« يارانه‌هاي غيرهدفمند | صفحه اول | بودجه و فساد »

29 بهمن 84

امام حسين و حقوق شهروندى

در ايام محرم و صفر فضاى خاصى بر جوامع شيعى حاكم است، فضايى كه به حادثه كربلا و شهادت امام حسين و يارانش در عاشوراى سال ۶۱ هجرى اختصاص دارد. كالبدشكافى اين واقعه تاريخى براى همه آنانى كه مى خواهند سيره نبوى و علوى را بشناسند و پيروى كنند اصلى ترين كارى است كه بايد توسط هر مسلمانى انجام گيرد و خوشبختانه به اندازه كافى در اين باره كتاب و نوشته وجود دارد. بنده به منظور اداى دين و درس آموزى از آن امام همام مى خواهم برداشتم را از اين حركت تاريخى ارائه كنم به اميد آنكه راهگشاى پيروانش در اين عصر و زمانه باشد.

۱- حق انتخاب: حاكميت مستبد و فاسد معاويه بدعتى جاهلى را پس از ظهور اسلام زنده كرد و با موروثى كردن خلافت، برخلاف سيره پيامبر و خلفاى چهارگانه و عهدنامه صلح با امام حسن، فرزند فاسدش يزيد را بر تخت سلطنت نشاند. يزيد پس از مرگ معاويه و در اولين اقدام براى تثبيت قدرت خود و نسق گرفتن از مخالفين براى بيعت گرفتن از چهره هاى شاخص جامعه و در راس آنها امام حسين اقدام كرد. يزيد به حاكم مدينه نوشت: «هنگامى كه اين نامه به تو رسيد حسين بن على و عبدالله بن زبير را احضار كن و از آنها بيعت بگير. پس اگر نپذيرفتند آنها را گردن بزن و سرهاشان را نزد من بفرست. مردم را نيز به بيعت فراخوان و هر كه سر باز زد همان حكم را كه درباره حسين بن على و عبدالله بن زبير اجرا كردى، اجرا كن.» حاكم مدينه با دريافت اين نامه امام حسين را فراخواند، نامه يزيد را براى او خواند و درخواست بيعت كرد. امام حسين در دفاع از «حق انتخاب» و راى خود از بيعت اجبارى امتناع كرد و راه اعتراض در پيش گرفت.

۲- حق اعتراض: امام حسين با هجرت از مدينه به مكه (با توجه به در پيش بودن ايام حج و اجتماع بزرگ مسلمانان در مكه) درصدد برآمد تا صداى اعتراض خويش را نسبت به حكومت نامشروع و غيرمردمى يزيد به گوش مسلمانان برساند و حمايت آنها را در اين باره به دست آورد. هنگام خروج از مدينه در وصيتنامه اى كه خطاب به محمد بن حنفيه برادرش ابراز مى دارد هدف از حركتش را چنين توصيف مى كند: «... من به خاطر آسايش و تفريح و كسب زندگى و جاه و مقام يا برانگيختن آتش فتنه و فساد از مدينه بيرون نمى روم بلكه در طلب اصلاح امت جد خويش به اين كار دست زدم. من به شيوه جدم و پدرم على بن ابيطالب خلق را به نكوكارى دعوت خواهم كرد و از بدى ها بازخواهم داشت...» به عبارت روشن امام «حق اعتراض» به حكومت را براى «اصلاح امت» و اداى فريضه «امر به معروف و نهى از منكر» حق و وظيفه هر شهروند مسلمانى مى داند و حركت خود را بر اين عنوان استوار مى دارد.
۳- حق حاكميت مردم: وقتى مردم كوفه و بصره از حركت اعتراضى امام حسين مطلع مى شوند نامه ها به سوى او مى نويسند و از او مى خواهند براى تشكيل حكومت به ديار آنها برود. در مكه اين حركت تشديد مى شود و بر درخواست از امام حسين افزوده مى شود. امام عموزاده خود مسلم بن عقيل را به كوفه مى فرستد تا شرايط آنجا را ارزيابى و گزارش كند. افشاگرى و آگاهى بخشى امام حسين در مكه و در رابطه با مسلمانانى كه از سراسر عالم اسلام آمده اند، ادامه مى يابد. يزيد هراسان و وحشت زده از حركت اعتراضى امام حسين تيم ترور به مكه مى فرستد و امام حسين براى جلوگيرى از خونريزى در حرم امن و پاسخگويى به دعوت مردم كوفه از مكه خارج مى شود تا همچون پدرش على «حق حاكميت مردم» و «پيمان خدايى دفاع از مظلوم در برابر ظالم» را پاس نهد.
۴- حق آزادى: آنگاه كه به او خبر مى رسد اوضاع كوفه با آمدن ابن زياد حاكم خونخوار و فاسد دگرگون شده و مردم از دور مسلم پراكنده و وى نيز شهيد شده است، امام حسين يارانش را فرامى خواند و به آنها گزارش مى دهد و آنها را آزاد مى گذارد كه در دفاع از «حق آزادى» خود هر گونه مى خواهند عمل كنند، و خود راهى را در پيش مى گيرد تا از شر يزيد در امان بماند اما سپاهيان يزيد راه را بر او مى بندند و سرانجام او و يارانش را در كربلا زمين گير مى كنند. امام حسين همه تلاش خود را براى پرهيز از جنگ و عدم بيعت با يزيد به كار مى برد اما سرانجام مى گويد: «مرا بين دو راه قرار داده اند: بين كشته شدن و ذلت، و هرگز بر ما ذلت مباد!» و «همانا من مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز ذلت نمى بينم»، و اين چنين خود را در آغوش آزادى غرق مى كند و خطاب به همه انسان ها فرياد مى زند: «اگر شما را دينى و آئينى نيست، و از روز معاد و آخرت واهمه و ترس نداريد لااقل مردم آزاده به دنيا باشيد.»
اگر امروزه «حقوق شهروندى» را پايه و اساس شكل گيرى هر جامعه «دموكراتيكى» مى دانند و از حق انتخاب و راى دادن و انتخاب شدن براى مشاغل سياسى و حكومتى، حق حاكميت مردم، سخن مى گويند، امام حسين و يارانش در عاشوراى محرم سال ۶۱ هجرى و به پيروى از آموزه هاى دينى اسلام و سيره نبوى و علوى به بهترين وجه ممكن اين «حقوق شهروندى» را به نمايش گذاشتند و براى هميشه تاريخ اسوه و الگويى تام و تمام براى حفظ اين حقوق شدند. از اين رو است كه با تكيه بر حركت تاريخى و حماسى امام حسين مى توان از تلفيق «دين و دموكراسى» سخن گفت و اينكه آموزه هاى دينى اسلام و سيره نبوى و علوى مويد و مقوم مردم سالارى در جوامع اسلامى اند. بررسى جزءجزء حركت امام حسين و كالبدشكافى تاريخى اين واقعه كم نظير به ما مى آموزد كه «شهادت» بما هو «شهادت» هدف قيام عاشورا نبوده است بلكه «شهادت » در ديدگاه اسلام و امام وسيله اى براى حفظ حقوق فطرى و ذاتى و عزت و كرامت انسان ها و تشكيل حكومت عادلانه است. حكومتى كه در سايه آن مردم بتوانند از «حقوق شهروندى» خود به نحو احسن بهره گيرند و استعدادهاى خدايى خود را به نمايش گذارند.



   نظرات

sajjad :

سلام
ضمن عرض خسته نباشيد خدمت شما جناب آقاي مزوعي
مي‌خواستم بدونم كه دليل واقعي رد صلاحيت شما در مجلس هفتم چه بوده است؟
دوم اينكه آيا شما(شخص خود شما به تنهايي) درخواستي كتبي به شوراي نگهبان جهت اعلام دليل رد صلاحيت داده ايد يا خير؟
با تشكر
مزروعی : راستش رابخواهید خودم هم دلیل واقعی رد صلاحیتم را نفهمیدم تنها
سندی که به بنده برای رد صلاحیت داده شد نامه ای از هیئت نطارت شورای نگهبان بود که درآن بااستناد به دوماده قانون انتخابات مجلس مبنی برعدم اعتقاد
والتزام به نظام جمهوری اسلامی واصل مترقی ولایت مطلقه فقیه وهمکاری با
گروهکهای غیرقانونی صلاحیت بنده ردشده بود.بعدازدریافت این نامه شخص بنده نامه اعتراصیه به شورای نگهبان نوشتم وخواستار دلایل مستند دراین باره
شدم وهمچنین به قوه قضائیه شکایت کردم که تاامروز هیچگونه پاسخی دریافت نداشته ام،ولابدازنظرآقایان حاکمیت قانون وعدالت و...یعنی همین!

 

محمد :

اگر براي نظر مخالف ارزش و احترام قائليد چاپش كنيد و اگر هم !!!!!
سلام .
اول در پاسخ به آن دوست عزيز .
نه فكر نميكنم .
چون اگر به صورت كتبي از شوراي نگهبان ميخواستند كه علتش را به صورت عمومي اعلام كنند شوراي نگهبان اين كار را ميكرد در قانون آممده است كه بايد بكند مگر اينكه خلاف قانون مرتكب شود !
و بعد :
دوست دارم حقوق شهروندي را در زمان امام علي (ع) نيز بررسي كنيد :
نكات جالبي به دست مي آيد .
از قبيل :
نحوه برخورد با انسانهاي فاسد .
نحوه برخورد با برادر خودش عقيل .
نحوه برخورد با كساني كه از بيت المال براي خودشان كيسه دوخته بودند و هزاران مورد ديگر .
درست است كه25 سال در خانه نشست و در نهايت با رإي مردم حاكميت را در دست گرفت اما وقتي حاكم شد با هيچ كس رودربايستي نداشت و نگفت چون اينها من را قبول ندارند پس مشروعيت ندارم !
مزروعی : منطور شما راازچاپ نظرمخالف درنیافتم چونکه تاکنون همه نظرات
راانتشارداده ام مگرآن نظراتی را که حاوی توهین واهانت والفاظ رکیک و...
بوده اند که به درد بحث وگفتگو نمی خورند. خوشحال خواهم شد که بطور مستند
برای ادعایتان دلیل اقامه کنید. اما درمورد بقیه مطالبتان:
1- بنده ودوستانمان طی نامه ای که از تربیون محلس ششم خوانده شد وانتشار عمومی یافت وباامضا به شورای نگهبان فرستادیم خواستار اعلام عمومی دلایل
رد صلاحیتمان شدیم که تا امروز شورای نگهبان پاسخ نداده وبه زعم شما مرتکب خلاف قانون شده است.
2- بنده با نظر شما درموردبررسی حقوق شهروندی درزمان امام علی کاملا موافقم ونمی دانم چرابنده رامورد خطاب قرارداده اید؟بااین احوال محدود کردن
حقوق شهروندی درموارد خاصی که برشمرده اید خطای محض است واین حقوق
باید در همه ابعاد وجوانب موردتوجه وعمل قرارگیرد که مهمترینش حق حاکمیت
مردم است .
3- امام علی با رای اکثریت مردم حق حکومت یافت وطبیعی بود که اقلیتی با
ایشان بیعت نکردندواورا قبول نداشتند،واین قائده حکومت در همه حکومتهای
مردم سالاراست ومشروعیت حاکمیت به همین معناست ونه اینکه همه حاکم را
فبول داشته باشند.اما فردی که با رای اکثریت به حاکمیت می رسد باید مجری
قانون وبه ویژه پاسدار حقوق اقلیت(همانهایی که قبولش ندارند باشدکه امام علی
اینگونه بود) باشد وحق نداردبنام مشروعییت برخاسته ازرای اکثریت حقوق اقلیت رامحدود ویابه حقوق آنها نعدی وتجاوزنموده وآنهاراازفعالیت سیاسی و
اجتماعی وتبدیل به اکثریت شدن وحق حاکمیت یافتن بازدارد. درسنت حکومتی
امام علی رعایت همه اینها رابه خوبی می بینیم وازاین نظر فکرمی کنم الگوی
حکومتی او میتواند بهترین دلیل وراهنمای ما درروزگار معاصر باشد ویقنیا
در سایه این الگو می توان ازتلفیق اسلام ودمکراسی سخن گفت ودفاع کردد.

 

Ali :

یاد این جمله ی در افواه افتادم که " بگو ببینم که تو زیرعلم کی سینه میزنی "
در محله ی ما هشت طایفه بودند که بر سر مسائل مختلف ( ملکی ، تقسیم آب ، چراگاه و ...) با هم دعوایشان می شد . هریک در روزهای دهه ی محرم علمی داشتند و کتلی و سرطاقی و حجله ی قاسمی و .. . غیره . علم شکلی چهار گوش داشت که به دور آن پارچه های نو و رنگارنگ می بستند - در دو ردیف . شکل بسیار خوش آیندو زیبا ئی، در آن عالم کودکی، داشت . چه حظی می بردیم که برویم داخل آن برای مدتها بایستیم . چه افتخاری بود برای جوان زورمندی که می توانست این علم را در شالی که به دورکمر بسته بود بگذارد و آنرا درکوچه ها ، به جلو داری سینه زنان ، بگرداند . هم خیلی سنگین بود و هم خیلی لنگر داشت .
و اما در داخل این علم شمشیر و حتی تفنگ پنهان می کردند که اگر با طایفه ی رقیب د عوا در گرفت تنها سلاحشان سنگ و چوب نباشد . مصلحان و بزرگان قوم هرسال که اتفاقی نمی افتاد نفس راحتی می کشیدند که : امسال هم ماه محرم اش به خیر گذشته . مصراع : هرکسی از ظن خود شد یار من .
و : در خانه اگر کس است یک حرف بس است .

 

مسعود :

بهترين سايته خدا نگهدارتون باشه ولي ترا بخدا عكس هارو بيشتر كنيد ممنونم به اميد ديدار حضرت دوست

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007