« ارزيابي عملكرد اقتصادي دولت در انطباق با برنامهء چهارم | صفحه اول | توليد ثروت »

20 خرداد 86

یک تبادل نظر

جناب آقای مزروعی
در مورد کتاب گنجینه خواف نظری را برای شما ارسال کردم که متاسفانه در ارسال دچار مشکل می شود . لطفا این نظر را در کنار مطالب خود درج نمایید.
کتابی بنام 'نجینه خواف با تلاش آقای صالحیان و منصوب به مدرس چاپ و منتشر شده است . انتظار می رود ابتدا در مورد صحت کتاب و انتساب آن به مدرس بررسی کاملی صورت گیرد. این کتاب علاوه بر غلط های تاریخی مانند درخواست طلاق همسر مدرس ، به لحاظ محتوی و تطبیق آن با اندشه های مدرس به نظر بنده مشکلات فراوانی داردکه باید در مورد سندیت آن بررسی کاملی صورت پذیرد . بطور مثال مدرس در زمان تبعید اصلا همسری نداشته که بخواهد بعدا از او طلاق بگیرد. چگونه مدرس توانسته است مهر خویش را زیر نظر شدید ماموران رضا خوانی حفظ نماید؟ در صورتیکه مدرس با هوش سیاسی خود قبل از دستگیری مهررا بدست خواهرش سپرده تا در صورت دستگیری آنرا شکسته تا باعث سوء استفاده نشود.
مدرس در نطق تاریخی خود در مجلس بارها به اهمیت مشروطه و ارجهیت اراده جمعی بر اراده شخصی تاکید می کند. چگونه می شود با صحبت و مذاکره با کسی که حالش هم چندان خوب نیست در مورد مشروطه نظر دیگری بدهد؟
مدرس گنجینه خواف با قهرمان ملی ای که من می شناسم که صاحب اندیشه منحصر به فرد و درایت بی نظیر است فاصله بسیار دارد.
بهرحال لازم است تا سندیت کتاب ابتدا بررسی کامل شود و اگر سندیت آن از نظر اهل تخصص و مدرس شناسان ثابت شد سپس بدان ارجاع شود.
مطلب دیگر :
دوستانی که برای شما نظر ارسال کرده اند بر عقیده جدایی یا عدم جدایی دین از سیاست تاکید داشته اند. دوستان عزیر ، ابتدا بررسی کنید که آیا مدرس مدافع دخالت و سلطه دین در امور سیاسی است یا نه ؟ اگر جمله معروف مدرس را توجه نمایید می گوید سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ما.اگر مدرس اعتقاد به تسلط دین در سیاست داشت جمله دوم را چرا گفته است ؟ متن این نطق در صورت مذاکرات مجلس هست . چرا کسی اصل آنرا نمی خواند تا ببیند مدرس نظرش در این مورد چه بوده است؟ مدرس به مسئله هویت ایرانی و رشد در کنار هم می پردازد که در اینجا جای طرحش نیست فقط اشاره به دو مسئله تاریخی را از خیل مواردی که نظر دیگر مدرس در این باره را روشن می سازد را عنوان می کنم و بس .
اول نقل قولی از مرحوم ملک الشعرای بهار از یاران مدرس در مجلس . ایشان می نویسد در تمام دوران همکاری با مدرس هیچگاه مدرس در بحث های خود از جنبه فقاهت و اجتهاد خود در امور دینی استفاده ای جهت تحمیل عقاید خود نکرد و همیشه با بحثی عقلی و منطقی با دیگران گفتگو می نمود.(نقل به مضمون)
در ایام محرم در مجلس مراسم عزاداری برگذار شده بود مدرس با اعتراض به استفاده از بودجه ملی برای امور مذهبی می گوید : سپهسالار دو جا را ساخته است یکی این مجلس و دیگری آن مدرسه و مسجد را شما حق ندارید در اینجا اقدام به برگذاری مراسم کنید بروید در مسجد آنجا مراسم خودتان را برکذار نمایید.
دوست عزیز چه کسانی نمی خواهند تا ما به مفاخر ملی خود ببالیم؟ و چرا اندیشه های بزرگ عصر ما در اثر بی توجهی و کمی مطالعه ما خدشه دار می شوند.
چه کسانی سعی دارند تا مدرسی دیگر بسازند که در آن دیگر اثری از اندیشه های راهگشای وی نباشد.

مزروعی : با سلام وتشکر از توجه شما، بنده با همین مختصر مطالعات تاریخی وشناختی که از مرحوم شهید مدرس دارم در انتساب این نوشته با توجه به محتوا تردید ندارم واشکالات شما را وارد نمی دانم واتفاقا براین باورم که نظر مدرس راجع به مشروطه ناشی از تجربیات پربارش در این باره وموقعیتی که در آن قرار گرفته است می باشد واین به معنای نفی نهضت مشروطه نیست بلکه نقدی برآن است تا آیندگان راه وحرکت خود را بهتر طراحی واجرا نمایند وتکرار تجربه های نهضت ملی ، انقلاب اسلامی واصلاحات نیز بگونه ای موید این نظر مدرس وعدم درس آموزی ما از تاریخ معاصر کشورمان وشخصیتهایی همچون مدرس است. بنده بر خلاف نظر شما براین باور نیستم که انتشار این نوشته به چهره وشخصیت مدرس خدشه وارد می کند بلکه این نوشته بر گ دیگری از زندگی این مرد بزرگ ومقاوم را باز می کند واینکه چرا چنین شخصیتی باید بدست یک قزاق بیسواد ونظام دیکتاتوری اسیر وسالها در بدترین شرایط تبعید وزندان شود وصدایی هم از کسی در نیاید وحکومت رضا شاهی تا زمانی که نیروهای خارجی اورا از ایران تبعید نکردند دوام یابد؟ آری ما بیشتر باید به این فکر کنیم که چگونه می شود که ایرانیان اعم از عامی وخواص تن به چنین شرایطی می دهند اما پس از رفتن رضا شاه ناگهان جامعه منفجرشده وبسیاری سردمدار مبارزه وقهرمان می شوند وباز با انجام کودتای 28 مرداد همین ماجرا تکرا ر می شود وبقول آن شاعر: در خراب آباد شهربی طپش وای جغدی هم نمی آید بگوش ...و نمی دانم چه بگویم که گویا پس از دوران اصلاحات هم ... دوست گرامی من اگر به گذشته وشخصتهای تاریخی گذشته می پردازیم فقط برای آنکه از آنها بیاموزم وگذشته را چراغ راه آینده سازم واینکه امروز چه کاری کنم که به نغع آینده کشورم باشد وذره ای از درد وآلام مردمی که در کنار آنان زندگی می کنم بکاهم وبرایم چندان اهمیتی ندارد که مدرس با مهرش چه کرده ودر ایام تبعید زن داشته یا نداشته است؟ آنچه برای من اهمیت دارد ومی خواهم توجه علاقمندان با اینگونه مباحث را جلب نمایم اینکه چرا امثال امیرکبیر، مدرس ،مصدق و...که مصلحان بزرک وفداکار این چامعه در دوران معاصر بودند باید در غربت وتبعید کشته شوند واز دنیا بروند ومردم ما فقط پس از مرگ آنان آنهم سالها بعد برای آنها عزاداری کنند وبزرگداشت بگیرند و...وما چرا نمی توانیم مصلحان زمان خود بدرستی شناخته وحمایت کنیم و براحتی تسلیم استبداد واقتدارگرایی می شویم و...آری هدف من بیشتر توجه دادن با این موضوع ونه مباحث ریز تاریخی است که آن کار اساتید ودانشجویان رشته تاریخ است وچون خودم را درگیر این ماجرا می دانم با تما وجود آن نوشته مدرس را درک می کنم وحتی نمی دانم اگر در آن زمان زندگی می کردم خود چه می کردم؟ وامروز چه باید کرد تا آنگونه ماجراها تکرار نشودو...بله شرح این هجران واین خون جگر این زمان بگذار تا وقت دیگر.



   نظرات

مهدی هنرپرداز :

چرا ما همیشه باید از طرف بام بیفتیم؟ مدرس هم آدمی بوده مثل همه ی آدمها. چرا باید از او قهرمان بسازیم؟ مدرس انسانی شجاع و مبارز بوده اما این دلیل نمی شود که او و اندیشه هایش مورد نقد قرار نگیرد. ما بیش از این که به قهرمان ملی محتاج باشیم، نیازمند اندیشه ی ملی هستیم که جز با نقد اندیشه ها میسر نمی شود.
یا حق!

مزروعی : با سلام، قطعا مدرس به لحاظ جسمی مانند بقیه آدمها بوده است اما فرق آدمها در وضعیت روحی شان ودر بعضی اوقات قدرت جسمی شان است وقطعا مدرس به لحاظ ویژگی های روحی وشخصیتی در روزگار خود کم مانند بوده است وبه نظرم اینرا نمی توان نادیده گرفت اما حتی اگر اورا قهرمان بسازیم یا بنامیم این مانع از نقد اندیشه ورفتارش نمی شود وحتما ما با نقد اندیشه وعملکرد ها در گذشته وحال می توانیم به اندیشه ی ملی وراهگشا دست یابیم.

 

نیما :

آقای مزروعی!با سلام .ممنون می شوم اگر نظر کارشناسیتان را درباره طرح سهام عدالت بدانم.

مزروعی : با سلام، عیلیرغم همه پیگیریها ومطالعاتی که در این زمینه انجام داده ام تاکنون بواقع نفهمیده ام که دولت با سهام عدالت چه هدفی را تعقیب می کند وحاصل این اقدام چه خواهد شد وبه نظرم فقط این اقدام مصیبتی برای دولت های بعدی ببار خواهد آورد وهیچ منفعتی را هم تصیب دریافت کنندگانش نخواهد کرد. دراین باره مطالب خوبی را آقای میدری در مطبوعات نوشتند که می توانید استفاده کنید ومنهم با ایشان در این مقوله کاملا هم نظرم.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007