« گنجینه خواف | صفحه اول | کارنامه مجلس فرمایشی هفتم »

6 خرداد 86

فرهنگ سرمايه‌‌گذاري

واژهء «فرهنگ» القاكنندهء نوع باورها، هنجارها، ارزش‌ها، جهت‌گيري‌ها و ... است كه در ميان يك ملت (واحد ملي) جريان دارد. با اين‌كه در قرن بيستم در سايهء فن‌آوري‌هاي صنعتي، ارتباطي و اطلاعاتي روز به روز از حصارهاي مرزهاي ملي كاسته شده و به تعبيري جهان در حال تبديل شدن به يك دهكدهء واحد است اما همچنان اطلاق واژهء «فرهنگ ملي» ومحلي مصداق دارد و غالب تفاوت‌‌هاي موجود به لحاظ اقتصادي و اجتماعي در جوامع را در سايهء تفاوت فرهنگي مي‌توان فهم و تفسير كرد. اگر جامعه‌اي به درجات عالي از توسعهء انساني دست يافته است و جامعه‌اي ديگر همچنان با فقر و فاقه و گرسنگي دست به گريبان است ريشه‌اش را بايد در نوع فرهنگ حاكم و رفتار شهروندانش جست‌وجو كرد.وبه جد مي‌توان گفت در فرهنگ سنتي و تاريخي ما وجه غالب اكتفا كردن به حد‌اقل‌ها در امر معيشت و اقتصاد بوده است. حتي در این فرهنگ به گونه‌اي فقر و زهد و ساده‌زيستي تمجيد مي‌شود و قالبي ارزشي و ديني مي‌يابد و رفاه و ثروت مذموم و موجب غفلت آدمي از توجه به امور معنوي و اخروي برشمرده مي‌شود.

در اين‌گونه باورها طبعا «فرهنگ سرمايه‌گذاري» يعني پس‌انداز، سرمايه‌گذاري و افزايش توليد و ثروت جايگاهي ندارد. اما و صد اما كه در قافله و چرخهء تمدن صنعتي جامعهء ما نيز از زندگي سنتي و كفايت به حداقل‌ها به اجبار يا اختيار فاصله گرفته و باوجود همخواني و حتي همنوايي با فرهنگ سنتي غالب مردم به لحاظ عيني خواستار توسعه و رفاه همانند جوامع پيشرفته‌اند. واقعه تناقض‌نما اين‌كه غالب ما در يك فرهنگ و توليد سنتي خواستار زندگي مدرن و رفاه بالاييم! و با اين‌كه بيش از صد سال است گرفتار اين تناقضيم و در آن غوطه مي‌خوريم و تلاش بسيار هم كرده‌ايم اما هنوز در زمرهء كشورهاي توسعه نيافته مانده‌ايم. در توصيف اين تناقض فرهنگي همين بس كه به لحاظ عيني، همه ثروت را خوب مي‌دانند و به ثروتمندان هم احترام مي‌گذارند ولي به لحاظ ذهني از ثروت و ثروتمندان بد مي‌گويند و بدشان مي‌آيد و ...

براي رهايي از اين تناقض بايد تغييرات فرهنگي را در جامعه مورد توجه قرار داد و بايد بدانيم تا زماني كه «فرهنگ سرمايه‌گذاري» به عنوان يك فرهنگ غالب در جامعهء ما درنيايد مسير رشد و توسعهء ما هموار نخواهد شد. به عبارت بهتر جامعهء ما براي دستيابي به توسعهء اقتصادي و اجتماعي نياز به پالايش فرهنگي دارد. ما بايد با بازنگري در فرهنگ سنتي و تلفيق آن با فرهنگ صنعتي و مدرن راه عبور جامعهء خود را به سوي آينده هموار كنيم. ارزش‌هايي همچون زهد و ساده‌زيستي و صرفه‌جويي مي‌تواند وجه اثباتي يابد و به عوامل تشديدكنندهء پس‌انداز و سرمايه‌گذاري در جامعه دامن زند، در عين حال ثروت و ثروتمندي ارج و قرب يابد و سرمايه‌داري امري مثبت قلمداد شود. در اين صورت «فرهنگ سرمايه‌گذاري» وجه غالب فرهنگ جامعهء ما خواهد شد و آنگاه به جاي رقابت در مصرف و تجمل‌گرايي و رانت‌جويي، رقابت در پس‌انداز و سرمايه‌گذاري و كار و تلاش جايگزين، عرصهء اقتصاد و بازار سرمايهء ما دگرگون و دنيايي دگر خواهيم داشت.



   نظرات

بنده خدا :

با سلام واحترام
آقاي مزروعي بنظر بنده يكي از عوامل محبوس ماندن جامعه
در فرهنگ سنتي وقديمي خود رفتار خودخواهانه نخبگان وخصوصا روشنفكران است كه چون به جايي مي رسند فقط به فكر منافع دوست داشتني خود هستند! مثلا خود جنابعالي آيا
تا حالا محاسبه كرده ايد كه تا كنون از بركت جمهوري اسلامي
چقدر به سفرهاي رنگارنگ داخلي وخارجي رفته ايد؟!
آيا ميدانيد شما بعنوان ماركوپلوي اصلاحات لقب گرفته ايد .احتمالا با هزينه سفرهاي جنابعالي مي شد چندين مدرسه ساخت .

مزروعی : با سلام وتشکر از لطف وحسن نظر جنابعالی با عنوان "بنده خدا" والبته لابد می دانید که این عنوان را بکاربردن شروط بسیار دارد که مهمترینش عدل وانصاف است واما پاسخ، اول اینکه بنده هیچ ادعای نخبگی وروشنفکری ندارم و این بلند نظری یا خطای دیدگاهی شما را می رساند ومن حداکثر خود را یک شهروند می دانم. دوم خوشبختانه یا بدبختانه بالاترین جایی یا مقامی که ینده رسیده ام نمایندگی مجلس ششم بوده که آنهم با رای مردم بوده است وخوشحالم که دراین مقام به عهدی که با مردم بسته بودم وفادار مانده وزندگی قبل وبعد از نمایندگی ام فرقی نکرد. سوم نمی دانم شما رفتار خود خواهانه را با چه متری اندازه گرفته وداوری می کنید تا من نیز بتوانم با همان مترخود را اندازه گرفته ومیزان خودخواهی ام را دریابم اما اگر متر شما" منافغ دوست داشتنی خود" است چون بارها در این وبلاگ در این باره توضیح داده ام وظاهرا شما یا آنها را نخوانده اید ویا خوانده وقانع نشده اید خواهشمندم بطور دقیق وشفاف آنرا تعریف وکمی کنید تا پاسخگو باشم. چهارم سفرهای بنده به برکت جمهوری اسلامی نبوده است بلکه به وضعیت شغلی وکاری ام برمی گردد وغالب آنها در ارتباط با کار روزنامه نگاری ام بوده وذره ای به حکومت ارتباط نداشته است وقطعا هرنوع حکومت دیگری هم بود همین اتفاق برای یک روزنامه نگارمرتبط با حوزه کاری اش اتفاق می افتاد. پنجم اگر فرض را بر این بگذاریم که بنده در طی سالهای پس از انقلاب حداکثر صد سفر خارجی داشته ام وهزینه هر سفربطور میانگین سه میلیون تومان شده باشد جمع آن می شود سیصد میلیون تومان! انصافا با این مبلغ چند مدرسه می شود ساخت؟ والبته به شما اطمینان می دهم این سفرها رنگارنگ نبوده است! ششم با این توضیحات از شما می پرسم مگر مارکوپلو بودن چه اشکالی دارد که به شوخی یا جدی آنرا به من نسبت دهند؟ وآیا سفرهای من روی دوش کسی یا کسانی سنگینی می دهد یا جای سفر کردن برای دیگران را تنگ کرده است؟ ویا...وآخر اینکه ای کاش این امکان برای همه مسئولان جمهوری اسلامی فراهم آورده شود که سالی یکی دوبار به سفر خارج روند وتجربه دیگران را در حکومتداری ببینند ودریابند که دیگران چگونه کشورشان را اداره می کنند واینجا چگونه اداره می شود که از قدیم گفته اند:" بسیار سفر باید تا پخته شود خامی" ومن خوشحالم که همین سفر ها مرا از خامی بیرون آورده هر چند تا پختگی کامل فاصله دارم.

 

بیدار :

آقای مزروعی جر اسعی میکنید با محمل بافی جواب کاربران بدهید و سانسور هم می کنید. اگر قصد نظر خواهی آزاد را دارید، پس چرا سانسور میکنید؟ اگر ندارید پس چرا نمی بندید، اینکه نشد نظر خواهی، هر آنچه که من بخوام باید همان گفته بشه و بس . الحق که از جنس ... هستید.

مزروعی : با سلام، من معنا ی نظرخواهی آزاد را این نمی دانم که فردی بدون هرگونه مسئولیت پذیری هرچه می خواهد با نام مستعاربنویسد .شما اگر براستی فرد آزادیخواهی هستید باید مسئولیت نظرهاتان را هم با اسم ورسم مشخص بپذیرید وفکر نمی کنم در هیچ کجای عالم این نوع نظردهی که شما طرفدار آن هستید پذیرفته باشد ضمن آنکه چرا شما اصرار دارید دراینجا نظر دهید؟ تا اگر سانسور شدو...دستور بستن صادر کنید؟ الحمدلله در این عالم مجازی جا برای همه آنانی که اهل نظرند یا...وجوددارد ولازم نیست شما خودش را ناراحت کنی.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007