« جوهر دین اخلاق است | صفحه اول | اصلاحات خرد، نتايج کلان »

3 تیر 86

به کجا چنین شتابان؟

در ایامی که به انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی نزدیک می شدیم و تصور ما این بود که می توان در یک انتخابات بالنسبه رقابتی و آزاد شرکت کرد برخی از نیروهای سیاسی همراه با جبهه اصلاحات در سایه تحلیلی که از شرایط داشتند(بحران آفرینی ها و کارشکنی های پی در پی اقتدارگرایان در برابر دولت خاتمی و مجلس ششم، نحوه مواجهه مردم با دور دوم انتخابات شوراها و پیروزی اقتدارگرایان در شهرهای بزرگ ، دخالت آمریکا در عراق و سرنگونی صدام، طرح پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی،...) ، با شرکت در انتخابات مخالف بودند و استدلال می کردند که بهتر است با کنار کشیدن از این صحنه میدان را به حریف اقتدارگرا واگذارید و مطمئن باشید که اینها با گرفتار شدن در اداره حکومت و نوع سیاستها و ناکارآمدی هایی که دارند خود اسباب زوال خویش را فراهم می آورند و تکلیف جمهوری اسلامی هم روشن می شود! البته امثال بنده و دوستانمان تلاش فراوان کردیم که این اتفاق نیفتد اما با عملکرد استصوابی شورای نگهبان وحامیانش سرنوشت انتخابات مجلس هفتم بگونه ای رقم خورد که در مخیله هیچکس(حتی طراحانش!) نمی گنجید و همچون سرنوشت مجلس هفتم پس از مشروطه شد : نوعی کودتای پارلمانی و تشکیل مجلسی نمایشی و فرمایشی، مجلسی که مدرس و مصدق حق شرکت در آنرا نداشتند و بسیاری از راهیافتگانش پیش از انتخابات برگزیده شده بودند( نزدیک به 190 نفر!). خوب اینها با این روش و با شعار آباد گری و... مجلس را تسخیر کرده و در اختیارگرفتند وحال سه سال تمام از عمر این مجلس می گذرد و کارنامه عمل آن پیشاروی ملت است و...

پس از انتخابات مجلس هفتم و به رغم این تجربه پرهزینه و کم فائده برای نظام و کشور و همه نامهربانی ها و جفاهایی که بر ما رفته بود دوستان ما با تحلیل شرایط و جمع بندی تازه تصمیم به شرکت در انتخابات ریاست نهم گرفتند و البته همان دوستانی که با شرکت ما در انتخابات مجلس هفتم مخالف بودند این بار با قرائن و شواهد بیشتری به میدان آمدند و استدلال می کردند که بهتر است کنار بکشید و اجازه بدهید حاکمیت یکدست و یکپارچه در اختیار اقتدارگران قرار گیرد تا آنها همه توان و هنر خود برای اداره کشور به نمایش گذارند و تکلیف جمهوری اسلامی ایران را در حل بسیاری از مسائل در عرصه داخلی و خارجی مشخص نمایند! بازهم ما در صحنه انتخابات ماندیم و همه توان خود را بکار بستیم که این چنین نشود اما به نظرم نیروهای از ما بهتران که همه امکانات مالی و اطلاعاتی و نظامی و... را در اختیار داشتند با مدیریت میدان انتخابات ریاست جمهوری نهم کاری کردند که سر انجام آقای احمدی نژاد که مورد تایید هیچیک از گروههای اصلی اقتدارگرا هم نبود با رای حداقلی یک سوم واجدین شرایط رای دادن در دور دوم انتخابات از صندوقهای رای در سوم تیرماه 84 در آمد و ریاست دولت نهم را به عهده گرفت و از همان روز اول کاری خود با تغییر فرمان قطار پرونده هسته ای اعلام کرد که کشتی بان را سیاستی دگر آمد!

حال دو سال از سوم تیر 84می گذرد و در این دو سال حاکمیت جمهوری اسلامی بگونه ای یکدست و یکپارچه شده و عمل می کند که در تاریخ پس از انقلاب سابقه نداشته است! اما نتیجه این اتفاق و حاکمیت چه بوده است؟با اینکه در ایران رسم رایج بر این است که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو و...اما امثال من هنوز فکر می کنند که باید جلوی فاجعه را گرفت به همین دلیل و به عنوان یک شهروند از زمان روی کار آمدن اقتدارگرایان در مجلس و دولت وتشکیل حاکمیت یکدست نظرات و دیدگاههای انتقادی و اصلاحی خود را نسبت به سیاستها و عملکرد جناح حاکم از طرقی که ممکن بوده است(در نهایت در حد همین وبلاگ) اعلام کرده ام ( که البته هیچ گوش شنوایی برای آن نبوده و بنابراین فائده ای هم بر آن مترتب نبوده است!) اما اینروزها از مجموعه شرایطی که کشور بدلیل بی تدبیری هاو خودبزرگ بینی ها و تحلیل و برداشت غلط از شرایط داخلیو منطقه ای و بین المللی و... توسط جناح حاکم و به ویژه دولت نهم و رئیسش گرفتار آن شده است و به ویژه در عرصه مدیریت پرونده هسته ای نمی دانم چه باید گفت؟ وچه باید کرد؟ وبه کجا پناه برد؟ و...و به عنوان یک شهروند نحوه مواجهه و برخورد مقام رهبری را هم با این شرایط در نمی یابم؟ در چنین شرایطی و در سالگرد سوم تیر فقط ناچار از پرسش این سئوال از همه مدافعان و طرفداران و...حاکمیت یکدست و دولت کنونی پس از این تجربه ورای دادگان به احمدی نژاد هستم که :"به کجا چنین شتابان؟"



   نظرات

محيا :

شما نگران نباش كه به كجا چنين شتابان !! خيلي ها از اين شتابان بودن ها،دود تو كيسه هاشون رفته و از اين سبب نگرانند و در پي يافتن مسيري براي ضربه زدن .
آقا ، انقلاب با همين شتاب پيروز شد و به ثمر رسيد .شايد شما هم از آن جمله ايد كه مي گويند اگر انقلاب هم چنين شتابان نبود شايد مي شد همان حكومت سابق را با يك سري اصلاحات مشروع دانست و آن را قبول كرد و بدون ريختن اين همه خون به هدف رسيد ؟
ما به چنين نظرياتي نفاق مي گوييم .
نكند اگر از مسير هسته اي سخن رانده ايد مثل امثال اين قشر شرقي و هم ميهني ،‌ مخالف دستيابي به آن هستيد و آن را براي مردم ايران زيادتر از عمق عقل و دركشان مي دانيد ؟ مثل خيلي ها ، ... كه به سلامتي روي ملت را با اين آزاد انديشي هايشان سفيد كردند ! بس كنيد ديگر ، اين ها كه تو زرد از آب درآمدند، معني آزادي از همين جا روشن است عمال انگليس و آمريكا باش و نقاره بزن .بيش از اين كه ساير سخن رانانتان هم سر از ممالك اجنبي در آورند و آبرو بر باد دهند اين غليان ايجاد كردن هاي جامعه را تمام كنيد . اگر شما انرژه هسته اي نمي خواهيد ما مي خواهيم. پس سخن را كوتاه كنيد و سنگ پراني نكنيد .

مزروعی : با سلام، همینکه من با اسم ورسم وداخل ایران مشخص می نویسم وشما حاضر نیستید با اسم ورسم مشخص بنویسید برای اینکه چه کسی عمال انگلیس و آمریکا ومنافق و...است کفایت می کند درضمن اگر معلوم می کردید این "ما"یی که شما ادعای نمایندگی شان را کرده اید چه کسانی هستند بهتر می شد در باره شما داوری کرد. در عین حال مدتی بود دوستانی با ادبیات شما از فرط گرفتاری در دولت جدید به من سر نمی ردند خوشحالم که اقلا شما فرصت کرده اید سری بما بزنید وطبق معمول بجای بحث منطقی چند اتهام و...را متوجه ما کنید! برادر عزیز! حداکثر بردنظر امثال بنده در حد همین وبلاگ است آیا این سنگ پرانی است؟ الحمدلله تمام قدرت ارضی وسماوی در کشور در دست طرفداران انرژی هسته ای حق مسلم ماست می باشد آنوقت شما نگران امثال نظر بنده ودوستانم هستی؟ خوب اگر نگرانی معلوم می شود یک جای کار می لنگد و زود یا دیر متوجه خواهید شد کجای کار می لنگد همانند بحث مذاکره با آمریکا که تا حالا باید متوجه شده باشید که کجای کار می لنگد! کلام آخر اینکه من حاضرم در هرجایی که شما بخواهید سوابق قبل وبعد از انقلابمان را عرضه نماییم تا سیه روی شود هرکه در اوغش ونفاق و...باشد ومعلوم شود که دود توی کیسه چه افراد وگروه هایی رفته است و...

 

هومان کریمی :

سلام
خسته نباشید جناب آقای مزروعی
خداوند وقتی به مورچه ها بال و پر میدهد به فکر غذای زمستانی پرندگان است اما مورچه های نادان ان را الطاف الهی میدانند!
یادم می اید روزهایی که به کازرون امدید تا دوباره برای انتخاب خاتمی تبلیغ کنید با تاخیر هم امدید اما ما دانشجویان و مردم را با تمام توان وصف ناشدنی برای حضور شما در سینما گرداوری کرده بودیم من با توجه به اینکه از مبلغین بودم از پرسش کنندگان هم بودم
گفتم چگونه میخواهید پیش ببرید اقای کروبی با رای اخر تهران به عنوان رئیس مجلس انتخاب کردید
مصلحت اندیشی کرده بودید !
گفتیم شورای نگهبان را چه خواهید کرد ؟
؟
نمیدانستید اما بعد ها فهمیدید!
خوب شد انتخابات نزدیک شد تا ما بتوانیم دوباره با شما اما اینبار با حوصله بیشتر شما پرسش و پاسخ کنیم
در کوی دانشگاه اکثر نمایندگان قدمهای مهمی برنداشتند اما در عدم تایید خود اعتصاب کردند!؟
اقای خاتمی دو لایحه اساسی را پس گرفتند که اخرین نقطه امید مردم بود!
در اعتصاب نمایندگان دانشجویان دیگر رمق نداشتند اما اقای خاتمی هم اقدام مهمی نکردند ؟!
حلقه اصلاحات از هم گسست
دانشجویان نا امید شدند!
نمایندگان بی تفاوت بودند در سرنوشت دانشجویان!
خاتمی در سرنوشت نمایندگان و ...!
گسستن حلقه ها و نیاز های مردم فقیر جامعه به امرار معاش شعار های پوپولیستی را تا ده ملیون رای حمایت کرد!
اختلافات بین اصلاح طلبان قوز بالای قوز شد !
واز شورای شهر دوم نتیجه داد!
تا کنون!
مردم متاسفانه به امید امریکا نشسته اند اما غافل از اینکه همین مشرف در کنار گوشمان با تمام دیکتاتوری و کودتا مورد حمایت شدید امریکاست حتی اگر سلاح اتمی داشته باشد!
اگر میخواهید تلاش کنید منسجم و منظم !
مهمترین راه آن ائتلاف احزاب است البته احزابی که عضو دائمی بر اساس اساسنامه دارند و این اعضا حق رای در سرنوشت حزب دارند
دوم جلسات دائمی احزاب طبق برنامه خاص که میتواند شامل احزاب ائتلاف کننده باشد
سوم بر اساس رابطه فامیلی کسی را بر مسئولیت بخشهایی از احزاب قرار ندهن بلکه بر اساس توانمندی و اندیشه و فعالیت باشد
چهارم هر چه زودتر اقدام شود بهتر است
کار های مقطعی اعتماد کسی را جلب نمیکند
افرادی را که مسئولیت میدهید از شهامت کافی برخوردار باشدتا با هر بادی نلرزد
مردم باید از تحریم و جنگ آگاهی بیابند و به عواقب ان پی ببرند یک جامعه شناسی عمیق نیاز داریدتا در این راه از حرکت شتابان تندرو های جناح حاکم کشور را نجات دهید
ارادتمند
هومان کریمی

مزروعی : با سلام، عزیز گرامی! اینها را نوشته اید هزاران بار گفته ونوشته شده است واشکال همه ما در همین است که اشکالات وانتقادات را (آنهم نسبت به دیگران!) براحتی می گوییم اما همین خواسته های شما را عملی کردن می دانی چه نیرو وانرژی ای می طلبد؟ وچه کسانی باید آنرا انجام دهند؟ مشکل غالب ما اصلاح طلبان همین است که خودمان را بیرون از دائره می گذاریم وشروع می کنیم نسبت به آنهائیکه که در دائره مانده اند انتقاد می کنیم در حالی که هر یک از ما باید از خودمان شروع کنیم وبعد به دیگران برسیم.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007