« مبارزه با فقر و فساد و تبعيض | صفحه اول | آمارهاي جعلي(1) »

23 اردیبهشت 86

براندازی نرم

یکی از ویژگی های ما ایرانیان پناه بردن به مفاهیم کلی و کشدار بطور عموم و حکومتگرانمان بطورخاص واژه سازی برای برخورد با حوادث واقعه بجای تحلیل و شناخت درست واقعیات و برخورد علمی وکارشناسی با آنهاست . نمی دانم این چه بیماری است که حکومتگران ما در گذشته وحال بدان مبتلا هستند که جز به بقای حاکمیت خود و نه نظام سیاسی نمی اندیشند و ظاهرا دامنه این ابتلا به طرفداران حکومت در بخش رسانه ای وتریبون های عمومی نیز سرایت دارد و آن اینکه در پی هر صدای منتقد و معترض و مخالفی با هر محتوایی در پی رد پای دشمن و وابستگی به خارج و طرح براندازی و... می گردند بجای آنکه گوشها و چشمهای خود را باز کنند تا صداهای برآمده را بشنوند و دردها را ببینندو... وبه درمان بیندیشند. در سالهای اخیر و به ویژه پس از رخداد دوم خرداد76 و باز شدن فضای جامعه و برآمدن بسیاری از مطالبات و دردها و فریادها و براه افتادن بخشی از نیروهای اجتماعی و سیاسی، برخی نهادهای نظامی و امنیتی و قضایی و رسانه ای که بدست اقتدارگرایان اداره می شد (و می شود) در واکنش به این وضعیت و برای مهار حرکت اصلاحی در جامعه در حرکتی معکوس به واژه سازی و توجیه نیروهای خودی برای تقابل و رویارویی با اصلاحات و اصلاح طلبان دست زدند که واژه هایی همچون"براندازی آرام"،"براندازی خاموش"،"براندازی قانونی" ،...واخیرا "براندازی نرم" حاصل چنین نگرش و وضعیتی است.هرچند تا امروز براین نویسنده معنا و مفهوم این واژه سازی ها بخصوص "براندازی قانونی" معلوم نگشته است و اینکه چگونه می شود از طریق شیوه و فعالیت های قانونی یک نظام را برانداخت اما اینرا بخوبی می دانم که دوستان اقتدارگرای ما برای جاانداختن این واژه ها و توجیه نیروهای خودی چه ها که نکرده اندو از جمله برای برخورد های آنچنانی با آنانی که به زعم اینان براندازند از کیسه بیت المال برای فضا سازی های تبلیغاتی و چاپ بولتن های رنگ و وارنگ ومغزشویی و...هزینه بسیار کرده اندو حتی کار به اینجا رسیده است که با جعل اسم و لوگوی نشریات دانشجویی به توزیع مطالبی دست زده اند تا ذیل توهین به مقدسات بتوانند با بسیج نیرو کار دانشجویان غیر خودی در دانشگاهها را بسازندو... اما ظاهرا با همه این اقدامات قافله این براندازان هرروزبیشتر وبیشترمی شود.

در دورانی که نماینده مجلس بودم وگهگاه این بولتن ها وخبرنامه های داخلی وغیر آن منتشره توسط برادران بدستم می رسید در می یافتم که آنها چه زحماتی را برای تهیه مطالب وچاپ اینها می کشند(خوب در کشوری که کار مولد معنا ندارد وبیکاری فراوان است اینکار خودش اشتغال زایی جذابی است وحقوقش هم نسبتا خوب!) .آنها نوشته ها وگفته های امثال بنده (متعلق به طیف اصلاح طلب) را از جاهای مختلف جمع آوری وکنارهم مونتاژ کرده و آنگاه تحلیل های آنچنانی که ایهاالناس اینان در پی "براندازی خاموش" یا...نظامند وبپا خیزید که حکومت دارد می رود و...و خوشمزه اینکه در همان زمان هم عده ای با ژست اپوزیسیون و رادیکال به امثال بنده لقب اصلاح طلب حکومتی عطا کرده و ما را عامل فریب مردم و بقای نظام معرفی می کردند و ما در این میانه چوب دو سر طلا، و البته اینروزها طرفداران معجزه هزاره سوم هم به بانگ بلند می گویند که خدا شر اصلاح طلبان برانداز را از سرحکومت و اینان کم کرد! و لابد به همین دلیل است که دیگر از واژه های قبلی براندازی استفاده نکرده وبا ابتکار و اختراع از "براندازی نرم" سخن می گویند. شان نزول آنرا هم می دانیم وآن اینکه در سایه عملکرد محیرالعقول و معجز ه آسای دولت نهم و مجلس فرمایشی هفتم در سال گذشته صدای اعتراض نجیب ترین اقشار اجتماعی جامعه ما یعنی کارگران و معلمان درآمده و به خیل دیگر معترضان دانشجویی و سیاسی پیوسته اند و جناح یکدست حاکم که در برابر این موج اعتراضی در مانده است ناچار از تمسک به سنت رایج فرافکنی و واژه سازی شده است. واقعا نمی دانم اینان تا کی می خواهند به یک چنین شیوه های غلطی در تحلیل مسائل جامعه و حکومتداری ادامه دهند اما اینرا به نیکی می دانم که رژیم سابق با کاربرد همین شیوه ها اسباب سقوط خود را فراهم ساخت و اینرا هم به خوبی از آیه های الهی آموخته ام که درسنت های الهی حاکم بر هستی تغییر و تبدیلی نیست و خداوند با هیچ قوم و ملتی خویشی ندارد و هر حکومتی یا حکومتگرانی که چشم و گوش خود را به روی مردم و خواسته هاشان بستند و طریق علو و سرکوب و ظلم در پیش گرفتند دیر یا زود سقوط کردند . به نظرم این بزرگترین اشتباه و خطای حکومتگران ماست که تصور کنند همه یا غالب ایرانیان باید موافق حکومت و آنها باشند و اگر غیر از این بود اینان عامل یا فریب خورده و...دشمن اندو از خارج پول می گیرند یا هدایت می شوند و...و آنگاه هر صدای اعتراضی را در پی "براندازی نرم" و... بدانندو... این تصوری باطل و خود نشانه ضعف باورمندان به این تصور در اداره حکومت است. حکومت مقتدر و حکومتگران کارآمد همواره به این اندیشه می کنند که چگونه عمل کنند تا دایره موافقان خود را افزایش داده و جلب نظر مخالفان نمایند و نه اینکه از هر ریسمان سیاه و سفیدی بترسند و چوب سرکوب و تهدید و تحدید و بازداشت و زندان و... بالا برند .حکومتگران عاقل صدای معترضان را می شنوند و پاسخ درست می دهند و از این طریق روز بروز بر پایه های مقبولیت و مشروعیت نظام سیاسی وخود می افزایند و نه اینکه با گسترش دایره براندازان دیگر حتی جایی برای افراد میانه و بی تفاوت و...هم نگذارند!

بر پایه برداشتی که من از وضعیت امروز جامعه و نظام جمهوری اسلامی ایران دارم کشور و حکومتگران ما در وضعیت شکننده ای قرار دارند و برخورد با این وضعیت تدابیر وظرائف بسیاری را از سوی حاکمان در همه سطوح می طلبد.با تکیه بر تحلیل نتایج دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراها در انطباق با صف بندی نیروهای اجتماعی و آرایش سیاسی موجود می توان ادعا کرد تنها بین 15 تا 20 درصد جمعیت ایران موافق وضع موجود (جناح حاکم و نظام سیاسی) هستند اما 35 تا 45 درصد مردم موافق وضع موجود نیستند وخواستار اصلاحاتند( مخالف جناح حاکم و موافق نظام سیاسی اما با انجام اصلاحات)، وسرجمع موافقان نظام سیاسی با اختلاف نگرشی که دارند حداکثر 60 در صد می شود. در مقابل حدود 20 درصد مردم خواستار تغییر نظامند و حدود 20 در صد دیگر نیز بی تفاوت نسبت به نوع نظامند و سر در کار و زندگی خویش دارند! به عبارت دیگر حداقل 60 درصد افراد جامعه ما خواستار تغییر در وضع موجودند و قطعا در چنین شرایط و جامعه ای اداره کشور کار شاق و دشواری است و جز با هوشمندی و بهره گیری از تمامی امکانات و منابع انسانی و مادی ممکن نیست و متاسفانه با تجربه بدست آمده از عملکرد مجلس فرمایشی هفتم و دولت نهم می توان پیش بینی کرد که کشور و نظام رو به ویرانی و فروپاشی می رود، و البته دعا می کنم که برداشت من غلط باشد. به عنوان مثال نحوه رویارویی نظام و مسئولان با اعتراضات اجتماعی و به ویژه معلمان ودانشجویان شاخص بسیار تعیین کننده ای در روند حرکت نظام سیاسی و حاکمان بسوی آینده است . برپایه نتایج پیمایش ملی «ارزشها و نگرش های ایرانیان» انجام شده در سال 82 معلمان بالاترین رتبه را از نظر اعتبار و مرجعیت اجتماعی در جامعه امروز ایران دارند و روشن است که اگر برخوردهای سرگوبگرانه با این قشر انجام شود و ادامه یابد صدای اعتراض و واکنش را به درون خانه هر ایرانی می برد و...واقعا جای تاسف دارد که کار بجایی رسیده است تا دستگاه های فرهنگی و امنیتی وقضایی با تمسک به روشهایی کاملا غیر قانونی در صدد تعطیلی نشریه«قلم معلم» که به درج اخبار مرتبط با فرهنگیان می پرداخت برآیند و صاحب این نشریه را که یک فرهنگی بازنشسته و دلسوخته است هر روز به اینطرف و آنطرف کشیده و مورد بازجویی و سین وجین قرار دهند که چرا نشریه منتشر و این اخبار را درج می کند ؟جالب آنکه در همین اوضاع و احوال مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور مهرورز و عدالت خواه در یک برنامه سیما مدعی شد که هیچ فشار و کنترل و...از سوی دولت متوجه مطبوعات نیست وآنها آزادانه بکار مشغولند! خوب ایشان لابد حق دارند چون اطلاع ندارند و اخبار درست به ایشان نمی دهند یا نمی رسد والا ایشان قصد دروغ کفتن یا سرکار گذاشتن مردم را ندارند ومی خواهند به بندگان خدا خدمت کنند و همچون رئیس چمهور محبوبشان کشور را به تعالی برسانند!
امیدوارم که نظامداران بجای متهم کردن دیگران به "براندازی نرم " ورابطه با خارج و... کمی به افعال و اعمال و گفتار خود اندیشه کنند تا دریابند چرا اوضاع اینگونه شده است که این همه برانداز در دامن و بستر آن پیدا شده است؟ براندازانی که خود روزگاری در صف اول دفاع از نظام بوده اند و پرونده های درخشانی در جبهه وجنگ دارند.و آیا جز این است که در نهایت عملکرد نهاد های حاکم وافراد مسئول به وجود آورنده این بستر و وضعیت بوده اند؟ وآیا اینان خود"براندازی نرم" نمی کنند؟و...




   نظرات

سهند. صادق :

اگر حکومتی یا هر پدیده ائی راه حل مشکلات و رشد و ترقی و تکامل را در درون خود سد کند، در اصل ضد خودش را در درون خودش می سازد و به قول مثل معروف هر چیزی ضد خودش را در درون خودش می سازد.
جمهوری اسلامی از همان اوایل نتوانست خودش را با آزادی و راه رشد آگاهی و پیشرفت سیاسی اجتماعی اقتصادی توده ها و حتی با جهان خارج وفق دهد و لذا حرکتهای آزادی و ترقی خواهانه را با ... سد کرد و بنابراین زمینه های سرنگونی و نابودی خودش را بنا کرد. به همین دلیل سر نوشت محتوم نظام ولی فقیه تغییر به سوی دمکراسی و عدالت است زیرا نظام ولایت فقیه یک نظام غیر قابل اصلاح است. به همین دلیل هر گاه یک حکومت و یا یک جریان فکری وسیاسی نتواند خودش را ملی بسازد، حتی اگر وابستگی خارجی هم نداشته باشد، خود بخود تبدیل به مزدوری بیمزد شده و منافع سودجویان چپاولگر... را تاًمین میکند. ادموند بر میگوید > اگر سیستمی نتواند خودش را تغییر داده و وبا شرایط مدرن منطبق سازد ،قادر به حفظ خود نیز نخواهد بود، لذا حاکمیتی که کارش سلب آزادیهای سیاسی، شخصی و اجتماعی و لباس و روسری ... و دخالت در مسائل شخصی و توهین و تحقیر مردم شد، به گذشته تعلق دارد و باید برود. سلام به خانم شیرین عبادی مدافع حقوق بشر داخل نظام برسانید.

مزروعی : با سلام ، هرچند با برخی تعابیر شما موافق نیستم و برخی ازآنها را نفطه چین کردم اما فکر نمی کنم نیازی باشد آدم برای زدن حرف حساب این تعابیر را بکاربرد. من با کلیت حرف ومدعای شما موافقم ولازم هم نبود اینرا به کسی نسبت دهید. در ضمن متوجه شدم شما هم همانندعادت اقندارگرایان که مردم ایران را به خودی وغیر خودی تقسیم می کنند عادت به تقسیم بندی از نوع درون وبرون نظام دارید وظاهرا متوجه نیستند که عادت تقسیم کردن مردم از هرنوعش با هیچیک از قواعد دموکراتیک وحقوق بشر نمی خواند ومشکل غالب ما ایرانیان همین است که در عین ادعای مبارزه با استبداد و...خودمان به همان بیماری هایی که ادعای مبارزه با آنها را داریم مبتلا هستیم وبه همین دلیل هم هست که مبارزات ما ایرانیان از مشروطه تا کنون برای دستیابی به آزادی ودموکراسی و...وعلیرغم جابجایی چند رژیم به ثمر نرسیده است چون پس از استقرار رژیم جدید شیوه های استبدادی از درون تک تک ما سر برآورده ودر لباس حاکمیت برما سایه افکن شده است وراه را هم بر اصلاحات تدریجی ودرونی بسته است بگونه ای که افرادی همچون شما دوباره به این صرافت بیافتند که انقلابی دگر باید کرد! اما امثال بنده با تکیه بر تاریخ معاصر وتجربیات حادث و ...فکر می کنم که علیرغم همه سختی ها وسرسختی ها اگر بتوان در درون همین نظام موجود اصلاحات تدریجی انجام داد ومسیر را به اهداف اولیه انقلاب اسلامی که آزادی ، استقلال ،جمهوری ،عدالت،...بود برگرداند با کمترین هزینه می توان پیشترین دستاورد را برای ملت وکشور داشت وراه اصلاح طلبی را تنها راه نجات کشور وپیشترفت آن می دانم.

 

amir :

آقای مزروعی،کسل ودرمانده ام.از این همه، بدبینی،بی اعتمادی وسوظنی ،که دولتمردان مان دارند.می خواهم از هند بگویم.(باور دارم که می دانید)کشوری فقیر ،با جمعیت میلیاردی معروف به هفتاد ودو ملت ومذهب،قصدم،از تکرار، تلنگریست بر فکر وروح بیمارمان،که در توهم ، است،که خودی، دشمن است....خبرنگاری، پس از انتخابات هند ،از واچپایی نخست وزیر هند سئوال کرد.آقای واچپایی،چرا از خانم سونیا گاندی،ایتالیایی تبار ومسیحی مذهب شکست خوردید؟واچپایی پاسخ داد."ما شکست خوردیم.اما هند پیروز شد."سئوال این است.چرا دولت مردان ما از این ادبیات استفاده نمی کنند.چرا مدعیان مهرورزی و عدات گستری،از رقبای انتخاباتی( که همه مورد تایید نظامند)گرفته، تا دانشجویان،کارگران،زنان ومعلمان که در پی مطالبات صنفی خود، می باشند.را، برجسب برانداز می زند.تا عدم تحقق وعده های خود را به گردن دیگران بیندازد.اگر این توهم از وجود مان رخت بر نکند.این سیکل معیوب ادامه خواهد داشت.به قول قدیمی ها، آش ،همین آشو، کاسه همان کاسه خواهد بود.

مزروعی : باسلام، کاملا درست است وامیدوارم روزی جامعه وسیاستمداران ما هم به همین نقطه برسند.

 

بیدار وطن پرست :

عنان تا در کف نامردمان است ستم با مرد خواهد کرد نامرد.
آقای مزروعی انگار که در شهر کورها سخن می گویند!
آقای مزروعی شما راه ... ولایت فقیه را عمداً انتخاب کرده اید به همین دلیل دیگر شما را نمی توان قانع کرد لذا کسی که در فکر پاک کردن دستان ...28 سالهً نظام باشد، خود شریک جرم آنان است و به قول امام علی(ع) هر گاه مظلومی، ظلم ظالم را آگاهانه بپذیرد، آنگاه ظالم ومظلوم هر دو شریک جرمند.
تربیت نا اهل را چون گردکان در گنبد است / ذات بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است

مزروعی : با سلام، دوست بیدار وطن پرست! ظاهرا شما فراموش کرده اید که جمعیت ایران نزدیک به 70 میلیون نفر است واکثریت قاطع آنها علاوه بر دوگوش ، دوچشم و...هم دارند پس هیچیک از ما در شهر کورها آنهم در این دنیای ارتباطات سخن نمی گوئیم والحمدلله همه در معرض داوری هستیم.من نمی دانم شما کجا زندگی می کنید که اینقدر محکم ادعا می کنید وخیلی راحت من را شریک جرم وخودتان را تبرئه می کنید، اما با این تعریفی که شما کرده اید فکر می کنم شما هم مثل بنده شریک جرم باشید چون من فریاد وعمل شما کجا بوده است؟ به نظرم اما اشکال اصلی در نوع دید ونگرش شما به جامعه وانسانهاست وشما همچون غالب ایرانیان امورجامعه وآدمها را سیاه وسفید می بینید در حالیکه دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیای خاکستری است وما به تعداد آدمهایی که داریم در طیفی از نیکو وبد جای می گیرند وهیچ آدمی داتش بد نیست بلکه بستگی به شرایط ومقتضیات ماهیت وجودی اش شکل می گیرد.با منطق شما امثال امیر کبیر که صدر اعظم ناصرالدین شاه بود یا مدرس ومصدق چون نماینده مجلس ونخست وزیردر ؤژیم پهلوی بودند شریک جرم این رژیم بودند اما می دانیم که اینها بعلاوه بسیاری آدمهای دیگر در صدد اصلاح ومدمت به مردم بودند واصولا نمی توان همه افرادی را که در دورانها وحکومتهای مختلف در حکومت ومسئولیت بودند با یک چوب راند وبه این آسانی در مورد آنها حکم داد.البته شما آزادید هرچه را می خواهید به من بگوئید اما خدا وکیلی در مورد دیگران با این آسانی داوری نکنید وحکم ندهید که این بیش از همه به ضرر خودتان است چرا که شما تافته ای جدابافته از بقیه ایرانیان نیستید وسرجمع عمل ما وضع موجود را به وجود آورده است درضمن یادآور می شوم گه شورای نگهبان مرا به علت عدم اعتقاد والتزام به اسلام واصل مترقی ولایت فقیه برای نامزدی نمایندگی مجلس هفتم رد صلاحیت کرد وبه هیمین آسانی شما در مورد بنده حکم داد ونمی دانم فرق شما وآنها در چه می تواند باشد.

 

اقبالي :

جناب آقاي مزروعي با سلام
اصلاحات،آزادي ، دموكراسي ،استقلال و..... همه موضوعات خوب وابده آل همه جوامع است و همه خواهان آن وليكن يادتان باشد قدرت طلبان حاكم خود را به خواب زده اند و كسي نميتواند آنها را بيدار كند.

مزروعی : با سلام، در همه جای دنیا همینگونه بوده وخواهد بود اما در برخی جوامع با پایمردی وپیگیری آزادی خواهان وپرداخت هزینه های گران بالاخره قدرت طلبان حاکم ناچار از بیداری و تسلیم به این خواستها شده اند که شاهد مثال ما در زمان حاضر برخی کشورهای آسیایی وآمریکای لاتین هستند والبته پیش از آنها تجربه کشورهای اروپایی را داریم.

 

hassan salami :

سلام آقاي مزروعي
خسته نباشيد
يادداشت هايتان را مي خوانم
خدا قوت و اميدوارم همواره خستگي ناپذير ادامه دهيد.
بنده هم عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران و خواستار تبادل لينك و معرفي وبلاگم توسط جناب عالي هستم .
به اميد ديدا ر مجدد
سلامي
24/2/86

مزروعی : با سلام وتشکر از حسن ظن شما ، من تاکنون چنین کاری را بدلایل شخصی وگرفتاری جانبی نکرده ام واز این نظر عذر خواهی می کنم.

 

راوی :

به نظر من آقای مزروعی آدم روراست و صادقی نیستند و انحصار طلبی و فرصت طلبی را از... خودشان به ارث برد ه اند، آقای مزروعی می فرمایند که: مردم ایران ستم و جور را کشیده و فقر و فلاکت را نیز تحمل بکنند و نظام هم به کار ویرانی و جنایت خود ادامه بدهند! واگر روزی دری به تخته خورد و حاکمان دیکتاتور بیدار شده و از پوسیده و گند آنان خاری بیرون زد ! آنوقت ما اصلاح طلبان هزار چهره و قلابی باز هم هستیم!! عجب !

مزروعی : باسلام وتشکر از لطف ومهرورزی شما، نمی دانم شما با چه متر ومعیاری روراستی وصادق نبودن مرا اندازه گیری کرده وبه این نتیجه رسیده اید اما شما که خود را خیلی روراست وصادق می دانید مغلوم دارید بنده در کدام نوشته یا گفته آورده ام که:" مردم ایران ستم و جور را کشیده و فقر و فلاکت را نیز تحمل بکنند و نظام هم به کار ویرانی و جنایت خود ادامه بدهند!..." اکر شما همین یک فقره را نشان دادید آنوقت حق با شماشت! نکته دیگر اینکه شما اگر اصلاح طلبان یک چهره واصیل را می شناسید معرفی نمائید تا بنده هم بشناسم ومطمئن با شید پشت سر اوقرار خواهم گرفت.وآخر اینکه اگر دل شما از اینگونه ادبیات ونوشتن نسبت به من خنک می شود وسرکیف می شوید خوشحالم که اقلا وجود من باعث خنکی وسر کیفی شما می شود اما باور کنید به لحاظ مضمون ومحتوا اشتباه گرفته اید!

 

amir :

آقای مزروعی عزیز،با سلام وتحیت .....آنچه می نویسم درد دلی با شماست.دیگر هیج...."چه شد؟".... باپیروزی انقلاب نور امیدی در دلهاتابید.سلطنت واژگون شد.شد جمهوری اسلامی،امید افزون وانتظارات زیاد،خبر از دوران جدید،با معیار ها وارزش های نو،ارزش هایی چون و اعتصموابحبل الله...ملاک سنجش انسان ها تقوی و....چه شد؟هزاران وعده و وعید مادی ومعنوی را چه شد؟بالاخره این ره به کجا می رود؟می خواهم جند جمله ای از اندیشمند فرانسوی دو لابو ئنی بگویم.ایشان گفته اند: جباران رومی،در گوشه کنار شهر ها خوان نعمت می گستردند .اطعام به صدقه می دادند.تا گرسنگان وبی چیزان جز به خوردن به هیچ چیز نیندیشند...شاهان وسلاطین،گندم،شراب وسکه ونقره بذل وبخشش می کردند.تا مردم فریاد زنند.زنده باد شاه...دیکتاتورانی بودند.که مردم را با بازی ها،دادن مدال ها وجایزه ها وده ها افیون از این دست به بندگی می کشیدند.تا فریاد زنند زنده باد هیتلر،کاسترو،استالین،موسولینی ،قذافی و دیکتاتور های ریز وبزرگ های دیگر...اما مردم از همه جا بی خبر نمی فهمیدند.تن به چه می دهند.در حقیقت بخشی از دارایی به غارت رفته خودشان است.......باید قبول نمودکه ذات توده ی مردم به گونه ای است.که، به، آنان که دلسوز مردم وخواهان زندگی خوب برایشان اند به دیده ی شک وظن وگمان می نگرند.بر عکس،نسبت به کسی که،فریب شان می دهد.میدان می دهند.وگلو پاره می کنند.....حال از بی خبری و جهل مردم خود بگویم.مشروطیت اتفاق افتاد.توده ی مردم نمی دانستند مشروطیت چیست؟(نخبه ای هم گفته بود.خودمان هم چیزی نمی دانستیم.فکر می کردیم.محمد علی شاه برود.تمام مشکل حل می شود.که نشد.بد تر هم شد.باعوض کردن هیچ چیز ی حل نمی شود.)نهضت ملی نفت به وقوع پیوست.توده مردم نفهمیدندملی شدن نفت یعنی چه؟انقلاب شد.حکومت شاهنشاهی ملغی گشت.توده ی مردم نفهمیدند جمهوریت چیست.مردم در دوم خرداد حماسه آفریدند باز هم نفهمیدند جامعه ی مدنی چیست.چه شد.دولت نهم شد.دولتی که هیچ کس را، بر نمی تابد.نمونه:مراجع تقلیدی چون،صانعی،منتظری و...روحانیون نواندیشی چون،کدیور،یوسفی اشکوری و...روشنفکرانی چون،سروش،گنجی ،آقا جری...روز نامه نگارانی چون،عبدی،زیدآبادی و...احزابی چون،مشارکت،مجاهدین انقلاب اسلامی،کارگزاران و...نظامیانی چون دکترمحسن رضائی که انصافا، فردی وارسته،مدیر وتوانمند است....کارمندان دولت چون،معلمان،پزشکان عمومی بیمارستان ها ی دولتی و...کارگران کشور راچون،کارگران شرکت واحد وکارخانجات گوناگون را...واقوام ملی،اقلیت های دینی ودانشجویان را...از همه دلخراش تر وهولناکتر حمله وحشیانه مردان نیروی انتظامی به نوامیس مردم( فریاد های دلخراش وجگر سوززنان ودخترمان رامی بینیم. سکوت می کنیم.و وای بر ما،..).این از دولت، حال از روحانی طرفدار دولت،که چه زیرکانه عوام فریبی می کند. سفر نامه اخیرشان(به خانه ی شیطان بزرگ امریکا،کاناداو آرژانتین و...که برای بقیه مردم حرام است.مصبیت هم دارد.) را در ادوارنیوز چنین شرح می دهد.دانشجوی مسیحی جلو آمد.گفت،تملق نمی گویم(از اون حرفاست)"من در شما نور خدایی می بینم"کشیشان بغل می کردند.می گفتند.این شما هستید که باید" پرچمدار توحید ومبارزه با فساد اخلاقی وانحراف باشید." چه انتظار از رئیس دولت که می گوید."بر سرم هاله نور دیدم."باید خندید یا گریست. غرض از این همه درد سر،آیا این حکومت توتالیتر نیست؟ این دولت(مگر دوره اش چهار ساله نیست.) نه تنها به حفظ قدرت سیاسی وسرکوب مخالفان خود بسنده نیست.بلکه می خواهد به همه ی عرصه های حیات اجتماعی مسلط شود.آن ایده ای که در سر داردمحقق کند.(مگر در یک دوره، که دو سالش همة گذشته، امکان پذیر است.من فکر می کنم .اینان می خواهند.دولت اسلامی ایجاد کنند.)ویژگی دیگر این دولت دروغ فراگیر است.یعنی زندگی در دروغ.این امر مردم را وا می دارد. به تدریج توانایی زندگی در راستی را از دست بدهند.خواسته ونا خواسته در خدمت دولت قرار می گیرند.یعنی مردم خود دولت می شوند.(احمدی نژاد گفته اند .که برای هر بر نامه ای پانزده سال وقت صرف کرده اند.معلوم میشه خیالاتی دگر دارند.)در پایان از این که مصدع اوقاتتان شدم .پیشاپیش معذرت می خواهم.موافقت یا عدم موافقتان را در خصوص این موضوع که رفتار دو لت نهم توتالیتر است یا خیر .در مقاله بعدیتان در قسمت نظر کاربران در یک جمله کوتا ه بیان فرمایید.مرا اشارتی کافیست.این مطالب درد دلی بودفقط با جنابعالی د یگر هیچ،حق همراهتان،عزت زیاد

مزروعی : با سلام وتشکر ازشما، از نظرمن دولت احمدی نژاد با همه آنچه آورده اید یک دولت توتالیترنیست واصولا امکان حاکمیت یک دولت توتالیتر را در ایران امروز ممتنع می دانم .در عین حال من هم نظر باشما به ویژه در نوع نگاه شما به مردم نیستم به این دلیل که وقتی واژه"توده مردم" را بکار می بریم منظورمان به کدام فرد وقشر وطبقه وگروه و...اجتماعی است واین نوع کاربرد می تواند رهزن اندیشه وتحلیل درست مسائل اجتماعی باشد . اصولا این انتظار که ما فکرکنیم همه افراد یک جامعه (یا به تعبیر شما توده مردم) نسبت به مسائل سیاسی واجتماعی و...اگاه وفعال باشند انتظار نادرستی است اما این انتظار که اقشاری از جامعه(دانشگاهیان،عالمان دینی ،روشنفکران،...) باید اگاه وفعال بوده ونقش پیشتازی وراهبری تحولات اجتماعی را بدوش کشند وسایر افراد(به تعبیر شما نوده مردم)را با خود همراه سازند انتظار بجایی است ودر تاریخ معاصر ایران هم آنجایی که اینها توانسته اند این نقش را بخوبی انجام دهند مردم با آنها همراه شده اند وآنجا که نتوانسته اند از آنها جدا شده اند بنابر این ثقل بحث ما باید کتوجه این موضوع وتحلیل چرایی آن شود. تجربه دیگر جوامع نیز همین را نشان می دهدو بطور مثال فکر می کنید چند درصد مردم جوامعه دموکراتیک نسبت به مسائل سیاسی واجتماعی جامعه شان آگاهی دارند وفعالانه برخورد می کنند؟

 

معلم خلق :

« مدعیان قلابی رفرم> وقتی می گویم قلابی بدان معنی است که این آقایان قبل از اینکه نیت اصلاح را داشته باشند به ...وصلند یعنی منتسب به عمود خیمهً نظامند این را بهش می گند قلابی یعنی آویزان به دیکتاتوری و قدرت انحصاری.
هر کسی که می گوید می خواهم اصلاح کنم ، باید گفت بسیار خوب احسنت ! اصلاح کن ولی اصلاح کن ، نه افساد و تداوم افساد. نه اینکه یک چیز کهنهً وفرسوده را که فرزندان آزادیخواه ملت ایران برای افشای آن خونها داده اند، آرایش و حفظ کنی.اصلاح کن ولی یار... نباش، در طرف جلاد نباش،... برای اصلاحات واقعی، پایه همانا حاکمیت مردم(دمکراسی) و شاخص آن انتخابات آزاد است و نه انتخاباتی با شورای نگهبان ، نه انتخاباتی با اعتقاد قلبی والتزام عملی به ولایت فقیه...! شاخص شناخته شده و تجربه شدهً رفرمیسم در تمام دنیا انتخابات آزاد و نفی حکومت استبدادیست و این یک حداقلی است که دیگر کمتر از آن نمی توان صحبت از اصلاح طلب و حتی محافظه کار به میان آورد.حکومت مذهبی مبتنی بر ولایت مطلقهً فقیه که رئیس جمهور و وزرا و نمایندگان مجلس و همهً مقامات کشوری و لشکری آن بایستی از فیلتر اعتقاد قلبی و التزام عملی به ولایت فقیه، عبور کنند متعلق به قرون وسطی است. بنابراین تقسیم بندی و واژه های اصلاح طلب و محافظه کار در چنین رژیمی از نظر منطقی فقط قیاس مع الفارق و از نظر سیاسی فریب محض است.سخنی از دوران آقای خاتمی واصلاح طلبان !؟

مزروعی : با سلام جناب معلم خلق : خیلی تلاش کردم تا با سانسورنظرشما رابهداشتی وقابل انتشار کنم که این درآمده است! خوب شما که حتی دردنیای اینترنت ومجازی جرئت ندارید اسم ورسم خودتان را اعلام ومسئولیت حرفهایتان را بپذیرید چگونه می خواهید در دنیای واقعی اصلاحات بقول خودتان واقعی انجام دهید؟ جناب من یا ما هرچه هستیم به اندازه ای حرف می زنیم ومدعا داریم که جرئتش را داریم وهزینه اش را می پردازیم اما امثال شما که حتی حاضر نسیت کوچکترین هزینه ای برای حرفها ومدعاهاش بپردازد جطور؟ ومطمئن باش که با امثال شما هیچ اتفاقی نمی افتد وچون غائب از نظر هستید هیچ کسی با شما همراهی نمی کند والبته براحتی می توانید به دیگران هر نسبتی می خواهید بدهید.

 

راوی :

آقای مزروعی> بنده به نقل از معلم خلق جملاتی را از دوران خاتمی یاد آوری کردم و نوشتم ولیمن میدانم که شما را از خصوصیات و رسم و رسوم مردانگی محروم کرد ه اند و شاید هم محروم هستید، ولی اگر نیستید بروید آنهائی که با اسم رسم در نظام مقدس شما برای دفاع از آزادی زندانی و یا اعدام شده اند را بیان کنید( نگفتم آزاد کنید چونکه هر گز قصد آنرا نداشته و ندارید، که شما خودتان جزئی از بانیان این وضعیت و نظام پلیسی هستید..) تا بنده و میلیونها ایرانی دیگر آنوقت در کنا هم و بدون تفتیش و تهدید و زندگی خواهیم کرد.

مزروعی : با سلام،جناب اروی ! شما که مدعی مردانگی هستید یکبار دیگر بخشی از نظر قبلی شما را می آورم:" آقای مزروعی می فرمایند که: مردم ایران ستم و جور را کشیده و فقر و فلاکت را نیز تحمل بکنند و نظام هم به کار ویرانی و جنایت خود ادامه بدهند! ..." خوب ملاحظه می کنید که شما این جملات را به نقل از معلم خلق(که نمی دانم شما از کجا ایشان را می شناسید تا از ایشان نقل کنید!) نیاورده اید بلکه مستقیما وبدون هرگونه مستندی به بنده نسبت داده اید ومن از شما خواستم فقط برای اینکه رسم مردانگی مدعایی تان را اثبات کنید بطور مستند نشان دهید من کجا چنین جمله ای را گفته یا نوشته ام؟ وشما بجای جواب دادن به اتهام زنی وطرح مسائل دیگر پرداخته اید. من نمی دانم شما به چه اصول وباورها وروشی در زندگی تان دارید وچه می کنید وچه انتظاراتی از دیگران دارید اما من ادعای چندانی ندارم وفقط به عنوان یک شهروند تلاش می کنم تا آنجا که می توانم به وظیفه شهروندی ام در دفاع از حقوق عامه مردم وکاهش از رنج وآلام آنان تلاش کنم وروشن است که بسیاری از کارها را نمی توانم بکنم وبسیاری از کارها را هم نباید بکنم! وخوشحالم که در این سرزمین یک نفر را نمی توانید پیدا کنید که من در حقش ظلم کرده باشد وبتواند ادعایی در این باره علیه من داشته باشد وفکر می کنم اگر دیگران نیز چنین می کردند ایران گلستان می شد وآن می شد که شما می خواستید> شما اگر اصرار دارید کناه وجرم خود را پای امثال بنده بنویسید اشکالی ندارد ومی توانید بازهم اینکار را ادامه دهید اما اگر من در این نظام کار کرده ام واصلاح طلبی در درون این نظام را پی می گیرم بر پایه اصول وباورها وروش خودم است وهمواره درسایه این مشی حرکت کرده ام وهرگز بانی آنچه شما به انتقاد نموده ومحکوم کرده اید نبوده ونیستم وتا آنجا که می توانستم در مقابل تینها ایستاده ام وعملکرد بنده در روزنامه نگاری ومجلس بهترین شاهد براین مدعاست.عزیز گرامی ! ظاهرا شما چون زورتان به دیگران نمی رسد یقه امثال بنده را می گیریدو...اما باور کنید اشتباه گرفته اید وباور کنید این اشتباه گرفتن ها بیشترین کمک را به همانهایی می کنید که سخت مورد انتقاد واعتراض شماست!

 

ا- مصلحی :

توهم پراکنی و تحریف حقایق و انحراف اذهان عمومی از دشمن اصلی درونی، برای حفظ نظام...، عین خیانت و جنایت به آزادی و منافع ملی مردم ایران بوده و هست. و درست حرفها و قلم زنی آقای مزروعی و ادا اطوارهای اصلاح طلبی دور برادران خلافت صرفاً برای کسب قدرت و چپاول اموال ملت بوده است.

مزروعی : با سلام ، من این نظر را انتشار دادم تا خوانندگان خود به قضاوت وداوری بپردازند. در ضمن بنده حاضرم کلیه اموال ودارایی هایی را که دارم و به قول ایشان بعد از 27 سال کار ودر آستانه پنجاه سالگی ازراه چپاول اموال ملت بدست آورده آم با هر فرد مشابه خودم( به لحاظ سن وسال وسابقه کار وتحصیل وتخصص و...) معاوضه نمایم ویا یکجا با مبلغ 700 میلیون تومان به فروش رسانم . درعین حال متذکر می شوم این وضعیت ناشی از بی عرضگی یا راه بلد نبودن بنده در کسب درآمد وثروت نبوده است وقطعا اگر می خواستم از راه مشروع وقانونی می توانستم حداقل مثل برخی افراد مشابه خودم که الحمدلله در سایه دولت جمهوری اسلامی ایران صاحب ثروت شده اند بشوم. وخوشمزه اینکه درس اقتصاد خوانده ام وتا حدودی راه کسب درآمد در بازار را می دانم ودر جایی که مسئولیت داشته ام به لحاظ اقتصادی خوب اداره شده است! درمورد کسب قدرت هم نمایندگی مجلس ششم یا دیگر پست های دولتی برای من جز دردسر وزحمت عایدی به همراه نداشته است واتفاقا روزگار خوش من اینروزهاست که هیچ مسئولیت دولتی بعهده ندارم ودعا می کنم در آینده نیز نصیبم نشود اما هر آنچه در گذشته وحال کرده ومی کنم بر اساس عقائد وباورهایی است که دارم وفکر می کنم به نفع عامه مردم ومنافع ملی می باشد وخدا می داند که ادا واطوار و...نیست وامیدوارم شما نیز اگر به روز قیامت باور دارید در قیامت واگر باور ندارید در همین دنیا پیش وجدانتان پاسخگوباشید.

 

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007