهي با آنچه بايد باشد دارد، دليل و علتش چيست؟ و... قطعاً رفتار و منش فردي و جمعي ما در منظومه اي از عوامل متنوع تاريخي، جغرافيايي، ژنتيکي، آموزشي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... شکل مي گيرد اما آنچه در اين مقال مورد نظر و توجه است رابطه بين «اقتصاد و اخلاق» در شکل دهي شيوه رفتاري ما است. بدون آنکه بخواهم وارد مباحث پيچيده و متنوع در اين زمينه شوم و بحث زيربنا يا روبنا بودن اقتصاد و فرهنگ و اخلاق را بازنمايم، اجمالاً مي توان مي گفت که نحوه کسب و کار و درآمد و معيشت و جايگاه و پايگاه اقتصادي و اجتماعي افراد جامعه در منش و شيوه رفتاري آنها تاثير بسزا دارد و در وجهي حتي نوع جهت گيري ايماني و اخلاقي آنها را رقم مي زند.

اينکه در احاديث آمده؛ «هر آن گاه فقر مي تواند به کفر بينجامد» يا «از هر دري فقر وارد شود ايمان از در ديگر خارج مي شود» يا «کسي که معاش ندارد معاد ندارد»... به روشني رابطه «اقتصاد و اخلاق» را در سنت و آموزه هاي دين اسلام نشان مي دهد و جاي هيچ شک و شبهه و ترديدي را در اين باره باقي نمي گذارد.

با اين مقدمه حال بايد پرسيد که عملکرد «اقتصاد ايران» در پاسخگويي به نيازهاي اقتصادي و معيشتي جامعه ما، و به ويژه در کاهش و از بين بردن فقر و محروميت و بيکاري و... به گونه اي که مويد و مقوم رفتارهاي اخلاقي در جامعه باشد، چقدر موفق بوده است؟ براي آسيب شناسي اخلاقي امروز جامعه ما کافي است فقط صفحه حوادث مطبوعات را مطالعه کنيد. اگر کمي عميق و دقيق تر بخواهيم کافي است که تعداد پرونده هاي بزهکاري عمدي در دادگستري نسبت به جمعيت، آمار طلاق و نرخ افزايش آن در طول زمان، تعداد زندانيان و ورودي و خروجي زندان ها در سال، آمار سرقت و قتل و تجاوز به عنف و... را مرور کنيم و اگر عميق تر به موضوع بپردازيم بايد نوع نگرش و برداشت عامه مردم نسبت به وجوه مثبت و منفي ارزش هاي اخلاقي در جامعه را ملاک قرار داد که بر پايه پژوهش ملي انجام شده تحت عنوان «ارزش ها و نگرش هاي ايرانيان»، اوضاع بسيار ناگوار و تلخ و غم انگيز است، و قطعاً آناني که مسووليت اداره جامعه را به عهده دارند بايد پيش و بيش از ديگران بر اين امر متفطن و آگاه باشند که برخوردهاي قهري در برابر اين آسيب ها تا زماني که عوامل اقتصادي دخيلند راهگشاي حل مشکل نخواهد بود. جاي تاسف بسيار دارد که اداره اقتصاد ايران به رغم بهره مندي از درآمد نفت (حدود 600 ميليارد دلار در سال هاي پس از انقلاب) نتوانسته است آنچنان فضاي زندگي اي براي ايرانيان فراهم آورد که ديگر فرد يا خانواده اي در پي انجام عملي غيراخلاقي براي گذران زندگي اش نباشد و قطعاً پس از گذشت 28 سال از پيروزي انقلاب اسلامي ديگر نمي توان همانند سال هاي اول انقلاب استدلال کرد که ما نياز به زمان براي عمل به آموزه هاي ديني و اخلاقي داريم. با هر نگاه و منظري بخواهيم به رابطه «اقتصاد و اخلاق» در دنياي امروز نگاه کنيم اين آموزه اجتناب ناپذير مي نمايد که جامعه بدون داشتن اقتصادي قوي و پاسخگو به نيازهاي معيشتي در پايبندي به «اخلاق» لنگ خواهد زد و نوعي همبستگي مثبت بين رفاه اقتصادي و رعايت ارزش هاي اخلاقي وجود دارد. اگر روزگاري سعدي گفته؛ «اندرون از طعام خالي دار - تا در آن نور معرفت بيني» قطعاً آن روزگاري دگر و اقدام نيز اختياري بوده است، اما در اين روزگاران به تعبير عامه مردم شکم خالي دين و ايمان ندارد و فرد گرسنه دست به هر کاري خواهد زد. بايد «اقتصاد» را سامان داد تا «اخلاق» سامان يابد و هر راهي جز اين به بيراهه رفتن است.



   نظرات

روشن :

چرا می گوییم که نقش و اهمیت آزادی مقدم بر تمامی تئوریها و بحثها و مواضع سیاسی است؟ زیرا وقتی قدر و حرمت آزادی حفظ و نگه داشته شود، دیگر جامعه خود بر امورات سیاسی و اقتصادی خود آگاه گشته و نیاز به قیمی نخواهد داشت و نتیجتاً جامعه از هرگونه انحرافات فکری و سیاسی و دیکتاتوری مصون می گردد و به دنبال آن به لحاظ اقتصادی نیز با دیگر کشورها و رقیبان سعی به رقابت فعال پرداخته و با انطباق با جوامع جهانی تعادل را حفظ و خود کفا می گردد. چرا شاه و ... قبل از همه آزادیهای (بیان، قلم، عقیده...) سیاسی و فردی و اجتماعی گروهی و سازمانی... را از مردم گرفت؟ زیرا آزادی های سیاسی، موجب آگاهی و مقایسه و انتخاب آزادنه اجتماعی( انتخابات آزاد) گشته و ... و امثال آن نیز وحتی مدعیان دروغین رژیِم مانند شیرزاد ، مزروعی و خاتمی ...و شرکا، با یک روند و رشد سیاسی توده ها از صحنه سیاسی و حاکمیت حذف می گردد. بنا براین تمامی شعارهای ضد استکباری و ضد امپریالیستی و ضد سرمایه داری و از قبیل حرفهای من در آورده فقط مصرف داخلی داشته و مشغلهً ذهنی است و کاربردی ندارد. زنده باد آزادی. ملت ار بداند ثمر آزادی را ×××× بر کند زبن ریشهً استبدادی را. بر قرار باد دمکر اسی در ایران.

مزروعی : باسلام، به نظرم مشکل ما همین است که هریک از ما که به چنین حدت وشدتی از آزادی دم می زنیم تحمل دیگری ومخالف فکری سیاسی مان را نداریم! خوب است که اوضاع بدست شما نیافتاده است شمایی که از هم اکنون پیام حذف ودفع فرستاده اید! برادر عزیز! بگذار این ملت دست به آزادی پیدا کند آنگاه به قول خودش در باره افراد تصمیم خواهد گرفت ولازم نیست شما پیشاپیش شعار حذف بدهید چرا که در یک نظام دموکراتیک وآزاد هیچ فرد وشهروندی را حذف نمی کنند بلکه همه شهروندان در اداره کشور مشارکت داده می شوند ودر بازی انتخابات بازی داده می شوند وهر آنکس رای نیاورد باز حذف نمی شود بلکه خود را برای بازی دیگر آماده می کندو...شمایی که اینگونه دم از آزادی می زنید اما در پی حذف امثال بنده ومخالفانتان هستید به ظاهر آزادیخواهید اما در باطن همچون غالب ما ایرانیان ریشه های دیکتاتوری و انتقام در وجودتان جاری است و به وقتش همان کاری را می کند که به دیگران نسبت می دهید.فرق من،شیرزاد وخاتمی ودوستانمان با شما در این است که در عین داشتن سمتی در قدرت و حاکمیت حاضر به عبور از آزادی و دیکتاتوری ورزیدن نشدیم وبرای حفظ آزادی تمام تلاشمان را بکار بستیم وبه همین دلیل از عرصه قدرت کنارمان زدند اما شما که کوچکترین میدانی برای آزمون خودتان بدست نیاورده اید چگونه چنین مدعایی را مطرح می کنید؟ وتازه هنوز از راه نرسیده وعده حذف می دهید؟

 

:

با همه احترامي كه براي شما و نظراتتان قائلم متاسسفانه پاراگراف اول پر از ارتباط سازيهايست فاقد مبناي دقيق بين دين و اخلاق و معاد انديشي. براي اطلاعات بيشتر شما را ارجاع ميدهم مثلا به بحث بحران معنويت از آقاي ملکيان به عنوان ساده ترين ماخذ براي استخراج تعريف مفاهيم فوق.

مزروعی : با سلام، با تشکر از شما لطفا آدرس مطلب را برایم بفرستید ضمن اینکه اگر منظورتان را شفافتر وجزیی بیان می کردید من بیشتر بهره می بردم.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007